صفحه 3 از 5 نخست 12345 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تحکیم خانواده در آموزه‌های قرآنی

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,305
    مورد تشکر
    21,965 پست
    حضور
    114 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    325



    «سپردن این وظیفه به مردان، نه به دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانی آن هاست و نه به سبب امتیاز آن ها در جهان دیگر؛ زیرا آن صرفاً بستگی به تقوا و پرهیزگاری دارد. همان طور که شخصیت انسانی یک معاون از یک رئیس ممکن است در جنبه های مختلفی بالاتر باشد؛ اما رئیس برای سرپرستی کاری که به او محول شده، از معاون شایسته تر است.» (مکارم شیرازی، 1368: ج3، ص413) «بنابراین، اگر اسلام به زن دستور تمکین و به مرد اختیار سرپرستی می دهد، تنها بیان وظیفه است و هیچ یک نه معیار فضیلت است، نه موجب نقص... نظام آفرینش استعدادهای متقابل و متخالف می طلبد و این تفاوت هم، برای تسخیر دو جانبه و متقابل است، نه تسخیر یک جانبه و این تسخیر نشانه فضیلت نیست، بلکه معیار فضیلت در چیز دیگر است که آن تقرب الی الله است.» (همان، ص365)

    در این جا با پرهیز از بحث های اجتماعی پیرامون این موضوع، این نکته قابل ذکر است که در هر صورت زندگی انسان باید در یک چارچوب مدون و مشخص، با تعیین دقیق وظایف، حدود، تکالیف و اختیارات اداره شود.



  2. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,305
    مورد تشکر
    21,965 پست
    حضور
    114 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    325



    در محدوده ی خانواده که کوچک ترین واحد جامعه است، باید بر حسب استعداد، روحیات و ظرفیت افراد، تقسیم وظایف شود. خداوند این تقسیم بندی را در خانواده با واگذاری ریاست آن به مرد و تمکین به زن قائل شده است که گرچه به ظاهر جانب مردان را گرفته است، لکن در یک نظام جامع حقوقی، با ملاحظه همه ی جوانب و نتیجه نهایی، عدالت به طور دقیق رعایت شده است؛ به شرط آن که مرد و زن در محدوده ی الهی گام بردارند.

    خانواده محفلی است روحانی که اگر همه ی اعضا موظف به وظایف خود و متعهد بر رعایت حقوق دیگران باشند، به تجلیگاه اراده ی حق، مظهر یگانگی و توحید عملی تبدیل خواهد شد. حسن معاشرت مرد با زن، تمکین و مدارای زن، تربیت فرزندان، اطاعت فرزندان و...، همان هدف کلی از خلقت «و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» (ذاریات، 56) را در این فضای ملکوتی محقق خواهد کرد. زن در این محیط است که می تواند در سایه ی جهاد اکبر (جهاد المرأه، حسن التبعل)، زمینه تعالی خود ، تربیت فرزندان و نسل های توحیدی را فراهم آورد.



  3. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,305
    مورد تشکر
    21,965 پست
    حضور
    114 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    325



    حسن معاشرت

    ویل دورانت می گوید: «در میان جنگ ها و ماشین ها چنان غرق شده ایم که از درک این حقیقت بی خبر مانده ایم که در زندگی، واقعیت اساسی، صنعت و سیاست نیست؛ بلکه مناسبات انسانی و همکاری افراد خانه از زن و شوهر ،پدر و مادر و فرزندان است.»

    در حکمت عملی نیز، تدبیر منزل را بر سیاست مدن مقدم می دانند و البته تهذیب اخلاق بر تدبیر منزل نیز مقدم است. در حکمت عملی، اول فردی را مهذب می سازند تا خانواده ای بنا کند و خانواده های تدبیر یافته و سامان گرفته، جامعه ای زنده و سالم بسازند.

    از ویژگی های انسان، تمایل و نیاز او به معاشرت است و از معاشرت، جز محبت دیدن و محبت ورزیدن انتظار ندارد؛ چرا که خلقت انسان بر اساس عشق و محبت بوده و همین بهترین انگیزه ی او در هر گونه تلاشی است. گرچه انسان عموماً در تشخیص عشق حقیقی به بیراهه می رود، اما عشق های صوری و حتی باطل هم این خاصیت را دارند که انسان را به تکاپو وا دارند و امیدوار و مجذوب کنند.

    خداوند، رفتارها و برخوردهای صحیح انسانی در خانواده را با «حسن معاشرت» معرفی می کند و از مرد و زن (مردان در حد تکلیف حقوقی و زنان توصیه اخلاقی)، رعایت آن را با میزان «معروف»، یعنی رفتاری پسندیده و انسانی می خواهد.

    علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، معروف را به معنای «هر امری که مردم در مجتمع خود آن را بشناسند و آن را انکار نکنند» معرفی می کند. (طباطبایی، 1363: ج4، ص404)



  4. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,305
    مورد تشکر
    21,965 پست
    حضور
    114 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    325



    حسن معاشرت در خانواده، در دو محدوده ی مرزهای حقوقی و دستورالعمل های اخلاقی تعیین می شود. «تعبیر حسن معاشرت که به عنوان یک وظیفه برای شوهر و یک حق برای زن مطرح می شود و عامل تحکیم زندگی خانوادگی است، اگر به خوبی باز شود، نشان دهنده ی تمام آن اموری است که مرد در برابر زن باید انجام دهد. در «نفقه» همه ی نیازمندی های جسمی زن باید تأمین شود و در «حسن معاشرت» همه ی نیازمندی های روحی او.» (بهشتی، 1377: ص174) دکتر کاتوزیان در «حقوق مدنی خانواده» معتقد است: «لوازم حسن معاشرت را به دقت نمی توان معین کرد؛ زیرا عادات و رسوم اجتماعی و درجه ی تمدن و اخلاق مذهبی در میان هر قوم، مفهوم خاصی از «حسن معاشرت» به وجود می آورد؛ ولی به اجمال می توان گفت، تمام اموری که از نظر اجتماعی توهین محسوب می شود، مانند ناسزاگویی، ایراد ضرب، مشاجره، تحقیر یا اموری که با عشق به کانون خانواده و اقتضای محبت بین دو همسر منافات دارد، مانند: ترک خانواده، بی اعتنایی به همسر و خواسته های او و اعتیادهای مضر، از مصداق های «سوءمعاشرت» در خانواده است. هرچند که تکلیف مربوط به حسن معاشرت، جنبه ی اخلاقی دارد، از نظر حقوقی نیز بی ضمانت اجرا نمانده است؛ زیرا سوءمعاشرت زن استحقاق او را در گرفتن نفقه از بین می برد.» (کاتوزیان، 1382: ج1، ص219)


  5. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,305
    مورد تشکر
    21,965 پست
    حضور
    114 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    325



    حساسیت محیط خانواده، اهداف بلند مدت و مقدس آن اقتضا می کند که همسران بیشترین دقت را در رعایت حسن معاشرت با یکدیگر داشته باشند و از خانه فضایی سرشار از انس و ملاطفت بسازند؛ زیرا خداوند زن و مرد را هدفمند در کنار یکدیگر قرار داده است و کمال آن دو را در این آمیختگی و تشکیل خانواده تعبیه کرده است. تعبیر لطیفی در آیات 20 و 21 از سوره ی روم در این خصوص وجود دارد. خداوند در آیه 20 پس از آن که به حیات زمین بعد از مرگش اشاره می کند و پراکندگی بشر بر روی زمین برای کار و تلاش و کسب روزی و مال را یادآور می شود «و من آیاته ان خلق لکم من تراب ثم اذا انتم تنتشرون»، در آیه 21 می فرماید:

    «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و...»،


    «از نشانه های خداوند آن است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا با آنان به آرامش برسید.» علامه طباطبایی می فرماید: «منظور از انسان در این آیه، مرد است و مراد از انتشار، به دنبال روزی رفتن و انجام اعمالی که لازمه ی زندگی است...؛ ولی خداوند زن ها را آفرید و در وجود آن ها چیزی تعبیه کرد که موجب آرامش مردان می شود.»

    (طباطبایی، 1363: ج4، ص231)



  6. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,305
    مورد تشکر
    21,965 پست
    حضور
    114 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    325



    آن هدفمندی، این طراحی خلقت، ترکیب زوجیت و تقسیم مسئولیت، خود از بزرگترین آیات رحمانی است و بشر هرگاه همگام با این آهنگ خلقت حرکت کرده و خود را با لطایف آن همراه نموده، بهترین بهره ها را از زندگی دریافت کرده است. اما هرچه از این مسیر فطری فاصله گرفته، به معیشتی «ضنکا» دچار شده است؛ چنان که نمونه ی آن را در زندگی های نابسامان در سراسر دنیا شاهدیم.

    نکته قابل توجهی در آیات مربوط به حسن معاشرت مردان با زنان وجود دارد و آن این است که خداوند در مواقع عادی در روابط زن و مرد، اشاره ای به حسن معاشرت ندارد؛ بلکه در جایی که کمتر کسی به نیکی رفتار می کند و مراقب حکم خدایی است، مثل مرحله ی طلاق زن، دوران عده یا گرفتن مهریه ی زنان به زور و...، به تقوی و نیکی در برخورد با زنان سفارش می کند.

    «... واتقوالله ربکم لاتخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن إلا أن یأتین بفحشة مبینة ...»،


    «تقوای الهی پیشه کنید و هیچ گاه همسران و زنان خویش را در ایام عده از خانه بیرون نکنید، مگر آن که گناه آشکاری مرتکب شده باشند.» (طلاق، 1)

    «یا ایهاالذین امنوا لایحل لکم ان ترثوا النساء کرها و لاتعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتیتموهن الا ان یأتین بفاحشة مبینة و عاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیراً.» (نساء، 19)



  7. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,305
    مورد تشکر
    21,965 پست
    حضور
    114 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    325



    در این آیه نیز معاشرت به معروف، محور بحث و توصیه به مردان در برخورد با زنان است. آیه بیانگر دو نهی و یک امر به مردان است. نهی از به ارث بردن زنان و گرفتن تمام یا بخشی از مهریه ی آنان به زور و امر به معاشرت به معروف با زنان است. «آیه هم ندا است و هم تنبیه، هم اشارت است و هم شهادت و هم حکم یا نداست. «أیها» تنبیه است؛ «الذین» اشارت است؛ «آمنوا» شهادت است؛ «لا یحل لکم ... کرها» حکم است و بیان حکم آن است که ]زنان را[ از راه تلبیس و تدلیس برایشان حکم نکنید و قهر نرانید و آن چه شرع نپسندد، از ایشان نخواهید؛ بلکه با ایشان به معروف زندگی کنید.

    (و عاشروهن بالمعروف، ای بتعلیم الدین و التأدب الاخلاق المسلمین).»
    (میبدی، 1357: ج2، ص471)

    توصیه ی خداوند به رعایت معاشرت به معروف در مراحل خاص مثل طلاق، حاکی از آن است که در مواقع عادی به طریق اولی مرد باید مراعات معروف را بنماید. معاشرت به معروف، خاص مواضع ذکر شده در آیات نیست؛ بلکه همه رفتارها و برخوردهای مرد نسبت به همسر را شامل می شود. یعنی مردان باید در هر معاشرتی که با زنان دارند، مراعات معروف و نیاز روحی آنان را بکنند. با توجه به جامع نگری و دقت اسلام در روابط زن و مرد در محدوده ی خانواده، این حکم الهی(حسن معاشرت) بهترین ضامن اصلاح روابط در خانواده ها می باشد؛ به شرط آن که آگاهی و عمل آنان را به همراه داشته باشد.



  8. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,305
    مورد تشکر
    21,965 پست
    حضور
    114 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    325



    دینداری و تعهدات الهی

    خانواده ای که قرآن طراحی می کند، مکتب و معبدی است که اعضای آن مدارج بندگی را طی می کنند و به حیات طیبه راه می یابند. افراد در خانواده، علاوه بر تأمین حقوق دنیوی خود نظیر امنیت، آرامش، تغذیه، بهداشت مناسب، تحصیل علوم و... حقوق معنوی خود را نیز جستجو می کنند. زن و مرد موظف به ایجاد زمینه ی مقتضی و رفع موانع برای دستیابی یکدیگر به این حقوق می باشند.

    «من عمل صالحاً من ذکر او انثی فلنحییّنه حیوة طیبه ولنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون» (نحل، 97)،

    «از مرد و زن هر کس عملی صالح انجام دهد به شرط ایمان به خدا، ما او را در زندگانی خوش و با سعادت، زنده می گردانیم.»

    خداوند در آیه ی فوق شرط رسیدن به حیات طیبه و دخول در بهشت و دریافت اجر اعمال را، ایمان و عمل صالح ذکر می فرماید و این دو، تنها در محیطی چون خانواده کسب می شود. اسلام، زن و مرد را در کسب حقوق معنوی و کسب خیر و شر به تمام معنی مساوی با یکدیگر می داند.

    «کل نفس بما کسبت رهینة» (مدثر، 38)
    «من عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها» (مدثر، 74)
    «والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماماً» (فرقان، 74).



  9. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,305
    مورد تشکر
    21,965 پست
    حضور
    114 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    325



    «قرة»، از واژه قرار است و منظور از قرةاعین، آرامش دیدگان می باشد. چشم انسان در چیزی که خوشایند اوست، آرام می گیرد. در این آیه، عبادالرحمن از خداوند درخواست می کنند که «همسران و فرزندان ما را مایه آرامش چشم ما قرار ده» و از آن جا که چشم و دل مؤمن جز به رضای حق آرام نمی گیرد، نتیجه آیه آن است: «پروردگارا، نسل و اهل خانه ی ما را در مسیر خود و مورد رضای خود قرار ده.» خلاصه آن که مؤمنین - عبادالرحمن- علاوه بر انجام مسئولیت خود در قبال تأمین حقوق معنوی خانواده، برای کمال معنوی آنان و رسیدن به رضای حق، دعا نیز می کنند.

    شاید انگیزه برای این خیرخواهی و دعا، این آیه باشد:

    «والّذین امنوا و اتّبعتهم ذریتهم بایمان الحقنا بهم ذریتهم و ما التناهم من عملهم من شیء، کل امرئٍ بما کسب رهینٌ...»
    (طور، 21)،

    «وکسانی که ایمان آورده اند و ذریه و اهل ایشان از آنان پیروی کرده اند، ذریه آنان را ]در بهشت[ به ایشان ملحق می سازیم و از خودشان هم چیزی کم نمی کنیم. هر کسی در گرو کسب و عمل خویش است.»

    در تفسیر قرطبی، ذیل آیه ی فوق از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: «خداوند ذریه مؤمن را در بهشت هم درجه ی او قرار می دهد؛ هرچند آن ذریه از حیث عمل و پاداش از او نازلتر باشند. برای آن که به وجود ایشان و پیوستگی ایشان، چشم روشن شود.»



  10. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,305
    مورد تشکر
    21,965 پست
    حضور
    114 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    325



    در قرآن کریم از خیرخواهی، نصیحت و دعای والدین برای فرزندان، شواهد دیگری است؛ نظیر نصایح لقمان به فرزندش که در طی پنج نصیحت عمده، وی را به توحید و دوری از شرک، حسن خلق، نماز، امر به معروف و نهی از منکر، صبر و شکیبایی و میانه روی توصیه می کند و از تکبر، خودپسندی، فقر و مباهات به دیگران منع می کند و درخواست حضرت نوح برای پسرش که خداوند او را به خویش ملحق گرداند:

    «و نادی نوح ربه فقال رب ان ابنی من اهلی و ان وعدک الحق و انت احکم الحاکمین.»
    (هود، 45)

    اما از آن جا که پسر نوح غیر صالح بود و از اهل او حساب نمی شد، پاسخ شنید:

    «انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح فلا تسألن ما لیس لک به علم.» (هود، 46)

    پدر مورد تأیید قرآن که به عنوان الگوی والدین معرفی می شود، حضرت زکریاست که فرزندی موحد وحکیم چون یحیی دارد و قرآن او را به عنوان فرزندی نیکوکار نسبت به والدین و پرهیزکار و دور از ستمگری و عصیان می ستاید و به او سلام می گوید.

    «و براً بوالدیه و لم یکن جباراً عصیاً و سلام علیه یوم ولد و...» (مریم، 15-14)

    و مریم مادر نمونه ای که فرزندی چون عیسی به دنیا می آورد و خداوند فرزندش را به نیکی به مادر توصیه می کند:

    «و اوصانی بالصلوة و الزکوة مادمت حیاً و براً بوالدتی و لم یجعلنی جباراً شقیاً.» (مریم، 32-31)



صفحه 3 از 5 نخست 12345 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود