صفحه 7 از 7 نخست ... 567
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شرح حال عالم ربانی سید محمدحسن الهی طباطبایی

  1. #61

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «این دو برادر بسیار با همدیگر خوب بودند. آن موقعی که علامه تبریز بود از همدیگر جدا نمی شدند. علامه هم به آقا خیلی علاقه داشت، همیشه ناهار چیزی می گذاشتند و می فرستادند دنبال ما که بیایید ناهار دور هم باشیم . وقتی که به مشهد می رفتیم به منزل دخترعمه شان می رفتیم، همان دختر علی آقای قاضی. می گفت فامیل اند بگذار خیرمان برای این ها باشد.»[1]
    آقای سید عبدالباقی طباطبایی می گوید:
    «این دو برادر عاشقانه با هم برخورد می کردند. اصلا معاشرت شان همیشه لطیف و زیبا و خندان بود. به هم خیلی علاقه مند بودند و خیلی عاشقانه با هم برخورد می کردند . از همدیگر سیر نمی شدند.»
    اکسیر عشق بر هر چه که بیافتد آن را زر می کند و الهی زر شده است. او اندوه عشق را در سینه خود پنهان کرده و جام محبت به دست اطرافیانش را به سوی دارالسلام عشق رهبری می کندگویی این عهدی است که با خدای خود بسته.
    مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم / هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم.
    پی نوشت:
    [1].به نقل از همسر


  2. #62

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق اجتماعی
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
    «مثل‏ المؤمن‏ الخالص‏ كمثل الماء.»[1]؛ «مثل مومن خالص مثل آب است.»
    آب پاک و پاک کننده زلال و جاری، صاف و بی غل و غش است.
    و او مومن است و مثل آب زلال و صاف. هیچ کدورت و غل و غش و سیاهی در وجودش نیست. پاک است و کدورت ها و تیرگی ها را از وجود دیگران پاک کرده ، از بین برده و در خود نگه نمی دارد. رودی جاری از مهر که به همه از دوست و دشمن عشق می ورزد.
    او پیرو سنت رحمة للعالمین است که نور رحمتش تمام عالم را فرا گرفته و زلال محبتش همه را سیراب کرده است.
    سیدمحمدحسن الهی سال ها نیز بر آستان امیرالمومنین علیه السلام ادب بندگی آموخته و او را دوست دارد. علی علیه السلام لقبش ابوتذاب است و وقتی او را با این اسم صدا می زنند خوشحال می شود. ابوتراب یعنی پدر خاک و ما خاکیم و خاک نرم و متواضع است. تشخص ندارد، و مثل سنگ سخت و محکم نیست، همه روی او پا می گذارند و او پا روی شخصیت کسی نمی گذارد و باز هم پاک و پا کننده است که فرمود:
    «نِعْمَ‏ الطَّهُورُ التُّرَابُ‏.»[2]؛ «یعنی زشتی و عیوب را می پوشاند و بروز نمی دهد و تنها زیبایی می رویاند.»
    پی نوشت:
    [1].مصباح الشریعه، باب طهارت، ص79
    [2].شرح غررالحکم، ج6، ص168


  3. #63

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیت الله الهی نیز ساده است و خاکی. لطیف است و مهربان. متواضع است و برای خود تشخصی نمی بیند. سخت و جدی نیست و امر و نهی نمی کند.
    آری؛
    فاصله انسان تا خدا یک قدم است و آن یک قدم پا گذاشتن انسان روی خود است و قدم بعدی در بهشت، پیش خدا مهمان بودن فقط یک قدم و آن هم روی خود، نه دیگران و او این یک قدم را برداشته است.
    بسیار خوانده که:
    «الهی انت کما اُحب فاجعلنی کما تحب»[1]؛«محبوبا تو آن گونه هستی که من دوست دارم، من از تو راضی هستم، اما اصل رضایت توست پس مرا هم آن گونه کن که دوست داری.»
    او در پی نفی هر چیزی است که رنگ و بویی از انانیت و خود بینی داشته باشد. نگذاشته که علم و اجتهاد و سوابقش نگاه و احترام مردم به او و تعریف و تمجیدشان برایش شخصیت بسازد. از اول زندگی اش را بر توحید و خدا محوری بنا نهاده و تنها خدا برای او شخصیت ساخته است.
    حجت الاسلام والمسلمین ایمانی می گوید:
    «آن فضایل اخلاقی و کمالات انسانی و توصیفات معصومین که ما در کتب تاریخ و احادیث شنیده و خوانده ایم، تمامی آن آداب و اخلاق و فضایل را در ایشان ظهور داشت. ایشان جامع تمام ابعاد انسانی و اخلاقی بودند.»
    و آقای سیدمحمدالهی می گوید:
    «حتی کسانی که ارتباط خیلی کمی با ایشان داشته اند با یک ملاقات مجذوب ادب و اخلاق ایشان می شدند و روابط همیشگی می شد. هنوز هم کسانی که با ایشان آشنایی داشتند وقتی با من روبرو می شوند تعریف مفصلی از اخلاق و برخورد ایشان می کنند و می گویند واقعا سید مجسمه ای از مکارم اخلاق بود.»
    پی نوشت:
    [1].مفاتیح الجنان،


  4. #64

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کیمیای هستی
    او سالک الی الله است. شوق پرواز تمام لحظه هایش را لبریز بیقراری کرده و آتش عشق هر چه سیاهی و زشتی را در وجودش سوزانده است. دنیایش لبریز از خداست، و زیبایی خدا دنیایش را زیبا کرده و همین باعث شده که همیشه بشاش، گشاده رو، و متبسم باشد که گفته اند:
    « العارف‏ هشّ‏ بشّ بسّام.»[1]
    «آقای سیدعبدالباقی طباطبایی می گوید:
    «آقای الهی فردی بودند که برخورد خیلی شاد و زیبایی داشتند. خوش اخلاق و خلیق بودند و برخوردشان خیلی نرم و ملایم بود همه از برخورد ایشان لذت می بردند.»
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند:
    «مَنْ‏ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِي وَ مَنْ سَرَّنِي فَقَدْ سَرَّ اللَّهَ.»[2]؛ «یعنی اگر با لبخندی، محبتی، خوش خلقی، صدقه ای و یا حل کردن مشکل کسی دل مومنی را شاد کنی.من پیامبر را خوشحال کرده ای و اگر مرا خوشحال کنی مثل این است که خدا را خوشحال کرده ای.
    و او می خواهد هر چه بیشتر رضایت خدا و رسولش را جلب کند. او پیرو علی علیه السلام و علی معنی
    «السابقون السابقون اولئک المقربون»[3]است و او اهل سبقت است اما نه برای دنیا و رسیدن به آن.
    برای رسیدن به دنیا با کسی مسابقه نگذاشته بلکه اتفاقا آخر از همه راه می رود.
    پی نوشت:
    [1].اصول کافی، ج3، ص323
    [2].اصول کافی، ج2، ص188
    [3].واقعه، 10-11

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۵/۱۱/۱۴ در ساعت ۱۳:۲۹

  5. #65

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شنیده و خوانده که:
    «وَ سارِعُوا إِلي‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ»[1]؛ «و برای نیل به آمرزشی از پروردگار خود و بهشتی که پهنایش به قدر آسمان ها و زمین است و برای پرهیزکاران آماده شده است بشتابید.»
    و برای همین اهل ثواب است و در جمع کردن ثواب افراط نیست.
    محبت و مهربانی به دیگران هم نوعی ثواب است که در آن افراط نیست و این ثواب است که توفیقات الهی را همراه انسان می کند و قرب و نزدیکی می آورد؛ هر چه با اخلاق تر همان قدر مقرب تر. و از آن طرف هم هر چه مقرب تر همان قدر با اخلاق تر.
    «ایشان آدم خیلی بشاش، خوب محضر و اهل بگو و بخند بود. بر عکس علامه که ساکت بودندو البته سکوت شان هم مسائلی داشت. وقتی از علامه سوال می کردید با بشاشیت جواب می داد، سوال که تمام می شد می رفت توی خودش..... سکوت.... اما آقای الهی برعکس ایشان بود. خیلی بگو و بخند و مجلس گرم کن بود.»[1]
    پی نوشت:
    [1].آل عمران، 133
    [2].به نقل از استاد فاطمی نیا


  6. #66

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سیره نبوی
    کسی که پیرو سیره نبوی و علوی است نه فقط در فکر و ذکر و عبادت، که در رفتار ظاهری هم مطیع آن هاست. و دیگران قبل از این که از او غم و غصه و ناراحتی ببینند و بشنوند، شادی می بینند و می شنوند که او می خواهد در همه امور پا جای پای مقتدای خویش بگذارد.
    و همین طور در سیره تک تک اهل بیت علیهم السلام شوخی و خنده و خوش رویی از صفات بارز اخلاقی شان است. رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم با علی بن ابیطالب علیه السلام شوخی می کردند. ائمه اطهار با اصحابشان و اصحاب با آن ها شوخی می کردند.
    البته این به آن معنا نیست که ائمه درد و غم نداشتند بلکه غصه های آنها و اشک و سوزشان به لحظات تنهایی و خلوت‌شان در دل شب مربوط می شد و با ابراز آن نزد دیگران باعث ناراحتی آن ها نمی شدند.
    امیرالمومنین علیه السلام غصه هایش را به چاه می گفت . حضرت صدیقه سلام الله علیه به بیت الاحزان در حاشیه مدینه پناه می برد.
    امام صادق علیه السلام و امام رضا علیه السلام و سایر ائمه هم همین طور بودند و دیگران هر چه از چهره و رفتار و گفتارشان می دیدند آرامش و راحتی و خوشی بود.دردها و غصه ها سهم چاه ها و بیابان ها و خوشی ها و شادی ها سهم مردم بود.
    کسی که ولایت ائمه در تمام اعضا و جوارحش رسوخ کرده باشد نیز چنین است.
    از
    آستان پیر مغان سر چرا کشم / دولت در این سرا و گشایش در این در است


  7. #67

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,678
    مورد تشکر
    5,176 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عزم میکده
    و چه زیباست انسان از کسانی باشد که نگاه به آن ها، صحبت با آن ها و رفتارشان غم و غصه را از دل دور می کندو به دیگران شادی و بهجت می دهد. حتی اگر او نمی تواند مشکل دیگران را حل کند حداقل باعث می شود آن ها برای مدتی هر چند اندک غم و غصه خود را به فراموشی بسپارند.
    عبوس زهد به وجه خمار ننشیند/ غلام همت دردی کشان خوشخویم
    در دنیایی که هر کس گرفتار مشکلی است هنر در خنداندن انسان هاست نه گریاندن آن ها.
    هنر این نیست که انسان تنها غم و غصه و مشکلاتش را برای دیگران ببرد، بلکه هنرمند کسی است که با گفتن از خوبی ها و شادی ها دیگران را به زندگی امیدوار کند. و کسی که این چنین باشد نه تنها در دل زمینیان جای دارد بلکه آسمانیان هم دلتنگش می شوند.
    و این از همان حسرت ها و افسوس هایی است که در یوم الحسرة انسان ها را می سوزاند که با چه کارهای کوچکی می توانستند بزرگترین پاداش ها را از آن خود کنند، چقدر راحت و بی دردسر و بدون زحمت.
    فقط با یک لبخند به دیگران، با محبت کردن و احترام گذاشتن، اسم دیگری را با محبت صدا زدن و دست شان را گرم تر فشردن. با همین ساده ترین کارها می توان به خیلی جاها رسید.


صفحه 7 از 7 نخست ... 567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مجموعه مداحی کربلایی مجید نریمانی
    توسط mammadecho در انجمن کلیپ صوتی
    پاسخ: 28
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۱۰/۰۲, ۱۰:۴۰
  2. ***سفره آرایی شب یلدا***
    توسط سالار زینب در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 26
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۰۸, ۱۳:۲۴
  3. خدایی خدا غریبه***
    توسط fateme_d در انجمن دل نوشته ، دعا و مناجات
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۰۶, ۱۸:۴۹
  4. شیوه تفسیر آیت الله خویی
    توسط کیمیای محبت در انجمن انواع تفسیر
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۰۵, ۲۳:۰۱
  5. این روزها یه جایی بوسه زدن به پاها افتخار شده ؟!!!
    توسط mahdie1364 در انجمن تصاویر قرآنی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۲۹, ۱۶:۰۵

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود