جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا نماز اهل سنت قبول است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    35
    صلوات
    4
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    مورد تشکر
    32 پست
    حضور
    2 روز نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا نماز اهل سنت قبول است؟




    سلام

    آیا این شیوه نماز و وضوی اهل سنت را خداوند از انها قبول می کند؟



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,540
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    مورد تشکر
    677 پست
    حضور
    115 روز 1 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8




    با نام و یاد دوست







    آیا نماز اهل سنت قبول است؟








    کارشناس بحث: استاد صدرا
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا نماز اهل سنت قبول است؟


  4. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    6 روز 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست
    سلام

    آیا این شیوه نماز و وضوی اهل سنت را خداوند از انها قبول می کند؟

    با سلام و عرض ادب

    بسیاری از عبادات اهل سنت از جمله نماز و مقدمه آن (وضو)، از آنجا که مطابق تبیین معصوم(علیه السلام) نبوده،‌ صحیح نبوده و باطل می باشند؛ لذا چنین اعمالی فاقد روح و آثار عبادات تشریع شده از سوی پروردگار می باشند. بدیهی است که عمل عبادی در صورتی صحیح بوده که مطابق تشریع پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) صورت پذیرد، و از آنجا که دسترسی به چنین تشریع و تبیینی خود در گرو دسترسی به آن از راهی ایمن بوده؛‌ تنها راه وصول به سنت حقیقی تبعیت از عترت پاک آنحضرت معرفی شده است؛ لذا توصیه و سفارش اصلی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) برای دوران پس از حیاتشان، دستور به تبعیت از قرآن و عترت بود؛ همچنان که فرمودند: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ، أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْآخَرِ: كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ، وَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي، وَإِنَّهُمَا لَنْ‏ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض‏».[1] «همانا من در میان شما دو چیز گران مایه بجای می گذارم که یکی بزرگتر از دیگری است. کتاب خدا ریسمان کشیده شده از آسمان به سوی زمین و عترت و اهل بیتم که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشده تا آنگاه که در حوض بر من وارد شوند».

    اما آیا عمل باطل صلاحیّت قبولی را نیز دارد؟ در صورتی که انجام دهنده ی آن یقین به صحت عمل خویش نیز داشته و دارد و شکی در ناحیه ی عملکرد وی وجود ندارد؟
    در پاسخ می گوئیم: از آنجا که عمل وی مطابق واقع نبوده، نفس عمل مقتضی پاداشی از سوی خداوند متعال نیست؛ یعنی چنین افرادی مستحق پاداش از جهت عملی که واقعیتی نداشته نبوده؛[2] امّا از انجا که انگیزه و داعی وی بر انجام عبادت تقرب به خدا بوده است، بعدی در دریافت پاداش از این جهت وجود ندارد؛ البته در صورتی که محب عترت (علیهم السلام) بوده باشند.

    در روایتی از حضرت امام باقر(علیه السلام) آمده است:
    «بناى اسلام بر پنج امر استوار است؟ نماز و زكات و حج و روزه و ولايت. زراره‏ گويد به حضرت عرض كردم: از میان اینها کدام افضل و برتر است؟ حضرت فرمودند: ولايت‏ برتر است؛ زيرا كه ولايت، كليد آنها است و والى كه صاحب ولايت است دليل است بر آنها...».
    سپس فرمودند:

    «بدان و آگاه باش! كه اگر مردى در تمام شبها به عبادت قيام نمايد، و در روزها روزه باشد، و همه اموال خویش را صدقه دهد، و در تمام عمر خويش به حجّ رود؛ اما ولايت ولىّ خدا را نشناسد، تا آنكه آن ولىّ را دوست بدارد، و همه اعمالش به دلالت و رهنمايى ولىّ خدا باشد، او را بر خدا هيچ حقّى در باب ثواب اعمالش نخواهد بود، و از اهل ايمان نباشد. حضرت سپس فرمودند: «أُولَئِكَ الْمُحْسِنُ مِنْهُمْ يُدْخِلُهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ بِفَضْلِ رَحْمَتِه»، اين گروه نيكوكارشان را خداوند به فضل و رحمت خویش وارد بهشت می گرداند.[3]

    موفق باشید.



    [1] . مسند الإمام أحمد بن حنبل،ج‏17، ص170، ح11104. سند این روایت که با اسناد مختلف و طرق مختلف نقل شده اینگونه است: «حَدَّثَنَا أَسْوَدُ بْنُ عَامِرٍ، أَخْبَرَنَا أَبُو إِسْرَائِيلَ يَعْنِي إِسْمَاعِيلَ بْنَ أَبِي إِسْحَاقَ الْمُلَائِيَّ، عَنْ عَطِيَّةَ،عَنْ أَبِي سَعِيدٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم‏...».

    [2]. در این صورت کسی که یقین به صحت شیوه ی عبادت خویش داشته و سایر شیوه ها را باطل می انگارد؛ از آنجا که احتمال خلاف را نمی داده، حجت بر وی تمام نبوده و وی از این جهت عقوبت نمی گردد؛ اما عدم عقوبت وی ملازمه ای با استحقاق نعمت و بهشت نخواهد داشت.

    [3] . الکافی، الکلینی، ج2، ص20، ح5، (ط)‌الاسلامیة: سند روایت اینچنین است: «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَال‏...». مرحوم مجلسی این روایت را صحیح دانسته اند:« (الحديث الخامس): صحيح». (مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج7، ص102). متن این قسمت از روایت اینگونه است: «أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَيْهِ مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ حَقٌّ فِي ثَوَابِهِ وَ لَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ ثُمَّ قَالَ أُولَئِكَ الْمُحْسِنُ مِنْهُمْ يُدْخِلُهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ بِفَضْلِ رَحْمَتِه».
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    35
    صلوات
    4
    دلنوشته
    2
    دلنوشته
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    مورد تشکر
    32 پست
    حضور
    2 روز نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    اما آیا عمل باطل صلاحیّت قبولی را نیز دارد؟ در صورتی که انجام دهنده ی آن یقین به صحت عمل خویش نیز داشته و دارد و شکی در ناحیه ی عملکرد وی وجود ندارد؟
    در پاسخ می گوئیم: از آنجا که عمل وی مطابق واقع نبوده، نفس عمل مقتضی پاداشی از سوی خداوند متعال نیست؛ یعنی چنین افرادی مستحق پاداش از جهت عملی که واقعیتی نداشته نبوده؛[2] امّا از انجا که انگیزه و داعی وی بر انجام عبادت تقرب به خدا بوده است، بعدی در دریافت پاداش از این جهت وجود ندارد؛ البته در صورتی که محب عترت (علیهم السلام) بوده باشند.
    عرض سلام
    استاد گرامی یعنی طبق پاسخ شما وضو و نماز اهل سنت مورد قبول درگاه خدا نیست و در نتیجه این افراد وارد جهنم میشوند؟ ایا نتیجه گیری بنده درست هست؟


  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۶
    نوشته
    1,120
    صلوات
    7780000
    دلنوشته
    461
    دلنوشته
    خدایا بحق حضرت زینب س حکومت سید و مولایمان عج را نزدیک بگردان.لک الحمد
    مورد تشکر
    539 پست
    حضور
    34 روز 4 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست

    عرض سلام
    استاد گرامی یعنی طبق پاسخ شما وضو و نماز اهل سنت مورد قبول درگاه خدا نیست و در نتیجه این افراد وارد جهنم میشوند؟ ایا نتیجه گیری بنده درست هست؟
    سلام
    بله درست نتیجه گرفته اید.

    تازه نماز و عبادات شیعه هم که یس و طه ای غیر از رسول الله ص را بعنوان مرسل قبول کند هم مقبول نیست بهتر بگوئیم هر فردی نام یا لقب یس و طه با پیشوند و پسوند که جسم باشد و آن نام را روی او قرار داده است مقبول نیست.والدین رسول الله ص در تعیین این لقب حضرت دخالتی نداشتند.

    تا حرمتی حفظ نشود که زنده نگه داشتن سنت، ارزشی ندارد، بله خیلی نزدیک است چون یس و طه ها سید و غیر سید هم شدند ! در حالی که خداوند حرمت برای یک یس و طه قرار داده بقیه را نمیدانیم.

    ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

    وقتی قرار است با حکومت حضرت از اول دین اسلام معرفی بشه برای جهانیان، پس آن موقع حق یس و طه نمایان میشود و مردم فکر میکنند که دین تازه ای آمده ( مردم خطاب به کل جهان است ) با این فتوای خالی از اشکال نام نهادن بر روی فرزند ، الگویی مناسبی برای معرفی دین اسلام نیستیم.

    اگه اهل تسنن مشکل ولایت دارند، برخی شیعیان مشکل رسالت دارند!
    با برطرف شدن مشکل رسالت، خیلی از اهل تسنن هم مشکل ولایتشون برطرف میشه!

    ما اگر برادریم، برادریمون را اثبات کنیم.
    ویرایش توسط کربلائی : ۱۳۹۶/۰۸/۱۲ در ساعت ۱۹:۱۹
    انسان فرهیخته، چنان به شباهت های خود با دیگران اهمیت میدهد که قبول یک تفاوت، او را به یادگیری بیشتر وادار میسازد

  8. تشکر


  9. #6
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    6 روز 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست

    عرض سلام
    استاد گرامی یعنی طبق پاسخ شما وضو و نماز اهل سنت مورد قبول درگاه خدا نیست و در نتیجه این افراد وارد جهنم میشوند؟ ایا نتیجه گیری بنده درست هست؟
    با سلام و عرض ادب

    خیر؛ الزاما بطلان عبادات به معنای استحقاق ورود به جهنم نخواهد بود و ملازمه ای بین این دو در همه ی مصادیق برقرار نیست؛ لذا ممکن است در مورد فردی با اینکه نفس عباداتش باطل بوده؛ اما با این حال در آخرت[1] اهل نجات نیز بوده باشد.

    در توضیح این مطلب سخنی از مرحوم امام خمینی در رابطه با فرجام تابعین سایر ادیان ذکر می کنیم که بواسطه ی آن حال مسلمین غیر شیعه نیز مشخص می گردد:

    ایشان در بحث از مكاسب محرمه مى فرمايند:
    «اما عوام آنان (پيروان اديان)، پس ظاهر است كه خلاف مذاهبى كه دارند، به ذهنشان خطور نمى كند؛ بلكه آنان، مانند عوام مسلمانان، به صحت مذهب خويش و بطلان ساير مذاهب قطع دارند. پس همان طور كه عوام ما، به سبب تلقين و نشو و نما در محيط اسلام، به صحت مذهب خويش و بطلان ساير مذاهب علم دارند، بدون اين كه خلاف آن به ذهنشان خطور كند، عوام آنان نيز چنين هستند و اين دو گروه از اين جهت تفاوتى ندارند. و قاطع در پيروى از قطع خود معذور است و نافرمان و گناهكار نيست و نمى توان او را به موجب اين پيروى عقاب كرد. اما غير عوام آنان، غالباً به واسطه تلقيناتى كه از آغاز كودكى و نشو و نما در محيط كفر وجود داشته است، به مذاهب باطل خويش جازم و معتقد شده اند، به گونه اى كه هرگاه چيز مخالفى به آنان برسد، آن را با عقول خويش كه از آغاز نشو و نما، بر خلاف حق پرورش يافته است، رد مى كند. پس عالم يهودى يا مسيحى، عالم مسلمان، ادله ديگران را صحيح نمى داند و بطلان آن ادله براى وى ضرورى است؛ زيرا مذهب او نزد خودش ضرورى است و خلاف آن را احتمال نمى دهد. آرى، در ميان آنان كسى مقصر است كه خلاف مذهب خود را احتمال بدهد و از روى عناد يا تعصب، ادله آن را بررسى نكند، همان طور كه در آغاز اسلامس، كسانى در ميان علماى يهودى و مسيحى چنين بودند».[2]

    حضرت امام در پايان، ديدگاه خود را چنين جمع بندى مى كند:

    «خلاصه اين كه كفار، مانند جهال مسلمانان، برخى قاصرند و آنان اكثريت دارند و برخى مقصر. و تكاليف، اصول و فروع، بين همه مكلفان از عالم و جاهل، قاصر و مقصر، مشترك است و كفار به سبب اصول و فروع عقاب مى شوند؛ ولى با اقامه دليل بر ضد آنان و نه به طور مطلق. پس همان طور كه عقاب مسلمانان به سبب فروع به معناى اين نيست كه آنان خواه قاصر باشند و خواه مقصر، عقاب مى شوند، كفار نيز به حكم عقل و اصول و مذهب عدل دقيقاً چنين وضعىِ دارند».[3]

    امام خمينى(ره) همچنین در تقريرات فلسفه خويش مى فرمايند:
    «و اما دسته ديگر كه كثيرى از نوع انسان را تشكيل مى دهند، گرچه در مراكز تمدن علمى و عملى بوده اند و ليكن چون اباً عن جدّ بر دين منسوخ سابق بوده اند و به دين لاحق مشرف نشده اند؛ ولى نه از باب عناد و نفاق؛ بلكه از باب قطع به خلاف؛ يعنى آنها اصلا و ابداً حتى احتمال صحت اسلام را هم نمى دهند، همان طورى كه ما اصلا احتمال نمى دهيم كه مسلك بهاييها صحيح بوده و آنها درست گفته باشند؛ چون آنها را باطل صرف مى دانيم و لذا متوجهش نيستيم، و جماعت كثيرى هستند كه اسلام را همين طور مى دانند، و يا اينكه در جايى هستند كه اسمى از اسلام به گوششان نخورده است، مثل بوداييهايى كه در فلان ده فلان جزيره قرار گرفتند؛ وليكن اين دسته به دين خودشان كه از سابق بوده معتقدند و فرض اين است كه بر اساس آن دينشان مستقيماً راه رفته و در عقايدشان هم همان طورى كه آن پيغمبر فرموده، معتقدند، مثل راهبى كه از اول عمر تا آخر در دير خود زندگى كرده و حضرت عيسى (عليه السلام) را مى شناخته و همين طور كه ايشان فرموده است به قضاياى مبدأ و معاد معتقد بوده و عملش هم عمل صالح و بر ميزان آن طريقه بوده است و به دين اسلام هم توجه نكرده است؛ البته نمى توان گفت اين چنين شخصى به جهنم خواهد رفت؛ زيرا محال است حضرت احديت با بندگان خود خلاف عدل رفتار كند، .پس اين شخص را نمى توان تعذيب كرد و چنين كسى هم در جهنم نخواهد بود، و آن كفارى كه خد ا در قرآن به آنان وعده عذاب و جهنم داده است، مسلماً اين دسته از كفار نيستند.

    اگر انسان به قرآن خوب نگاه كند، مى فهمد قرآن با كفارى كه حرف زده و به آنهاوعيد مى دهد، كفار قريش و معاندين پيغمبر (عليه السلام )بوده اند كه در اصطلاح قرآن بر اينها فساق و فاسق هم اطلاق مى شود و فاسق در اصطلاح قرآن به اين معنى است.

    و خلاصه، اين گونه اشخاص مسلّم به جهنم نمى روند، البته به بهشتى كه جايگاه مقربين است، راهى نداشته و به طور مسلّم به جايگاه و مقام مؤمنين هم راهى ندارند؛ چون اينها اگر چه خلافى نكرده اند؛ اما چون عملشان واقعاً باطل بوده و حقيقتى نداشته است، صورت واقعيت به خود نمى گيرد و آنها از جنّت عملى كه از عمل و عبادات و اعمال دينيشان تشكيل مى شود بهره اى ندارند، ولى آن عمل صالح كه براى خدا انجام شده از قبيل احسان و برّ به والدين و غيره، صورت و ملكه اى دارد و چون به مبدأ و معاد هم عقيده مند بوده اند، اين گونه اشخاص اگرچه به بهشت معهود نمى روند، ولى لازم نيست به جهنم بروند.[4]


    [1]. حال این افراد در برزخ برای ما مشخص نمی باشد.

    [2] . المكاسب المحرمة، قم: المطبعة العلمية، 1381 ق، ص 133.

    [3].همان، ص 134.

    [4]. تقريرات فلسفه امام خمينى، ج 3، ص 477ـ478.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۶/۰۸/۱۳ در ساعت ۲۰:۰۵
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  10. #7
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    6 روز 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهيد مطهرى(ره) نيز در فصل نهم كتاب عدل الهى تحت عنوان «عمل خير از غير مسلمان» در بحث پرمخاطره اى مى گويد:

    «ما معمولا وقتى مى گوييم فلان كس مسلمان است يا مسلمان نيست، نظر به واقعيت مطلب نداريم. از نظر جغرافيايى، كسانى را كه در يك منطقه زندگى مى كنند و به حكم تقليد و وراثت از پدران و مادران مسلمانند، مسلمان مى ناميم و كسانى ديگر را كه در شرايط ديگر زيسته اند و به حكم تقليد از پدران و مادران وابسته به دينى ديگر هستند يا اصلا بى دينند، غير مسلمان مى ناميم. بايد دانست اين جهت ارزش زيادى ندارد، نه در جنبه مسلمان بودن و نه در جنبه نامسلمان بودن و كافربودن.

    بسيارى از ماها مسلمان تقليدى و جغرافيايى هستيم، به اين دليل مسلمان هستيم كه پدر و مادرمان مسلمان بوده اند. آنچه از نظر واقع، با ارزش است، اسلام واقعى است و آن اين است كه شخص قلباً در مقابل حقيقت تسليم باشد، درِ دل را به روى حقيقت گشوده باشد تا آنچه را كه حق است، بپذيرد و عمل كند و اسلامى كه پذيرفته است، بر اساس تحقيق و كاوش از يك طرف و تسليم و بى تعصبى از طرف ديگر باشد. اگر كسى داراى صفت تسليم باشد و به عللى اسلام بر او مكتوم مانده باشد و او در اين باره بى تقصير باشد، هرگز خداوند او را معذب نمى سازد، او اهل نجات از دوزخ است».
    وى در پايان بحث دشوار و طولانى خويش، نجات از عذاب و استحقاق پاداش عمل نيك را براى اكثريت قاصر غير مسلمان به شرح زير قائل مى شود:

    «به نظر حكماى اسلام از قبيل بوعلى و صدرالمتألهين، اكثريت مردمى كه به حقيقت اعتراف ندارند، قاصرند نه مقصر؛ چنين اشخاصى اگر خداشناس نباشند، معذب نخواهد بود ـ هر چند به بهشت هم نخواهند رفت ـ و اگر خداشناس باشند و به معاد اعتقاد داشته باشند و عملى خالص قربة الى الله انجام دهند، پاداش نيك عمل خويش را خواهند گرفت. تنها كسانى به شقاوت كشيده مى شوند كه مقصر باشند نه قاصر».

    آن شهيد پس از نوشتن عبارت بالا، در يك سخنرانى مربوط به اواخر عمر پربركت خويش كه بعداً تحت عنوان «حق و باطل» تنظيم و منتشر شده است، با تأكيد فراوان و از صميم قلب، مسيحيان و كشيشان مسيحى را متقى و مستحق بهشت دانسته و گفته است: «شما اگر به همين مسيحيت تحريف شده نگاه كنيد و برويد در دهات و شهرها، آيا هر كشيشى را كه مى بينيد، آدم فاسد و كثيفى است؟ ولله ميان همين ها صدى هفتاد هشتادشان مردمى هستند با يك احساس ايمانى و تقوا و خلوص كه به نام مسيح و مريم، چقدر راستى و تقوا و پاكى به مردم داده اند، تقصيرى هم ندارند. آنها به بهشت مى روند، كشيش آنها هم به بهشت مى رود، پس حساب روحانيت حاكم فاسد مسيحى و پاپ ها را بايد از اكثريت مبلغين و پيروان مسيح جدا كرد.[1]

    بنابراين اگر به نظر امام خمينى و استاد مطهرى اكثريت پيروان اديان ديگر از فهم دين حق قاصرند. يقيناً از ديدگاه اين دو بزرگوار به طريق اولويت عوام اهل سنت قاصرند و احكام كافران بر آن ها اجرا نمى شود؛ زيرا اين افراد به توحيد و نبوت و معاد معتقد بوده؛ اما به خاطر جهل مركبشان خيال مى كنند طریقانان طریق به حق و سنت حقیقی می باشد؛ بنابراین هر چند برخی از اعمال عبادی آنان باطل بوده؛ لذا این اعمال فاقد حقیقت می باشند؛ اما اگر چنین اعمالی با اخلاص و قصد تقرب بجای آورده شود؛‌ چنین قصد و انگیزه ای بی پاداش نخواهد بود؛ علاوه بر اینکه برخی عبادات آنان نیز از دیدگاه ما صحیح می باشد که چنین اعمالی نیز دارای اجر و ثواب خواهند بود. و از آنجا که ولایت اهل بیت و در رأس آنان ولایت امام علی(علیه السلام) امری مفروض بر همه مسلمانان است؛‌ این افراد در صورت داشتن محبت آن حضرت اهل پاداش و بهشت خواهند بود؛ هر چند که به مراتب بالاتر راهی ندارند.


    [1]. مجموعه آثار، ج 1، ص 293، 342، و ج 3، ص 439.
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  11. #8
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    6 روز 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خلاصه:

    انجام اعمال عبادی ای که مطابق واقع نیست، فاقد حقیقت بوده و نفس آن دارای اثری نخواهد بود؛ اما انگیزه و نیّت تقرب حاکم بر آن (در صورت وجود) بدون اجر و پاداش نخواهد بود؛ در صورتی که با حداقل ولایت اهل بیت(علیهم السلام) همراه بوده باشد؛ لذا در روایت امام باقر (علیه السلام) امده است که اهل سنت در این اعمال مستحق پاداش نمی باشند؛ اما محسنین آنان تفضلا و از روی لطف پروردگار پاداش داده می شوند.

    این در مورد کسانی است که یقین به حقانیت شیعه نداشته و راه رسیدن به حقیقت در هر حال به روی آنان باز نشده باشد؛‌ اما در مورد کسانی که یقین به حقانیت شیعه داشته؛ ولی از روی عناد با آن از تبعیت از آن سرباز زده و یا نعوذ بالله دشمن اهل بیت(علیهم السلام) بوده باشد که این افراد اهل نجات نخواهند بود؛ هر چند گرفتاری آنان به اندازه جرم خود می باشد و ظاهر خلود در جهنم مربوط به معاندین می باشد.

    موفق باشید.

    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود