نقل قول نوشته اصلی توسط aletaha نمایش پست
شما ازاین امر غفلت دارید که انسان تا زمانی که در این دنیاست روح و جسم او یک حقیقت واحد است لذا وقتی میگویید قران بر روح پیامبر نازل شده به این معنی یاست که هم زمان بر عالم ماده نیز تنزیل یافته زیرا روح انسان درقالب مادی فعال است و دنیا را درک میکند و هرگز انسان نمی تواند تا زمانی که زنده است خود را از عالم ماده جدا کند .
با سلام

مسلم و بدیهی است که روح و جسم یک حقیقت است اما حقیقت و شخصیت واقعی انسان به همان بعد تجردی اوست، و همین بعد است که با مراتب بالاتر ارتباط برقرار می کند، این که گفته شده است که نفس انسان ذاتا مجرد است و در مقام فعل مادی است، به این معناست که برای انجام اعمال صالحه و ارتقاء وجودی خود نیازمند به بدن مادی می باشد نه این که تنزلات وحیانی آن جور که شما بیان کردید باشد که گفتید؛ قرآن ابتداء بر بعد تجردی حضرت و سپس بر بعد مادی او تنزل پیدا می کند. بلکه باید گفت تمام قرآن به روح مجرد آن حضرت از درجات بالای آن گرفته تا درجات پایین آن نازل شده است. بله اگر بعد مادی در کار نباشد انسان نمی تواند در سایه زندگی دنیایی به کمال برسد اما این بعد مادی چه نقشی در دریافت وحی دارد؟ اگر سعی شود در بیان مطالب به سخنان قبلی خود نیز توجهی بکنید مناسبتر است.




نقل قول نوشته اصلی توسط aletaha نمایش پست
در خصوص ایراد دوم نیز چنان که بیان شد نیازی نیست ما ظاهر قران را دستکاری کنیم بلکه نیاز است که ظاهر قران به همین شکل باقی باشد بلکه انچه باید تغییر کند این سطح درک و شناخت ماست که باید تغییر کند که اتفاقل عملا هم برخی احکام در عمل و بینش تغییر کرده مثلا همین تک همسری که در ایران جاری است نشان از افزایش سطح معرفتی ما دارد که خود به این بینش رسیده ایم که حکم تعدد همسر مربوط به شرایط خاص ان زمان بوده یا برده داری که عملا به ان شکل منسوخ شده و کسی به ان عمل نمی کند .ولی ایا این نوع از بینش و عمل منجر به تغییر شکل قران شده ؟خیر .پساز نظر ما لازم و ضروری است که ظاهر قران به همان شکل اولیه حفظ شود زیرا برای درک بسیاری از امور لازم است که ما نص صریح قران را داشته باشیم .
خوب این مطلب چه ربطی به تغییر ظاهر قرآن دارد که که شما مدام دم از آن زدید، تغییر سطح درک و شناخت انسان ها و ترقی درک آن ها از آیات الهی، ربطی به تغییر ظاهر قرآن ندارد، بیان مراد از آیات الهی و تفسیر ظاهر آیات قرآن که متناسب با هر عصری باشد که با استفاده از اصول ثابت و تغییر ناپذیر قرآنی، انجام می گیرد، امریست که در هر عصر و زمانی وجود داشته و خواهد داشت، و درست بر حسب همین حقیقت است که با الهام از سخنان ائمه معصوم علیهم السلام ، عالمان شیعه در هر عصری تفسیری نو و جدیدی بر قرآن می نویسند تا حقایق قرآنی با زبان آن عصر ارائه شود، اما این کجا و سخن شما کجا؟ این مربوط به استنباط از ظواهر قرآنی است که بنده در همان پست های اولیه آن را خدمت شما بیان کردم، نه تغییر ظاهر قرآن، اگر مراد شما همین مطلبی است که بیان شد، پس نتیجه می گیریم که تعبیرات شما از این تغییرات صحیح نبوده است نه این که شما حرف تازه ای را آورده باشید که تا بحال کسی آن را نزده باشد.