جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ویژه نامه 19 دی - سالروز قیام مردم قم علیه رژیم شاهنشاهی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر 1394
    نوشته
    1,013
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    صلوات را خدا گفت در شان مصطفی گفت صل علی محمد صلوات بر محمد اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
    مورد تشکر
    6,796 در 994 پست
    حضور
    37 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    7
    گالری
    430

  2. تشكرها 4


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر 1394
    نوشته
    1,013
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    صلوات را خدا گفت در شان مصطفی گفت صل علی محمد صلوات بر محمد اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
    مورد تشکر
    6,796 در 994 پست
    حضور
    37 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    7
    گالری
    430



    حماسه 19 دی 1356
    حادثه ای که مشعل انقلاب را روشن ساخت و عامل شتاب زای انقلاب گردید، انتشار مقاله ای توهین آمیز نسبت به امام خمینی ره در سالروز کشف حجاب با امضای مستعار احمد رشیدی مطلق در 17 دی ماه 56 بود.


    شاه برای گروه های چریکی که گاه دست به عملیات تروریستی می زدند یا گروه های روشن فکری که اغلب با لحن تمسخر آمیزی از آن ها سخن می گفت اهمیت زیادی قایل نبود و از میان نیروهای مخالفش تنها از آیت الله خمینی واهمه داشت.


    بدین جهت مبارزه با ایشان را با دستور تهیه و انتشار مقاله مذکور به منظور تحقیر و بی اعتبار کردن ایشان آغاز کرد. رژیم شاه با این اقدام وارد مهلکه ای آن چنان خطرناک شد که وسعت دامنه و عظمت ابعاد آن موجب در هم شکستن پایه های نظام شاهنشاهی در ایران گردید.


    اولین بازتاب انتشار مقاله مذکور، در مرکز انقلاب - قم - منعکس گردید. در روز انتشار مقاله، هنگامی که کامیون حامل روزنامه های اطلاعات برای قم و اصفهان از دروازه قم وارد این شهر می شد، مردم قم که از پیش، خبر انتشار مقاله را از تهران شنیده بودند به کامیون هجوم برده، روزنامه ها را به آتش کشیدند.


    فردای آن روز(18 دی ماه)، طلاب کلاس های درس را تعطیل کرده و در مسجد اعظم دست به تجمع زدند. طی این روز زد و خوردهای پراکنده ای رخ داد ولی حرکت اصلی مردم در روز 19 دی شکل گرفت.




  5. تشكرها 4


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر 1394
    نوشته
    1,013
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    صلوات را خدا گفت در شان مصطفی گفت صل علی محمد صلوات بر محمد اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
    مورد تشکر
    6,796 در 994 پست
    حضور
    37 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    7
    گالری
    430



    19 دی بود و.. صدای گلوله بوی خون


    در اواسط دی ماه 1356 نامه ای از طرف دربار توسط داریوش همایون وزیر اطلاعات و جهانگردی برای انتشار به روزنامه اطلاعات داده شد. شاید آن روز کسی از سران رژیم باور نمی کرد که این نامه همچون جرقه ای در انبار باروت، رژیم را به آتش خواهد کشید.


    مسعودی صاحب امتیاز روزنامه پس از مطالعه مقاله، نگران واکنش علما شد اما در تماس با همایون و آموزگار نخست وزیر وقت دریافت که بعضی از مفاد تند و تحریک آمیز مقاله به خواست شاه گنجانده شده است.


    * این نامه نوعی تسویه حساب شخصی شاه، با امام خمینی به حساب می آمد. پس از شهادت آیت الله مصطفی خمینی، در جریان برگزاری مراسم های متعدد یادبود، از امام خمینی تجلیل و بر ضد رژیم شاه تظاهرات شد. همچنین گزارشی از عراق رسید که آیت الله خمینی در رساله عملیه ی خود، سلطنت را غیر شرعی اعلام کرده و این نظر در چاپ جدیدی از توضیح المسائل ایشان منتشر شده است.


    * شاه دچار توهم شده بود و فکر می کرد در جامعه ی آن روز نقش یک رهبر الهی و روئین تن را بازی می کند. او در مصاحبه با اوربانا فالاچی گفته بود: «از طرف خداوند برگزیده شده ام تا مأموریتی انجام دهم... من تنها نیستم چون قدرتی مرا همراهی می کند که دیگران قادر به دیدن آن نیستند... من پیام هایی دریافت می کنم.»


    * این مقاله در روز هفدهم دی ماه، سالروز کشف حجاب در روزنامه اطلاعات چاپ شد.


    در این مقاله که نویسنده ی آن احمد رشیدی مطلق، معرفی شده بود، به طور صریح بی حجابی به عنوان فضیلت و حجاب، کهنه پرستی و ارتجاع سیاه معرفی شد. همچنین توهین های متعددی به امام شده و از قیام پانزده خرداد 1342 به عنوان توطئه استعمار سرخ و سیاه یاد شد.


    * پس از اطلاع از محتوای مقاله، طلاب برای تصمیم گیری به منزل آیت الله نوری همدانی رفتند.


    یک دسته معتقد بودند که فردا کلاس های درس را برگزار کنند و در خلال درس، درباره اهانت به مقدسات دینی و روحانیون به ویژه امام خمینی بحث و تبادل نظر کنند. اما دسته ی دوم که اکثریت را تشکیل می دادند، معتقد به مبارزه با رژیم و موج آفرینی بودند.


    در نهآیت تصمیم گرفته شد که در روز هجدهم دی درس های حوزه تعطیل شود.


    همین مسأله باعث شد در روز هجدهم دی ماه عده ای از طلاب در مقابل بیت آیت الله گلپایگانی و علامه طباطبایی و برخی دیگر از مراجع اجتماع کنند و از حمایت آنها برخوردار شوند.


    * بازاریان با مشاهده حرکت حوزه به حمایت از آن، در روز نوزدهم دی بازار را تعطیل کردند.


    صبح روز نوزدهم، اداره اطلاعات و امنیت و شهربانی قم به همراه نیروهای کمکی که از تهران وارد شده بودند در سطح شهر به ویژه حوالی مدارس علمیه و حرم حضرت معصومه(س) پراکنده شدند.


    اقشار مختلف مردم که شامل بازاریان، طلاب، دانش آموزان و دانشجویان، زنان و کارگران و... بودند، در مقابل مدرسه ی خان و میدان آستانه تجمع کردند و به طرف بیت آیت الله میرزا هاشم آملی رفتند. اما تجمع عظیم مردم در بعد از ظهر آن روز صورت گرفت.


    بعد از ظهر آن روز، پس از سخنان آیت الله نوری همدانی، جمعیت ده هزار نفری قصد داشتند از طریق خیابان ساحلی به منازل آیت سلطانی طباطبایی و مشکینی بروند اما مأموران رژیم، خواب دیگری برای مردم بی دفاع دیده اند.


    یکی از مأموران رژیم، برای ظاهرسازی و دست و پا کردن بهانه ای برای شروع سرکوب مردم، شیشه ی یک بانک را شکست و مأمور دیگری باقیمانده شیشه ها را با سنگ نشانه گرفت. همین بهانه باعث شد تا اسلحه ها به طرف مردم نشانه رود و...


    * درگیری و جنگ و گریز تا ساعاتی از شب ادامه یافت. مردم در خیابان ها شعار می دادند: «از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا خمینی...»


    بعد از این حادثه طلاب و علمای قم با انتشار اعلامیه ای ضمن محکوم کردن کشتار مردم بی دفاع، این سؤال را مطرح کردند که «ایا فضای باز سیاسی به این معناست که اگر کسانی به مطالب غیر واقعی روزنامه اعتراض کنند باید با گلوله پاسخ بگیرند؟»


    * هیچ کس نمی داند که در این روز واقعاً چند نفر مجروح و یا شهید شدند. بسیاری از مجروحان از ترس دستگیری به بیمارستان مراجعه نکردند و احتمالاً خانواده ی برخی از شهدا از ترس ساواک شهدای خود را مخفیانه به خاک سپردند و فقط نام پنج شهید به ثبت رسید که یکی از آنها یک نوجوان سیزده ساله بود.


    * «سرکوب اغتشاشات قم»!
    این تعبیری بود که در رسانه ها درباره قیام مردم قم به کار برده شد. پس از این ماجرا، صبح روز 23 دی 1356 رژیم پهلوی عده ای از کارمندان و اعضای حزب رستاخیز را جمع آوری نمود و سوار بر اتوبوس راهی قم کرد. آنان به حمایت از شاه «جاوید شاه» گویان به سمت حرم حرکت کردند.


    * چهلم پشت چهلم!
    برگزاری مراسم بزرگداشت شهدای شهرهای مختلف، جلسات سخنرانی و تظاهرات خیابانی به رفتار سیاسی انقلابیون و مردم تبدیل شد. در جریان همین مجالس مردم به پاس مجاهدت ها و قدرت ویژه آیت الله خمینی به او لقب امام دادند. امام سرنگونی قریب الوقوع رژیم شاه را پیش بینی کرد و این پیش بینی یک سال بعد به وقوع پیوست.

    دیدار آشنا دی 1388 - شماره 111


  7. تشكرها 4


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر 1394
    نوشته
    1,013
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    صلوات را خدا گفت در شان مصطفی گفت صل علی محمد صلوات بر محمد اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
    مورد تشکر
    6,796 در 994 پست
    حضور
    37 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    7
    گالری
    430



    قیام قم، حماسه مقاومت و فداکاری


    در تاریخ معاصر دو درخشندگی به چشم می خورند که از افق قم طلوع کرده اند یکی قیام 15 خرداد 1342 هـ.ش و دیگری خروش 19 دیماه 1356 هـ.ش، مقام معظم رهبری فرموده اند: «قیام دلیرانه مردم قم، نقطه شروع مبارزه بی امانی بود که تا لحظه سقوط حکومت رژیم پهلوی ادامه یافت و پس از آن نیز ادامه خواهد داشت. سهم مردم قهرمان قم به عنوان آغازگر این مبارزه بزرگ بر ضد ظلم و کفر و استکبار و الحاد داخلی و خارجی در تاریخ انقلاب اسلامی ایران محفوظ خواهد ماند چرا که آنان بطور اوّلیه کتاب انقلاب اسلامی را با خون عزیزترین و رشیدترین فرزندان خود رقم زدند...»(4) ایشان افزوده اند: «در نهضت عظیم انقلاب اسلامی ما دو نقطه شروع وجود دارد که یکی 19دیماه و دیگری شروع مبارزات در سال 1342 که هر دو مربوط به قم است.»(5)


    آری نوزده دی روزی بود که روزنه ها را به سوی عاشورا گشود و بار دیگر «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» در این شهر رقم خورد، روزی که مشت های گره کرده روحانیان، طلّاب و سایر اقشار قم در دفاع از ارزشهای دینی به خون نشست و گلواژه آزادگی سرداده شد، نوزده دی جرقه ای بود بر انبار خشم مردم قم تا همه بافته های چندین ساله طاغوت و اعوان و انصارش را در شعله هایش فرو ببرد.


    زمینه ها
    پس از قیام خونین امّا با برکت 15 خرداد 1342 هـ.ش فشار سیاسی و اختناق شدید،


    سراسر ایران را فرا گرفت، شاه با دستگیری نیروهای مبارز، انقلابی و ارزشی و تبعید آنان به نقاط دور افتاده و بد آب و هوا، محیط کشور را برای بیگانگان، بخصوص آمریکا، فراهم ساخت. اگرچه حضرت امام خمینی (قدس سره) در تبعید ترکیه و عراق و نیز بنا به مناسبت های گوناگون و در مقاطع مختلف نسبت به کارنامه سیاه رژیم پهلوی و نفوذ استکبار جهانی و صهیونیست ها در برنامه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران موضع گیری جدّی و ریشه ای می نمودند و بنابه مقتضیات و مصالحی اعلامیه ها و اطلاعیّه هایی صادر می فرمودند امّا تشکیلات جفا و جور با دستگیری یاران و حامیان امام در حوزه ها و دانشگاهها، به تصور اینکه زمینه های یک خیزش عمومی را از میان برده است، به حکومت خود ادامه می داد. تلاش مأموران حکومت پهلوی در این بود که به هر نحو ممکن مراکز علوم دینی از امام دور نگه داشته شوند و اجازه هرگونه تحرکی فکری و عملی به آنان داده نشود، زیرا از این واقعیت هراس داشت که اگر امام خمینی همچون قیام شکوهمند خرداد 1342 هـ.ش رهبری جنبشی دینی را عهده دار شود، بساط ظلم و سلطنت ساقط می گردد. از آن سوی، استکبار جهانی به رهبری آمریکا برای ایجاد ثبات سیاسی در کشورهای دارای نظام


    دیکتاتوری و سرسپرده و جلوگیری از تشکّل افراد ناراضی برای براندازی چنین حکومت هایی و وقوع انقلاب مردمی، کوشید تا فشار سیاسی را تعدیل نماید و پاره ای اصلاحات روبنایی و جزئی در مسایل اجتماعی صورت دهد و افراد معترض و مخالف را که محافظه کار و میانه رو بودند به نام دفاع از آزادی حقوق بشر به فعالیت هایی سوق دهد که چنین رژیم هایی را تأیید نمایند. شاه ایران تلاش کرد زودتر از دیگران در آستانه روی کار آمدن جیمی کارتر، خود را با سیاست های جدید آمریکا هماهنگ سازد و از فضای باز سیاسی و انتخابات سخن به میان آورد، امّا طبق برنامه هایی حساب شده در اسفند ماه سال 1355 هـ.ش سازمان عفو بین الملل در دادگاه لاهه رژیم شاه را به دلیل اختناق محکوم کرد و در فروردین ماه سال 1356 هـ.ش وزیران خارجه آمریکا و انگلستان طی ملاقاتی خصوصی با محمدرضا پهلوی، با لحن تند و تحکّم آمیزی، او را دعوت به تعدیل رژیم دیکتاتوری و رعایت حقوق بشر به جای انبار نمودن این همه سلاح نظامی کردند، وی قول داد، در این زمینه اقداماتی را به عمل آورد، از این جهت سه ماه بعد از ملاقات مذکور هویدا را برکنار کرد و جمشید آموزگار را که مهره قدیمی آمریکائیان بود، روی کار آورد، همان کسی که استکبار تصور


    می نمود می تواند نقش علی امینی در سال 1340 هـ.ش را عهده دار گردد، چنین تغییرات سطحی مورد پسند آمریکا قرار گرفت و سبب شد تا حدودی از فشار و اختناق کاسته شود. در دی ماه سال 1355 هـ.ش لایحه اصلاحات بنیادی در امور قضایی به مجلس فرمایشی داده شد و در 14 بهمن ماه همین سال تعداد 66 زندانی سیاسی که مدت محکومیت آنان منقضی شده بود، مود عفو قرار گرفتند! در دهم اسفندماه، شاه طی مصاحبه ای اعلام نمود: تمام پست های اداری و سیاسی کشور در اختیار ملّت قرار دارد؟!


    با این برنامه های به ظاهر اصلاحی که پشت پرده آن آمریکا قرار داشت، استکبار سازماندهی جدیدی را برای سرکوب قیام مردم به اجرا می گذاشت، دسته ای از ملی گرایان و روشنفکران بیمار و غرب زده که با رژیم، اختلاف اصولی نداشتند و می گفتند: شاه باید سلطنت کند نه حکومت، در چنین فضایی به فعالیت های سیاسی پرداختند.


    در مرحله دوم از این طرح، گروهها و جمعیت های محافظه کار و غرب زده تقویت شدند و میدان عمل بیشتری برای آنان فراهم گردید. در فروردین ماه سال 1356 جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر با موافقت یکی از مسؤولان اصلی کمیته حقوق بشر آمریکا به نام «باتلر» تشکیل


    گشت، بعد از این شاه، حزب رستاخیز را مأمور ایجاد فضای مصنوعی باز سیاسی نمود، در چهارچوب عملی ساختن سیاست جدایی دین از مسایل حکومتی، افراد متحجّر و مقدس مآب که ادعای دیانت و شریعت داشتند با برنامه ریزی های رژیم شاه در برخی مراکز تبلیغی و آموزش علوم دینی نفوذ پیدا نمودند تا در غیاب رهبری که در تبعید بسر می برد عملاً حرکت انقلاب اسلامی و خیزش عمومی را به انفعال کشانیده و آذرخشی را که در کویر ستم روشنایی ایجاد می نمود و در خرمن ستم و زورگویی حریق می افکند، خاموش سازند، اشاره امام به خون دل هایی که از دست این متحجّران و عالمان مقدس مآب و متنسّک و افراد متهتک خورده است، بدون ارتباط با این حرکت حیله گرانه و مزوّرانه استکبار نمی باشد زیرا این ها با ظاهری دینی،عوام پسند و موجّه نظر مردم را از نهضت اصیل و مقدس اسلامی، منحرف می ساختند و نه تنها برای رژیم شاه خطری نداشتند بلکه به نوعی او را تأیید و تقویت می نمودند امّا امام با فراستی ویژه کوشید در فرصت های بوجود آمده مردم را برای عملی ساختن اندیشه های اصولی و مخالفت های اساسی خود با اساس سلطنت، تهییج نماید، ایشان فضای بازسیاسی را بازگشت مجدّد و بیشتر استبداد معرفی نمود و اقشار گوناگون ایران را


    نسبت به ظاهرسازی، عقب نشینی مصلحتی و تهاجم وحشیانه بعدی هشیار ساخت.


    در دیماه سال 1356 هـ.ش جیمی کارتر به صورت غیر مترقبه و چند هفته پس از سفر شاه به آمریکا، عازم ایران گردید. در مجلس ضیافتی که در کاخ نیاوران برگزار گردید، کارتر در مقام خوشایندی شاه، اعلام کرد: ایران مرهون شایستگی شاه در اداره کشور است، زیرا او موفق گردیده چنین کشوری را به صورت جزیره ثبات در یکی از پرآشوب ترین نقاط جهان درآورد و من نسبت به هیچ شخصیت سیاسی همچون شاه، این همه احساس حق شناسی عمیق و دوستی صمیمانه ندارم!؟ سخنان ستایش آمیز رئیس جمهور آمریکا که مصداقی از این ضرب المثل است که «ابلهی گفت و کاهلی باور کرد!» در آن مقطع خاص اعتماد به نفس شاه را تقویت کرد و او را به این فکر واداشت که می تواند سیاست فشار و سرکوب را با شدّت افزون تری ادامه دهد و رهبران مخالف به ویژه قلّه آنان یعنی امام خمینی را از صحنه خارج کند!؟(6)


    یکی از همگامان راستین امام، فرزندش، روحانی دانشمند و مبارز شهید سید مصطفی خمینی (ره) بود کسی که هنگام تبعید پدر، بازداشت و زندانی گردید و پس از آزادی به ترکیه ـ تبعیدگاه امام ـ رفت و در مهاجرت امام از ترکیه به نجف، رهبر انقلاب را همراهی نمود ودر تمام ایّام اقامت در عراق، در مبارزه هیچ گاه، امام را رها ننمود، این شخصیت برجسته، سازش ناپذیر و بافراست، خطری بالقوه برای رژیم پهلوی محسوب می گردید که با نقشه ساواک او را به شهادت رسانیدند.


    شهادت فرزند امام در آغاز آبان سال 1356 هـ.ش به انسجام نیروهای مخالف رژیم پهلوی شتاب خاصی بخشید و پس از این حادثه مجالس ختم مفصلی در داخل و خارج ایران به مناسبت شب هفت و چهلم ایشان برگزار گردید که هریک از آن ها عاملی مؤثر برای تظاهرات گسترده علیه حکّام دست نشانده پهلوی گشت. فرصت بدست آمده، موقع ارزشمندی بود که طی آن امام بار دیگر به عنوان رهبری انقلاب اسلامی مطرح گردد آتش انقلاب رفته رفته برافروخته گردید و پیام ها و بیانات امام جهت گیری نهضت را روشن ساخت.(7) داغی که شهادت سید مصطفی خمینی بر قلوب شیفتگان پدر وی نهاده بود چون بشکه باروتی گردید که مستعد انفجاری مهیب با کوچکترین جرقّه ای بود.


    وقاحت و اهانت
    در روز 17 دی ماه سال 1356 هـ.ش در سالروز به اصطلاح آزادی زن، در شهر مشهد زنان با چادر مشکی تظاهرات وسیعی بر علیه رژیم طاغوت برپا نمودند که با توجّه به پیام و تازگی آن از انعکاس گسترده ای برخوردار گردید. روزنامه رستاخیز در سرمقاله خود درباره این حرکت نوشت: ماجرای مشهد تظاهری از یک اتحاد نامقدس سرخ و سیاه بود! در همین روز، روزنامه اطلاعات با چاپ مقاله ای تحت عنوان «ارتجاع سرخ و سیاه در ایران» به قلم احمد رشیدی مطلق، به امام خمینی اهانت نمود.(8)


    برنامه ریزی، حساب شده بود، روز آزادی زنان و تقارن آن با آستانه ورود کورت والدهایم، دبیر کل سازمان ملل متحد به ایران بهانه بسیار خوبی بدست می داد تا حداکثر استفاده را در جهت پیشرفت مقاصد سیاسی خود بنمایند و تظاهر کننده ها و مخالفان را افرادی مرتجع تلقی کنند که مخالف اعطای آزادی و توسعه و ترقی می باشند!


    این مقاله موهن و مشوّه که به دستور شخص شاه در یکی از مطبوعات با سابقه درج گردیده بود، نخستین جرقه ای به حساب آمد که آتش انقلاب را روشن ساخت و حوادث بعدی نشان داد که اظهارات کارتر در تهران مبنی بر ثبات سیاسی در ایران به هیچ وجه با واقعیت ها و شرایط حاکم بر این کشور تطبیق نمی کند. به اعتقاد یکی از مورّخان اروپایی، این مقاله موجب گردید تا جامعه ایران حول محور رژیم شاه از یک سو و آیة اللّه خمینی از طرف دیگر، دو قطبی شود و امام رهبری مخالفین را برعهده گیرد.چاپ این مطلب چنان آتشی به دامن رژیم پهلوی افکند که شراره هایش تمام ابّهت و هیبت آن را سوزانید و از دگر سو بر اقتدار، عزت و عظمت رهبری انقلاب که در تبعید بسر می برد، افزود به قول مولانا جلال الدین رومی:


    گرخدا خواهد که پرده کس درد میلش اندر طعنه پاکان برد
    شاه برای گروههای چریکی که گاه دست به عملیات ضد رژیمی می زدند و نیز افراد روشنفکر غرب زده که لحنی انتقادی داشتند، اهمیت زیادی قایل نبود و از میان تمامی نیروهای مخالف صرفاً از امام خمینی واهمه و هراس داشت. بدین جهت مبارزه با ایشان را با دستور تهیه و انتشار مقاله مذکور به منظور بی اعتبار کردن آن رهبر فرزانه آغاز کرد اما با چنین اقدامی وارد مهلکه ای آن چنان خطرناک گردید که دامنه و وسعت آن موجب درهم شکستن پایه های نظام شاهنشاهی در ایران گردید، عمومیتی که این حادثه به اعتراضات مردم ایران بخشید در رویدادهای سال های قبل همانند نداشت.(9)


    به دنبال انتشار این مقاله که در آن با صراحت به ساحت مرجع عالم تشیع اهانت گردیده و قیام مذهبی و مردمی 15 خرداد 1342 توطئه استعمار سرخ و سیاه معرفی گردیده بود، موج عظیمی از اعتراض سراسر ایران را فرا گرفت.(10)


    خروش خونین
    اولین بازتاب انتشار مقاله مورد اشاره در مرکز انقلاب ـ شهر مقدس قم ـ منعکس گردید. در روز انتشار مقاله هنگامی که کامیون حامل روزنامه های اطلاعات برای قم و اصفهان از شهر قم می خواست عبور کند، مردم این سامان که از قبل، خبر انتشار آن را در تهران شنیده بودند، به کامیون مزبور هجوم بردند و روزنامه ها را آتش زدند.(11)


    فردای آن روز طلّاب علوم دینی، کلاس های درس را تعطیل کرده و در مسجد اعظم دست به تجمع زدند و طی این روزها زدوخوردهای پراکنده ای رخ داد.(12)


    غروب روز 17 دی 1356 هـ.ش چندین نفر از مدرّسین برجسته حوزه علمیه قم که نظرشان بر این بود که کاری هماهنگ و منسجم علیه این حرکت رژیم صورت گیرد در منزل آیة اللّه حسین نوری همدانی اجتماع نمودند در جلسه ای که تا ساعت دو بعد از نیمه شب طول کشید پس از بحث ها و مشورت های لازم مقرر گردید در روز هیجدهم دی حوزه بطور کامل تعطیل گردد و در روز نوزدهم دی درس ها شروع شود اما در آغاز آن اساتید و علما درباره حوادث پیش آمده صحبت کنند، در این روز طلبه ها پس از خاتمه درس به منزل مراجع می رفتند تا آنان را برای مبارزه دعوت نمایند. سرانجام مقرر گردید ساعت چهار بعد از ظهر هیجدهم دی برای حرکت بیشتر و منسجم تر تجمعی در منزل آیة اللّه حسین نوری صورت گیرد. از تهران هم عده ای آمده بودند و حیاط و اتاق های منزل ایشان که در کوچه بیگدلی خیابان صفائیه(شهداء کنونی) واقع بود و حتی کوچه از جمعیت پر شده بود در آغاز یکی از استادان حوزه و سپس آیة اللّه نوری برای حاضران سخنرانی کرد، صحبت های انقلابی استوار و محکم این مرجع مبارز حاضران را تهییج نمود و آنان از آنجا راهپیمایی را آغاز کردند، در حالی که آفتاب غروب کرده بود آنان تا حوالی چهار راه بیمارستان(میدان شهداء) رفتند، در آن جا مأموران امنیتی و پلیس به سوی تظاهر کنندگان آتش گشودند و عده ای را شهید و گروهی را مجروح نمودند.


    البته جمعیت می کوشید ضمن اعتراض و شعار دادن نظم و آرامش را حفظ کند و تلاش بر این بود که درگیری رخ ندهد و از مقابل مأمورین آماده حمله، به آرامی عبور کنند امّا ناگهان متوجه شدند شیشه های بانک صادرات واقع در مجاور کلانتری توسط خود نیروهای پلیس خرد گردید و سنگ اندازی آغاز شد. به دنبال این زمینه سازی تیراندازی و مقابله با معترضین شروع گشت. کشته ها و زخمی ها به قدری زیاد بود که گذشته از آن که، عده ای را مردم به خانه های خویش می بردند، تخت ها و تمام راهروهای بیمارستان های قم و کف اتاق ها انباشته از اجساد و مجروحین بود، که در بین آنها روحانی و غیر روحانی، کودک و پیر و جوان، اعم از مرد و زن دیده می شد. مأموران درنده خوی در مقابل مراجعه و تقاضای صاحبان جنازه ها یا اجساد را تحویل نمی دادند یا شرط می کردند که باید به تعداد هر گلوله ای که به بدن شهداء اصابت نموده است، مبلغ پانصد تومان بپردازند تا جسد مورد نظر تحویل داده شود و کسان مقتولین تعهد بدهند بدون سر و صدا، فرد کشته شده را در نقطه نامعلومی به خاک بسپارند، جنایتی وحشتناک آن هم در شهر مقدس قم و پایگاه روحانیت آن هم درست در ایامی که دبیر کل سازمان ملل متحد در ایران به سر می برد از هراس رژیم و نیز نقشه از قبل طرح ریزی شده حکایت داشت.


    سوژه اصلی عکّاسان ساواک، در وهله نخست زن های چادری قم و بعد طلّاب و روحانیان بودند که در راهپیمایی و تعرض روز 19 دی می توانستد مقاصد اصلی شاه را در تصاویر بیان کنند.


    نقشه توسط مأموران به اجرا درآمد و با کشتن و مجروح نمودن عده کثیری از مبارزین و دستگیری تنی چند از علما و روحانیان سرشناس، همراه با اسناد و مدارک مفصل عازم تهران شدند تا نتیجه اقدامات خود را به اطلاع شخص شاه برسانند و مژده دهند که این بار نیز اعلیحضرت همایونی بر ارتجاع سیاه پیروز گردید؟!


    شاه بقدری از موفقیت این نقشه اطمینان داشت که حتی برای دریافت چنین گزارشی صبر نکرد و صبح روز نوزده دی ماه عازم مصر گردید تا تعهدات مالی جیمی کارتر را به انورسادات بپردازد و همان روز همسر خود ـ فرح پهلوی ـ را به آمریکا فرستاد تا در آنجا مهیای تسلیم گزارش اجرای حقوق بشر در ایران، به رئیس جمهور آمریکا باشد، ولیعهد را نیز به سوی تایلند، نیوزلند و استرالیا اعزام نمود تا اتهام دست داشتن خانواده شاه را در این حادثه خونین برطرف کند.


    «کورت والدهایم» که طبق قرار قبلی در نوزدهم دی ماه وارد ایران شده بود با شنیدن خبر اعتراض قمی ها شگفت زده شد، مأموران ساواک حقایق را دگرگون جلوه دادند و به وی گفتند وقتی شاه، اعطای آزادی را در برنامه خود قرار داد، بلافاصله در قم علیه آزادی زن قیام کردند و آنان را مجبور به پوشیدن چادر و نفی تمام ترقی های آریامهری ساختند، ملّاهای مرتجع نیز در مخالفت با آزادی بانوان به میدان آمدند و با مأموران حکومتی درگیر گردیدند و این تصویرها مؤیّد ادعاهای ماست! در هر حال دبیر کل را چنان دچار بمباران تبلیغاتی ساختند که رشته اصلی تحقیقات در این بابت از دستش بیرون رفت و در روز چهارم اقامت در ایران، با شاه که به تازگی از سفر مصر و عربستان بازگشته بود، ملاقاتی یک ساعته انجام داد و نظرات وی را در خصوص مخالفت مرتجعین با ترقّی و توسعه و آزادی، تصدیق نمود و قول داد دراین باره گزارشی به سازمان ملل ارائه نماید و جیمی کارتر را در جریان این تحرّکات بازدارنده، قرار خواهد داد. از سوی دیگر خبرگزاری های وابسته به امپریالیسم جهانی عکس ها و گزارش های حادثه قم را که توسط ساواک تهیه شده بود، در سطح وسیعی منتشر نمودند و جوّ مساعدی برای شاه ایجاد کردند و شروع به دفاع از او نمودند.(13)


    قیام نوزده دی قم، الهامی از نهضت 15 خرداد 1342 هـ.ش با همان شعارها و پیروی و حمایت و تبعیت از رهبری امام خمینی بود، با ویژگی های مذهبی و مبتنی بر ارزش های اعتقادی و به دور از شعارهای روشنفکری، انگیزه های قیام نشأت گرفته از اعماق قلب، ایمان و باور مردم بود و یکرنگی خاصی در آن به چشم می خورد به همین دلیل مانند جرقه ای در انبار باروت عمل کرد، البته دست قدرت لایزال الهی را به خوبی می شد از ورای آن با بصیرت درونی مشاهده کرد ، نوزده دی به دلیل همین پشتوانه الهی و سرچشمه ای مذهبی، شگفت آسا عمل نمود به نحوی که هیچ قدرتی نه می توانست پیش بینی آن را بنماید و نه هیچ فردی قادر بود چنین حرارتی را در اعماق وجود مردم، ایجاد کند.(14)


    در صدر این حرکت مقدس، علما و روحانیان نقش فعّالی را ایجاد کردند، برخی مراجع و از جمله آیة اللّه گلپایگانی اعلامیه ای را در اعتراض به جنایات رژیم شاه در این قیام صادر نمودند، ایشان از دستگاه حکومت خواست بابت چنین اقدامی توضیح دهد. عوامل ساواک به غلط تصوّر می کردند کشتار مردم موجب خاموش گشتن نیروی محرّکه انقلاب خواهد گردید امّا با تعجّب دریافتند شعله های قیام روزبروز فروزان تر می شود و سیل جمعیت با حرکت های خانه به خانه از علما و مراجع چاره جویی می کنند.(15)


    رژیم که در برابر این فروزندگی به استیصال رسیده بود گروهی از مجتهدان و علمای برجسته و استادان بارز حوزه علمیه قم را به نواحی بد آب و هوا و گرمسیر تبعید نمود که با این تبعیدها امواج نهضت قم به سایر نقاط سرایت کرد. در چهلمین روز شهدای قم، و در 29 بهمن 1356 هـ.ش مردم تبریز به پاخاستند و کنترل شهر را تا مدتی از دست مأموران خارج نمودند و با به آتش کشیدن سینماها، مشروب فروشی ها و مقر حزب رستاخیز، خشم خود را نسبت به خشونت های رژیم پهلوی بروز دادند و سرانجام ارتش با کامیون های سرباز و تانک های خود، صحنه ای خونین بوجود آورد و ده ها نفر را به شهادت رسانید. در اربعین شهدای تبریز که مقارن با نهم فروردین سال 1357 هـ.ش بود حوادث مذکور در یزد تکرار گردید و پس از آن اعتراض های عمومی در سراسر کشور گسترش یافت.(16)


    عکس العمل امام خمینی
    پس از قیام خونین قم، امام خمینی در تبعیدگاه نجف، طی لحنی شدید به رژیم پهلوی هشدار دادند و آشکارا حکومت ستم شاهی را به مبارزه طلبیدند، امام در فرازی از بیانات خود که در اول بهمن ماه 1356 فرمودند، خاطر نشان ساختند: «من متحیّرم که این فاجعه را... به کی باید تسلیت بگویم. آیا به رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله و ائمه معصومین(ع)، به حضرت حجت(سلام اللّه علیه) تسلیت بگویم یا امّت اسلام، به مسلمین، به مظلومین در تمام اقطار عالم تسلیت بگویم یا به ملت مظلوم ایران...یا به اهالی قم محترم، قم داغدیده ها، تسلیت بدهم...یا به حوزه های علم و علمای اعلام... به کی باید تسلیت گفت و از کی باید تشکر کرد در این قضایا که برای اسلام پیش می آید و این ملت بیدار ایران در مقابل این مصیبت ها استقامت می کند، کشته می دهد، هتک می شود. بی جهت و بدون هیچ مجوّزی مردم را به مسلسل بستند...ملت ایران. ملت بیداری است. در عین حالی که این همه ظلم می بیند، کشته می دهد... مقاومت می کند، ایستادگی می کند و این ایستادگی به نتیجه خواهد رسید هیچ اشکالی نیست که بعد از این که ملت ها بیدار شدند و بعد از این که زن ها قیام کردند بر ضد دولت و بر ضد این جبّاران یک همچو ملتی پیروز می شود. ان شاء اللّه.»(17)


    امام در این سخنان با تیزبینی و نوعی همه جانبه نگری در اولین گام، قیام را با برنامه های رسول اکرم و خاندان او، پیوند می دهد و علما و روحانیان و امت های مبارز را با خاندان عترت مرتبط می سازد و در ادامه، با بصیرت ناشی از نور معنوی، این قیام را طلوعی برای پیروزی انقلاب اسلامی تلقی می نماید. امام در پیامی که بدین مناسبت صادر فرمودند، نوشتند، نهضت اخیر که پرتوی از نهضت 15 خرداد است و شعاعش در سراسر کشور نورافکنده، خود کوبندگی خاصی دارد که شاه را از خود بیخود کرده و او و دارودسته چاقو کشش را به تلاش مذبوحانه واداشته(است) جنایات 29 محرم امسال(19 دی 1356) نقطه عطفی است به جنایات شاهانه 12 محرم آن سال (15 خرداد 1342)، شاه خواست ضرب شستی به ملت مسلمان نشان دهد. پس از تمامیت حساب با رئیس جمهوری آمریکا، به بهانه مختصری که مأمورین ایجاد کردند مرکز تشیع و حوزه فقاهت اسلام را در جوار مرقد پاک حضرت فاطمه معصومه (س) به مسلسل بست... شاه می خواهد ثابت کند که نوکری او تحکیم شده و ملت نباید گمان کند او از پشتیبانی اجانب برخوردار نیست ولی ملت با تظاهرات عمومی و تعطیل سرتاسری دامنه دار و اظهار تنفّر، بار دیگر ثابت کرد که او را نمی خواهد و از او و خاندانش بیزار است و این رفراندوم طبیعی در حقیقت خلع او از سلطنت غاصبانه جابرانه است.(18)


    هراس و وحشت رژیم ستم شاهی
    اصولاً یکی از دلایل سرکوبی قیام نوزده دی، وحشت زدگی بساط طاغوت می باشد، امام فرموده اند: امروز که به خواست خدای قادر، ملّت ما با همه طبقات ابعاد آگاهانش به پاخاسته و مجال را بر شاه و دارودسته اراذلش تنگ کرده اند که حتی از سایه خود وحشت دارند و همین وحشت زدگی موجب حرکات وحشیانه جنون آمیز شده که به قتل عام 19 دی (بیست و نه محرم ـ 1398 هـ.ق) پناه برده تا از ناراحتی های روزافزون و دلهره های پیاپی با خون آشامی ضحاک وار آسایش موقتی به دست آورند...»(19) مأمورین و نیروهای سرسپرده رژیم پهلوی از ترس آن که مبادا رهبری مردم ناراضی در جریانات اعتراض عمومی در دست امام خمینی قرار گیرد، تا چند روز پس از قیام قم، به تبلیغات فراوان منفی پرداخت که این وضع بیانگر نگرانی شاه از نهضت روبه رشد مردم ایران به رهبری امام خمینی بود. مؤید این نکته گزارش سفارت آمریکاست که به وزارت کشور متبوع خود فرستاده است که طی آن نگرانی خود را از ناتوانی رژیم شاه ابراز داشت و نوشت: امکان دارد دولت کنترل خود را روی عوامل مذهبی خود از دست بدهد.(20)


    نمونه دیگر از هراس رژیم پهلوی آن بود که در پی کشتار وحشیانه قم، برای عوام فریبی یک تظاهرات ساختگی در این شهر برپا کرد. به دنبال آن خبرگزاری پارس اعلام داشت: مردم قم در یک اجتماع بزرگ حزبی اقدامات ضد امنیت ملّی را محکوم کردند.(21)


    پیامدها و برکت ها
    شاه با کشتار قم تلاش کرد تا بر روی تمام شایعات مبنی بر اختلاف با آمریکائیان و عدم حمایت کارتر از سیاست های سرکوبگرانه او خط بطلان بکشد و با تفکیک مخالفین و معترضین از یکدیگر به آنها بفهماند که کسانی که با اساس سلطنت سروکار دارند پاسخی جزسرکوب و استفاده از زور نخواهد داشت ولی آماده است برای آن گروهی که مرز انتقاد از خرابکاری (؟!) را تشخیص می دهند ادامه حضور در بازی سیاسی را تحمل نماید. از قضا سرکنجبین صفرا فزود. شاه و آمریکا غافل از این امر مهم بودند که رژیم، تمامی برگهایش را در طول این سال ها رو کرده و در عوض انقلاب اسلامی طی سیزده سال گذشته اقدام به ایجاد زیربنای مناسب برای فعالیت های سیاسی فرهنگی کرده است. این فراز حساس و نقطه اوج در چرخش نیروها باامدادهای غیبی الهی حمایت و تضمین گشت. در اوج گیری نهضت به برکت قیام قم، رشته های ادعائی رژیم به طنابهای دار او، تبدیل شده تبلیغات و شایعات، استفاده از زور و حربه ها ی سرکوبگرانه بی اثر گردید.(22)


    واقعه عظیم و تکان دهنده مزبور و حمایت گروههای گوناگون مردم در تهران و برخی شهرها، در ابراز همدردی با آن، میزان نفوذ و محبوبیت امام و تبعیت توأم با علاقه مردم از ایشان را، به جرثومه های فساد و استکبار نشان داد. به علاوه مردم متوجه شدند چه کسی منشأ این همه مفاسد است، امام خمینی فرمودند: «مردم مجرم حقیقی را پیدا کردند، پیدا بود امّا نمی دانستند و یا جرئت نمی کردند بگویند، بحمداللّه این سد خوف شکست و مجرم اصلی را بدست آوردند و فهمیدند بدبختی ملت از کیست؟...»(23) به دنبال قیام قم بود که مدارس عالی و دانشگاههای کشور با اعتصاب، تظاهرات و یورش به مراکز دولتی و انتظامی موج اعتراض دانشجویان را گسترش دادند و مطبوعات جهان به نقل آن پرداختند، اعلام تنفر و انزجار نسبت به شاه از طرف روحانیت و حوزه های علمیه و قشرهای مختلف مردم در شکل های جدید ظاهر گردید.(24) به فرمایش امام خمینی: «حوزه علمیه قم اسلام را زنده کرد... مردم و طلّاب قم اثبات کردند که زنده هستند»(25) در واقع این حادثه بیش از همه باعث کنار رفتن پرده های تزویر و فریب از چهره سفاک شاه گردید به گونه ای که از این پس «مرگ بر شاه» شعار اصلی و تکیه کلام مردم در


    حرکت انقلاب خود گشت. تو خالی و کاذب بودن تبلیغات دستگاه ستم مبنی بر باز بودن فضای سیاسی بر ملا گردید و ثابت شد که تا چه اندازه از تحرک مذهبی هراس دارد. با قیام قم آهنگ حرکت انقلاب به صورت استراتژی اربعین های متوالی با صورت و محتوای ارزشی شتاب فزاینده و گسترده ای به خود گرفت و جایگاه رهبری امام به عنوان سردمدار اصلی مبارزه با رژیم طاغوت و نقش بارز ایشان در رهبری تثبیت گردید. امام در این باره می فرمایند: «کشتار بیرحمانه قم، ایران را به هیجان آورد و تبریز عزیز را به قیام همگانی مردانه در قبال ظلم و بیدادگری نشاند و کشتار دسته جمعی تبریز ملت غیور ایران را چنان تکان داد که در آستانه انفجار است. انفجاری که دست اجانب را به خواست خدای متعال برای همیشه قطع کند. انفجاری که انتقام مظلومان را از شاه بگیرد و دودمان سیاهروی پهلوی را برای همیشه از تاریخ ایران محو کند و ننگ را از صفحه آن بزداید.»(26) این قیام بین حوزه و دانشگاه وحدت ایجاد نمود و این دو قشر برجسته با هوشمندی خاص تمامی انرژی و توان خویش را برای محو ستم و برچیدن بساط استبداد بکار برد این پیوستگی و انس مقدس و حفظ اتحاد موجب گردید تا همه با ندای همگانی در راه قطع ایادی اجانب و عمّال وابسته آنان بکوشند و با تکیه بر ارزشهای دینی و احکام اسلامی همدست و همداستان شوند.


    قیام قم تمامی ترفندهای رژیم شاه را برای انحراف مسیر صحیح مبارزه خنثی ساخت و ثابت کرد که آمریکا عملاً در جذب مردم مسلمان به سوی افراد لیبرال و میانه رو، موفقیتی نداشته و این جریان هیچ گونه پایگاهی در میان اقشار جامعه بدست نیاورده است، به علاوه متحجرین و مروّجان جدایی دین از سیاست که در صدد ستیز با امام بودند یا رسوا شدند و یا این که برخی از


    آنان در صدد جبران شکست خود و تفکرشان برآمدند.


    قیام قم به افشای چهره هایی پرداخت که از مدار شریعت با شاه مناسبات خوبی داشتند و حتی در لیست حقوق بگیران ساواک بودند و برای تشکیل یک سپاه دینی با رژیم ستم شاهی همکاری می کردند.(27)


    این نوشتار را با سخنانی از مقام معظم رهبری حضرت آیة اللّه العظمی خامنه ای خاتمه می دهیم: «در ماجرای نوزدهم دیماه و حوادثی که به مناسبت برگزاری چهلم ها به صورت فزاینده و پی در پی بوجود آمد نکته اساسی این است که مردم متدین آماده فداکاری بر دستگاهی که از لحاظ قدرت مادی هیچ کم و کسر نداشت طوری پیروز شدند که هم آن دستگاه گیج ماند، هم همه محاسبه گران سیاسی مبهوت ماندند یعنی مثل توفانی نظامی را که مردم متدین و فداکار با آن مقابل شدند، در نوردید...»(28)


    پی نوشت ها:ــــــــــــــــــــــ


    1. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 60، ص 218.
    2. مجله شاهد، دی ماه 1360، ص 9.
    3. صحیفه نور، ج 1، ص 66.
    4. چهار سال با مردم، ج 1، ص 29 ـ 28.
    5. روزنامه جمهوری اسلامی، 18 دی 1369، شماره 3366، ص 12.
    6. مجله بیان، دی ماه 1369، ش 8، ص 20 ـ 19.
    7. تاریخ سیاسی معاصر ایران، دکتر سید جلال الدین مدنی، ج 2، ص 242.
    8. دو سال آخر، هـ.موحد، ص 90 ـ 89.
    9. رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریکا، جمیله کدیور، ص 68، انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن محمد پزشکی و دیگران، ص 90.
    10. یادمان قیام قم، رضا رفیع، روزنامه اطلاعات، شماره 22677، ص 2.
    11. از سید ضیاء تا بختیار، مسعود بهنود، ص 741.
    12. انقلاب اسلامی چرایی و چگونگی رخداد آن، ص 91 ـ 90.
    13. همگام با خورشید، حجة الاسلام و المسلمین فردوسی پور، ص 254 ـ 253، دو سال آخر، ص 90، حماسه های اسلامی ملت به رهبری امام خمینی، ولی اللّه فوزی، ص 40.
    14. روزناهمه جمهوری اسلامی، سال دوازدهم، 18 دی 1369، شماره 3366، ص 12.
    15. خاطرات رجبعلی طاهری، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ص 102.
    16. تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 2 و ص 410؛ انقلاب اسلامی چرایی و چگونگی...، ص 91.
    17. صحیفه نور، چاپ جدید، ج1، ص 440 ـ 439.
    18. همان، ص 450 و نیز تبیان، دفتر بیستم، ص 509.
    19. تبیان، همان دفتر، ص 505.
    20. روزنامه جمهوری اسلامی، شماره 3654، ص 14.
    21. دو سال آخر، ص 92 .
    22. تحلیلی از انقلاب اسلامی، حاتم قادری، ص 99.
    23. شاهد، همان، ص 9.
    24. تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوران پهلوی، دکتر علیرضا امینی، ص 336.
    25. شاهد، همان، ص 11.
    26. تبیان، همان، ص 499.
    27. نک: فرازهایی از تاریخ انقلاب به روایت اسناد ساواک ص 248.
    28. حدیث ولایت، ج 6، ص 153.


    پاسدار اسلام دی 1383، شماره 277


  9. تشكرها 3


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر 1394
    نوشته
    1,013
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    صلوات را خدا گفت در شان مصطفی گفت صل علی محمد صلوات بر محمد اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
    مورد تشکر
    6,796 در 994 پست
    حضور
    37 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    7
    گالری
    430



    نوزدهمین روز دی


    وقتیکه در آبانماه سال 1356، فرزند ارشد امام خمینی(ره) بهگونهی اسرارآمیز به شهادت رسید، دستگاه حکومت پهلوی گمان میکرد که ضربهی سخت به رهبر قدرتمند مخالفان مذهبیاش وارد ساخته که شید او را به نرمی و انزوا بکشاند، اما قضیه کاملا برعکس بود.


    امام(ره) بینکه مرحوم سیدمصطفی را امید ینده اسلام میدانستند و از ویژگیهی منحصر بهفرد و فوقالعاده فرزند خود آگاه بودند، با اعلام ین پیام که شهادت مصطفی از الطاف خفیه الهی بوده است، همه را مبهوت صبر و استواری خود نمود و بدینشکل ستمکاران دستگاه پهلوی را ناامید کرد.


    مردم و علما به تجلیل و بزرگداشت مقام مرحوم آقامصطفی پرداختند. اقبال عمومی به مرجعیت امام که در اثر واقعه شهادت سیدمصطفی(ره) فزونی یافته بود، رژیم ستمشاهی را در پشیمانی سیاسی قرار داد و نظریه ضربه دوم را بری آنها بهوجود آورد که براساس آن در روز هفدهم دیماه به مناسبت سالروز کشف حجاب توسط رضاخان، مقالهی توهینآمیز در مورد حضرت امام(ره) و علمی دینی در روزنامه اطلاعات درج شد که در آن، روحانیت را ارتجاع سیاه و همدست با ارتجاع سرخ(کمونیستها) معرفی نموده و به حضرت امام خمینی(ره) توهین روا داشته شده بود. ین مقاله طوفان بزرگی در میان طلاب جوان برپا کرد و به صحنه کشتار طلاب، روحانیون و مردم گردید. ین حادثه موجب جریحهدار شدن قلب عموم مردم یران و موضعگیری دانشجویان، دانشگاهیان و گروههی سیاسی مخالف با شاه گردید و بزرگداشت چهلم شهدی ین واقعه در شهرهی مختلف یران برگزار شد و بدینترتیب زمزمههی انقلاب به تمامی نقاط کشور سریت کرد؛ زمزمههیی که یکسال بعد به سیل خروشان مردم انجامید و تاج و تخت پادشاهی را با خود برد. نوشتاری که ملاحظه میفرمیید، مروری است کوتاه بر ین رویداد مهم تاریخ انقلاب اسلامی.


    قیام نوزدهم دیماه سال 1356 پدیدهی ناگهانی نبود بلکه ریشههی تاریخی داشت و بعدها منشاء تحلیل ها و حوادثی بس عمیق گردید. بررسی بستر تاریخی و بازنگری شریط آن دوران، بیشک به ابهت و اهمیت آن واقعه، نمودی عینیتر میبخشد. فضی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی دهه 1350، بهویژه سالهی واپسین انقلاب، در نگاه دولتمردان رژیم پهلوی عصر شکوفیی و رسیدن به دروازههی تمدن بزرگ و دریک کلمه «عصر طلیی» بود و بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران داخلی و خارجی، حکومت یران را رژیمی پیدار و باثبات در تمامی عرصهها برآورد نموده و یران را «جزیره ثبات» مینامیدند. رژیم پهلوی توانسته بود از خود، تصویری مهیب و باصلابت و درعینحال بهظاهر اصلاحگر و معتقد به آزادی و توسعه سیاسی نشان دهد و همگان شاه را فردی قدرتمند، توانا، داری رژیمی پیدار، مستحکم و برخوردار از ارتش مدرن و مجهز به پیشرفتهترین تسلیحات، دستگاه امنیتی بسیار خشن، مجلس مطیع، داری دوستان بانفوذ در منطقه و جهان، بدون مخالفانی قوی و جدی و برخوردار از ثروتی هنگفت بری هرگونه اقدام میپنداشتند؛ چنانکه از بعدی دیگر، شاه نیز شخصا خود را شخصیتی مقتدر و برخوردار از توانییهی ویژه میپنداشت. او در مصاحبه با «اوریانا فالاچی» روزنامهنگار معروف یتالییی بهصراحت اعلام کرد که: «از طرف خداوند برگزیده شدهام تا ماموریتی انجام دهم . . . و پیوسته احساس پیش از وقوع دارم و آن درست به اندازه غریزهام قوی است ... من کاملاً تنها نیستم چون قدرتی مرا همراهی میکند که دیگران قادر به دیدن آن نیستند ... من پیامهیی دریافت میکنم.» «پل رادمن» نویسنده مشهور امریکیی نیز در مجله نیویورک تیمز، شاه را فاتح دنیا نام نهاد!


    نیروهی مخالف رژیم در چنین شریطی طبعاً یک وضعیت نابسامان را تجربه میکردند و روزنههی امید آنان یکیپسازدیگری بیفروغ میشد. در همین زمان، شاه، سرمست از غرور، بری تسریع ین روند و درهمشکستن آخرین مقاومتها، فرمان حمله به آخرین دژ انقلابیون را صادر کرد. به دنبال شهادت یتالله سیدمصطفی خمینی در آبان ماه 1356 در نجف اشرف و برگزاری مجالس سوگواری از سوی طرفداران امام و مخالفان شاه، رژیم پهلوی دریافت جیگاه و موقعیت امام خمینی در میان مبارزان و اطرافیان وی بیشازپیش تحکیمیافته و به همین دلیل، درصدد برآمد تا با درج مقاله توهینآمیز در روزنامه اطلاعات، جیگاه یشان را به گمان خود متزلزل کند. مردم قم به رهبری علما و طلاب حوزه، دست به اعتراض گسترده علیه رژیم زدند. آنان در منازل مراجع و مدرسان حوزه اجتماع و بری مردم سخنرانی کردند و پاسخی در خور به حکومت دادند. راهپیمیان در روز دوم تظاهرات (نوزدهم دی) در حالی که به آرامی کار خود را ادامه میدادند، ناگهان مورد تهاجم نیروهی رژیم قرار گرفتند که ین زدوخورد تا ساعتها بهطول انجامید. بر اثر ین هجوم، دهها نفر شهید و مجروح شدند و نقطه عطف دیگری در تاریخ انقلاب بهوجود آمد.


    میتوان قیام نوزدهم دی را نمیش شرکت همهجانبه اقشار مختلف مردم قم تلقی کرد. ین قیام مشعل انقلاب را شعلهور ساخت و به یمن فرهنگ شیعی، چهلمی بعد از چهلم دیگر پدید آورد، پدیدهی که فاصله زمانی، مکان برگزاری، همچنین گویندگان، شرکتکنندگان و شعار ـ همگی ـ دینیبودن قیام را محرز میساخت.


    عوامل و انگیزههی قیام نوزدهم دی
    1ـ شهادت یتالله سیدمصطفی خمینی:


    در آبانماه 1356، واقعه شهادت یتالله سیدمصطفی خمینی، فرزند ارشد و مبارز امام رخ داد که امام آن را از «الطاف خفیه الهی» نام نهادند. ین حادثه موجی از انزجار در میان مردم برانگیخت و آنان به پاس احترام به رهبر تبعیدی خود، در سراسر یران بهویژه در تهران و قم مجالس عزاداری برپا کردند. اکثر قریببهاتفاق ین مجالس به صحنه حمیت از امام خمینی(ره) و مخالفت با رژیم تبدیل شد. در جریان همین مجالس، مردم به پاس مجاهدت ها و قدرت ویژه یتاللهالعظمی خمینی، به او لقب «امام» دادند که بهعنوان یک استراتژی دائمی در طول تاریخ تشیع جزو فرهنگ شیعیان قرار گرفته بود.


    2ـ درج مقاله توهینآمیز در روزنامه اطلاعات


    مطبوعات و رسانههی رژیم، هر سال در هفدهم دیماه در ستیش از انقلاب سفید مقالاتی درج میکردند. ماه دی آن سال با دیهی قبل متفاوت بود. رژیم ینبار نیز همچون دفعات قبل، ترور شخصیت و اهانت به مقدسات را هدف گرفته بود، اما شریط سیاسی و اجتماعی ین سال نیز با سالهی پیش تفاوت داشت؛ چراکه شهادت یتالله سیدمصطفی خمینی، موجی از نفرت و عصبانیت را در میان مردم بهوجود آورده بود و هواداران امامخمینی منتظر جرقهی بری حمله به رژیم بودند. مخالفان رژیم به توصیه امام خمینی(ره) لبه تیز حملاتشان را به سوی هسته مرکزی فساد، یعنی شاه، نشانه رفتند و علیه نظام دیکتاتوری سخن گفتند. البته هواداران شاه نیز بیکار ننشستند. با ینکه سلطنتطلبان علیه مخالفان رژیم مقاله مینوشتند، اما سیاست هی سرکوبگرانه سبب شد نام بعضی از مخالفان بهطورکلی سانسور شود تا نام آنها کمتر بر سر زبان ها بیفتد. بدینترتیب، رژیم تلاش میکرد نام امام خمینی در مقالات درج نشود و از رادیو و تلویزیون حتی بری حمله و انتقاد هم نامی از وی برده نمیشد. تجلیل مردم از امام خمینی در جریان مجالس ختم یتالله سیدمصطفی خمینی، رژیم را بر آن داشت که نوک پیکان حملات خود را به سوی امام نشانه گیرد.بری ین منظور در هفدهم دی ماه 1356، رژیم پهلوی در روزنامه کثیرالانتشار اطلاعات، مقاله توهینآمیز «یران و استعمار سرخ و سیاه» را به قلم فردی مجهولالهویه با نام مستعار «احمد رشیدیمطلق» چاپ و منتشر کردکه سراسر توهین و افترا نسبت به روحانیت اصیل و مخصوصا شخص امام (ره)بود. در قسمتی از ین مقاله آمده است: «مردی که سابقهاش مجهول بود و به قشریترین و مرتجعترین عوامل استعمار وابسته بود، چون در میان روحانیون عالیمقام کشور با همه حمیت هی خاص، موقعیتی به دست نیاورده بود، در پسِ فرصت میگشت که به هر قیمتی که هست خود را وارد ماجراهی سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند. . . و ارتجاع سرخ و سیاه، او را مناسبترین فرد بری مقابله با یران یافتند و او کسی بود که عامل واقعه ننگین روز پانزده خرداد شناخته شد . . . چند روز قبل از غائله، اعلامیهی در تهران فاش شد که یک ماجراجوی عرب بهنام محمد توفیق القیسی با یک چمدان محتوی ده میلیونریال پول نقد در فرودگاه مهرآباد دستگیر شده که قرار بود ین پول را در اختیار اشخاص معینی قرار دهد.» حجم زیادی از ین مقاله به مطالب توهینآمیز درباره امام خمینی اختصاص داده شده بود، اما با گذشت تاریخ و کوران حوادث و پس از یستادگی امام(ره) و مردم، چندی نگذشت که پرده از حقیق برداشته شد.


    بازتاب مقاله
    بری روزنامهخوانهیی که سنگ حمیت از تجددگریی و غربزدگی و سیاستهی دینستیزانه رژیم را به سینه میزدند، اتفاق چندان مهمی نیفتاده بود. آنان هر روز مشابه ین توهینها را نسبت به مقدسات دینی، روحانیت و سنت هی اجتماعی مطالعه میکردند. در سوی دیگر، طلاب و روحانیون بودند که با مسائل سیاسی آشنیی داشتند. به دنبال ین واقعه، آنان راه منازل مراجع را در پیش گرفتند، زیرا هرگونه مماشات و مدارا و عقبنشینی روحانیون، به نفع سیاستهی رژیم تعبیر میشد و دستگاههی تبلیغاتی را در حملات آشکار، جریتر میساخت. فردی آن روز، بیت مراجع مملو از جمعیت شد. مراجع ضمن تأکید بر حفظ وحدت کلمه، خواستار ادامه تجمع و تظاهرات اعتراضآمیز شدند. در ین مدت، مردم متدین و همسیگان بیوت مراجع نیز به جمع طلاب پیوستند. تعداد معترضان تا ظهر به چندینهزار نفر رسید. آنان محل تجمع خود را منزل یتاللهالعظمی مرعشینجفی تعیین کردند. پس از سخنرانی یتالله مرعشی، جمعیت عازم منازل سیر مراجع شدند. ازدحام جمعیت در خیابان ها، باعث شد که رژیم ناگزیر از اتخاذ تدابیر شدید امنیتی شود. خیابان ها و میادین اصلی، شاهد حضور صدها پلیس مجهز به لباس و سلاح هی ضدشورش بود. بار دیگر، نوبت نمیش قدرت اسلام بود.


    تصمیم رژیم به واکنش در برابر تظاهرات
    جمعیت در روز نوزدهم دی در مقیسه با روز گذشته، افزیش چشمگیری پیدا کرد. رژیم که از گسترش تظاهرات و عدم کنترل آن هراسناک شده بود، قسمتهی مهم شهر و خیابانهی اصلی و راههی منتهی به بیوت مراجع و مدرسه فیضیه را تحت شدیدترین تدابیر امنیتی قرارداد. سخنان صبحگاهی فرماندهان، نیروهی ضدشورش را به ین باور رساند که معترضان درصدد اخلال در امنیت شهر هستند. تظاهرات مردم آرام بود ولی ناگهان صدی تیراندازی شروع شد. ناگهان گاز اشکآور، فضی خیابان ها را دودآلود کرد. مردم به حمله متقابل پرداختند و شیشههی بانک ها و دفتر حزب رستاخیز قم شکسته شد. نیروهی امنیتی با گلوله، باتوم و گاز اشکآور به مردم حمله کردند و جمع کثیری از طلاب و روحانیون و سیر اقشار شهر، هدف گلوله مهاجمین قرارگرفتند که به صورت کشته و زخمی در گوشه و کنار خیابانها میافتادند. سرانجام شامگاه فرا رسید و درگیریهی خیابانی و تیراندازیهی پراکنده پیان یافت، آثار درگیری در کوچه و خیابان باقی بود و سکوت مرگباری بر شهر حاکم شد. صدای گلوله و فریاد جوانان، جی خود را به ناله و زاری مادران و پدران داغدیده وبهماتم نشسته داده بود.


    از جمله دست آوردهی این قیام عبارت است از:

    1ـ سرعت بخشی به انقلاب اسلامی


    2ـ جهت دادن به هدف اصلی انقلاب و اثبات برتری یدئولوژی اسلامی و رهبری دینی آن


    3ـ افشای ماهیت دروغین شعار حقوق بشر کارتر رئیس جمهور آمریکا و فضی باز سیاسی رژیم شاهنشاهی


    4ـ مردمی شدن نهضت امام خمینی

    امید انقلاب دی 1385، شماره 374


  11. تشكرها 3


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر 1394
    نوشته
    1,013
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    صلوات را خدا گفت در شان مصطفی گفت صل علی محمد صلوات بر محمد اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
    مورد تشکر
    6,796 در 994 پست
    حضور
    37 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    7
    گالری
    430



    ویژه نامه 19 دی - سالروز قیام مردم قم علیه رژیم شاهنشاهی
    بیانات در دیدار مردم قم-۱۳۹۵/۱۰/۱۹


    به مناسبت سالروز قیام نوزدهم دی ۱۳۵۶


    بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحی
    والحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.


    خیلی خوش آمدید مردم عزیز قم، برادران و خواهرانی از مردم قم، از حوزه‌ی علمیّه‌ی شریفه‌ی قم؛ به همه‌ی شما خوشامد عرض میکنم؛ زحمت کشیدید، لطف کردید.


    یاد این حادثه‌ی بزرگ و اثرگذار و مستمر در تاریخ را گرامی میدارم. درباره‌ی نوزدهم دی و مناقب مردم قم زیاد حرف زده‌ایم. هرچه عرض بکنیم تکراری است و بارها گفته شده. خلاصه‌اش همین آیه‌ی شریفه‌ای است که این قاری محترم خواندند: لا یَستَوی مِنکُم مَن اَنفَقَ مِن قَبلِ الفَتحِ وَ قاتَلَ [اولٰئِکَ اَعظَمُ دَرَجَةً] مِنَ الَّذینَ اَنفَقوا مِن بَعدُ وَ قاتَلوا.(۱) مردم قم قبل از آنکه حرکت بزرگی از ملّت ایران دیده بشود و شروع بشود، قیام کردند. خب، حرکت مردم قم حرکت بسیار اثرگذاری بود و ایران را لرزاند؛ همه‌ی دلهای آماده را متوجّه یک فرصتی و یک امکانی و یک حقیقتی کرد و نهضت به راه افتاد، تا بقیّه‌ی قضایایی که میدانید. تکرار مطلب لازم نیست، آنچه لازم است، درس گرفتن از این قضایا است. از این‌جور قضایا باید درس گرفت. درسها هم نوبه‌نو مطرح میشود. هر روزی ما -من، شما، آحاد مردم- احتیاج داریم به اینکه از حوادث گذشته درس بگیریم.


    نکته‌ی اصلی‌ای که در قضیّه‌ی قم وجود دارد که من آن نکته را هم بارها عرض کرده‌ام و تکرار میکنم، این است که مردم قم در آن مقطع، بهنگام عمل کردند. همیشه کار وقتی‌که در وقت خود انجام گرفت، تأثیر میکند یا تأثیر آن افزایش پیدا میکند. همان کار را اگر گذاشتیم بیات شد، مدّتی گذشت و بعداً انجام گرفت، گاهی اثر نمیکند یا اثر کمی میکند. هنر قمی‌ها این بود که نکته را فوراً گرفتند، دشمنی را فوراً شناختند و در همان وقت اوّل به آن پاسخ دادند، وَالّا اگر بعد از آنکه آن رفتار خباثت‌آمیزِ توطئه‌آمیزِ دشمن نسبت به امام بزرگوار انجام گرفت، این دست آن دست میکردند، [میگفتند] حالا میکنیم، فردا میکنیم، یک ماه دیگر میکنیم، این حوادث بعدی اصلاً به وجود نمی‌آمد. فریضه وقت دارد، در وقت خود باید فریضه را انجام داد؛ بهترین وقت انجام فریضه هم اوّل وقت -وقت فضیلت- است. خب، بعضی اصلاً فریضه را انجام نمیدهند، [میگویند] بی‌خیال؛ بعضی انجام میدهند امّا با تأخیر؛ بعضی میگذارند وقت که گذشت انجام میدهند، مثل توّابین؛ توّابین آن‌وقتی که باید می‌آمدند -که عاشورا بود- نیامدند، وقتی آمدند که کار از کار گذشته بود. یا قیام مردم مدینه با رهبری عبدالله بن حنظله. آمدند در مقابل یزید ایستادند، قیام کردند، حاکم مدینه را بیرون کردند، امّا دیر؛ آن‌وقتی که شنیدند که حسین‌بن‌علی (علیهماالسّلام) از مدینه خارج شد، آن‌وقت باید به این فکر می‌افتادند، نیفتادند؛ دیر به فکر افتادند، یک سال بعد [به فکر افتادند]؛ نتیجه هم همانی شد که تاریخ ثبت کرده است؛ قتل‌عام شدند، تارومار شدند، نابود شدند، هیچ کاری هم نتوانستند بکنند. کار را در وقت باید انجام داد. خب، اگر بخواهیم کار را در وقت انجام بدهیم، بایستی فریضه را بشناسیم، بدانیم چه کاری باید انجام داد تا آن را در وقت خود انجام بدهیم.


    من عرضم این است که این انقلاب یک خیز بلندی بود که ملّت ایران برداشت برای اینکه خود را از ذلّت وابستگی و ذلّت عقب‌ماندگی نجات بدهد. این انقلاب یک حرکت عظیمی بود برای اینکه وابستگی و عقب‌ماندگی‌ را -این دو ذلّت بزرگ را- به برکت اسلام و با راهنمایی و رهبری اسلام، از این ملّت بزداید؛ دو درد طولانیِ مزمن بود، اینها را علاج بدهد؛ انقلاب برای این به وجود آمد و نظام جمهوری اسلامی بر این اساس تشکیل شد. خب، درست توجّه کنید، وقتی که یک حرکتی برای این مقصود به وجود آمده است که وابستگی را و عقب‌‌ماندگی را از این ملّت بزداید -و موفّق هم شده است، پیشرفت هم کرده است- آن کسانی که عقب‌ماندگی و وابستگی به نفع آنها بود، در مقابل این حرکت، این انقلاب، و این نظام می‌ایستند؛ این طبیعی است. این[طور] نیست که ما دشمن درست میکنیم‌؛ بعضی‌ها تکیه‌کلامشان این است که آقا دائم دشمن نتراشید‌! دشمن را حرکت ملّت میتراشد. فرض کنید یک قلدری آمده است خانه‌ی شما را، دکان شما را، محلّ استراحت شما را، زندگی شما را غصب کرده است؛ وقتی شما آمدید او را بیرون کردید، خب شما حقّتان را انجام داده‌اید، حقّتان را گرفته‌اید امّا او با شما دشمنی میکند. تا وقتی‌که امید داشته باشد که بتواند بر شما غلبه پیدا کند، به شما ضربه میزند. ما با کسی دشمنی جدیدی ایجاد نکرده‌ایم؛ اینها دشمنی میکنند. آن کسانی که از وابستگی ایران به خودشان بهره میبردند، امروز با ما دشمنند؛ دشمن خونی! آن ‌کسانی که از عقب‌ماندگی ملّت ایران منتفع میشدند، امروز با ما دشمنند؛ دشمن خونی، دشمن آشتی‌‌ناپذیر. البتّه این دشمنی ممکن است تا قیامت طول نکشد، عَسَى اللّهُ اَن یَجعَلَ بَینَکُم وَ بَینَ الَّذینَ عادَیتُم مِنهُم مَوَدَّة؛(۲) ممکن است یک وقتی اتّفاق بیفتد در آینده -صد سال دیگر، پنجاه‌ سال دیگر، نمیدانیم- که این دشمنی از بین برود؛ امّا شرط از بین رفتن دشمنی چیست؟ این که او ناامید بشود یا اصلاح بشود؛ که حالا این [اصلاح شدن] بعید است، اصلاح شدن ابرقدرت‌ها بعید است. خب پس این دشمنی هست. آن درسی که ما باید بگیریم که بهنگام عمل بکنیم، آن مبنی بر این است که دشمن را بشناسیم، سمت و سوی کار دشمن را بدانیم، آن‌قدر بصیرت پیدا کنیم که هر حرکتی که دشمن انجام میدهد، بفهمیم که هدفش چیست. اگر متوجّه ما و متعرّض به ما است، علاج کنیم آن را، بِایستیم، مقاومت کنیم؛ این وظیفه‌ی ما است. حالا من درباره‌ی همین موضوع، چند جمله‌ای را، کلماتی را امروز عرض میکنم.


    اوّلاً دشمن کیست؟ دشمن، امروز مشخّصاً عبارت است از آمریکا، انگلیس، زرسالاران بین‌المللی، صهیونیست‌ها و دنباله‌هایشان؛ حالا دنباله‌هایشان خیلی اهمّیّتی ندارند، ارزشی ندارند که آدم اسم از آنها بیاورد؛ اصلی‌ها اینها هستند. آمریکا دشمن است با جمهوری اسلامی، با ایران مستقل، با ایران روبه‌جلو و پیش‌رونده؛ انگلیس که مستعمرِ پیرِ ازکارافتاده‌ی دوره‌ی قبل است و حالا باز مجدّداً به این منطقه میخواهد نفوذ کند، دشمن است؛ صهیونیست‌ها دشمنند؛ سرمایه‌داران بین‌المللی و زرسالاران بین‌المللی دشمنند؛ اینها دشمنهای اصلی [هستند].


    البتّه این را هم عرض بکنم که فقط اینها هم دشمن نیستند، علاوه‌ی بر اینها یک دشمن دیگری وجود دارد و او درون خود ما است. خود ما یعنی چه؟ یعنی من، شما، فلان مسئول، فلان جوان. آن دشمن درونی چیست؟ آن دشمن درونی عبارت است از بی‌انگیزگی، ناامیدی، بی‌حالی، بی‌نشاطی‌، تنبلی؛ اینها دشمن ما است. اَللّهُمَّ‌ اِنّى‌ اَعوذُ بِکَ‌ مِنَ‌ الکَسَلِ‌ وَ الهَرَمِ وَ الجُبنِ وَ البُخلِ وَ الغَفلَةِ وَ القَسوَةِ وَ الفَترَةِ وَ المَسکَنَة؛(۳) اینها دشمنهای ما هستند. اَللّهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِکَ مِن نَفسٍ لا تَشبَع وَ مِن قَلبٍ لا یَخشَع وَ مِن دُعاءٍ لا یُسمَع و مِن صَلاةٍ لا تَنفَع؛(۴) اینها دشمنان درونی ما هستند؛ همه را به گردن بیرونی‌ها نمی‌اندازیم. ما هم اگر بد عمل کنیم، اگر به وقت عمل نکنیم، اگر تنبلی کنیم، اگر دشمن را اشتباه بگیریم، اگر به جای شیطان اکبر واقعی، یک برادر ناباب یا ناراهی -که حالا برادر ما است، ولو ناباب و ناراه است- شیطان اکبر ما شد، ضربه خواهیم خورد. پس این هم دشمن ما است، حواسمان باشد. وقتی ما میگوییم دشمن خارجی، معنایش این نیست که در خودمان هیچ‌گونه نقصی وجود ندارد؛ نه، سیاستهای غلط، سیاستهای بد، رفتارهای بد، اختلافات گوناگونِ بی‌وجه، تنبلی کردن، اقدام نکردن، تنگ‌نظری، اینها دشمنان ما است؛ اینها هم هست.


    خب، [وقتی] گفتیم آمریکا، انگلیس، فلان دشمن خارجی، [آیا] همین‌طور شعار میدهیم یا نه؟ من عرض بکنم به شما، شعار نیست؛ این متّکی به واقعیّات است. خب، از قضایای دنیا ما مطّلع میشویم؛ وقتی که فرض کنید وزیر خارجه‌ی(۵) خوش‌اخلاق!(۶) آمریکا در نامه‌ی وداعیّه‌ی خود توصیه میکند به دولت بعدی که به ایران سخت بگیرید، هرچه میتوانید سخت‌گیری کنید، تحریمها را حفظ کنید، نگه دارید، بدانید با سخت‌گیری میشود از ایران امتیاز گرفت کمااینکه ما گرفتیم -او میگوید- خب این دشمن است؛ حالا این دشمن، دشمن خندان است؛ یک دشمن بود که می‌آمد صریحاً میگفت که ایران محور شرارت است،(۷) او این را صریحاً نمیگوید امّا رفتار او همین رفتار است. این شد دشمن. پس ما که دائم میگوییم دشمن، دشمن، نه این است که میخواهیم شعار بدهیم، نه اینکه به قول بعضی‌ آدمهای بی‌انصاف میگویند اینها در کار داخلی خودشان درمانده‌اند، ناچارند دشمن بتراشند؛ نه، دشمن‌تراشی نیست؛ خب دشمن است، چشمت را باز کن تا ببینی؛ ببندی چشمت را، البتّه نمی‌بینی؛ سرت را داخل برف فروکنی، نمی‌بینی؛ امّا سرت را بلند کن، نگاه کن، می‌بینی.
    گفتیم انگلیس! انگلیس‌ها مجدّداً به خلیج فارس [آمده‌اند]؛ البتّه ما از یکی دو سال قبل خبر داشتیم؛ شنیده بودیم که اینها بنا دارند دوباره به خلیج فارس بیایند؛ حالا آمدند. می‌آیند اینجا به یک عدّه از حکّام خلیج فارس -که هیچ صمیمیّتی هم بینشان نیست؛ این‌جور نیست که خیال کنیم واقعاً آنها با این حکّام خلیج فارس صمیمی‌اند؛ نه، میخواهند استفاده کنند، میدانند آنها را میشود زیر بار گرفت؛ می‌آیند با آنها این‌جوری حرف میزنند- میگویند ایران تهدید است! خب، تهدید خود انگلیس‌هایند. امروز محافل انگلیسی می‌نشینند برای منطقه و برای ایران اسلامی تصمیم‌گیری میکنند؛ یکی از تصمیمهایشان تجزیه‌ی کشورهای منطقه است. این چیزی که عرض میکنم، تحلیل نیست، حدس نیست؛ اینها اطّلاعات است. میگویند دوران یک عراق، یک سوریه، یک یمن، یک لیبی گذشته؛ یعنی عراق تجزیه بشود، سوریه تجزیه بشود، لیبی تجزیه بشود، یمن تجزیه بشود؛ اسم ایران را نمی‌آورند، چون جرئت نمیکنند، میترسند. از افکار عمومی ایران بشدّت میترسند وَالّا همان حرفی را که محمّدرضا قبل از رفتن گفت که «اگر ما برویم، ایران میشود ایرانستان» -منظورش این بود که مثل افغانستان، مثل ترکمنستان، مثل مانند اینها، اینجا هم یک قسمتی به نام ایرانستان میمانَد، بقیّه هم تقسیم میشود بین دولتهای متفرّق- اینها [هم] میخواهند همان حرف را بزنند؛ در این امید بودند، تلاششان را هم کردند، توی دهنشان هم خورد لکن در ذهنشان هنوز هست؛ [امّا] به زبان نمی‌آورند. خب این دشمن است، [مگر] دشمن شاخ و دُم دارد؟ از حالا نشسته‌اند، دارند برای دوران بعد از پایان برجام فکر میکنند که بعد از آن چه محدودیّت‌هایی را بر ایران تحمیل کنیم -که دوران برجام به خیال آنها ده سال، دوازده سال مثلاً باید طول بکشد- از حالا دارند فکر آن‌وقت را میکنند که ما با ایران، آن‌وقت چه کار کنیم، چه بگوییم، چه‌جوری عمل کنیم که محدودیّت ایجاد کنیم. دیگر دشمن از این بدتر؟ از این خبیث‌تر‌؟ اینکه بنده میگویم انگلیسِ خبیث، این خباثت اینها است.


    یکی از برنامه‌های اینها که تصریح میکنند، آموزش و تسلیحِ افرادِ بومیِ انتخاب‌‌شده است؛ یعنی [میگویند] ما در این کشورها، ازجمله در ایران، افرادی از خود ایران را انتخاب میکنیم، با اینها ارتباط برقرار میکنیم، اینها را آموزش میدهیم، تجهیزشان میکنیم -امروز هم تجهیز کردن آسان است، اینترنت هست و فضای مجازی هست و ارتباطات گوناگون هست- تا به جان کشور بیفتند، به جان نظام اسلامی بیفتند، به جان ملّت بیفتند؛ اینها حرفهایی است که اینها دارند میگویند؛ خب این شد دشمن.


    این دشمن را بایستی شناخت. عرض کردیم، هم دشمن را باید شناخت، هم شیوه‌های دشمنی را. راه‌‌‌ورسم‌ها و سمت‌وسوهایی را که اینها برای دشمنی در نظر گرفته‌اند، [همه] باید بدانند؛ مسئولین هم باید بدانند، مردم هم باید بدانند، جوانهای ما هم باید بدانند، کارگرهای ما هم باید بدانند، دانشگاهی‌های ما هم باید بدانند؛ بدانند که هدف دشمن -حالا گاهی در رادیوها و در تشکیلاتشان میگویند که هدف ما شخص فلانی است، مثلاً فرض کنید علی خامنه‌ای، ولی دروغ میگویند- هدفشان ملّت ایران است، هدفشان ایران اسلامی است، هدفشان نظام اسلامی است. اگر با فلان زیدی، با فلان عمروی، با فلان دستگاهی و سازمانی هم دشمنی میکنند، به‌خاطر این [است] که احساس میکنند این مثلاً سینه سپر کرده، ایستاده؛ باید پس بزنند او را؛ که حالا در این زمینه هم عرض خواهم کرد.


    خب، ما باید درمقابل چه کار کنیم؟ وظیفه‌ی ما این است که ما کشور را، هم نیرومند کنیم، هم مقاوم کنیم؛ قدرت کشور را بالا ببریم و آن را مقاوم‌سازی کنیم. قدرت کشور چه‌جوری بالا میرود؟ اینها حرفهایی است که باید روی آن فکر کنیم و برنامه‌ریزی کنیم؛ این برنامه‌ریزی به عهده‌ی همه است؛ به عهده‌ی مسئولین هست، به عهده‌ی سیاستمداران هست، به عهده‌ی حوزه‌های علمیّه هست، به عهده‌ی دانشگاه‌ها هست، به عهده‌ی عناصر فعّال فرهنگی هست، به عهده‌ی عناصر فعّال سیاسی هست؛ باید روی اینها برنامه‌ریزی کنند. ما باید مقاوم‌سازی کنیم و کشور را نیرومند کنیم.


    چه‌جوری نیرومند کنیم؟ عناصر اقتدار برای کشور چه چیزهایی است؟ من چند موردش را میشمرم: یکی‌ ایمان اسلامی است، ایمان دینی است. ایمان دینی جزو مهم‌ترین عناصر مقاومت و تحرّک این کشور است؛ مال امروز هم نیست، از ۱۳۰ ‌سال، ۱۴۰ سال پیش به این‌طرف، هر حرکتی در این کشور انجام گرفته است که اثرگذار، جریان‌ساز و مؤثّر بوده است، عنصر ایمان دینی حرف اوّل را در آن میزده است. شما از قضیّه‌ی تنباکو شروع کنید، قضیّه‌ی تنباکو که یک حرکت عظیم مردمی در کشور بود، عنصر دینی داشت؛ مرجع تقلید حکم کرد، مردم بر طبق حکم او به‌خاطر ایمان دینی عمل کردند و یک خیانت بزرگ را که برای سالهای متمادی پدر این ملّت را درمی‌آورد، از سر این ملّت دور کردند؛ این یکی.
    مشروطیّت؛ مشروطیّت حرکتی بود که با پیش‌آهنگی علما که مظهر دین‌داری مردم بودند، توانست پیش برود. بله، فلان روشنفکر، فلان نویسنده، فلان محفلِ پنهانی در کشور بود، نه‌اینکه نبود امّا پیش نمیرفت، کاری نمیتوانستند بکنند، نفوذی در مردم نداشتند. آنچه در مشروطه مردم را به میدان آورد، عبارت بود از حضور علمای تراز اوّلی مثل مرحوم شیخ فضل‌الله نوری، مثل مرحوم سیّدمحمّد طباطبائی، مثل مرحوم سیّدعبدالله بهبهانی؛ اینها علمای بزرگ بودند؛ در تهران و در تبریز علمای بزرگ، در اصفهان علمای بزرگ، در بعضی از شهرهای دیگر هم همین‌جور، در فارس همین‌جور، علمای بزرگ جلو افتادند و مردم دنبال اینها آمدند؛ منتها خب انگلیس‌ها اینجا زرنگ‌تر از ما بودند؛ هم بین علما اختلاف ایجاد کردند [هم بین مردم]. در تهران بین آن دو بزرگوار و شهید بزرگوار شیخ فضل‌الله نوری اختلاف ایجاد کردند. شیخ فضل‌الله نوری که پیش‌قدم‌ترین عالم برای برقراری مشروطه بود، به اتّهام ضدّیّت با مشروطه به دار کشیده شد! این کاری بود که آنها کردند. مردم را کشاندند به سفارت و یک عدّه‌ای دودستی مشروطه را تقدیم انگلیس‌ها کردند؛ و مشروطه آن شد که دنبالش رضاخان بود و پنجاه ‌سال، شصت‌ سال عقب‌ماندگی این کشور، امّا شروع حرکت با دین بود.


    نهضت ملّی شدن صنعت نفت؛ ببینید اینها تاریخ است. اینکه من مدام میگویم تاریخ را بخوانید، در تاریخ تأمّل کنید، برای اینها است. اگر علما نبودند و انگیزه‌ی دینی نبود، قطعاً نهضت ملّی شدن صنعت نفت پیش نمیرفت؛ این را همه بدانند. در مقدّمه‌ی این نهضت آیت‌الله کاشانی بود. پشتیبان او مرجع تقلیدی مثل مرحوم آسیّدمحمّدتقی خوانساری در قم بود. مروّجان این فکر، یک جمعی در قم و در مشهد ما یک عالم دینی، یک منبریِ درجه‌ی یک و یک فعّال مذهبی گوینده‌ی متفکّر درجه‌ی یک [بودند]؛ اینها مروّجین نهضت ملّی بودند، مردم به‌خاطر دین آمدند. بعد که مرحوم کاشانی را جدا کردند، علما را طرد کردند، مذهبی‌ها را کنار گذاشتند، مصدّق شکست خورد. تا دین بود، تا عنصر ایمان دینی بود، حرکت به جلو بود؛ وقتی این [عنصر] از آن گرفته شد، حرکت متوقّف شد، شکست خورد، تبدیل به عکس شد. یک آمریکایی با یک چمدان اسکناس آمد در تهران و همه‌ی قضایا را به هم زد.


    عنصر ایمان دینی در همه‌ی حرکتها [روشن است]؛ در پانزده خرداد که روشن است، در انقلاب اسلامی که روشن است، در قضیّه‌ی دفاع مقدّس که روشن است. در قضایای گوناگون، دین و انگیزه‌ی دینی مردم را کشاند. آن‌ که چهار پسر یا سه‌ پسرش در راه خدا شهید شدند، خوشحال است که در راه خدا شهید شدند. انگیزه‌ی دینی و انگیزه‌ی ایمانی یک عامل اقتدار است.


    این را باید نگه داشت، با این دشمنی میکنند. امروز از همه طرف با انگیزه‌ی دینی مردم دارد دشمنی میشود؛ برای اینکه ایمانها را اوّل در جوانها و بعد در طبقات گوناگون دیگر به عناوین مختلف، به اَشکال مختلف از بین ببرند. این کاری است که دارد امروز به‌وسیله‌ی دشمن انجام میگیرد.


    علاوه بر ایمان دینی، معرفت دینی [لازم] است. ایمان دینی باید با معرفت همراه باشد؛ معرفت دینی چیست؟ همین مطلبی که مرحوم مدرّس فرمود که «دیانت ما عین سیاست ما است، سیاست ما عین دیانت ما است» -و امام بزرگوار ما هم همین معنا را و همین مفهوم را، هم گفت و هم عملی کرد- این یکی از عناصر اقتدار کشور است. امروز یکی از توصیه‌های اساسی‌ای که هیئتهای اندیشه‌ورز آمریکایی و انگلیسی دُور هم می‌نشینند، فکر میکنند، طرّاحی میکنند، دارند ارائه میدهند و به فعّالان مطبوعاتی و رسانه‌ای و اینترنتی و سیاسی و غیره تعلیم میدهند، این است که میگویند با دینِ سیاسی باید مخالفت کرد؛ یعنی تبلیغِ جدایی دین از سیاست؛ یعنی جدایی دین از زندگی؛ دینِ گوشه‌ی مسجد، دین داخل خانه، دین فقط در دل، نه در عمل، که اقتصاد غیر دینی باشد، سیاست غیر دینی باشد، زیر بار دشمن رفتن غیر دینی باشد، با دوست جنگیدن، با دشمن همراه شدن -بر خلاف نصّ دین- وجود داشته باشد، امّا ظاهر هم ظاهر دینی باشد؛ این را میخواهند. معرفت دینی یعنی اینکه دین -همه‌ی ادیان؛ ادّعای ما این است که همه‌ی ادیان این‌جور هستند، حتّی مسیحیّت، امّا آنکه مسلّم و واضح و روشن است، دین اسلام است که پیغمبر اکرم اوّلْ‌کاری که بعد از غربت دوران مکّه انجام داد، ایجاد حکومت بود و دین را با ریختن در قالب حکومت توانست ترویج بکند- جدای از حکومت نیست. معنای اینکه دینی از حکومت جدا باشد، این است که دین بنشیند دائم نصیحت بکند، دائم حرف بزند و قدرتمندان هم هر کار که دلشان میخواهد برخلاف دین و بر ضدّ دین بکنند؛ هر وقت هم که خواستند یک لگدی به سر اینها بزنند؛ دین غیر سیاسی یعنی این. این را میخواهند، این را دنبال میکنند. نخیر، این معرفت باید وجود داشته باشد که دین منفکّ از سیاست نیست؛ و دشمن دین، از آن دینی میترسد که دولت دارد، قدرت دارد، ارتش دارد، اقتصاد دارد، سیستم مالی دارد، تشکیلات گوناگون اداری دارد؛ از این دین میترسد؛ وَالّا آن دینی که مردم میروند و در مسجد عبادت میکنند، خب بکنند، صد سال بکنند؛ پس این هم یک از عوامل [اقتدار کشور]. این را بدانید که عدم انفکاک دین از زندگی و از سیاست و جریان دین در همه‌ی شراشر(۸) زندگی جامعه، یک معرفت درست دینی است؛ این باید تحقّق پیدا بکند و باید دنبال این بود. وَالّا اسم دین و اسم روحانی‌صفتیِ ماها و عمّامه‌به‌سریِ ماها و مانند اینها که کاری نمیکند؛ باید حقیقتاً حرکت کنیم.


    یکی از عوامل قدرت، حرکت سریع علمی است؛ قدرت علمی. حدیث «اَلعِلمُ سُلطان»(۹) را من مکرّر خوانده‌ام. با قدرت علمی ما هم مخالفند.


    همان عناصر بومی‌ای که آن انگلیسیِ خبیث توصیه کرد و تأکید کرد که باید در داخل کشورها اینها را به کار بگیریم و مجهّزشان بکنیم، همان عناصر گاهی در دانشگاه‌ها سعی میکنند جوان ما را مأیوس کنند، برای اینکه حرکت علمی انجام ندهد؛ اگر بااستعداد است، او را کوچ بدهند به طرف خارج‌؛ [میگویند] «آقا! برو فلان‌جا، اینجا مانده‌ای که چه؛ خودت را ضایع میکنی»؛ و پول هم بدهند، پاداش هم بدهند‌. البتّه جوانهای مؤمن ما ایستاده‌اند‌؛ این را من میتوانم شهادت بدهم. علی‌رغم خباثتهایی که بعضی از عناصر خود‌فروخته‌ی دشمن در سطح دانشگاه‌ها و بیرون دانشگاه‌ها انجام میدهند برای اینکه بذر نومیدی را بپاشند‌، جوانهای ما، جوانهای مؤمن ما ایستاده‌اند. چند روز قبل از این، مدال‌گیران و برجستگان یک دانشگاه برجسته‌ی کشور آمده بودند،(۱۰) جوری حرف میزدند که انسان واقعاً مبهوت میمانْد از زیبایی و صحّت و اتقان حرف زدن اینها. حالا عرض خواهم کرد که اینها مردم ما را نشناخته‌اند امّا توطئه‌هایشان را باید شناخت. یکی از راه‌های مقاوم کردن کشور عبارت است از حرکت علمی، که نه باید متوقّف بشود، نه باید شتاب آن کاهش پیدا بکند.


    یک مسئله‌ی دیگر، پیشرفت اقتصادی و حلّ مشکلات مردم است. یکی از اهداف آنها از این تحریمها همین است که مردم را از نظام جدا کنند؛ مردم دچار مشکلات باشند؛ بیکاری باشد، رکود باشد، مشکلات گوناگون اقتصادی باشد؛ ما همین‌طور حرف بزنیم، مردم هم دچار مشکلات‌ [باشند]. تحریم میکنند برای اینکه این کارها اتّفاق بیفتد و تحریم را هم که بظاهر برمیدارند، جوری برمیدارند که این مشکلات برطرف نشود. ما باید در مقابل چه کار کنیم؟ پادزهر ما این است که ما کاری کنیم که اقتصاد، اقتصاد قوی، مقاوم و پایدار [بشود]، یعنی همان «اقتصاد مقاومتی» که بارها گفته‌ایم و گفته‌ایم و گفته‌ایم. این هم از عوامل اقتدار کشور است. کشوری که اقتصاد قوی داشته باشد، پولش هم ارزش پیدا میکند، مسئولینش هم ارزش پیدا میکنند، مردمش هم اعتبار پیدا میکنند و دیگر نمیشود بر اینها تحمیل کرد. بارها گفته‌ایم که باید خودمان را از این مکیدن نفت و وابسته بودن به نفت بتدریج جدا کنیم و این را باید بتدریج کم کنیم. سیاست نفت و بالا پایین شدن نفت، دست دیگران است؛ نفت مال ما است امّا اختیارش دست دیگران است. باید بتوانیم اقتصاد کشور را مقاوم کنیم، جوری کنیم [که آن را] استحکام ببخشیم. این یکی از عوامل اقتدار است.


    حفظ عزّت ملّی در مذاکرات بین‌المللی، در رفت‌وآمدها، زیر بار زور نرفتن، عزّت ملّی را حفظ کردن، یکی از عوامل اقتدار کشور است. در آن جلسه‌ای که ما نشسته‌ایم و داریم با طرف مقابلمان حرف میزنیم، او نگاه میکند ببیند روحیّه‌ی ما چه‌جوری است، انگیزه‌ی ما چقدر است، همّت ما چقدر است‌‌؛ بر اساس آن برآوردی که میکند، با ما رفتار خواهد کرد. باید عزّت ملّت را، عزّت کشور را حفظ کنیم؛ [آن‌وقت] مردم هم احساس عزّت میکنند؛ این میشود توانمندی و مایه‌ی اقتدار کشور.


    خب‌‌، اگر چنانچه حقیقتاً این وسایل مقاومت را شناختیم، سمت و سوی کار دشمن را شناختیم، آن‌وقت در مقابل دشمن میتوانیم برنامه‌ریزی کنیم‌، نقشه بکشیم، همین عوامل اقتدار را در خودمان به وجود بیاوریم؛ اگر نشناختیم، گاهی ممکن است به دشمن کمک هم بکنیم. بارها من عرض کرده‌ام، اگر در جبهه‌ی جنگ سرباز رزمنده خوابش ببرد، بعد از خواب بیدار بشود گیج و ویج، نمیداند چه کار میکند، توپخانه را روشن کند، ممکن است به خودی ضربه بزند. شما اگر ندانی دشمن کدام طرف است، دوست کدام طرف است، توپخانه را که روشن کردی، به جای اینکه به دشمن بخورد، به دوست میخورد؛ بصیرت که لازم است [برای] این است.


    دشمن دنبال این است که این عوامل اقتدار ملّی را -که بنده عرض کردم- از بین ببرد؛ هدف دشمن این است. ایمان را از بین ببرد، حیا و عفاف را از بین ببرد، پایبندی به مبانی دینی را از بین ببرد، اعتقاد راسخ به حاکمیّت دین را از بین ببرد، عزّت ملّی را مخدوش کند، حرکت علمی را متوقّف کند، دستگاه‌ها و مجموعه‌هایی که مظهر اقتدار کشور و اقتدار ملّتند، اینها را تضعیف کند. شما می‌بینید به سپاه حمله میشود، به بسیج حمله میشود، به شورای نگهبان حمله میشود، اینها همین است؛ من کاری به این بگومگوهای اخیر بین رؤسای دو قوّه ندارم، اینها چیزهای مهمّی نیست، اینها تمام میشود به حول و قوّه‌ی الهی؛ چیز اهمّیّت‌داری نیست، دشمن میخواهد این چیزها را بزرگ کند؛ لکن وجود یک قوّه‌ی قضائیّه‌ی مستقل و شجاع و قاطع را همه باید قدر بدانند؛ همه باید کمک کنند. بنده، هم از دولتها حمایت میکنم، هم از قوّه‌ی قضائیّه حمایت میکنم، هم از مجلس شورای اسلامی حمایت میکنم -من از همه حمایت میکنم- امّا باید دید، آن‌چیزی که میتواند دشمن را در اهداف خودش ناکام کند چیست؟ ما اگر بتوانیم یک دستگاه امنیّتی قوی داشته باشیم، یک دستگاه نظامیِ مردمیِ مقتدر داشته باشیم، یک حرکت عظیم مردمی به نام بسیج داشته باشیم، یک روحانیّت آگاه متوجّه به زمان و زمان‌شناس و داخل صحنه داشته باشیم، یک قوّه‌ی قضائیّه‌ی مقتدرِ کامل داشته باشیم، یک دولت برنامه‌ریز دقیقِ شجاع داشته باشیم؛ اگر این‌چیزها را داشته باشیم، حرکت ملّت ایران و حرکت کشور، حرکت موفّقی خواهد شد. اینها را باید تأمین کرد، دنبال اینها باید بود. هرکدام را که داریم خدا را شکر کنیم و نگه داریم؛ هرکدام را که نداریم تأمین کنیم؛ برای خودمان فراهم بکنیم.


    امروز خوشبختانه حرکتهای خیلی خوبی هست؛ هم در حوزه‌ی علم و فرهنگ -همان‌طور که عرض کردم- [هم در حوزه‌های دیگر]؛ بهترین مدال‌آوران کشور بچّه‌های بسیجی‌اند. اینجا من با دانشجوها ملاقاتهای متعدّدی دارم؛ یک نمونه‌اش همین چند روز قبل از این بود که مدالگیران و جوانهای بسیجیِ دانشگاه شریف آمدند اینجا. ده‌ها مدال، ده‌ها جوان برجسته و نخبه، یک نمونه‌اش بود؛ نمونه‌های فراوان دیگری داریم. جوانهای نخبه، جوانهای فعّال، جوانهای زنده، باهوش، دانشگاهی، دانشجو و همچنین در میان اساتید، [افراد] دارای فکر انقلابی، دارای انگیزه‌ی انقلابی و عزم انقلابی، این امروز وجود دارد؛ در حوزه‌ی فرهنگ هم همین‌جور است، در حوزه‌ی هنر هم همین‌جور است، در حوزه‌ی سیاست هم همین‌جور است. هرچه میتوانیم بایستی به این جوانهای پرانگیزه، در همه‌ی این حوزه‌هایی که اسم آوردم کمک کنیم.
    البتّه این را قاطعاً عرض میکنم که دشمن با همه‌ی برنامه‌ریزی‌هایش، مردم ما را نشناخته، ملّت ایران را نشناخته؛ اشتباه میکنند. دیدید در سال ۸۸ خطا کردند و آن فتنه را راه انداختند و کار را به جاهایی رساندند که به خیال خودشان جاهای بسیار باریک و حسّاس و دقیقی بود، [امّا] ناگهان حرکت عمومی نهم دی همه را مبهوت کرد. این حرکت نهم دیِ سال ۸۸ از جنس همان حرکت نوزدهم دی شماها در سال ۵۶ است.


    ‌بنابراین همه‌ی قشرهای فعّال کشور، از روحانیّون، دانشگاهیان، مسئولان کشور، مدیران کشور، بخصوص مدیران ارشد کشور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، روشنفکران، نویسندگان، همه وظیفه داریم که عوامل اقتدار را در کشور -که شمردم- تقویت کنیم. آن که ایران را دوست دارد، باید بداند حمله‌ی به ایمانِ اسلامیِ جوانان، یک خیانت به ایران است. بعضی‌ها هستند که ایران را دوست دارند، کشور را دوست دارند، [امّا] خیلی پایبندی و دلبندی به دین و شریعت و مانند این چیزها ندارند؛ آنها هم باید بدانند که اگر واقعاً ایران را دوست دارند، اگر حقیقتاً خائن نیستند و دشمن در لباس دوست نیستند، نباید دین را -دین جوانان را، ایمان جوانان را- تضعیف کنند. آن که ایمان جوانان را تضعیف میکند، دارد به کشور خیانت میکند؛ نه‌فقط به دین. این عوامل اقتدار کشور و ملّت باید از سوی همه‌ی این اقشار تقویت بشود، حفظ بشود، دنبال بشود.


    و خوشبختانه امروز یک مجموعه‌ی عظیمی این وظیفه را دارند انجام میدهند و بعد از این هم بیشتر خواهد شد. درس امروزِ من و شما از حادثه‌ی نوزدهم دی این باشد که بدانیم باید دشمن را شناخت، شیوه و سمت‌وسوی کار دشمن را دانست و بهنگام، بوقت با هر وسیله‌ای که در اختیار من و شما هست، در مقابل او باید ایستاد. اگر این کار را کردیم، بدانید دشمنان جهانی و بین‌المللی ما -همانهایی که گفتم؛ از آمریکا و انگلیس و صهیونیسم و کمپانی‌های بین‌المللی و زرسالاران بین‌المللی و دشمنان عنود- در مقابل ملّت ایران هیچ غلطی نخواهند توانست بکنند.(۱۱) (خب، الحمدلله آنهایی که دلشان میخواست شعار بدهند، این دَم آخر کاملاً کاری که دلشان میخواست انجام دادند.)(۱۲)


    والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته

    ۱) سوره‌ی حدید، بخشی از آیه‌ی ۱۰؛ «... کسانی از شما که پیش از فتح [مکّه] انفاق و جهاد کرده‌اند، [با دیگران] یکسان نیستند. آنان از [حیث] درجه بزرگ‌تر از کسانی‌اند که بعداً به انفاق و جهاد پرداخته‌اند ...»
    ۲) سوره‌ی ممتحنه، بخشی از آیه‌ی ۷ «امید است که خدا میان شما و میان کسانی از آنان که [ایشان را] دشمن داشتید، دوستی برقرار کند...»
    ۳) کافی، ج ۲، ص ۵۸۶
    ۴) کافی، ج ۲، ص ۵۸۶ (با اندکی تفاوت)
    ۵) جان کری
    ۶) خنده‌ی حضّار
    ۷) جورج بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا
    ۸) پاره‌های هر چیز، سراسر
    ۹) ابن ابی الحدید. شرح نهج‌البلاغه، ج ۲۰،‌ص ۳۱۹
    ۱۰) بیانات در دیدار اساتید و نخبگان بسیجی دانشگاه صنعتی شریف (۱۳۹۵/۱۰/۱۳)
    ۱۱) تکبیر حضّار
    ۱۲) خنده‌ی معظّمٌ‌له و حضّار
    منبع


  13. تشكرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود