صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زندگی انسان: نقشی از پیش تعیین شده یا فرصتی برای بودن؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,341
    مورد تشکر
    17,819 پست
    حضور
    292 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    69

    زندگی انسان: نقشی از پیش تعیین شده یا فرصتی برای بودن؟




    بسم الله الرحمن الرحیم



    سلام

    امضای سرکار راهی خیلی برام جالب بود
    همۀ عالم می گویند براساس استعدادت عمل کن! حضرت زهرا(س): می‌فرماید براساس نقشت عمل کن!
    گاهی نقش شما برخلاف استعدادهای شما هست!
    بگرد نقشت را پیدا کن!
    منبعش یک سخنرانی از آقای پناهیان بود که متن کاملش رو میشه اینجا خوند
    http://bayanmanavi.ir/post/526

    و خلاصه اش اینجا
    http://bayanmanavi.ir/post/3724

       
    نقش‌ها در دنیا تقسیم شده/ بگرد نقشت را پیدا کن!

    حضرت زهرا ـ‌سلام‌الله‌علیها‌ـ در بخشی از دعای خود خطاب به خداوند عرضه می‌دارند "اللَّهُمَّ فَرِّغْنِی لِمَا خَلَقْتَنِی لَهُ؛ خدایا به من فرصت بده تا به آنچه که تو من را به خاطر آن خلق کردی بپردازم." (مهج الدعوات/141) معلوم می‌شود هر کسی در این دنیا یک نقشی دارد. نقش‌های این دنیا تقسیم شده است و کسی نمی‌تواند نقش دیگری را بگیرد.
    مثلاً برای یک پدری، یا برای یک مادری، خدا این نقش را در نظر گرفته که "ببین، تو خودت هیچی نمی‌شوی، بنا است بچه‌ات یک چیزی بشود. تمام زحمات تو به این‌جا می‌رسد که بچه‌ات به یک جایی برسد." در کار گلاب و گل، حکم ازلی این بود/ آن شاهد بازاری، وین پرده‌نشین باشد. گل را نمایش می‌دهند و همیشه در معرض دید است، امّا گلاب را در شیشه می‌ریزند و در پَستو می‌گذارند و گاهی که می‌خواهند استفاده کنند دم دست می‌آورند و دوباره در پَستو می‌گذارند.

    علت اصلی عداوت‌ها، حسادت‌ها و رقابت‌های نادرست

    اگر ما این اصل را نپذیریم که "خداوند برای هر کدام از ما نقشی قائل شده است"، همیشه در حال سرگردانی بین شکست‌‌ها و پیروزی‌های خیالی به سر خواهیم برد. همیشه بین رقابت‌ها، حسادت‌ها و عداوت‌ها سرگردان خواهیم بود. همیشه باید حسرت و غصه گذشته را داشته باشیم و آرزوهای الکی و بی‌ارزش برای آینده، سرگردانمان کند.
    حسرت ما در قیامت به خاطر اینست که نقشمان را ایفاء نکردیم

    روز قیامت اگر معلوم شود که آدم نقش خودش را ایفا نکرده است، خیلی حسرت می‌خورد. در روز قیامت خدا می‌فرماید: می‌دانی تو را برای چه ساخته بودم؟ می‌دانی عمرت را برای چه چیزی هرز دادی؟!
    گاهی نقش شما برخلاف استعدادهای شما هست.

    گاهی خدا به یک مادری این نقش را می‌دهد که "تو بچه‌هایت را تربیت کن"، گرچه ممکن است آن مادر دلش بخواهد و استعدادش را هم داشته باشد که در فلان زمینه به فلان جا برسد. خیلی اوقات خانم‌ها حاضر نیستند نقش خودشان را بپذیرند. مثلاً نقشی که خدا برای او تعیین کرده، تربیت بچه است، امّا به بهانه‌های مختلف نقشِ خودش را نمی‌پذیرد، می‌گوید: "نه، اینجوری من استثمار می‌شوم! "
    این بحث مال همه است، زن و مرد ندارد. و هر کسی برود در دایره هوس، از نقش خودش خارج می‌شود و نقش خودش را گم می‌کند. نقش خودش را پیدا نمی‌کند.
    همۀ عالم می گویند براساس استعدادت عمل کن! حضرت زهرا(س): می‌فرماید براساس نقشت عمل کن!

    همه دنیا می‌گویند: "براساس استعداد خودت عمل کن "؛ امّا زهرای اطهر ـ سلام‌الله‌علیها ـ در این دعا به ما می‌فرمایند: "طبق نقشی که خداوند برایت معین کرده است، عمل کن. طبق نقشه‌ای که خدا برایت کشیده است، عمل کن. "حتی ممکن است که نقش تو، با استعدادهای تو مطابق و سازگار نباشد، که استعداد آن را باید از خداوند طلب کنی؛ و البته خدا هم به تو خواهد داد.مثلاً در مورد علامه طباطبایی نقل شده است که اوایل طلبگی، درس‌های حوزه را خوب متوجه نمی‌شدند، توسل کردند و خداوند به ایشان عنایت فرمود. اگر قرار بود طبق استعداد عمل کنند و می‌گفتند که طلبگی مطابق استعداد ما نیست، به این مقام نمی‌رسیدند. اما صبر کردند و خداوند استعدادش را به ایشان عنایت فرمود.

    نور فاطمی در وجود امام زمان(عج)، همان نقش خاص حضرت زهرا(س) در خلقت است

    نقشی که زهرای اطهر ـ‌سلام‌الله‌علیها‌ـ در عالم هستی داشتند، نقش بی‌نظیری است. این نقش به هیچ زن و به هیچ مردی داده نشده است. مثلا وجود حضرت زهرای اطهر ـ سلام‌الله‌علیها ـ در همۀ امامان ما مؤثر بوده است. رسول خدا (ص) خطاب به زهرای اطهر می‌فرمودند: "یا فاطمة أبشِری فَانَّ المَهدی مِنکَ " مهدی از توست. (میزان الحکمه/ ۱۱۶۲/۱) آن نوری که از فاطمه زهرا(س) در وجود امام زمان(ع) ما هست، نقش خاص و پنهان فاطمه زهرا(س) را نشان می‌دهد.



    و اما سوال؛


    درباره دعای حضرت زهرا(س) میشه این طوری گفت که همه ما برای عبودیت آفریده شدیم پس خداوندا ما رو برای حرکت در مسیر عبودیت از هر چیزی که ما رو از این مسیر منحرف و به خودش مشغول می کنه آزاد کن.
    همچنین آفرینش ما لطف خداوند به ما بوده، و اگر ما نبودیم یا اگر به وظایفمون پایبند نبودیم قطعا کارهای خدا روی زمین نمیموند و آنچه که مقدر شده بود از طریقی به انجام می رسید.
    وقتی هم که پرسیده میشه چرا خدا انسان را آفرید معمولا تهش به این میرسه که چرا نیافرینه؟ نیافریدن دلیل میخواد وقتی امکان بودن براش وجود داره. یعنی اصل با بودنه. هستیم چون میشده که باشیم. قرار نیست حتما جایی رو در پازلی داشته باشیم که با نبودنمون اون قسمت سوراخ بمونه.


    این تفکر که هر کسی نقش منحصر به فردی (یا حالا منحصر به فرد نه، ولی نقش یا نقش هایی) به عهده داره که برای ایفای اون آفریده شده و اگر به اون ها نپردازه به هدف خلقتش پاسخ نداده چقدر درسته؟ چه دلایلی براش وجود داره؟
       

    یادم میاد یکی از دوستان هم طرفدار سرسخت این نظریه بودن : )


    حلال کنید...


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,295
    مورد تشکر
    10,847 پست
    حضور
    173 روز 2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست







    زندگی انسان: نقشی از پیش تعیین شده یا فرصتی برای بودن؟








    کارشناس بحث: استاد مشکور
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۶/۰۱/۰۴ در ساعت ۲۰:۲۰
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    زندگی انسان: نقشی از پیش تعیین شده یا فرصتی برای بودن؟


  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    290
    مورد تشکر
    722 پست
    حضور
    9 روز 3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    و اما سوال؛


    درباره دعای حضرت زهرا(س) میشه این طوری گفت که همه ما برای عبودیت آفریده شدیم پس خداوندا ما رو برای حرکت در مسیر عبودیت از هر چیزی که ما رو از این مسیر منحرف و به خودش مشغول می کنه آزاد کن.
    همچنین آفرینش ما لطف خداوند به ما بوده، و اگر ما نبودیم یا اگر به وظایفمون پایبند نبودیم قطعا کارهای خدا روی زمین نمیموند و آنچه که مقدر شده بود از طریقی به انجام می رسید.
    وقتی هم که پرسیده میشه چرا خدا انسان را آفرید معمولا تهش به این میرسه که چرا نیافرینه؟ نیافریدن دلیل میخواد وقتی امکان بودن براش وجود داره. یعنی اصل با بودنه. هستیم چون میشده که باشیم. قرار نیست حتما جایی رو در پازلی داشته باشیم که با نبودنمون اون قسمت سوراخ بمونه.

    این تفکر که هر کسی نقش منحصر به فردی (یا حالا منحصر به فرد نه، ولی نقش یا نقش هایی) به عهده داره که برای ایفای اون آفریده شده و اگر به اون ها نپردازه به هدف خلقتش پاسخ نداده چقدر درسته؟ چه دلایلی براش وجود داره؟
    با سلام و تشکر از بحث خوبتان

    در باره سؤال شما گفتنی است چنانکه آدرس داده اید، استاد پناهیان، مطالب مبسوط و دقیقی در راستای سؤال شما بیان نموده اند که در واقع حاوی پاسخ سؤالات شما نیز هست، گمان نمی کنم بیش از مطالبی که ایشان در مقام تبیین نقش انسان و هدف از آفرینش انسان اشاره نموده اند بیانش ضروری باشد. مگر سؤالات جدیدتری مطرح شود که بنظر حقیر، مبحث بسیار مهمی است و ارزش پردازش بیشتر هم دارد.

    فقط اضافه کنم؛ یکی از نقشهای اساسی انسان اینست که باید آن هدف و نقش اصلی یا سلسله اهداف و نقشهایی که انسان برای رسیدن به کمال و سعادت بایستی داشته باشد را بشناسد و تمام ظرفیت و توانایی و استعدادهایش را در همان مدار که عبارت است از مدار عبودیت و بندگی (مدار انالله و انا الیه راجعون) بکارگرفته و بعنوان سالکی بصیر حرکت کند. از اینرو بین استعدادها، ظرفیت ها و توانایی های انسان با نقشهایی که برای آن آفریده شده، می تواند با انتخابرگری درست ما تعارضی نباشد.

    انسان اگر استعدادهای وجودی اش را در مسیر ایفای نقشهای اصلی انسانی اش هدایت کند، حقیقتاً در مسیر و صراط مستقیم و نقش حقیقی اش گام نهاده و این مطلب به حکم عقل و نقل، بغایت درست است، دلایل این درستی نیز در جان مطلب نهفته است و در مثالهای زیبایی که استاد پناهیان آورده اند به زیبایی بیان شده (در مثال اردو و تقسیم کار اگر قرار بوده کسی زیرانداز ببرد، اگر غیر از آن را با خود ببرد در واقع به نقشش عمل نکرده و خارج از چارچوب وظایفش کار دیگری کرده است) در حقیقت انسان، در دنیا باید تمام استعداد و توانایی و همتش را در مسیر امور و وظایفی قرار داده و صرف کند که در عهده اوست، نه آنچیزهایی که بر عهده او نیست، مثلاً اگر انسان تمام همتش را در تأمین اعتباریات دنیا نظیر امر معاش بکار ببندد و از تهیه توشه برای معاد غفلت ورزد، قطعاً از ساختن روح و حقیقت وجودی اش که مهمترین سرمایه اوست باز می ماند و چنین انسانی قطعاً گام در مسیر سقوط از وادی انسانیت و افتادن در پرتگاه حیوانیت، بل هم اضل قرار خواهد گرفت.

    یک نکته هم در باره سؤال از آفرینش است که چرا خداوند ما را آفرید، این سؤال هم در تایپیکهای متعددی در همین سایت و سایت اسک دین، مورد بررسی قرار گرفته است. چنانکه اشاره فرمودید، خداوند اصولاً نیازی به ما ندارد که آفرینش ما بمنظور گره گشایی از کار هستی بوده باشد. در واقع این سؤال اساساً وارد نیست، بلکه اگر خدا که مظهر حقیقی دارایی و تمکن بالذات و جود و بخشش و عطاست اگر نمی آفرید جای سؤال داشت؟! چنانکه وقتی شخصی دارا و ثروتمند که اتفاقاً معروف به جود و سخاست، مادامیکه کریمانه می بخشد و عطا می کند، کسی نمی پرسد چرا این شخص چنین می کند؟ اما اگر همین شخص با همان ویژگی ها روزی دست از بخشش و عطا بشوید! همه با تعجب سؤال می کنند چرا فلانی اهل جود و کرم و بخشش نیست؟

    دوستان، پیرامون سخنان مبسوط استاد پناهیان و ارتباط آن با سؤالات دوست عزیزمان، بیشتر دقت کنند، از آنجاییکه بحث، بسیار مهم و حیاتی است، با مشارکت خودتان بر غنای بحث بیفزایید و احیاناً اگر ابهام و یا سؤالاتی، پیرامون بحث، به نظرتان می رسد در تایپیک مطرح کنید.

    موفق باشید ...

    به نام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.


  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,341
    مورد تشکر
    17,819 پست
    حضور
    292 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    69



    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست
    ر باره سؤال شما گفتنی است چنانکه آدرس داده اید، استاد پناهیان، مطالب مبسوط و دقیقی در راستای سؤال شما بیان نموده اند که در واقع حاوی پاسخ سؤالات شما نیز هست، گمان نمی کنم بیش از مطالبی که ایشان در مقام تبیین نقش انسان و هدف از آفرینش انسان اشاره نموده اند بیانش ضروری باشد. مگر سؤالات جدیدتری مطرح شود که بنظر حقیر، مبحث بسیار مهمی است و ارزش پردازش بیشتر هم دارد.
    ممنون که با این که فکر می کنید صحبت های آقای پناهیان جواب سوال مرا هم داده و بیش از آن بیانش ضروری نیست باز هم وقت گذاشتید و پاسخ دادید. اما سوال من همین بود که چه دلیلی هست که این صحبت ها درست باشد. همان حکم عقل و نقل را لطفا شرح دهید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست
    فقط اضافه کنم؛ یکی از نقشهای اساسی انسان اینست که باید آن هدف و نقش اصلی یا سلسله اهداف و نقشهایی که انسان برای رسیدن به کمال و سعادت بایستی داشته باشد را بشناسد و تمام ظرفیت و توانایی و استعدادهایش را در همان مدار که عبارت است از مدار عبودیت و بندگی (مدار انالله و انا الیه راجعون) بکارگرفته و بعنوان سالکی بصیر حرکت کند. از اینرو بین استعدادها، ظرفیت ها و توانایی های انسان با نقشهایی که برای آن آفریده شده، می تواند با انتخابرگری درست ما تعارضی نباشد.

    انسان اگر استعدادهای وجودی اش را در مسیر ایفای نقشهای اصلی انسانی اش هدایت کند، حقیقتاً در مسیر و صراط مستقیم و نقش حقیقی اش گام نهاده و این مطلب به حکم عقل و نقل، بغایت درست است، دلایل این درستی نیز در جان مطلب نهفته است و در مثالهای زیبایی که استاد پناهیان آورده اند به زیبایی بیان شده (در مثال اردو و تقسیم کار اگر قرار بوده کسی زیرانداز ببرد، اگر غیر از آن را با خود ببرد در واقع به نقشش عمل نکرده و خارج از چارچوب وظایفش کار دیگری کرده است) در حقیقت انسان، در دنیا باید تمام استعداد و توانایی و همتش را در مسیر امور و وظایفی قرار داده و صرف کند که در عهده اوست، نه آنچیزهایی که بر عهده او نیست، مثلاً اگر انسان تمام همتش را در تأمین اعتباریات دنیا نظیر امر معاش بکار ببندد و از تهیه توشه برای معاد غفلت ورزد، قطعاً از ساختن روح و حقیقت وجودی اش که مهمترین سرمایه اوست باز می ماند و چنین انسانی قطعاً گام در مسیر سقوط از وادی انسانیت و افتادن در پرتگاه حیوانیت، بل هم اضل قرار خواهد گرفت.
    آنچه استاد پناهیان می گویند و به نظر می رسد شما هم موافق هستید این است که حکمت آفرینش هر کس این بوده که در جایی از زندگیش کاری انجام بدهد یا سخنی بگوید یا جایی باشد که در طی یک زنجیره جهان خلقت را به هدفی برساند. مثلا در اردو شاید همه توانایی پیک نیک بردن داشته باشند. اما فقط یک نفر باید پیک نیک ببرد و یکی دیگر زیرانداز ببرد. و یکی از مهمترین وظایف انسان این است که وظیفه خودش را تشخیص بدهد و بفهمد الان زیرانداز بردن به عهده اوست یا پیک نیک بردن. و این می شود همان مدار بندگی اگر توانست این وظیفه را شناسایی کند و به آن عمل کند روی مدار حرکت کرده وگرنه خیر.
    سوال من این است که چه دلیلی داریم که مدار بندگی انسان تا این حد محدود باشد که کل زندگیش به یک جای خاص یا یک حرف خاص بسته باشد، اگر در زمان مبه خصوص در آن جای به خصوص بود در مدار بندگی است و اگر جای دیگری بود کل زندگیش به فنا رفته؟ یعنی کل حکمت آفرینش به خاطر لحظه ای از زندگیش باشد که چه بسا از آن غافل باشد؟ عقل چگونه این را اثبات می کند؟ دلایل نقلی آن چیستند؟
    حلال کنید...


  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,341
    مورد تشکر
    17,819 پست
    حضور
    292 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    69



    این طوری بپرسم


    آیا خدا ما رو برای معما حل کردن آفریده؟
    حلال کنید...


  6. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    مورد تشکر
    19,765 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام به دوستان بزرگوار :

    من هم سوالی که سالها است با ان روبرو هستم این است که هدف خداوند از افرینش من چه بوده .؟و من در این جهان افرینش چه نقشی

    داشته ام ؟ایا من در جای درست خود قرار گرفته ام یا نه ؟چگونه می توانم نقش واقعی خود را پیدا کنم ؟

    لطفا" جواب سوالات مرا هم بدهید. و این موضوع را برای من روشن کنید. یا حق.

    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  7. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,341
    مورد تشکر
    17,819 پست
    حضور
    292 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    69



    نقل قول نوشته اصلی توسط فریده بنده مخلص خدا نمایش پست
    چگونه می توانم نقش واقعی خود را پیدا کنم ؟
    سلام
    این طور که آقای پناهیان گفته اند، از این راه ها:
    1. پرهیز از هوای نفس
    2. اخلاص در عمل
    3. توجه به مقدرات الهی

       

    چگونه نقش خودمان را پیدا کنیم؟

    ما نمی‌دانیم خداوند چه نقشی را برای ما مقدر کرده است. ما در یک فضای پر از ابهام و آزمایش، باید به سمت نقشی که خدا برای ما انتخاب کرده است، خدا گام برداریم؛ بدون اینکه به طور واضح معلوم شود که آیا به نقش خود می‌پردازیم یا نه، و همیشه این نگرانی باید در انسان وجود داشته باشد که "آیا من به نقش خودم می‌پردازم یا نه؟ ". اما راههایی وجود دارد که در شناخت این نقش به ما کمک می‌کند.

    1.پرهیز از هوای نفس: آیا خدا برای من این نقش را انتخاب کرده که خانه‌داری کنم، مدیریت کنم، تدریس کنم؟... خدا برای من چه نقشی را انتخاب کرده؟ مهم‌ترین رمز برای اینکه انسان نقش خود را پیدا کند، خالی بودن دل از هوای نفس است. هر موقع هوای نفس در زندگی انسان وارد شود و انسان را تحت تاثیر قرار دهد، انسان از نقش خودش فاصله می‌گیرد و از نقشه‌ای که خداوند برایش کشیده است خارج می‌شود. چرا که هوی و هوس و وسوسه‌های شیطانی همیشه مخالف نقشی است که خدا برای ما انتخاب کرده است.

    اکثر اوقات، تردیدها بخاطر هوای نفس است. اگر هوای نفس کنار گذاشته شود، راه کاملا روشن است. اما هر گاه به زبان این و آن نگاه کردی، هرجا به تشویق مردم، و به نگاه مردم توجه کردی، هر گاه دیگران تو را مسخره کردند، دلت لرزید، هر جا طمع کردی، حسرت خوردی، حسادت ورزیدی، همه اینها نشانه‌های هوای نفس است که تو را از نقش خود باز می‌دارد. کسی چه می داند که چه خدا چه نقشی را برای او معین کرده است؟ آنقدر انسان باید دلش را از هوای نفس خالی کند؛ تا کم‌کم نقش تعیین شده از سوی خدا خودش را به او نشان بدهد.

    2.اخلاص در عمل:
    اینکه آدم بتواند بفهمد خداوند چه نقشی برایش معین کرده است، خیلی سخت است امّا می‌توان به گونه‌ای زندگی کرد که اطمینان داشت همان نقشی را که خداوند در نظر گرفته است را، خواسته یا ناخواسته، دانسته یا نادانسته، طبق نقشه الهی اجرا کرده‌ای. برای این کار، باید آن روایت حضرت زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ را شنید و اجرا کرد که فرمودند: "مَنْ أَصْعَدَ إِلَی اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اللَّهُ إِلَیْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِه‏ " ( عدة الداعی، صفحه 233) طبق این روایت، اگر اخلاص داشته باشی، خداوند بهترین مصلحت‌ها را برای تو فراهم می‌کند.

    اخلاص که داشتی خداوند عملاً تو را در زندگی هدایت می‌کند. اصلاً نمی‌خواهد تو بدانی که چه کار باید بکنی. مخلصانه و بدون هوای نفس که عمل کردی، خدا راهت را جلوی پایت می‌گذارد، راه را برایت باز می‌کند.

    3.توجه به مقدرات الهی:
    عامل دیگر برای شناخت نقش، توجه به مقدرات الهی است که بهترین راهنما برای ما هستند. یعنی با هر کار خیری مواجه شدی آن را انجام بده و بدان نقش تو در انجام آن کار خیر است. یک گرسنه‌ای سرِ راهت می‌آید، معطل نکن همان گرسنه را سیر کن. شاید الان نقش تو همین باشد. به کارهایی که برایت پیش می‌آید و جلوی راهت سبز می‌شود، توجه کن. زیاد این‌ور و آن‌ور نزن. شاید نقش تو همین باشد. نقش خودت را بگیر. زیاد برای خدا و خلق خدا تعیین و تکلیف نکن، زیاد برای خودت خیال بافی نکن.

    امیرالمومنین ـ‌علیه‌السلام‌ـ در کلام راهگشایی می‌فرماید: "اگر خواستی به دنیا بپردازی، زیاد سخت نگیر. یعنی اگر تلاش کردی و به آسانی به تو رسید، این را بردار مال توست و برای تو مقدر شده بود. اما اگر دیدی با تمام تلاشی که می‌کنی، به آسانی به دست نمی‌آید، رهایش کن؛ چون مال تو نیست و برای تو مقدر نشده است. " ( "خُذْ مِنَ الدُّنْیَا مَا أَتَاکَ وَ تَوَلَّ عَمَّا تَوَلَّی عَنْکَ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ فَأَجْمِلْ فِی الطَّلَب؛ آنچه از دنیا به تو رسد، برگیر، و آنچه به تو پشت کرد، رها کن. و اگر این کار را نکردی[و خواستی به طلب دنیا بپردازی]، دست‌کم در طلب دنیا راه میانه را برگیر.(در طلب دنیا سخت نگیر)‏ "، نهج البلاغه، کلمه قصار 393)

    حلال کنید...


  8. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,341
    مورد تشکر
    17,819 پست
    حضور
    292 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    69



    یه چیزی تو مایه های اون که می گفت پل صراط از مو باریک تر از شمشیر تیزتره، طرف مقابل می گفت خب بگید راه نیست راحتمون کنید


    اینجام گویا راه نیست

    هوای نفس و اخلاص عمل که هیچی. اصلا در اون حدا نیستیم. (نیستم. خودم رو میگم. دوست دارم خودم رو جمع ببندم)
    توجه به مقدرات الهی هم که ما هر کار که به نظرمان می آید انجام دهیم، به گونه ای با آن مواجه شده ایم. یعنی مقدرات الهی یا خود آن کار یا نمونه اش یا فکرش یا... را سر راه ما گذاشته. همین می شود که هی به این کار و آن کار بپردازیم درحالی که برای هیچکدام آفریده نشده بودیم.
    حلال کنید...


  9. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    290
    مورد تشکر
    722 پست
    حضور
    9 روز 3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    سلام علیکم
    ممنون که با این که فکر می کنید صحبت های آقای پناهیان جواب سوال مرا هم داده و بیش از آن بیانش ضروری نیست باز هم وقت گذاشتید و پاسخ دادید. اما سوال من همین بود که چه دلیلی هست که این صحبت ها درست باشد. همان حکم عقل و نقل را لطفا شرح دهید.
    سلام مجدد و پوزش از تأخیر

    در بسط مفهوم هدف آفرینش انسان نکاتی را از منظر عقل و نقل تقدیم می کنیم:

    اولاً: لازم بذکر است در ادبیات دینی دو نوع هدف داریم: یکی هدف فعل و دیگری هدف فاعل. بین این دو تفاوت وجود دارد. به این مثال توجه کنید: صنعتگری موتوری را می سازد که قادر به حرکت با سرعت 800 کیلومتر در ساعت است. هدف این موتور که فعل صنعتگر است، رسیدن به سرعت مورد نظر است. اما هدف اصلی سازنده موتور، نشان دادن توانمندی خود یا رسیدن به شهرت و مانند آن است. از آنجاییکه بین غایتمندی خداوند با دیگر مخلوقات تفاوت اساسی وجود دارد این مثال فقط برای روشن شدن تقسیم بندی اولیه است و نمی توانیم نتیجه بگیریم خداوندی که بی نیاز مطلق است هم از طریق خلق مخلوقات بدنبال کسب کمال و شهرتی برای خود بوده، بلکه روشن است که هدف خداوند از خلق و آفرینش، به کمال رسیدن مخلوقات بوده نه کمال یافتن خودش!(دقت کنید)

    ثانیاً: بحث ما و رویکرد سؤال به هدف فعل که مخلوقات و از جمله انسان است باز می گردد در این خصوص گفتنی است: بی شک، عالم هستی مسیر و مقصدی را در پیش دارد که هدف آن به شمار می رود و انسان نیز که جزئی از این عالم هستی بشمار می آید نیز هدف و غایتی را دنبال می کند، اين هدف، در خصوص انسان، تکامل انسانی و رسیدن به غایت و کمال نهایی ذات انسانی اوست.

    ثالثاً: با نگاه به آیات قرآن مشاهده می شود که تبيین هدف خلقت انسان از نگاه قرآن وضعيتي به ظاهر متفاوت پيدا مي كند؛ در سوره ص مى خوانیم: «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا؛ (1) ما آسمان و زمین و آنچه را میان آن‏ها است، بیهوده نیافریدیم و این گمان (که جهان را بیهوده و بى هدف آفریده‏ ایم) گمان انسان‏هاى کافر است». این آیه صراحتاً اعلام مى کند، خلقت جهان که انسان جزئى از آن است، بى هدف نیست. در سوره ملک مى خوانیم: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛ (2) او است که مرگ و زندگى را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارتر هستید». در این آیه هدف از خلقت انسان آزمودن او دانسته شده، در سوره ذاریات آمده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ؛ (3) و ما جن و انسان را نیافریدیم مگر براى آنکه عبادت خدا را به جاى آورند».

    رابعاً: با رجوع به عقل و نقل در می یابیم که هدف از خلقت انسان آن است که در فرصت محدود زندگى دنیوى از سرمایه‏ هاى وجودى خود بهره گرفته، بیش ترین سودها را به دست آورد، زیرا انسان بیهوده آفریده نشده است. روشن است که بازگشت راه اوّل و دوم یعنى آزمایش و عبادت، به راه سوم خواهد بود، یعنى مى توان گفت انسان پس از آن که از امتحان و آزمونهای گوناگون الهی سربلند بیرون آمد و پس از ایمان و اعتقاد، عمرى را به عبودیت و بندگى خدای سبحان گذراند، کمال یافته و پله‏ هاى ترقى را یکی پس از دیگری پشت سر مى گذارد. در واقع جمع بندي اين آيات به حکم عقل، ما را به اين نتيجه مي رساند كه هدف و غايتي كه براي مسير حركت انسان تبيين شده رسيدن به كمال است و اين كمال حاصل نمي شود مگر به تبيين راه و وجود راهنمایان راستین که عبارتند از: حجت درونی (عقل) و حجت بیرونی (انبیاء و اوصیاء الهی و کتب).(4)
    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    آنچه استاد پناهیان می گویند و به نظر می رسد شما هم موافق هستید این است که حکمت آفرینش هر کس این بوده که در جایی از زندگیش کاری انجام بدهد یا سخنی بگوید یا جایی باشد که در طی یک زنجیره جهان خلقت را به هدفی برساند. مثلا در اردو شاید همه توانایی پیک نیک بردن داشته باشند. اما فقط یک نفر باید پیک نیک ببرد و یکی دیگر زیرانداز ببرد. و یکی از مهمترین وظایف انسان این است که وظیفه خودش را تشخیص بدهد و بفهمد الان زیرانداز بردن به عهده اوست یا پیک نیک بردن. و این می شود همان مدار بندگی اگر توانست این وظیفه را شناسایی کند و به آن عمل کند روی مدار حرکت کرده وگرنه خیر.
    سوال من این است که چه دلیلی داریم که مدار بندگی انسان تا این حد محدود باشد که کل زندگیش به یک جای خاص یا یک حرف خاص بسته باشد، اگر در زمان مبه خصوص در آن جای به خصوص بود در مدار بندگی است و اگر جای دیگری بود کل زندگیش به فنا رفته؟ یعنی کل حکمت آفرینش به خاطر لحظه ای از زندگیش باشد که چه بسا از آن غافل باشد؟ عقل چگونه این را اثبات می کند؟ دلایل نقلی آن چیستند؟
    آنچه در خصوص هدف و غایت اصلی خلقت انسان یعنی رسیدن به کمال از گذر آزمایشها و امتحانات و عبودیت و بندگی بود بیان کردیم، دستورات و برنامه های دینی و اخلاقی و عملی دین تا حدود زیادی راه شناخت شئون بندگی و حرکت در مسیر کمال و سعادت را برای همگان روشن نموده و از این رهگذر هر کس با شناخت استعدادها و ظرفیت های وجودی خود و اقتضائات و شرایطی که دارد می تواند وظایف و شئون و سطح بکارگیری برنامه های هدایت بخش و سعادت آفرین را در گوشه گوشه ی زندگی خود بیابد و به عبارتی نقش خود را در حیطه زندگی اش شناسایی نموده عملیاتی سازد.

    در مثال جای مناقشه نیست، این قبیل مثالها برای روشن تر شدن مطلب است نه اینکه عیناً بخواهیم در عرصه زندگی کپی برداری کنیم. اینکه در مثال اردو گفته شد بر اساس تقسیم وظایف هر کسی مأمور به آوردن چیزی است و کسی که مثلاً قرار بوده پیک نیک بیاورد اگر زیرانداز بیاورد در واقع به نقش اصلی اش عمل نکرده مثال و تبیین درستی است اما مخل مطالبی که در باب هدف اصلی آفرینش انسان گفتیم نیست، اینگونه نیست که گمان کنیم هدف و غایت و نقش و وظیفه اصلی افراد به عدد نفوس انسانی متعدد و متکثر و متفاوت است؟! بلکه چنانکه بیان شد هدف و غایت اصلی و نقش و وظیفه همان طبق عقل و نقل وحدت دارد، همه مأموریم در برابر آزمایشات الهی سرفراز و سربلند باشیم؛ همه نسبت به تکالیف و وظایف بندگی خدای سبحان مسئولیم؛ همه نسبت به خدمت به خلق خدا وظیفه داریم؛ همه باید برای رسیدن به کمال و سعادت ابدی از راهها و صراطها و خط کشی هایی که توسط دین حقه الهی ترسیم شده حرکت کنیم. و ...

    اما در همین مقام سیر و سلوک بندگی و قرار گرفتن در آزمایشات و ابتلائات و کمال ورزی، بسته به سطح استعدادها، ظرفیت ها، اقتضائات و شرایط و محدودیت ها و موانع و ... به عدد نفوس انسانی نقش و وظیفه و انواع کمی و کیفی عملکرد قابل تعریف است. بعبارتی در عین وحدت و یگانگی راه و صراط و برنامه و تعالیم، بسته به شرایط و استعدادها کثرت و تعدد نقشها وجود دارد، لکن شناخت جزییات این نقش و وظیفه در عهده خود افراد انسانی است و نمی توان برای همگان در بیان این جزییات، نسخه واحدی تجویز کرد.

    موفق باشید ...

    پی نوشتها______________________________________ _____________
    1. ص (38) آیه 27.
    2. الملک (67) آیه 2.
    3. الذاریات (51) آیه 56.
    4. مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، با تغییر و تصرف و اضافات.


    ویرایش توسط مشکور : ۱۳۹۶/۰۱/۱۵ در ساعت ۱۳:۰۰
    به نام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.


  10. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    290
    مورد تشکر
    722 پست
    حضور
    9 روز 3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فریده بنده مخلص خدا نمایش پست
    با سلام به دوستان بزرگوار :

    من هم سوالی که سالها است با ان روبرو هستم این است که هدف خداوند از افرینش من چه بوده .؟و من در این جهان افرینش چه نقشی

    داشته ام ؟ایا من در جای درست خود قرار گرفته ام یا نه ؟چگونه می توانم نقش واقعی خود را پیدا کنم ؟

    لطفا" جواب سوالات مرا هم بدهید. و این موضوع را برای من روشن کنید. یا حق.
    سلام مجدد

    پاسخ سؤالات شما نیز در پست های قبلی مورد توجه قرار گرفت. اینکه چگونه می توانید نقش واقعی خودتان را پیدا کنید وابسته به شناخت خویشتن خویش است اینکه استعداد و توانایی و ظرفیت های وجودی و حقیقت خودتان که وجهی من اللهی و وجهی الی اللهی دارد را باز شناسید در این صورت نقشه راه و راهنمایان حقیقی برایتان روشن خواهد شد و در این وضعیت در مقام و مدار نقش و وظایف خود قرار خواهید گرفت.

    موفق باشید ...

    به نام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۰۳, ۱۹:۲۲
  2. قران در ایینه نهج البلاغه نوشته استاد مصباح یزدی
    توسط mehrnosh در انجمن معرفی کتاب و مجلات قرآنی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۲, ۱۰:۳۷
  3. لطفا راهنماییم کنید!!
    توسط دلارام در انجمن خدا شناسی در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۰۹:۰۶
  4. حرمیین عسکریین بازگشایی شد+عکس
    توسط iranproud در انجمن تصاویر دیدنی
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۲/۰۱, ۰۷:۲۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود