جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا باید از خداوند متعال بترسیم!؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۸
    نوشته
    1,895
    مورد تشکر
    2,954 پست
    حضور
    66 روز 21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا باید از خداوند متعال بترسیم!؟




    سلام

    واقعا چرا باید از خداوند ترسید!؟

    وقتی درهای بهشت هشت در، و درهای جهنم هفت در قرار داد.
    وقتی نمازها را اول وقت خواندیم.
    وقتی احترام به بزرگتر و کوچکتر کردیم.
    وقتی امر به معروف و نهی از منکر کردیم.
    وقتی برای رزق حلال تلاش کردیم.
    وقتی واجبات را انجام‌ دادیم و از محرمات هم دوری کردیم.

    تازه شاید جالب باشد، هیچ یک از نام ها و صفات خداوند برای ترس از او معرفی نشده.
    وقتی کسی خلافی نکرده چرا باید بترسد.

    به ما گفتند باید از خداوند ناظر ترسید.
    به ما گفتند باید از خداوندی که از راز دلها خبر دارد ترسبد.
    به ما گفتند باید از خداوند که منتقم است ترسید.

    خدا از ما چه دیده!؟
    خدا از دلهای ما چه شنیده!؟
    خداوند به خاطر کدام عمل ما ، انتقام میکشد!؟

    بله بی عیب خداست و ما بنده بی عیبیم!

    فقط می ماند حق و حقوق خودمان که توسط افرادی مسئول ادا نشده.
    ما از خدایی ترسیدیم که نسبت به حقوق مردم، منتقم بود و خطایی نکردیم.

    آیا همه بالاتر از ما، هم از این انتقام خداوند نسبت به ظلم حقوق ما ترسیدند!؟

    چرا باید مظلوم، بترسد؟؟
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,129
    مورد تشکر
    10,658 پست
    حضور
    170 روز 2 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست







    چرا باید از خداوند متعال بترسیم!؟








    کارشناس بحث: استاد نسیم رحمت
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا باید از خداوند متعال بترسیم!؟


  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    322
    مورد تشکر
    1,001 پست
    حضور
    8 روز 2 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    اقعا چرا باید از خداوند ترسید!؟

    وقتی درهای بهشت هشت در، و درهای جهنم هفت در قرار داد.
    وقتی نمازها را اول وقت خواندیم.
    وقتی احترام به بزرگتر و کوچکتر کردیم.
    وقتی امر به معروف و نهی از منکر کردیم.
    وقتی برای رزق حلال تلاش کردیم.
    وقتی واجبات را انجام‌ دادیم و از محرمات هم دوری کردیم.

    تازه شاید جالب باشد، هیچ یک از نام ها و صفات خداوند برای ترس از او معرفی نشده.
    وقتی کسی خلافی نکرده چرا باید بترسد.

    به ما گفتند باید از خداوند ناظر ترسید.
    به ما گفتند باید از خداوندی که از راز دلها خبر دارد ترسبد.
    به ما گفتند باید از خداوند که منتقم است ترسید.

    خدا از ما چه دیده!؟
    خدا از دلهای ما چه شنیده!؟

    حقیقت روشن و بدیهی این است که ما خدای مهربان را نشناخته ایم . نداشتن حسن ظن به خدا به خاطر عدم شناخت است. خدای مهربان همه بندگان خویش را دوست دارد. البته مؤمنان را بیش تر دوست دارد. بنده ای هر چه ایمان و معرفت و درجه یقین و اعتمادش به خدا بیش تر باشد، او را بیش تر دوست دارد، لیکن با این همه، او همه بندگانش را دوست دارد. قرآن می فرماید:
    «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیم» (1) نفرمود فقط مؤمنان را دوست دارد، بلکه فرمود: خداوند نسبت به همه مردمان (الناس) مهربان و بخشاینده است.

    قرآن کریم در آیات سه تا پنج سوره انفال برای مؤمنان حقیقی ویژگی هایی را بر شمرده، از جمله : "مؤمن کسی است که وقتی از خداوند یاد می شود، خوف و ترس دلشان را فرا می گیرد و هنگامی که آیات خداوند (قرآن) تلاوت می شود، ایمانشان افزوده می­ گردد".

    در جای دیگری می فرماید:
    "هر کس از مقام پروردگار بترسد و خود را از هوی و هوس باز دارد، جایگاه او بهشت است".
    (1)

    مقصود از ترس از مقام خدا چیست؟

    مقصود از ترس از خدا، ترس از عدالت او یعنی ترس از گناه واعمال زشت خویشتن است.وگرنه خدا که ترس ندارد.
    امیر المؤمنین فرمود:‌
    "شایسته است هر فردی فقط از عمل ناشایست خود بترسد"
    .(2) و الا آن ها که حسابشان پاک است، از عدالت خداوند ترس ندارند امّا آن ها که پرونده تاریکی دارند، از عدالت خدا می ترسند، زیرا اگر خدا با بزرگان بزهکار بر اساس عدالت رفتار کند، باید آنان را مطابق پرونده سیاه خود به کیفرهای سخت محکوم سازد. آیا چنین موضوعی ترسناک نیست؟

    اولیای معصوم علیهم السلام بیش از همه از خدا می ترسیدند، با آن که هرگز گناهی از آنان سر نمی زد. البته ترس ایشان هم بابت گناه نبود بلکه آنان از ترک اولی می ترسیدند که گناه محسوب نمی شود، ولی انتظار از امامان این است که آن را نیز انجام ندهند. انتظاراتی که از آنان هست، از دیگران نیست. چه بسا ممکن است عملی برای نوع افراد مباح و مشروع حتی عبادت شمرده شود، ولی برای کسانی که در سطح عالی قرار دارند و نسبت به مقامی که دارند، لغزش محسوب گردد.(3)


    پی نوشت ها:
    1- نازعات (79) آیه 40 ـ 41
    2- نهج البلاغة (فیض الاسلام) ص 1113، کلمة 79
    3- مکارم شیرازی،ناصر، پرسش ها و پاسخ ها، انشارات مدرسه امیرالمومنین، ج 2، ص 212.




  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    322
    مورد تشکر
    1,001 پست
    حضور
    8 روز 2 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    به ما گفتند باید از خداوند ناظر ترسید.
    به ما گفتند باید از خداوندی که از راز دلها خبر دارد ترسبد.
    به ما گفتند باید از خداوند که منتقم است ترسید.
    خدا از ما چه دیده!؟
    خدا از دلهای ما چه شنیده!؟
    خداوند به خاطر کدام عمل ما ، انتقام میکشد!؟

    دوست عزیز ! فارق از افراط و تفریط هایی که در کلام گویندگان و قلم نویسندگان وجود دارد و زمینه ساز برداشت غلط برای مخاطبان می شود، بسیاری از نگرانی ها مانند ترس از گذشته، خوف از آینده، احساس پوچی و ترس از مرگ و غیره ریشه در ضعف ایمان دارد.
    خداوند راه رسیدن به امنیت و آسایش را ایمان به خدا معرفی کرده است:
    "کسانی که به خدا ایمان آورده و ایمان خود را به ظلم نیالوده اند، دارای ایمنی و مصونیت اند و آن ها هدایت یافتگان واقعی هستند".

    از طرفی قرآن مجید، زندگی توأم با اضطراب و رنج را نتیجه بی ایمانی و نداشتن پناهگاه معنوی می داند :

    "هر کس از یاد خدا غفلت ورزد و اعراض کند، زندگی او تنگ و تاریک خواهد بود".(1)

    سعی کنید برای رهایی از این افکار فرسایشی ایمان تان به خدا را بیش تر کنید . از رحمت او مایوس نباشید . مطمئن باشید ایمان به خدا به تمام پریشانی هایی را که بر اثر دل باختگی در برابر تعلقات مادی پدید می آید، پایان می دهد.
    وقتی به انجام تکالبف شرعی معتقدید و کوتاهی نمی کنید ، از چه نگران هستید ؟ از چه می ترسید؟ به رحمت خداوند امیدوار باشید . به جای ترس از خدا توفیقات بیش ترتان را از او بخواهید.



    پی نوشت ها:
    1. طه (20) آیه 125.



  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    322
    مورد تشکر
    1,001 پست
    حضور
    8 روز 2 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نکته مهم دیگر آن است که :
    ترس از خدا باید با امید همراه باشد و گرنه به یاس منجر می شود.«خوف و رجا» يا «بيم و اميد» در آيات و روايات دو صفت از صفات خوب مؤمنان راستين است.
    اهل ايمان نه از غضب و عذاب خداوند ايمن مي شوند و نه از رحمتش مأيوس و نااميد مي گردند. توازن بيم و اميد كه ضامن تكامل و پيشروي آن ها در راه خدا است، همواره در وجودشان حكمفرماست ،چرا كه غلبه خوف بر اميد، انسان را به يأس و سستي مي كشاند. غلبه رجا و طمع، انسان را به غرور و غفلت واميدارد . اين هر دو دشمن حركت تكاملي انسان در مسير او به سوي خدا است.
    به وسيله دو بال خوف و اميد انسان مي تواند به اوج آسمان سعادت پرواز كند و مسير تكامل را طي نمايد.

    در حديثي از حضرت صادق(ع) مي خوانيم:
    «ينبغي للمؤمن ان يخاف الله خوفا كانه يشرف علي النار و يرجوه رجاءا كانه من اهل الجنه؛ سزاوار است بنده مؤمن چنان از خدا بترسد كه گويي در كنار دوزخ قرار گرفته و مشرف بر آتش است و چنان به او اميدوار باشد كه گويي اهل بهشت است» (1).

    خداوند در سوره الم سجده، آيه 16 درباره بندگان مؤمن ومخلص خود مي فرمايد:
    «تتجافي جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ينفقون؛ پهلوهاي شان در دل شب از بسترها دور مي شود (به پا مي خيزند و به درگاه خدا رو مي آورند) در حالي كه پروردگار خود را با بيم و اميد مي خوانند و از آنچه به آن ها روزي داده انفاق مي كنند».

    در آيه 9 از سوره زمر خداوند در مورد گروهي از شايستگان و بندگان صالح مي فرمايد:
    «يحذر الاخره و يرجو رحمه ربه؛ از عذاب آخرت مي ترسند و به رحمت پروردگارش اميد دارد».امير مؤمنان(ع) در حديثي مي فرمايد: «خير الاعمال اعتدال الرجاء و الخوف؛ بهترین عمل ها تعادل ميان اميد و بيم است» (2).

    در حديث ديگري حضرت صادق(ع) از پدر بزرگوارش نقل مي كند:
    «هيچ بنده اي نيست مگر اين كه در قلبش دو نور است: نور بيم و نور اميد، اگر با يكديگر مقايسه و سنجيده شوند ،هيچ كدام بر ديگري برتري ندارد» (3).

    جناب لقمان حكيم در وصيتي به فرزندش مي گويد:
    «چنان از خدا بترس كه اگر اعمال نيك جن و انس را هم انجام داده باشي ،باز تو را عذاب مي كند. چنان به او اميدوار باش كه اگر گناه جن و انس را مرتكب شده باشي، تو را مورد رحمت قرار مي دهد» (4).

    بنابراين خوف و رجا دو بايد در هر زمان در قلب انسان باشد تا آن تعادل مطلوب حاصل گردد . زمينه براي تكامل و صعود انسان به سوي سعادت ابدي و كمال فراهم گردد ،مانند كوهنوردي كه در حال صعود از كوه بايد هم بيم از سقوط داشته باشد و احتياط كند و هم اميدوار به صعود با توانمندي و سلامتي باشد كه از راه باز نايستد. توجه به این نکته در بهبود وضعیت روحی شما موثر است.


    پی نوشت ها:
    1.مکارم شیرازی، تفسير نمونه، انتشارات اسلامیه، ج 20، ص 253
    2. محمدی ری شهری ،ميزان الحكمه،انتشارات دار الحدیث ، چاپ اول1375، ج 1، ص 826، ح 5206
    3.همان، ح 5208
    4.همان، ح 5209؛ الكافي، ثقة الإسلام الكليني، دار الكتب الإسلامية - طهران، 1365 ه. ش، ج‏2، ص 424.



  6. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    322
    مورد تشکر
    1,001 پست
    حضور
    8 روز 2 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11

    جمع بندی




    پرسش:
    چرا باید از خداوند ترسید؟ وقتی کسی خلافی نکرده، چرا باید بترسد؟ خداوند به خاطر کدام عمل ما، از ما انتقام می گیرد؟

    پاسخ:

    حقیقت روشن و بدیهی این است که ما خدای مهربان را نشناخته ایم . نداشتن حسن ظن به خدا به خاطر عدم شناخت است. خدای مهربان همه بندگان خویش را دوست دارد. البته مؤمنان را بیش تر دوست دارد. بنده ای هر چه ایمان و معرفت و درجه یقین و اعتمادش به خدا بیش تر باشد، او را بیش تر دوست دارد، لیکن با این همه، او همه بندگانش را دوست دارد. قرآن می فرماید:
    «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیم» (1) نفرمود فقط مؤمنان را دوست دارد، بلکه فرمود: خداوند نسبت به همه مردمان (الناس) مهربان و بخشاینده است.

    قرآن کریم در آیات سه تا پنج سوره انفال برای مؤمنان حقیقی ویژگی هایی را بر شمرده، از جمله : «مؤمن کسی است که وقتی از خداوند یاد می شود، خوف و ترس دلشان را فرا می گیرد و هنگامی که آیات خداوند (قرآن) تلاوت می شود، ایمانشان افزوده می­ گردد»
    در جای دیگری می فرماید:
    «هر کس از مقام پروردگار بترسد و خود را از هوی و هوس باز دارد، جایگاه او بهشت است».
    (2)

    مقصود از ترس از مقام خدا چیست؟

    مقصود از ترس از خدا، ترس از عدالت او یعنی ترس از گناه واعمال زشت خویشتن است.وگرنه خدا که ترس ندارد.
    امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود:‌
    «شایسته است هر فردی فقط از عمل ناشایست خود بترسد»
    .(3) و الا آن ها که حسابشان پاک است، از عدالت خداوند ترس ندارند امّا آن ها که پرونده تاریکی دارند، از عدالت خدا می ترسند، زیرا اگر خدا با بزرگان بزهکار بر اساس عدالت رفتار کند، باید آنان را مطابق پرونده سیاه خود به کیفرهای سخت محکوم سازد. آیا چنین موضوعی ترسناک نیست؟

    اولیای معصوم علیهم السلام بیش از همه از خدا می ترسیدند، با آن که هرگز گناهی از آنان سر نمی زد. البته ترس ایشان هم بابت گناه نبود بلکه آنان از ترک اولی می ترسیدند که گناه محسوب نمی شود، ولی انتظار از امامان این است که آن را نیز انجام ندهند. انتظاراتی که از آنان هست، از دیگران نیست. چه بسا ممکن است عملی برای نوع افراد مباح و مشروع حتی عبادت شمرده شود، ولی برای کسانی که در سطح عالی قرار دارند و نسبت به مقامی که دارند، لغزش محسوب گردد.(4)

    دوست عزیز !
    فارق از افراط و تفریط هایی که در کلام گویندگان و قلم نویسندگان وجود دارد و زمینه ساز برداشت غلط برای مخاطبان می شود، بسیاری از نگرانی ها مانند ترس از گذشته، خوف از آینده، احساس پوچی و ترس از مرگ و غیره ریشه در ضعف ایمان دارد.
    خداوند راه رسیدن به امنیت و آسایش را ایمان به خدا معرفی کرده است:
    «کسانی که به خدا ایمان آورده و ایمان خود را به ظلم نیالوده اند، دارای ایمنی و مصونیت اند و آن ها هدایت یافتگان واقعی هستند».(5)

    از طرفی قرآن مجید، زندگی توأم با اضطراب و رنج را نتیجه بی ایمانی و نداشتن پناهگاه معنوی می داند :

    «هر کس از یاد خدا غفلت ورزد و اعراض کند، زندگی او تنگ و تاریک خواهد بود».(6)

    سعی کنید برای رهایی از این افکار فرسایشی ایمان تان به خدا را بیش تر کنید. از رحمت او مایوس نباشید. مطمئن باشید ایمان به خدا به تمام پریشانی هایی را که بر اثر دل باختگی در برابر تعلقات مادی پدید می آید، پایان می دهد.
    وقتی به انجام تکالیف شرعی معتقدید و کوتاهی نمی کنید، از چه نگران هستید ؟ از چه می ترسید؟ به رحمت خداوند امیدوار باشید . به جای ترس از خدا توفیقات بیش ترتان را از او بخواهید.


    نکته مهم دیگر آن است که :
    ترس از خدا باید با امید همراه باشد و گرنه به یأس منجر می شود. «خوف و رجا» يا «بيم و اميد» در آيات و روايات دو صفت از صفات خوب مؤمنان راستين است.
    اهل ايمان نه از غضب و عذاب خداوند ايمن مي شوند و نه از رحمتش مأيوس و نااميد مي گردند. توازن بيم و اميد كه ضامن تكامل و پيشروي آن ها در راه خدا است، همواره در وجودشان حكمفرماست ،چرا كه غلبه خوف بر اميد، انسان را به يأس و سستي مي كشاند. غلبه رجا و طمع، انسان را به غرور و غفلت واميدارد. اين هر دو دشمن حركت تكاملي انسان در مسير او به سوي خدا است.
    به وسيله دو بال خوف و اميد انسان مي تواند به اوج آسمان سعادت پرواز كند و مسير تكامل را طي نمايد.

    در حديثي از حضرت صادق(علیه السلام) مي خوانيم:
    «ينبغي للمؤمن ان يخاف الله خوفا كانه يشرف علي النار و يرجوه رجاءا كانه من اهل الجنه»؛ سزاوار است بنده مؤمن چنان از خدا بترسد كه گويي در كنار دوزخ قرار گرفته و مشرف بر آتش است و چنان به او اميدوار باشد كه گويي اهل بهشت است (7).

    خداوند در سوره سجده، آيه 16 درباره بندگان مؤمن ومخلص خود مي فرمايد:
    «تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ»؛ پهلوهاي شان در دل شب از بسترها دور مي شود (به پا مي خيزند و به درگاه خدا رو مي آورند) در حالي كه پروردگار خود را با بيم و اميد مي خوانند و از آنچه به آن ها روزي داده انفاق مي كنند.

    در سوره زمر خداوند در مورد گروهي از شايستگان و بندگان صالح مي فرمايد:
    «يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ»؛ از عذاب آخرت مي ترسند و به رحمت پروردگارش اميد دارد». امير مؤمنان(ع) در حديثي مي فرمايد: «خير الاعمال اعتدال الرجاء و الخوف؛ بهترین عمل ها تعادل ميان اميد و بيم است (8).

    در حديث ديگري حضرت صادق(علیه السلام) از پدر بزرگوارش نقل مي كند:
    «هيچ بنده اي نيست مگر اين كه در قلبش دو نور است: نور بيم و نور اميد، اگر با يكديگر مقايسه و سنجيده شوند ،هيچ كدام بر ديگري برتري ندارد» (9).

    جناب لقمان حكيم در وصيتي به فرزندش مي گويد:
    «چنان از خدا بترس كه اگر اعمال نيك جن و انس را هم انجام داده باشي ،باز تو را عذاب مي كند. چنان به او اميدوار باش كه اگر گناه جن و انس را مرتكب شده باشي، تو را مورد رحمت قرار مي دهد» (10).

    بنابراين هم خوف و هم رجا، بايد در کنار هم و در هر زمان در قلب انسان باشند تا آن تعادل مطلوب حاصل گردد. زمينه براي تكامل و صعود انسان به سوي سعادت ابدي و كمال فراهم گردد ،مانند كوهنوردي كه در حال صعود از كوه بايد هم بيم از سقوط داشته باشد و احتياط كند و هم اميدوار به صعود با توانمندي و سلامتي باشد كه از راه باز نايستد. توجه به این نکته در بهبود وضعیت روحی شما موثر است.



    پی نوشت ها:
    1. بقره(2) آیه 143.
    2. نازعات (79) آیه 40 ـ 41.
    3. نهج البلاغة (فیض الاسلام)، انتشارات اسلامیه، ص 1113، کلمة 79.
    4. مکارم شیرازی،ناصر، پرسش ها و پاسخ ها، انشارات مدرسه امیرالمومنین، ج 2، ص 212.

    5. انعام(6) آیه 82.
    6.
    طه (20) آیه 125.

    7.مکارم شیرازی، تفسير نمونه، انتشارات اسلامیه، ج 20، ص 253.
    8. محمدی ری شهری ،ميزان الحكمه، انتشارات دار الحدیث ،چاپ اول ،1375 ه ش ، ج 1، ص 826، ح 5206
    9.همان، ح 5208.
    10. الكافي ،ثقة الإسلام الكليني ،دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه.ش، ج‏2، ص 424.


    ویرایش توسط نسیم رحمت : ۱۳۹۷/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۷:۲۴


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود