جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احوال اموات در قبور در فصول سرد و گرم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۸
    نوشته
    2,062
    مورد تشکر
    3,141 پست
    حضور
    75 روز 22 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    احوال اموات در قبور در فصول سرد و گرم




    سلام
    آیا قبور اموات از تابش گرما و بارش برف و باران، معذب میشوند!؟
    اگر نمیشوند، چرا سایبان یا حرمک میسازند!؟
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,295
    مورد تشکر
    10,839 پست
    حضور
    172 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست







    احوال اموات در قبور در فصول سرد و گرم








    کارشناس بحث: استاد واسع
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    احوال اموات در قبور در فصول سرد و گرم

  3. تشکر


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۸
    نوشته
    129
    مورد تشکر
    235 پست
    حضور
    4 روز 15 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا قبور اموات از تابش گرما و بارش برف و باران، معذّب می شوند!؟ اگر نمی شوند، چرا سایبان یا حرمک می سازند!؟

    پاسخ:
    برای پاسخ به پرسش مذکور به نظر می رسد ذکر جملاتی از امیرالمومنین (علیه السلام) در احوال مردگان کافی باشد.
    ایشان در خطبه 111 و خطبه 221 به شرح احوال اموات پرداخته اند که حاوی نکات ارزشمندی است که می تواند شناخت ما را اندکی نسبت به احوال مردگان افزون سازد و پاسخی باشد برای پرسش فوق و سوالات مشابه آن.
    آيا شما در جاى آنان به سر نمى‏بريد كه مردند و عمرى درازتر از شما داشتند، و آثارى پايدارتر به جا گذاشتند، و تخم آرزو بيشتر در دل كاشتند، و شمارشان فزونتر بود، و سپاهيانشان فراگيرتر. دنيا را چسان پرستيدند، و آن را چگونه بر خود گزيدند سپس از آن رخت بر بستند، بى‏توشه‏اى كه كفايت آنان تواند، و يا مركبى كه به منزلشان رساند.

    شنيده‏ايد دنيا خود را فداى آنان كرده باشد، يا به گونه‏اى يارى‏شان داده، يا با آنان به نيكى به سر برده نه چنين است كه سختى آن بدانها چنان رسيد كه پوست و گوشتشان را دريد. با سختيها، سستشان كرد، و با مصيبت ها، خوارشان نمود، و بينى‏شان را به خاك ماليد، و زير پايشان سود، و دشواری هاى زمانه را بر آنچه با آنان كرد، افزود. ديديد چگونه آن را كه برابرش فروتنى كرد، و بر خويشتنش گزيد و روى بدو آورد، نشناخت، و با او نساخت تا آنكه بار بستند و براى هميشه از آن گسستند. آيا جز گرسنگى توشه‏اى همراهشان كرد يا جز در سختى‏شان فرود آورد يا روشنى آن برايشان جز تاريكى بود يا جز پشيمانى چيزى بدرقه راهشان نمود پس چنين دنيايى را مى‏گزينيد يا بدان اطمينان مى‏كنيد يا آزمند آن مى‏شويد بد خانه‏ اى است براى كسى كه بدان گمان بد نيارد، يا در آن خود را از بيم وى ايمن شمارد.

    پس بدانيد- و شما مى‏دانيد- كه آن را خواهيد واگذاشت، و از آن رخت خواهيد برداشت، و پند گيريد در آن از آنان كه گفتند: «از ما نيرومندتر كيست» -بر دوشها- به گورهاشان بردند، بى‏ آنكه سوارشان خوانند، و در قبرهاشان فرود آوردند و مهمانشان ندانند. از پهنه زمين، براى آنان گورها ساختند، و از خاك كفن ها پرداختند، و از استخوان پوسيده ‏ها همسايگان. همسايگانى بى‏زبان. نه خواننده را پاسخ دهند، نه ستمى را بازدارند، و نه به نوحه‏ گرى توجّهى دارند. اگر باران بر آنان ببارد شادمان نگردند، و اگر خشكسالى بود، نوميد نباشند. فراهمند و يكان يكان، همسايه‏ هايند و دوران. به هم نزديكند، و هم را نمى‏بينند. كنار همند و از هم كناره مى‏گيرند. بردبارانى که كينه‏ هاشان رفته، بى‏خبرانى، حسدهاشان مرده، نه از ايشان بيم آزارى و نه از آنان اميد يارى. روى زمين را هشتند و در دل آن نهفتند. فراخى را نهادند و در تنگناى خفتند. به جاى زندگى با كسان، غربت را گزيدند، و به جاى روشنايى در تاريكى خزيدند. چنانكه در آن آمدند، آن را ترك گفتند، نه پاى افزار در پا، و نه بر تن قبا. با كردار خود از آن رخت‏ بستند و به زندگانى هميشگى و خانه جاودانى پيوستند، چنانكه خداى سبحان گويد: «چنانكه اوّل آفرينش را آغاز كرديم، آن را باز مى‏گردانيم، وعده‏اى است بر ما، و همانا ما اين كار را كننده‏ايم.»(1)

    امیرالمومنین (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه «أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ» فرمودند:
    آيا به قبور پدرانشان افتخار مى‏كنند، يا به اضافه كردن عدد مردگانشان به خويش خود را بسيار مى‏ شمارند گوييا برگشت اجساد افتاده، و حركات اجسام متوقف شده را مى‏خواهند. مردگان براى اينان مايه پند باشند سزاوارتر است تا وسيله افتخار به حساب آيند، و با مشاهده اين اجساد پوسيده به حريم تواضع در آيند عاقلانه‏ تر است تا آنان را عامل سربلندى خود دانند به مردگان با ديده ‏اى رمد آلود نگريستند، و از اين بابت در درياى نادانى افتادند. اگر احوال مردگان را از عرصه‏ هاى آن ديار خراب و خانه‏ هاى‏ خالى از ساكنان بپرسند، در پاسخ گويند: در لابلاى خاك رفتند و گم شدند، و شما هم پس از آنان به ميدان جهالت رفتيد، به فرق اين مردگان قدم مى‏گذاريد، و روى اجسادشان مى‏ايستيد، و در آنچه دور انداخته‏ اند مى‏چرخيد، در خانه‏ هايى كه ويران كردند ساكن مى‏شويد، و روزگارى كه بين شما و آنان است بر شما گريه و نوحه سر مى‏دهد.

    آنان پيش از شما به مرگ كه پايان زندگى شما هم هست شتافتند، و زودتر از شما به قبر و برزخ رسيدند، آنان كه مقام هاى ارجمند، و اسباب افتخار داشتند، عده ‏اى پادشاه و گروهى رعيت بودند، راهى را در درون برزخ پيمودند كه در آن راه زمين بر آنان مسلّط شد، خاك گور گوشتشان را خورد، و خونشان را نوشيد. در شكاف قبورشان چنان بى‏جان شدند كه براى آنها رشدى نيست، و غايبى گشتند كه اميد يافتنشان نيست، حوادث هول انگيز دنيا آنان را نمى‏ترساند، و بدى حالات غصه دارشان نمى‏كند، از زلزله‏ ها دچار اضطراب نمى‏گردند، و به نعره رعدهاى سخت گوش نمى‏دهند. غايبانى هستند كه انتظارشان را نمى‏كشند، و شاهدانى‏ هستند كه حاضر نمى‏گردند. جمع بودند و پراكنده شدند، الفت داشتند و متفرق شدند، از درازى مدّت و دورى جايشان نيست كه اخبارشان از ما پوشيده، و ديارشان خاموش است، بلكه جامى به آنان نوشانده ‏اند كه گويايشان را به لالى، و شنواييشان را به كرى، و حركتشان را به سكون تبديل كرده است، اگر بى‏درنگ وصفشان كنيم بايد گفت: خوابى عميق به خاكشان افكنده است. مردگان همسايگانى هستند كه با هم انس ندارند، و دوستانى كه به زيارت هم نمى‏روند، در ميانشان دستاويزهاى آشنايى كهنه شده، و اسباب برادرى قطع گشته. همگى با اينكه جمعند تنهايند، و با اينكه دوستند از هم دورند. براى شب روزى را، و براى روز شبى را نمى‏شناسند. هر كدام از شب و روز كه در آن به گور رفته‏اند براى ايشان دائمى است.(2)

    پاسخ به سوال دوم:
    ساختن گنبد یا حرم یا سایبان و مانند آن برای مردگان می تواند به چند دلیل باشد:
    1. برای بزرگداشت و ماندگار ساختن نام و یاد و آرمان فردی که از دنیا رفته است. آنگونه که در جریان اصحاب کهف آمده است که مردم وقتی بیدار شدن آنها از خواب 309 ساله را دیدند و مجددا مردن آنها را مشاهده کردند به عظمت کار آنان پی بردند لذا مردم دو دسته شدند گروهی خواستار پلمپ کردن و بستن دهانه غار و خاتمه دادن به جریان شدند و گروهی که اهل معرفت بودند خواستار ساختن مسجد و بنایی برای ماندگار ساختن نام و یاد اصحاب کهف شدند لذا قران کریم درباره این گروه می فرماید «قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِم مَّسجِداً»(3)

    2. ساختن سایبان یا اتاقک یا حرمک یک سنت و از آداب و رسوم اقوام گوناگون است که هر قومی برای مردگان خود آداب و رسومی دارد لذا طبق پیروی از اداب و رسوم چنین اقدامی را صورت می دهند و وجه خاص دیگری ندارد.

    3. هر کسی عزیزی را از دست می دهد دوست دارد در فقدان او نیز محبت خود را نسبت به او ابراز دارد از این رو برای ابراز علاقه و محبت خویش، دست به ساخت حرم یا سایبان می زند و تلاش می کند متوفای خود را به هر شکل ممکن گرامی دارد.

    ______________
    (1) خطبه 111 نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، ص 109-110.
    (2) نهج البلاغه خطبه 221، ترجمه انصاریان، ص 482-483.
    (3) کهف/ 21.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۶/۰۷/۰۴ در ساعت ۱۶:۰۶ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود