جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بهترین همه جهان‌های ممکن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بهترین همه جهان‌های ممکن




    فرمالاسیون برهان :

    1- جهان کنونی بهترین جهان ممکنی نیست که یک باشنده کامل در آن می تواند بیافریند .



    2- اینکه جهان کنونی بهترین جهان ممکنی نیست که یک باشنده کامل در آن می تواند بیافریند با وجود خدا ناسازگار است .

    3- خدا ( باشنده کامل ) وجود ندارد .

    برای من ( 1 ) توجیه پذیر است ، زیرا خدا ( باشنده کامل ) می توانسته جهانی به مراتب بهتری بیافریند که شامل لذت و سرور به مراتب بیشتری باشد . نخست در نوشتار من جهان ممکن را تعریف کرده و سپس دو دیدگاه درباره بهترین جهان ممکن را بیان خواهم کرد ، من می اندیشم که هر دو این دیدگاه ها با خداباوری ناسازگارند ، اما برای ادامه یافتن گفتگو منتظر نظر و انتخاب دیگران می مانم .

    جهان های ممکن :


    ما از آلوین پلانتینجا می آموزیم که " جهان ممکن هر حالت و وضع ممکنی است که کامل باشد " همچنین " یک وضع و حالت s کامل است اگر برای هر وضع و حالت s’ ، s شامل s’ باشد و یا s از s’ بیشگیری کند " . پلانتینجا می افزاید " جمله ای به ضرورت صادق است که در تمامی جهان های ممکن صادق باشد و جمله ای صدقش ممکن است که دست کم در یک جهان ممکن صادق باشد "

    بهترین همه جهان های ممکن :

    جی . دبلیو . لایبنیتس بر این اندیشه بود که جهان کنونی " بهترین همه جهان ها " است ، زیرا از آنجا که یک باشنده به تمام معنا کامل نه تنها " همه چیز دان ، توانای مطلق ، نیک خواه و خیر اندیش ( خیر مطلق ) " است ، بلکه " در " گزینش ها ، انتخاب ها و کردار ( افعال ) خود " نیز کامل می باشد . از اینرو خدا می با یستی از میان همه جهان های ممکن " بهترین جهانی را که می توانسته خلق کند " .

    او می افزاید " آشکارا یک باشنده کامل ( خدا ) جهانی را بدون دلیل و فرنود نمی آفریند " و نیز یک باشنده کامل " اگر با تعدادی گزینه روبرو بود آنگاه از آنرو که او خردمند، همه چیز دان ، توانای مطلق ، نیک خواه و خیر اندیش ( خیر مطلق ) است باید بهترین گزینه را بیافریند یا به فعلیت در آورد "

    برپایه اندیشه لایبنیتس :
    S : ضرورتاً برای هر شخص خردمند و منطقی P ، اگر P یک انتخاب و گزینه میان چیز ها ، شاملX و X’ ، داشته باشد ، آنگاه اگر P گزینه X را نسبت به X’ برتر دانست آنگاه P گزینه X را برنخواهد گزید .
    از اینرو لایبنیتس نتیجه می گیرد :
    بنابراین خدا باید از میان همه جهان های ممکن بهترین را برگزیده باشد و از اینرو جهان حاضر ( جهانی که خدا آفریده ) باید بهترین جهان ممکن باشد .
    برهان لایبنیتس را اینگونه می توان فرموله کرد :
    1- اگر خدا همه چیز دان ، توانای مطلق ، نیک خواه و خیر اندیش ( خیر مطلق ) باشد آنگاه می بایستی بهترین جهان منطقاً ممکن را بیافریند .


    لایبنیتس می گوید " . . . تو بهترین همه جهان جهان های ممکن را برخواهی گزید ، چرا که خیر مطلقی و می خواهی در هر آنچه که می کنی ، آنرا که بهترین است انجام دهی " لذا :

    2- اگر خدا وجود داشته باشد بهترین جهانی را که می تواند بیافریند برای آفریدن بر خواهد گزید .

    3- جهان فعلی بهترین همه جهان های ممکن می باشد .

    اینگونه نیست که " بهترین همه جهان های ممکن " وجود دارد :

    فیلسوف خداباور الوین پلانتینجا بر این اندیشه است که :
    " . . . برهان تعبیر دیگری از خطای لایبنیتس است . . . که چیزی بعنوان بهترین جهان های ممکن وجود دارد ، و ما پیشتر دریافتیم که این فرض محل تردید است . دقیقاً همانگونه که بزرگترین عدد اول وجود ندارد ، شاید بهترین جهان های ممکن نیز وجود نداشته باشد . شاید نسبت به هر جهانی که شما ذکر کنید ، جهانی که آکنده از لذت و خوشحالی باشد ، جهانی به مراتب بهتر یافت شود که شامل لذت و سرور به مراتب بیشتری باشد . در این صورت به نظر می رسد این اندیشه معقول باشد که جهان ممکن دوم بهتر از اولی است . اما از این مطلب نتیجه می شود که نسبت به هرجهان ممکن چون w جهان بهتر w’ وجود دارد و به هر حال دقیقاً چیزی بعنوان بهترین همه جهان های ممکن وجود ندارد "
    شما چه فکر می کنید ؟
    ویرایش توسط Borzin : ۱۳۸۷/۰۷/۰۴ در ساعت ۱۶:۱۹

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گفتیم که جی . دبلیو . لایبنیتس بر این اندیشه بود که جهان کنونی " بهترین همه جهان ها " است

    1- اگر خدا همه چیز دان ، توانای مطلق ، نیک خواه و خیر اندیش ( خیر مطلق ) باشد آنگاه می بایستی بهترین جهان منطقاً ممکن را بیافریند .

    لایبنیتس می گوید " . . . تو بهترین همه جهان جهان های ممکن را برخواهی گزید ، چرا که خیر مطلقی و می خواهی در هر آنچه که می کنی ، آنرا که بهترین است انجام دهی " لذا :

    2- اگر خدا وجود داشته باشد بهترین جهانی را که می تواند بیافریند برای آفریدن بر خواهد گزید .

    3- جهان فعلی بهترین همه جهان های ممکن می باشد .
    اما جهان آشکارا شامل شرور فراوانی است و تا آنجا که ما می فهمیم اگر بسیاری از شرور وجود نمی داشت اندیشه معقولی است که جهان به مراتب بهتر و شامل لذت و سرور به مراتب بیشتری می بود . از اینرو توجیه پذیر است اگر بیاندیشیم جهان شامل شرور کمتر و سرور بیشتر بهتر از جهان کنونی است و این در پی خواهد داشت که جهان کنونی بهترین جهان ممکن نمی باشد .

    اما بغیر از برهان شر ایراد های دیگری نیز می توان گرفت ، بیائیم یکی دیگر از اشکالات اندیشه لایبنیتس را بررسی کنیم :

    آیا خدا در آفریدن جهان مختار بوده است ؟ خیر ، زیرا برپایه آنچه در نوشتار پیشین گفته شد ( S ) ، اگر بهترین جهان ممکن وجود داشته باشد ، آنگاه خدا نه تنها مختار نبوده که جهان حاضر را نیافریند بلکه حتی مختار نبوده جهان دیگری را بیافریند . اما براستی اگر خدا " بهترین همه جهان های ممکن " را بالضروره آفریده ، چرا باید شکر گزار و ستاینده وی باشیم ؟

    دو ایراد گفته شده بهترین فرنودها برای تردید در اندیشه لایبنیتس هستند ، اما در کنار آنها ایراد های دیگری نیز بیان شده ، بیائیم یکی دیگر را نیز بررسی کنیم :

    از بیان بهترین جهان ممکن برداشت می گردد که جهان های ممکن دیگری وجود دارند که بدتر از جهان حاضر ( بهترین جهان ممکن ) می باشند . اما :

    T : یک جهان ممکن هنگامی واقع می گردد که خدا آنرا را فعلیت بخشیده باشد .

    اما ( T ) چنین در پی خواهد داشت که همه جهان های ممکن به یک اندازه خوب و پسندیده می باشند . چرا ؟ زیرا اگر جهان ممکنی بدتر از جهان حاضر وجود داشته باشد ، آنگاه برپایه ( T ) هنگامی واقع می گردد که خدا آنرا را فعلیت بخشیده باشد . اما خدا برپایه تعریف خیر مطلق است ، و یک باشنده خیر مطلق می خواهد " در هر آنچه که می کند ، آنرا که بهترین است انجام دهد " و ضرورتاً فعلی از نظر اخلاقی فرودین و پست تر را فعلیت نخواهد بخشید . از اینرو جهان ممکنی بدتر از جهان حاضر وجود نخواهد داشت و همه جهان های ممکن به یک اندازه خوب و پسندیده می باشند .

    اما اگر همه جهان های ممکن به یک اندازه خوب و پسندیده می باشند :

    ( 1 ) اگر W1 جهان ممکنی باشد که تنها خدا در آن وجود داشته ( اگر چنین جهانی وجود نداشت آنگاه خدا دیگر خود بسنده ، بی نیاز از غیر و یا کامل نمی بود ) و اگر W2 جهان کنونی باشد ، آنگاه w2 به اندازه W1 خوب و کامل می باشد ( با وجود تمامی شرور و نا کاملی آن ) ، یعنی هر آنچه در جهان W1 وجود دارد به اندازه خود خدا کامل و خوب می باشند .

    ( 2 ) این اندیشه جبر گرایی اخلاقی را درپی خواهد داشت ، زیرا از آنجا که هیچ جهان نمی تواند از جهان کنونی بهتر باشد آنگاه هر تلاشی برای بهبود وضع و حالات جهان بی معنا خواهد بود ( اهمیت ندارد هر کسی چه کار کند زیرا به هر روی بهبود و بهسازی وجود نخواهد داشت )

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هیچ کس !

    Si Dieu nous fait à son image
    Si c’était sa volonté
    Il aurait dû prendre ombrage
    Du malin mal habité
    Qui s’immisce et se partage
    L’innocence immaculée
    De mon âme d’enfant sage
    Je voudrais comprendre

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود