صفحه 2 از 5 نخست 1234 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا اصرار هست که همه مسلمانان به یک شکل نماز بخوانن ؟

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    673 پست
    حضور
    7 روز 15 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    گفته اند نماز از مصدر نمیدن است. دهخدا نمیدن را به معنای میل کردن و توجه کردن می داند:
    https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D...8C%D8%AF%D9%86

    نماز در قرآن به شکل الصلاة نوشته شده که البته اصلاً عربی نیست ولی در زبان عربی به الدعاء معنا شده است و در معنای دعا گفته اند :

    الدعاء: فهو مطلق مفهوم طلب الميل و التوجّه

    پس می توان گفت در زبان عربی نیز معنای ریشه ای نماز میل و توجه کردن است. عرض کردم الصلاة عربی نیست و ریشه آن را عبرانی یا آرامی دانسته اند.بطوری که قرآن اشاره می کند ؛ در دوران رسول الله صلاة مترادف با صومعه و مسجد بوده و به نمازخانه یهودیان اطلاق می شده است. در آیات 31 و 32 سوره قیامت می خوانیم:

    فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ

    وَلَٰكِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ

    بطوری که در دو آیه فوق مشخص است، صَدَّقَ در مقابل كَذَّبَ و صَلَّى در مقابل َتَوَلَّى قرار گرفته است، باتوجه به اینکه تولی به معنی اعراض و روگردانی است در نتیجه صلی می بایستی به معنای رویکرد ، میل و توجه باشد. بنابابراین در زبان آرامی یا عبری نیز نماز به معنای توجه و میل کردن است. از اینجا می توان فهمید علت اینکه یهودیان به نمازخانه خود صلاة می گفته اند براین است که به آنجا رو می آورده اند تا کاری انجام دهند اما چه کاری؟
    سلام مجدد

    آنچه در این میان مهم است نگاه قرآن به صلاه است، صلاة در قرآن به عبادت مخصوصی اطلاق می‌شود که دارای شکل و آداب خاصی است: «لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَکاً هُمْ نَاسِکُوهُ فَلَا یُنَازِعُنَّکَ فِی الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَی رَبِّکَ إِنَّکَ لَعَلَی هُدًی مُسْتَقِیمٍ؛ برای هر امتی عبادتی قرار دادیم که آنها بدان عمل می‌کنند، پس نباید در این امر با تو نزاع کنند، به راه پروردگارت دعوت کن، زیرا تو به راهی مستقیم قرار داری»(حج: 67). پس به صورت کلی به آداب و عبادات امت‌ها که در جهت بندگی و به هدف ذکر الهی تشریع شده‌اند، مناسک و نُسُک اطلاق می‌شود که البته نماز نیز یکی از مهم‌ترین آنهاست.

    به باور برخی صلوة ریشه‌ای سریانی یا آرامی دارد و در همان زبان‌ها با عنوان «صَلُوتا» ـ یا بنا به قولی «صَلُوثا» (1) به معنی عبادت مخصوص شناخته شده بوده است و بعداً در زبان عربی، «تعریب» شده است؛ چنان‌که با همین لفظ یا مشتقاتش در شعر عرب جاهلی استفاده شده است. شعرای قدیم عرب در دورة پیش از اسلام نیز، کاملاً با این واژه آشنا بوده‌اند و در سنگ‌نبشته‌های عربستان جنوبی نیز صلوة به معنای نماز و دعا آمده است.(2) این واژه برای عرب عصر نزول کاملاً شناخته شده بوده است؛ از همین رو درسوره‌های مزّمّل و مدّثّر که از نخستین آیات نازل شده قرآن است، بی‌هیچ توضیحی دربارة ماهیت صلوة، به اقامة آن امر شده است.(3) مهم اینکه صلوة در عصر نزول کاربرد داشته و در معنای مطلق دعا یا نوعی عبادت خاص به کار می‌رفته است؛ حتی مشرکان عرب نیز در برابر خانة کعبه عبادتی مخصوص با عنوان صلوة انجام می‌داده‌اند که البته با معنا و مصداق تازة آن در اسلام بسیار متفاوت بوده است: «وَمَا کَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلَّا مُکَاءً وَتَصْدِیَةً فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا کُنتُمْ تَکْفُرُونَ(انفال: 35)؛ و نماز آنها پیرامون خانة کعبه چیزی جز سوت زدن و دست افشانی نبود، پس عذاب [الهی] را به کفری که می‌ورزیدید، بچشید». قرآن کریم همین واژة شناخته شده در عصر نزول را متناسب با فرهنگ و جهان‌بنیی خود در عبادتی مخصوص به کار برده که البته در شکل و محتوا متناسب با سایر آموزه‌های دین اسلام است و با آنچه پیش از اسلام در میان عرب‌ها رواج داشته تفاوت عمده‌ای دارد.

    واژگانی که در نظام زبان بر محور جانشینی با یکدیگر در یک میدان معنایی قرار می‌گیرند، از طریق فرایند استعاره26 یا ترادف27 براساس تشابه معنایی قابل شناسایی‌اند. نظیر:

    1. دعا : دعا توجهی است دو سویه؛ چراکه در آن، خداوند وعدة اجابت داده: «أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ(بقره: 186)؛ دعوت دعا کننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت می‌کنم». دعای بنده در قالب نماز و سایر عبادات اجابت و توجه و رحمت الهی را در پی دارد و پیامد رویگردانی از عبادت و بندگی او آتش جاودانه است.


    2. ذکر : برای نمونه به نظر یکی از اندیشمندان، ذکر در آیة شریفة «إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ» به معنای نماز آدینه است.(4) طبق برخی آیات قرآن ذکر خدا ثمره و هدف اقامة صلوة است: «وَأَقِمْ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی؛ (طه: 14)‌ نماز را برای یاد من بپادار».

    3. تسبیح : برخی صحابه شماری از آیات مشتمل بر تسبیح را بر صلوة تطبیق کرده‌اند؛ برای نمونه از ابن عباس سؤال شد آیا نمازهای پنج‌گانه را در قرآن می‌یابی؟ گفت: بله، و این آیه را خواند: «فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ وَلَهُ الْحَمْدُ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِیّاً وَحِینَ تُظْهِرُونَ»(روم: 17ـ 18) با این توضیح که «فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ» اشاره به نماز مغرب و عشا، «تُصْبِحُونَ» اشاره به نماز صبح و «عَشیاً» اشاره به نماز عصر و «حینَ تُظْهِرُونَ» اشاره به نماز ظهر است.(5) همچنین قرآن کریم در مورد حضرت یونس(ع) می‌فرماید: «فَلَوْلَا أَنَّهُ کَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِینَ؛ پس اگر او اهل تسبیح نبود...»(صافات: 143)؛ در مجمع البیان از قول قَتاده آمده است که منظور از تسبیح یونس، نماز اوست.(6)

    4. نُسُک : نسک در لغت به معنای عبادت و نیایش است.(7) خداوند خطاب به حضرت عیسی(ع) می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَای وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ بگو به درستی که نماز من و عبادتم و زندگی و مرگم برای پروردگار عالمین است.»(انعام: 162) گفتنی است که در قرآن نسک و مناسک، غالباً در عبادت به معنای عام به کار رفته است؛ چنان‌که به اعمال خاص حج مناسک گفته شده است: «فَإِذَا قَضَیْتُمْ مَنَاسِکَکُمْ فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءَکُمْ...؛ و چون آداب ویژة حج خود را به جای آوردید، همان گونه که پدران خود را به یاد می‌آورید، خدا را به یاد آورید...»(بقره: 200)؛اما صلاة در قرآن به عبادت مخصوصی اطلاق می‌شود که دارای شکل و آداب خاصی است: «لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَکاً هُمْ نَاسِکُوهُ فَلَا یُنَازِعُنَّکَ فِی الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَی رَبِّکَ إِنَّکَ لَعَلَی هُدًی مُسْتَقِیمٍ؛ برای هر امتی عبادتی قرار دادیم که آنها بدان عمل می‌کنند، پس نباید در این امر با تو نزاع کنند، به راه پروردگارت دعوت کن، زیرا تو به راهی مستقیم قرار داری»(حج: 67).پس به صورت کلی به آداب و عبادات امت‌ها که در جهت بندگی و به هدف ذکر الهی تشریع شده‌اند، مناسک و نُسُک اطلاق می‌شود که البته نماز نیز یکی از مهم‌ترین آنهاست.

    5. مسجد: مسجِد در لغت به معنای محل سجود است.(8) بر زمین به این اعتبار که محل و جایگاه سجده است، مسجِد اطلاق شده است. (9) مواضع سجود که با زمین در تماس است نیز در قرآن مساجد نامیده شده‌اند: «وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ اَحَداً؛ مساجد از آن خداست، پس هیچ کس را با خدا نخوانید»(جن: 18). در حدیثی از امام جواد(ع) آمده است: مراد از مساجد اعضای هفت‌گانه سجده در صلاة است.(10)

    با توجه به آنچه گذشت، مفهوم صلاة در آیات قرآن گرچه در معانی مختلفی کاربرد دارد اما بطور خاص به عبادت خاصی اشاره دارد که به شکل و آداب خاصی وارد شده است.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ____
    1. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج14، ص385.
    2. آرتور جفری، واژگان دخیل در قرآن، ترجمه: فریدون بدره‌ایی، ص293.
    3. ر.ک: حسن مصطفوی، التحقیق فی کلامات القرآن الکریم، ج6، ص275 ـ 273.
    4. ر.ک: التفلیسی، وجوه قرآن، ترجمه: مهدی محقق، ص103 ـ 104.
    5. ابن‌جریر، الطبری، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج21، ص36. و الطریحی، مجمع البحرین، ج2، ص366.
    6. طبرسی، مجمع البیان، ج8، ص459.
    7. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج5، ص314؛ ابن منظور، لسان العرب، ج10، ص498.
    8. ر.ک: راغب اصفهانی، مفردات، ص 397.
    9. طبق حدیثی همه سطح زمین برای امت پیامبر(ص) محل سجده قرار گرفته است.(رک:‌ محمدباقر مجلسی، ‌بحار الانوار،‌ ج 10، 42.)
    10. ابن ابی‌جمهور الاحسائی، عوالی اللئالی، ج2، ص35، برای مطالعه بیشتر ر.ک: مقاله معناشناسی صلوة در قرآن، با تغییر و تصرف.


    بنام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    47 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست

    سلام مجدد

    اینکه پس از پیامبر اکرم (ص) احادیث تحریف شده ای اعم از اسرائیلیات و مسیحیات و روایات ساختگی که توسط جریانات انحرافی خلفای اموی و عباسی وارد دین شده جای تردید نیست، اما در خصوص اصل نماز و کم و کیف آن که جزو سنت قطعی پیامبر بوده جای هیچ تردیدی نیست اختلافات جزئی ای هم که بوجود آمده به همان دلایلی بوده که قبلاً بیان کردیم (انحراف در اصل جانشینان حقیقی پیامبر، ناگزیر انحرافات در فروع و جزییات را هم در پی خواهد داشت.)

    با سلام

    با توجه به اینکه موضوع تاپیک درباره نماز است ، اگر اجازه دهید بحث را بر روی صلات متمرکز کنیم و به غیر آن نپردازیم. می خواهیم برسی کنیم ببینیم آیا خداوند در کتابش همه چیز را درباره صلات گفته یا بطوری که گمان شده است، آن را بصورت مجمل باقی گذاشته تا در سنت تشریح و تشریع گردد. چون قصد دارم مطلبم را در باره صلات کامل کنم، فعلاً به گزیده هایی از پاسخهای جنابعالی می پردازم که در راستای و ترتیب مطلب بنده قرار می گیرند بعد به مرور نکاتی را که شما اشاره فرمودید مد نظر قرار خواهم داد.


  3. تشکر


  4. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    47 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست

    سلام مجدد

    2. ذکر : برای نمونه به نظر یکی از اندیشمندان، ذکر در آیة شریفة «إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ» به معنای نماز آدینه است.(4) طبق برخی آیات قرآن ذکر خدا ثمره و هدف اقامة صلوة است: «وَأَقِمْ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی؛ (طه: 14)‌ نماز را برای یاد من بپادار».

    با سلام

    در پست شماره 9 عرض کردم: علت اینکه یهودیان به نمازخانه خود صلاة می گفته اند براین است که به آنجا رو می آورده اند تا کاری انجام دهند اما چه کاری؟
    گذشته از انجام بعضی مراسم و حرکات ، اصل کاری که امروز انجام می دهند خواند اسفار تورات است. به عبارت دیگر یهودیان دوره رسول الله به صلاة ( نمازخانه) می رفتند تا کتاب آسمانی خود را تلاوت و قرائت نمایند.
    الصلاة در قرآن از همین صلاة ( = ܨ(ص)ܠ(ل) ܘ(و) – ܨܠ ܘ - صلو ) یهودیها انتزاع شده است و هردو به کتاب آسمانی بر می گردند. به عبارت دیگر چه بگویی صلاة و چه بگویی کتاب آسمانی.

    وقتی خداوند در سوره جمعه می فرمایند : إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ – هم صلات و هم ذکرالله به معنای فرآن و کتاب آسمانی می باشند. بنابراین آنکس که ذکر را نماز جمعه دانسته ، از این بابت که آن را با نماز برابر دانسته کاملاً درست است اما اینکه ذکر را به نماز جمعه محدود کرده ابداً درست نیست چون همه نمازها ذکر الله هستند و ذکرالله یعنی کتاب آسمانی.
    مرحوم طباطبایی در المیزان راجع به تفسیر آن گزیده از آیه 9 سوره جمعه که شما بدان اشاره کردید می نویسند: و مراد از (ذکر خدا) همان نماز است.
    در قرآن کریم آیات بسیار فراوانی وجود دارند که ذکر را با کتاب آسمانی برابر دانسته اند:

    وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ
    و گفتند: «ای کسی که «ذکر» [= قرآن‌] بر او نازل شده، مسلماً تو دیوانه‌ای![15:6] – مکارم شیرازی

    وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ
    ما هرگز شعر به او [= پیامبر] نیاموختیم، و شایسته او نیست (شاعر باشد)؛ این (کتاب آسمانی) فقط ذکر و قرآن مبین است![36:69] – مکارم شیرازی

    أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا 38:8- وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ 15:6- إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 15:9- وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ 16:44- وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ 21:105.... ادامه دارد


  5. تشکر


  6. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    673 پست
    حضور
    7 روز 15 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    با سلام

    در پست شماره 9 عرض کردم: علت اینکه یهودیان به نمازخانه خود صلاة می گفته اند براین است که به آنجا رو می آورده اند تا کاری انجام دهند اما چه کاری؟
    گذشته از انجام بعضی مراسم و حرکات ، اصل کاری که امروز انجام می دهند خواند اسفار تورات است. به عبارت دیگر یهودیان دوره رسول الله به صلاة ( نمازخانه) می رفتند تا کتاب آسمانی خود را تلاوت و قرائت نمایند.
    الصلاة در قرآن از همین صلاة ( = ܨ(ص)ܠ(ل) ܘ(و) – ܨܠ ܘ - صلو ) یهودیها انتزاع شده است و هردو به کتاب آسمانی بر می گردند. به عبارت دیگر چه بگویی صلاة و چه بگویی کتاب آسمانی.

    وقتی خداوند در سوره جمعه می فرمایند : إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ – هم صلات و هم ذکرالله به معنای فرآن و کتاب آسمانی می باشند. بنابراین آنکس که ذکر را نماز جمعه دانسته ، از این بابت که آن را با نماز برابر دانسته کاملاً درست است اما اینکه ذکر را به نماز جمعه محدود کرده ابداً درست نیست چون همه نمازها ذکر الله هستند و ذکرالله یعنی کتاب آسمانی.
    مرحوم طباطبایی در المیزان راجع به تفسیر آن گزیده از آیه 9 سوره جمعه که شما بدان اشاره کردید می نویسند: و مراد از (ذکر خدا) همان نماز است.
    در قرآن کریم آیات بسیار فراوانی وجود دارند که ذکر را با کتاب آسمانی برابر دانسته اند:

    وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ
    و گفتند: «ای کسی که «ذکر» [= قرآن‌] بر او نازل شده، مسلماً تو دیوانه‌ای![15:6] – مکارم شیرازی

    وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ
    ما هرگز شعر به او [= پیامبر] نیاموختیم، و شایسته او نیست (شاعر باشد)؛ این (کتاب آسمانی) فقط ذکر و قرآن مبین است![36:69] – مکارم شیرازی

    أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا 38:8- وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ 15:6- إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 15:9- وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ 16:44- وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ 21:105.... ادامه دارد
    سلام مجدد

    در پستهای قبل گفتیم که صلاة مصادیق متعددی دارد (که بیانش گذشت) ذکر نیز مصادیق متعددی دارد که یکی از آنها کتاب خداست. و از جهاتی نیز بین ذکر و صلاة اشتراک معنایی برقرار است. و بسیاری از مصادیق هر دو لفظ، در واقع یکی هستند مانند دعا و خواندن، عبادت و ... از اینرو وقتی امر به صلاة (نماز) می کند می فرماید اقم الصلوة لذکری و یا از صلاة (نماز) با عنوان لذکرالله اکبر یاد می کند، بعلاوه صلاة (نماز) را تنهی عن الفحشاء و المنکر معرفی می کند. دلیل همه اینها آنست که تمام رویکرد و کارکرد و همه آثار و برکاتی که در مفهوم ذکر قابل بیان است در حقیقت صلاة بمعنای نماز ملحوظ و مشهود است. بعبارتی نماز یک ذکر خاص به تمامه کامل است. نماز هم ذکر و یاد خدا را دارد، هم دعا و خواستن هست، هم تعظیم و تسبیح دارد، هم سجود و خشوع دارد، هم زمان و مکانش مهم است، هم طهارت ظاهری و باطنی می خواهد، هم توجه و التفات به یک مبدأ را می طلبد، هم دوام نیت می خواهد و ده ها نکته ظریف دیگر که در دیگر مصادیق ذکر و صلاة بمعنی الاعم مانند محل عبادت، دعا و خواندن، مسجد و عبادتگاه، مناسک عبادی و ... نیز وجود دارند.

    آنچه مهم است اینکه نمازی که مورد امر الهی است مانند حج و روزه و جهاد و دیگر فرایض الهی ... یکی از اعمال عبادی با کم و کیفی خاص است که قطعاً همان کم و کیف، مورد نظر شارع مقدس بوده، و تبیین آن و نحوه برپایی آن را مانند بسیاری دستورات دینی دیگر به پیامبر و جانشینان برحقش واگذار نموده است. و در این میان، بنا به نص و صریح آیات قرآن، این سنت قطعی نبی مکرم اسلام و روایات دینی هستند که پرده از این حقیقت بر می دارند و بر مسلمانان تبعیت از پیامبر و اولوالامر (علیهم صلوات الله) بعد از اطاعت حضرت حق واجب است. بی شک، این رویکرد قرآن(یعنی ارجاع به پیامبر و اولوالامر) نیز مانند بسیاری امور دیگر که در امم پیشین و انبیاء سلف نیز سابقه قبلی داشته، داخل در امتحان امت اسلامی است. آنها که در فهم ایات الهی و آیات الاحکام به رأی و نظر و تبیین و تفسیر پیامبر و اهل بیت (ع) رجوع کرده، تبعیت می کنند، هم ایشان مؤمنان و اقعی اند و آنها که به پیروی از ظن و گمان و اندیشه های واهی خویش، بر طبل اجتهاد در برابر نص می کوبند، و منفعت طلبانه حقایق قرآنی را فهم و تفسیر می کنند و بر این اساس بی اساس "می پذیرند و نمی پذیرند" در واقع همان منافق پیشه گانند.

    موفق باشید ...

    بنام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

  7. تشکر


  8. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    673 پست
    حضور
    7 روز 15 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    با سلام

    با توجه به اینکه موضوع تاپیک درباره نماز است ، اگر اجازه دهید بحث را بر روی صلات متمرکز کنیم و به غیر آن نپردازیم. می خواهیم برسی کنیم ببینیم آیا خداوند در کتابش همه چیز را درباره صلات گفته یا بطوری که گمان شده است، آن را بصورت مجمل باقی گذاشته تا در سنت تشریح و تشریع گردد.
    سلام مجدد

    آیا اصولاً از نظر شما پیامبر اکرم (ص) علاوه بر رسالت دریافت وحی رسالت تبیین و تفسیر آیات الهی را هم بر عهده داشته اند یا خیر؟ دیگر اینکه اگر طبق نظر شما قرآن همه چیز را به تفصیل بیان نموده و چیزی را مجمل و نامشخص نگذاشته، تا نبی اکرم به تبیین و تفسیر آنها بپردازد، پس آیاتی که امر تبیین و تفسیر قرآن را بر عهده پیامبر (ص) نهاده و یا به امت توصیه می کند در مواضع اختلاف، به پیامبر رجوع کنند، چه وجه حکیمانه ای داشته؟ آیا با فرض شما العیاذ بالله آیات مذکور شائبه ی عبث و بیهوده بودن را تقویت نمی کند؟

    موفق باشید ...

    بنام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

  9. تشکر


  10. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    47 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست

    سلام مجدد

    آیا اصولاً از نظر شما پیامبر اکرم (ص) علاوه بر رسالت دریافت وحی رسالت تبیین و تفسیر آیات الهی را هم بر عهده داشته اند یا خیر؟ دیگر اینکه اگر طبق نظر شما قرآن همه چیز را به تفصیل بیان نموده و چیزی را مجمل و نامشخص نگذاشته، تا نبی اکرم به تبیین و تفسیر آنها بپردازد، پس آیاتی که امر تبیین و تفسیر قرآن را بر عهده پیامبر (ص) نهاده و یا به امت توصیه می کند در مواضع اختلاف، به پیامبر رجوع کنند، چه وجه حکیمانه ای داشته؟ آیا با فرض شما العیاذ بالله آیات مذکور شائبه ی عبث و بیهوده بودن را تقویت نمی کند؟

    موفق باشید ...
    با سلام

    به نظر بنده مبحث نماز بهترین محل آزمایش نظریه ایستکه می گوید بعضی احکام قرآن بصورت مجمل بیان شده و تبیین و تکمیل آنها به عهده پیامبر عزیز و نازنین گذاشته شده اند. اگر مشخص شود نمازی که به رسول الله حکم شده با نماز کنونی فرق داشته است آنگاه اعتبار نظریه مذکور از بین خواهد رفت و دیگر نیازی نیست بر سر آن بحث کنیم. پس اگر جنابعالی اجازه بفرمایید ابتدا بحث صلات را کامل نماییم که موضوع تاپیک نیز می باشد.


  11. تشکر


  12. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    47 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست

    سلام مجدد

    در پستهای قبل گفتیم که صلاة مصادیق متعددی دارد (که بیانش گذشت) ذکر نیز مصادیق متعددی دارد که یکی از آنها کتاب خداست. و از جهاتی نیز بین ذکر و صلاة اشتراک معنایی برقرار است.
    با عرض سلام خدمت جنابعالی

    بله همانگونه که در پست 13 توضیح داده شد؛ ذکر و کتاب و صلات دارای معنای مشترک هستند . بنی اسرائیل عصر رسول الله به صلاة (=نمازخانه) می رفتند تا کتاب تورات را بخوانند و در قرآن نام این عمل ( خواندن کتاب آسمانی) الصلاة نهاده شده است. همانگونه که عرض کردم، صلات از مصدر صلو به معنای میل و توجه است. توجه به چه چیزی ؟ کتاب آسمانی. درست به همین دلیل است که صلاة با کتاب آسمانی هم معنی می شود و الا معنای لغوی آنها با یکدیگر فرق دارد. مانند کلمه دنیا که با جهان هم معنی شده در حالی که معنای لغوی آن نزدیکتر است.
    کتاب قرآن هم مشتمل بر دین حق است و هم ذکر و علاوه بر اوامر و نواهی و قوانین و مقررات الهی در آن چیزهایی نیز وجود دارد که انسان را به یاد خدا می اندازد و دلش را مطمئن و قدمش را ثابت می گرداند. دقیقاً به همین دلیل است که در منظر خداوند ذکر بزرگتر از دین است.

    اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ ۖ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ ۗ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ- عنکبوت آیه 45

    صلات یا کتاب آسمانی مشتمل بر دو بخش اوامر و نواهی و ذکر است که البته جایگاه ذکر بزرگتر و رفیع تر است و کسی که متذکر می شود اوامر و نواهی را بهتر رعایت می کند


  13. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    673 پست
    حضور
    7 روز 15 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    با عرض سلام خدمت جنابعالی

    بله همانگونه که در پست 13 توضیح داده شد؛ ذکر و کتاب و صلات دارای معنای مشترک هستند .
    سلام و تشکر

    شما بحثتان را ادامه دهید ما هم به اقتضاء نکاتی را تقدیم می کنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    بنی اسرائیل عصر رسول الله به صلاة (=نمازخانه) می رفتند تا کتاب تورات را بخوانند
    در رابطه با چگونگي و كميّت نماز دين يهود بايد گفت: نماز در آيين يهود همانند دين مقدّس اسلام نيست، كه به صورت مفصّل در كتب فقهي و حديثي مسلمانان ذكر شده است، بلكه در كتب يهوديان و مسلماناني كه در رابطه با احكام و شرعيّات يهود تحقيقاتي انجام داده اند به صورت خلاصه و بدون اشاره به جزئيّات ذكر گرديده است. كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود:

    - نماز: يهوديها روزي سه بار نماز مي خوانند.(1) و در بعضي از كتب خود به چگونگي و اوقات نماز پرداخته اند كه به قرار زير مي باشد:
    براي هر فرد يهودي لازم است كه روزي سه نوبت نماز بخواند: الف: نماز اوّل يا نماز سحري (شحريت) از سحرگاه تا طلوع خورشيد خوانده مي شود. در اين نماز دست دعا به سوي خداوند يكتا دراز شده و از او مي خواهند كه به آنها سلامتي و روزي و عقل و فهم عطا كند. ب: نماز دوّم (مينحا) از نيم بعد از ظهر تا پيش از غروب خورشيد خوانده مي شود . ج: نماز سوّم ( عرويت) كه بعد از غروب آفتاب تا نيمة شب خوانده مي شود.

    اين سه تا نماز از نمازهاي يوميّة يهوديان است. امّا نمازهايي هم هست كه در روزها و اعياد مخصوص مي خوانند. مانند نماز (سوسف) كه در روزهاي شنبه و اعياد ديني كه بعد از نماز سحر با خواندن فصلي از تورات آن را بجا مي آورند.(2) و براي نمازهاي خود شرايطي هم ذكر مي كنند كه در موقع خواندن نماز اين شرايط بايد رعايت شود:

    1. اذكار مخصوص در نماز بايد بدون فاصله گفته شود.
    2. هنگام خواندن نماز بايد پاها به هم چسبيده شود و چشمها به پائين نگاه كند يا به كتابي كه در دست دارد.
    3. اگر كتابي در دست ندارد بايد دستها را روي پائين سينه روي هم بگذارد.
    4. به چيزي يا به كسي تكيه نكند. و از جلو او كسي عبور نكند.
    5. نه سلام دهد و نه جواب سلام و غير اينها.

    و مي گويند هر نمازي مورد قبول خداوند است ولي بهتر است كه نماز به صورت جماعت خوانده شود و در جماعت بايد حداقل ده مرد عاقل يهودي حضور داشته باشند، و بعضي از نماز ها را فقط با جماعت مي خوانند كه غير از نمازهاي يوميه است.(3)

    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    و در قرآن نام این عمل ( خواندن کتاب آسمانی) الصلاة نهاده شده است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ ۖ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ ۗ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ- عنکبوت آیه 45
    اتفاقاً آیه ی مورد اشاره دقیقاً به تفاوت اساسی بین خواندن کتاب آسمانی با اقامه نماز اشاره دارد در ابتدای آیه می فرماید: «اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ؛ آنچه از كتاب به تو وحى شده بخوان». سپس در ادامه آیه می فرماید: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ ۖ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ؛ و نماز به پادار كه نماز از فحشاء و منكرات جلوگيرى مى كند.» اگر مقصود خداوند از صلاة خواندن کتاب الهی بود یا باید با واو عطف به الکتاب ربط می داد و یا با فعل اقرؤا به خواندن صلوة امر می نمود. در حالیکه نسبت به کتاب با فعل أُتل امر می کند و نسبت به صلوة (نماز) با فعل امر أقم الصلوة، و تفاوت و تمایز فعل أُتل و أقم بر اهل لغت روشن است. از همینجا می توان به تفاوت اقامه نماز با خواندن کتاب در نظر شارع مقدس پی برد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    دقیقاً به همین دلیل است که در منظر خداوند ذکر بزرگتر از دین است.
    اینکه خداوند فرموده «وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» نه به این معناست که ذکر خدا از دین بزرگتر است، که اتفاقاً ذکر و یاد خدا داخل در دین و از شئون بندگی و دینداری است بلکه گواه آنست که: نماز، بزرگ‏ترین ذکر الهى است. به دلیل آیه‏ ى «أَقِمِ الصَّلاَةَ لِذِکرىِ»، نیز یاد خدا (و حضور قلب)، بالاتر از ظاهر نماز است. بعلاوه یاد خدا(نماز) براى جلوگیرى از فحشا و منکر بالاتر و مؤثرتر از هر اهرم دیگر است. و در آخر اینکه یاد خدا از شما، بزرگتر از یاد شما از خداست. (البتّه این معنا با توجّه به روایات در ذیل آیه «فَاذکُرُونىِ اَذکُرکُم» (4) برداشت شده است.(5))

    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    صلات یا کتاب آسمانی مشتمل بر دو بخش اوامر و نواهی و ذکر است که البته جایگاه ذکر بزرگتر و رفیع تر است و کسی که متذکر می شود اوامر و نواهی را بهتر رعایت می کند
    از اینرو با توجه به تفکیک و تفاوتی که از مفهوم و مصداق کتاب و صلاة بر اساس آیات قرآن بیان شد نتیجه گیری شما مبنی بر یگانگی و یکسانی کتاب و صلاة با آن رویکردی که در نظر دارید مخدوش است.

    موفق باشید ...

    پی نوشتها_____________________________________
    1. آل اسحاق، مذاهب و اديان، انتشارات حوزة علمية. 1357 شمسي، جلد 1، صفحه 225.
    2. فرهنگ و بينش يهود (مقطع ابتدائي و متوسطه)، ناشر: تعليمات ديني كليميان، 1382 شمسي، تهران.
    3. شرعيّات يهود، به اهتمام: هارا، يديديا، آذر حيان، بي نا، و بي تا، صفحه 22 و 25.
    4. بقره، 152 .
    5. تفسیر نورالثقلین.


    بنام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

  14. تشکر


  15. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    47 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست

    اتفاقاً آیه ی مورد اشاره دقیقاً به تفاوت اساسی بین خواندن کتاب آسمانی با اقامه نماز اشاره دارد در ابتدای آیه می فرماید: «اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ؛ آنچه از كتاب به تو وحى شده بخوان». سپس در ادامه آیه می فرماید: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ ۖ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ؛ و نماز به پادار كه نماز از فحشاء و منكرات جلوگيرى مى كند.» اگر مقصود خداوند از صلاة خواندن کتاب الهی بود یا باید با واو عطف به الکتاب ربط می داد و یا با فعل اقرؤا به خواندن صلوة امر می نمود. در حالیکه نسبت به کتاب با فعل أُتل امر می کند و نسبت به صلوة (نماز) با فعل امر أقم الصلوة، و تفاوت و تمایز فعل أُتل و أقم بر اهل لغت روشن است. از همینجا می توان به تفاوت اقامه نماز با خواندن کتاب در نظر شارع مقدس پی برد.

    با تقدیم سلام

    خدمتتان عرض کردم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    و در قرآن نام این عمل ( خواندن کتاب آسمانی) الصلاة نهاده شده است.

    یعنی
    اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ = الصلاة ( نظیرش عبارت : " فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ ۚ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ " در آیه 20 سوره مزمل است و نیز عبارات : " وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ " و " إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ " نیز از همین دست است)
    عرض کردم توجه و اقبال به کتاب آسمانی معنای ریشه ای صلات است و این صلات تنها در صورتی کارا و رهگشاست که اقامه شود تا دین الهی برپا گردد در غیر اینصورت هیچ تغییری رخ نداده و اسلام راستین محقق نخواهد شد.
    اقامه صلات یعنی اقامه کتاب آسمانی:

    وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ ۚ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ ۖ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ [5:66]

    چه بگویی أَقَامُوا الصَّلَاةَ و چه أَقَامُوا التَّوْرَاةَ یا أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ ، هیچ تفاوتی میانشان نیست. اقامه صلات به معنای عمل به تمامی اوامر و نواهی الهی است که در کتابش تشریع شده اند که البته مهمترین و شاید اولین آنها ، امر به قرائت و تلاوت کتاب است:

    اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ [96:1]

    صلات از جنبه قرائت قرآن و وقوف بر مفاهیم آن مهمترین صلوات بشمار می رود و اهمیت آن به حدی است که می توان گفت مکتبخانه دین است. تا کسی به این مکتبخانه نرود و از آنچه پروردگارش امر فرموده آگاهی پیدا نکند بی دین خواهد بود و اگر دینی داشته باشد بطور قطع آن یک دین مادری است نه الهی.
    در طول تاریخ تدین و تمدن بشری همواره افراد بسیاری وجود داشته و دارند که برایشان کتاب و دین حق فرستاده شده اما آن را اقامه نمی کنند و تا آخر عمر بر دین مادری خود باقی می مانند. در قرآن به چنین افرادی و همچنین افرادی که پیرو هیچ کتاب آسمانی نیستند اصطلاحاً امی گفته می شود و وجه تسمیه آن این است که دینشان مانند زبانشان مادری است نه الهی. خداوند کسانی را که به ایشان کتاب داده شده ولی از درون آن خبر ندارند، به الاغی تشبیه کرده که باری از کتاب را حمل می کند ولی از محتوای کتابها غافل می ماند. معمولاً اینچنین است که بسیاری از انسانها کتاب آسمانی خود را قبول دارند لیکن توجهشان(صلاتشان) ظاهری است و از محتوای کتاب اطلاعی ندارند و آن را نمی خوانند یا اگر می خوانند به قصد ثواب و برآورده شدن حاجات و مصون ماندن در برابر مصائب و بلایا این کار را می کنند و معنای آنچه را می خوانند نمی دانند یا اصلاً به مفهوم آن توجه ندارند و تفکر و تدبر نمی نمایند. بعضی دیگر اقبال و توجهشان صرفاً به کتاب آسمانی نیست و کتابهای فرقه ای و مذهبی خود را نیز زیر نظر دارند و همین سبب می شود نتوانند مفاهیم کلیدی کتاب آسمانی را دریابند و امر بر آنها مشتبه می شود. در این میان گروهی دیگر وجود دارند که تا حدودی اوامر و نواهی کتاب را متوجه می شوند اما به دلایلی موفق به اقامه آنها نمی گردند.... ادامه دارد

    ویرایش توسط elaf : ۱۳۹۵/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۲:۳۷

  16. تشکر


  17. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    673 پست
    حضور
    7 روز 15 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط elaf نمایش پست
    یعنی اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ = الصلاة ( نظیرش عبارت : " فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ ۚ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ " در آیه 20 سوره مزمل است و نیز عبارات : " وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ " و " إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ " نیز از همین دست است)
    عرض کردم توجه و اقبال به کتاب آسمانی معنای ریشه ای صلات است و این صلات تنها در صورتی کارا و رهگشاست که اقامه شود تا دین الهی برپا گردد در غیر اینصورت هیچ تغییری رخ نداده و اسلام راستین محقق نخواهد شد.
    اقامه صلات یعنی اقامه کتاب آسمانی:

    وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ ۚ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ ۖ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ [5:66]

    چه بگویی أَقَامُوا الصَّلَاةَ و چه أَقَامُوا التَّوْرَاةَ یا أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ ، هیچ تفاوتی میانشان نیست. اقامه صلات به معنای عمل به تمامی اوامر و نواهی الهی است که در کتابش تشریع شده اند که البته مهمترین و شاید اولین آنها ، امر به قرائت و تلاوت کتاب است:

    اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ [96:1]

    صلات از جنبه قرائت قرآن و وقوف بر مفاهیم آن مهمترین صلوات بشمار می رود و اهمیت آن به حدی است که می توان گفت مکتبخانه دین است. تا کسی به این مکتبخانه نرود و از آنچه پروردگارش امر فرموده آگاهی پیدا نکند بی دین خواهد بود و اگر دینی داشته باشد بطور قطع آن یک دین مادری است نه الهی.
    در طول تاریخ تدین و تمدن بشری همواره افراد بسیاری وجود داشته و دارند که برایشان کتاب و دین حق فرستاده شده اما آن را اقامه نمی کنند و تا آخر عمر بر دین مادری خود باقی می مانند. در قرآن به چنین افرادی و همچنین افرادی که پیرو هیچ کتاب آسمانی نیستند اصطلاحاً امی گفته می شود و وجه تسمیه آن این است که دینشان مانند زبانشان مادری است نه الهی. خداوند کسانی را که به ایشان کتاب داده شده ولی از درون آن خبر ندارند، به الاغی تشبیه کرده که باری از کتاب را حمل می کند ولی از محتوای کتابها غافل می ماند. معمولاً اینچنین است که بسیاری از انسانها کتاب آسمانی خود را قبول دارند لیکن توجهشان(صلاتشان) ظاهری است و از محتوای کتاب اطلاعی ندارند و آن را نمی خوانند یا اگر می خوانند به قصد ثواب و برآورده شدن حاجات و مصون ماندن در برابر مصائب و بلایا این کار را می کنند و معنای آنچه را می خوانند نمی دانند یا اصلاً به مفهوم آن توجه ندارند و تفکر و تدبر نمی نمایند. بعضی دیگر اقبال و توجهشان صرفاً به کتاب آسمانی نیست و کتابهای فرقه ای و مذهبی خود را نیز زیر نظر دارند و همین سبب می شود نتوانند مفاهیم کلیدی کتاب آسمانی را دریابند و امر بر آنها مشتبه می شود. در این میان گروهی دیگر وجود دارند که تا حدودی اوامر و نواهی کتاب را متوجه می شوند اما به دلایلی موفق به اقامه آنها نمی گردند.... ادامه دارد
    سلام مجدد

    در بین اموزه های دینی می توان دو معنا برای صلاة اخذ نمود:

    یکی به وجه عام که منطبق بر کتاب و اقامه حدود الله است، بعبارتی صلاة در این معنا یعنی اقامه کتاب و دستورات الهی آن، ضمن آنکه می توان صلاة را چنانکه در روایات بعنوان ستون دین معرفی شده رکن رکین و حاوی همه آموزه های الهی دانست و از لحاظ آثاری چنان کارکردی دارد که انسان با تمسک به نماز، به مقام تحقق بخشی همه دستاوردهای دین و کتاب الهی می رسد، یعنی انسان را در آن مدار و جهت قرار می دهد. فلذا هیچ منافاتی ندارد که مقصود از صلاة هم کتاب و اقامه حدودالله باشد و هم نماز به معنای عملی عبادی چنانکه دستور داده شده است.

    دوم اینکه صلاة در معنای خاص، همان تکلیف عبادی است که خداوند بندگان را بدان امر فرموده و راه تحصیل کم و کیف آن را ارجاع به سنت پیامبرش قرار داده است.(که بیانش گذشت)

    موفق باشید ...

    بنام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

  18. تشکر


صفحه 2 از 5 نخست 1234 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود