جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کدام صفت خداوند ریشه و اساس تمام صفات الهی است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کدام صفت خداوند ریشه و اساس تمام صفات الهی است؟




    کدام صفت خداوند ریشه و اساس تمام صفات الهی است و بیانگر نیازمندی تمام موجودات به خداوند است؟

  2. تشکرها 2


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,722
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    10,191 پست
    حضور
    150 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست







    کدام صفت خداوند ریشه و اساس تمام صفات الهی است؟








    کارشناس بحث: استاد صدیق
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    کدام صفت خداوند ریشه و اساس تمام صفات الهی است؟

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    610 پست
    حضور
    4 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط 30cna نمایش پست
    کدام صفت خداوند ریشه و اساس تمام صفات الهی است و بیانگر نیازمندی تمام موجودات به خداوند است؟
    باسلام و عرض ادب

    اوصاف الهی بر دو دسته اوصاف ذات و اوصاف فعل تقسیم میشود.
    اوصاف ذات، به ویژگی های خداوند اطلاق میشود که جدای از ذات او نیست. این اوصاف عین ذات الهی هستند و هم عین یکدیگرند. مانند اراده، علم و قدرت
    اوصاف فعل، به ویژگی هایی از خداوند اطلاق میشود که از رابطه خداوند با مخلوقاتش حکایت میکند و در نتیجه یک طرف آن مخلوقات او قرار دارند و طرف دیگرش، ذات الهی. مانند رازقیت، خالقیت، رحمانیت و ....(1)

    در مورد اوصاف ذاتی، همگی عین ذات هستند و اینطور نیست که یک وصف حقیقی را بتوان پیدا کرد که ریشه و اساس تمام صفات الهی باشند بلکه این ذات الهی است که چنین خصوصیتی را دارد که این اوصاف را باید داشته باشد.
    خصوصیت اصلی ذات الهی که در حقیقت خودش وصف نیست، بلکه خود ذات الهی است عبارت است از وجوب وجود.
    ذات واجب الوجود، ذاتی است که نه در وجودش نیازمند به غیر است و نه در اوصافش حالت انتظار و ناقصی دارد.
    چنین ذاتی، مشخص است که نمیتواند ناقص باشد بنابراین، تمام اوصافی که مربوط به ذات است و طرف اضافه و نسبت با غیر ذات ندارد، را به نحو کامل دارد.
    این ذات، عالم مطلق، قادر مطلق و مرید مطلق است.
    در این اوصاف نیز کامل و مطلق است و هیچ نقصی در آنها راه ندارد.




    ـــــــــــ
    1. نهایه الحکمه، محمدحسین طباطبایی، قم، نشر اسلامی، چاپ شانزدهم، 1422ق، مرحله 12، فصل 8




  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    610 پست
    حضور
    4 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0





    اما در مورد اوصاف فعل.
    این اوصاف که طرف اضافه و نسبت با غیر ذات الهی هستند و وابسته به تحقق آن طرف اضافه هستند.
    مانند خالقیت که خود این وصف زمانی برای خداوند معنا پیدا میکند که مخلوقی ایجاد شود. در همان زمانی که خلقت صورت میگرد، خداوند نیز خالق میشود.
    یا مانند رازقیت که درست همان زمانی که خداوند به بنده ای از بندگانش رزق میدهد، صفت رازقیت برای خداوند ایجاد میشود.
    اگر بخواهیم تشبیه کنیم، این اوصاف را میتوان به وصفهایی که آدمیان دارند تشبیه کرد که درست همان زمان که یک کار را انجام میدهد، به آن وصف نیز موصوف میشود.
    با این حال، تمام این اوصاف، برخلاف اوصاف ذات، یک منشأ و ریشه ای نیز دارند که تمام این اوصاف بر اساس آن ایجاد میشوند.
    آن ریشه در ذات الهی عبارت است از صفت قیومیت.
    قیومیت عبارت است از ویژگی ذات الهی که نشان دهنده بی نیازی خداوند از غیر و نیازمندی تمام موجودات دیگر به ذات اوست.
    قَیُّوم به معنى کسى است که قایم به ذات است و دیگران قیام به او دارند و محتاج به اویند.(2)
    این ویژگی، به صورتی ملکه برای تمام اوصاف فعل خداوند است.



    ـــــــــــــ
    2. همان، فصل 10، ص350







  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    610 پست
    حضور
    4 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درست شبیه اینکه ما در مورد نسبت دادن صفت بنّا، به شخصی که بنائی میکند، به دو صورت عمل میکنیم.
    گاهی اوقات این شخص، یکی دو مرتبه اقدام به ساخت یک ساختمان یا بخشی از آن میکند، در این هنگام چون او وصف بناکردن را به خود گرفته است، به او بنا میگوییم و این یعنی کسی که بنّائی کرده است.
    اما گاهی اوقات، این شخص آنچنان مهارتی پیدا میکند که هرکسی که او را میشناسد به محض دیدنش میگوید بنّا، گرچه در حال ساختمان سازی نباشد و در خانه اش در حال استراحت باشد یا مشغول کار دیگری باشد.
    تعبیر به بنّا در هر دو صورت صحیح و حقیقی است.
    منتها فرق آنها در این است که
    در اولی ،به واسطه اتصاف آن شخص به ساختن در همان موقع مجوز شده است که به او بنّا بگوییم.
    و
    در دومی، به واسطه اتصاف آن شخص به مهارت و ملکه ساختمان سازی مجوز شده است که به او بنّا بگوییم ولی الان در حال ساختن نباشد.

    در مورد اوصاف الهی نیز این وضعیت برقرار است.
    مثلا در مورد رازقیت،
    گاهی اوقات به این اعتبار که خداوند به صورت بالفعل به بنده ای روزی میدهد به او وصف رازق بودن را میدهیم.
    گاهی اوقات نیز به این اعتبار که او قدرت بر رازقیت را دارد و قیوم است، به او اطلاق رازق بودن میکنیم.

    بنابراین
    اوصاف ذات، وابسته به ذات الهی هستند و هیچ وصف دیگری، منشأ آن نیست.
    اوصاف فعل، گرچه وابسته به ذات الهی هستند و صفت قیومیت منشأ همه آنهاست.


  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    610 پست
    حضور
    4 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش: کدام صفت خداوند ریشه و اساس تمام صفات الهی است و بیانگر نیازمندی تمام موجودات به خداوند است؟

    پاسخ:
    اوصاف الهی به دو دسته اوصاف ذات و اوصاف فعل تقسیم میشود. اوصاف ذات، به ویژگی های خداوند اطلاق میشود که جدای از ذات او نیست. این اوصاف عین ذات الهی هستند و هم عین یکدیگرند. مانند اراده، علم و قدرت. اوصاف فعل، به ویژگی هایی از خداوند اطلاق میشود که از رابطه خداوند با مخلوقاتش حکایت میکند و در نتیجه یک طرف آن مخلوقات او قرار دارند و طرف دیگرش، ذات الهی. مانند رازقیت، خالقیت، رحمانیت و ....(1)

    در مورد اوصاف ذاتی، همگی عین ذات هستند و اینطور نیست که یک وصف حقیقی را بتوان پیدا کرد که ریشه و اساس تمام صفات الهی باشند بلکه این ذات الهی است که چنین خصوصیتی را دارد که این اوصاف را باید داشته باشد.
    خصوصیت اصلی ذات الهی که در حقیقت خودش وصف نیست، بلکه خود ذات الهی است عبارت است از وجوب وجود. ذات واجب الوجود، ذاتی است که نه در وجودش نیازمند به غیر است و نه در اوصافش حالت انتظار و ناقصی دارد.چنین ذاتی، مشخص است که نمیتواند ناقص باشد بنابراین، تمام اوصافی که مربوط به ذات است و طرف اضافه و نسبت با غیر ذات ندارد، را به نحو کامل دارد. این ذات، عالم مطلق، قادر مطلق و مرید مطلق است. در این اوصاف نیز کامل و مطلق است و هیچ نقصی در آنها راه ندارد.

    اما در مورد اوصاف فعل.
    این اوصاف که طرف اضافه و نسبت با غیر ذات الهی هستند و وابسته به تحقق آن طرف اضافه هستند.مانند خالقیت که خود این وصف زمانی برای خداوند معنا پیدا میکند که مخلوقی ایجاد شود. در همان زمانی که خلقت صورت میگرد، خداوند نیز خالق میشود. یا مانند رازقیت که درست همان زمانی که خداوند به بنده ای از بندگانش رزق میدهد، صفت رازقیت برای خداوند ایجاد میشود. اگر بخواهیم تشبیه کنیم، این اوصاف را میتوان به وصفهایی که آدمیان دارند تشبیه کرد که درست همان زمان که یک کار را انجام میدهد، به آن وصف نیز موصوف میشود.
    با این حال، تمام این اوصاف، برخلاف اوصاف ذات، یک منشأ و ریشه ای نیز دارند که تمام این اوصاف بر اساس آن ایجاد میشوند. آن ریشه در ذات الهی عبارت است از صفت قیومیت. قیومیت عبارت است از ویژگی ذات الهی که نشان دهنده بی نیازی خداوند از غیر و نیازمندی تمام موجودات دیگر به ذات اوست. قَیُّوم به معنى کسى است که قایم به ذات است و دیگران قیام به او دارند و محتاج به اویند.(2)این ویژگی، به صورتی ملکه برای تمام اوصاف فعل خداوند است. درست شبیه اینکه ما در مورد نسبت دادن صفت بنّا، به شخصی که بنائی میکند، به دو صورت عمل میکنیم.
    گاهی اوقات این شخص، یکی دو مرتبه اقدام به ساخت یک ساختمان یا بخشی از آن میکند، در این هنگام چون او وصف بناکردن را به خود گرفته است، به او بنا میگوییم و این یعنی کسی که بنّائی کرده است. اما گاهی اوقات، این شخص آنچنان مهارتی پیدا میکند که هرکسی که او را میشناسد به محض دیدنش میگوید بنّا، گرچه در حال ساختمان سازی نباشد و در خانه اش در حال استراحت باشد یا مشغول کار دیگری باشد.
    تعبیر به بنّا در هر دو صورت صحیح و حقیقی است. منتها فرق آنها در این است که
    در اولی ،به واسطه اتصاف آن شخص به ساختن در همان موقع مجوز شده است که به او بنّا بگوییم. و در دومی، به واسطه اتصاف آن شخص به مهارت و ملکه ساختمان سازی مجوز شده است که به او بنّا بگوییم ولی الان در حال ساختن نباشد.
    در مورد اوصاف الهی نیز این وضعیت برقرار است. مثلا در مورد رازقیت، گاهی اوقات به این اعتبار که خداوند به صورت بالفعل به بنده ای روزی میدهد به او وصف رازق بودن را میدهیم. گاهی اوقات نیز به این اعتبار که او قدرت بر رازقیت را دارد و قیوم است، به او اطلاق رازق بودن میکنیم.

    بنابراین
    اوصاف ذات، وابسته به ذات الهی هستند و هیچ وصف دیگری، منشأ آن نیست.
    اوصاف فعل، گرچه وابسته به ذات الهی هستند و صفت قیومیت منشأ همه آنهاست.



    پی نوشتها:
    1. نهایه الحکمه، محمدحسین طباطبایی، قم، نشر اسلامی، چاپ شانزدهم، 1422ق، مرحله 12، فصل 8

    2. همان، فصل 10، ص350


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۷/۰۴/۰۹ در ساعت ۱۸:۵۲

  10. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود