صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نام این شخص در قرآن چیست؟

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,620
    صلوات
    1749
    دلنوشته
    22
    دلنوشته
    رب انزلنی منزلا مبارکا و انت خیر المنزلین
    مورد تشکر
    283 پست
    حضور
    210 روز 2 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    سلام
    با استدلال شما اگر بخوایم پیش بریم حدود 1/500/000/000 مسلمان در سطح جهان اشتباه می کنند که فکر می کنند باید تنها خدا را بپرستند و تنها از او یاری بخواهند. چون در سوره حمد شخص غایب پروردگار جهانیان، مهربان و صاحب روز جزا معرفی شده اما در آیه بعدی به شخص مخاطب گفته می شود تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می خواهیم. حتی می توان در اینکه قرآن از جانب خداوند باشد هم تشکیک کرد. چون خداوند که به خودش نمی گوید ما را به راه راست هدایت فرما
    حلال کنید...

  2. #12
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۶
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    141 پست
    حضور
    7 روز 14 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام به شما رحیل عزیز، من به دنبال پاسخ هایی از نوعِ پاسخ شما بودم تا بتوانم بگویم که من به این نتیجه رسیده ام که :

    الله، این کتابی که ما قرآن می نامیم را نوشته و با روشی که من نمی دانم چه روشی است آن را به دستان مردم رسانده سپس در آینده عده ای به عنوان نبی مبعوث می شوند تا خبرِ آمدنِ آن رسول نبی امی را به مردم بدهند و در همین حال الله معلمی را به نزد رسول اسلام می فرستد تا آن معلم از روی کتاب ، آیاتش را برای رسول توضیح دهد تا رسول نبی امی بتواند آنها را به دیگران یاد بدهد شدید القوی می تواند اسم یا لقب معلم رسول اسلام باشد در همین حال رسولان دیگری نیز می آیند و محمد نیز که رسول است می آید اما محمد آخرین خبر دهنده یعنی آخرین نبی است و من فکر می کنم که در آن روزها، هر قومی بر روی زمین، برایشان رسولی به زبان خودشان مبعوث خواهد شد و اینجاست که من می گویم آیات سوره حمد می تواند دعاهای این افراد گوناگون باشد و یا می تواند حرف های معلمِ رسول نبی امی باشد من به این نتیجه رسیدم که وقتی این رسولان مبعوث شوند و سپس رسول نبی امی مبعوث شود آنگاه الله در آن روزها فقط با تعدادی از انسان ها حرف می زند و حقایق آیاتش را بیان می کند و با بقیه انسان ها حرف نمی زند چون الله بسیاری از انس و جن را برای جهنم خلق کرده است و در آخر به جهنم می گوید آیا پر شده ای یا نه و جهنم می گوید آیا بیشتر از این هم وجود دارد؟ البته آیاتی که گفته من را ثابت کنند نیز وجود دارند مثل آن آیه که عده ای می گویند چرا الله با خودِ ما حرف نمی زند یا آن آیه ای که الله می گوید شما می شنوید و آن ها نمی شنوند یعنی صدای الله از یک کانال شنوایی که از غیب باز می شود به گوش فقط تعدادی از انسان ها می رسد که الله می خواهد آنها را هدایت کند و حتی من به این نتیجه رسیدم که از بین این اشخاص هستند شخص یا اشخاصی که تصاویری از غیب را نیز خواهند دید البته اینها برای کسانی ممکن است که اولا الله خواسته هدایت شوند ثانیا به غیب باور داشته باشند و فکر نکنند که هر آنچه در این دنیا مشاهده می کنند تمام آن چیزی است که وجود دارد بلکه حقیقت این است که الله از غیب با عده ای از انسان ها در آن روزها صحبت خواهد کرد و این کتابی که در دست دارید و نامش را قرآن گذاشته اید آن روز کاربرد بیشتری دارد چون باورمندان به این کتاب ، چیزهایی را در آن روزها می شنوند و می بینند که از قبل در این کتاب درباره اش آیاتی ثبت شده بود و به همین دلیل ایمانشان به این موضوع که این کتاب و آن صدا از طرف الله است بیشتر می شود در واقع معجزه واقعی این کتاب این است که اول نوشته شده و سپس آیاتش در دنیای واقعی اتفاق خواهد افتاد و این آن رازی است که خیلی ها نمی دانند و ازش بی خبرند زیرا اکثر مردم فکر می کنند که این کتاب به این صورت نوشته شده که اول یک اتفاقی افتاده سپس الله یک آیه درباره آن اتفاق نازل کرده این که هنر نیست هر شخصی می تواند وقتی اتفاقی افتاد قلم و دفتری بردارد و درباره آن اتفاق چیزی بنویسد هنر آن است که الله این کتاب را نوشته و در آینده خواهیم دید که تک تک کلماتش گفته می شود شنیده می شود و اجرا می شود تفاوت طرز فکر من با طرز فکر بقیه مردم در همین نقطه است که مردم فکر می کنند اتفاقاتی در گذشته افتاده و هر بار الله یک آیه در باره آن اتفاق ها نازل کرده اما من فکر می کنم که اول این کتاب نوشته شده و سپس آیاتش اتفاق خواهد افتاد و مردم تعجب خواهند کرد که الله چطوری از قبل این چیزها رو می دانسته آنجاست که الله احتمالا باید بگوید مگر نمی دانستی که درباره صحبت های انسان ها در جهنم در آینده نیز توضیح داده بودم آیا نمی دانستی که من از آینده باخبر هستم بله من می دانم که الله از آینده خبر دارد و همه این ها از قبل نوشته شده و در کتابی نزد الله موجود هست آینده ای که هنوز نیامده نیز نزد الله موجود است فقط عده ای ناآگاه در گذشته چون دیدند که این کتاب در دستانشان است به دنبال کشف این موضوع برخاستند که این کتاب چطوری به زمین رسیده و برای همین چون نتونستن متوجه شوند که این کتاب چطوری به زمین رسیده به همین دلیل از روی آیاتش حدس زدند که احتمالا این کتاب به شخصی با نام محمد نازل شده و بعد هم که احادیث را اضافه کردند و بعد هم که تفرقه ها ایجاد شد و الله از قبل می دانست که این اتفاق ها خواهد افتاد و می خواست با این کار مردم را با شیوه های گوناگون امتحان کند اما خیلی ها دست از یکتا پرستی کشیدند و به امام پرستی و صوفی گری و بت پرستی و غیر الله گرایش پیدا کردند زمانیکه ازشون می پرسی چرا به دنبال امام میروی میگویند ما می دانیم الله این دنیا را خلق کرده اما ما این امامان را عبادت نمی کنیم بلکه فقط می گوییم که این امامان شفیعان ما در نزد الله هستند و الله هم می گوید برای من شریک قرار دادید بعد الله برای این گروه نامی را در کتابش می آورد کار به جایی رسیده که طرف میره توی حرم امام رضا و به امام رضا میگه من مریضم من رو شفا بده انگار که نه انگار این دنیا خالقی با نام الله داره بیچاره به سراغ امام رضا می ره و الله رو رها می کنه و حرفشم اینه که امام واسطه بین من و الله است تمام نام کشورها و مرزبندی بین کشورها از حدود 300 سال قبل انجام گرفته و الله می دانست که عده ای از انسان ها از روی کتاب الله دلیل می آورند و دست به کارهای مختلف می زنند و می خواست با این روش مشخص کند که کدام یک از انسان ها بهتر عمل می کنند به هر حال من اعتقاد دارم که فقط باید الله را پرستش کرد و اگر الله گفت به حرف این رسول نیز گوش کنید باید به حرف اون رسول گوش کنیم اگر رسول اسلام در گذشته مبعوث شده بود دیگر این همه اختلاف در فهمیدن معنای آیات ایجاد نمی شد این نشان می دهد که رسول اسلام هنوز مبعوث نشده ضمنا از آیات کتاب الله می توان به این نتیجه رسید که رسول اسلام در آخر زمان مبعوث می شود و شاید لازم نباشد که بگویم ما به آخر زمان نزدیک تر هستیم و گذشتگان، دور تر هستند یعنی ما و شاید آیندگانِ ما باشند که در آخر زمان قرار دارند و گذشتگان در آخر زمان قرار نداشتند چون می بینیم که این زمان هنوز ادامه دارد وقتی رسول اسلام مبعوث شود درباره چیزهایی که مردم در آن ها اختلاف می کردند به دیگران توضیح می دهد و سپس الله دینش را بر تمام دین های دنیا غلبه می دهد. یادم رفت بگویم که من حتی فکر می کنم که قرآن هنوز نازل نشده ضمنا ذکر هم هنوز نازل نشده و فکر می کنم این کتابی که الان در دستان ما وجود دارد قسمتی از کتابی با نام الکتاب است که از قبل برای مردم، هدایتگر بوده من فکر می کنم منظور از قران چیزی است، که در داخلِ آن کانالِ شنوایی که از غیب باز می شود، برای عده ای گفته می شود یا اینکه خوانده می شود. و البته فکر می کنم که هنوز این اتفاق نیوفتاده است.
    ویرایش توسط amir reza abdi : ۱۳۹۶/۰۷/۱۰ در ساعت ۰۰:۱۰

  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    56 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام خدمت شما دوست گرامی؛

    نقل قول نوشته اصلی توسط amir reza abdi نمایش پست
    سلام به شما، الله در آیه 29 از سوره الفتح، به چه شخصی می گوید که محمد و یاران محمد را می بینی؟ نام اون شخصی که محمد و یاران محمد را می بیند چیست ؟ این شخص ، کیست که الله با او صحبت می کند؟

    در پاسخ به سوال شما دوست گرامی و پس از بررسی نسبتا جامعی که در متون تفسیری نسبت به سوال شما انجام شد این نکته را باید خدمت شما یاد اور شوم که همان گونه که در پست قبلی به آن اشاره داشتم عدم اشاره مستقیم به مطلبی در ذیل یک آیه و یا دسته ای از آیات در تفاسیر به معنای نپرداختن و نادیده انگار کردن آن مضمون از سوی مفسران و صاحب نظران علوم قرآنی نبوده است. اگر انسان مطالعه ای آگاهانه و روشمند در مباحث دینی و به خصوص قرآن و روایات داشته باشد ( که قطعا نیاز به زمان دارد مثل تمام حوزه های معرفتی) به این مساله پی خواهد برد که گاهی مبانی و کلیات برخی از مباحث در بخشی بیان شده و از ذکر مجدد و مکرر آن مطلب در حین مثلا مباحث تفسیری خودداری شده است.
    مطلب مورد اشاره شما از این دسته است. به دلیل توجه و اشاره به مساله در مباحث مقدماتی تفسیر( مانند مقدمه های تفاسیر) ویا مباحث علوم قرآنی که به عنوان مقدمه ای از مباحث تفسیری هستند اشاره شده است.
    پس از مطالعه کتب تفسیری و شروح ذیل آیه به این نکته توجه پیدا کردم که اصل بحث و مساله مورد اشاره شما به بحث انواع خطاب های قرآنی باز می گردد. در حقیقت اگر در این بخش از آیه؛ صیغه فعل جمع بود شاید این اشکال در ذهن شما به وجود نمی آمد؛ اما به دلیل شکل و سیاق مفرد فعل این مساله برای شما ایجاد شده است که خطاب آیه یا همان فاعل فعل «تراهم» کیست؟
    مراجعه به متون تفسیری این مساله را بیان می دارد که خطاب به عموم مخاطبان قرآن از مسلمان و کافر و مشرک و اهل کتاب و..... وچه در زمان نزول قرآن و چه بعد از آن می باشد. اما دلیل بر این ادعا بحث تنوع خطاب ها در کلام خداوند در قرآن کریم است. دانشمندان علوم قرآنی تا بیش از ۳۰ عنوان خطاب را در کلام خداوند ذکر می کنند که در بین این عناوین می توان به عنوان خطاب خاص برای مفهوم عام اشاره داشت؛ به این معنا که لفظ درظاهر خاص و اشاره به فرد یا افرادی خاص است اما در معنا قابل تسری به دیگران است. به عنوان نمونه در قرآن کریم این موارد را می توان اشاره داشت:
    « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ إِلاَّ أَنْ يَأْتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْري لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْرا»(۱)

    «اى پيامبر! هر زمان خواستيد زنان را طلاق دهيد، در زمان عدّه، آنها را طلاق گوييد [زمانى كه از عادت ماهانه پاك شده و با همسرشان نزديكى نكرده باشند]، و حساب عدّه را نگه داريد؛ و از خدايى كه پروردگار شماست بپرهيزيد؛ نه شما آنها را از خانه‏هايشان بيرون كنيد و نه آنها (در دوران عدّه) بيرون روند، مگر آنكه كار زشت آشكارى انجام دهند؛ اين حدود خداست، و هر كس از حدود الهى تجاوز كند به خويشتن ستم كرده؛ تو نمى‏دانى شايد خداوند بعد از اين، وضع تازه (و وسيله اصلاحى) فراهم كند!»

    در این آيه خطاب خاص به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد حکم طلاق زنان صورت گرفته است در حالی که مساله نگه داشتن عده برای تمام کسانی که همسران خود را طلاق می دهند از زمان نزول آیه تا به الان واجب بوده است. از این رو حکم به ظاهر در لفظ که خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دارد خاص است؛ اما در مفهوم برای جمیع مسلمانان نازل شده است. در مورد این آیه بر خلاف مورد سوال شما در آیه ۲۹ سوره فتح؛ فعل جمله جمع است « طَلَّقْتُمُ »در حالی که خطاب به یک فرد یعنی پیامبر است و باید علی القاعده فعل هم مفرد باشد.
    نظیر مورد فوق که اشاره به این مساله دارد که خداوند متعال گاه در خطاب خود ذکر خاص دارد اما مفهوم عام را در نظر می گیرد این آیات قابل بررسی هستند:

    « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ اللاَّتي‏ آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَ ما مَلَكَتْ يَمينُكَ مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَ بَناتِ عَمِّكَ وَ بَناتِ عَمَّاتِكَ وَ بَناتِ خالِكَ وَ بَناتِ خالاتِكَ اللاَّتي‏ هاجَرْنَ مَعَكَ وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْنا عَلَيْهِمْ في‏ أَزْواجِهِمْ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما تُرْجي‏ مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوي إِلَيْكَ مَنْ تَشاءُ وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَيْكَ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَ لا يَحْزَنَّ وَ يَرْضَيْنَ بِما آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَليماً»(۲)

    «اى پيامبر! ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته‏اى براى تو حلال كرديم، و همچنين كنيزانى كه از طريق غنايمى كه خدا به تو بخشيده است مالك شده‏اى و دختران عموى تو، و دختران عمّه‏ها، و دختران دايى تو، و دختران خاله‏ها كه با تو مهاجرت كردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هر گاه رن با ايمانى خود را به پيامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پيامبر بخواهد مى‏تواند او را به همسرى برگزيند؛ امّا چنين ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه ديگر مؤمنان؛ ما مى‏دانيم براى آنان در مورد همسرانشان و كنيزانشان چه مصلحت آنان چه حكمى را ايجاب مى‏كند)؛ اين بخاطر آن است كه مشكلى (در اداى رسالت) بر تو نباشد (و از اين راه حاميان فزونترى فراهم سازى)؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است! (موعد) هر يك از همسرانت را بخواهى مى‏توانى به تأخير اندازى، و هر كدام را بخواهى نزد خود جاى دهى؛ و هر گاه بعضى از آنان را كه بركنار ساخته‏اى بخواهى نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نيست؛ اين حكم الهى براى روشنى چشم آنان، و اينكه غمگين نباشند و به آنچه به آنان مى‏ دهى همگى راضى شوند نزديكتر است؛ و خدا آنچه را در قلوب شماست مى‏داند، و خداوند دانا و بردبار است (از مصالح بندگان خود با خبر است، و در كيفر آنها عجله نمى‏ كند)
    و یا به طور مثال این آیه که خطاب آن در ظاهر تنها به زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) است:

    «وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً »(۳)
    « و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏ خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.»

    مضمون این حکم گرچه مطابق آیات قبل از آن خطاب به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) است اما اقامه­ ی نماز و ایتاء زکات امری است که برای همگان لازم و واجب است.
    بنابراین در مورد مخاطب فعل « تراهم » در آیه ۲۹؛ مطابق آنچه در آیات فوق و آیات دیگری از قرآن ملاحظه می شود؛ لفظ خاص( مفرد مذکر مخاطب) اما مفهوم عام و شامل تمام مخاطبان قرآن است.


    منابع:

    ۱.طلاق:۶۵/۱
    ۲. احزاب:۳۳/۵۰ و ۵۱.
    ۳. احزاب:۳۳/۳۳.


    ویرایش توسط آلاء : ۱۳۹۶/۰۷/۱۲ در ساعت ۲۲:۱۸

  4. #14
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۶
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    141 پست
    حضور
    7 روز 14 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام خدمت شما دوست گرامی؛




    در پاسخ به سوال شما دوست گرامی و پس از بررسی نسبتا جامعی که در متون تفسیری نسبت به سوال شما انجام شد این نکته را باید خدمت شما یاد اور شوم که همان گونه که در پست قبلی به آن اشاره داشتم عدم اشاره مستقیم به مطلبی در ذیل یک آیه و یا دسته ای از آیات در تفاسیر به معنای نپرداختن و نادیده انگار کردن آن مضمون از سوی مفسران و صاحب نظران علوم قرآنی نبوده است. اگر انسان مطالعه ای آگاهانه و روشمند در مباحث دینی و به خصوص قرآن و روایات داشته باشد ( که قطعا نیاز به زمان دارد مثل تمام حوزه های معرفتی) به این مساله پی خواهد برد که گاهی مبانی و کلیات برخی از مباحث در بخشی بیان شده و از ذکر مجدد و مکرر آن مطلب در حین مثلا مباحث تفسیری خودداری شده است.
    مطلب مورد اشاره شما از این دسته است. به دلیل توجه و اشاره به مساله در مباحث مقدماتی تفسیر( مانند مقدمه های تفاسیر) ویا مباحث علوم قرآنی که به عنوان مقدمه ای از مباحث تفسیری هستند اشاره شده است.
    پس از مطالعه کتب تفسیری و شروح ذیل آیه به این نکته توجه پیدا کردم که اصل بحث و مساله مورد اشاره شما به بحث انواع خطاب های قرآنی باز می گردد. در حقیقت اگر در این بخش از آیه؛ صیغه فعل جمع بود شاید این اشکال در ذهن شما به وجود نمی آمد؛ اما به دلیل شکل و سیاق مفرد فعل این مساله برای شما ایجاد شده است که خطاب آیه یا همان فاعل فعل «تراهم» کیست؟
    مراجعه به متون تفسیری این مساله را بیان می دارد که خطاب به عموم مخاطبان قرآن از مسلمان و کافر و مشرک و اهل کتاب و..... وچه در زمان نزول قرآن و چه بعد از آن می باشد. اما دلیل بر این ادعا بحث تنوع خطاب ها در کلام خداوند در قرآن کریم است. دانشمندان علوم قرآنی تا بیش از ۳۰ عنوان خطاب را در کلام خداوند ذکر می کنند که در بین این عناوین می توان به عنوان خطاب خاص برای مفهوم عام اشاره داشت؛ به این معنا که لفظ درظاهر خاص و اشاره به فرد یا افرادی خاص است اما در معنا قابل تسری به دیگران است. به عنوان نمونه در قرآن کریم این موارد را می توان اشاره داشت:
    « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ إِلاَّ أَنْ يَأْتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْري لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْرا»(۱)

    «اى پيامبر! هر زمان خواستيد زنان را طلاق دهيد، در زمان عدّه، آنها را طلاق گوييد [زمانى كه از عادت ماهانه پاك شده و با همسرشان نزديكى نكرده باشند]، و حساب عدّه را نگه داريد؛ و از خدايى كه پروردگار شماست بپرهيزيد؛ نه شما آنها را از خانه‏هايشان بيرون كنيد و نه آنها (در دوران عدّه) بيرون روند، مگر آنكه كار زشت آشكارى انجام دهند؛ اين حدود خداست، و هر كس از حدود الهى تجاوز كند به خويشتن ستم كرده؛ تو نمى‏دانى شايد خداوند بعد از اين، وضع تازه (و وسيله اصلاحى) فراهم كند!»

    در این آيه خطاب خاص به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد حکم طلاق زنان صورت گرفته است در حالی که مساله نگه داشتن عده برای تمام کسانی که همسران خود را طلاق می دهند از زمان نزول آیه تا به الان واجب بوده است. از این رو حکم به ظاهر در لفظ که خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دارد خاص است؛ اما در مفهوم برای جمیع مسلمانان نازل شده است. در مورد این آیه بر خلاف مورد سوال شما در آیه ۲۹ سوره فتح؛ فعل جمله جمع است « طَلَّقْتُمُ »در حالی که خطاب به یک فرد یعنی پیامبر است و باید علی القاعده فعل هم مفرد باشد.
    نظیر مورد فوق که اشاره به این مساله دارد که خداوند متعال گاه در خطاب خود ذکر خاص دارد اما مفهوم عام را در نظر می گیرد این آیات قابل بررسی هستند:

    « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ اللاَّتي‏ آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَ ما مَلَكَتْ يَمينُكَ مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَ بَناتِ عَمِّكَ وَ بَناتِ عَمَّاتِكَ وَ بَناتِ خالِكَ وَ بَناتِ خالاتِكَ اللاَّتي‏ هاجَرْنَ مَعَكَ وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْنا عَلَيْهِمْ في‏ أَزْواجِهِمْ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما تُرْجي‏ مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوي إِلَيْكَ مَنْ تَشاءُ وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَيْكَ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَ لا يَحْزَنَّ وَ يَرْضَيْنَ بِما آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَليماً»(۲)

    «اى پيامبر! ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته‏اى براى تو حلال كرديم، و همچنين كنيزانى كه از طريق غنايمى كه خدا به تو بخشيده است مالك شده‏اى و دختران عموى تو، و دختران عمّه‏ها، و دختران دايى تو، و دختران خاله‏ها كه با تو مهاجرت كردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هر گاه رن با ايمانى خود را به پيامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پيامبر بخواهد مى‏تواند او را به همسرى برگزيند؛ امّا چنين ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه ديگر مؤمنان؛ ما مى‏دانيم براى آنان در مورد همسرانشان و كنيزانشان چه مصلحت آنان چه حكمى را ايجاب مى‏كند)؛ اين بخاطر آن است كه مشكلى (در اداى رسالت) بر تو نباشد (و از اين راه حاميان فزونترى فراهم سازى)؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است! (موعد) هر يك از همسرانت را بخواهى مى‏توانى به تأخير اندازى، و هر كدام را بخواهى نزد خود جاى دهى؛ و هر گاه بعضى از آنان را كه بركنار ساخته‏اى بخواهى نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نيست؛ اين حكم الهى براى روشنى چشم آنان، و اينكه غمگين نباشند و به آنچه به آنان مى‏ دهى همگى راضى شوند نزديكتر است؛ و خدا آنچه را در قلوب شماست مى‏داند، و خداوند دانا و بردبار است (از مصالح بندگان خود با خبر است، و در كيفر آنها عجله نمى‏ كند)
    و یا به طور مثال این آیه که خطاب آن در ظاهر تنها به زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) است:

    «وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً »(۳)
    « و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏ خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.»

    مضمون این حکم گرچه مطابق آیات قبل از آن خطاب به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) است اما اقامه­ ی نماز و ایتاء زکات امری است که برای همگان لازم و واجب است.
    بنابراین در مورد مخاطب فعل « تراهم » در آیه ۲۹؛ مطابق آنچه در آیات فوق و آیات دیگری از قرآن ملاحظه می شود؛ لفظ خاص( مفرد مذکر مخاطب) اما مفهوم عام و شامل تمام مخاطبان قرآن است.


    منابع:

    ۱.طلاق:۶۵/۱
    ۲. احزاب:۳۳/۵۰ و ۵۱.
    ۳. احزاب:۳۳/۳۳.

    آلاءِ عزیز، اولا تشکر می کنم به خاطر وقتی که گذاشتید تا به سوالم پاسخ بدهید و تشکر می کنم به خاطر وقتی که گذاشتید تا برای پاسخ به سوالم تحقیق کنید من نیز پاسخِ شما را با دقت مطالعه کردم اما الان یک سوالِ دیگر برایم ایجاد شده است اصلا چرا خودِ حضرتِ محمد درباره آیاتِ کتابِ الله توضیح ندادند ؟ اینطوری ما مجبور می شویم تا بر اساسِ حدس و گمانه زنی ، به معنای واقعیِ آیات پی ببریم . سوالم این است که آیا کتابی در زمانِ ما وجود دارد که توضیحاتِ حضرتِ محمد در بابِ آیاتِ کتابِ الله در آن وجود داشته باشد؟ اگر وجود دارد لطفا نام آن کتاب را ذکر کنید تا من به جای تفسیرهای مفسران به سراغِ همان کتابی بروم که حضرت محمد ، تفسیرهای خودش را در آن بازگو کرده است. به هر حال اگر آیاتِ کتابِ الله ، از زمانِ حضرتِ محمد به زمانِ ما رسیده است پس باید توضیحاتی که حضرت محمد درباره ی این آیات ذکر کردند نیز به زمانِ ما رسیده باشد.

  5. #15
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۶
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    141 پست
    حضور
    7 روز 14 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من ، الله رو دیدم ، این ، یکی از افکاری است که چند وقته در ذهنم ایجاد شده است. شاید اشتباه کرده باشم ، اما شاید هم ، اشتباه نکرده باشم . برای یک بار هم که شده ، بدونِ تعصب و با دقَّت ، این پیغامِ من رو مطالعه کنید تا بگویم چرا آن جمله را در اولِ این متن نوشتم . ماجرا از این قرار است ، من یک شب در خانه ، تنها بودم ، سیگارم رو روشن کردم ، درِ پنجره یِ آشپزخانه را باز کردم و شروع کردم به سیگار کشیدن در همان حال ، داشتم به ستاره های توی آسمان نگاه می کردم که یک دفعه از آسمانِ روبرویم یک نور ، ظاهر شد و سپس به تدریج بزرگتر شد تا اینکه به اندازه یک کفِ دست شد سپس ثابت شد و سپس به تدریج کوچک شد و نهایتاً در همان نقطه یِ اول ، ناپدید شد از ظاهر شدن تا ناپدید شدنِ این نور ، حدودِ 3 ثانیه زمان طی شد چندین ماه گذشت و من در یوتیوب داشتم درباره آدم فضایی ها سرچ می کردم که یک دفعه به یک ویدیو برخورد کردم که شما قبل از خواندنِ بقیه این متن لازم هست حتما و حتما این ویدیو را مشاهده کنید.

    برای دیدنِ این ویدیو می بایست به سایت یوتیوب بروید و عبارتِ UFO? Meteor? Blast? Massive light flash over Russian Urals stuns locals, scientists (DASHCAM)

    را در کادرِ جستجویِ سایت یوتیوب وارد کنید و سپس کلیدِ enter را بزنید در این حالت، تعدادی ویدیو پیدا می شود شما باید آن ویدیویی که نامش شاملِ عبارتِ بالا است را مشاهده کنید، مدت زمانِ ویدیوی موردِ نظر، حدودِ 39 یا 40 ثانیه است و کانالِ RT در حدودِ 2 سالِ قبل این ویدیو را منتشر کرد و الان که این متن را می نویسم ، این ویدیو در سایتِ یوتیوب ، حدودِ 1/600/000 بازدید داشته است دوستانِ عزیزم لطفا به کلماتی نظیرِ UFO در نامِ این ویدیو توجه نکنید زیرا اشخاصی که این ویدیو را منتشر کرده اند نمی دانند که منبعِ این نور چیست بلکه فقط حدس زدند که شاید UFO باشد شما فقط متنِ انگلیسی که در بالا وجود دارد را کپی و سپس در کادرِ جستجوی سایتِ یوتیوب ، پیست کنید و سپس کلیدِ ENTER را بزنید تا این ویدیو را پیدا کنید من به شما می گویم نوری که شما در این ویدیو مشاهده می کنید نورِ الله است و شما در این ویدیو می توانید الله را مشاهده کنید متاسفانه، قوانینِ سایت به من این اجازه را نمی دهد تا لینکِ این ویدیو را برای شما در این متن قرار دهم زیرا می گویند لینکِ خارج از مرکز ممنوع است به همین خاطر ، من مشخصاتِ بالا را برای تمامِ اشخاصی که می خواهند حقیقت را متوجه شوند ، نوشتم ، تا بتوانید آن ویدیو را پیدا کنید

    البته دوستانِ عزیزم ، اگر شما می دانید که چطوری می توانم این ویدیو را در همین سایت، آپلود کنم لطفا به من هم یاد بدهید تا بتوانم ویدیوی موردِ نظر را در این سایت آپلود کنم تا همه آن را مشاهده کنند. همین ویدیو را در سایتِ آپارات مشاهده کردم و لینکش را در زیر می گذارم تا شما بتوانید این ویدیو را مشاهده کنید امیدوارم دیگر این لینک را حذف نکنند زیرا این دیگر لینکی از سایتِ آپارات است و نباید مشکلی داشته باشد.

    لینکِ این ویدیو در سایتِ آپارات عبارت است از :

    https://www.aparat.com/v/CbiYx

    اگر احتمالا این لینک در این سایت حذف شد شما لطف کنید و عبارتِ : نوری عجیب در اسمان روسیه ظهور فضاپیماها_واقعی واقعی


    را در کادرِ جستجوی سایتِ آپارات وارد کنید و سپس کلیدِ ENTER را بزنید تا سایتِ آپارات این ویدیو را برای شما پیدا کند این ویدیو در سایتِ آپارات از طریقِ کانالِ AmyScence


    در حدودِ 3 سالِ قبل منتشر شده است یعنی در تاریخِ
    29 آبان 1393 در سایتِ آپارات منتشر شده است که شما با این مشخصات می توانید همین ویدیو را در سایتِ آپارات پیدا کنید و سپس آن را مشاهده کنید.

    دوستانِ عزیزم ، من تصویری از این ویدیو را در همین سایت، آپلود کردم تا بتوانم ، این تصویر را به شما نشان دهم ، در واقع تصویرِ زیر ، یک فریم از همان ویدیویی است که من ازش برای شما صحبت کردم من به شما می گویم نوری که در این تصویر و ویدیویِ مربوطه مشاهده می کنید ، نورِ الله است و شما باید ویدیوی موردِ نظر را با یکی از روش هایی که در بالا ذکر کردم پیدا کنید تا ظاهر شدنِ این نور در آسمان را بتوانید به صورتِ کامل مشاهده کنید که الله در آیاتِ 13 تا 18 از سوره النجم ، درباره ی همین نور که در این ویدیو ظاهر شده است ، صحبت می کند لطفا خیلی سریع ، دلسرد نشوید و ادامه همین متن را مطالعه کنید .

    در تصویر زیر ، مشاهده می کنید که این نور ( نور الله )، در نزدیکِ آن درختِ سدری که در انتها قرار دارد ، نازل شده است.
    و منظورِ الله از آیه
    عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَىٰ
    نزد «سدرة المنتهی»،[53:14]
    در واقع همین چیزی است که شما در تصویر زیر مشاهده می کنید.


    نام این شخص در قرآن چیست؟

    ظاهر شدنِ این نور در این ویدیو ، شبیه به ظاهر شدنِ آن نوری است که من آنشب دیدم.
    و من مطمئن هستم نوری که در این ویدیو ظاهر شده است ، در واقع همان نوری است که آنشب ، جلوی چشم های من در دنیای واقعی ظاهر شد و من داشتم با دو تا چشمم به آن نور نگاه می کردم.

    اگر می خواهید بقیه ی ماجرا را متوجه شوید لازم است به ویدیویی که لینکش را در بالا درج کردم نگاه کنید بقیه ماجرا از این قرار است: من این ویدیو را دیدم و مشاهده کردم که همان نوری که اون شب من دیده بودم حالا در این ویدیو ظاهر شده است و مطمئن هستم که این نور ، همان نوری است که من آنشب دیدم . بعد از این ماجرا ، به آیاتِ 1 تا 18 از سوره النّجم ، علاقه مند شدم زیرا شباهت های زیادی میانِ ماجرای من و این آیات ، وجود داشت . در آیه 1 از کلمه النجم استفاده شده است و من تحقیق کردم و متوجه شدم که عرب ها به چیزی که ظاهر می شود و سپس به تدریج رشد می کند و بزرگ می شود نجم می گویند مثلا به گیاهی که از زیر خاک ظاهر می شود و به تدریج رشد می کند نجم می گویند به دندانی که تازه در می آید و به تدریج رشد می کند نجم می گویند به شاخی که روی سرِ حیوان ، تازه در می آید و سپس رشد می کند و بزرگ می شود نجم می گویند به نوری که ظاهر می شود و به تدریج رشد می کند و بزرگ می شود نجم می گویند به ستاره ای که به تدریج طلوع می کند هم نجم می گویند . بنابراین الله در آیه 1 از سوره النجم داره به عده ای از انسان ها می گوید : و زمانیکه از بالا به سمتِ پایین می آمد ، ظاهر شد و به تدریج رشد کرد و بزرگ شد سپس الله در آیاتِ 2 تا 6 توضیحاتی می دهد با این مضمون که رسول اسلام آن چه به شما گفت اشتباه نبوده و اون ، چیزی جز وحیی که وحی می شود نیست و موجودی که شدیداً قوی است این چیزها را به او یاد داده است و غیره . سپس الله ، در آیاتِ 7 و 8 می فرماید: که او در ناحیه بالا بود و سپس نزدیک شد و معلق ماند ، حالا اگر به آن ویدیو نگاه کنید ( زیرا نورِ موردِ نظر در آن ویدیو، همانطوری که من ، در بارِ اول، با چشمانِ خودم دیده بودم، ظاهر شد ، همانطور بیضی شکل و به صورتِ افقی بود ) آنگاه متوجه می شوید که آن موجودِ نورانی در ابتدا در ناحیه یِ بالا قرار داشت و سپس به سقفِ زمین نزدیک شد و سپس ثابت شد یعنی معلق ماند سپس در آیه 9 می فرماید جایی که اون نور معلق ماند ، یک قاب با دو انجنا بود و یا از آنجا نیز نزدیک تر شد و من تصور می کنم که روی سقفِ زمین یک قاب با دو انحنا وجود دارد چون الله از سقف زمین در کتابش حرف زده پس زمین باید سقف داشته باشد و نوری که آنشب من با چشمانِ خودم دیدم به نظرم می آید که از سقفِ زمین ، به من نزدیک تر نشد. در آیه 10 می فرماید پس وحی کرد به عَبْدِهِ ، آنچه را وحی کرد . الله در اینجا مشخص نمی کند که این عبد ، کیست. اما چون بعد از حرفِ جر آمده است و بعد از حرفِ جر باید اسم بیاید و حرفِ آخرِ اسم، کسره بگیرد پس می توان احتمال داد که الله از یک اسم در بعد از حرفِ جر استفاده کرده است یعنی می توان احتمال داد که عَبْدِهِ در آیه 10 به یک اسم اشاره می کند زیرا مشخص نشده که این عبد کیست پس شاید این عبد ، خودش یک اسم است حالا به کلمه عَبْدِهِ در آیه 10 از سوره النجم دقت کنید در این کلمه، در زیرِ حرفِ ((( د )))، کسره وجود دارد که به دلیلِ حرفِ جری است که قبل از آن آمده است و عرب ها ، علامتِ کسره را در زبانِ عربی به صورتِ ایِ کوتاه ، تلفظ می کنند یعنی عَبْدِ را به صورتِ عبدی تلفظ می کنند که نامِ خانوادگیِ من نیز عبدی است و اگر الله در این آیه می خواست از کلمه عبدی در کنارِ ضمیرِ ((( ه ))) استفاده کند آنگاه اشتباهی ایجاد می شد زیرا معنایش می شد: بنده ی من او، که این در زبانِ عربی تصور نمی کنم صحیح باشد به هرحال احساس می کنم که الله با این شیوه در آیه 10 از سوره النّجم و 6 آیه دیگر در کتابش به اسمِ عبدی ، اشاره کرده است در آیه 11 می فرماید یک چیزی ( فؤاد ) در وجودِ رسولِ الله ، کذب ندانست ، آنچه را که رسول دید و من نیز مطمئن هستم که آن نور را دیدم و دقیقا یادم هست که چطوری ظاهر و ناپدید شد و یادم هست که شکلش به صورتِ یک بیضیِ افقی بود و شک ندارم که چه دیدم و اطمینان دارم که چه چیزی دیدم . در آیه 12 از سوره النّجم می فرماید آیا پس جر و بحث و یا جدل و مجادله می کنید با او بر روی آنچه که می بیند در اینجا از فعل یری که مضارع است استفاده شده است و فعلِ یری به معنای می بیند است و من نیز ویدیویی از آن نور در اینترنت پیدا کردم که همین الان می توانم آن را نگاه کنم چون در کامپیوترم آن را دارم و شما نیز با لینکی که درج کردم می توانید به آن نور در ویدیو نگاه کنید تا حرفم را باور کنید و اگر شما بر روی موضوعِ ویدیویی که آن نور در داخلش ، ضبط شده است و من نیز دارم بهش در کامپیوترم نگاه می کنم ، جر و بحث و مجادله کنید آنگاه این آیه نیز به حقیقت می پیوندد از این آیه به بعد ، الله می خواهد ، موقعیتِ آن بارِ دومی که نور ظاهر شد را توصیف کند من نیز گفتم که بارِ دوم ، آن نور را در یک ویدیو مشاهده کردم و لینکِ آن ویدیو را برای شما نیز درج کردم پس الله باید موقعیتِ ظاهر شدنِ آن نور را در این ویدیو توضیح دهد. به همین دلیل، الله در آیه 13 می فرماید رسولِ اسلام یک بارِ دیگر ، نازل شدنش را دید و من نیز، یک بارِ دیگر نازل شدنِ آن نور را دیدم ، بارِ اول با چشمهای خودم ، در تهرانپارس دیدم ، و بارِ دوم در آن ویدیو ، که در روسیه ضبط شده است دیدم ، در اینجا یک نکته را بهش اشاره می کنم که شما نیز می توانید آن را بررسی کنید اون روزها ، من در اینترنت ، پرچمِ کشورِ لبنان رو دیدم و مشاهده کردم که تصویرِ یک درخت در وسطِ آن پرچم درج شده بود که در مقاله ای خواندم که نامِ این درخت ، درختِ سدرِ سبز رنگ می باشد . دیدم که این درخت ، نوک تیز است و شبیه به کاج است و آن درخت هایی که در ویدیو است نیز به نظر می رسند که نوک تیز هستند و کاج مانند هستند یک احساسی به من می گفت درختهایی که در این ویدیو در دو طرفِ جاده هستند همان درخت های سدرِ سبز رنگ هستند من نیز با همین فرض جلو رفتم و به خودم گفتم فرض می کنم که درخت های توی این ویدیو ، همان درخت های سدر هستند حالا به ادامه ی ماجرا توجه کنید . گفتم که الله فرموده : رسول اسلام آن ( موجودِ نورانی ) را در یک نازل شدنِ دیگر، مشاهده کرد حالا الله در آیه 14 می فرماید : که آن موجود در نزدیکِ آن درختِ سدری که در انتها است نازل شد شما نیز اگر به آن ویدیو نگاه کنید متوجه می شوید که آن نور در نزدیکِ آخرین درختِ سدر یعنی در نزدیکیِ آن درختِ سدری که در انتهای مسیر است ، نازل شد . الله در آیه 15 می فرماید : یک مکانِ سکونت یا یک مکانِ استراحت که پنهان است در نزدیکِ آن درختِ سدرِ انتهایی وجود دارد ولی پنهان است زیرا جنة از جن به معنای پنهان گرفته شده است شما نیز اگر به آن ویدیو نگاه کنید متوجه می شوید که ماشین ها به نظر می رسد که در یک جاده ی ، بینِ راهی ، رانندگی می کنند و احتمالا باید در آن انتهای جاده ، یک محلِ سکونت یا محلِ استراحت یا استراحتگاهی وجود داشته باشد که در پشتِ درخت ها پنهان است و معلوم نیست حالا الله در آیه 16 و 17 می فرماید : زمانیکه فرا می گیرد ، درختانِ سدرة را ، آن چه فرا می گیرد ، بصر کج نشد و تجاوز نکرد در اینجا گفتم شاید ال در السدرة ، به تعدادی از درختانِ سدرة اشاره می کند . در اینجا باید بپرسیم چه چیزی ، درختانِ سدرة را فرا می گیرد ؟ و اصلا چرا باید یک چیزی ، درختانِ سدرة را فرا بگیرد؟ حالا به آن ویدیو که لینکش را درج کردم نگاه کنید تمامِ آن درختانِ سدرة ، در ابتدا ، در تاریکیِ شب قرار دارند و معلوم نیستند ، اما زمانیکه آن نور در آسمان ظاهر می شود و به تدریج بزرگ تر می شود ، آنگاه به تدریج ، نورش ، وسعتِ بیشتری پیدا می کند و به تدریج ، آن نور بر روی تمامِ درختانِ سدرة را فرا می گیرد و باعث می شود که درختانِ سدرة در آن ویدیو ، روشن و معلوم شوند . حالا دوباره به آن ویدیو نگاه کنید به نظر می رسد که آن ویدیو ، باید با استفاده از این دوربین های تک لنز ، که بر روی داشبوردِ ماشین نصب می شوند ، فیلمبرداری شده باشد . من درباره کلمه بصر که در آیه 17 آمده است ، تحقیق کردم مثلا در مفرداتِ راغب ، خواندم که عرب ها به چیزی یا به نوعی که می بیند ، بصر می گویند یعنی هر چیزی که تواناییِ دیدن داشته باشد به اون چیز ، بصر می گویند ، دوربینِ فیلمبرداری که بر روی داشبوردِ ماشین نصب می شود نیز ، به نوعی ، تواناییِ دیدن دارد و با این تفاسیر می توان گفت که دوربینِ فیلمبرداری نیز ، یک بصر است زیرا لنزی دارد و به نوعی می تواند ببیند ضمنا به نظرم می رسد که کلمه بصر ، به یک چشم و کلمه ابصار ، به بیش از یک چشم اشاره می کند . حالا دوباره به آن ویدیو نگاه کنید اگر راننده ، ماشین را به سمتِ راستِ جاده هدایت کند آنگاه مسیرِ حرکتِ دوربینی که بر روی ماشین نصب است نیز به سمتِ راستِ جاده منحرف می شود یعنی اگر راننده یِ ماشین ، مسیرش را به کنارِ جاده ، کج کند ، آنگاه مسیرِ حرکتِ دوربین نیز ، به سمتِ کنارِ جاده ، کج می شود . در ویدیو مشخص است که راننده ی موردِ نظر که دوربین بر روی ماشینش نصب است ، از لحظه ظاهر شدنِ آن نور تا زمانیکه آن نور کاملا بزرگ شده بود ، مسیرِ حرکتِ ماشین را به سمتِ راستِ جاده ، کج نکرد و دوربین یا همان بصر نیز ، کج نشد . الله نیز در آیه 16 و 17 می فرماید زمانیکه فرا می گیرد ، درختانِ سدرة را آنچه فرا می گیرد، بصر ( یا همان دوربین ) ، کج نشد و ما متوجه شدیم که در ویدیو ، یک نوری به تدریج درختانِ سدرة را فرا می گیرد تا درختانی که در تاریکی بودند، حالا روشن و معلوم شوند ، تا این زمان ، یعنی تا زمانیکه آن نور به صورتِ کامل ، بزرگ شد ، بصر کج نشد . حالا دوباره به ویدیو نگاه کنید ، زمانیکه آن نور می خواست کوچک شود ، درست در همان لحظه ، راننده، احساسِ ترس می کند و مسیرِ حرکتِ ماشین و به طبع، بصر را به سمتِ راستِ جاده ، کج می کند اما در ادامه ی آیه 17 می فرماید : و ما طغی، یعنی تجاوز هم نکرد یک ویدیوی دیگر از همین ماشین و جاده ، در یوتیوب وجود دارد که کامل تر است و شما می توانید آن را پیدا کنید ، در آن ویدیو که کامل تر است ، مشاهده خواهید کرد ، که این راننده ، در نهایت ، در سمتِ راستِ جاده ، توقف می کند و می ایستد ، یعنی از آن محدوده ، خارج نمی شود یعنی از مرزِ آن محدوده ، تجاوز نمی کند و خارج نمی شود ، الله نیز در آیه 17 می فرماید: و تجاوز هم نکرد. الله در آیه 18 می فرماید: قطعا ، از نشانه های بزرگِ رَبَّشْ را دید . من نیز ، در بارِ اولی که ظاهر شدنِ آن نور را مشاهده کردم ، نهایتا بزرگیِ آن نور ، به اندازه یِ یک کفِ دست شد اما همان نور در این ویدیو به اندازه ای بزرگ شد که می توانست یک شهر را روشن کند و الله نیز می گوید از نشانه های بزرگِ رَبَّشْ را دید . بسیار خب ، دوستانِ عزیزم ، این تمامِ ماجرا بود . در واقع ، بعد از این اتفاق ها بود ، که من متوجه شدم ، تمامِ افکارم تغییر کرده اند و متوجه شدم که ظاهر شدنِ آن نور ، باعثِ تغییرِ افکارِ من شده است. به دلیلِ همین شباهت هایی که بینِ ماجرای من و آیاتِ 1 تا 18 از سوره النجم وجود دارد ، من گفتم شاید آن نوری که ظاهر شده است در واقع ، نورِ الله باشد.

    الله در هفت آیه به نامِ این رسول اشاره کرده است که عبارتند از :

    وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ
    و اگر در باره آنچه بر بنده خود [= پیامبر] نازل کرده‌ایم شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را - غیر خدا - برای این کار، فرا خوانید اگر راست می‌گویید![2:23]


    وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
    بدانید هرگونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذی‌القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (باایمان و بی‌ایمان) [= روز جنگ بدر] نازل کردیم، ایمان آورده‌اید؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست![8:41]

    سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
    پاک و منزّه است خدایی که بنده‌اش را در یک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی -که گرداگردش را پربرکت ساخته‌ایم- برد، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم؛ چرا که او شنوا و بیناست.[17:1]


    الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا ۜ
    حمد مخصوص خدایی است که این کتاب (آسمانی) را بر بنده (برگزیده) اش نازل کرد، و هیچ گونه کژی در آن قرار نداد...[18:1]

    تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا
    زوال ناپذیر و پر برکت است کسی که قرآن را بر بنده‌اش نازل کرد تا بیم‌دهنده جهانیان باشد.[25:1]


    فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ
    در اینجا خداوند آنچه را وحی کردنی بود به بنده‌اش وحی نمود.[53:10]

    هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ
    او کسی است که آیات روشنی بر بنده‌اش [= محمد] نازل می‌کند تا شما را از تاریکیها به سوی نور برد؛ و خداوند نسبت به شما مهربان و رحیم است.[57:9]

    به غیر از هفت موردِ بالا ، در یک موردِ دیگر نیز به همین شیوه از نامِ عبد استفاده شده است که در زیرِ حرفِ ((( د ))) ، علامتِ کسره وجود دارد و این آیه عبارت است از:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَىٰ بِالْأُنْثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ
    ای افرادی که ایمان آورده‌اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر کسی از سوی برادر (دینی) خود، چیزی به او بخشیده شود، (و حکم قصاص او، تبدیل به خونبها گردد،) باید از راه پسندیده پیروی کند. (و صاحب خون، حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد.) و او [= قاتل‌] نیز، به نیکی دیه را (به ولی مقتول) بپردازد؛ (و در آن، مسامحه نکند.) این، تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما! و کسی که بعد از آن، تجاوز کند، عذاب دردناکی خواهد داشت.[2:178]

    اما شما نیز خودتان می دانید که کلمه عبد در آیه 178 از سوره بقره، به یک شخصِ خاص اشاره نکرده است، یعنی مانندِ هفت آیه بالا، به یک اسم اشاره نکرده است زیرا کلمه عبد در آیه 178 از سوره بقره مربوط به قضیه قصاص است و می تواند هر شخصی باشد.

    در بقیه مواردی که الله از کلمه عبد، در آیات، استفاده کرده است، درواقع ، منظور همان به معنای بنده می باشد و اشاره به اسم نمی کنند زیرا در همان آیات یا در آیاتِ قبل و بعد مشخص می کند که آن عبد کیست و در بعضی موارد نیز می فرماید که بعدا می گوید آن عبد کیست.

    تمامِ این چیزها را گفتم تا بتوانم بگویم که الله ، این کتابی که شما با نامِ قرآن می شناسید را نازل کرده است و من نمی دانم که این کتاب به چه شکل و به چه شخصی نازل شده است و الان در دستانِ ما قرار دارد من فقط می دانم که بعضی از آیات کتابِ الله ، به تازگی تأویل شده است یعنی به تازگی اتفاق افتاده است مثلا آیاتِ 1 تا 18 از سوره النجم می تواند اشاره به همان ماجرایی باشد که در بالا به شما توضیح دادم در این صورت هر کتابی که درباره نامِ محمد به عنوانِ کسی که در آیات 1 تا 18 از سوره النجم بهش وحی شده است ، صحبت کرده باشد، جعل و قلابی است زیرا این عزیزان ، هیچ دلیلِ قانع کننده ای برای شما نمی آورند و توضیح نمی دهند که چگونه می توان گفت که آن شخصی که در آیاتِ 1 تا 18 از سوره النجم بهش وحی می شود، نامش محمد است؟ چگونه این شخص نامش محمد است؟ هیچ دلیلی برای این موضوع به شما تحویل نمی دهند بلکه با چیزهایی که خودشان نیز می دانند اشتباه است ، می خواهند شما را راضی نگه دارند اگر حرفم را باور نمی کنید، اشکالی نداره این اعتقادِ شما است و شما به راحتی نمی توانید افکارِ گذشته خود را در صورتی که اشتباه باشند اصلاح کنید لزا از شما می خواهم در این باره تحقیق کنید مثلا تحقیق کنید و ببینید که در کتاب های مختلف ، چه معانیِ دور از ذهنی برای آیات 1 تا 18 از سوره النجم ، ذکر کرده اند در صورتی که من در این متن با سند و دلیل تعدادی از آیاتِ 1 تا 18 از سوره النجم را برای شما معنا کردم و شما خودتان می توانید قضاوت کنید که من راست می گویم یا این کتابهایی که حتی خودشان هم نمی دانند که چه می گویند بلکه همان چیزهایی را که در کتابهای قبلی خوانده اند، همانها را به شما تحویل می دهند اما من یک ویدیو که اشاره به آیاتِ 13 تا 18 از سوره النجم دارد را به شما معرفی کردم تا خودتان نگاه کنید و خودتان قضاوت کنید که آیا تا الان به شما راست گفته اند یا اینکه دروغ گفته اند . خودتان تصمیم بگیرید به حرفِ گمراهانِ پیروِ گمراهی هیچ توجهی نکنید. من نیز مجبور بودم تا در متنِ بالا به تعدادی از مطالبی که شما نیز می دانید اشاره کنم تا به شما شُک وارد نشود و باعثِ تعجبِ شما نشود مثلا گفتم که من نیز به کتابِ مفرداتِ راغب مراجعه کردم و از آن برای شما دلیل آوردم.


  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    56 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام خدمت دوستان؛

    نقل قول نوشته اصلی توسط amir reza abdi نمایش پست
    آلاءِ عزیز، اولا تشکر می کنم به خاطر وقتی که گذاشتید تا به سوالم پاسخ بدهید و تشکر می کنم به خاطر وقتی که گذاشتید تا برای پاسخ به سوالم تحقیق کنید من نیز پاسخِ شما را با دقت مطالعه کردم اما الان یک سوالِ دیگر برایم ایجاد شده است اصلا چرا خودِ حضرتِ محمد درباره آیاتِ کتابِ الله توضیح ندادند ؟ اینطوری ما مجبور می شویم تا بر اساسِ حدس و گمانه زنی ، به معنای واقعیِ آیات پی ببریم . سوالم این است که آیا کتابی در زمانِ ما وجود دارد که توضیحاتِ حضرتِ محمد در بابِ آیاتِ کتابِ الله در آن وجود داشته باشد؟ اگر وجود دارد لطفا نام آن کتاب را ذکر کنید تا من به جای تفسیرهای مفسران به سراغِ همان کتابی بروم که حضرت محمد ، تفسیرهای خودش را در آن بازگو کرده است. به هر حال اگر آیاتِ کتابِ الله ، از زمانِ حضرتِ محمد به زمانِ ما رسیده است پس باید توضیحاتی که حضرت محمد درباره ی این آیات ذکر کردند نیز به زمانِ ما رسیده باشد.
    در خصوص تشکر شما از آماده سازی پاسخ باید عرض کنم این وظیفه دوستان پاسخگو در سایت بوده و هست و همواره امیدواریم در این مسیر با دقت و عمق بیشتری در راستای پاسخگویی به دوستان پرسشگر قدم برداریم. اما در مورد سوال شما از منابع یا منبعی که روایات پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) را که در حقیقت تفسیر قرآن هستند به شما معرفی کنیم باید عرض کنم جریان نقل روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله) از زمان رحلت ایشان به مدت ۱۰۰ سال یعنی یک قرن توسط خلفای زمان ممنوعیت کامل داشت و حتی دستور داده شد تا روایات ایشان به بهانه ی اینکه با قرآن مخلوط و ممزوج نشود به طور کامل محو وسوزانده شود و تا آن جا این مساله مورد تاکید بود که اگر کسی روایتی را به نقل از رسول اکرم بیان می کرد مورد توبیخ و پیگرد قانونی ماموران حکومتی بود. اما در این میان به دستور عمربن عبدالخطاب خلیفه دوم تنها دو یا سه نفر از تازه مسلمانانی که قبلا یهودی بودند یا سابقه مشخصی از اسلام نداشتند به عنوان مفسران قرآن معرفی شده و بر سر منابر برای مردم تفسیر قرآن نمودند افرادی مانند ابوهریره و یا کعب الاحبار یهودی که بیانات تفسیری امثال این دو از نظر مفسران و عالمان اصیل شیعه و سنی ارزش تفسیری بسیار اندکی دارد.
    اما روند نگارش احادیث پیامبر ( صلی الله علیه و آأه ) نزد شیعه از همان زمان بعد از زمان پیامبر بوده و هیچگاه متوقف نشده است. حضرت علی علیه السلام ۶ ماه در خانه نشستند و قرآنی که در آن علاوه بر متن شریف کتاب الله؛ روایات پیامبر در آن کاملا موجود بود را نوشتند که به دلیل بازهم مخالفت خلیفه دوم از نشر آن در بین مردم ؛به عنوان ودیعه و میراث امامت برای ائمه شیعه به یادگار مانده و برخی از روایات تفسیری موجود در کتب حدیثی از این منبع استخراج شده است. این کتاب هیچگاه به دست فرد دیگری به غیر از امام معصوم نبوده است.
    اما به طور کلی با فرود و نشیب های تاریخی بسیار و ممانعت ۱۰۰ ساله خلفا از نگارش احادیث پیامبر بعد از وفات ایشان به نظر با نگاهی نقادانه و با بررسی های علمی می توان چندین کتاب ارزشمند تفسیری را در میان کتب تفسیری معرفی کرد.
    در منابع اهل سنت کتاب جامع البیان عن تاویل آی القرآن از طبری و یا کتاب هایی مانند تفسیر فی ظلال سید قطب و یا تفسیر مراغی و کتاب های دیگر به ذکر روایات پیامبر اکرم در تفسیر قرآن پرداخته اند . اما از بهترین منابع شیعی در تفسیر قرآن با رویکرد روایی به خصوص روایات پیامبر؛ نیز می توان به تفسیر قمی ؛ تفسیر فرات کوفی و نیز تفاسیر مجمع البیان از مرحوم طبرسی و ... اشاره کرد.

    ویرایش توسط آلاء : ۱۳۹۶/۰۷/۱۶ در ساعت ۱۱:۱۱

  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    56 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال:
    نام فردی که مورد خطاب آیه­ی 29 سوره فتح قرار گرفته است چیست؟ چرا در تفاسیر هیچ اشاره­ای به نام این فرد به شکل مشخص نشده است؟ چرا مفسران از پرداختن به این مساله غفلت نموده اند؟

    پاسخ:
    اولا باید به این نکته توجه داشت که عدم اشاره مستقیم به مطلبی در ذیل یک آیه و یا دسته ای از آیات در تفاسیر به معنای نپرداختن و نادیده انگار کردن آن مضمون از سوی مفسران و صاحب نظران علوم قرآنی نبوده است. اگر انسان مطالعه ای آگاهانه و روشمند در مباحث دینی و به خصوص قرآن و روایات داشته باشد ( که قطعا نیاز به زمان دارد مثل تمام حوزه های معرفتی) به این مساله پی خواهد برد که گاهی مبانی و کلیات برخی از مباحث در بخشی بیان شده و از ذکر مجدد و مکرر آن مطلب در حین مثلا مباحث تفسیری خودداری شده است و موضوع مورد سوال نیز ظاهرا از این دسته است.
    مطلب مورد اشاره شما از این دسته است. به دلیل توجه و اشاره به مساله در مباحث مقدماتی تفسیر( مانند مقدمه های تفاسیر) ویا مباحث علوم قرآنی که به عنوان مقدمه ای از مباحث تفسیری هستند اشاره شده است.
    شرح کامل و کلی موضوع سوال را می توان در مباحث خطاب های قرآنی پیگیری نمود زیرا ریشه شکل گیری این سوال ناظر به خطاب مفرد است؛ در حقیقت اگر در این بخش از آیه؛ صیغه فعل جمع بود شاید این اشکال در ذهن شما به وجود نمی آمد؛ اما به دلیل شکل و سیاق مفرد فعل این سوال ایجاد شده است که خطاب آیه یا همان فاعل فعل «تراهم» کیست؟
    مراجعه به متون تفسیری این مساله را بیان می دارد که خطاب به عموم مخاطبان قرآن از مسلمان و کافر و مشرک و اهل کتاب و..... وچه در زمان نزول قرآن و چه بعد از آن می باشد. اما دلیل بر این ادعا بحث تنوع خطاب ها در کلام خداوند در قرآن کریم است. دانشمندان علوم قرآنی تا بیش از ۳۰ عنوان خطاب را در کلام خداوند ذکر می کنند که در بین این عناوین می توان به عنوان خطاب خاص برای مفهوم عام اشاره داشت؛ به این معنا که لفظ درظاهر خاص و اشاره به فرد یا افرادی خاص است اما در معنا قابل تسری به دیگران است. به عنوان نمونه در قرآن کریم این موارد را می توان اشاره داشت:
    « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ إِلاَّ أَنْ يَأْتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْري لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْرا»(۱)
    «اى پيامبر! هر زمان خواستيد زنان را طلاق دهيد، در زمان عدّه، آنها را طلاق گوييد [زمانى كه از عادت ماهانه پاك شده و با همسرشان نزديكى نكرده باشند]، و حساب عدّه را نگه داريد؛ و از خدايى كه پروردگار شماست بپرهيزيد؛ نه شما آنها را از خانه‏هايشان بيرون كنيد و نه آنها (در دوران عدّه) بيرون روند، مگر آنكه كار زشت آشكارى انجام دهند؛ اين حدود خداست، و هر كس از حدود الهى تجاوز كند به خويشتن ستم كرده؛ تو نمى‏دانى شايد خداوند بعد از اين، وضع تازه (و وسيله اصلاحى) فراهم كند!»
    در این آيه خطاب خاص به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد حکم طلاق زنان صورت گرفته است در حالی که مساله نگه داشتن عده برای تمام کسانی که همسران خود را طلاق می دهند از زمان نزول آیه تا به الان واجب بوده است. از این رو حکم به ظاهر در لفظ که خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دارد خاص است؛ اما در مفهوم برای جمیع مسلمانان نازل شده است. در مورد این آیه بر خلاف مورد سوال شما در آیه ۲۹ سوره فتح؛ فعل جمله جمع است « طَلَّقْتُمُ »در حالی که خطاب به یک فرد یعنی پیامبر است و باید علی القاعده فعل هم مفرد باشد.
    نظیر مورد فوق که اشاره به این مساله دارد که خداوند متعال گاه در خطاب خود ذکر خاص دارد اما مفهوم عام را در نظر می گیرد این آیات قابل بررسی هستند:
    « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ اللاَّتي‏ آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَ ما مَلَكَتْ يَمينُكَ مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَ بَناتِ عَمِّكَ وَ بَناتِ عَمَّاتِكَ وَ بَناتِ خالِكَ وَ بَناتِ خالاتِكَ اللاَّتي‏ هاجَرْنَ مَعَكَ وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْنا عَلَيْهِمْ في‏ أَزْواجِهِمْ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما تُرْجي‏ مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوي إِلَيْكَ مَنْ تَشاءُ وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَيْكَ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَ لا يَحْزَنَّ وَ يَرْضَيْنَ بِما آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَليماً»(۲)
    «اى پيامبر! ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته‏اى براى تو حلال كرديم، و همچنين كنيزانى كه از طريق غنايمى كه خدا به تو بخشيده است مالك شده‏اى و دختران عموى تو، و دختران عمّه‏ها، و دختران دايى تو، و دختران خاله‏ها كه با تو مهاجرت كردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هر گاه رن با ايمانى خود را به پيامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پيامبر بخواهد مى‏تواند او را به همسرى برگزيند؛ امّا چنين ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه ديگر مؤمنان؛ ما مى‏دانيم براى آنان در مورد همسرانشان و كنيزانشان چه مصلحت آنان چه حكمى را ايجاب مى‏كند)؛ اين بخاطر آن است كه مشكلى (در اداى رسالت) بر تو نباشد (و از اين راه حاميان فزونترى فراهم سازى)؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است! (موعد) هر يك از همسرانت را بخواهى مى‏توانى به تأخير اندازى، و هر كدام را بخواهى نزد خود جاى دهى؛ و هر گاه بعضى از آنان را كه بركنار ساخته‏اى بخواهى نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نيست؛ اين حكم الهى براى روشنى چشم آنان، و اينكه غمگين نباشند و به آنچه به آنان مى‏ دهى همگى راضى شوند نزديكتر است؛ و خدا آنچه را در قلوب شماست مى‏داند، و خداوند دانا و بردبار است (از مصالح بندگان خود با خبر است، و در كيفر آنها عجله نمى‏ كند)
    و یا به طور مثال این آیه که خطاب آن در ظاهر تنها به زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) است:
    «وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً »(۳)
    « و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏ خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.»
    مضمون این حکم گرچه مطابق آیات قبل از آن خطاب به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) است اما اقامه­ ی نماز و ایتاء زکات امری است که برای همگان لازم و واجب است.
    بنابراین در مورد مخاطب فعل « تراهم » در آیه ۲۹؛ مطابق آنچه در آیات فوق و آیات دیگری از قرآن ملاحظه می شود؛ لفظ خاص( مفرد مذکر مخاطب) اما مفهوم عام و شامل تمام مخاطبان قرآن است.
    نتیجه گیری:
    خداوند متعال قرآن را خطاب به عموم مردم چه مسلمان و چه کافر؛ چه کافر و چه مشرک؛ چه اهل کتاب و چه چه مومنان زمان نزول و چه مومنان پس از زمان نزول تا روز قیامت ارسال کرده است. اما در این کتاب حیات بخش بیش از 30 مدل خطاب به کاربرده شده است و از تنوع خطاب برای بیان مقاصد خود استفاده کرده است. به عنوان نمونه از خطاب خاص برای مفهوم عام استفاده کرده؛ به این معنا که لفظ درظاهر خاص و اشاره به فرد یا افرادی خاص است اما در معنا قابل تسری به دیگران است. آیه 29 سوره فتح و آیات دیگری از قرآن کریم در سیاق این خطاب نازل شده است و مراد از مخاطب خاص آن در قالب لفظ؛ عموم مخاطبان قرآن هستند.


    منابع:
    ۱.طلاق:۶۵/۱
    ۲. احزاب:۳۳/۵۰ و ۵۱.
    ۳. احزاب:۳۳/۳۳.

    ویرایش توسط آلاء : ۱۳۹۶/۰۸/۲۳ در ساعت ۱۴:۳۲

صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود