صفحه 23 از 23 نخست ... 313212223
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سجاده های سلوک

  1. #221

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    1,782
    مورد تشکر
    57 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ضرورت رعایت اعتدال در ترس و امید
    روشن شد که خوف و رجا نقشی اساسی در زندگی انسان دارند، منتها آن دو حالت در حدّی خاص و موارد خاصی مطلوب و لازم هستند و چنان نیست که هر خوف و امیدی و در هر جایی مطلوب باشد. ازاین‌روی حکما و نیز علمای اخلاق، در کتاب‌های خود، تأکید دارند که باید انسان در خوف و رجا حدّ اعتدال را رعایت کند، چون افراط و زیاده‌روی در ترس، آرامش را از انسان می‌ستاند و دایماً او را در حال نگرانی و اضطراب نگه می‌دارد و در نتیجه انسان زیان می‌بیند.
    در مقابل، اگر اصلاً ترسی در دل انسان نباشد، از هیچ ضرر و خسارتی خودداری نمی‌کند و در نتیجه زیان می‌بیند. همچنین اگر انسان در امید به خدا افراط ورزد و زیاده‌روی کند، از هیچ گناهی پرهیز نمی‌کند، چون امید آن دارد که خداوند او را ببخشد و در مقابل اگر از رحمت خدا ناامید باشد، امیدی به رهایی و نجات خود ندارد و در نتیجه از هر کوشش برای نجات از گناهان و گرفتاری‌ها دریغ می‌ورزد.
    پس بنابر آنچه حکمای یونان به تبعیت از ارسطو گفته‌اند و سایر حکما و علمای اخلاق نیز بدان گرایش دارند، در همه حالات و امور و از جمله در حالت ترس و امید باید حدّ وسط و اعتدال را رعایت کرد. البته با مراجعه به آیات قرآن، روایات، دعاها،‌ مناجات‌ها و سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌توان به تفصیل به مصادیق خوف و رجای مطلوب پی‌برد و دریافت که در چه مواردی و از چه کسی باید ترسید و در چه مواردی و به چه کسی باید امید داشت.







  2. #222

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    1,782
    مورد تشکر
    57 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    متعلّق ترس
    متعلق خوف امر مضر است و انسان در اصل از چیزی که امروز یا فردا، در این دنیا و یا در آخرت، کم و یا زیاد، زیانی را متوجه انسان می‌کند می‌ترسد،‌ اما گاهی مجازاً و به جهت علاقه خاصی، نظیر علاقه سببیت و مقارنت، کسی که بالذات منشأ ترس نیست متعلق ترس قرار می‌گیرد.
    نظیر آنکه انسان از کسی که به‌واسطه او ضرری متوجه انسان می‌شود می‌‌ترسد، درحالی‌که منشأ ترس همان ضرر است و چون آن شخص موجد و مسبب ضرر است متعلق ترس قرار می‌گیرد و علاقه سببیت باعث گردیده که انسان از او نیز بترسد.


  3. #223

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    1,782
    مورد تشکر
    57 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ماهیت ترس و نقش سازنده آن
    «ترس» حالتی انفعالی و واکنشی روانی است که انسان در برابر تهدید، خطر و یا ضرر از خود بروز می‌‌دهد. ترس از آن نظر که به‌صورت واکنش طبیعی و غیرارادی در انسان ظاهر می‌شود، رفتاری غیراختیاری و غیرارادی است و مورد ارزشیابی اخلاقی قرار نمی‌گیرد و به‌خودی‌خود، به صفت «خوب» یا «بد» متصف نمی‌شود و مدح و ذمّی ندارد.
    از این نظر، در شمار حالت‌های انعکاسی و به‌اصطلاح روان‌شناسان «حالت‌های رفلکسی» نظیر حالت غم، حزن و شادی قرار می‌گیرد.
    همچنان که وقتی سوزن به پای کسی فرو می‌رود و او بی‌اختیار واکنش نشان می‌دهد و پایش را کنار می‌کشد، کسی هم که با خطری مواجه می‌شود، به‌صورت طبیعی و غیر‌ارادی واکنش نشان می‌دهد و می‌ترسد و رنگ رخساره‌اش دگرگون می‌‌شود.


  4. #224

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    1,782
    مورد تشکر
    57 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته مقدمات ایجاد ترس و رفتاری که انسان برای تضعیف، تقویت، کاهش و یا استمرار حالت ترس در خود انجام می‌دهد، می‌تواند اختیاری باشد و ارزشیابی اخلاقی شود و صفت خوب یا بد به خود گیرد. گاهی انسان افکاری را به ذهن خود راه می‌دهد یا رفتاری را انجام می‌دهد که باعث تقویت و تشدید حالت ترس در انسان می‌گردد.
    برای مثال، افراد ترسو و ضعیف‌النفس به‌ویژه وقتی شب را به تنهایی در جایی به ‌سر می‌برند، با تخیلات خویش حالت ترس را در خود تقویت می‌کنند و در نتیجه، ترس آنان به دهشت و وحشت و وارد آمدن خسارت‌های جدی روحی به آنان تبدیل می‌گردد.
    در مقابل، گاهی با رفتارها و تمرین‌های خاصی، حالت ترس را در خود می‌کاهند یا به کلی زمینه ایجاد آن را از بین می‌برند. این مقدمات که رفتار اختیاری انسان هستند، اخلاقاً خوب یا بد به شمار می‌آیند و اگر گاهی حالت ترس نیز ارزش‌گذاری اخلاقی می‌شود و مطلوب،‌ خوب و یا بد معرفی می‌گردد، این ارزش‌گذاری به لحاظ همان مقدمات اختیاری است، نه به اعتبار حالت ترس فی‌حدنفسه.


  5. #225

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    1,782
    مورد تشکر
    57 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در قرآن که کتاب هدایت است و محورهای اساسی تربیت و تزکیه در آن گرد آمده، فراوان بر روی عامل «خوف» تأکید شده و در آیات فراوانی خوف و واژگانی چون، «وجل»، «اشفاق»، «رهبت» و «خشیت»که تقریباً مترادف هستند به کار رفته‌اند و در اکثر آن آیات، متعلق خوفْ خداوند ذکر شده است.
    عامل خوف از خدا چنان در تصحیح رفتار انسان و توجه او به مسیر صحیح زندگی و خودداری از طغیان و انحراف مؤثر است که در قرآن انذار و بیم دادن یکی از وظایف اصلی پیامبران به شمار آمده و خداوند به‌جای آنکه بفرماید ما برای هر قومی نبی یا رسولی فرستادیم، می‌فرماید که ما برای آنها نذیر و بیم‌دهنده فرستادیم:
    «إِنَّا أَرْسَلْنَاک بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَإِن مِّنْ أُمَّه إِلا خلا فِیهَا نَذِیرٌ»[1]؛ «ما تو را به‌حق مژده‌دهنده و بیم‌دهنده فرستادیم و هیچ امتی نبود مگر آنکه در میانشان بیم‌دهنده‌ای [پیامبری] گذشت»
    ......................
    پی نوشت:
    [1].فاطر ، 24


  6. #226

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    1,782
    مورد تشکر
    57 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    براساس آیه فوق یکی از وظایف اساسی پیامبران ترساندن و انذار مردم است،‌ اما انذار پیامبران در کسانی اثر می‌گذارد که آمادگی روحی و فطری پذیرش نصایح و انذارهای پیامبران الهی را داشته باشند و از آتش جهنم و عذاب الهی بترسند، و الا انذار پیامبران در دل‌های سخت که حالت فطری خوف خدا از آنها رخت بربسته است اثر نمی‌گذارد؛ چنان‌که بسیاری از اقوام پیامبران تحت تأثیر انذار آنان قرار نگرفتند و به‌جای آنکه به نصایح و انذار آنان گوش دهند، آنان را مسخره کردند. قرآن درباره گروهی که در منجلاب گمراهی و طغیان غرق گشته‌اند و امیدی به هدایت و نجات آنها نیست می‌فرماید:
    «إِنَّا جَعَلْنَا فِی أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِیَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ * وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ * وَسَوَاء عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ * إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَن بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَه وَأَجْرٍ کرِیمٍ»[1]؛ «ما در گردن‌هایشان غُل‌هایی نهاده‌ایم که تا چانه‌هاست، به‌طوری‌که سرهایشان بالامانده است. و از پیش‌ رویشان دیواری و از پشت سرشان دیواری نهاده‌ایم و بر دیدگانشان پرده‌ای افکنده‌ایم، ازاین‌روی هیچ نمی‌بینند [کنایه از اینکه از همه سو فرو گرفته شده‌اند و راه حق را که هدایت و رستگاری است نمی‌بینند] و بر آنها یکسان است چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی‌آورند. جز این نیست که تو کسی را هشدار و بیم می‌دهی [بیم دادن تو کسی را سود دارد] که این ذکر [قرآن] را پیروی کند و از خدا و جهان در نهان بترسد، پس او را به آمرزش و مزدی نیکو و بسیار نوید ده».
    ..................
    پی نوشت:
    [1].یس ، 8 ـ11


صفحه 23 از 23 نخست ... 313212223

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود