جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کیفیت نزول وحی بر پیامبر

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,370
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    مورد تشکر
    349 پست
    حضور
    107 روز 19 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8

    کیفیت نزول وحی بر پیامبر




    با نام و یاد دوست

    سلام
    یکی از کاربران کانال کانون سوالی داشتند که مطالب ایشون عینا نقل میشود


    سلام
    .وحی د ربیداری برپیامبرنازل میشده یادرحالت روءیا.
    چگونگی و کیفیت وحی توسط جبرئیل کلامی بوده یاغیرکلامی؟



    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید کیفیت نزول وحی بر پیامبر

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    کیفیت نزول وحی بر پیامبر


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,370
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    مورد تشکر
    349 پست
    حضور
    107 روز 19 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8




    با نام و یاد دوست







    کیفیت نزول وحی بر پیامبر








    کارشناس بحث: استاد میقات
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    کیفیت نزول وحی بر پیامبر


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,649
    مورد تشکر
    22 پست
    حضور
    38 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    در ابتدا مطالبی به عنوان مقدمه عرض می شود:

    معنای اصلی و لغوی وحی

    وحى در لغت به معناى اشاره، كار سريع، رسالت، كتابت، الهام، هر آنچه به ديگرى القاء كنى تا بفهمد، کلام مخفی، رمز، و ... .(لسان العرب، ج ‏15، ص 379؛ المفردات فی غريب القرآن، ص 858؛ قاموس قرآن، ج ‏7، ص 189)

    انواع وحی در قرآن

    وحی در قرآن در معانی مختلفی استفاده شده، مانند:

    ـ اشاره پنهانی

    همان معنای لغوی واژه وحی است؛ چنان‏ که به اشاره حضرت زکریا (علیه السلام) به قومش در قرآن، «وحی» اطلاق شده است:

    «فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى‏ إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا»؛ او از محراب عبادتش به سوى مردم بيرون آمد و با اشاره به آنها گفت: (بشكرانه اين موهبت،) صبح و شام خدا را تسبيح گوييد!(مریم/ 11)

    ـ هدایت غریزی

    رهنمودهای طبیعی است که در نهاد تمام موجودات به ودیعه نهاده شده است. از این هدایت طبیعی در قرآن با نام «وحی» یاد شده است:

    «وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلي‏ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكي‏ سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً ...»؛ و پروردگار تو به زنبور عسل «وحى» (و الهام غريزى) نمود كه: از كوه‏ ها و درختان و داربست هايى كه مردم مى ‏سازند، خانه‏ هايى برگزين سپس از تمام ثمرات (و شيره گلها) بخور و راه‏ هايى را كه پروردگارت براى تو تعيين كرده است، براحتى بپيما. (نحل/ 68و69)

    ـ الهام (سروش غیبی)


    گاه انسان پیامی را بدون این که منشأ آن را بداند دریافت می ‏دارد؛ این پیام ‏ها همان سروش غیبی است که به کمک انسان می‏ آید. در قرآن، به این الهامات غیبی «وحی» اطلاق شده است:

    «وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافي‏ وَ لا تَحْزَني‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلين‏»؛ ما به مادر موسى الهام كرديم كه: او را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را در دريا (ى نيل) بيفكن و نترس و غمگين مباش، كه ما او را به تو باز مى‏ گردانيم، و او را از رسولان قرار مى ‏دهيم. (قصص/ 7)

    البته این الهام ‏های غیبی گاه منشأ رحمانی و زمانی منشأ شیطانی دارند. از این‏رو، در قرآن به وسوسه‏ های شیطان نیز «وحی» اطلاق شده است:

    «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورا»؛ اين چنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم آنها بطور سرى (و درگوشى) سخنان فريبنده و بى ‏اساس (براى اغفال مردم) به يكديگر مى‏ گفتند. (انعام/ 112)

    ـ وحی رسالی

    وحی به این معنا، به انبیاء و پیامبران اختصاص داشته و شاخصه نبوت آن ها محسوب می ‏گردد:

    «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها»؛ و اين گونه قرآنى عربى [فصيح و گويا] را بر تو وحى كرديم.(شوری/ 7)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ در ساعت ۲۳:۲۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,649
    مورد تشکر
    22 پست
    حضور
    38 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    تقسمیات وحی رسالی



    «وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكيمٌ»
    و شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن گويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجاب، يا رسولى مى‏ فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحى مى‏ كند چرا كه او بلندمقام و حكيم است! (شوری/ 51)

    از مجموع آيه چنين بر مى ‏آيد كه راه ارتباط پيامبران با خدا منحصر به سه راه بوده است:

    1. القاى به قلب؛ یعنی بدون هيچ واسطه ‏اى: «فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا»؛ ما به نوح وحى كرديم كه كشتى در حضور ما و مطابق فرمان ما بساز. (مؤمنون/ 27)

    وحى از طريق القاى به قلب، گاه در بيدارى صورت مى ‏گرفته، و گاه در خواب و رؤياى صادقه. (الكافي، ج ‏1، ص 176؛ الإحتجاج، ج ‏1، ص 243)

    2. از پشت حجاب: «وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَكْلِيماً»؛ و خداوند با موسى سخن گفت‏. (نساء/ 164)

    3. از طريق ارسال رسول (فرشته وحی): «قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ بگو كسى كه دشمن جبرئيل باشد (دشمن خدا است) چرا كه او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل كرد. (بقره/ 97)


    نکته:

    گرچه شاخه ‏هاى اصلى وحى همان سه شاخه مذكور در آيه فوق است، ولى بعضى از اين شاخه‏ ها، خود نيز شاخه‏ هاى فرعى ديگرى دارد، چنان كه بعضى معتقدند نزول وحى از طريق فرستادن فرشته وحى خود به چهار طريق صورت مى ‏گرفته:

    1ـ آن جا كه فرشته بدون ‏آن كه بر پيامبر ظاهر شود در روح ایشان القاء مى ‏كرده است، چنان كه در حديثى از پيامبر (صلی الله علیه وآله) به این مطلب اشاره شده است.(کافی، کلینی، ج 2، ص 74، ح 2؛ و نیز ج 5، ص 80، ح 1)

    2ـ گاه فرشته به صورت انسانى در مى ‏آمد و پيامبر (صلی الله علیه وآله) را مخاطب قرار داده و مطالب را به ایشان عرضه می داشت ـ چنان كه در مورد ظهور جبرئيل (علیه السلام) به صورت "دحيه كلبى" در احاديث اشاره شده است.(كافی، ج ‏2، ص 587، ح 25)

    3ـ گاه به صورتى بود كه همچون زنگ در گوش پیامبر (صلی الله علیه وآله) صدا مى ‏كرد و اين سخت ‏ترين نوع وحى بر پيامبر بود به گونه ‏اى كه حتى در روزهاى بسيار سرد، صورت مباركش غرق عرق مى‏ شد، و اگر بر مركب سوار بود مركب چنان سنگين مى ‏شد كه بى‏ اختيار به زمين مى ‏نشست. (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏10، ص 570)

    4ـ گاه جبرئيل به صورت اصليش كه خدا او را بر آن صورت آفريده بود بر پيامبر ظاهر مى‏ شد و اين در طول عمر پیامبر (صلی الله علیه وآله) تنها دو بار صورت گرفت.(التوحيد للصدوق، ص 263؛ الإحتجاج، ج ‏1، ص 243)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,649
    مورد تشکر
    22 پست
    حضور
    38 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    وحی در بیداری بر پیامبر نازل می شده یا در حالت رؤیا؟ هم چنین چگونگی و کیفیت وحی توسط جبرئیل کلامی بوده یا غیرکلامی؟


    پاسخ:
    در ابتدا مطالبی به عنوان مقدمه عرض می شود:
    معنای اصلی و لغوی وحی:
    وحى در لغت به معناى اشاره، كار سريع، رسالت، كتابت، الهام، هر آنچه به ديگرى القاء كنى تا بفهمد، کلام مخفی، رمز، و ... .(1)

    1. انواع وحی در قرآن:
    وحی در قرآن در معانی مختلفی استفاده شده، مانند:
    ـ اشاره پنهانی:
    همان معنای لغوی واژه وحی است؛ چنان‏ که به اشاره حضرت زکریا (علیه السلام) به قومش در قرآن، «وحی» اطلاق شده است: «فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى‏ إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا»؛ او از محراب عبادتش به سوى مردم بيرون آمد و با اشاره به آنها گفت: (بشكرانه اين موهبت،) صبح و شام خدا را تسبيح گوييد!(2)

    ـ هدایت غریزی:
    رهنمودهای طبیعی است که در نهاد تمام موجودات به ودیعه نهاده شده است. از این هدایت طبیعی در قرآن با نام «وحی» یاد شده است: «وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلي‏ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكي‏ سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً ...»؛ و پروردگار تو به زنبور عسل «وحى» (و الهام غريزى) نمود كه: از كوه‏ ها و درختان و داربست هايى كه مردم مى ‏سازند، خانه‏ هايى برگزين سپس از تمام ثمرات (و شيره گلها) بخور و راه‏ هايى را كه پروردگارت براى تو تعيين كرده است، براحتى بپيما.(3)

    ـ الهام (سروش غیبی):
    گاه انسان پیامی را بدون این که منشأ آن را بداند دریافت می ‏دارد؛ این پیام ‏ها همان سروش غیبی است که به کمک انسان می‏ آید. در قرآن، به این الهامات غیبی «وحی» اطلاق شده است: «وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافي‏ وَ لا تَحْزَني‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلين‏»؛ ما به مادر موسى الهام كرديم كه: او را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را در دريا (ى نيل) بيفكن و نترس و غمگين مباش، كه ما او را به تو باز مى‏ گردانيم، و او را از رسولان قرار مى ‏دهيم.(4)
    البته این الهام ‏های غیبی گاه منشأ رحمانی و زمانی منشأ شیطانی دارند. از این‏رو، در قرآن به وسوسه‏ های شیطان نیز «وحی» اطلاق شده است: «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورا»؛ اين چنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم آنها بطور سرى (و درگوشى) سخنان فريبنده و بى ‏اساس (براى اغفال مردم) به يكديگر مى‏ گفتند.(5)

    ـ وحی رسالی:
    وحی به این معنا، به انبیاء و پیامبران اختصاص داشته و شاخصه نبوت آن ها محسوب می ‏گردد: «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها»؛ و اين گونه قرآنى عربى [فصيح و گويا] را بر تو وحى كرديم.(6)

    2. تقسمیات وحی رسالی:
    «وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكيمٌ»؛ و شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن گويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجاب، يا رسولى مى ‏فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحى مى ‏كند چرا كه او بلندمقام و حكيم است!(7)

    از مجموع آيه چنين بر مى ‏آيد كه راه ارتباط پيامبران با خدا منحصر به سه راه بوده است:
    الف) القاى به قلب؛ یعنی بدون هيچ واسطه ‏اى: «فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا»؛ ما به نوح وحى كرديم كه كشتى در حضور ما و مطابق فرمان ما بساز.(8)
    وحى از طريق القاى به قلب، گاه در بيدارى صورت مى ‏گرفته، و گاه در خواب و رؤياى صادقه.(9)
    ب) از پشت حجاب: «وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَكْلِيماً»؛ و خداوند
    با موسى سخن گفت.(10)
    ج) از طريق ارسال رسول (فرشته وحی): «قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ بگو كسى كه دشمن جبرئيل باشد (دشمن خدا است) چرا كه او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل كرد.(11)

    نکته: گرچه شاخه ‏هاى اصلى وحى همان سه شاخه مذكور در آيه فوق است، ولى بعضى از اين شاخه‏ ها، خود نيز شاخه‏ هاى فرعى ديگرى دارد، چنان كه بعضى معتقدند نزول وحى از طريق فرستادن فرشته وحى خود به چهار طريق صورت مى ‏گرفته:
    1ـ آن جا كه فرشته بدون ‏آن كه بر پيامبر ظاهر شود در روح ایشان القاء مى ‏كرده است، چنان كه در حديثى از پيامبر (صلی الله علیه وآله) به این مطلب اشاره شده است.(12)
    2ـ گاه فرشته به صورت انسانى در مى ‏آمد و پيامبر (صلی الله علیه وآله) را مخاطب قرار داده و مطالب را به ایشان عرضه می داشت ـ چنان كه در مورد ظهور جبرئيل (علیه السلام) به صورت "دحيه كلبى" در احاديث اشاره شده است.(13)
    3ـ گاه به صورتى بود كه همچون زنگ در گوش پیامبر (صلی الله علیه وآله) صدا مى ‏كرد و اين سخت ‏ترين نوع وحى بر پيامبر بود به گونه ‏اى كه حتى در روزهاى بسيار سرد، صورت مباركش غرق عرق مى‏ شد، و اگر بر مركب سوار بود مركب چنان سنگين مى ‏شد كه بى ‏اختيار به زمين مى ‏نشست.(14)
    4ـ گاه جبرئيل به صورت اصليش كه خدا او را بر آن صورت آفريده بود بر پيامبر ظاهر مى‏ شد و اين در طول عمر پیامبر (صلی الله علیه وآله) تنها دو بار صورت گرفت.(15)

    __________
    (1) ابن منظور، لسان العرب، ج ‏15، ص 379؛ راغب، المفردات فی غريب القرآن، ص 858؛ قرشی، قاموس قرآن، ج ‏7، ص 189.
    (2) مریم/ 11.
    (3) نحل/ 68و69.
    (4) قصص/ 7.
    (5) انعام/ 112.
    (6) شوری/ 7.
    (7) شوری/ 51.
    (8) مؤمنون/ 27.
    (9) کلینی، الكافي، ج ‏1، ص 176؛ طبرسی، الإحتجاج، ج ‏1، ص 243.
    (10) نساء/ 164.
    (11) بقره/ 97.
    (12) کافی، ج 2، ص 74، ح 2؛ و نیز ج 5، ص 80، ح 1.
    (13) كافی، ج ‏2، ص 587، ح 25.
    (14) طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏10، ص 570.
    (15) التوحيد للصدوق، ص 263؛ الإحتجاج، ج ‏1، ص 243.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۶/۰۴/۱۲ در ساعت ۰۰:۴۷ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود