جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: يك سوال جالب در مورد حضرت علي (ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۶
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    يك سوال جالب در مورد حضرت علي (ع)




    با عرض سلام خدمت شما عزیزان .... یك سؤال برایم همیشه مطرح است و ان اینست كه : مولا براى حفظ منافع مسلمین سكوت كرد. یا از حق خود گذشت یا اینكه سیاست این چنین بود كه مولا سكوت كند یا ...................

    اما ایا در جایى از تاریخ سراغ داریم كه مولا از ظلم یا ظالم دفاع كند؟يك سوال جالب  در مورد حضرت علي (ع) مطمئنا جواب شما خیر هست .

    پس چرا مولا مى اید و جلوى همه ى مردم قد علم مى كند كه عثمان را نكشید؟ یا در جایى دیگر مولا نمى گذارد كه عمر به عنوان سردار سپاه از شهر خارج شود كه مبادا كشته شود؟

    اگر عمر یا عثمان ظالمند یا مسلمان نیستند یا لایق نیستند پس چرا على جلوى مرگ انها را مى گیرد , ایا این كمك به ظلم و فساد نیست؟يك سوال جالب  در مورد حضرت علي (ع)لطفا نگویید به خاطر مصلحت كه هیج جاى تاریخ سراغ نداریم كه پیغمبر یا امامى به خاطر مصلحت به ظلم كمك كرده باشند. درست است امامانى داشته ایم كه به خاطر مصلحت با خلفاء بیعت كرده اند ولى كامــــــــلا از سیاست كنار كشیده اند و حتى ذره اى به ان خلیفه ى وقت كمك نكرده اند.ولى اینجا این عمل مولا كمك به شمار مى رود

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۴/۲۷ در ساعت ۰۱:۵۹

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : يك سوال جالب




    به نام خدا
    با عرض سلام
    اقا يا خانم عابر
    درباره رفتار و سيره معصومان(عليهم السلام ) از دو زاويه مي توان قضاوت نمود
    1) با نگرش «پيش نگاه» امامان عليهم السلام معصوم هستند و از هر گونه خطا و اشتباه مصون مي‏باشد به ويژه در مواردي كه به امامت و هدايت جامعه مربوط مي‏باشد. در اين گونه موارد تمامي علما نسبت به عصمت امامان(عليهم السلام) اتفاق نظر دارند. با پايبندي به اين اصل اساسي بايد به صحت رفتار و سيره امامان(عليهم السلام) اعتقاد داشت و به مقدار توانايي به دنبال كشف اسرار و دلايل آن باشيم. تا به عنوان الگو در زندگي خود به كار بنديم
    2) با نگرش «پس نگاه» نيز مي‏توان به خردمندي و دورانديشي امامان(عليهم السلام) در موضع‏گيريهاي آنان پي برد
    زيرا رفتار و موضع‏گيري امامان، با ملاحظه تأثيرگذاري در طول تاريخ و پيروزي نهايي حق بر باطل مي‏باشد. اگر چه در زمان خودشان اين پيروزي اتفاق نيفتد و رنج و سختي فراواني را در زندگي خود تحمل مي‏كنند با اين نگاه صبر و سكوت امام علي(عليه السلام) فريادي رسا بر مظلوميت آن حضرت در طول تاريخ مي‏باشد. سكوت حضرت، زمينه سوء استفاده دشمنان را خشكاند چنان كه ابوسفيان حاضر شده بود با امام علي(عليه السلام) بيعت كند و بر عليه خلفا اقدام كند امّا امام علي(عليه السلام) با آگاهي و دورانديشي دست رد بر سينه آن بدخواه مسلمانان زد
    اين نمونه تاريخي و نمونه‏هاي فراوان ديگر حكايت از آن دارد كه حساسيت زمانه اقتضا مي‏كرد حتي براي حفظ ظاهر اسلام اهلبيت(عليهم السلام ) آن چنان صبر كنند و هم چون «خار در چشم و استخوان در گلو» روزگار را بگذرانند
    اما نكته مهم آن است كه در كنار اين صبر، بايد حق و حقيقت در طول تاريخ آشكار بماند و سياهي ظلم و خيانت براي همگان در طول تاريخ معلوم شود هنر امام علي(عليه السلام) آن بود كه به گونه‏اي رنج و زجر را تحمل كرد كه رو سياهي آن براي ظالمان در طول تاريخ قابل پاك شدن نباشد و وجدان هر انسان منصفي در طول تاريخ به حقانيت اهلبيت را گواهي دهند
    يا حق

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۶
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : يك سوال جالب




    باسمه تعالی
    با عرض سلام
    چرا شما جلوگیری از قتل عثمان یا خروج عمر را تنها از زاویه مصلحت اندیشی برای حفظ ظالم می نگرید ؟ بلی با چنین نگاهی هیچگاه رفتار حضرت امیر علیه السلام قابل توجیه نیست . اما شنیده اید که امیرالمومنین در پاسخ حضرت زهرا برای دفاع از خود تا به هنگام اذان صبر کرد و آنگاه فرمود : اگر می خواهی این صدا (صدای اذان) پایدار بماند باید به من حق بدهی که از خود دفاع نکنم و شنیده اید که حضرت امیر فرمود : "والله لاسلمن ما سلمت امور المسلمین و لم یکن فیها جور الا علیّ خاصه"؛ تا زمانی که امور مسلمانان به سامان هست و ستم تنها بر شخص من است من صبر می کنم و تسلیم هستم (شرح نهج البلاغه, ابن ابی الحدید , ج 6, ص 166). اصولا برای امیر المومنین حفظ مرکزیت اسلام و حاکمیت اسلام از هر مصلحتی و از هر حقی بالاتر بود . و می دانید که دفاع امیرالمومنین از عمر و توصیه به نرفتن برای جبهه برای حفظ مرکزیت اسلام بود که در آن شرایط به عهده عمر گذاشته شده بود . اگر این مرکزیت در برابر قدرتی چون ایران سقوط می کرد معلوم نبود از اسلام اثری بماند و باز می دانید و تجربه تاریخی نشان داد که قتل عثمان چه فتنه ای را در تاریخ ایجاد نمود . حکومت بنی امیه در سایه مظلوم نمایی قتل عثمان هزار ماه بر مسلمانان ستم نمود و در سایه همین قتل بی جا سه جنگ بر حضرت امیر تحمیل و تمام فرصت را از دست او گرفت .

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    شاد نقل قول : يك سوال جالب




    نقل قول نوشته اصلی توسط aber نمایش پست
    با عرض سلام خدمت شما عزیزان .... یك سؤال برایم همیشه مطرح است و ان اینست كه : مولا براى حفظ منافع مسلمین سكوت كرد. یا از حق خود گذشت یا اینكه سیاست این چنین بود كه مولا سكوت كند یا ...................لطفا نگویید به خاطر مصلحت كه هیج جاى تاریخ سراغ نداریم كه پیغمبر یا امامى به خاطر مصلحت به ظلم كمك كرده باشند. درست است امامانى داشته ایم كه به خاطر مصلحت با خلفاء بیعت كرده اند ولى كامــــــــلا از سیاست كنار كشیده اند و حتى ذره اى به ان خلیفه ى وقت كمك نكرده اند.ولى اینجا این عمل مولا كمك به شمار مى رود
    دوست عزيز مطالعه دقيق تاريخ امامان از زواياي گوناگون وداشتن اطلاعات كامل به شما كمك مي كند تا تحليل دقيق تري از مباحث تاريخي داشته باشيد.اگرعلي از ناحيه خدا امام شده است ديگر همه حركات وسكنات او خدايي است وجاي ترديد وجود ندارد .واز طرفي اگر فضاي خفقان آلود آن دوران را در نظر مي گرفتيد قطعا چنين فرمايشاتي نمي فرموديد .خواهشا يك مرتبه با دقت خطبه شقشقيه مولا را بخوانيد تا مقداري آن فضا را حس كنيد.آن وقت مي فهميد علي براي بقاءاسلام مي انديشيد .مصلحت اسلام را دنبال مي كردوبس.اگر آن حركتها را انجام نمي داد شايد الان نامي از اسلام هم در ميان نبود.


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    70
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    36 دقیقه
    دریافت
    120
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یکی دیگر از علل سکوت 25 ساله امام علی




    نقل قول نوشته اصلی توسط aber نمایش پست
    با عرض سلام خدمت شما عزیزان .... یك سؤال برایم همیشه مطرح است و ان اینست كه : مولا براى حفظ منافع مسلمین سكوت كرد. یا از حق خود گذشت یا اینكه سیاست این چنین بود كه مولا سكوت كند یا ...................

    در ابتدا یک مقدمه ای در مورد اصل حاکمیت در اسلام:
    حکومت بر مردم فقط مخصوص خداست و افرادی که خدا به آنها اذن حکومت داده باشد.
    اگر همه مردم دنیا بر حاکمیت فردی اتفاق نظر داشته باشند، تا اذن الهی و انتخاب الهی در حاکم بودن آن شخص نباشد، او طاغوت است و اجازه حکومت و امر و نهی ندارد.
    اما افرادی را که خدا برای حکومت بر مردم انتخاب می کند، چگونه باید بر مردم حاکم شوند؟ آیا به صرف اذن و انتخاب الهی، آنها همه شرایط حکومت را دارند؟ اگر مردم حکومت او را نپذیرند و تحت حاکمیت شخص دیگری بروند، وظیفه آن حاکم الهی منصوب از طرف خدا چیست؟ آیا می تواند علیه مردم قیام کرده و بر مردم مسلط شده و حاکمیت کند؟
    به نظر می رسد که حکومت بر مردم، دو رکن دارد:
    1. آن شخص از طرف خدا مأذون باشد برای حکومت بر مردم (مشروعیت الهی)
    2. مردم هم حاکمیت الهی او را قبول کنند (مقبولیت مردمی)
    هر دوی این شرایط برای تشکیل حاکمیت لازم است،یعنی یک حاکم هم باید مشروع باشد و هم مقبول.(تذکر این نکته ضروری است که این دو شرط هیچ تاثیری بر یکدیگر ندارند، یعنی اگر حاکمی مشروع باشد، اما مقبول مردم نباشد، هیچ خدشه ای در مشروعیت او حاصل نخواهد شد و اگر مقبول مردم باشد، اما مشروعیت الهی نداشته باشد، آن مقبولیت به تنهایی هیچ گونه مشروعیتی برای او ایجاد نخواهد کرد)

    اما در مورد حکومت حضرت امیر علیه السلام:
    بدون شک، حاکمیت سیاسی، یکی از شئون چند گانه امامت است(در جای دیگری اگر لازم باشد، در این مورد بحث و گفتگو خواهیم کرد) و امام علی هم مشروعیت الهی را در حکومت بر مردم داشتند، اما بر اثر واقعه سقیفه و جهت گیری اشتباه عده ای در انتخاب خلیفه رسول الله و تبعیت اجباری و جاهلانه مردم از آنها، در واقع مردم از حاکمیت الهی امام علی اعراض کردند و او را برای حاکم سیاسی خود قبول نکردند. و این یعنی اینکه امام علی، شرط دیگر حکومت را از دست دادند.
    این البته فقط به معنای عدم حاکمیت سیاسی است، نه تعطیلی امامت! چون امامت شئون مختلفی دارد و همه آن شئون دیگر به قوت خود باقی ست و امام علیه السلام در مدت 25 سال، مشغول امامت و هدایت امت بودند.
    دو نکته دیگر باقی می ماند: اول اینکه آیا به صرف اعراض مردم از حاکمیت امام، قضیه حکومت به پایان می رسد و اتفاق خاصی هم نمی افتد؟ باید در جواب بگویم خیر! یکی از بزرگترین انحرافهای امت، همین اعراض از حاکم الهی ست. قبول حاکمیت هر شخصی، به جز حاکم الهی، رفتن زیر بیرق طاغوت است، حتی اگر عادلترین و باتقواترین پادشاهان و حاکمان دنیا هم باشند، تا وقتی اذن الهی نباشد، طاغوت است و مردم هم به خاطر این اعراض از حق به سوی باطل، مستحق عقاب هستند.
    نکته دوم هم این است که چرا اما علی، برای به دست گرفتن حکومت قیام نکرد؟! در جواب ممکن است گفته شود: چون ایشان اصحاب کافی برای این کار نداشت و اگر 40 نفر با او بیعت کرده بودند، حتما قیام می کرد و حکومت را به دست می گرفت. شاید این جواب صحیحی باشد، اما به واقعیت نرسید و عملا قیامی انجام نشد. اما به نظر من حتی اگر 40 نفر هم با ایشان بیعت می کردند، در مرحله ای که همه مردم با حاکم جدید، بیعت کرده بودند، بعید به نظر می رسد که امام علی برای به دست گرفتن حکومت قیام می کرد! چون در این صورت حاکمی بود که با قهر و غلبه بر مردم حاکم شده و اگر قاطبه مردم، حاکمیت او را حقیقتا قبول نداشتند و به خاطر زور و قدرت اجرائی او، قبول حاکمیت می کردند، دیگر زمینه حکومت بر دلها و اجرای قوانین الهی وجود نداشت.
    کما اینکه بعد از قتل عثمان، که همه مردم هجوم آوردند به درب خانه ایشان، و با او به عنوان حاکم بیعت کردند، ایشان فرمود اگر حضور مردم و بیعت آنها نبود، هیچگاه حکومت را قبول نمی کردم! این یعنی اینکه دیگر حجت تمام شده است و همه شرایط حاکمیت هم فراهم است، پس باید خلافت و حاکمیت را آغاز کند. اما علیرغم بیعت عمومی مردم، و اعلام شروط حضرت برای حکومت، باز هم مردم تاب تحمل عدالت را نداشتند و بیشتر از 5_4 سال حاکمیت ایشان را برنتافتند!(امام علی از همان ابتدا به آنان فرمود حتی اگر بیت المال را کابین همسرانتان کرده باشید، آن را به بیت المال باز خواهم گرداند!...)

    علم خمینی بر زمین نمی ماند،مگر ما مرده ایم!

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    70
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    36 دقیقه
    دریافت
    120
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قسمت دوم سوال جالب!




    نقل قول نوشته اصلی توسط aber نمایش پست
    اما ایا در جایى از تاریخ سراغ داریم كه مولا از ظلم یا ظالم دفاع كند؟يك سوال جالب  در مورد حضرت علي (ع) مطمئنا جواب شما خیر هست .


    پس چرا مولا مى اید و جلوى همه ى مردم قد علم مى كند كه عثمان را نكشید؟ یا در جایى دیگر مولا نمى گذارد كه عمر به عنوان سردار سپاه از شهر خارج شود كه مبادا كشته شود؟


    اگر عمر یا عثمان ظالمند یا مسلمان نیستند یا لایق نیستند پس چرا على جلوى مرگ انها را مى گیرد , ایا این كمك به ظلم و فساد نیست؟يك سوال جالب  در مورد حضرت علي (ع)لطفا نگویید به خاطر مصلحت كه هیج جاى تاریخ سراغ نداریم كه پیغمبر یا امامى به خاطر مصلحت به ظلم كمك كرده باشند. درست است امامانى داشته ایم كه به خاطر مصلحت با خلفاء بیعت كرده اند ولى كامــــــــلا از سیاست كنار كشیده اند و حتى ذره اى به ان خلیفه ى وقت كمك نكرده اند.ولى اینجا این عمل مولا كمك به شمار مى رود
    اما در مورد کمک امام به عمر در حکومتداری و یا جلوگیری از قتل عثمان، می توان گفت که علیرغم غصب خلافت ظاهری، امام علی علیه السلام، همچنان امام امت و جانشین رسول الله و مفسر و مروج دین اسلام بودند و عدم خلافت ظاهری توسط ایشان، چیزی از مسئولیت سنگین ایشان در قبال جامعه اسلامی کم نمی کرد. بحث خلافت ظاهری و حاکمیت سیاسی ، فقط یکی از شئون امامت بود و یک امر داخلی هم حساب می شد، اما وقتی بحث جنگ بین مسلمانان و سیر کشورها به میان می آید، جدای از اینکه امام علی با اصل چنین جنگهایی موافق بودند یا خیر، در قبال جامعه اسلامی نمی توانند ساکت و بی مسئولیت بنشینند و بگویند حالا که من حاکم نیستم، پس مسئولتی هم ندارم!
    در این جنگ بین اسلام و کفر، اگر عمر که فرمانده سپاه اسلام بود، کشته می شد و سپاه اسلام شکست می خورد و کفار بر بلاد اسلامی حاکم می شدند،اینطور نبود که بگوئیم: خب ! خلیفه غاصب شکست خورد و امام علی خلیفه می شود و حق هم به حق دار می رسد! اگر سپاه اسلام شکست می خورد، به اصطلاح؛ دیگر نه اثری از تاک می ماند و نه از تاک نشان! دیگر جامعه اسلامی یی باقی نمی ماند که در آن بحث خلیفه بودن امام علی یا عمر و عثمان مطرح باشد!
    حفظ جامعه اسلامی، با همه این انحرافهایی که در آن ایجاد شده بود، واجب بود و امام علی علیه السلام هم به بهترین نحو، در مواقع ضررت، به حاکمیت کمک می کرد. امام علی هیچگاه از جامعه قهر نکرد و هیچگاه کنج عزلت اختیار نکرد، دائما به کار و فعالیت مشغول بود و به بهترین نحو، سعی در جلوگیری از انحرافها و رفع مشکلات مسلمانان داشت.
    علم خمینی بر زمین نمی ماند،مگر ما مرده ایم!

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط aber نمایش پست
    با عرض سلام خدمت شما عزیزان .... یك سؤال برایم همیشه مطرح است و ان اینست كه : مولا براى حفظ منافع مسلمین سكوت كرد. یا از حق خود گذشت یا اینكه سیاست این چنین بود كه مولا سكوت كند یا ...................

    اما ایا در جایى از تاریخ سراغ داریم كه مولا از ظلم یا ظالم دفاع كند؟يك سوال جالب  در مورد حضرت علي (ع) مطمئنا جواب شما خیر هست .

    پس چرا مولا مى اید و جلوى همه ى مردم قد علم مى كند كه عثمان را نكشید؟ یا در جایى دیگر مولا نمى گذارد كه عمر به عنوان سردار سپاه از شهر خارج شود كه مبادا كشته شود؟

    اگر عمر یا عثمان ظالمند یا مسلمان نیستند یا لایق نیستند پس چرا على جلوى مرگ انها را مى گیرد , ایا این كمك به ظلم و فساد نیست؟يك سوال جالب  در مورد حضرت علي (ع)لطفا نگویید به خاطر مصلحت كه هیج جاى تاریخ سراغ نداریم كه پیغمبر یا امامى به خاطر مصلحت به ظلم كمك كرده باشند. درست است امامانى داشته ایم كه به خاطر مصلحت با خلفاء بیعت كرده اند ولى كامــــــــلا از سیاست كنار كشیده اند و حتى ذره اى به ان خلیفه ى وقت كمك نكرده اند.ولى اینجا این عمل مولا كمك به شمار مى رود

    اگر چه پيشواي بر حق مسلمانان بعد از رسول خدا(ص) حضرت علي(ع) بود ولي چون بيشتر مسلمانها با ديگران بيعت نمودند، خلافت در غير مسير اصلي و صحيح آن قرار گرفت، براي حفظ اصل اسلام و متلاشي نشدن آن، حضرت سكوت اختيار كرد و از حق مسلم خويش گذشت. در بسياري از مواقع كه جهل و ناداني گريبان خلفا را گرفته بود و نزديك بود برخي از حدود الهي به طور غير صحيح اجرا گردد؛ به فرياد آنان مي‏رسيد و در موقعيت‏هاي حساس و بحراني به حفظ نظانم اسلامي - هر چند در دست نااهلان بود - مي‏پرداخت. در واقع ميان امام علي(ع) و خلفا هيچ نقطه مشتركي وجود نداشت ولي براي آنكه ريشه اسلام دچار ضعف، سستي و پوسيدگي نشود، وانمود مي‏كرد كه با آنان متحد است فرمايشان امام علي(ع) در نهج‏البلاغه و غير آن و نيز بيانات امامان ديگر حاكي از عدم صلاحيت خلفا براي جانشيني پيامبر است و از اينجا به عقيده امام نسبت به خلفا مي‏توان پس برد و روشن است كه اگر در تاريخ سخن يا رفتاري بر خلاف عقيده فوق آن مشاهده مي‏كنيم به خاطر اضطرار و ضرورت و تقيه و امثال آن است.

    براي آگاهي از عقيده امام علي(ع) در مورد خلفا و رفتار تقيه گونه امام در مقابل آنان، به كتابهايي چون نهج‏البلاغه، بحارالانوار راهنماي خوبي هستند در خطبه سوم نهج‏البلاغه آمده است: به خدا سوگند؛ پسر ابي قحافه (ابوبكر) پيراهن خلافت را به زور به تن كرد. در صورتي كه او مي‏دانست كه من نسبت به خلافت همانند قطب سنگ آسياب هستم. (سنگ بدون قطب، قابل حركت نيست). از آبشار علم من، دانش فرو مي‏ريزد. به كوه علمم (هيچ) پرنده‏اي دسترسي ندارد. در عين حال، ميان خود و خلافت، پرده‏اي انداختم و از زير بار آن شانه خالي كردم و به اين فكر فرو رفتم كه آيا با دست كوتاه (از ياران) بجنگم و يا در هواي تاريك صبر كنم. مانه ايست كه ميانسالان را پير مي‏گرداند و كوچكان را سالخورده مي‏سازد و مؤمن را آنقدر رنج مي‏دهد تا بميرد. پس از اين فكر به اين نتيجه رسيدم كه با اين وضع آنچه به عقل، نزديكتر است صبر است.

    لذا مثل آنانكه در چشمهايشان مو زده ديدشان كم مي‏شود و همانند آنانكه بغض كرده و نمي‏توانند حرف بزنند اوضاع را نگريستم، و در شرايطي كه مي‏ديدم ميراث من به غارت مي‏رود، سخني نگفتم... زماني كه ابوبكر زنده بود، مي‏گفت به رياست علاقه ندارم و ناگهان رياست را رباي ديگري در نظر گرفت. پستان رياست را محكم گرفتند و در محيطي سخت آن را كشيدند. محيط عمر، خشن بود. نزديك شدن به او سخت، لغزشها فراوان، و عذرخواهي زياد بود. همكاري بااو مثل كسي بود كه بر شتر چموش سوار باشد، اگر مهارش كشيده مي‏شد، دماغش مجروح و پاره مي‏گرديد و اگر رها مي‏شد، سقوط مي‏كرد و هلاك مي‏شود. در چنين شرايطي در مدتي طولاني با تمام مشكلات ساختم و صبر كردم... نوبت به خليفه سوم رسيد. شكمش چاق شد در فكر قضاي حاجت و خوردن بود. دودمانش با او همداستان شدند و مانند شتري كه تازه به علف بهاري مي‏رسد، بيت‏المال را مي‏خوردند تا آنكه سرانجام نقشه‏هاي او درهم ريخت و به جزاي اعمال خود رسيد و شكمش او را سرنگون كرد.{1}

    [1]. ر. ك: ترجمه و شرح نهج‏البلاغه، مصطفي زماني، ج 1، ص 65 به بعد (انتشارات پيام اسلام قم).





  10. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. "صلى عليك مليك السماء" - ملاباسم کربلایی
    توسط Si14 در انجمن کلیپ صوتی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۲۱, ۱۲:۴۰
  2. چرا به امام زمان (عج) شريك القرآن مي‎گوئيم
    توسط raze_shab در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۴/۲۳, ۱۸:۱۶
  3. جمع بندی آيا بشر مى تواند از راه تكنيك جديد به سعادت برسد؟
    توسط shamime_yas در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۰۰:۳۲
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۱۷, ۱۴:۰۹
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۹/۱۶, ۲۲:۵۱

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود