جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چطور از دنیا دل بکنیم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,295
    مورد تشکر
    17,717 پست
    حضور
    290 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    68

    چطور از دنیا دل بکنیم؟




    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    یادمه یه آدمایی توی یه سری از این فرقه های شرق آسیایی بودن که نه چیزی می خوردن، نه چیزی می پوشیدن، نه با کسی حرف می زدن، نه سرما و گرما تاثیری روشون داشت، نه عصبانی میشدن، نه خوشحال میشدن، نه ناراحت میشدن،... و مردم خیلی به اینا احترام میذاشتن.


    توی این دو سال اخیر متوجه یک سری تعلقاتی شدم که تا قبل از اینکه زمان دل کندن ازشون بشه حتی روحم هم خبر نداشت که تا این حد وابسته هستم و جدایی تا این حد برام سخت و زمانبره.

    دارم فکر می کنم اگه دل کندن توی دنیا، با وجود این همه مساله دیگه که آدمو به خودش مشغول بکنه، و فقط از یک تعلق -که احتمالا اونقدر هم بزرگ نیست- اینقدر سخته، زمان مرگ چه کار میخوایم بکنیم که قراره به یکباره از همه چیزمون، حتی از بدنمون که عمری رو باهاش گذروندیم و همه کار رو باهاش کردیم و لحظه ای دوری ازش رو تجربه نکردیم، جدابشیم اون هم درحالی که چیز دیگه ای هم نیست که خودمون رو بهش مشغول کنیم و مشغولیت های دنیایی رو فراموش کنیم؟
    جدا شدن روح از همه اینا احتمالا باید خیلی زمانبر باشه
    خوش به حال اون آدمای شرق آسیایی، شاید زندگیشون خیلی زندگی نباشه ولی حداقل موقع مرگ راحت تر از ما هستن.

    چطوری باید از این تعلقاتی که خیلی هاشون رو شناسایی هم نکردیم جدا بشیم؟ چطوری میشه هم زندگی کرد هم دل نبست؟
    حلال کنید...


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,295
    مورد تشکر
    10,842 پست
    حضور
    173 روز 1 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست







    چطور از دنیا دل بکنیم؟








    کارشناس بحث: استاد کافی
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چطور از دنیا دل بکنیم؟


  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,979
    مورد تشکر
    3,560 پست
    حضور
    40 روز 9 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    یادمه یه آدمایی توی یه سری از این فرقه های شرق آسیایی بودن که نه چیزی می خوردن، نه چیزی می پوشیدن، نه با کسی حرف می زدن، نه سرما و گرما تاثیری روشون داشت، نه عصبانی میشدن، نه خوشحال میشدن، نه ناراحت میشدن،... و مردم خیلی به اینا احترام میذاشتن.


    توی این دو سال اخیر متوجه یک سری تعلقاتی شدم که تا قبل از اینکه زمان دل کندن ازشون بشه حتی روحم هم خبر نداشت که تا این حد وابسته هستم و جدایی تا این حد برام سخت و زمانبره.

    دارم فکر می کنم اگه دل کندن توی دنیا، با وجود این همه مساله دیگه که آدمو به خودش مشغول بکنه، و فقط از یک تعلق -که احتمالا اونقدر هم بزرگ نیست- اینقدر سخته، زمان مرگ چه کار میخوایم بکنیم که قراره به یکباره از همه چیزمون، حتی از بدنمون که عمری رو باهاش گذروندیم و همه کار رو باهاش کردیم و لحظه ای دوری ازش رو تجربه نکردیم، جدابشیم اون هم درحالی که چیز دیگه ای هم نیست که خودمون رو بهش مشغول کنیم و مشغولیت های دنیایی رو فراموش کنیم؟
    جدا شدن روح از همه اینا احتمالا باید خیلی زمانبر باشه
    خوش به حال اون آدمای شرق آسیایی، شاید زندگیشون خیلی زندگی نباشه ولی حداقل موقع مرگ راحت تر از ما هستن.

    چطوری باید از این تعلقاتی که خیلی هاشون رو شناسایی هم نکردیم جدا بشیم؟ چطوری میشه هم زندگی کرد هم دل نبست؟

    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    الف: در خود اسلام عزیز آموزه هایی برای دل نبستن به دنیا و دل کندن از تعلقات دنیایی، وجود دارد که عمل نمودن به آنها، انسان را در این امر موفق می نماید.
    وقتی در اسلام توصیه های فراوانی شده مبنی بر پرهیز از تن پروری، تنبلی، پرخوری، پرخوابی، و در کنارش سفارشات فراوانی مبنی بر روزه های واجب و مستحبی گرفتن، سحر خیزی و تهجد، اهل کار و فعالیت بودن و...
    عمل نمودن به این دستورات، که در واقع یک نوع ریاضت شرعی است و در حد خود، سختی دادن به این بدن است، باعث می گردد آن تعلقی که به بدن داریم، کم رنگ گردد.
    ب: دستوراتی که مبنی بر انفاق، صدقه دادن، بخشش اموال، قرض دادن در اسلام آمده، باعث می گردد تعلق به مال دنیا را از بین ببرییم.
    وقتی در اسلام توصیه به قناعت می شود، و منظور قناعت در مصرف است و نه تولید، خود عاملی است برای قطع تعلق نسبت به مال دنیا.
    ج: یکی از فلسفه های انجام دادن واجبات و ترک محرماتی که برخواسته از هوای نفس است، همین قطع تعلق به امور دنیوی است.
    د: مرگ انديشى
    تفكر و تأمل در مرگ و ياد آن، موجب بى رغبتى به دنيا مى‏شود؛ چنان كه حضرت على (عليه السلام) مى‏فرمايد: «آنكه ياد مرگ بسيار كند، از دنيا به اندك خشنود شود».(1)
    ه: کردر آيات و روايات و سخن بزرگان که در مذمت دنيا وارد شده است :
    خداي سبحان در قرآن کريم مي فرمايد: و ما الحيوة الدنيا الا لعب و لهو و للدار الاخرة خير للذين يتقون افلا تعقلون زندگي دنيا, چيزي جز بازي و سرگرمي نيست و سراي آخرت, براي آنها که پرهيز کارند, بهتر است. آيا نمي انديشيد؟ ( آيه ي 23 سوره انعام )
    بنابراين دنيا با همه زرق و برقش بازيچه اي بيش نيست و انسان با مشغول شدن به آن از کاري که به جهت آن خلق شده غافل مي ماند.
    امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: رأس کل خطيئه حب الدنيا حب و علاقه به دنيا منشاء هر کناهي است. (2)
    حضرت در حديثي ديگرمي فرمايد : مثل الدنيا کمثل ماء البحر, کلما شرب منه العطشان ازداد عطشا ً حتي يقتله مثل دنيا, مثل آب درياست هر چه تشنه از او بياشامد, تشنگي را زيادتر کند تا بکشد او را. (3)
    انسان تشنه, اگر آب زلال و گوارا بنوشد, سيراب مي شود اما اگر آب شور بنوشد گرفتار آن شده و تشنه تر مي شود. دنيا هم شبيه به همين ( آب شور ) است که هر چه انسان محبت آن را در دل تقويت کند بيشتر گرفتار مي شود.
    بنابراین توجه به امور فوق، به انسان کمک می کند که تعلق خود را نسبت به دنیا از بین ببرد.
    موفق باشید.
    ____________________
    پی نوشت:
    [1]. نهج ‏البلاغة، حكمت 349.
    [2]. خصال، ج1، ص25.
    [3]. الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج3، ص 569





    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۶/۰۵/۱۹ در ساعت ۲۲:۱۷


  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    مورد تشکر
    19,760 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هر کجا که باشید مرگ شما را در می یابد :

    سوره 4 ایه 81 . این ما تکونوا یدر ککم الموت و لو کنتم فی بروج مشیده .

    هر کجا باشید مرگ شما را می گیرد اگر چه در برجهای محکم باشید.

    این مسئله در مقام یقین است. که هر کس در هر کجا باشد. در سر رسید معین که ساعتی کم و زیاد نخواهد شد. باید جان خود را تسلیم

    چهان افرینش نماید. بهیچ کجا پناهنده نمی توان شد و هیچ راه فراری نیست. ندیدی که در جایی فرمود :

    قل ان الموت الذی تفرون منه فانه ملاقیکم ...یعنی بگو : مرگی که از ان فرار میکند بالاخره بشما می رسد و پس هر کجا که باشید مرگ

    شما را در می یابد.

    هر جا که شما گرفته باشید قرار

    گر در دژ محکمید یا پای حصار

    بر دست اجل شما گریبانگیرید

    از مرگ کجا توان نمائید فرار

    * * *

    مرگ هر کس بدست خدا و فرمان اوست.

    سوره 3 ایه 140 . و ما کان لنفس ان تموت الا باذن الله کتابا" موجلا"...

    هیچکس جز بفرامان خدا نمیمیرد: سرنوشتی است تعیین شده. پس ای مردم بدانید که سرنوشت مرگ شما در دست خداست قبل از

    انکه شما را بیافریند علت مرگ شما و سر رسید ان از علم او گذشته و در لوح محفوظ ثبت شده است.

    هر کس که گذارد اینجهان پا بوجود

    باید که نسازد او در ان قصد خلود

    دوران اقامتش چو ثبت است در ان

    بر اذن خدا رود بروز موعود. "

    یا حق.

    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۶
    نوشته
    50
    مورد تشکر
    112 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    من دوس ندارم . از دنیا دل بکنم

    با 20 خورده ای سال

    حالا حالا با ابن دنیا کار دآرم

    از مردن و م گ و میر خوشم نمباد

    خخخخخ
    د درکوی نیک نامان مارا گذر ندادن
    گر
    تو می پسندی تغییرده قضارا

  6. تشکر


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,295
    مورد تشکر
    17,717 پست
    حضور
    290 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    68



    نقل قول نوشته اصلی توسط کافی نمایش پست

    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    الف: در خود اسلام عزیز آموزه هایی برای دل نبستن به دنیا و دل کندن از تعلقات دنیایی، وجود دارد که عمل نمودن به آنها، انسان را در این امر موفق می نماید.
    وقتی در اسلام توصیه های فراوانی شده مبنی بر پرهیز از تن پروری، تنبلی، پرخوری، پرخوابی، و در کنارش سفارشات فراوانی مبنی بر روزه های واجب و مستحبی گرفتن، سحر خیزی و تهجد، اهل کار و فعالیت بودن و...
    عمل نمودن به این دستورات، که در واقع یک نوع ریاضت شرعی است و در حد خود، سختی دادن به این بدن است، باعث می گردد آن تعلقی که به بدن داریم، کم رنگ گردد.
    ب: دستوراتی که مبنی بر انفاق، صدقه دادن، بخشش اموال، قرض دادن در اسلام آمده، باعث می گردد تعلق به مال دنیا را از بین ببرییم.
    وقتی در اسلام توصیه به قناعت می شود، و منظور قناعت در مصرف است و نه تولید، خود عاملی است برای قطع تعلق نسبت به مال دنیا.
    ج: یکی از فلسفه های انجام دادن واجبات و ترک محرماتی که برخواسته از هوای نفس است، همین قطع تعلق به امور دنیوی است.
    د: مرگ انديشى
    تفكر و تأمل در مرگ و ياد آن، موجب بى رغبتى به دنيا مى‏شود؛ چنان كه حضرت على (عليه السلام) مى‏فرمايد: «آنكه ياد مرگ بسيار كند، از دنيا به اندك خشنود شود».(1)
    ه: کردر آيات و روايات و سخن بزرگان که در مذمت دنيا وارد شده است :
    خداي سبحان در قرآن کريم مي فرمايد: و ما الحيوة الدنيا الا لعب و لهو و للدار الاخرة خير للذين يتقون افلا تعقلون زندگي دنيا, چيزي جز بازي و سرگرمي نيست و سراي آخرت, براي آنها که پرهيز کارند, بهتر است. آيا نمي انديشيد؟ ( آيه ي 23 سوره انعام )
    بنابراين دنيا با همه زرق و برقش بازيچه اي بيش نيست و انسان با مشغول شدن به آن از کاري که به جهت آن خلق شده غافل مي ماند.
    امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: رأس کل خطيئه حب الدنيا حب و علاقه به دنيا منشاء هر کناهي است. (2)
    حضرت در حديثي ديگرمي فرمايد : مثل الدنيا کمثل ماء البحر, کلما شرب منه العطشان ازداد عطشا ً حتي يقتله مثل دنيا, مثل آب درياست هر چه تشنه از او بياشامد, تشنگي را زيادتر کند تا بکشد او را. (3)
    انسان تشنه, اگر آب زلال و گوارا بنوشد, سيراب مي شود اما اگر آب شور بنوشد گرفتار آن شده و تشنه تر مي شود. دنيا هم شبيه به همين ( آب شور ) است که هر چه انسان محبت آن را در دل تقويت کند بيشتر گرفتار مي شود.
    بنابراین توجه به امور فوق، به انسان کمک می کند که تعلق خود را نسبت به دنیا از بین ببرد.
    موفق باشید.
    ____________________
    پی نوشت:
    [1]. نهج ‏البلاغة، حكمت 349.
    [2]. خصال، ج1، ص25.
    [3]. الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج3، ص 569




    سلام علیکم
    خب ما الان سه مورد اول رو، هرچند کم و جزئی و نامقبول، انجام میدیم

    اما باز هم دنیا ما را به لهو و لعب خودش مشغول می کنه. مرگ اندیشی مون هم کلا راه به جایی نداره
    پس لازمه یه تغییری ایجاد کنیم

    لطفا توضیح کلی ندید. راه حل بدید
    حلال کنید...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,979
    مورد تشکر
    3,560 پست
    حضور
    40 روز 9 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    سلام علیکم
    خب ما الان سه مورد اول رو، هرچند کم و جزئی و نامقبول، انجام میدیم

    اما باز هم دنیا ما را به لهو و لعب خودش مشغول می کنه. مرگ اندیشی مون هم کلا راه به جایی نداره
    پس لازمه یه تغییری ایجاد کنیم

    لطفا توضیح کلی ندید. راه حل بدید
    باسمه تعالی
    این مواردی که عرض شد، توضیح کلی نبود، بلکه دقیقا راه حل بود.
    مشکل اینجاست که ما تمام و کمال به این راه کارها ، جامه عمل نمی پوشیم و به قول خودتان جزئی و نامقبول انجام می دهیم.
    برای رسیدن به یک مقصد، باید مسیر تمام و کمال و با مراقبه طی گردد.
    موفق باشید
    .


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    مورد تشکر
    19,760 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام به شما دکتر ارمین عزیز این شاءلله که عمری طولانی و با عزت داشته باشید و بتوانید در زندگی خود موفق باشید . و در جامعه فردی

    مفید باشید. ما اگر از مرگ می گوییم من برای کسانی می گویم که در زندگی خود دیگر کاری ندارند. و به اخر خط رسیده اند.

    اما بدانید که مرگ اخر خط نیست بلکه راهی است که به زندگی ابدی خود میرسیم. و ارامش ابدی ما در جهان اخرت است.

    یا حق.

    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

  10. تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,979
    مورد تشکر
    3,560 پست
    حضور
    40 روز 9 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش
    چگونه باید از این تعلقات دنیایی جدا شد؟ چگونه می شود هم زندگی کرد هم دل نبست؟
    پاسخ
    الف: در خود اسلام عزیز آموزه هایی برای دل نبستن به دنیا و دل کندن از تعلقات دنیایی، وجود دارد که عمل نمودن به آنها، انسان را در این امر موفق می نماید.
    وقتی در اسلام توصیه های فراوانی شده مبنی بر پرهیز از تن پروری، تنبلی، پرخوری، پرخوابی، و در کنارش سفارشات فراوانی مبنی بر روزه های واجب و مستحبی گرفتن، سحر خیزی و تهجد، اهل کار و فعالیت بودن و...
    عمل نمودن به این دستورات، که در واقع یک نوع ریاضت شرعی است و در حد خود، سختی دادن به این بدن است، باعث می گردد آن تعلقی که به بدن داریم، کم رنگ گردد.
    ب: دستوراتی که مبنی بر انفاق، صدقه دادن، بخشش اموال، قرض دادن در اسلام آمده، باعث می گردد تعلق به مال دنیا را از بین ببرییم.
    وقتی در اسلام توصیه به قناعت می شود، و منظور قناعت در مصرف است و نه تولید، خود عاملی است برای قطع تعلق نسبت به مال دنیا.
    ج: یکی از فلسفه های انجام دادن واجبات و ترک محرماتی که برخواسته از هوای نفس است، همین قطع تعلق به امور دنیوی است.
    د: مرگ انديشى
    تفكر و تأمل در مرگ و ياد آن، موجب بى رغبتى به دنيا مى‏شود؛ چنان كه حضرت على (عليه السلام) مى‌‏فرمايد: «آنكه ياد مرگ بسيار كند، از دنيا به اندك خشنود شود».[1]
    ه: تامل در آيات و روايات و سخن بزرگان که در مذمت دنيا وارد شده است :
    خداي سبحان در قرآن کريم مي فرمايد: «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ‏ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُون‏ [2] زندگي دنيا، چيزي جز بازي و سرگرمي نيست و سراي آخرت, براي آنها که پرهيز کارند، بهتر است. آيا نمي انديشيد؟

    بنابراين دنيا با همه زرق و برقش بازيچه اي بيش نيست و انسان با مشغول شدن به آن از کاري که به جهت آن خلق شده غافل مي ماند.
    امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند: «
    رَأْسُ‏ كُلِ‏ خَطِيئَةٍ حُبُّ الدُّنْيَا [3]حب و علاقه به دنيا منشاء هر خطایی است.»
    حضرت، در حديثي ديگر مي فرمايند : «
    مَثَلُ‏ الدُّنْيَا كَمَثَلِ‏ مَاءِ الْبَحْرِ كُلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّى يَقْتُلَهُ [4] مثل دنيا، مثل آب درياست هر چه تشنه از او بياشامد، تشنگي را زيادتر کند تا او را بکشد.»
    انسان تشنه، اگر آب زلال و گوارا بنوشد, سيراب مي شود اما اگر آب شور بنوشد گرفتار آن شده و تشنه تر مي شود. دنيا هم شبيه به همين ( آب شور ) است که هر چه انسان محبت آن را در دل تقويت کند بيشتر گرفتار مي شود.
    بنابراین توجه به امور فوق، به انسان کمک می کند که تعلق خود را نسبت به دنیا از بین ببرد.

    پی نوشت‌ها:
    1. نهج ‏البلاغة، حكمت 349.
    2.انعام/23.
    3. ابن بابویه، محمد بن علی،خصال، ج1، ص25، جامعه مدرسین، قم، 1362ش.
    4. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج2، ص 136، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۸:۵۴


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود