صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سؤال پیرامون لطف و دلالت آن بر اصل نبوت

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    811
    مورد تشکر
    1,657 پست
    حضور
    17 روز 1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط andishmand نمایش پست
    من نگفتم که ادراک عقلی برای تقرب به تکلیف کافی است، ولی مسئله اینجاست وقتی مسئله فقط یک تقرب است، و بدون این تقرب هم انسان می تواند انگاره هایی از تکلیف مقل تشکر لسانی از نعمات خدا را به جا بیاورد، مشخص است که لطف مقرب فقط تأثیر مثبت در انجام تکلیف دارد و در غیاب آن هم بشر می تواند شکر منعم را به جای آورد.

    اینجا جای سؤال است که وقتی لطف مقرّب تأثیر مثبت دارد و بدون آن هم تکلیف عقلی تحقق می یابد، چرا می گوییم انجام آن بر خدا ضرورت دارد؟ از عدم انجام آن از سوی خدا، هدفی نقض نمی شود که بگوییم انجامش بر خدا واجب است.

    با سلام مجدد

    دوست گرامی، "نزدیک شدن" یک امر صفر و یکی نیست بلکه دارای مراتب است. بله، عقل به ما می گوید که شکر منعم واجب است، این مسئله تا حدی زمینه تقریب را حاصل می کند ولی اگر اشارت ها و دلالت های دیگری باشد، این تقریب بهتر خواهد بود.

    مسئله روشن است. شما تقریب را سیاه و سفید نبینید بلکه امری دارای مراتب در نظر بگیرید.

    موفق باشید


  2. تشکر


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    446
    مورد تشکر
    994 پست
    حضور
    15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست


    با سلام مجدد

    دوست گرامی، "نزدیک شدن" یک امر صفر و یکی نیست بلکه دارای مراتب است. بله، عقل به ما می گوید که شکر منعم واجب است، این مسئله تا حدی زمینه تقریب را حاصل می کند ولی اگر اشارت ها و دلالت های دیگری باشد، این تقریب بهتر خواهد بود.

    مسئله روشن است. شما تقریب را سیاه و سفید نبینید بلکه امری دارای مراتب در نظر بگیرید.

    موفق باشید
    با سلام دوباره.

    بنده هم سیاه و سفید و صفر و یکی به مسئله نگاه نمی کنم. خود شما می فرمایید: «اگر اشارت ها و دلالت های دیگری باشد، این تقریب بهتر خواهد بود.» یعنی اگر این اشارتها و دلالتهای خارج از عقل، نباشد هم غرضی نقض نمی شود، فقط حالت بهتر بر قرار نمی گردد. حال آنکه دلیل متکلمین بر وجوب لطف بر خدا این است که عدم لطف منجر به نقض غرض می شود و نقض غرض از خدای حکیم ممکن نیست.


    آیا خدا باید همیشه بهترین حالت را انتخاب کند؟ اگر آری، دلیلش را بفرمایید، اگر خیر وقتی چنین بایدی در کار نیست، لطف مقرب هم ضرورت نخواهد داشت.

    با تشکر

  4. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    811
    مورد تشکر
    1,657 پست
    حضور
    17 روز 1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط andishmand نمایش پست
    با سلام دوباره.

    بنده هم سیاه و سفید و صفر و یکی به مسئله نگاه نمی کنم. خود شما می فرمایید: «اگر اشارت ها و دلالت های دیگری باشد، این تقریب بهتر خواهد بود.» یعنی اگر این اشارتها و دلالتهای خارج از عقل، نباشد هم غرضی نقض نمی شود، فقط حالت بهتر بر قرار نمی گردد. حال آنکه دلیل متکلمین بر وجوب لطف بر خدا این است که عدم لطف منجر به نقض غرض می شود و نقض غرض از خدای حکیم ممکن نیست.


    آیا خدا باید همیشه بهترین حالت را انتخاب کند؟ اگر آری، دلیلش را بفرمایید، اگر خیر وقتی چنین بایدی در کار نیست، لطف مقرب هم ضرورت نخواهد داشت.

    با تشکر

    با سلام مجدد

    غرض چیست و نقض آن چگونه رخ می دهد؟

    غرض فراهم کردن راه سعادت است، این مسئله یک حالت هست و نیستی و صفر و یکی نیست، بلکه می تواند حالت بهتر و روشنتر و همچنین حالت کمتر داشته باشد.
    حالت بهتر اگر وقوع داشته باشد بهتر است.

    مضافا که برای برخی از مردم ممکن است که صرف هشدار عقلی اساسی کافی نباشد (به جهت عدم بلوغ کافی عقلی) و لازم باشد حتما ندای بیرونی نیز وجود داشته باشد. در این حالت، برای آنها ضروری است.

    موفق باشید


  5. تشکر


  6. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    446
    مورد تشکر
    994 پست
    حضور
    15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست



    با سلام مجدد

    غرض چیست و نقض آن چگونه رخ می دهد؟

    غرض فراهم کردن راه سعادت است، این مسئله یک حالت هست و نیستی و صفر و یکی نیست، بلکه می تواند حالت بهتر و روشنتر و همچنین حالت کمتر داشته باشد.
    حالت بهتر اگر وقوع داشته باشد بهتر است.

    مضافا که برای برخی از مردم ممکن است که صرف هشدار عقلی اساسی کافی نباشد (به جهت عدم بلوغ کافی عقلی) و لازم باشد حتما ندای بیرونی نیز وجود داشته باشد. در این حالت، برای آنها ضروری است.

    موفق باشید
    با عرض سلام و خسته نباشید.

    در اینکه حالت بهتر اگر وقوع داشته باشد، بهتر است، شکی نیست، ولی آیا بهتر بودن یک امر آن را بر خدا ضروری می کند؟ آیا اینکه اگر قدرت بدنی انسان بیشتر بود برای حفظ جان خودش بهتر بود، قویتر ساختن بدن انسان را بر خدا ضروری کرده است؟ بنده هم می خواهم شما بفرمایید که ملاک ضرورت در فعل خدا چیست.

    در مورد امکان عدم کفایت هشدار عقلی اساسی، با شما موافقم، ولی از بر چه اساسی می دانیم که خدا هشدا عقلی را در راه سعادت کافی قرار نداده است؟


    البته من سؤالات دیگری هم دارم و ماندن زیادم در این بحث، به این خاطر است که مهمترین سؤال بنده همین است. اگر باعث ملال شده است، می توانم سؤالات بعدی را هم در پستهای بعدی مطرح کنم.

    سپاسگزارم

  7. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    811
    مورد تشکر
    1,657 پست
    حضور
    17 روز 1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط andishmand نمایش پست
    با عرض سلام و خسته نباشید.

    در اینکه حالت بهتر اگر وقوع داشته باشد، بهتر است، شکی نیست، ولی آیا بهتر بودن یک امر آن را بر خدا ضروری می کند؟ آیا اینکه اگر قدرت بدنی انسان بیشتر بود برای حفظ جان خودش بهتر بود، قویتر ساختن بدن انسان را بر خدا ضروری کرده است؟ بنده هم می خواهم شما بفرمایید که ملاک ضرورت در فعل خدا چیست.

    در مورد امکان عدم کفایت هشدار عقلی اساسی، با شما موافقم، ولی از بر چه اساسی می دانیم که خدا هشدا عقلی را در راه سعادت کافی قرار نداده است؟


    البته من سؤالات دیگری هم دارم و ماندن زیادم در این بحث، به این خاطر است که مهمترین سؤال بنده همین است. اگر باعث ملال شده است، می توانم سؤالات بعدی را هم در پستهای بعدی مطرح کنم.

    سپاسگزارم

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    بحث بر سر این نیست که چرا خداوند هشدار عقلی را کافی قرار نداده (یا داده) است، بحث بر سر این است که اگر فرض کنیم که بخشی از مردم صرفا بر اساس هشدارهای عقلی راه سعادت را انتخاب نمی کنند بلکه نیازمند دلایل بیشتر و حضور ملموس افراد هستند، در این صورت برای هدایت آنها نیازمند این لطف هستیم.

    سوالهای بعدی اگر در همین زمینه است، بفرمایید اما اگر در موضوع دیگری هستند، لطفا در تاپیکی مجزا مطرح کنید.

    موفق باشید


  8. تشکر


  9. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    446
    مورد تشکر
    994 پست
    حضور
    15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست



    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    بحث بر سر این نیست که چرا خداوند هشدار عقلی را کافی قرار نداده (یا داده) است، بحث بر سر این است که اگر فرض کنیم که بخشی از مردم صرفا بر اساس هشدارهای عقلی راه سعادت را انتخاب نمی کنند بلکه نیازمند دلایل بیشتر و حضور ملموس افراد هستند، در این صورت برای هدایت آنها نیازمند این لطف هستیم.

    سوالهای بعدی اگر در همین زمینه است، بفرمایید اما اگر در موضوع دیگری هستند، لطفا در تاپیکی مجزا مطرح کنید.

    موفق باشید
    با سلام مجدد. سؤالاتم مربوط به برهان لطف است، و لذا در زمینه همین تاپیک می باشد. پیش از این خواستیم دلیل ضرورت لطف به صورت روشن مشخص شود. اکنون دو سؤال در ادامه بحث مطرح می شود. با این مقدمه که به تعبیر جناب ربانی گلپایگانی، موضوع قاعده لطف مكلف است؛ و تعریف لطف هم چیزی است که مکلف را به انجام تکلیف نزدیک(مقرّب) یا نائل(محصل) می کند:

    1. از تعریف لطف مشخص است که مقدمه برهان لطف، مکلف بودن ماست. منظور از مکلف بودن ما، وقتی از برهان لطف برای اثبات نبوت ثابت می کنیم، مکلف به تکالیف عقلی است یا شرعی؟ بعلاوه چگونه می توان ثابت کرد که مکلف هستیم، تا بعد بحث لطف مطرح شود؟

    2.با توجه به برهان لطف، و ضرورت آن برای خدا، چرا خدا دین حضرت محمّد(ص) را که مصداق لطف بود، از میلیاردها انسان محروم کرد؟ از زمان بعثت حضرت رسول تا قرنها بعد از آن، میلیاردها انسان در اقصی نقاط جهان بودند که حتی اسم حضرت را هم نشنیده بودند، برخی از این افراد در مناطقی بودند که هنوز کشف نشده بود تا ارتباطی با آنها برقرار شوند. آیا نقض غرضی که لطف در صورت رخ ندادنش رخ می دادید، برای این افراد که تا آخر عمرشان هیچ نامی از حضرت محمد نشنیده اند، رخ نداده است؟ آیا خدا برای این افراد غرضی نداشته یا دین اسلام مصداق لطف نبوده است؟

    ممنون


  10. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    811
    مورد تشکر
    1,657 پست
    حضور
    17 روز 1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط andishmand نمایش پست
    با سلام مجدد. سؤالاتم مربوط به برهان لطف است، و لذا در زمینه همین تاپیک می باشد. پیش از این خواستیم دلیل ضرورت لطف به صورت روشن مشخص شود. اکنون دو سؤال در ادامه بحث مطرح می شود. با این مقدمه که به تعبیر جناب ربانی گلپایگانی، موضوع قاعده لطف مكلف است؛ و تعریف لطف هم چیزی است که مکلف را به انجام تکلیف نزدیک(مقرّب) یا نائل(محصل) می کند:

    1. از تعریف لطف مشخص است که مقدمه برهان لطف، مکلف بودن ماست. منظور از مکلف بودن ما، وقتی از برهان لطف برای اثبات نبوت ثابت می کنیم، مکلف به تکالیف عقلی است یا شرعی؟ بعلاوه چگونه می توان ثابت کرد که مکلف هستیم، تا بعد بحث لطف مطرح شود؟

    ممنون


    با سلام مجدد خدمت شما دوست گرامی

    ابتدای به سوال اول شما می پردازیم و پس از به نتیجه رسیدن به سوال دوم می پردازیم

    ما دو نوع تکلیف داریم. برخی تکالیف عقلی هستند، مانند وجوب شکر منعم و برخی تکالیف شرعی هستند مانند آنچه در رساله های عملیه آمده است.
    مسئله لطف به هردو نوع این تکالیف مربوط میشود. با توضیحی که پیش از این در مورد تکالیف عقلی عرض شد.

    اصل مکلف بودن را می توان با دلایل عقلی مانند وجوب شکر منعم، دلایل ضرورت نبوت عامه و مانند آن اثبات کرد.

    موفق باشید



  11. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    446
    مورد تشکر
    994 پست
    حضور
    15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست



    با سلام مجدد خدمت شما دوست گرامی

    ابتدای به سوال اول شما می پردازیم و پس از به نتیجه رسیدن به سوال دوم می پردازیم

    ما دو نوع تکلیف داریم. برخی تکالیف عقلی هستند، مانند وجوب شکر منعم و برخی تکالیف شرعی هستند مانند آنچه در رساله های عملیه آمده است.
    مسئله لطف به هردو نوع این تکالیف مربوط میشود. با توضیحی که پیش از این در مورد تکالیف عقلی عرض شد.

    اصل مکلف بودن را می توان با دلایل عقلی مانند وجوب شکر منعم، دلایل ضرورت نبوت عامه و مانند آن اثبات کرد.

    موفق باشید


    با سلام. لطفاً اثبات مکلف بودن به تکالیف عقلی را بیان کنید.


  12. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    811
    مورد تشکر
    1,657 پست
    حضور
    17 روز 1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط andishmand نمایش پست
    با سلام. لطفاً اثبات مکلف بودن به تکالیف عقلی را بیان کنید.

    با سلام مجدد

    بر اساس یک اصل عقلی، شکر منعم واجب است. به این معنا که اگر فردی، نعمتی را در اختیار ما قرار داد، متناسب با آن نعمت، شکر بر ما (اخلاقا و عقلا) واجب است.

    بر این اساس، هنگامی که نعمت یک امر کوچک باشد، شکر لازم برای آن هم به همان میزان خواهد بود و هنگامی که نعمت بزرگ باشد و به اندازه کلی هستی انسان (چه در اصل وجود و چه در بقاء) باشد، شکر آن نیز به همان میزان بزرگ خواهد بود.

    البته طبیعتا ما از عهده شکر این نعمت بزرگ، به اندازه ای که حقیقتا متناسب باشد، بر نمی آییم. با این حال، به اندازه ای که می توانیم باید شاکر نعمت الهی باشیم.

    موفق باشید


  13. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    446
    مورد تشکر
    994 پست
    حضور
    15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست


    با سلام مجدد

    بر اساس یک اصل عقلی، شکر منعم واجب است. به این معنا که اگر فردی، نعمتی را در اختیار ما قرار داد، متناسب با آن نعمت، شکر بر ما (اخلاقا و عقلا) واجب است.

    بر این اساس، هنگامی که نعمت یک امر کوچک باشد، شکر لازم برای آن هم به همان میزان خواهد بود و هنگامی که نعمت بزرگ باشد و به اندازه کلی هستی انسان (چه در اصل وجود و چه در بقاء) باشد، شکر آن نیز به همان میزان بزرگ خواهد بود.

    البته طبیعتا ما از عهده شکر این نعمت بزرگ، به اندازه ای که حقیقتا متناسب باشد، بر نمی آییم. با این حال، به اندازه ای که می توانیم باید شاکر نعمت الهی باشیم.

    موفق باشید

    سلام. ممنون از پاسخ شما. در این مورد مشکلی ندارم، لطفاً پاسخ سؤال دوم را بفرمایید:

    2.با توجه به برهان لطف، و ضرورت آن برای خدا، چرا خدا دین حضرت محمّد(ص) را که مصداق لطف بود، از میلیاردها انسان محروم کرد؟ از زمان بعثت حضرت رسول تا قرنها بعد از آن، میلیاردها انسان در اقصی نقاط جهان بودند که حتی اسم حضرت را هم نشنیده بودند، برخی از این افراد در مناطقی بودند که هنوز کشف نشده بود تا ارتباطی با آنها برقرار شوند. آیا نقض غرضی که لطف در صورت رخ ندادنش رخ می دادید، برای این افراد که تا آخر عمرشان هیچ نامی از حضرت محمد نشنیده اند، رخ نداده است؟ آیا خدا برای این افراد غرضی نداشته یا دین اسلام مصداق لطف نبوده است؟

صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود