صفحه 1 از 22 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیاتی مبنی بر رد نظریه داروین(تکامل انسان)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    19
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت آیاتی مبنی بر رد نظریه داروین(تکامل انسان)




    با سلام

    آیه ای که عدم صحت نظریه داروین مبنا بر تکامل تدریجی را بیان می کند؟
    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۷/۱۱/۰۲ در ساعت ۱۷:۳۷ دلیل: اضافه نمودن موضوع مناسب

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط sky نمایش پست
    با سلام

    آیه ای که عدم صحت نظریه داروین مبنا بر تکامل تدریجی را بیان می کند؟
    باسلام
    نفرمایید آیه ؛ چون آیات زیادی هستند که بررد نظریه داروین می توان به آنهااستناد کرد.مانند:آیاتی که خلقت آدم (ع) را از خاک می‌دانند

    «ان مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون»آل عمران/59

    «همانا مثل عیسی(ع) در پیش خداوند همانند مثل آدم است که خداوند او را از خاک آفرید. و سپس به او گفت موجود شو پس شد


    «خلق الانسان من صلصال کالفخار»الرحمن/14
    «خداوند، ‌انسان را از گل خشک همانند سفال بیافرید


    بله تمام آیاتی را که خلقت انسان از خاک را مطرح می‌کند با نظریه داروین معارض است ؛چرا که می‌گوید انسان از خاک آفریده شده نه از موجود قبلی که زنده بوده است



    ویرایش توسط شهيدان : ۱۳۸۷/۰۷/۰۳ در ساعت ۲۰:۳۹
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  4. تشکر

    sky

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0

    ادم وتکامل




    باسلام
    نفرمایید آیه ؛ چون آیات زیادی هستند که بررد نظریه داروین می توان به آنهااستناد کرد.مانند:آیاتی که خلقت آدم (ع) را از خاک می‌دانند«ان مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون»آل عمران/59
    «همانا مثل عیسی(ع) در پیش خداوند همانند مثل آدم است که خداوند او را از خاک آفرید. و سپس به او گفت موجود شو پس شد


    «خلق الانسان من صلصال کالفخار»الرحمن/14

    «خداوند، ‌انسان را از گل خشک همانند سفال بیافرید.
    بله تمام آیاتی را که خلقت انسان از خاک را مطرح می‌کند با نظریه داروین معارض است ؛چرا که می‌گوید انسان از خاک آفریده شده نه از موجود قبلی که زنده بوده است




    این نظر کاملا شخصی و سطحی و تفسیر یک طرفه است . تفسیر ایات قران رو باید همه احتمالات و همه معانی در ایه رو در نظر گرفت . ایت الله مشکینی درباره تکامل و ایات قران کتابی نگاشته اند
    __________

    آدم و تکامل!

    قرآن صریحأ تاکید میکند که آفرینش «انسان» از خاک آغاز شده است و طی مراحل و تطورات گوناگون تبدیل به انسان ، عالیترین موجود زنده در آخرین مرحله تکاملی میشود.(قران اغاز افرینش انسان را از خاک میداند که درست است همه موجودات از خاک افریده شده اند بقول پرفسور ریموند همه ما از ذرات ستارگانیم)

    « کسی که آفرینش همه چیز را نیکو کرد و آفرینش انسان را از گل آغاز نمود » سجده 7

    و نیز قرآن آفرینش هر موجود زنده را از آب میداند :

    « و هر موجود زنده ای را از آب آفریدیم » انبیا 30
    « و خداوند تمام جنبندگان را از آب افرید برخی از آنها بر شکم میروند برخی بر دوپا و برخی برچهارپا حرکت میکند خداوند هر چه بخواهد می آفریند که خدا بر هرکاری توانا است» نور45

    قرآن در عموم آیات مربوط به آفرینش آدم روی این محور تاکید میکند که در افرینش او کاری خاص و برجسته صورت گرفته و آن حلول روح الهی در پیکر مادی است که آنرا از سایر موجودات که پیش از او آفریده شده اند ، متمایز میکند و این خود متاسیون و جهشی است در روند آفرینش .
    بدین ترتیب موجودی بر این کره خاکی بوجود آمده است که از آن پس یکه تاز کره زمین میشود؛ یکه تازی بی معارض که هیچ موجودی از موجودات قبل از او توانایی ندارد او را محدود کند.
    ماجرای آفرینش آدم در قرآن چنین ترسیم شده است ، که انسان در جریان تحول مادی و دگرگونیهای فیزیولوژیک [1] به مرحله ای از مراحل آفرینش میرسد که به « نفخۀ روح الهی » نام میگیرد [2] و آفرینشی دیگر می یابد [3] و در مسیر عادی طبیعی خود به یک جهش الهی و ملکوتی دست می یابد و موجودی برتر میشود [4] بدانگونه که حتی فرشتگان در برابر او خضوع میکنند [5] و نیروهای معنوی جهان هم منحصرأ رام او شدند .[6]

    آفرینش آدم و اعتراض گونه ملائکه

    « هنگامیکه خدایت به فرشتگان فرمود : من جایگزینی را در زمین قرار خواهم داد...» بقره 30
    جانشین یا جایگزینی آدم به چه معنی است و آدم در زمین بجای کیست ؟
    برخی گفته اند : او خلیفه الله ، بجای خداوند است که به حق حکمرانی میکند ؛ اما این معنی بعید است ، زیرا خداوند در شئون خداوندیش جای خالی ندارد تا دیگری بجای او بنشیند ، خداوند پیامبران می فرستد و کتب مشتمل بر احکام و تکالیف نازل میکند ، پیامبران و هر که در خط آنها است احکام و وحی دریافتی را به دیگر مکلفین میرسانند ، عنوان منطبق بر اینها سفارت ، رسالت و نبوت است نه خلافت .
    قول دوم آنست که ادم و نسل او جانشینان فرشتگان شده اند که آنها پیش از آدمیان سکنه زمین بوده اند . این قول نیز مخدوش است ، زیرا کیفیت خلقت زمین با خلقت ملائکه متناسب و سازوار نیست و چنین کاری از حکیم صادر نشود.
    قول سوم انست که آدم و فرزندانش جایگزین جننیان هستند که براین زمین میزیسته و عامل تبهکاری و خونریزی بوده اند این قول نیز به قول دوم شبیه است و مخدوش است.
    قول چهارم که صحیح است آنست که ادم و نسلش جایگزین آفریده ای مکلف و صفاتی مشابه حالات و صفات آدمیان که براین زمین زندگی میکرده اند چنان که آفرینش این نسل نیز چون دوران خود را سپری کند جای خود را به نسلی مشابه به این نسل که آفرینش آنها سازوار آفرینش دگرگون شده ی زمین باشد بسپارد و طبق احادیث عدیده پیش از آفرینش آدم و این عالم و نسل حاضر ، عالمهایی و نیز نسلهایی از همین نوع بر این زمین میزیسته اند .
    حتی برخی از آیات قرآن این معنا را میرسانند :
    « آیا ما به آفرینش نخست خسته شده ایم ؟! خیر بلکه این افریدگان هم اکنون در حال تبدیل به آفرینشی نویین می باشند» ق 15
    « آیا روزگارانی دراز بر انسان نگذشت که چیز قابل بیانی هیچ نبود ؟!» انسان 1
    « چرا به خداوند شکوهمندانه نگاه نمیکنید در حالی که شما را در مراحل و خلقتهای گوناگون آفرید » نوح13و14
    «پروردگار تو (از خلق) بی نیاز و به همه مهربان است. اگر بخواهد شما را (از روی زمین) ببرد و همه را فانی کند .آنگاه پس از شما هر که را خواهد جانشین شما کند . چنان که شما را از ذریه گروهی دیگر پدید آورد.»انعام ۱۳۳

    در برخی روایات که در اینباره آمده تعبیراتی مانند « الف الف عالم و الف الف ادم» بکار برده شده که مراد از این لفظ میلیون نیست بلکه منظور از این تعبیر مبالغه و بیان کثرت است ؛ یعنی چه بسیار ؟!
    امام علی (ع) : « بنی آدم هفتاد جنس بوند همه انها از نسل آدمند جز یاجوج و ماجوج ( اقوام یوچانگ و مانچو) »[7]
    باز از امیر المونین روایات شده که حضرت در پاسخ به کسی که پرسید قبل از ادم ابوالبشر که بوده ؟ فرمود : آدم ، وی سئوال خودرا تکرار کرد ، فرمود : اگر صد بار هم بپرسی خواهم گفت ادم.[8]
    ابو حمزه ثمالی گوید : امام سجاد – ضمن حدیثی مفصل ــ به من فرمود : تو گمان داری که خداوند آفریده ای را پیش از شما نیافریده ؟ آری بخدا سوگند هزار هزار ادم و هزار هزار عالم افریده که تو در اخرین آن عالمهایی [9]
    نیز از امام باقر روایات شده : خداوند پس از فنای این خلق و این عالم ،خلق و عالمی دیگر پدید می آورد که او را به یگانگی پرستش کنند با زمین و آسمانی دیگر (دگرگون شده ) ، انگاه فرمود : آیا میپنداری جز شما بشری نیافریده ؟ چنین نیست بلکه هزار هزار عالم و هزار هزار ادم آفریده که تو آخر آن عالمهاو اخر آن ادمهایی .[10]
    و بسا سخن گونه ملائکه :« آبا کسی (یا کسانی) در زمین جای میدهی که در آن تبهکاری کند و کشتار و نماید ؟! در حالی که ما تو را تسبیح و تقدیس میکنیم و هرگز سر از بندگیت برنتابیم ..» اشاره به همان افریده های مشابه باشد.
    آدم و بهشت
    « و گفتیم ای آدم تو وهمسرت در این باغ سر سبز و پر نعمت سکنی گزینید و از نعمتهای ان هرچه خواهید بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که در اینصورت از ستمکاران به خویش خواهید بود»
    «اما این بهشت که قرآن انرا به «جنه» ( باغ سرسبز) تعبیر کرده آن بهشت جاوید نیست که خداوند در غیب به مومنان وعده داده است .
    حسین بن بشار از یاران نزدیک امام صادق گوید : از امام راجع به بهشت ادم – که بر اثر ترک اولی از ان بیرون شد ــ پرسیدم . فرمود : آن بهشتی در این دنیا بوده که ماه و خورشید در آن طلوع میکرده و اگر بهشت جاوید بود از آن بیرون نمیشد. [11]
    و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو...» یعنی : آنها ( ادم و حوا و ابلیس یا ادم و حوا به لحاظ نسل و ذریه آنها) را گفتیم : ( از منزلت خویش یا از خوشی و تنعم ) فرود آیید ( و ازاین پس ) دشمن یکدیگر باشید ( ابلیس با ادم و نسل او یا فرزندان ادم با یکدیگر به مقتضای سرشت ). بقره ۳۶
    _____________________________
    1- حج22
    2- سجده 9
    3- حج22
    4- اسرا70
    5- ص73
    6- در میان آیات قران تنها یک آیه است که روی آفرینش معجزه آسای ادم نکیه دارد که آن آیه 59 سوره آل عمران است . شناخت اسلام : « همانا مثل سرگذشت عیسی پیش خدا نظیر سرگذشت ادم است او را از خاک بپداخت سپس(ثم = میتواند به معنای بعد از مدت طولانی باشد) بدان گفت باش پس چنان شد» این ایه بدنبال آیاتی آمده است که مربوط به حضرت عیسی است و همواره تاکید میکند که عیس مخلوق خداست نه فرزند خدا و انچه در سرگذشت عیسی امده که وی از مریم به دنیا آمده ، بی آنکه پای انسان دیگری به عنوان پدر در کار باشد دلیل نمیشود که عیسی پسر خدا خوانده شود ، زیرا پیدایش این فرزند از مادر ، بدون دخالت پدر ، یک رویداد خارق العاده بود که به ارادۀ خداوند رخ داده است ، همچنانکه پیدایش ادم یعنی جاندار دارای روح الهی که باعث شده از همه موجودات برتر و متمایز شود نیز یک رویداد خارق العاده و اعجاز گونه بوده است که به اراده خداوند بوده است. ملاحضه میشودکه در این آیه این نکته نهفته است که آفرینش ادم و افرینش عیسی همسانند. ایا کسی میتواند ادعا کند که قرانبا انچه دربارۀ آفرینش حضرت عیسی گفته روند طبیعی و علمی و عمومی انسانها و تمام موجودات را در طول زمان و تولد انها را از پدر و مادر نفی کرده است ؟ مسامأ خیر زیرا قرآن در دهها ایه نظام توالد و تناسل را از نشانه های قدرت و حکمت آفریدگار جهانیان شمرده است.» (اندکی تصرف در تلخیص)
    در اينجا توجه به دو نکته لازم بنظرمي‌رسد:

    الف ـ به نظر مي‌رسد که در آيه 59 سوره آل عمران « مثل عيسى عندالله کمثل آدم» مي‌توان وجه شبه را به چند گونه تصور کرد:

    1ـ تشبيه از جهت پدر نداشتن آدم و عيسي(ع). تشبيه از جهت خلقت هر دو از خاک با واسطه (يعنى مواد غذائى تبديل به نطفه، علقه ... تا انسان شد ) و در عيسي(ع) اين کار از طريق حضرت مريم (ع) صورت گرفت و در آدم(ع) از طريق انسانها يا انسانهای نسل قبل از او و بالاخره میمنونها. 3ـ‌تشبيه از جهت نبوت هر دو باشد. 4-تشبيه از جهت علم و عقل هر دو باشد. 5ـ تشبيه از جهت اصل خلقت از خاک (در مقابل مسيحيان که عيسى (ع) را خاکى نمي‌دانستد )

    وجه شبه‌هاي شماره سه و چهار در آيه مورد بحث از جمله «کن» (ادامه آيه) برداشت مي‌شود. ولى به نظر مي‌رسد جمله « ثم قال له کن فيکون» در مقام بيان وجه شبه نباشد بلکه مرحله دوم خلقت را بيان مي‌کند که ايجاد روح است و در تمام افراد انسان وجود دارد که در آيات ديگر تحت عنوان « نفخت فيه من روحي» به آن اشاره شده بود. وجه شبه اول با توجه به شأن نزول، نزديک‌تر از وجه شبه سوم و چهارم است. اما به هر حال فقط وجه شبه دوم يا پنجم در خود آيه تصريح شده است. چرا که جمله (خلقه من تراب) بيان وجه شبه عيسي(ع) و آدم(ع) است. که فقط به خاک اشاره کرده است.

    ب : در مورد خلقت عيسى (ع) از خاک دو احتمال وجود دارد: 1ـ‌خلقت بلا واسطه از خاک 2ـ خلقت باواسطه سلسله موجود از خاک(و همين دو احتمال در مورد آدم نيز وجود دارد.»

    اما خلقت بلاواسطه از خاک در اينجا صحيح نيست چرا که حضرت عيسي(ع) بلا واسطه از خاک آفريده نشده است بلکه از جسم مريم(ع) بود که مريم (ع) با واسطه مواد غذائى او را از خاک بوجود آورد. پس فقط وجه شبه دوم (خلقت با واسطه از خاک) باقى مي‌ماند و اين مطلب شاهدى بر نظريه تکامل است نه بر نظريه ثبات انواع. البته اين احتمال نيز در آيه فوق بعيد نيست که بگوييم وجه شبه پنجم مراد است چرا که مسيحيان نجران اصل خلقت عيسى (ع) و خاکى بودن او را قبول نداشتند و او را غير مخلوق و ماوراء‌طبيعى مي‌دانستند . پس آيه درصدد رد اين نظر آنهاست و در مقام بيان واسطه داشتن يا نداشتن خلقت آنها از خاک نيست . يعنى آيه درصدد رد اين نظر آنهاست و در مقام بيان واسطه داشتن يا نداشتن خلقت آنها از خاک نيست. يعنى آيه درصدد بيان واسطه و عدم واسطه نيست پس نمي‌تواند دليلى بر نظريه تکامل انواع يا ثبات انواع باشد. (دکتر محمدعلی رضایی کتاب پژوهشایی در اعجاز علمی قران)

    7- روضه کافی حدیث274
    8- بحار ج 25/25و26
    9- همان
    10- سفینه البحار + توحید شیخ صدوق
    11- بحار ج6/284+ روایتی از امام باقر نیر بدین مضمون هست.
    منبع gabrielmmjj.blogfa.com
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۷/۰۷/۰۳ در ساعت ۲۱:۳۸


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ مِن سلَلَةٍ مِّن طِينٍدر مجمع البيان مى گويد: كلمه «سلاله» اسم براى هر چيزى است كه از چيزى كشيده و بيرون آورده شود، بر وزن «كساحة» كه اسم است براى چيزى كه جاروب شود.
    مراد از «انسان» در آيه : «و لقد خلقنا الانسان من سلاسة من طين»
    و ظاهر سياق اين است كه مراد از انسان نوع بشر باشد كه در نتيجه شامل آدم 7 و همه ذريه او مى شود. و مراد از «خلق» خلق ابتدايى است كه در آن آدم 7 را از گل آفريده و آنگاه نسل او را از نطفه قرار داده است اين آيه و آيه بعدش در

    ترجمهتفسيرالميزانجلد 15 صفحه : 24
    معنى اين آيه است كه فرموده : «و بدء خلق الانسان من طين ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهين»
    و مؤ يد اين ظاهر، قول خداى تعالى بعد از اين جمله است كه مى فرمايد: «ثم جعلناه نطفة»، چون اگر مراد از انسان ، فرزندان آدم 7 بود و بس ، و شامل خود آدم 7 نمى شد، و مراد از خلقت انسان از گل ، اين بود كه نطفه فرزندان آدم 7 هم در آغاز گل بوده ، بايد - به قول بعضى - مى فرمود: «ثم خلقناه نطفة ثم خلقنا النطفة علقة ، فخلقنا العلقة مضغة ...- پس خلق كرديم او را نطفه اى پس خلق كرديم نطفه را علقه اى پس خلق كرديم علقه را مضغه اى ....»
    ب ا اين بيان روشن مى شود اينكه بعضى از مفسرين گفته اند منظور از انسان جنس بنى آدم است . و قول بعضى ديگر كه گفته اند «منظور از انسان خود آدم 7 است» صحيح نيست .
    كلمه «خلق» - به طورى كه گفته اند - در اصل به معناى تقدير و اندازه گيرى بوده ، مثلا وقتى مى گويند: «خلق الثوب» معنايش اين است كه پارچه را براى بريدن اندازه گيرى كردم . پس ، معناى آيه اين مى شود كه : ما انسان را در آغاز از چكيده و خلاصه اى از اجزاى زمين كه با آب آميخته بود اندازه گيرى كرديم .
    ثمَّ جَعَلْنَهُ نُطفَةً فى قَرَارٍ مَّكِينٍ«نطفه» به معناى آبى اندك است كه بسيار اطلاق مى شود بر مطلق آب . و كلمه «قرار» مصدر است كه از آن معناى قرارگاه اراده شده تا مبالغه را برساند، و منظور از «قرارگاه مكين» رحم زنان است كه نطفه در آن قرار مى گيرد. و كلمه «مكين» صفت رحم است ، و توصيف رحم به مكين يا از اين جهت است كه تمكن نگهدارى و حفظ نطفه را از فساد و هدر رفتن دارد و يا از اين باب است كه نطفه در آن ، تمكن زيست دارد.
    و معناى جمله اين است كه : سپس ، ما انسان را نطفه اى كرديم كه در رحم متمكن باشد، همچنان كه آن را در اول از خلاصه اى از گل درست كرديم . و اين تعبير مى رساند كه : ما طريق خلقت انسان را از آن شكل به اين شكل مبدل نموديم .

    ترجمهتفسيرالميزانجلد 15 صفحه :25
    ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطفَةَ عَلَقَةً...فَكَسوْنَا الْعِظمَ لحَْماًبيان مفردات آيه در جزء پانزدهم سوره حج جلد قبلى اين كتاب گذشت و در اينكه فرموده : «فكسونا العظام لحما» استعاره اى است به كنايه اى لطيف .
    مقصود از اينكه فرمود: «ثم انشاءناه خلقا آخر» و معنايى كه تعبير به انشاء افاده مىكند.
    ثُمَّ أَنشأْنَهُ خَلْقاً ءَاخَرَكلمه «انشاء» به طورى كه راغب مى گويد به معناى ايجاد چيزى و تربيت آن است ، همچنان كه «نشاء» و «نشاة» به معناى احداث و تربيت چيزى است و از همين جهت به جوان نورس مى گويند: «ناشى ء»
    در اين جمله سياق را از خلقت ، به انشاء تغيير داده و فرموده : «ثم انشاناه خلقا آخر» با اينكه ممكن بود بفرمايد: «ثم خلقناه ...» و اين به خاطر آن است كه دلالت كند بر اينكه آنچه به وجود آورديم چيز ديگرى ، و حقيقت ديگرى است غير از آنچه در مراحل قبلى بود، مثلا، علقه هر چند از نظر اوصاف و خواص و رنگ و طعم و شكل و امثال آن با نطفه فرق دارد الا اينكه اوصافى كه نطفه داشت از دست داد و اوصافى همجنس آن را به خود گرفت . خلاصه ، اگر عين اوصاف نطفه در علقه نيست ليكن در همجنس آن هست مثلا اگر سفيد نبود قرمز مى باشد و هر دو از يك جنسند به نام رنگ ، به خلاف اوصافى كه خدا در مرحله اخير به آن داده و آن را انسان كرده كه نه عين آن اوصاف در مراحل قبلى بودند و نه همجنس آن ، مثلا در «انشاء» اخير، او را صاحب حيات و قدرت و علم كرد. آرى ، به او جوهره ذاتى داد (كه ما از آن تعبير مى كنيم به «من») كه نسخه آن در مراحل قبلى يعنى در نطفه و علقه و مضغه و عظام پوشيده به لحم ، نبود همچنان كه در آن مراحل ، اوصاف علم و قدرت و حيات نبود، پس در مرحله اخير چيزى به وجود آمده كه كاملا مسبوق به عدم بود يعنى هيچ سابقه اى نداشت .
    ضمير در «انشاناه» - به طورى كه از سياق بر مى آيد - به انسان در آن حالى كه استخوانهايى پوشيده از گوشت بود بر مى گردد، چون او بود كه در مرحله اخير خلقتى ديگر پيدا كرد، يعنى ، صرف ماده اى مرده و جاهل و عاجز بود، سپس موجودى زنده و عالم و قادر شد پس ماده بود و صفات و خواص ماده را داشت ، سپس چيزى شد كه در ذات و صفات و خواص مغاير با سابقش مى باشد و در عين حال اين همان است ، و همان ماده است پس مى شود گفت آن را به اين مرحله در آورديم و در عين حال غير آن است ، چون نه در ذات با آن شركت

    ترجمهتفسيرالميزانجلد 15 صفحه : 26
    دارد و نه در صفات و تنها با آن ، نوعى اتحاد و تعلق دارد تا آن را در راه رسيدن به مقاصدش به كار گيرد، مانند آلتى كه در دست صاحب آلت است ، و در انجام مقاصدش استعمال مى كند، نظير قلم براى نويسنده . پس تن آدمى هم آلتى است براى جان آدمى .
    و اين همان حقيقتى است كه از آيه «و قالوا ءاذا ضللنا فى الارض ءانا لفى خلق جديد بل هم بلقاء ربهم كافرون قل يتوفاكم ملك الموت الذى و كل بكم» هم استفاده مى شود. پس آنكه ملائكه در حين مرگ او را مى گيرند آن انسان است ، و آنچه در قبر متلاشى مى شود و مى پوسد، آن بدن انسان است ، نه خود انسان .
    در آيه مورد بحث چند گونه حرف عطف به كار برده شده ، چند جا با «ثم» عطف شده ، و چند جا با «فاء» بعضى از مفسرين در وجه آن گفته اند: مواردى كه با «ثم» عطف شده معطوف كاملا با معطوف عليه مغايرت دارد، مانند سه جمله «ثم جعلناه نطفة» و «ثم خلقنا النطفة علقة» و «ثم انشاناه خلقا آخر» و مواردى كه با فاء عطف شده آن مغايرت را ندارد مانند سه جمله «فخلقناالعلقة مضغة»، «فخلقنا المضغة عظاما و فكسونا العظام لحما»
    فَتَبَارَك اللَّهُ أَحْسنُ الخَْلِقِينَمعناى «بركت» و اينكه فرمود: «فتبارك الله احسن الخالقين».
    راغب مى گويد: اصل ماده «برك» - با فتح باء و سكون راء وكاف - به معناى سينه شتر است . وقتى مى گويند «برك البعير» معنايش اين است كه شتر، زانو به زمين زد و از همين معنا، معناى لزوم را اعتبار كرده اند. و نيز مى گويد: آب انبار را هم از اين جهت «بركه» به كسر باء و سكون راء - مى گويند كه آب در آن توقف مى كند. بركت را هم كه به معناى خير الهى است از اين جهت كه نحوه ثبوتى دارد بركت گفته اند. و «مبارك» به چيزى مى گويند كه آن خير الهى در آن باشد.
    باز ايشان اضافه كرده چون خير الهى از جايى و به نحوى صادر مى شود كه نه محسوس كسى است و نه شمردنى و نه محدود شدنى ، از اين جهت هر چيزى را كه در آن زيادى غير محسوس ديده شود، مبارك خوانده و مى گويند چقدر با بركت است .




    وَ اللَّهُ خَلَقَكم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكمْ أَزْوَجاً ...
    اين آيه شريفه به خلقت انسان اشاره مى كند، كه خداى تعالى نخست او را از خاك كه مبداء دور اوست ، و خلقتش به آن منتهى مى شود بيافريد، و سپس او را از نطفه كه مبداء نزديك اوست خلق كرد.
    وجوه مختلف درباره خلقت انسان از خاك در آيه : والله خلقكم من تراب ثم من نطفة ...
    بعضى از مفسرين گفته اند: «مراد از خلقت آنان از خاك ، خلقت پدر بزرگ ايشان آدم است ، چون هر چيزى به اصلش نسبت داده مى شود«. بعضى ديگر گفته اند: «اصلا مقصود از كلام ، بيان خلقت آدم به تنهايى است «. بعضى ديگر گفته اند: مراد خلقت همه انسانها است ، اما به طور اجمال و تفصيل ، به اين معنا كه هم به خلقت اجمالى انسانها از خاك در ضمن خلقت آدم اشاره مى كند، و هم به خلقت تفصيلى ايشان كه از نطفه است ، همچنان كه فرمود: «ثم من نطفة «.
    و فرق بين اين سه وجه ، آن است كه در وجه اول نسبت خلقت انسانها از خاك يك نسبت مجازى عقلى است ، (چون خود انسانها از خاك خلق نشده اند، بلكه پدر بزرگشان خلق شده) و در وجه دوم مراد از خلقت آنان خلقت آدم به تنهايى است مجازا، ولى نه مجاز در نسبت ، بلكه مجاز در كلمه ، و در وجه سوم مراد از خلقت فرد فرد انسان از خاك به طور حقيقت است نه مجاز، الا اينكه اين خلقت ، خلقت اجمالى است نه تفصيلى ، و با همين نكته ، وجه سوم با وجهى كه ما گفتيم فرق پيدا مى كند.
    و ممكن است وجه اول را با جمله «خلق الانسان من صلصال كالفخار«، و وجه دوم را با امثال آيه «و بدء خلق الانسان من طين ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهين «، و وجه سوم را با آيه «و لقد خلقناكم ثم صورناكم ثم قلنا للملئكة اسجدوا لادم «تاءييد نمود، و براى هر يك از سه وجه مزبور وجهى است .

    ترجمهتفسيرالميزانجلد 17 صفحه 33
    «ثم جعلكم ازواجا«- يعنى شما را مرد و زن قرار داد. بعضى از مفسرين گفته اند: «يعنى زوجيت را بين شما تقدير نمود، و بعضى را همسر بعضى ديگر كرد«. ولى اين معنا به طورى كه مى بينيد دلچسب نيست . بعضى ديگر گفته اند: «معنايش اين است كه : خداوند شما را اصناف و تيره هاى مختلف كرد«. و اين معنا هم مثل معناى سابق است .
    و در جمله «و ما تحمل من اثنى و لا تضع الا بعلمه «حرف «من «زايده است كه براى تاءكيد نفى آورده شده ، و حرف «باء«در كلمه «بعلمه «براى مصاحبت است ، و كلمه «بعلمه «حال از حمل و وضع هر دو است ، و معنايش اين است كه : هيچ انثى (ماده) حامله نمى شود، و وضع حمل نمى كند، مگر آنكه علم خدا مصاحب با حمل او و وضع اوست .
    بعضى از مفسرين گفته اند: «جمله «الا بعلمه «حال از فاعل است ، و حال بودنش از حمل و وضع و همچنين از دو مفعول آن دو، يعنى از محمول و موضوع خلاف ظاهر است «. و ليكن اين حرف مورد قبول نيست .
    كم و زياد عمر انسانها در لوح محفوظ مضبوط است
    «و ما يعمر من معمر و لا ينقص من عمره الا فى كتاب «- يعنى عمر احدى امتداد نمى يابد، و زياد نمى شود، و در نتيجه كسى معمر نمى گردد، و از عمر احدى كاسته نمى شود، مگر آنكه همه اش در كتابى ضبط است .
    در نتيجه جمله «و ما يعمر من معمر : و هيچ معمرى عمر داده نمى شود«از قبيل اين تعبير است كه آن زندانى به يوسف گفت : «انى ارينى اعصر خمرا«(همان طور كه در اين تعبير بعد از بيدار شدن از خواب مى گويد من خود را مى بينم ، و گر نه در خواب تنها مشغول به گرفتن آب انگور بوده ، نه تماشاى خود)، همچنين در جمله مورد بحث بعد از عمر دادن خدا به كسى ، آن كس معمر مى شود، نه قبل از آن ، چون اگر فرضا كسى قبل از عمر دادن معمر باشد، ديگر فرض ندارد كه دوباره عمر داده شود. پس كلمه «معمر«به جاى نايب فاعل ، يعنى كلمه «احد«نشسته است ، و تقدير «و ما يعمر من احد«است .
    «و لا ينقص من عمره «- ضمير در «عمره «به كلمه «معمر«برمى گردد، البته به اعتبار همان موصوف «احد«كه حذف شده ، و معناى جمله اين است كه : از عمر احدى كم نمى شود (مگر آنكه ...) و گر نه ناقص شدن عمر كسى كه فرض كرده ايم معمر است ، تناقض و خلاف فرض است .

    ترجمهتفسيرالميزانجلد 17 صفحه 34
    «الا فى كتاب «- منظور از اين كتاب ، لوح محفوظ است ، كه دگرگونى بدان راه ندارد، و در آن نوشته شده : عمر فلان شخص به پاداش فلان عملش زياد مى شود، و عمر آن ديگرى به خاطر فلان عملش كم مى گردد، و خلاصه كتابى كه نوشته هايش تغيير نمى يابد، لوح محفوظ است ، نه كتاب محو و اثبات كه آن مورد تغيير است .
    و سياق آيه مى فهماند كه در مقام توصيف علم ثابت است . و مفسرين در تفسير دو جمله «و ما يعمر من معمر و لا ينقص من عمره «وجوهى ديگر ذكر كرده اند، كه همه اش ضعيف است ، و چون در نقل آنها فايده اى نديديم از نقل آن گذشتيم .
    «ان ذلك على اللّه يسير«اين جمله هم تعليل و هم بيانگر مضمون آيه است ، كه كيفيت خلقت انسان و پديد آ وردن و بقاء دادن به آن را توصيف مى كرد، و معنايش اين است كه : اين تدبير دقيق و متين و مسلط بر كليات حوادث و جزئيات آن ، كه هر چيز و هر حادثه را در جاى خود قرار داده ، بر خدا آسان است ، چون خدا هم عليم است ؛ و هم قدير، و با علم و قدرتش بر هر چيزى محيط است ، پس او رب انسانها است ، همان طور كه رب هر چيز ديگر است .
    تمثيل حال مؤ من و كافر به درياى شيرين و درياى شور
    وَ مَا يَستَوِى الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سائغٌ شرَابُهُ وَ هَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ ...
    بعضى گفته اند: كلمه «عذب «به معناى آب پاكيره است ، و كلمه «فرات «به معناى آ بى است كه سوز عطش را مى شكند، و يا آبى است كه خنك باشد. و كلمه «سائغ «آن آبى را گويند كه از گوارايى ، با سهولت به حلق فرو رود. و كلمه «اجاج «به معناى آبى است كه به خاطر شورى و يا تلخى ، حلق را مى سوزاند.
    «و من كل تاءكلون لحما طريا و تستخرجون حلية تلبسونها«- «لحم طرى «به معناى گوشت تازه و لطيف است ، و منظور از آن ، گوشت ماهى ، و يا هم آن و هم گوشت مرغابى دريايى است ، و مراد از «حليه «كه از دريا استخراج مى كنند، لؤ لؤ ، مرجان و انواع صدف ها است ، همچنان كه در جا ى ديگر فرموده : «يخرج منهما اللؤ لؤ و المرجان «. در اين آيه شريفه مؤ من و كافر را به درياى شيرين و شور مثل مى زند، و يكسان نبودن آن دو را در كمال فطرى بيان مى كند، هر چند كه در بسيارى از خواص انسانى و آثار آن مثل همند، ولى مؤ من به همان فطرت اولى و اصلى خودش باقى است ، و در نتيجه به سعادت حيات آخرت ، و دايمى خود مى رسد،


  7. تشکر

    sky

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادمهاي خلق شده توسط خداوند؟(مقاله)نويسنده دکتر محمد صادق افتتاحي

    با توجه به تفکر انسانها در خلقت و مبحث تاريخ انسانها نوعي پيگيري در مورد اولين آفرينش در اذهان وجود دارد . آيا قبل از خلقت ما آدمه انساني وجود داشته است ؟


    تاريخ دانان با اين عقيده که انسانهاي اوليه وحشي بوده اند و در طبيعت رها شده و بصورت اتفاقي به علوم دست پيدا کرده اند و بتدريج تکامل يافتند يا داروين در نظريه خود انسان را از نسل ميمون دانسته و تکامل انسانها را در پي کنده شدن اتفاقي دم ميمون و تکامل آن به شکل انسان کنوني دانسته است.


    مسلمانان معتقدند که: انسانها هيچگاه بدون راهنما در زمين رها نخواخند شد و مصداق آن را آيات قرآن ميدانند که ميگويد ما شما را هيچگاه رها نخواهد کرد و هميشه بندگان خدا بوسيله رسول يا فرستاده اي از سوي خدا هدايت خواهند شد.


    بر اساس علوم انساني اولين خلقت اين نسل آدم کنوني به 8000 سال قبل ميرسد درحاليکه انسانهاي فسيل بدست امده از گذر زندگي بيش از ميليون هاسال زندگي گفتگو مي کنند


    براساس ايات وروايات در کاتب تفسيرنورالثقلين شيعه ازامام محمد باقر(ع) روايت ميشود که مي پرسند ازايشان عمربشر راوخلقت انسان راحضرت باقر(ع)مي فرمايند ادم خلق شده است هزار هزار نسل.يعني يک ميليون نسل از انسان توسط خداوند متعال ازادم خلق گرديده است.ودرتفسيرالميزان علامه طباطبايي عنوان ميشود ازحضرت امام صادق (ع) پرسيدند قبل ازادم چه کسي بوده است وايشان از قول امام بزرگ شيعيان علي(ع) مي فرمايند قبل از خلقت ادم ادم بوده است وباز مي پرسند قبل از ادم چه کسي بوده است وامي فرمايند باز هم ادم وباز مي پرسند قبل ازادم چه کسي بوده است وباز حضرت مي فرمايند ادم ودر ادادمه مي گويند اگر تاقيامت هم بپرسيد مي گويم ادم.اما بنا به گفته استاد بزرگوار علامه فاطمي نيا ايشان مي فرمايند در مبحث تاريخ جاي صحبت بسياري وجود دارد وليکن از ان عبور کرده ودر موقع ان جواب خواهيم داد وليکن چيزي که ثابت شده است ما ازنسل هبوط شده به زمين حضرت ادم (ع)هستيم واز گذشته ادم هاي قبلي نمي دانيم ولي اينکه خدهوند خلقت داشته است شکي نيست وخداوند متعال بندگان خود رابدون پيامبر ورسول رها نخواهد کرد


    اما بعضي از اقايان معتقدند که قبل ازادم(ع)جناين زندگي ميکردند که قران دربحث خلقت ادم واعتراض ملائکه به خلقت ادمي که دوباره مي خواهدخلق شود ودرزمين خون ريخته وفساد کند بحث مي شود واين نشان دهنده خلقت قبل تر ادم توسط خداوندميباشد


    علي ايحال اين نتيجه که قبل از نسل ماادم ها درزمين ادم ديگري نيز وجود داشته است شکي نيست ومامعتقديم به عنوان اخرين نسل ادم خلق شده توسط خداوند خواهيم بود چرا که خداوند ميفرمايد پيامبر اخرازمان وامام اخرالزمان دراين دوره خواهد بود


    والسلام


    دکتر محمدصادق افتتاحي
    منبع http://askdin.com/showthread.php?t=2133

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  9. تشکر

    sky

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این که انسان در روی زمین دارای نسل های متمادی بوده مورد تایید اسلام و قرآن است و از سیاق کلام خداوند در آیه 30 سوره بقره می توان پی برد آنجا که خداوند خلقت انسان را بر ملائکه عرضه کرد و آنها علت ترس خود را از این خلق جدید فساد در زمین و خون ریزی توجیه کردند؛ این امر نشانگر تجربه فرشتگان نسبت به رفتارانسان های ماقبل بوده است.
    برای مطالعه ادامه مقاله http://www.bairami.com/News/?id=1906

  11. تشکر

    sky

  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اینکه قرآن تکامل رو رد یا تایید میکنه هردو استفاده از مغلطه هست.
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من نظری دارم که شاید درست نباشد :
    سوره آل عمران آیه 59 : إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُون‏ : قطعاً داستان عيسى نزد خدا [از نظر چگونگى آفرينش‏] مانند داستان آدم است، كه [پيكر] او را از خاك آفريد، سپس به او فرمود: [موجود زنده‏] باش پس بى‏درنگ [موجود زنده‏] شد.( ترجمه انصاریان)
    سوره نساء آیه 1 : يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً . . . : اى مردم! از [مخالفت با فرمان‏هاىِ‏] پروردگارتان بپرهيزيد، آنكه شما را از يك تن آفريد و جفتش را [نيز] از [جنس‏] او پديد آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسيارى را پراكنده و منتشر ساخت‏ . . .
    اگر به آیه اول سوره نساء دقت کنید الله می فرمایند که شما را از نفس واحده که مونث است خلق کرد و نفرموده است که شما را از نفس واحد که مذکر است خلق کرد و از این نفس مونث زوج آن را که طبیعتا مذکر بود آفرید.
    در آیه 59 سوره آل عمران هم می فرمایند که چگونگی آفرینش عیسی همانند آدم است. شاید بتوان نتیجه گرفت که الله آدم مذکر را نیز همانند عیسی مذکر از مادر خود خلق کرده است یعنی هم آدم و هم عیسی بدون دخالت پدر از مادرهای خود خلق شده اند و اینکه آدم مونث قبل از آدم مذکر خلق شده است.در قران نام حوا آورده نشده است.

  14. تشکر

    sky

  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اصلا چه نيازي به رد تكامل هست؟؟؟ به نظر من تكامل نظريه اي است حقيقي و در صورت تفهيم درست با خلقت نخستين هم تعارضي نخواهد داشت.

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا

  16. تشکرها 2


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    48
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط لاچینی نمایش پست
    من نظری دارم که شاید درست نباشد :
    سوره آل عمران آیه 59 : إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُون‏ : قطعاً داستان عيسى نزد خدا [از نظر چگونگى آفرينش‏] مانند داستان آدم است، كه [پيكر] او را از خاك آفريد، سپس به او فرمود: [موجود زنده‏] باش پس بى‏درنگ [موجود زنده‏] شد.( ترجمه انصاریان)
    سوره نساء آیه 1 : يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً . . . : اى مردم! از [مخالفت با فرمان‏هاىِ‏] پروردگارتان بپرهيزيد، آنكه شما را از يك تن آفريد و جفتش را [نيز] از [جنس‏] او پديد آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسيارى را پراكنده و منتشر ساخت‏ . . .
    اگر به آیه اول سوره نساء دقت کنید الله می فرمایند که شما را از نفس واحده که مونث است خلق کرد و نفرموده است که شما را از نفس واحد که مذکر است خلق کرد و از این نفس مونث زوج آن را که طبیعتا مذکر بود آفرید.
    در آیه 59 سوره آل عمران هم می فرمایند که چگونگی آفرینش عیسی همانند آدم است. شاید بتوان نتیجه گرفت که الله آدم مذکر را نیز همانند عیسی مذکر از مادر خود خلق کرده است یعنی هم آدم و هم عیسی بدون دخالت پدر از مادرهای خود خلق شده اند و اینکه آدم مونث قبل از آدم مذکر خلق شده است.در قران نام حوا آورده نشده است.
    با سلام
    در آیة نخست
    تشبیه وجود دارد.
    همانطور که مستحضرید یک تشبیه دارای ارکان سه گانه هست.
    مشبه،مشبه به،وجه شبه.
    در تشبیه مذکور
    مشبه حضرت عیسی علی نبینا وآله و علی السلام میباشد.
    مشبه به حضرت آدم علی نبینا وآله و علیه السلام میباشد.
    و وجه شبه نیز نحوه خلقت که از عدم بدون واسطه بوجود آمده اند.
    البته نحوه خلقت کاملاً یکسان نبوده زیرا حضرت عیسی از مادر زاده شده و حضرت آدم مادر نداشته اند.
    مگر اینکه بگوئیم حضرت حوا هم مادر و هم همسر حضرت آدم بوده اند که این یعنی ازدواج با مادر که پذیرفتنی نیست زیرا خداوند در هیچ شریعتی چنین امری را جایز ندانسته.
    بلکه در هردو یک وجه اشتراک قطعی هست و آن عدم ایجاد بواسطه پدر.
    لذا وجه اشتراک قطعی را مد نظر قرار میدهیم.
    در آیة دوم
    باید توجه داشت که لفظ (نفس)مؤنث مجازیست و بخمین خاطر صفت ان که(واحدة)هست نیز مؤنث ذکر شده.
    در این میان بین نفسی که در عالم خارج مذکر باشد یا مؤنث فرقی ندارد بلکه این تأنیث در صفت به اعتبار لفظ (نفس)میباشد.
    همچنین بنا برآنچه راغب در مفردات میگوید لفظ زوج به جفت اطلاق میشود چه مؤنث چه مذکر و لفظ زوجه اشتباه است.
    پس اینکه دراین آیه مراد از نفس واحدة حضرت آدم(علی رغم تأنیث لفظ)و مراد از زوج حضرت حوا(علی رغم تذکیر لفظ)هستند از نظر ادبیات عرب هیچ مشکلی ندارد.

    علاوه براینکه
    روایات بسیاری هستند که خلقت حضرت آدم را بر حضرت حوا مقدم اعلام کرده اند و این نکته نیز قابل توجه است که هیچ روایتی برخلاف این موضوع(تقدم خلقت حضرت آدم بر حضرت حوا) وجود ندارد چه دربین شیعیان و چه اهل سنت و تمام فرق اسلامی براین مطلب اتفاق نظر دارند.


    البته این که خلقت حضرت آدم علی نبینا وآله و علیه السلام در حقیقت آفرینش اولین انسان بوده، از آیات قرآن نیز به راحتی قابل انتاج است.
    دراین رابطه میتوانید به آیات مربوط به خلقت آدم و سجده ملائکه در سوره های بقرة،اعراف،إسراء،کهف و طه مراجعه کنید.
    خواهید دید که در ابتدای خلقت خداوند ملائک را امر به سجده مینامید و از عبارت"أُسجدوا لآدم"
    برای این امر استفاده میفرماید.
    مگر اینکه بازهم گفته شود که منافاتی ندارد که خداوند ابتدا حضرت حوا سپس حضرت ادم را آفریده و سپس به ملائکه امر فرموده که بر آدم سجده کنند.
    دراینجا باید گفت که چطور برای حضرت حوا امر به سجده نیامد.
    مگر نه اینکه طبق این نظر ،وجود او برادم مقدم بوده.
    این تقدیم مفضول بر فاضل است و خلاف حکمت و خداوند نیز حکیم است و برخلاف حکمت امر نمیفرماید.
    موفق باشید
    .
    ویرایش توسط دعوةالحق : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۱۶:۱۲
    لَهُ دَعْوَةُ الحَْقّ‏ِوَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشىَ‏ْءٍ إِلَّا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلىَ الْمَاءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَ مَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَ مَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فىِ ضَلَال
    دعوت حق از آن اوست! و كسانى را كه غير از خدا مى‏خوانند، به دعوت آنها پاسخ نمى‏گويند! آنها همچون كسى هستند كه كفهاى دست خود را به سوى آب مى‏گشايد تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسيد و دعاى كافران، جز در گمراهى نيست
    ای نقطه عطف راز هستی
    برگیر زدوست جام مستی



صفحه 1 از 22 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود