جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیه ۷۲ سوره احزاب درمدح انسان است یا ذم او؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,546
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    مورد تشکر
    680 پست
    حضور
    115 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8

    آیه ۷۲ سوره احزاب درمدح انسان است یا ذم او؟




    با نام و یاد دوست

    سلام
    یکی از کاربران کانال کانون سوالی داشتند که مطالب ایشون عینا نقل میشود


    با سلام
    خداوند در پایان آیه ۷۲ سوره احزاب صفات "ظلوما جهولا" را برای انسان آورده است
    سوال این است آیا این صفات درمدح انسآن است یادرمذمت آن؟


    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید آیه ۷۲ سوره احزاب درمدح  انسان است یا ذم او؟

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیه ۷۲ سوره احزاب درمدح  انسان است یا ذم او؟

  2. تشکر


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,546
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    مورد تشکر
    680 پست
    حضور
    115 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8




    با نام و یاد دوست







    آیه ۷۲ سوره احزاب درمدح  انسان است یا ذم او؟








    کارشناس بحث: استاد میقات
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیه ۷۲ سوره احزاب درمدح  انسان است یا ذم او؟

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,691
    مورد تشکر
    95 پست
    حضور
    39 روز 7 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    صفات «ظلوما جهولا» که در آیه 72 سوره احزاب آمده، در مدح انسان است یا مذمت انسان؟


    پاسخ:

    «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا»
    ما امانت (تعهّد، تكليف، و ولايت الهيّه) را بر آسمان ها و زمين و كوه ‏ها عرضه داشتيم، آن ها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسيدند؛ امّا انسان آن را بر دوش كشيد؛ او بسيار ظالم و جاهل بود، (چون قدر اين مقام عظيم را نشناخت و به خود ستم كرد).(1)
    ظاهر این صفت، نکوهش و مذمت است ولی نه به خاطر قبول امانت الهی، زیرا قبول امانت الهی مایه افتخار انسان و موجب برتری او از سایر مخلوقات است.

    این ظلوم و جهول بودن انسان به خاطر این است که با وجود امکان و زمینه رشد و تعالی، باز هم در اثر پیروی از شیطان و هوای نفس، به خود ظلم می کند و با گناه و نافرمانی، از مسیر تعالی و کمال، دور می شود.

    بیان برخی مفسران:
    اين توصيف ها به خاطر فراموش كارى غالب انسان ها و ظلم كردن بر خودشان و عدم آگاهى از قدر و منزلت آدمى است، همان كارى كه از آغاز در نسل آدم به وسيله قابيل و خط قابيليان شروع شد و هم اكنون نيز ادامه دارد.

    بنى آدمى كه تاج "كَرّمنَا" بر سرشان نهاده شده، انسان هايى كه به مقتضاى‏ «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» نماينده خدا در زمين هستند، بشرى كه معلم فرشتگان بود و مسجود ملائک آسمان شد، چقدر بايد "ظلوم" و "جهول" باشد كه اين ارزش هاى بزرگ و والا را به دست فراموشى بسپارد ... حتى خود آدم كه در آغاز اين سلسله قرار داشت و از مقام عصمت برخوردار بود اعتراف مى ‏كند كه بر خويشتن ستم كرده است‏: «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ»(2).
    در حقيقت همان ترک اولى كه از او سر زد ناشى از فراموش كردن گوشه ‏اى از عظمت اين امانت بزرگ بود.

    به هر حال بايد اعتراف كرد كه انسان به ظاهر كوچک و ضعيف، اعجوبه جهان خلقت است كه توانسته است بار امانتى را بر دوش كشد كه آسمان ها و زمين ‏ها از حمل آن عاجز شده‏ اند، اگر مقام خود را فراموش نكند.(3)

    شايد اين آيه واقعيت ‏هايى را در مورد انسان بيان مى ‏كند كه هنوز عقل بشر به آن نرسيده است. اما آنچه از ظواهر آيه فهميده مى ‏شود اين است كه خداوند ويژگى ‏ها و امتيازات خاصى به بشر داده كه هيچ يک از موجودات در آسمان و زمين، آن را ندارند و اين امتيازات، امانت الهى است و براى انسان مسئوليت‏آور است، اما بسيارى از انسان‏ ها در اين امانت خيانت كرده و از آن در مسير خلاف خواست خداوند بهره مى‏ برند.(4)

    انسان مى ‏تواند به وسيله امانت الهى، خود را از ظلوم و جهول بودن خارج كند و به مقام‏ «أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»‏ برساند. به عبارت ديگر؛ آسمان ها و زمين و كوه‏ ها، زمينه ظلم و جهل را ندارند لذا حمل امانت در آن ها تأثيرى ندارد و نمى ‏توانند عادل و عالم باشند، به عكس انسان كه مى‏ تواند عادل و عالم باشد و از ظلم و جهل بر كنار گردد.(5)

    سؤال و جواب:
    ممکن است سؤال شود اگر انسان ظلوم و جهول است، چرا خداوند حکیم، این امانت الهی را به سپرده است؟
    در جواب گفته می شود، همین که انسان متصف به ظلوم و جهول می شود، معنایش این است که این استعداد و قابلیت را هم دارد که عادل و عالم هم باشد. پس سپردن امانت الهی، به خاطر ظلوم و جهول بودنش نبوده است بلکه به خاطر قابلیتی است که در او وجود دارد و می تواند عادل و عالم و ... باشد.(6)


    _________________
    (1) احزاب/ 72.
    (2) اعراف/ 23.
    (3) ر.ک: مکارم شیرازی و همکاران، تفسير نمونه، ج ‏17، ص 456.
    (4) قرائتی، تفسير نور، ج ‏7، ص 411.
    (5) قرشی، تفسير احسن الحديث، ج ‏8، ص 401.
    (6) ر.ک: طباطبایی، تفسير الميزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ‏16، ص 526.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۶/۰۶/۱۴ در ساعت ۱۸:۵۳ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود