جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشعار زیبای ولادت حضرت علی اکبر(ع) وروز جوان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    14,170
    مورد تشکر
    31,476 پست
    حضور
    160 روز 17 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    اشعار زیبای ولادت حضرت علی اکبر(ع) وروز جوان




    ای اهل سماوات بریزید ستاره

    میلاد محمّد شده تکرار دوباره

    امشب همه والشمس بخوانید

    از پارۀ دل گل بفشانید


    یوسف زهرا علی اکبر

    خوش آمدی علی‌اکبر


    ****

    این آینۀ ختم رسل هست حسین است

    انگار محمّد به سرِ دست حسین است

    این لاله و ریحان حسین است

    والله قسم جان حسین است


    یوسف زهرا علی اکبر

    خوش آمدی علی‌اکبر


    این در دل شب شمع شب تار حسین است

    در دامن گهواره گرفتار حسین است

    هم ختم رسل را جگر است این

    هم خون خدا را پسر است این


    یوسف زهرا علی اکبر

    خوش آمدی علی‌اکبر

    ****

    میکال بخوانید بر او لاله ببارد

    جبرییل بگویید بر او وحی بیارد

    لیلا ثمرت باد مبارک

    قرص قمرت باد مبارک


    یوسف زهرا علی اکبر

    خوش آمدی علی‌اکبر


    ****
    سر تا به‌قدم حسن خدایی علی‌اکبر

    انگار که پیغمبر مایی علی‌اکبر

    تو چشم و چراغ همه هستی

    قرآن حسین بر سر دستی


    یوسف زهرا علی اکبر

    خوش آمدی علی‌اکبر

    ****

    یا فاطمه امشب به عروست نظری کن

    در بیت امام شهدا جلوه‌گری کن

    لیلا که سلامش ز خدا باد

    بر دسته‌گلت دسته‌گلی داد


    یوسف زهرا علی اکبر

    خوش آمدی علی‌اکبر



    استاد سازگار




    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”

  2. تشکرها 2


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    14,170
    مورد تشکر
    31,476 پست
    حضور
    160 روز 17 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    شده روشن چراغ سحرت لیلا

    صلوات خدا، بر پسرت لیلا


    ای یم عصمت گوهـــر آوردی

    مرحبـا لیـلا پسر آوردی (2)

    ****

    جلوۀ روی او همه رسول‌الله

    خلق او خوی او همه رسول‌الله


    جلوۀ حُسنِ- داور آوردی

    مرحبا لیلا پسر آوردی‌ (2)

    ****

    از رسول خدا آینه داری تو

    شرف و عزت آمنه داری تو


    حیدر آوردی حیــدر آوردی

    مرحبـا لیلا پسر آوردی (2)

    یار خون خدا بر تو سلام الله

    بر روی دست خود داری کلام‌الله

    امشب عباسِ- دیگــر آوردی

    مرحبـا لیلا پسر آوردی (2)

    ****

    این پسر رهبر نسل جوانان است

    حسن و خال و خطش تمام قرآن است


    تو جوانان را رهبــر آوردی

    مرحبا لیلا پسر آوردی (2)

    ****

    تو به دامن علی می‌پروری لیلا

    یا مگر مادر پیغمبری لیلا


    ای یم عصمت گوهـر آوردی

    مرحبا لیلا پسر آوردی


    استاد سازگار



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    14,170
    مورد تشکر
    31,476 پست
    حضور
    160 روز 17 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    الا ای ماه شعبان! ماه احمد را تماشا کن

    جمال بی‌مثال حیّ سرمد را تماشا کن

    در اقطاع زمین خلد مخلّد را تماشا کن

    محمّـد را محمّد را محمّد را تماشا کن


    ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی

    جمـال ماه لیلا را ببین با چشم زهرایی

    ****

    مبارک باد بر ثارالله‌ این جانِ حسین است این

    ببوسیدش بخوانیدش که قرآن حسین است این

    دُرِ دریای رحمت زیب دامان حسین است این

    چراغ ماه، یا خورشید تابان حسین است این؟


    شگفتـا در جمـال او جمـال کبریا بینم

    حسن بینم علی بینم نبی بینم خدا بینم


    امیرالمؤمنین جدّ و علی شـد نـام نیکـویش

    صدای «یا علی» آید به گوش از تـار هر مویش

    علی خصلت،علی هیبت،علی خلقش،علی خویش

    عجـب نبْـوَد که بابـا بوسـه آرد بـر دو بازویش


    علی ای نفْس پیغمبر! پیمبر بین، پیمبر بین

    به روی دست لیلا حضرتِ عباسِ دیگر بین

    ****

    خداوندا چه خوانم گر نخوانم روح ایمانش

    حسین ابن علی پیغمبر و این است قرآنش

    دهان و چشم و ابرو: کوثر و تطهیر و فرقانش

    حسین ابن علی پیغمبر و این است قرآنش


    وجـودش از وجـود رحمۀ للعالمیـن گوید

    یقین دارم که صورت‌آفرینش آفرین گوید



    سـزد تـا خاتـم پیغمبران گوید ثنای او

    عجب نبْوَد اگر جبریل وحی آرد برای او

    دوای درد جان اهل دل در خاک پای او

    بهشـت روح ثـارالله حسـن دلربــای او


    امیرالمؤمنین زهـرا پیمبر دوستش دارد

    امام مجتبی همچون برادر دوستش دارد


    ****

    قیامت قامتان بستند قامت بهر تعظیمش

    هزاران بوذر و مقداد و سلمانند تسلیمش

    سر و جان همه خوبان عالم باد تقدیمش

    علـوم اوّلیــن و آخـرین محتاج تعلیمش


    نبی را نورعین است این چراغ عالمین است این

    حسین‌بن‌علی را جان، علی‌بن‌الحسین است این


    چـه قرآنـی که بـا قـرآن توانی کرد تفسیرش

    چه خورشیدی که از خورشید دل برده است تصویرش

    بـه هنگـام رجـز تکبیـر مـی‌نازد بـه تکبیرش

    شجاعت رنگ می‌بازد به پیش برق شمشیرش


    «کرامت»خشتی از کویش«دعا»دائم دعاگویش

    «ادب»خاک کف پایش،«شرف»ریگ ته جویش

    ****

    الا ای خضرِ رحمت تشنه‌کامِ لعلِ لب‌هایت!

    خجل گردیده زیبایی، ز شرم روی زیبایت

    زیــارت نامــۀ زوار ثــارالله، سیمــایت

    حسین ابن علی گردیده محو قد و بالایت


    جـلال احمـد و آلـت، جمـال الله تمثالت

    سر و جان خاک درگاهت، دل بابا به دنبالت



    همانا گرد خورشید ولایت ماه یعنی تو

    شهیدان فضیلت را چراغ راه یعنی تو


    محمّد را تجلای جلال و جاه یعنی تو

    ولــی‌الله فرزنــدِ ولــی‌الله یــعنی تو


    تو روح عشق و ایمانی، تو ثارالله را جانی

    تو هم دلبند توحیدی تو هم فرزند قرآنی

    ****

    تو وجه اللّهی و از احمد مختار دل بردی

    تو سیف اللّهی و از حیدر کرار دل بردی

    تو از خون خدا در مکتب ایثار دل بردی

    تو حتی از عدو در عرصۀ پیکار دل بردی


    تو تـا صبـح قیامت نـور دادی خلق عالم را

    تو از بار مضامین سبز کردی نخل «میثم» را

    ********
    حاج غلامرضا سازگار



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    14,170
    مورد تشکر
    31,476 پست
    حضور
    160 روز 17 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    امروز پیک خوش خبر هی حلقه بر در میزند

    بر در مکرر حلقه را از عشق دلبر میزند

    از نغمه در مرغ دل در سینه ام ژر میزند

    شادی به صد شور و شعف از هر دری سر میزند

    از شوق دل روح الامین شهپر به شهپر میزند

    از عشق اکبر نعره ی الاه و اکبر میزند

    گویم به اوای جلی طالی احمد امده

    هر کس که بیند روی او میگوید محمد امده

    بشنو تو از ژرفای دل فریاد درد اییل را

    افشا گر رازی مگو گلبانگ میکییل را

    از فرط شادی کن نظر لبخند عزراییل را

    در وصف هاجر گوش کن تکبیر جبراییل را

    کاورده از بهر خلیل امروز اسماعیل را

    تا در جهان سازد علم او پرچم تجلیل را

    گویم به اوای جلی طالی احمد امده

    هر کس که ببیند روی او گوید محمد امده

    در خانه ی خون خدا امده خدا را مظهری

    قد قامتی مه طلعتی مه پاره ای مه پیکری

    دریا دلی شیر او ژنی صف بشکنی نام اوری

    اسلام را جان پروری پیغام را پیغمبری

    نسل جوان را در جهان در خط قران رهبری

    خواند حدیث عشق را در گوش زهره مشتری

    گویم به اوای جلی طالی احمد امده

    هر کس که بیند روی او گوید محمد امده

    از لیلی حسن قدم مصداق خاتم زد قدم

    مصداق ختم النبیا در ملک عالم زد قدم

    در سنگر خون و شرف ان ذبح اعظم زد قدم

    الاله خونین تن ماه محرم زد قدم

    از دامن مریم مگر عیسی بن مریم زد قدم

    در جبهه ی حق ز امر حق روح مجسم زد قدم

    گویم به اوای جلی طالی احمد امده

    هر کس که بیند روی او گوید محمد امده

    در ماه شعبان جلوه گر شد زامر داور این پسر

    کز مرز باور بگذرد با دادن سر این پسر

    رونق به دین حق دهد در دشت باور این پسر

    از کشته سازد پشته ها از خصم کافر این پسر

    از شوق جانان بسپرد خنجر به خنجر این پسر

    گردد به دشت کربلا چون لاله پرپر این پسر

    گویم به اوای جلی طالی احمد امده

    هر کس که ببیند روی او گوید محمد امده

    باید حسین بن علی سر مست و شیدایش کند

    تا در منای قرب حق چون هدیه اهدایش کند

    از فرط شیدایی ورا مجنون لیلا یش کند

    در سن هجده سالگی مهمان زهرایش کند

    وقت شهادت دیده را محو تماشایش کند

    تا در میان خاک و خون چون لاله پیدایش کند

    گویم به اوای جلی طالی احمد امده

    هر کس که ببیند روی او گوید محمد امده

    حميد كريمي



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    14,170
    مورد تشکر
    31,476 پست
    حضور
    160 روز 17 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    باده در جام دلم سرریز شد

    سینه از عشق خدا لبریز شد

    فصل اندوه و غم و غصه گذشت

    لحظه هامان بس طرب انگیز شد

    عرش حق آئینه بندان،فرش نیز

    کو به کو روشن ،چراغ آویز شد

    جرعه ای از باده ساقی بنوش

    دیگ رحمت آمده امشب به جوش

    سینه و طور تجلا عجبا

    ذره و وصف ز بیضا عجبا

    قطره و وصل به دریا نه عجب

    نم و توصیف ز دریا عجبا

    تا که دیدند رخ چون نبی اش

    همه گفتند خدایا عجبا

    یوسف کنعان دل آمد خدا

    مهر بی پایان دل امد خدا

    می زنم امشب ز مینای دگر

    تا کشم تصویر زیبای دگر

    آمده حسن خدای لم یزل

    چون پیمبر یا که مولای دگر

    سر زده موسی ز طور دیگری

    آمده امشب مسیحای دگر

    نام زیبایش چو نام حیدر است

    او علی سر تا به پا پیغمبر است

    خانه خون خدا غوغا شده

    گوئیا که محشری برپا شده

    ام لیلا زاداه لیلا،هر طرف

    صحبت از لیلای این لیلا شده

    این طرف مسرور گردیده علی

    شادمان در آن طرف زهرا شده

    کوری چشم حسودان شد پدر

    چون خدا بر او عطا کرده پسر

    مادر گیتی نزاید چون تویی

    سروری را می سزاید چون تویی

    ناتوان باشد بشر در مدحتان

    حق تعالی می ستاید چون تویی

    آفتاب از شرم رویت در حجاب

    رفته و بالا نیاید چون تویی

    ای قیامت آن قد و بالای تو

    کار ما بسته به یک امضای تو

    یک نظر بنشین جمالش را ببین

    می برد دل از امیرالمومنین

    برق لبخندش گرفته شهر را

    روشن از نورش یسارست ویمین

    نجل زیبای ولایت را ثمر

    حلقه سبز امامت را نگین

    خالق اکبر که اکبر داده است

    هدیه بر حیدر پیمبر داده است

    ای طواف من به گرد روی تو

    طاق محرابم خم ابروی تو

    تو مطهر زاده ای مولای من

    عالمی گردیده مست بوی تو

    باب حاجات همه بر من نگر

    آمدم با قلب پرخون سوی تو

    لحظه ای گیسوی خود را تاب ده

    قطره ای ما را شراب ناب ده

    ميلاد يعقوبي



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    4,889
    مورد تشکر
    17,227 پست
    حضور
    261 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    6



    شعر میلادیه - حضرت علی اکبر ع


    این خانواده یوسفان بی بدیلند
    هر یک برای خویش خورشیدی جمیلند

    جاری ترین رودند در رگهای دنیا
    بهتر بگویم صد هزاران رود نیلند

    فرقی ندارد سنشان کم یا زیاد است
    کم سن و سالش عمر صد نوح و خلیلند

    بر هر نخ موی علی های قبیله
    صدها فرشته با وضو هر شب دخیلند

    بی پرده گویم کمترین هاشان مسیحند
    در معرفت استاد درس جبرئیلند

    در این میان یک تن شبیه مصطفی بود
    او هم علی خانه ی ارباب ما بود

    امشب زمین را عرش اعلی کردی اکبر
    با مقدمت یکباره غوغا کردی اکبر

    لبخند تو در سینه ها قند آب کرده
    با خنده لب ها را زهم وا کردی اکبر

    از بس که مثل مصطفی جذاب هستی
    در هر دلی خود را عجب جا کردی اکبر

    وقتی که چشم خویش را از هم گشودی
    اول تو سقا را تماشا کردی اکبر

    تو آمدی و پادشاه کربلا را
    با مقدمت امروز بابا کردی اکبر

    زیباترین نام جهان را بر تو بگذاشت
    بعد از تو این دنیا دوباره یک علی داشت

    امشب همه بر پای تو سر میگذارند
    در باطنت خلق پیمبر می گذارند

    امشب به یمن مقدم پاک تو آقا
    در سفره ی عشاق کوثر می گذارند

    از بس که تو والا مقامی و بزرگی
    بر نام تو پسوند اکبر می گذارند

    بر کاسه ی اسپند خورشیدی عمه
    اسپند نه ! هر لحظه اختر می گذاردند

    وقتی در آغوش ابالفضلی نملائک
    بر پایتان از شوق شه پر می گذارند

    بعد از تو آقا بر صف زیبا جمالان
    بیچاره یوسف را در آخر می گذارند

    ای شاه زاده شاه را بی تاب کردی
    خورشید را هم از خجالت آب کردی

    با دیدنت خون خدا لبخند میزد
    هر لحظه بوسه بر رخ فرزند میزد

    وقتی که جبرائیل لبهای تو را دید
    با شهد لبهای تو زین پس قند می زد

    تا ریشه هایت را در عالم دید ارباب
    این ریشه ها را با علی پیوند میزد

    می خواست تا پیروز میدان باشد عباس
    نام تو را در صفحه ی سربند می زد

    وقتی که خاک زیر پایت را زمین دید
    قید تمام عرش را سوگند، می زد

    خورشید از دامان لیلا سر زد امروز
    پیغمبر و حیدر به دنیا آمد امروز

    آئینه ی پیغمبر اکرم تو هستی
    هر کس نداند من که میدانم تو هستی

    ساقی کوثر حضرت مولاست اما
    از روز اول ساقی زمزم تو هستی

    هم حیدر کراری و هم مصطفایی
    با این وجود عشق همه عالم تو هستی

    شمشیر پیغمبر علی روحش حسین است
    در دست او انگشتر خاتم تو هستی


    در این میان مولای عیسی دم تو هستی
    بالای این خیمه یقین پرچم تو هستی

    تو آمدی تا عشق در عالم بریزی
    کرببلا را با دمت برهم بریزی

    رفتی و زینب بعد تو چشمان تر داشت
    دستی به پیشانی دستی بر کمر داشت

    داغ تو سنگین بود که ارباب افتاد
    زخم عمیقی از غمت روی جگر داشت

    رفتی و گفتی من علی عشق حسینم
    این بردن نام علی خیلی خطر داشت

    میخواست با مرگ تو مولا هم بمیرد
    وابستگیت را به بابایت خبر داشت

    فهمید که نامت علی ابن الحسین است
    سنگیین ترین تیری که آورده ست برداشت

    رفتی و بابای تو خیلی غصه میخورد
    عمه نمی آمد یقین پیش تو می مرد

    امیر عبداله زاده

    تمام خنده هایم را نذر کرده ام

    تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

    عطر دستهایت،

    دلتنگی ام را به باد می سپارد...

  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    602
    مورد تشکر
    1,521 پست
    حضور
    14 روز 5 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ز روی و موی و قد و قامتت ای نازنین دلبر
    تَبارک گوی خود گشته خدای خالق داور
    شَمیم جَعدِ مِشکینت، روان اَفزا و جان پرور
    مگر زلف تو را حق شانه کرده یا علی اکبر

    تمام خصلت احمد ز رفتارت بُوَد پیدا
    ز پیغمبر ستاندی خلق و خوی و سیرت و سیما
    که این تشبیه با جَدّت رسول مصطفی حقا
    تو را چون گوهری دُردانه کرده یا علی اکبر

    سلام الله بر جسم و روان و روحت ای محبوب
    که از لطف خدا بر خانه عصمت شدی منسوب
    چنین فضلی به تنهایی رقیبان را کند مغلوب
    که عالم را همه دیوانه کرده یا علی اکبر

    نهادی جان به کف ای نازنین در وادی جانان
    به مَسلخ پا نهادی عاشقانه با لبی خندان
    ز شأن و آبرویت نزد حق هر عاقلی حیران
    که بر شمعش تو را پروانه کرده یا علی اکبر

    تولی را به اعلا درجه جانا امتحان دادی
    تبری را به ضرب تیغ بر دشمن نشان دادی
    به پای اعتقادت اِرباً اِربا گشته جان دادی
    عجب عشقی به قلبت خانه کرده یا علی اکبر

    به غیر از خاندان پاکت ای خُلدِ بَرین محفل
    کسی در قلب من هرگز نکرده لحظه ای منزل
    چنان از مِهر تو آکنده گشته این سرای دل
    که او را با دگر بیگانه کرده یا علی اکبر

    جز از سوی شما ای سرفرازان چشم یاری نیست
    مرا زین خاندان جز جود و احسان انتظاری نیست
    از این برتر برایم افتخار و اعتباری نیست
    که لطفت بر سر ما سایه کرده یا علی اکبر

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود