صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ^^^حضورقلب درنماز^^^

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15

    ^^^حضورقلب درنماز^^^




    يكي از شرط هاي اساسي پذيرفته شدن نماز در نزد خداي متعال، مسئله «حضور قلب پيدا كردن» در حين نماز است؛ از اين رو آيات و روايات فراواني در اين باره وارد شده كه همه بر اين مطلب تصريح مي كنند كه ميزان قبولي نماز، بستگي به ميزان توجه انسان در نماز دارد.متأسفانه بسياري از ما عبادت هاي خود را بدون حضور قلب و با حواس پرتي كامل انجام مي دهيم و به همين جهت است كه يك عمر نماز مي خوانيم، اما اثري از آثار معنوي و روح نواز آن را در خود نمي بينيم.

    لزوم تحصيل حضور قلب

    در ضرورت تحصيل حضور قلب همين بس كه بدانيم: نماز بي حضور قلب، نماز حقيقي نيست و وقتي نماز از حقيقت و باطن خود جدا شد و به صورت يك عمل بي روح در آمد، تمام ثمرات و فوايدي كه در آيات و روايات، براي نماز آمده، ديگر در چنين نمازي وجود ندارد.

    امام صادق - عليه السلام - مي فرمايد:«ان العبد ليرفع له من صلاته نصفها او ثلثها او ربعها او خمسها و ما يرفع له الا ما اقبل عليه بقلبه؛۱ همانا از نماز انسان، نصفش، ثلثش، ربعش يا خمسش بالا برده مي شود و آن مقداري از نماز كه توجه قلبي داشته باشد بالا برده مي شود.»

    گر چه حضور قلب از شرايط صحت نماز نيست؛ يعني با نبودن حضور قلب نماز باطل نمي شود و از لحاظ فقهي اشكالي ندارد ولي چنين نمازي، قالبي و بي فضيلت و غير مقبول است، يعني بالا نمي رود و اثر معراجي خود را از دست مي دهد.


    امكان كسب حضور قلب

    گاهي تصور مي كنيم، تحصيل حضور قلب از امور محال است و از كسب آن، نااميد مي شويم و به يك عبادت صوري و ظاهري اكتفا مي كنيم. چه بسا اين نااميدي، از فريب دادن خود نشأت بگيرد، به اين معنا كه براي فرار از نماز با حضور قلب، دايما خود را فريب داده و مشكل بودن آن را بهانه اي براي ترك آن، قرار مي دهيم.دلايلي براي امكان كسب حضور قلب وجود دارد بهترين دليل براي امكان شي ، وقوع آن است. همين كه پيغمبران ما و ائمه عليهم السلام و اولياي خدا، بر حسب معرفت و ايمان و قرب و طلبشان، حضور قلب داشتند، دليل بر امكان آن مي باشد. همچنين وجود دستور جهت تحصيل حضور قلب از ناحيه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام و بزرگاني كه در اين باره كتاب نوشته اند، همه دليل بر امكان كسب آن مي باشد، چرا كه تكليف و دستور به آنچه در توان نيست بي معنا و غلط است، زيرا تحصيل امر محال، محال است.

    مراتب حضور قلب

    درباره مراتب حضور قلب، سخنان بسياري از بزرگان اهل معرفت رسيده، ولي ما به جهت مختصرگويي و ساده نويسي برآنيم تا با الهام از سخنان ارزشمند آنان به ذكر پنج مرتبه از مراتب حضور قلب بپردازيم.مرتبه اول: شخص نمازگزار بايد اجمالا بداند كه با خداوند سخن مي گويد و حمد و ثناي او مي كند، اگر چه به معاني الفاظ توجه نمي كند. اين مرتبه براي آناني است كه معاني نماز را نمي دانند.

    مرتبه دوم: علاوه بر مرحله قبلي، به معاني كلمات و اذكار نيز توجه داشته باشد و بداند كه چه مي گويد. امام صادق(ع) مي فرمايد:«من صلي ركعتين يعلم ما يقول فيهما. انصرف و ليس بينه و بين الله ذنب لا غفرله؛۲ هر كس دو ركعت نماز بخواند در صورتي كه بداند چه مي گويد، از نماز فارغ مي شود در حالي كه بين او و خداوند گناهي نيست، مگر اين كه خداوند آنها را مي بخشد». در اين مرحله، قلب تابع زبان است.

    مرتبه سوم: اسرار عبادت و حقيقت اذكار و تسبيح و تحميد و ساير مفاهيم را بفهمد و در حال نماز به آنها توجه كند تا خوب بداند چه مي گويد و چه مي خواهد.

    مرتبه چهارم: نمازگزار علاوه بر مراحل سابق، بايد اسرار و حقايق اذكار را به طور كامل در باطن ذاتش نفوذ داده و به مرحله يقين و ايمان كامل برسد. در اين صورت است كه زبان از قلب پيروي مي كند. قلب چون به آن حقايق ايمان دارد، زبان را به اذكار وادار مي كند.

    مرتبه پنجم: در اين مرحله، نماز گزار به مرتبه كشف و شهود و حضور كامل مي رسد كه به اين مرحله حضور قلب در معبود مي گويند نه حضور قلب در عبادت؛ يعني مرحله اي كه اسما و صفات و كمالات حق را با چشم باطن مشاهده مي كند،چيزي را جز خدا نمي بيند، حتي به خودش و افعال و حركات و اذكارش نيز توجه نداشته از سخنگو و سخن نيز غافل است و در حقيقت در انجذاب كامل قرار دارد، البته در اين مرحله هم مراتبي است كه نسبت به سالكين متفاوت است.


    حواس پرتي در نماز و درمان آن

    در نمازي كه مي خوانيم، انواع تصورات خيالي وجود دارد، مگر كساني كه قوه خيال را كاملا تربيت كرده و متمركز بر نماز كرده باشند.

    گاهي آنچه در نماز به ذهن خطور مي كند، انجام كار خيري است؛ مثلا نمازگزار در اين تصور است كه چگونه بعد از نماز سخنراني كند و يا با فلان بزرگ يا دوست، چگونه گفت وگو كند.

    و يا انجام كار شري است، مثلا در اين تصور است كه چگونه بر سر ديگري كلاه بگذارد و... .

    گاهي آنچه در خاطر و خيال مي آيد، صرف خيال است و آن يا خيال پسنديده است مثلا (در خاطر خود بگذراند كه پولدار شود تا بتواند گرسنگاني را سير و برهنگاني را لباس بپوشاند و...) و يا خيال فاسد مي باشد (مثلا در خاطر خود لذت گناه و چگونگي آن را بياورد و با آن دلخوش كند).

    پس آنچه كه در قوه خيال ما مي آيد از اين چهار حالت خارج نيست، اگر چه گاهي در نماز قوه خيال در امور پسنديده فعاليت مي كند ولي در جهت كسب حضور قلب، خيال در امور پسنديده هم بايد كنترل شود و از پرواز آن به امور مختلف، خوب نگه داشته شود تا قلب يكسره متوجه خداوند شود.


    كيفيت تغذيه قوه خيال

    هر يك از قواي ما محتاج به تغذيه مناسب خود مي باشد. بايد براي منظم كردن قوه خيال و جهت دادن به آن، از عوامل كنترل قوه خيال و گفتن ذكر دايم با توجه و متمركز كردن ذهن به امور پسنديده، استفاده كرد. از جمله امور پسنديده عبارتند از: ياد خدا بودن؛ تمام كارها و اعمال خود را نيت و هدف خدايي دادن؛ تفكر در مسائل علميه و مسائل اعتقاديه (مبدأ و معاد) و وظايف انساني و عملي (كسب اخلاق حسنه و رفتار انساني)؛ مراقبت بر احوال و رفتار خود كه چه مقدار منطبق با عقل، شرع و رضاي خداوند است و هم چنين يادآوري گذرگاه بودن دنيا و مسافر بودن خود و دقت و تعقل به عجايب خلقت و آثار نظم و قدرت پروردگار؛ همه اين ها عوامل كمك كننده در كنترل قوه خيال مي باشد.

    ۱ . بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۳۸.

    ۲ . ثواب الاعمال، ص ۷۲.

    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    عوامل حضور قلب در نماز
    قرآن كریم یكی از ویژگی های انسان های مؤمن و رستگار را خشوع آنان در نماز دانسته و می فرماید: (( به راستی كه مؤمنان پیروز و رستگار شدند، آنان كه در نماز خشوع می كنند.))1خشوع یعنی تواضع، اظهار ادب و بندگی و توجه قلبی و حضور انسان در پیشگاه خداوند با تمام وجود. نماز گزار واقعی كسی است كه به هنگام نماز چنان غرق در تفكر و حضور پروردگار و به راز و نیاز مشغول است كه ذره ای از دل خود را برای غیر خدا و امور مادی خالی نمی گذارد.پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مردی را دید كه درحال نماز با ریش خود بازی می كرد، آن حضرت فرمود: (( اگر قلب او خاشع بود، اعضا و اندام او نیز چنین بودند.))2میزان اثر بخش بودن نماز و پذیرش آن، به میزان خشوع و حضور قلب انسان بستگی دارد؛ از این رو امام باقر(علیه السّلام) می فرماید: (( با تمام وجود نماز بخوان، چرا كه در مقابل آن مقدار از نماز پاداش داده خواهی شد كه با حضور قلب انجام می دهی.))3عوامل مختلفی برای ایجاد حضور قلب در نماز وجود دارد كه برخی از آن ها را یادآور می شویم:1. پی بردن به اهمیت نمازمهم ترین عامل مؤثر در پیدایش حضور قلب در نماز، اهمیت دادن به راز و نیاز با خدا و ارتباط با او از راه نماز خواندن است.آثار و بركات و نتایج حاصله از نماز هر چه برای انسان مهم و ضروری جلوه كند، بر عشق و توجه قلبی او خواهد افزود و او را از توجه به غیر خدا باز خواهد داشت.
    2. فهم معانی
    بی توجهی و نداشتن حضور قلب در نماز معمولاً از آن جا ناشی می شود كه نمازگزار با الفاظ عربی آشنا نیست و نمی داند با چه كسی سخن می گوید و چه بر زبان جاری می-كند. الفاظی را از كودكی به او آموخته اند و او بدون توجه به معنای آن ها فقط طوطی وار تكرار می كند. پر واضح است كه این گونه سخن گفتن، نه احساس نیاز به صحبت كردن با خدا را در دل انسان زنده می كند و نه ایجاد كننده حضور قلب است.


    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    3. شرایط و محیط منا سبحضرت علی(علیه السّلام) در نامه خود به مالك اشتر، فرماندار مصر، می فرماید: (( ای مالك، در برنامه ی خود بهترین وقت ها را برای نماز و ارتباط با خدا قرار بده، هر چند همه وقت های تو برای خداست.))بسیار اتفاق افتاده است كه انسان، بی حوصله است و انگیزه و شوق انجام هیچ كاری را ندارد، یا موضوع مهمی فكر و ذهن او را به خود مشغول كرده است و یا مشكلی سر راه او قرار گرفته كه او را از اندیشیدن به سایر مسائل زندگی باز می دارد؛ طبیعی است كه در چنین اوضاع و احوالی شرایط مناسب برای حضور قلب در نماز فراهم نیست. هم چنین ممكن است در اطراف انسان، اشیایی وجود داشته باشد كه حواس انسان را از توجه به نماز باز دارد؛ مانند: آیینه، عكس و … كه از نظر اسلام نماز خواندن در مقابل آن ها مكروه است،4 در چنین محیطی نیز پیدایش حضور قلب برای نماز گزار بسیار مشكل است.این كه امام صادق(علیه السّلام) می فرماید: (( نماز حاقن و حاقب و حازق كامل نیست و حاقن كسی است كه ادار به او فشار می آورد و حاقب به كسی می گویند كه مدفوع به او فشار می آورد و حازق كسی است كه جوراب او را آزار می رساند))5 ، در واقع به مسأله حضور قلب در نماز اشاره می كند. بنابراین برای پیدا كردن حضور قلب باید نماز را در شرایط و محیط مناسب به جا آورد
    .
    4. تعیین مكان مخصوص
    امام صادق(علیه السّلام) به یكی از یاران خود به نام حریز می فرماید: (( اتخذ مسجداً فی بیتك؛ در خانه ی خود محلی را برای مسجد انتخاب كن.))6انتخاب مسجد یا محل مناسب برای مناجات و راز و نیاز با خدا در منزل، در ایجاد حضور قلب بسیار تأثیر دارد. معمولاً وقتی انسان در چنین مكان هایی قرار می گیرد فكر و ذهن او خود به خود از چیزهای دیگر جدا شده و یاد خدا و نماز جایگزین آن می گردد و آمادگی انسان برای نماز گزاردن با حضور قلب بیشتر می شود.

    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    5. اختصاص وقت مخصوص
    یكی از عوامل موفقیت انسان، برنامه ریزی است. هر كاری باید در وقتی مشخص انجام شود تا از هدر رفتن نیروهای و سردرگمی جلوگیری شود. نماز كه یكی از وظایف سنگین ما در شبانه روز است، از این موضوع جدا نیست و باید برای آن وقتی مخصوص تعیین گردد.
    6.یاد نماز وداع
    هیچ انسانی نمی داند چند سال زنده خواهد بود، و هر روز این احتمال را می دهد كه شاید فردا زنده نباشم؛ نمازگزاری كه با توجه به این نكته نماز می خواند و چنین تصوری در ذهن او وجود دارد كه شاید این آخرین نمازی باشد كه توفیق انجام آن را دارد، بیشترین حضور قلب را نسبت به سایرین خواهد داشت.امام صادق( علیه السّلام) به نماز گزاران توصیه می كنند: (( هنگامی كه می خواهی نماز واجب خود را بخوانی، در وقت بخوان و مانند كسی باش كه نماز وداع می خواند و می ترسد كه بعد از این توفیق نماز خواندن نصیب او نشود.)
    7 انجام مستحبات
    انجام مقدمات و مستحبات نماز، چه آن اموری كه قبل از آغاز نماز باید انجام شود؛ مانند: اذان، اقامه، پوشیدن لباس های زیبا، استعمال عطر و بوی خوش و چه آن اموری كه همراه نماز یا بعد از آن مستحب است انجام گیرد، این ها نیز در حضور قلب در نماز بسیار تأثیر دارند.
    8- یاری جستن ا ز خدا
    انسان های والا مقام و نزدیكان به درگاه پروردگار، ضمن دعا و مناجات های خود همواره این خواسته را مطرح می كرده اند كه خدایا ما را لحظه ای به خودمان وامگذار و از شیرینی مناجات و ملاقات با خودت محروم مساز و این درسی است برای ما پیروان و شیعیان آن بزرگواران كه دست نیاز به سویش دراز كرده و از او بخواهیم به ما توفیقی عنایت كند كه با تمام وجود و با حضور قلب به درگاهش شرفیاب شدیم.
    9. تمرین
    انسانی كه در طول یك نماز ممكن است بیش از یك لحظه تمركز حواس یا حضور قلب نداشته باشد، می تواند با تمرین و تداوم بخشیدن به این خواسته ی خود، چنان قدرتی پیدا كند كه با تمام وجود به نماز بایستد و در لحظه ای از لحظات نمازهای خود چیزی غیر از خدا را در ذهن و قلب خود راه ندهد.
    10ـ پرهیز از غذاهاى شبهه ناك نیز در این امر بسیار مؤثّر است.
    «كَسْبُ الحَرامِ یُبینُ فی الذّرّیة؛[ وسائل الشیعه، ج12، ص53.] درآمد حرام در فرزندان اثر (نامطلوب) می گذارد (و هدایت آنها را دچار مشكل می كند)».
    قساوت قلب
    خوراكی كه انسان تناول می كند، اگر پلید و حرام باشد، قلب را تیره می سازد. در این صورت دیگر از او امید خیری نیست و پند و اندرز در او اثر نمی كنند و سخت ترین مناظر رقّت بار او را متأثر نمی كنند. امام حسین(ع) به لشكریان عمر سعد فرمود: «از اینكه شما نافرمانی ام می كنید، و به سخن من گوش فرا نمی دهید، این است كه شكم هایتان از حرام پر شده و بر دل هایتان مهر خورده و دیگر حق را نمی پذیرید. وای بر شما! آیا انصاف نمی دهید؟ آیا گوش فرا نمی دهید!؟» نفس المهوم، محدث قمی، ترجمه كهری، ص110.
    ویرایش توسط منتظرمهدی زهرا : ۱۳۹۵/۱۰/۲۳ در ساعت ۰۸:۲۰
    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    11 پرهیز از گناه عامل مؤثّر دیگرى است
    زیرا گناه آین قلب را مكدّر ساخته، مانع آن مى شود كه جمال محبوب حقیقى در آن منعكس گردد، و با حجابى كه به وجود مى آید انسانِ دعاكننده، یا نمازگزار، خویشتن را در محضر او نمى بیند، به همین دلیل، قبل از هر نماز و دعا باید از گناهان توبه كرد و خود را به خدا سپرد. توجّه به اذكارى كه در مقدّمه نماز آمده است بسیار مؤثّر است.
    مردي از حضرت اميرالمؤمين علي (ع) پرسيد: «يا أميرَالْمُؤْمِنينَ، اِنّي قَدْ حُرِمْتُ الصَّلاةُ بِاللَّيْلِ؟ قالَ: فَقال أميرُالمؤمنينَ (ع): أنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَيَّدَتْكَ ذُنُوبُك».من از نماز شب محروم شدم.حضرت فرمود: تو كسي هستي كه گناهان تو مقيّدت نموده است. (يعني تو آزاد نيستي و در قيد و بند گناهانت هستي).امام صادق (ع) فرمود: «اِنَّ الرَجُلَ يَذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَحْرُمُ صَلاة َاللَّيْلِ وَ اِنَّ الْعَمَلَ السَّيّيءَ اَسْرَعُ في صَاحِبِهِ مِنَ السِّكِين فِي اللَّحْمِ».كسي كه مرتكب گناهي شود از نماز شب محروم ميگردد و به درستي كه نفوذ اثر كار ناپسند در انجام دهنده آن از نفوذ چاقو در گوشت سريعتر است».
    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


  6. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    قاى غرویان می نویسد:
    از محضر آیت الله بهجت سؤ ال شد: حاج آقا، عمرمان گذشت و دارد مى گذرد امّا هنوز لذتى از عبادت و به خصوص نمازمان احساس ‍ نكرده ایم، به نظر شما چه باید بكنیم كه ما نیز اقلاًّ اندكى از آنچه را كه ائمه و پیشوایان معصوم علیهم السّلام فرموده اند، بچشیم؟
    معظّم له در حالى كه سر را تكان مى داد فرمود: آقا، عامّ البلوى است! این دردى است كه همه گرفتاریم!
    عرض شد: آقا، به هر حال مراتب دارد و مسئله نسبى است. عضى همچون شما مراتب عالى دارید و ماها هیچى نداریم، ماها چه باید بكنیم ؟
    باز در جواب فرمود: شاید من مرتبه شما را تمنّا كنم.
    عرض شد: حاج آقا مسئله تعارف در كار نیست و یك واقعیتى است .
    باز ایشان در جواب با فروتنى و تواضع خاصّى فرمودند كه : عَمَّتُك مِثْلُك ! و مرادشان از این ضرب المثل این بود كه من هم مثل شما هستم .
    به هر حال ، پس از چند بار اصرار فرمودند:
    این احساس لذّت در نماز یك سرى مقدمات خارج از نماز دارد، و یك سرى مقدمات در خود نماز. آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است كه : انسان گناه نكند و قلب را سیاه و دل را تیره نكند، و معصیت ، روح را مكدّر مى كند و نورانیت دل را مى برد.
    و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمى دور خود بكشد تا غیر خدا داخل نشود، یعنى فكرش را از غیر خدا منصرف كند و توجّهش به غیر خدا مشغول نشود. و اگر به طور غیر اختیارى توجّهش به جایى منصرف شد، به محض التفات پیدا كردن باید قلبش را از غیر خدا منصرف كند.

    آقاى قدس یكى از شاگردان آیت الله بهجت نیز مى گوید:
    روزى از آقا پرسیدم : آقا، چه كار بكنم در نمازم حضور قلب بیشتر داشته باشم؟
    آقا ابتدا سر به پایین افكند سپس سرش را بلند كرد و فرمود: روغن چراغ كم است .
    من به نظر خودم از این جمله این معنى را فهمیدم كه یعنى معرفت كم است و ایمان قلبى و باطنى ضعیف است ، و گرنه ممكن نیست با شناخت كافى ، قلب حاضر نباشد.

    آیت الله محمّد حسن احمدى فقیه یزدى نیز مى گوید:
    گاهى از آقا سؤال مى كردند: چه كنیم در نماز، حضور قلب داشته باشیم؟ و ایشان دستورالعملهایى مى فرمودند، یكى از آنها این بود كه مى فرمود:
    وقتى وارد نماز مى شوید هنگام خواندن حمد و سوره به معناى آن توجه كنید تا ارتباط حفظ شود.

    استاد خسروشاهى نیز مى گوید:
    روزى از آیت الله بهجت سؤال شد: در هنگام نماز چگونه مى توانیم حضور قلب را در خودمان به وجود بیاوریم؟ فرمودند:
    یكى از عوامل حضور قلب این است كه در تمام بیست و چهار ساعت باید حواسّ (باصره، سامعه و ...) خود را كنترل كنیم؛ زیرا براى تحصیل حضور قلب باید مقدماتى را فراهم كرد، باید در طول روز گوش، چشم و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را كنترل كنیم و این یكى از عوامل تحصیل حضور قلب مى باشد.

    در جاى دیگر شخص دیگرى از محضرشان مى پرسد: براى اینكه در انجام فرمان الهى مخصوصاً نماز با خشوع باشیم چه كنیم ؟
    و ایشان در جواب مى فرماید:
    در اوّل نماز، توسل حقیقى به امام زمان - عجل الله تعالى - فرجه كنید، و عمل را با تمامیّت مطلقه انجام بدهید.

    همچنین شخص دیگر مى پرسد: براى حضور قلب در نماز و تمركز فكر چه باید كرد؟
    و ایشان مرقوم مى فرماید:
    بسمه تعالى ، در آنى كه متوجّه شدید، اختیاراً منصرف نشوید.


    منبع: كتاب برگى از دفتر آفتاب (شرح حال شیخ ‌السالكین حضرت آیت اللّه العظمى بهجت )اثر : رضا باقى زاده پُلامى

    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


  7. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    انسان در مسیر زندگی دنیایی خویش، لحظاتی شیرین و به یاد ماندنی را تجربه می کند که شیرینی آن، همیشه در کام وجودش ماندگار است. از بین تمام این لحظات، شیرین ترین لحظات عمر یک مؤمن واقعی، لحظاتی است که با خدای بی نیاز به خلوت نشسته و به راز و نیاز و عبادت با حضرت حق می پردازد.البته این شیرینی را، انسانی می تواند احساس کند که طعم ایمان واقعی را از عمق جانش چشیده باشد. چنین کسی هرگز حاضر نیست که این لحظه ی زیبا و دلربا را با تمام دنیا و آنچه در آن است معاوضه نماید.او در حال عبادت و نماز که زیباترین مصداق عبادت است، به معشوق واقعی خویش دست یافته و از خلوت با او به چنان لذّتی دست یافته که در کل این عالم، برای آن مانندی نمی بیند، و لذا به هیچ قیمتی حاضر نیست آن را از دست بدهد.در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.لحظه ی نماز، باشکوه ترین لحظه ی ارتباط انسان سراپا نیاز به وجود مطلق بی نیاز است. در حقیقت آن لحظه ی نورانی، فرصتی است طلایی که خداوند مهربان، بر ما منّت نهاده و از سر لطف و محبّتی که به بندگانش دارد، آن را در اختیار ما قرار داده، تا در آن فرصت زیبا، بتوانیم، قلب و جان خود را از عالم طبیعت و خاک، جدا نموده و روحمان را به عالم بالا پرواز داده و در سایه ی این پرواز ملکوتی، به جان خود صفا و جلاء بخشیم.سرور عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در کلامی زیبا، نماز را به سر انسان تشبیه نموده و می فرماید: «مَوضعُ الصَلاةِ مِن الدینِ کَمَوضعِ الرأسِ مِنَ الجَسَد»1 ؛ جایگاه نماز در دین، همانند جایگاه سر در بدن است.این تشبیه زیبا، در کلام نورانی حضرت بدین خاطر است که، در بدن آدمی هر عضوی از اعضاء بدن به نوبه ی خود، وظیفه ای مهمّ را عهده دار هستند، ولی در این میان نقش سر، از همه مهمّتر است، زیرا مغز که فرمانده ی بدن بوده و تصمیم گیری ها در آن انجام می گیرد، در سر انسان قرار گرفته است.


    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)

  8. تشکر


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    بنابراین به یقین می توان گفت: بدن منهای سر، موجود بی خاصیتی است که فاقد هرگونه ارزش است، در ساختمان دین ما نیز، نماز همانند سر در بدن آدمی است، که اگر نباشد، پایه ی ساختمان دین ما، سست شده و از ارزش ساقط می شود. الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.
    حضوری عاشقانه

    آدمی در این کره ی خاکی همیشه آرزوهایی را در آسمان ذهن خود به زیباترین شکل نقاشی نموده و برای رسیدن به آنها، نهایت تلاش خود را انجام می دهد. طبیعی است که از میان انبوه آرزوهایش یکی از آنها، بیشتر خودنمایی کرده و چون ستاره ای چشمک زنان از او دلربایی می کند، مؤمنین خداجویی نیز، از این امر مستثنی نبوده، آنها در صفحه ی قلب خود آرزویی را حک نموده اند که از نظر اهمیّت، در حدی است که بیان و قلم از توصیف آن عاجز است.آن آرزوی نورانی و آسمانی که همواره فکر و اندیشه مؤمن را به خود مشغول نموده این است که به هنگام اوقات معنوی نماز، نمازی آبرومند را به درگاه الهی تقدیم نموده، به گونه ای که در آن حضوری عاشقانه در محضر خداوند بی نیاز داشته باشد که در لسان ادبیات اسلامی، از آن به حضور قلب تعبیر می شود.

    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)

  10. تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    معنای حضور قلب

    حضور قلب در نماز به این معنا است که انسان در نماز، دل را با زبان همراه نماید، به گونه ای که با تمام وجود، خود را در محضر خداوند بی مثال ببیند و تمام توجّه و حواس خود را به سوی آن قدرت بی نظیر، متمرکز نماید، و به تعبیر عوامانه، شش دانگ حواسش نزد خداوند بی همتا باشد.در نماز، باید تمام مملکت باطن را در اختیار حضرت حق قرار داده و با چشم دل به جمال یار بنگریم تا شربت حیاتبخش عشق را به ما چشانده و با آن عمق وجودمان را سیراب نماییم.
    نمازی که در آن انسان، فقط زبانش ذکر خدا بگوید و دلش جای دیگر باشد، عین نفاق و دورویی است. ششمین اختر تابناک آسمان ولایت امام صادق(علیه السلام) در مورد چنین اشخاصی می فرماید: خداوند به چنین نمازگزارانی خطاب می کند: «اَتَخدَعُنی؟ و بِعّزَّتی وَ جَلالی، لاُ حرّمنّک حلاوةَ ذکری، لا حجبنّکَ عَن قُربی و المَسَرَّة بِمناجاتی.»2 آیا با من حیله گری و نیرنگ می کنی؟ سوگند به عزّت و جلال خودم، شیرینی یاد خود را از تو می گیرم و تو را از مقام قرب خویش و لذّت مناجاتم محروم می کنم.
    ویرایش توسط منتظرمهدی زهرا : ۱۳۹۵/۱۰/۲۴ در ساعت ۰۶:۴۸
    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    نماز حقيقى داراى دو بعد است: بعد ظاهرى كه به منزله پيكره نماز است و بعد باطنى كه روح و حقيقت آن مى‏باشد. هر يك از اين دو بعد احكام و آداب ويژه‏اى دارند، نماز با وجود اين دو بعد كامل مى‏شود، يعنى همان‏گونه كه نماز بدون رعايت احكام و شرايط ظاهرى، باطل است. مراعات نكردن آداب باطنى و قلبى نماز نيز موجب قبول نشدن آن گشته، انسان را به قرب حضرت حق نمى‏رساند.
    بى‏شك از مهم‏ترين آداب باطنى نماز، و بلكه تنها راه رسيدن به اسرار و آثار و نتايج آن، همانا حضور قلب است. بهره هر كس ازنماز، به اندازه حضور قلب اوست و چه زيبا فرموده آن مجاهد فى‏سبيل لله و عارف بالله، امام خمينى كه: «كليد گنجينه اعمال و باب الابواب همه سعادات، حضور قلب است كه با آن، فتح باب سعادت بر انسان مى‏شود، و بدون آن جميع عبادات از درجه اعتبار ساقط مى‏گردد».
    كتاب حاضر، برگرفته از افادات عالمان ربانى و عارفان الهى است كه خود از اصحاب سير و سلوك بوده و در پى سال‏ها عبادت و مجاهدت و رياضت، راه وصول به قرب الهى را طى نموده و به جوار رب‏العز نايل آمده و همواره خود را حاضر در محضر او ديده‏اند.
    آن بزرگان با استفاده از انوار سخنان معصومين عليهم السلام كتاب‏هاى ارزشمندى درباره آداب باطنى و قلبى نماز تاليف كرده‏و آن‏ها را اسرار الصلاه نام نهاده‏اند.
    در ميان اين آثار، در زمينه «حضور قلب در نماز» اثر مستقلى به چشم نمى‏خورد، گرچه برخى از اين عالمان سترگ بخشى از اثر خود را به آن اختصاص داده‏اند. در اين نوشتار مطالب مربوط به حضور قلب در نماز، از لابلاى آثار آن بزرگان گردآورى شده و به جويندگان حقايق و معارف ناب اسلامى عرضه شده است.


    ديدگاه شهيد ثانى در باره حضور قلب
    نخستين بخش: اين كتاب ارزشمند ديدگاه عالم بزرگ شيعه شهيد ثانى درباره حضور قلب است، ايشان قبل از ورود به بحث اصلى بيانات عالمانه‏اى راجع به تحقيق در معناى قلب ارائه نموده و در قسمتى‏از آن بحث فرموده است: بندگى و عبادت مانند كالبد و تنى است كه جان و روان آن، همان توجه قلبى به پيشگاه حضرت پروردگار است. اين توجه و اقبال، ميزان قبولى اعمال و معيار فزونى پاداش‏ها در دارالجنان است. ودر پرتو همين توجه و روى كرد، انسان مى‏تواند خود را شايسته بهشت‏برين و نعمت‏هاى جاويد آن سازد. نعمت‏هايى كه هرگز ديده‏اى نظير آن را نديده و گوشى شبيه آن را نشنيده و به قلب انسانى خطور ننموده است. به وسيله همين اقبال و توجه باطنى است كه‏انسان خاكى مى‏تواند به جهان پاك ملكوت راه بيابد و در افق پهناور فرشتگان بال بگشايد و از جهان غيب و شهود كسب فيض كند.
    در پرتو اين توجه و اقبال قلبى، از عبادتى اندك، پاداشى بيكران به دست آيد. ميزان پاداش‏ها بستگى به اين توجه درونى و اقبال قلبى در افعال و اقوال، و حركات و سكنات، و تفكر دراسرار نهفته در عبادت مورد نظر دارد.
    قلب به دليل صفا و جلايى كه دارد، همانند يك آيينه صاف و شفاف مى‏تواند انوار و تجليات الهى را به سوى خود جذب كند، ولى دراثر عوامل خارجى كه برخلاف روحانيت و نورانيت ذاتى‏اش مى‏تواند بر آن عارض شود، استعداد پذيرش تجليات ربانى را از دست مى‏دهد و قابليت پذيرش آلودگى‏ها و تباهى‏ها و محروميت‏ها در آن پديد مى‏آيد.
    استعداد پذيرش انوار الهى در قلب، به حدى است كه مى‏تواند دراثر تابش انوار الهى به جايى برسد كه حقايق بسيارى براى او كشف شود و دقايق بى‏شمارى براى او منكشف گردد.
    كوتاه سخن اين كه به مجرد به پا داشتن صورت نماز و تلاش براى اداى تكليف، شيطان از تو دور نمى‏شود، بلكه براى راندن آن رعايت اصول ديگر، از جمله اصلاح درون و پيراستن خويش از رذايل لازم است كه صفات نكوهيده ياران و انصار شيطان است و بدون دفع صفات رذيله، عبادت نه تنها سودى نمى‏بخشد، بلكه احيانا ضرر هم مى‏رساند.
    مرحوم شهيد ثانى سپس وارد بحث لزوم حضور قلب در نماز شده و بااستفاده از آيات و روايات بسيارى به اثبات اين موضوع مى‏پردازدكه در همه عبادت‏ها بخصوص نماز كه در راس آن‏ها قرار دارد، حضور قلب لازم است. ايشان در ادامه بحث پس از ذكر احاديث فراوان مى‏فرمايد: از احاديثى كه نقل كرديم استفاده مى‏شود كه قبولى نماز مشروطبه توجه قلبى به سوى خداوند و روى گرداندن از غير اوست، و نيز قبولى نماز موجب قبولى ديگر اعمال است. از اين‏رو اهميت حضور قلب و توجه درونى در نماز، به خوبى روشن مى‏شود، و نيز واضح مى‏شود كه بى‏توجه‏اى و غفلت از آن، موجب خساراتى بزرگ و زيانى جبران ناپذير است.
    وى سپس به بحث «راه تحصيل حضور قلب» مى‏پردازد و ضمن برشمارى صفات قلبى شخص مومن به عنوان نتيجه‏گيرى مى‏فرمايد: از اين رو مى‏توان گفت: بهترين راه ايجاد حضور قلب و توجه خاطر، مبارزه جدى با هجوم افكار پراكنده و آشفته است. براى دفع هجوم اين افكار و اوهام، راهى جز دفع انگيزه‏هاى آن‏هانيست، زيرا افكار پراكنده به انسان فشار مى‏آورد و مانع توجه قلب مى‏شود، لذا بايد علل و اسباب آن را يافت و از بين برد.
    علل هجوم اين افكار دو نوع است:
    ۱. خارجى
    ۲. داخلى
    ايشان پس از آن به بررسى هر يك از دو عامل فوق پرداخته و علت دوم را مهم‏تر دانسته و مى‏فرمايد: علل داخلى تشتت افكار از علل خارجى آن شديدتر است و لذا مبارزه با آن نيز سخت‏تر است. زيرا كسى كه افكارش دستخوش امواج سهمگين اقيانوس زندگى شده، و رشته ارتباطش از هم گسسته، و مرغ افكارش از شاخه‏اى به شاخه‏اى مى‏پرد، فروبستن ديده، در نماز، اورا سودى نمى‏بخشد، و افكارش در يك نقطه تمركز پيدا نمى‏كند، زيرا آن‏چه در دل جاى گرفته، براى پراكندگى خاطر كافى است.
    براى مبارزه با عوامل داخلى تشتت افكار، مناسب‏ترين راه اين‏است كه نمازگزار خود را به فهم معناى مطالب نماز وادار كند، تا هر مطلبى كه به زبان مى‏راند معناى دقيق آن را بفهمد و روى آن تامل كند و انديشه خود را با آن مشغول سازد تا افكار پراكنده در دلش جاى نگيرد.
    براى تقويت اين معنا شايسته است كه پيش از تكبيره الاحرام، ياد آخرت كند و ايستادن در عرصه‏هاى محشر و موقف حساب و كتاب را به ياد آورد و ناله و فرياد اكبر و هول و وحشت همگانى روز رستاخيز را با خود بازگو و دلش را از مطالب دنيوى و افكار پراكنده خالى كند و در چنين حالى تكبيره الاحرام گفته، وارد نماز شود واجازه ندهد كه چيزى وارد قلب شده، آن را مشغول سازد. اين راه تحصيل آرامش دل و تسكين خاطر است.
    اين عالم بزرگ در پايان اين بحث مى‏فرمايد: دل انسانى نيز همواره مورد تهاجم اين افكار است و هر قدر نمازگزار آن‏ها را براند، حريص‏تر مى‏شوند و با تلاش بيشتر باز مى‏گردند و هجوم مى‏آورند. و بسيار به ندرت اتفاق مى‏افتد كه قلب انسانى از هجوم اين افكار باز دارنده از توجه قلبى خالى باشد.
    سبب همه اين تشتت افكار و تهاجم اوهام يك چيز مى‏باشد و آن«حب دنيا» است كه در حديث آمده است: «حب الدنيا راس كل‏خطيئه» آرى محبت دنيا سر سلسله همه گناهان است، هر پليدى از آن ناشى مى‏شود و هر نقصى از آن پديد مى‏آيد. كسى كه دلش را برمحبت دنيا وادارد و به هر مال و منال روى آورد و دنيا را براى دنيا بخواهد -نه به عنوان توشه آخرت - هرگز نبايد طمع درك لذت مناجات را داشته باشد، كه هر كس براى حطام دنيا فرحناك باشد، براى مناجات پروردگار احساس فرح نخواهد كرد.
    هركس به هر چيزى علاقه و محبت داشته باشد، همه همت خود را درراه رسيدن به آن صرف مى‏كند، كسى كه دنيا را نور ديده وروشنايى دل خود مى‏داند، به ناگزير همه هم و غم خود را در اين راه صرف مى‏كند. چنين افرادى نيز نبايد تلاش براى مبارزه باتشتت افكار را ترك كنند، بلكه بايد كوشش كنند كه دل‏شان متوجه خدا و ياد خدا شود و به قدر امكان از تهاجم اين افكار پراكنده در امان بمانند.

    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)

  14. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود