جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشعار در مورد کشتار مسلمانان مظلوم میانمار

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,442
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    400 پست
    حضور
    122 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    اشعار در مورد کشتار مسلمانان مظلوم میانمار




    شعری از محمد تقی عزیزیان






    شسته لکه خون روی چهره کاشی

    چه روزگار سیاهی ست توی نقاشی

    ببین عوض نشدی روزگار خیره سری!

    زمانه !باز همان کشکی و همان آشی

    چه می شود که بیایی و بار بر بندی

    سفر کنی بروی سرزمین نجاشی

    چرا تو آه خودت را به آسمان نبری

    چرا تو سلسله ظلم را نمی پاشی

    غروب تلخ میانمار مرده اش زنده است

    بگو به جمله ی حکام ظالم و ناشی

    بگو که در دل تاریخ ثبت خواهی شد

    اگر بمیری و روی عقیده ات باشی



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,442
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    400 پست
    حضور
    122 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121





    شعر از مجتبی نادری



    های هیتلر!
    های موسولینی!
    های صدام!
    های اوباما!
    هاب بانکی مون!
    های راخین!
    های های سوختم...
    می سوزند و می سوزم از اینکه
    های های کودکان و زنان بیگناهی که
    در میان هیاهوی المپیک گم شده است را
    هیچ کس نمی شنود
    میان مار
    گزیده می شود در میان مارهایی که
    اژدها شده اند این روزها!!!
    و آتش از دهانهای خون آلوده شان می جوشد،
    ما که ککمان هم نمی گزد!!
    عصای موسی کجاست؟!!!
    آهای سازمان های ملل به اصطلاح
    "هوا بس ناجوانمردانه سرد است آی!"
    "سرها در گریبان است"
    آهای خدا!
    آهای بودا!
    آهی انسانیت خالی!
    آهای آزادگی لا اقل!
    در جزیره آدمخوارها کباب آدم می دهند
    بفرمایید افطار!...
    هوا ابری نیست...
    همه هوای هم را دارند...
    همه اروپایی ها
    همه نازی ها
    بریتیش ها
    و حتی صهیون ها
    عرب ها هم هوای همه آن ها را دارند!!
    که مبادا مسلمانی از قلم بیفتد!
    های ملک عبدالله!
    هیهات من الذله
    هیهات...
    ارتش سرخ
    ارتش سرخ شده های میانمار
    ارتش مستضعفان
    روزی، های های آه هایش
    خواهد گرفت دامن همه را
    که حرفی برای گفتن ندارند
    آهای خدا!
    آهای بودا!
    آهای انسانیت خالی!
    آهای آزادگی لا اقل!
    سری بچرخانید...
    میانمار آتش گرفته!
    انسانیت سوخته!
    ما که ککمان هم نمی گزد!!!...



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,442
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    400 پست
    حضور
    122 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    غزلی از دکتر سیدعلی انجو برای کودکان مسلمان میانمار






    دلم آتش گرفت از دیدن تصویر آن کودک

    کنار نعش مادر ضجه زد تقدیر آن کودک

    لباس قرمز تقوای بوداییّ بی احساس

    زده آتش به احساساتِ در زنجیر آن کودک

    جسدهای سیاه و سوخته یک یک کنار هم

    برشته، زخم خورده در پسِ تصویر آن کودک

    از آن وقتی که دیدم چهره ی زار و نحیفش را

    ندارم خواب و احساسم شده درگیر آن کودک

    به جرم دین اسلامی که میراث از پدر برده

    شده بی خاک و بی خانه ببین تقدیر آن کودک

    نه در برمه، نه در بنگال و نه در هیچ آبادی

    و حتی در خرابی ها نخوابد سیر آن کودک

    و این نسلی که آواره است و اهل هیچ جایی نیست

    همیشه اهل اسلام است در تعبیر آن کودک

    اگر نامردمی کرده است نامردی به یک جایی

    بگو بامن چه بوده در میان، تقصیر آن کودک؟

    وحتی یک نفر هم یک خبر حتی نمی گوید

    در این مطبوعه ها از نقش و از تأثیر آن کودک

    و یا در حد بحث از سقف پول جذب بازیکن

    رسانه گفته آیا هیچ در تفسیر آن کودک؟

    میان مسلمین هم یاوری حتی ندارد او

    که یا گردد زبانش یا شود شمشیر آن کودک

    نمی دانم چه باید کرد در این روزگاری که

    خبرها داغ تر دارند از تصویر آن کودک...


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,442
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    400 پست
    حضور
    122 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    غزل‌سپید محمدرضا وحیدزاده برای میانمار


    جرمت بزرگ بود و سزاوار دشمنی











    جرمت بزرگ بود و سزاوار دشمنی



    تیغ است و سنگ پاسخ این پاک‌دامنی





    اسلام جرم توست، مجازات حق ما




    با چشم‌های شعله‌ور و قلب آهنی





    ایمان نداشتی به خدایان عصر ما



    سوزانده می‌شوی که بتی را نیفکنی





    تو ملحدی به عصر حقوق بشر، به صلح



    شک کرده‌ای به نظم نوین و...





    فلاخنی



    باید بزرگ و سخت که در



    آتش افکنیم



    هر کس نبُرد سجده به بت‌هایمان



    یعنی



    اینقدر هم نمی‌فهمی



    که نباید مسلمان باشی



    و ایمان آوری به دینی جز دین ما؟





    وقتی که دموکراسی از اسلام بهتر است



    و اهمیتتان همین اندازه



    که در خبرگزاری‌ها



    خبری از شما نباشد





    سوزانده شدن چند مسلمان



    خبر داغی نیست



    در حالی که می‌توان



    در خاورمیانه آتش گرم‌تری افروخت





    حالا چه فرق می‌کند



    اینکه به چند زن تجاوز شده باشد



    یا چند نفر را مثله...





    وقتی مجرمان ریش ندارند



    و زنانشان ‌حجاب



    و عنوان تروریست



    برازندۀ پایشان



    برای باز شدن به تیتر اول خبرها نیست؟





    اصلاً خودت قضاوت کن



    دست و دلبازی‌های هالیوود برای بودیسم را



    بگذار یک طرف



    تصویری که از اسلام ساخته‌ایم را هم



    یک طرف





    قبول کن این‌طور بهتر است



    تو به سلاخی بودایی‌های آرام و صلح‌طلب



    تن بده





    ما هم حواسمان به شتک خون کودکانت



    به لنز دوربین‌هایمان هست



    فقط مراقب پایت باش


    که در کفش هولوکاست نرود



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,442
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    400 پست
    حضور
    122 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    ترانه اي از رحيم کريمي به مظلوميت مسلمانان ميانمار





    بذار عکساتونو تماشا کنم

    چشام رو عذاب شما بسته شد

    چجوري بايد روزه مو وا کنم؟

    يه دختر که پرسيد از مادرش

    کي اشهد رو ياد پدر داده بود؟

    ببين صبح امروز خاکسترش

    رو خاکستر مادر افتاده بود

    به آتيش بودا بگو مرگ ما

    رهايي از اين جون به سر بردنِ

    اگه رسمشون کشتنه ما شده

    بگو رسم ما روي پا مردنِ

    بگو هرچي ابليس تو گوششون

    يه عمري مي‌خونده همش مهمله

    بگو حل نمي‌شه براشون سوال

    اگه پاک شه صورت مسئله

    بذار عکساتونو تماشا کنم

    که خاکستراتون تو دستاي باد -

    داره ميره سمت دعاي سحر

    گمونم صداي مؤذن مياد...


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,442
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    400 پست
    حضور
    122 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    غزلی از میلاد عرفان پور برای مسلمانان میانمار




    سروده شد با دلی سوخته برای مسلمانان میانمار که در خاموشی جهان، می سوزند.

    به این آتش برس! هیزم مهیا کن! مهیاتر!

    گلستانیم ما در آتش نمرود زیباتر

    مهیا کن که ما از آتش شیطان نمی ترسیم

    که در آغوش آتش می شود ققنوس ماناتر

    خبر از دود آه ما به دلها می‌رود مادام

    تو با هر شعله نفرینی‌تری هرشعله رسواتر

    تو مثل شعله‌ها با نعره‌ی مستانه‌ات دلخوش

    و ما را ناله‌ای مانده‌ست از فریاد، گیرا تر

    دریغا پیرو بودا به کار زنده‌ سوزاندن

    دریغاتر از این غوغای خاموشی! دریغاتر !

    شما را مردگانی هست سر تا پای در آتش

    شما در زندگانی نیز می سوزید، پیداتر

    بسوزانیدمان، خورشید محشر نیز در راه است

    خدا، تنها خدا با ماست با مایی که تنهاتر

    ... اغثنا یا غیاث المستغیثین! راه دشوار است

    اگرچه نیست در رنج سفر از ما شکیباتر







    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,442
    صلوات
    1006
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    برای امام زمان
    مورد تشکر
    400 پست
    حضور
    122 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    شعرهايي از محمد حسين انصاري ن‍ژاد براي ميانمار






    به کبوتران شهید میانمار

    دودستت را ببر بالا که راهی غیر نفرین نیست

    شب و بر شاخه ای شبخوانی یک مرغ آمین نیست

    خبرهایی ست سرخ سرخ از باغ شهید تو

    که حتی بال بال یک کبوتر پشت پرچین نیست

    بچرخان رو به بالا چرخ خیاطی خونین را

    که جزبر خون پس از این گردش چرخ کبودین نیست

    کجای شهرامشب خالی از شمراست و شلاقش؟

    که رقص شعله جز بر خیمه گاه آل یاسین نیست

    کجای شهر امشب منقلی اسپند سوسو زد؟

    ردی از حق حق درویش و کشکول و تبرزین نیست

    لگد کوب جنون آل چنگیزند زیتون ها

    خدایا وقت خونخواهی از این نسل تموچین نیست؟

    کجای مذهب بودا ست بر نیلوفران آتش ؟

    شگفتا" نیروانایی" که می گفتند ازو این نیست ؟!

    از این شطرنج بازان هم بخاری بر نمی خیزد

    کسی دلواپس آیینه های شهر غمگین نیست

    کدام آدینه یارب حضرت موعود می آید

    علامات ظهورش کامل آمد پس کدامین نیست؟

    ۲)

    به دختر بچه ی مسلمان میانماری که در قتلگاه قرآن در بغل

    بر دست های کوچکش زخم هبل دارد

    در کافرستانی که قرآن در بغل دارد

    با رقص هندو های کافر کیش در میدان

    چشمش شهادت نامه از صبح ازل دارد

    بر کشتگان شهر، هنگام نماز عشق

    زخم گلویش جذبه ی خیر العمل دارد

    بی سر پناه آخر دو دست التماسش را

    سمت کدامین حلقه ی بین الملل دارد؟ !

    دیشب از آن بالا سری چون سیب سرخ افتاد

    جایش ستاره سوسو امشب بر دکل دارد

    خون است و پاکوبی مگر امشب کدامین گرگ

    دندان به نای کودکان آن محل دارد؟

    خالی ست شهر و قسمتش جشن شغالان ست

    پس کو پلنگانی که در کوه و کتل دارد

    خواهر !تمام کوچه امشب گرگ ریزان است

    همسایه ات گرگ ست و دیگرگون دغل دارد

    می بیند آتش را صدایش در نمی آید

    می بیند آشوب وخودش ذوق جدل دارد

    دستی ببر بالا ستم سوز است دستانت

    از آه تو دیوار چین حتی گسل دارد

    از چشم های میشی ات بر سنگفرش خاک

    این شاعر شبگرد الهام غزل دارد



    منبع اشعار


    موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود