پرسش:
آیا امور وجودی از هم متمایزند؟ چه نحوه تمایزی با هم دارند؟ تمایز این امور در خداوند به چه صورتی است؟ آیا این تمایز، منجر به مرکب شدن وجود از این امور وجودی نمی شوند؟

پاسخ:
مسئله تشکیک در وجود، از ابتکارات جناب ملاصدرا است. وی در این مسئله، به دنبال اثبات اصالت وجود و نیز اشتراک معنوی وجود در میان مصادیقش، با این سوال روبرو بود که این مصادیق متعدد وجود که در وجود داشتن مشترکند، آن هم وجود داشتن خارجی، نه صرف مفهوم ذهنی وجود، رابطه بین این موجودات و مصادیق خارجی وجود چیست؟ رابطه آنها به چه نحوی است؟ تباین یا اشتراک؟ در اشتراک نیز به صورت متواطی است یا تشکیک؟
آیا موجودات چنانکه سینویان معتقدند، با تمام ذات خود از یکدیگر متباین هستند و تشابه آنها صرفا در مفهوم وجود است نه در مصداق آن، یا اینکه وجود هر یک عین وجود دیگری است یا به نحو دیگری است؟
بر اساس نگاه صدرالمتالهین، اشتراک میان موجودات به نحو تشکیک است. به این صورت که وجه اشتراک آنها همان وجه اختلاف آنهاست. مانند نور خورشید و نور شمع که در نور بودن اشتراک دارند اما همین وجه اشتراک، و شدت و ضعف آن، باعث اختلاف آنها نیز می شود.
برای اثبات تشکیک در وجود، دو نحوه استدلال اقامه شده است که در ادامه به یکی از آنها اشاره می شود.(1)
بسیاری از اختلافات (از قبیل اولویت، اولیت، اشدیت و...) بازگشت به وجود دارد نه به ماهیت. بنابر این باید جهت وحدتی باشد تا این اختلافات با توجه به اشتراک معنوی وجود به آن بازگردد. و آن همان تشکیکی بودن وجود است.
ـ توضیح اینکه:
اولا: موجودات مختلف با یگدیگر اختلاف دارند و یکسان نیستند. وجود برای برخی از آنها عین ذاتشان است و به همین دلیل تقدم بر دیگران دارند و برخی دیگر، به این دلیل که علت دیگران هستند، بر آنها تقدم دارند و از نظر وجودی تکامل بیشتری دارند.
مثلا واجب الوجود بر ممکنات تقدم دارد و وجودش نسبت به آنها کمال دارد و به همین جهت، مقدم بر آنها می باشد و یا عالم عقول بر عالم مثال مقدم است و از کمال بیشتری برخوردار است و هر یک از عقول مجرده نیز بر عقول بعد از خود نیز تقدم دارند.
ثانیا: این تقدم و تأخر به واسطه ماهیت نیست بلکه وجود است که منشأ تقدم و تاخر و تشکیک است. چون ماهیت فی نفسه چیزی نیست جز خودش (الماهیه من حیث هی لیست الا هی) و هیچ ماهیتی با اشیاء دیگر نسبتی ندارد تا بگوییم مقدم است یا اقوی.(2)
بنابر این، از آنجا که غیر از وجود و ماهیت چیزی در یک موجود نیست و اینکه ماهیت منشأ تفاوت موجودات نیست، بنابر این این تفاوت به واسطه وجود آنهاست.
از نظر وجودی، برخی از مصادیق اولی از دیگری یا مقدم بر دیگری است و اتصاف اشیاء به موجودیت، یکسان نیست و بین آنها تقدم و تأخر وجود دارد.
ثالثا: این اختلافات، بر خلاف آنچه در باب مفاهیم و ماهیات وجود دارد، هرگز به امری خارج از امور سابق و یا لاحق استناد پیدا نمی کند بلکه در اینجا آنچه ملاک سبق و لحوق است با آنچه سابق و یا لاحق است یگانه است.
به عبارت دیگر، "ما فیه التقدم و التاخر" با "ما به التقدم و التاخر" یگانه است. زیرا قوی تر و ضعیف تر بودن و اولویت و اوّل بودن برای هر مرتبه از وجود، عین ذات همان مرتبه و در حکم مقوم آن است. و این عینیت خصوصیات با وجودهای خود، موجب می شود تا تبدیل مراتب مذکور به مرتبه ای دیگر امر محال و غیر ممکن شود و حتی حکمای مشاء نیز اگر چه قائل به تباین وجودها هستند به آن اعتراف دارند.(3) پس اختلافات میان وجودات عینی، به نحو تشکیک است نه تباین.(4)

____________
(1) نهایه الحکمه، علامه طباطبایی، مرحله اول، فصل 3.
(2) شرح جلد اول اسفار، مصباح یزدی، ج 1، ص 140.
(3) رحیق مختوم، عبدالله جوادی آملی، ج 1، ص 262.
(4) ملاصدرا شیرازی، صدرالدین محمد،؛ الحکمه المتعالیه فی الاسفارالعقلیه الاربعه، قم، مصطفوی، 1368ش، دوم، ج 1، ص 37.




لینک اصلی