صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بهترین تفسیر «الله الصمد» کدام است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    1,986
    مورد تشکر
    3,059 پست
    حضور
    72 روز 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بهترین تفسیر «الله الصمد» کدام است؟




    سلام
    لطفا تفسیر الله الصمد را از تفاسیر مختلف بفرمائید.

    عبدالله نامی فرمود: خداوند در حدیث قدسی فرموده که ای فرزند آدم من به تو خوبی میدهم ولی تو به سوی من ناسپاسی برمیگردانی.

    از طرفی برخی نام ها و صفات هست که مخصوص خداست نه مخلوقی، آیا این تفسیر الصمد بودن خداوند، نباید با آنچه خداوند نخواسته باشد!؟
    قطعا انبیا و اوصیا و صالحین جزئی و ذره ای از انوار الهی هستند و این صفت بینیازی خداوند برای غیر آنهاست.

    آیا چنین نبود!؟
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,259
    مورد تشکر
    10,770 پست
    حضور
    172 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست







    بهترین تفسیر «الله الصمد» کدام است؟








    کارشناس بحث: استاد میقات
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    بهترین تفسیر «الله الصمد» کدام است؟

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,922
    مورد تشکر
    9,332 پست
    حضور
    53 روز 21 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    برای واژه «الصمد» معانی مختلفی ذکر شده است:

    بی نیاز؛ کسی که هیچ نیازی ندارد و همه به او نیازمندند.

    قصد؛ کسی که مقصود دیگران است.

    سیّد؛ آقا و بزرگى كه براى انجام كارها به سوى او مى ‏روند.

    اجوف نیست؛ چيزى كه تو خالى نيست بلكه پُر و کامل است.

    صلابت و استحكام، و... .(ر.ک: مفردات ألفاظ القرآن، ص 492؛ قاموس قرآن، ج ‏4، ص 150-152؛ تفسير نمونه، ج ‏27، ص 437- 440)

    بنابر این:
    «صمد» از نظر لغت به معنى شخص بزرگى است که همه نیازمندان به سوى او مى روند و مقصود نیازمندان است و از هر نظر پُر و کامل است. بطور قطع، چنین موجودی خودش بی نیاز از همه کس و همه چیز است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,922
    مورد تشکر
    9,332 پست
    حضور
    53 روز 21 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «صمد» از نگاه روایات


    امام حسين (علیه السلام) در حديثى براى «صمد» پنج معنا بيان فرموده اند:
    "صمد" كسى است كه در منتهاى سيادت و آقايى است.
    "صمد" ذاتى است دائم ازلى و جاودانى.
    "صمد" وجودى است كه جوف ندارد.
    "صمد" كسى است كه نمى‏ خورد و نمى ‏آشامد.
    "صمد" كسى است كه نمى ‏خوابد.(بحار الانوار، ج 3، ص 223)

    در عبارت ديگرى آمده: «صمد كسى است كه قائم به نفس است و بى نياز از غير.»(همان)

    امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: «صمد» كسى است كه شريک ندارد، و حفظ چيزى براى او مشكل نيست، و چيزى از او مخفى نمى ‏ماند.(همان)

    در روایت دیگری از امام حسین (علیه السلام) آمده:
    «خداوند خودش «صمد» را تفسير فرموده است: «لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ»؛ نه زاد، و نه زاده شد و احدى مانند او نيست،... آرى خداوند "صمد" كسى است كه از چيزى به وجود نيامده، و در چيزى وجود ندارد، و بر چيزى قرار نگرفته، آفريننده اشياء و خالق آنها است، همه چيز را به قدرتش به وجود آورده، آن چه را براى فنا آفريده به اراده ‏اش از هم متلاشى مى ‏شود، و آن چه را براى بقاء خلق كرده به علمش باقى مى ‏ماند، اين است خداوند صمد...»(مجمع البيان، ج 10، ص 565؛ وسائل الشیعه، ج 27، ص 189، مؤسسه آل البیت)

    حدیثی دیگر:
    از امام علی (علیه السلام) در باره «صمد» سؤال شد و ایشان فرمودند:
    «تأويل صمد آن است كه او نه اسم است و نه جسم، نه مانند و نه شبيه دارد، نه صورت و نه تمثال، نه حد و حدود، نه محل و نه مكان، نه "كيف" و نه "أين"، نه اين جا و نه آن جا، نه پُر است و نه خالى، نه ايستاده است و نه نشسته، نه سكون دارد و نه حركت، نه ظلمانى است نه نورانى، نه روحانى است و نه نفسانى، و در عين حال هيچ محلى از او خالى نيست، و هيچ مكانى گنجايش او را ندارد، نه رنگ دارد و نه بر قلب انسانى خطور كرده، و نه بو براى او موجود است، همه اين ها از ذات پاكش منتفى است.»(بحار الانوار، ج 3، ص 230، ح 21)

    در تفسیر نمونه آمده:
    اين حديث به خوبى نشان مى ‏دهد كه «صمد» مفهوم بسيار جامع و وسيعى دارد كه هر گونه صفات مخلوقات را از ساحت مقدسش نفى مى ‏كند، خداوند از همه اين ها برتر و بالاتر است.(ر.ک: تفسير نمونه، ج ‏27، ص 439)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,922
    مورد تشکر
    9,332 پست
    حضور
    53 روز 21 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Faithful نمایش پست
    عبدالله نامی فرمود: خداوند در حدیث قدسی فرموده که ای فرزند آدم من به تو خوبی میدهم ولی تو به سوی من ناسپاسی برمیگردانی.

    از طرفی برخی نام ها و صفات هست که مخصوص خداست نه مخلوقی، آیا این تفسیر الصمد بودن خداوند، نباید با آنچه خداوند نخواسته باشد!؟
    قطعا انبیا و اوصیا و صالحین جزئی و ذره ای از انوار الهی هستند و این صفت بینیازی خداوند برای غیر آنهاست.

    آیا چنین نبود!؟

    این قسمت از فرمایشتان برایم چندان واضح و مفهوم نبود، لطفا روشن تر بیان کنید.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    1,986
    مورد تشکر
    3,059 پست
    حضور
    72 روز 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    با سلام و درود

    برای واژه «الصمد» معانی مختلفی ذکر شده است:

    بی نیاز؛ کسی که هیچ نیازی ندارد و همه به او نیازمندند.

    قصد؛ کسی که مقصود دیگران است.

    سیّد؛ آقا و بزرگى كه براى انجام كارها به سوى او مى ‏روند.

    اجوف نیست؛ چيزى كه تو خالى نيست بلكه پُر و کامل است.

    صلابت و استحكام، و... .(ر.ک: مفردات ألفاظ القرآن، ص 492؛ قاموس قرآن، ج ‏4، ص 150-152؛ تفسير نمونه، ج ‏27، ص 437- 440)

    بنابر این:
    «صمد» از نظر لغت به معنى شخص بزرگى است که همه نیازمندان به سوى او مى روند و مقصود نیازمندان است و از هر نظر پُر و کامل است. بطور قطع، چنین موجودی خودش بی نیاز از همه کس و همه چیز است.
    آیا بی نیازی خداوند مربوط به همه بندگانش بود!؟
    ما داریم که انا لله و انا الیه راجعون یا اینکه خداوند از انوار خود نورپاک محمد ص را خلق کرد و از نور او ۳۱۳ مرسل پدید آمدند یا اینکه نور را با نور تزویج کرد پس خداوند فرمود ای بشر من به سوی تو خیر میفرستم درحالی که به سوی من آنچه نمیخواهی.
    شاید بی نیازی خداوند قهار و جبار از معاندین و دشمنانش باشد نه محبین و دوستانش!
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,922
    مورد تشکر
    9,332 پست
    حضور
    53 روز 21 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Faithful نمایش پست
    شاید بی نیازی خداوند قهار و جبار از معاندین و دشمنانش باشد نه محبین و دوستانش!

    با سلام و درود

    خیر، چنین نیست.

    خدایی که نیاز به بنده اش داشته باشد، دیگر خدا نیست.

    خداوند متعال، از هم چیز و همه کس بی نیاز است و همه به او نیازمندند.

    با دقت در معانی لغوی و بیان روایات تفسیری، روشن می شود که در این بی نیازی هیچ فرقی بین مؤمن و غیر مؤمن نیست.

    هیچ جایی هم نمی توانید آیه، روایت، لغت یا ... پیدا کنید که خداوند به چیزی نیاز داشته باشد.

    اصلا از نظر عقلی ـ فارق از مؤمن و غیر مؤمن ـ موجودی که خودش نیازمند است، ولو در حد نیاز جزیی و موردی، دیگر نمی تواند خدا باشد.

    خلاصه:
    در خداوند ذره ای نیاز نیست؛ افزون بر این که همه نیازمندان رو به سوی او می کنند و به او نیازمندند؛ لذا هر چه نیاز است مربوط به غیر خداوند است.

    «یا اَیُّهَا النّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ اِلَى اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ‏ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَديد»
    اى مردم! شما (همگى) نيازمند به خدائيد؛ تنها خداوند است كه بى ‏نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش است‏. اگر بخواهد شما را مى ‏برد و خلق جديدى مى ‏آورد.(فاطر/ 15و16)

    «وَ رَبُّکَ الْغَنِیُّ ذُو الرَّحْمَهِ اِنْ یَشَاْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِکُمْ ما یَشاءُ کَما اَنْشَاَکُمْ مِنْ ذُرِّیَّهِ قَوْم آخَرِینَ»
    پروردگارت بى ‏نياز و مهربان است؛ (پس به كسى ستم نمى‏ كند؛ بلكه همه، نتيجه اعمال خود را مى‏ گيرند؛) اگر بخواهد، همه شما را مى‏ برد؛ سپس هر كس را بخواهد جانشين شما مى ‏سازد؛ همان طور كه شما را از نسل اقوام ديگرى به وجود آورد.(انعام/ 133)


    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۶/۰۲/۰۷ در ساعت ۰۸:۰۱

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    1,986
    مورد تشکر
    3,059 پست
    حضور
    72 روز 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست



    با سلام و درود

    خیر، چنین نیست.

    خدایی که نیاز به بنده اش داشته باشد، دیگر خدا نیست.

    خداوند متعال، از هم چیز و همه کس بی نیاز است و همه به او نیازمندند.

    با دقت در معانی لغوی و بیان روایات تفسیری، روشن می شود که در این بی نیازی هیچ فرقی بین مؤمن و غیر مؤمن نیست.

    هیچ جایی هم نمی توانید آیه، روایت، لغت یا ... پیدا کنید که خداوند به چیزی نیاز داشته باشد.

    اصلا از نظر عقلی ـ فارق از مؤمن و غیر مؤمن ـ موجودی که خودش نیازمند است، ولو در حد نیاز جزیی و موردی، دیگر نمی تواند خدا باشد.

    خلاصه:
    در خداوند ذره ای نیاز نیست؛ افزون بر این که همه نیازمندان رو به سوی او می کنند و به او نیازمندند؛ لذا هر چه نیاز است مربوط به غیر خداوند است.

    «یا اَیُّهَا النّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ اِلَى اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ‏ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَديد»
    اى مردم! شما (همگى) نيازمند به خدائيد؛ تنها خداوند است كه بى ‏نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش است‏. اگر بخواهد شما را مى ‏برد و خلق جديدى مى ‏آورد.(فاطر/ 15و16)

    «وَ رَبُّکَ الْغَنِیُّ ذُو الرَّحْمَهِ اِنْ یَشَاْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِکُمْ ما یَشاءُ کَما اَنْشَاَکُمْ مِنْ ذُرِّیَّهِ قَوْم آخَرِینَ»
    پروردگارت بى ‏نياز و مهربان است؛ (پس به كسى ستم نمى‏ كند؛ بلكه همه، نتيجه اعمال خود را مى‏ گيرند؛) اگر بخواهد، همه شما را مى‏ برد؛ سپس هر كس را بخواهد جانشين شما مى ‏سازد؛ همان طور كه شما را از نسل اقوام ديگرى به وجود آورد.(انعام/ 133)

    در مورد خداوند و حکمت های او، معصومین فرمودند عقل ما ناقص است، سکوت کنیم.
    اما اگر بخواهیم در باره صمد بودن خداپند به این منظور که بینیاز از مخلوقات خود بود، چرای خلق مخلوق وجود دارد. چون خداوند در مرتبه اعلی از کیفیت هر وجود هست،پس هر کس اطاعت او نکند در ذات انوار او خارج است ولی او عقل داده تا کسب ادب بشه

    از وقتی در روایات دیدم که در زمان غیبت امام عصر با قرآن مجادله میکنند ، تصمیم گرفتم وارد نشوم.

    اما خداوند خودش فرموده بود، من تو را برای خودم خلق کردم، پس بینیازی به غیر خود است.
    ویرایش توسط کربلائی : ۱۳۹۶/۰۲/۰۷ در ساعت ۱۰:۰۵
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,922
    مورد تشکر
    9,332 پست
    حضور
    53 روز 21 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Faithful نمایش پست
    در مورد خداوند و حکمت های او، معصومین فرمودند عقل ما ناقص است، سکوت کنیم.
    اما اگر بخواهیم در باره صمد بودن خداپند به این منظور که بینیاز از مخلوقات خود بود، چرای خلق مخلوق وجود دارد. چون خداوند در مرتبه اعلی از کیفیت هر وجود هست،پس هر کس اطاعت او نکند در ذات انوار او خارج است ولی او عقل داده تا کسب ادب بشه

    از وقتی در روایات دیدم که در زمان غیبت امام عصر با قرآن مجادله میکنند ، تصمیم گرفتم وارد نشوم.

    اما خداوند خودش فرموده بود، من تو را برای خودم خلق کردم، پس بینیازی به غیر خود است.


    با سلام و درود

    آفرینش، دلیل نیازمندی نیست؛ خداوند غنی است و به عبادت بندگان، هیچ نیازی ندارد:

    «وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌ‏ عَنِ الْعالَمين‏»؛ و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى ‏نياز است.(آل عمران/ 97)

    «إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌ‏ عَنْكُم‏»؛ اگر كفران كنيد، خداوند از شما بى ‏نياز است.(زمر/ 7)

    «إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌ‏ عَنِ الْعالَمينَ»؛
    خداوند از همه جهانيان بى نياز است‏.(عنکبوت/ 6)

    اگر هم منظورتان این روایت است: «کنتُ کنزاً مخفیاً فاحببتُ أن أُعرف وخلفتُ الخلق کی أُعرف؛ گنجی پنهان بودم، دوست داشتم شناخته شوم، خلایق را آفریدم تا شناخته شوم»؛ در معنای این حدیث ـ گذشته از اين كه خبر واحد است ـ باید گفت شناخت خداوند برای خلق، وسیله تکامل آن ها است، یعنی من (خدا) دوست داشتم که فیض رحمتم همه جا را بگیرد، به همین جهت خلایق را آفریدم و برای سیر کمالی آن ها راه و رسم معرفتم را به آنان آموختم، چرا که معرفت و شناخت من رمز تکامل آن هاست.(تفسیر نمونه، ج 22، ص 394 و 395)

    به بیان دیگر؛ خداوند، چون معدن کمال است از خود تعبیر به گنج کرده و چون دریافت و فهم حقیقت و ذات او بر غیر او، دور از دسترس است، خود را پنهان دانسته و این که می فرماید: «دوست داشتم شناخته شوم» یقینا از نوع عرفی و عاطفی آن نیست، زیرا خداوند نیازی به چنین شناختی از خود ندارد.

    لازم به ذکر است چون خداوند دارای همه کمالات است و هیچ نقصى در او نبوده و بى نیاز مطلق است، هیچ گونه کمبودى ندارد تا بخواهد با آفرینش جهان یا انسان، آن را جبران نماید و یا سودى از آفرینش عالم و آدم نصیب او شود. خداوند چون کامل است، لازمه کمالش فیّاضیت و بخشندگی است.

    در حدیثی امام صادق (علیه السلام) از امام حسین (علیه السلام) نقل می کنند که آن حضرت فرمودند: «انّ اللّه عزّ و جلّ ما خلق العباد الا لیعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه»؛ خداوند متعال بندگان خود را نیافرید مگر برای این که او را بشناسند، و پس از معرفت، او را پرستش کنند و با عبادت او، از پرستش غیر او بی نیاز گردند.(بحارالانوار، ج 5، ص 312)

    بنابراین:
    خداوند چون بی نهایت و کامل است، هیچ کمبودی ندارد، لذا نیاز هم ندارد.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    1,986
    مورد تشکر
    3,059 پست
    حضور
    72 روز 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست




    با سلام و درود

    آفرینش، دلیل نیازمندی نیست؛ خداوند غنی است و به عبادت بندگان، هیچ نیازی ندارد:

    «وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌ‏ عَنِ الْعالَمين‏»؛ و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى ‏نياز است.(آل عمران/ 97)

    «إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌ‏ عَنْكُم‏»؛ اگر كفران كنيد، خداوند از شما بى ‏نياز است.(زمر/ 7)

    «إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌ‏ عَنِ الْعالَمينَ»؛
    خداوند از همه جهانيان بى نياز است‏.(عنکبوت/ 6)

    اگر هم منظورتان این روایت است: «کنتُ کنزاً مخفیاً فاحببتُ أن أُعرف وخلفتُ الخلق کی أُعرف؛ گنجی پنهان بودم، دوست داشتم شناخته شوم، خلایق را آفریدم تا شناخته شوم»؛ در معنای این حدیث ـ گذشته از اين كه خبر واحد است ـ باید گفت شناخت خداوند برای خلق، وسیله تکامل آن ها است، یعنی من (خدا) دوست داشتم که فیض رحمتم همه جا را بگیرد، به همین جهت خلایق را آفریدم و برای سیر کمالی آن ها راه و رسم معرفتم را به آنان آموختم، چرا که معرفت و شناخت من رمز تکامل آن هاست.(تفسیر نمونه، ج 22، ص 394 و 395)

    به بیان دیگر؛ خداوند، چون معدن کمال است از خود تعبیر به گنج کرده و چون دریافت و فهم حقیقت و ذات او بر غیر او، دور از دسترس است، خود را پنهان دانسته و این که می فرماید: «دوست داشتم شناخته شوم» یقینا از نوع عرفی و عاطفی آن نیست، زیرا خداوند نیازی به چنین شناختی از خود ندارد.

    لازم به ذکر است چون خداوند دارای همه کمالات است و هیچ نقصى در او نبوده و بى نیاز مطلق است، هیچ گونه کمبودى ندارد تا بخواهد با آفرینش جهان یا انسان، آن را جبران نماید و یا سودى از آفرینش عالم و آدم نصیب او شود. خداوند چون کامل است، لازمه کمالش فیّاضیت و بخشندگی است.

    در حدیثی امام صادق (علیه السلام) از امام حسین (علیه السلام) نقل می کنند که آن حضرت فرمودند: «انّ اللّه عزّ و جلّ ما خلق العباد الا لیعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه»؛ خداوند متعال بندگان خود را نیافرید مگر برای این که او را بشناسند، و پس از معرفت، او را پرستش کنند و با عبادت او، از پرستش غیر او بی نیاز گردند.(بحارالانوار، ج 5، ص 312)

    بنابراین:
    خداوند چون بی نهایت و کامل است، هیچ کمبودی ندارد، لذا نیاز هم ندارد.
    ما با هر آیه قرآن که دلیل می آوریم به بی نیازی خداوند از بندگان، قدرت شفاعتمان بالاتر میرود و جزئی از ذرات و انوار الهی قلمداد میشویم و ما نیز از غیر خوبان بینیازیم.

    پس ما جزئی از الله الصمدی شدیم که نیاز ما در آنچه خلق کرده بود را میدانست و برکت داد. و ما را از غیر خود تبری داد.
    این‌چنین شد که انا لله و انا الیه راجعون آمد. و عذاب برداشته شد.
    شاید نعمات زمینی باعث شده، انسان از آسمانها دور بماند و‌ زمینی شود، درصورتی که امیرالمومنین ع فرمود شما برای آسمانها و آنچه‌درون آن هست خلق شدید نه زمین، فقط جسم برمیگردد و روح تعالی به عالی رجوع میکند.
    برخی برای الصمد بودن خداوند، معنای بدون نقص و کمبود می آورند، بله هست و شاید روحمان از این باشد که بدون نقص بود و نفس راهنما.
    ویرایش توسط کربلائی : ۱۳۹۶/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۲:۵۳
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  18. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود