صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا این جمله مقام معظم رهبری صحیح بود!؟

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    55
    مورد تشکر
    45 پست
    حضور
    20 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و تشکر از جناب کارشناس
    من همچنان متوجه نشدم شما بر چه اساسی میگویید "الحوادث الواقعه" یعنی کل حوادث که در آینده رخ خواهد داد؟ از نظر ترجمه ی عربی میگویید؟ یا تفسیر شخصی است؟
    درباره "رواه حدیث" : فعالیت نایبان خاص امام زمان از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ق (تقریباً ۷۰ سال) یعنی در دوران غیبت صغری بود. در این سال‌ها، چهار نفر از شیعیان که بعضی از آنان، از اصحاب امام دهم و امام یازدهم و از چهره‌های شناخته‌شده بودند، وظیفه نیابت و نمایندگی امام زمان را بر عهده داشتند و رابط امام و شیعیان بودند. در این سال‌ها وکلای دیگری هم در شهرها و سرزمین‌های اسلامی حضور داشتند که نماینده این چهار نفر بودند.[۲]
    احمدی، نواب اربعه و شخصیت اجتماعی آنان، ۱۳۹۰ش.

    این یعنی هرکدام از این نواب، نمایندگانی در شهرهای مختلف برای خود گذاشته بودند. آیا نمیتوان رواه حدیث را همین نمایندگان نواب خاصه به همراه خود نواب دانست؟ ضمنا به کار بردن اسم جمع از نظر من خللی به موضوع وارد نمیکند. کما اینکه مثلا شخصی از شما بپرسد، در مسائل زمانه از چه کسی پیروی باید کرد؟ و شما بگویید ولایت فقیه (که یک اسم جمع است و اشاره به شخص خاصی نمیکند و منظور شما هرکسی است که در این مقام باشد). خصوصا اگر آخرش گفته باشید : و خداوند آقای خامنه ای را رحمت کند. یعنی یک اشاره مستقیم هم میکنید که دقیقا بگویید منظور در زمان فعلی چه کسی است!! که فرضا شخص خیال نکند همه ی مراجع دینی منظور شما هستند!
    درباره ی مفرد بودن حدیث. وقتی سوال کننده سوالش مطلب خاصی باشد، چرا نا مربوط باشد؟ و یا اگر ما "الخوادث واقعه" رو به کل حوادث آینده تفسیر نکنیم، و مسئله ی خاصی مطرح باشد، مشخص میشود که مفرد بودن حدیث، دارد به همان مسئله ی خاص اشاره میکند!

    درباره ی آن یکی حدیث نیز، نکته جالب اینجاست که بازهم فرد نقل کننده ی حدیث همچنان فردی گمنام در کتب احادیث است. اما مجلسی و کلینی و چند نفر که طرفدار یک نظریه ای بوده اند، آن را موثق دانسته اند. ضمن اینکه اصلا نیازی به این حدیث نیست، چون این حدیث دقیقا همان آیه ی قرآن است که میگوید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا و پیامبر خدا و اولی الامرتان پیروی کنید، پس، اگر در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این، برای شما بهتر و پایانش نیکوتر است.
    که ما از آن ولایت اهل بیت را استخراج میکنیم. و احتمالا مجلسی و کلینی بر اساس شباهت روایت با آیه ی قرآن آن را موثق دانسته اند. ولی مسئله اینجا حکمیت بین نزاع است. ربط به این ندارد که از داخلش ولایت فقیه بیرون بکشیم! ولی خب وقتی کسی بخواهد نظریه اش را اثبات کند همه چیز را تقسیر به رای میکند!
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۶/۰۶/۱۰ در ساعت ۲۰:۵۷ دلیل: لینک خارج از مرکز ممنوع است

  2. تشکرها 3


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    55
    مورد تشکر
    45 پست
    حضور
    20 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک نکته ی حائز اهمیت دیگر این هست که حدیث میگوید در "حوادث واقعه".... یعنی حتی اگر فرض کنیم منظور کل حوادث آینده در زمان غیبت باشد، حدیث دارد حرفی مشابه با آیه ی 59 سوره نساء میزند:
    یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُول وَأُولی الأمرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیء فَرُدُّوهُ إِلی اللّهِ وَالرَّسُول إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَومِ الآخر ذلِکَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْویلاً؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا و پیامبر خدا و اولی الامرتان پیروی کنید، پس، اگر در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این، برای شما بهتر و پایانش نیکوتر است.

    شان نزول:
    فردی به ظاهر مسلمان (منافق) با یک مرد یهودی بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردند، فرد یهودی گفت: موضوع را نزد محمد بن عبدالله ببریم، زیرا مرد یهودی می‌دانست کهمحمد رشوه نمی‌پذیرد، امّا مرد به ظاهر مسلمان گفت: حَکَم میان من و تو کعب بن اشرف یهودی باشد، زیرا می‌دانست که او رشوه می‌گیرد و به نفع رشوه دهنده داوری می‌کند. در این ماجرا آیه اولی الامر و آیه پس از آن نازل گردید. (
    مجمع البیان، ج 2، ص 264)

    یعنی اگر یک حادثه ای برای شما پیش آمد که سبب اختلاف شد، بروید پیش مراجع. نه اینکه مراجع خودشان بیاید جانشین امام بشوند، و حکومت تشکیل بدهند و بر شما حکومت کنند! و برای خودشان حکم نیابت عمومی قرار بدهند!!
    من نمیدانم از توصیه به راویان حدیث در حوادث زمانه، چطور حکومت مطلقه ی فقیه بر مردم استخراج میشود؟!

    اگر امام زمان دنبال ولایت فقیه بود، میگفت مردم به رواه حدیث کمک کنید تا حکومت را در دست بگیرند و سپس با آنها بیعت کنید! و یا اصلا نباید این را در یک نامه ی شخصی به یک فرد میگفت. بلکه باید بصورت عمومی برای همه مردم میگفت تا تکلیفشان را بدانند!


  4. تشکرها 2


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۷
    نوشته
    1,528
    صلوات
    9871000
    تعداد دلنوشته
    485
    مورد تشکر
    2,419 پست
    حضور
    52 روز 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    با سلام و تشکر از جناب کارشناس
    من همچنان متوجه نشدم شما بر چه اساسی میگویید "الحوادث الواقعه" یعنی کل حوادث که در آینده رخ خواهد داد؟ از نظر ترجمه ی عربی میگویید؟ یا تفسیر شخصی است؟
    درباره "رواه حدیث" : فعالیت نایبان خاص امام زمان از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ق (تقریباً ۷۰ سال) یعنی در دوران غیبت صغری بود. در این سال‌ها، چهار نفر از شیعیان که بعضی از آنان، از اصحاب امام دهم و امام یازدهم و از چهره‌های شناخته‌شده بودند، وظیفه نیابت و نمایندگی امام زمان را بر عهده داشتند و رابط امام و شیعیان بودند. در این سال‌ها وکلای دیگری هم در شهرها و سرزمین‌های اسلامی حضور داشتند که نماینده این چهار نفر بودند.[۲]
    احمدی، نواب اربعه و شخصیت اجتماعی آنان، ۱۳۹۰ش.

    این یعنی هرکدام از این نواب، نمایندگانی در شهرهای مختلف برای خود گذاشته بودند. آیا نمیتوان رواه حدیث را همین نمایندگان نواب خاصه به همراه خود نواب دانست؟ ضمنا به کار بردن اسم جمع از نظر من خللی به موضوع وارد نمیکند. کما اینکه مثلا شخصی از شما بپرسد، در مسائل زمانه از چه کسی پیروی باید کرد؟ و شما بگویید ولایت فقیه (که یک اسم جمع است و اشاره به شخص خاصی نمیکند و منظور شما هرکسی است که در این مقام باشد). خصوصا اگر آخرش گفته باشید : و خداوند آقای خامنه ای را رحمت کند. یعنی یک اشاره مستقیم هم میکنید که دقیقا بگویید منظور در زمان فعلی چه کسی است!! که فرضا شخص خیال نکند همه ی مراجع دینی منظور شما هستند!
    درباره ی مفرد بودن حدیث. وقتی سوال کننده سوالش مطلب خاصی باشد، چرا نا مربوط باشد؟ و یا اگر ما "الخوادث واقعه" رو به کل حوادث آینده تفسیر نکنیم، و مسئله ی خاصی مطرح باشد، مشخص میشود که مفرد بودن حدیث، دارد به همان مسئله ی خاص اشاره میکند!

    درباره ی آن یکی حدیث نیز، نکته جالب اینجاست که بازهم فرد نقل کننده ی حدیث همچنان فردی گمنام در کتب احادیث است. اما مجلسی و کلینی و چند نفر که طرفدار یک نظریه ای بوده اند، آن را موثق دانسته اند. ضمن اینکه اصلا نیازی به این حدیث نیست، چون این حدیث دقیقا همان آیه ی قرآن است که میگوید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا و پیامبر خدا و اولی الامرتان پیروی کنید، پس، اگر در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این، برای شما بهتر و پایانش نیکوتر است.
    که ما از آن ولایت اهل بیت را استخراج میکنیم. و احتمالا مجلسی و کلینی بر اساس شباهت روایت با آیه ی قرآن آن را موثق دانسته اند. ولی مسئله اینجا حکمیت بین نزاع است. ربط به این ندارد که از داخلش ولایت فقیه بیرون بکشیم! ولی خب وقتی کسی بخواهد نظریه اش را اثبات کند همه چیز را تقسیر به رای میکند!
    اگر درباره رواه حدیث، منظورتان هست، ایشان با توجه به موقعیت زمانی و مکانی و ظرفیت مردم، حدیث را انتشار میدادند ( نواب اربعه )
    پس از دوران غیبت صغری، از روایات خود حضرت هم مشخص بود که دوست نداشت شروع بشه ولی ظرفیت مردم کم بود، هنوز هم کم است ، تفاوت ما در نگرش بینش و تفکرمان هست، برخی جهانی فکر میکنند و برخی هم محله ای!!

    ما رهبری را دوست داریم! شاید در مقامی نباشیم که بخواهیم از کلام او اعتراض کنیم، اما برای تفهیم کلام او، میپرسیم تا به جواب رسیم!

    ولایه فقیه، به صورت ساده یعنی فردی که فقه از همه بیشتر میداند، در دوران غیبت بر مسلمانان حاکم باشد.

    در کشورها هم نوع دیگریست، اما اسلامی این چنین هست.

    همه ما دوست داریم همکلام عالمان باشیم و حدیث ها را زمزمه کنیم، دعا را زمزمه کتیم مداحی و مولودی زمزمه کنیم.بهتر از آنها که ترانه ها را زمزمه میکنند.
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۱﴾الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿۶﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿۷}

  6. تشکرها 2


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    125
    مورد تشکر
    321 پست
    حضور
    3 روز 2 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام علیکم
    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    من همچنان متوجه نشدم شما بر چه اساسی میگویید "الحوادث الواقعه" یعنی کل حوادث که در آینده رخ خواهد داد؟ از نظر ترجمه ی عربی میگویید؟ یا تفسیر شخصی است؟
    ال در الحوادث، الف و لام جنس است و هرگاه عرب از چنین ساختاری استفاده می کند، منظورش تمام موارد و مصادیق آن مفهوم است.
    ضمنا راوی حدیث هم یک معنای عام است و اختصاص آن به نایب یا کارگزاران او وجهی ندارد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    ضمنا به کار بردن اسم جمع از نظر من خللی به موضوع وارد نمیکند. کما اینکه مثلا شخصی از شما بپرسد، در مسائل زمانه از چه کسی پیروی باید کرد؟ و شما بگویید ولایت فقیه (که یک اسم جمع است و اشاره به شخص خاصی نمیکند و منظور شما هرکسی است که در این مقام باشد).
    عبارت ولایت فقیه مطلق است نه عام!
    اگر بخواهیم مثال را اصلاح کنیم باید بگویید: به مراجع تقلید مراجعه کن.
    این عبارت اصلاح شده عمومیت دارد و شامل تمام مراجع می شود و دعای در آخر هم دلیل بر انحصار نیست بلکه نهایتا توجه بیشتر را می رساند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    درباره ی مفرد بودن حدیث. وقتی سوال کننده سوالش مطلب خاصی باشد، چرا نا مربوط باشد؟
    اگر با روایات آشنا باشید، در بسیاری از روایات، راوی سوال خاصی را می پرسد اما امام بطور کلی جواب می دهد تا پاسخ هم به درد سوال کننده بخورد و هم دیگران.
    به همین دلیل فقها و اصولیون از روایات محدود گذشته، احکام جدید را استنباط می کنند و اگر پاسخ کلی امام را به همان سوال محدود می کردند، راه استنباط احکام جدید بسته می شد. اتفاقا استناد به کلیت پاسخ در برخی روایات هم اشاره شده است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    درباره ی آن یکی حدیث نیز، نکته جالب اینجاست که بازهم فرد نقل کننده ی حدیث همچنان فردی گمنام در کتب احادیث است. اما مجلسی و کلینی و چند نفر که طرفدار یک نظریه ای بوده اند، آن را موثق دانسته اند. ضمن اینکه اصلا نیازی به این حدیث نیست، چون این حدیث دقیقا همان آیه ی قرآن است که میگوید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا و پیامبر خدا و اولی الامرتان پیروی کنید، پس، اگر در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این، برای شما بهتر و پایانش نیکوتر است.
    مقبوله عمر بن حنظله در کتب اربعه توسط مرحوم کلینی، طوسی و صدوق آمده و این بزرگواران از راوی ضعیف نقل نمی کنند. علاوه بر اینکه عدم توثیق با گمنام بودن فرق دارد!
    مرحوم مجلسی در مورد این روایت می فرماید: این روایت از طرق مختلفی از عمر بن حنظله نقل شده است. مطلبی در تایید یا رد عمر بن حنظله ذکر نشده اما شهید ثانی او را موثق دانسته است. فقها این روایت را به دلیل صحت مضمونش در مقایسه با روایات دیگر قبول کرده‌اند، گویا محتوای آن را متواتر معنوی دانسته‌اند. علاوه بر آن این روایت به سه طریق از صفوان بن یحیی -از اصحاب اجماع- روایت شده است و همه فقهای شیعه روایات اصحاب اجماع را صحیح می‌دانند.(مجلسی، محمد تقی، روضة المتقين، ج۶، ص۲۷)
    گذشته از بحث سند، این روایت بیشتر ناظر به اوصاف قاضی و حاکم بین شیعیان پرداخته که در آیه مذکور چنین چیزی نیست.
    نحوه دلالت آنهم در کتب مختلف بیان شده است. برای اطلاع بیشتر ر.ک: ولایت فقیه نوشته استاد جوادی آملی.

    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    من نمیدانم از توصیه به راویان حدیث در حوادث زمانه، چطور حکومت مطلقه ی فقیه بر مردم استخراج میشود؟!
    این تاپیک برای اثبات ولایت فقیه نیست!
    برای این منظور به تاپیکهای مربوطه مراجعه فرمایید:
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=29414
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=31829
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=32572
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=45784
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=3347

    در پناه حق باشید

    آیا این جمله مقام معظم رهبری صحیح بود!؟

  8. تشکر


  9. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    55
    مورد تشکر
    45 پست
    حضور
    20 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست
    ال در الحوادث، الف و لام جنس است و هرگاه عرب از چنین ساختاری استفاده می کند، منظورش تمام موارد و مصادیق آن مفهوم است.
    ضمنا راوی حدیث هم یک معنای عام است و اختصاص آن به نایب یا کارگزاران او وجهی ندارد.
    اگر راوی حدیث یک معتای عام است، پس چگونه آن را به فقها نسبت میدهید. الان شخص بنده و باقی ادمها که احادیثی را میدانند میتوانند جزو راویان حدیث باشند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست
    عبارت ولایت فقیه مطلق است نه عام!
    اگر بخواهیم مثال را اصلاح کنیم باید بگویید: به مراجع تقلید مراجعه کن.
    این عبارت اصلاح شده عمومیت دارد و شامل تمام مراجع می شود و دعای در آخر هم دلیل بر انحصار نیست بلکه نهایتا توجه بیشتر را می رساند.
    پس با اینصورت رواه حدیث نیز معنایش بسیار عام است و من نیز میتوانم راوی حدیث باشم.

    چگونه از معنای این چنین عام، به ولی فقیه که تنها 1 نفر میتواند باشد میرسیم؟ جای بسی تعجب و شگفتی است!
    همچنین من یک سوال دارم: آیا ائمه ی ما میخواستند شیعیانشان را آزار بدهند؟ یا میخواستند سطح هوش آنها را بسنجند؟ چرا موضوع به این مهمی (تعیین جانشین) باید در نامه ی شخصی به یک فرد مطرح بشود؟ چرا امام این را به نواب خاصه نفرمودند که بصورت عمومی در بین مردم تبیین و توجیه بشود و معیار هایش مشخص شود؟ همچنین چرا از این نامه ی بلند بالا که حتی به جزییات پرداخت یک زن اشاره میکند، مهمترین موضوع جامعیه ی اسلام باید در حد 1 نیم خط بیاید؟ آنهم با اینهمه اما و اگر و تفسیر؟ چرا یک کلام نگفتند فقها؟ نگفتند علمای حدیث؟ نگفتند کسانی که حوزه های علمیه تاییدشان کنند؟ اگر واقعا منظور از رواه حدیث، فقهای دین باشند، و از این فقها ولی فقیه اثبات شود!!! چرا امام 2 خط بیشتر به این مبحث مهم نپرداختند؟؟؟
    اصلا چرا باید مهمترین موضوع دنیای اسلام در جواب نامه ی یک شخص عادی گفته شود؟؟

    همه ی این حرفها معنایش یعنی این که استدلال شما برای اثبات ولی فقیه یا حتی فقهای دین، از این نیم خطی که در نامه آمده است، کاری بسیار نامعقول و غیر منطقی است!

  10. تشکرها 2


  11. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    125
    مورد تشکر
    321 پست
    حضور
    3 روز 2 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام علیکم
    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    اگر راوی حدیث یک معتای عام است، پس چگونه آن را به فقها نسبت میدهید. الان شخص بنده و باقی ادمها که احادیثی را میدانند میتوانند جزو راویان حدیث باشند.
    مراد از راويان حديث نمي تواند هر كسي باشد كه تنها راوي روايات ائمه اطهار عليهم السلام باشد، زيرا كسي كه مي خواهد روايتي را از آن بزرگواران نقل كند بايد به طريقي احراز كرده باشد كه اين حديث واقعاً از ايشان است و در غير اين صورت نمي تواند روايت را به ايشان نسبت دهد و اين امر نيازمند تخصص در علم رجال، درايه، فقه اللغه و دیگر علوم مرتبط مانند رفع تعارض و ... است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    چگونه از معنای این چنین عام، به ولی فقیه که تنها 1 نفر میتواند باشد میرسیم؟
    تعبير «حوادث واقعه» در روايت، قرينه بر اين است كه موضوع روايت، صرف احكام شرعي و همين مسائلي كه امروزه معمولا در رساله هاي عمليه نوشته مي شود نبوده و مراد از رواه احاديث مراجع تقليد نمي باشد، زيرا اولا براي شيعيان معلوم بوده كه در اين گونه مسائل بايد به علماي دين و كساني كه با اخبار و روايات ائمه و پيامبر عليهم السلام آشنايي دارند، مراجعه كنند و نيازي به سؤال نداشته است. همانگونه كه در زمان حضور خود ائمه عليهم السلام به علت مشكلاتي نظير دوري مسافت و امثال آنها كه وجود داشته، امامان شيعه مردم را در مورد مسائل شرعي به افرادي نظير يونس بن عبد الرحمان، زكريا بن آدم و امثال آنان ارجاع مي دادند. ثانياً اگر منظور راوي از حوادث واقعه، احكام شرعي بود، قاعدتاً بايد تعبيراتي نظير اين كه وظيفه ما در مورد حلال و حرام چيست و يا در مورد احكام الله چه تكليفي داريم و مانند آنها را به كار مي برد كه تعبير شايع و رايجي بوده و در ساير روايات هم بسيار به كار رفته است و تعبير «حوادث واقعه» در مورد احكام شرعي به هيچ وجه معمول و متداول نبوده است. ثالثاً اصولاً دلالت الفاظ، تابع وضع آنهاست و كلمه «حوادث واقعه» به هيچ وجه از نظر لغت و دلالت وضعي به معناي احكام شرعي نيست، بلكه معناي بسيار وسيعتري دارد كه شامل مسائل و مشكلات و رخدادهاي اجتماعي مي شود. تعبير «فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم» بيانگر اين است كه نظر فقها جامع شرايط در همه مسائل مربوط به جامعه اسلامي به عنوان حجت است و آنها حجت بر مردم در عصر غيبت هستند.(مصباح يزدي، نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه، ص 99- 100)

    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    چرا موضوع به این مهمی (تعیین جانشین) باید در نامه ی شخصی به یک فرد مطرح بشود؟
    بزرگوار چند بار عرض شد که اصلی ترین دلیل ولایت فقیه در زمان غیبت، حکم عقل است که در صورت کوتاهی دست ما از امام(عج) باید به نزدیک ترین فرد از نظر اوصاف و ... به امام تمسک کرد. که در پست قبلی چند آدرس در این مورد داده شد ولی ظاهرا شما مراجعه نفرمودید!

    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    چرا یک کلام نگفتند فقها؟ نگفتند علمای حدیث؟ نگفتند کسانی که حوزه های علمیه تاییدشان کنند؟ اگر واقعا منظور از رواه حدیث، فقهای دین باشند، و از این فقها ولی فقیه اثبات شود!!!
    در قسمت دوم پست به این دلیل اشاره شد که چرا فقها نفرمودند. در قسمت اول هم اشاره ای در مورد راوی و اوصافش شد که باید عالم به احوالات حدیث باشد.
    اما در مورد وحدت یا تعدد ولی فقیه مطالب زیادی در همین سایت و سایت اسک دین وجود دارد که می توانید مراجعه فرمایید.

    در پناه حق باشید...

    آیا این جمله مقام معظم رهبری صحیح بود!؟

  12. تشکرها 2


  13. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    55
    مورد تشکر
    45 پست
    حضور
    20 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست
    سلام علیکم

    مراد از راويان حديث نمي تواند هر كسي باشد كه تنها راوي روايات ائمه اطهار عليهم السلام باشد، زيرا كسي كه مي خواهد روايتي را از آن بزرگواران نقل كند بايد به طريقي احراز كرده باشد كه اين حديث واقعاً از ايشان است و در غير اين صورت نمي تواند روايت را به ايشان نسبت دهد و اين امر نيازمند تخصص در علم رجال، درايه، فقه اللغه و دیگر علوم مرتبط مانند رفع تعارض و ... است.


    تعبير «حوادث واقعه» در روايت، قرينه بر اين است كه موضوع روايت، صرف احكام شرعي و همين مسائلي كه امروزه معمولا در رساله هاي عمليه نوشته مي شود نبوده و مراد از رواه احاديث مراجع تقليد نمي باشد، زيرا اولا براي شيعيان معلوم بوده كه در اين گونه مسائل بايد به علماي دين و كساني كه با اخبار و روايات ائمه و پيامبر عليهم السلام آشنايي دارند، مراجعه كنند و نيازي به سؤال نداشته است. همانگونه كه در زمان حضور خود ائمه عليهم السلام به علت مشكلاتي نظير دوري مسافت و امثال آنها كه وجود داشته، امامان شيعه مردم را در مورد مسائل شرعي به افرادي نظير يونس بن عبد الرحمان، زكريا بن آدم و امثال آنان ارجاع مي دادند. ثانياً اگر منظور راوي از حوادث واقعه، احكام شرعي بود، قاعدتاً بايد تعبيراتي نظير اين كه وظيفه ما در مورد حلال و حرام چيست و يا در مورد احكام الله چه تكليفي داريم و مانند آنها را به كار مي برد كه تعبير شايع و رايجي بوده و در ساير روايات هم بسيار به كار رفته است و تعبير «حوادث واقعه» در مورد احكام شرعي به هيچ وجه معمول و متداول نبوده است. ثالثاً اصولاً دلالت الفاظ، تابع وضع آنهاست و كلمه «حوادث واقعه» به هيچ وجه از نظر لغت و دلالت وضعي به معناي احكام شرعي نيست، بلكه معناي بسيار وسيعتري دارد كه شامل مسائل و مشكلات و رخدادهاي اجتماعي مي شود. تعبير «فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم» بيانگر اين است كه نظر فقها جامع شرايط در همه مسائل مربوط به جامعه اسلامي به عنوان حجت است و آنها حجت بر مردم در عصر غيبت هستند.(مصباح يزدي، نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه، ص 99- 100)


    بزرگوار چند بار عرض شد که اصلی ترین دلیل ولایت فقیه در زمان غیبت، حکم عقل است که در صورت کوتاهی دست ما از امام(عج) باید به نزدیک ترین فرد از نظر اوصاف و ... به امام تمسک کرد. که در پست قبلی چند آدرس در این مورد داده شد ولی ظاهرا شما مراجعه نفرمودید!


    در قسمت دوم پست به این دلیل اشاره شد که چرا فقها نفرمودند. در قسمت اول هم اشاره ای در مورد راوی و اوصافش شد که باید عالم به احوالات حدیث باشد.
    اما در مورد وحدت یا تعدد ولی فقیه مطالب زیادی در همین سایت و سایت اسک دین وجود دارد که می توانید مراجعه فرمایید.

    در پناه حق باشید...

    سلام
    راستش مطالبی را که کپی فرمودید قبلا خوانده بودم. فلذا 2 نکته ی اساسی همچنان باقی میماند. اول اینکه همه ی رمز گشایی های شما از حوادث الواقعه و رواه حدیث، نظر شخصی کسی است که آن را نوشته و شما کپی کردید. و درواقع در کل طول تاریخ، هیچکس این نظری را نداشته که شما نوشتید. و این ولایت فقیه و اینها در چند دهه ی اخیر مد شده است!
    ضمن اینکه هنوز هم این بحث باقی است که امام چگونه وظیفه ی جانشینی و حجت خدا بر مردم در زمان غیبت را، تنها در یک نیم خط در یک نامه ی شخصی بیان میکند و هیچ توضیح هم نمیدهد تا جای شک و شبهه ای باقی نماند و هرکس نتواند تفسیر به رای کند!

    اما دیدم در جای دیگر گفتید مسئله ی ولی فقیه خارج از این حدیث است و بحث کاملا عقلی است. خب من هم همین پاسخ را میخواستم. فقط میخواستم بفرمایید که در روایات چیزی به نام ولی فقیه نداریم و این از اکتشافات علمی اخیر است.

    ممنون از بحث...موفق باشید

  14. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۷
    نوشته
    1,528
    صلوات
    9871000
    تعداد دلنوشته
    485
    مورد تشکر
    2,419 پست
    حضور
    52 روز 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    سلام
    راستش مطالبی را که کپی فرمودید قبلا خوانده بودم. فلذا 2 نکته ی اساسی همچنان باقی میماند. اول اینکه همه ی رمز گشایی های شما از حوادث الواقعه و رواه حدیث، نظر شخصی کسی است که آن را نوشته و شما کپی کردید. و درواقع در کل طول تاریخ، هیچکس این نظری را نداشته که شما نوشتید. و این ولایت فقیه و اینها در چند دهه ی اخیر مد شده است!
    ضمن اینکه هنوز هم این بحث باقی است که امام چگونه وظیفه ی جانشینی و حجت خدا بر مردم در زمان غیبت را، تنها در یک نیم خط در یک نامه ی شخصی بیان میکند و هیچ توضیح هم نمیدهد تا جای شک و شبهه ای باقی نماند و هرکس نتواند تفسیر به رای کند!

    اما دیدم در جای دیگر گفتید مسئله ی ولی فقیه خارج از این حدیث است و بحث کاملا عقلی است. خب من هم همین پاسخ را میخواستم. فقط میخواستم بفرمایید که در روایات چیزی به نام ولی فقیه نداریم و این از اکتشافات علمی اخیر است.

    ممنون از بحث...موفق باشید
    در مورد رهبری، همینه که هست
    با تمام اشتباهات و درست کاری ها

    متاسفانه برخی ها، منتظرند تا یکی یک اشتباه یا دیدگاه را بگه و بعد حمله را شروع کنند.


    آقا ما جنبه نداریم که سئوال هم بپرسیم و جواب بگیریم

    وقت حساب رسی، پیامبر هم باشه پس میده, حالا با ولایت فقیه یا غیر آن.
    کمتر از خودمان نباشیم که بی عیب خداست!!!
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۱﴾الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿۶﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿۷}

  15. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    125
    مورد تشکر
    321 پست
    حضور
    3 روز 2 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    راستش مطالبی را که کپی فرمودید قبلا خوانده بودم.
    بنده انتظار داشتم به جای اینکه بگویید قبلا خوانده بودم یا نظر کس دیگری است، مطالب را نقد یا رد می کردید!
    بالاخره این هم روشی است...

    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    درواقع در کل طول تاریخ، هیچکس این نظری را نداشته که شما نوشتید.
    بحث ولایت فقیه از زمان شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی تا به حال مطرح بوده است.
    برای نمونه شیخ طوسی از استاد خود سید مرتضی چنین نقل می کند:
    لانّهم اذا أذنوا فى هذه الولاية عند الشروط التى ذكرناها فتولاها بأمرهم فهو على الحقيقه وال من قبلهم ومتصرّف بامرهم. ولهذا جائت الروايات الصحيحة بانّه يجوز لمن هذه حاله أن يقيم الحدود ويقطع السراق ويفعل كل ما اقتضت الشريعة فعله فى هذه الامور؛ زيرا هنگامى كه ائمه با شرايطى كه گذشت، پذيرش ولايت را اجازه مى‌دهند، فقيه در حقيقت با دستور ائمه ولايت را پذيرفته و متولى از جانب ائمه و صاحب اختيار به امر آنان است، براى همين است كه در روايات صحيح آمده است كه چنين كسى مى‌تواند حدود را اجرا كند، دست دزد را ببرد و تمام آنچه را كه شرع مقدس خواسته در حوزه ولايتش به اجرا درآورد.(نهايه، شيخ طوسى، ص۳۰۱)
    در هر حال اگر به فقه آشنا باشید بسیاری از مسائل حدود، دیات، اخذ زکات و ... که به شئون فقیه و حکومت برمی گردد از قدیم الایام در فقه شیعه مطرح بوده است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط bandekhoda1 نمایش پست
    اما دیدم در جای دیگر گفتید مسئله ی ولی فقیه خارج از این حدیث است و بحث کاملا عقلی است.
    لطفا تحریف نفرمایید...
    بنده عرض کردم دلیل ما عقل است و مرحوم شعرانی فرمودند با وجود دلیل عقلی نیازی به روایت نیست.
    به عبارتی حدیث را موید گرفته اند نه اینکه هیچ ربطی به بحث ندارد.
    مستحضرید که دلیل با موید تفاوت دارد.

    شما هم موفق باشید ان شا الله

    آیا این جمله مقام معظم رهبری صحیح بود!؟

  16. تشکر


  17. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    125
    مورد تشکر
    321 پست
    حضور
    3 روز 2 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    جمع بندی




    سوال:
    با توجه به اینکه هنگام ظهور امام زمان(عجل الله فرجه)، بیعت هیچ کس به گردن ایشان نیست؛ آیا جمله «مملکت ما مملکت امام زمان(عجل الله فرجه) است» صحیح است؟

    پاسخ:
    قبل از هر چیز باید دید منظور از جمله: «مملکت ما مملکت امام زمان(عجل الله فرجه) است» چیست و آیا این جمله با حدیثی که دال بر خالی بودن ذمه امام زمان(عجل الله فرجه) از بیعت دیگران است، منافات دارد یا نه؟
    مقدمه؛ بیعت به معنای، دست دادن، دست فشردن، دست راست خود را به دست راست دیگری زدن برای ایجاب عقد بیع است.(1) علاوه بر عقد بیع، برای اینکه افراد جماعت یا قبیله‌ای با حاکم یا رئیس قبیله، جهت اطاعت و فرمانبری از وی پیمان بندند، عمل دست دادن(مصافحه) معمول بود.(2) اما معنای شایع و مصطلح بیعت در قرآن، سنّت، تاریخ، کلام و فقه سیاسی اسلام، عقد و پیمانی است که فرد بیعت کننده با امام، حاکم یا شخصی دیگر می‌بندد تا در موضوعی خاص یا به طور عام مطیع و فرمانبردار وی بوده به مفاد تعهّد خود ملتزم و وفادار بماند.(3)

    بنابر مقدمه پیشین:
    اولا؛ جمله مذکور و شبیه آن در کلام دیگر بزرگان مانند بنیان گذار کبیر انقلاب نیز وجود داشته، مرحوم «امام خمینی» در دیدار با هیات دولت در تاریخ 16 شهریور سال 1360 می فرماید: پشتوانه شما خدای تبارک و تعالی است؛ صاحب این مملکت امام زمان- سلام اللَّه علیه- است و شما با دل محکم مشغول کارتان بشوید و از هیچ یک از این مسایل نترسید.

    ثانیا؛ منظور این بزرگان از جمله مذکور را می توان در قالب چند احتمال ذیل بیان کرد:
    اول اینکه حكومت ايران حكومتي است كه مورد عنايت و حمايت خاص امام زمان(عجل الله فرجه) است. چرا که حكومت فعلي ايران كه بر مبناي اصل ولايت فقيه شكل گرفته و مطمئنا در عصر غيبت مطابق خواست امام زمان(عجل الله فرجه) است و اصل ولايت فقيه اصلي است كه از آيات و روايات برداشت مي شود. به عنوان نمونه امام صادق(علیه السلام) در بيان تكليف مردم در حلّ اختلافات و رجوع به يك مرجع صلاحيت دار كه حاكم بر مسلمين باشد چنين مى‌فرمايد: ... هر كس از شما كه راوى حديث ما باشد و در حلال و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشد و احكام ما را بشناسد او را به عنوان داور بپذيريد. همانا من او را حاكم بر شما قرار دادم. پس هر گاه حكمى كرد و از او قبول نكردند، حكم خدا را سبك شمرده‌اند و ما را رد كرده‌اند و آن كس كه ما را رد كند خدا را رد كرده و رد كردن خدا در حدّ شرك به خداى متعال است.(4) منظور امام(علیه السلام) از راوی حدیث، شخصى است كه فقيه و مجتهد در احكام و مسائل دين باشد.

    معنای دیگری که می توان برای جمله مذکور بیان کرد اینست که مردم ايران مورد عنايت و حمايت خاص امام زمان(عجل الله فرجه) باشند. چرا كه اكثر مردم ايران پيروان و دوستداران اهل بيت(علیهم السلام) هستند و امام زمان(عج) فرموده كه ما شيعيان خود را به حال خود رها نمي كنيم و به فكر آنها هستيم. در يكي از توقيعات امام زمان(عج) مي خوانيم: إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَكُمُ الْأَعْدَاء؛ ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى‏ كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ‏ايم، و اگر جز اين بود از هر سو گرفتارى به شما رو مى ‏آورد و دشمنانتان، شما را از ميان مى‏ بردند.(5)

    البته علاوه بر دو معنای گذشته، می توان مطابقت قانون و احکام جمهوری اسلامی با اسلام را نیز مورد قبول و رضای امام(عجل الله فرجه)دانست.(6) هر چند منظور از این رضایت، رضایت فی الجمله امام(عجل الله فرجه) است، چرا که در دوران غیبت، بسیاری از احکام بر مبنای ظن معتبر بوده و احتمال خطا و عدم مطابقت، در این احکام وجود دارد.

    بنابراین همانطور که مشاهده شد، هیچ کدام از معانی ذکر شده با معنای لغوی و اصطلاحی بیعت مطابقت ندارد. پس جمله: «مملکت ما مملکت امام زمان(عجل الله فرجه) است» به معنای وجود بیعت کسی بر عهده امام زمان(عجل الله فرجه) در هنگام ظهور نیست و این جمله منافاتی با روایتِ عدم وجود بیعت در زمان ظهور ندارد.


    پي نوشت ها:
    1. شهیدی، سيد جعفر، (1368)، بیعت و چگونگی آن در تاریخ اسلام، مجله كيهان انديشه، شماره 26، ص۱۲۵.
    2. شهرستانی، محمد علي، (1416)، مدخل الی علم الفقه، لندن، ص۱۵۵.
    3. مکارم، ناصر، (1411)، انوار الفقاهة: کتاب البیع، قم، ج۱، ص۵۱۷.
    4. كلينى، محمدبن اسحاق،(1407)،الكافي،غفاري،عل ي اكبر،چهارم،تهران،دارالكتب الاسلاميه، ج‏1، ص67.
    5. طبرسی،فضل بن حسن، (1403)، الاحتجاج علي اهل اللجاج، اول، مشهد، نشر مرتضي، ج‏2، ص497.
    6. برگرفته از پاسخ:
    http://www.pasokhgoo.ir/node/73616

    ویرایش توسط عامل : ۱۳۹۷/۰۳/۰۵ در ساعت ۰۱:۱۴
    آیا این جمله مقام معظم رهبری صحیح بود!؟


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود