صفحه 3 از 3 نخست 123
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برتری ادبی قرآن بر سایر آثار عربی

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    560 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست



    با سلام و درود

    سلام علیکم. مسئله دیگری که در مورد تحدی مطرح است، این می باشد که اگر برتری ادبی و زیبایی متن و عدم توان دیگران، دلیل بر الهامی بودن باشد، بسیاری از آثار ادبیات کلاسیک دنیا نیز همین خاصیت را دارند که بسیار زیبا هستند و کسی نتوانسته مثلشان بیاورد.

    با تشکر

  2. تشکرها 2


  3. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,717
    مورد تشکر
    8,882 پست
    حضور
    40 روز 13 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    سلام علیکم. مسئله دیگری که در مورد تحدی مطرح است، این می باشد که اگر برتری ادبی و زیبایی متن و عدم توان دیگران، دلیل بر الهامی بودن باشد، بسیاری از آثار ادبیات کلاسیک دنیا نیز همین خاصیت را دارند که بسیار زیبا هستند و کسی نتوانسته مثلشان بیاورد.

    با تشکر

    با سلام و درود

    همان طور که می دانید در تعریف معجزه، ادعای نبوت داشتن نیز ملاک است و آوردن معجزه، برای اثبات آن ادعای نبوت است.

    وقتی خود نویسنده ادعای اعجاز نداشته و نوشته اش را در این حد نمی دیده، چه دلیلی دارد که دیگران چنین ادعایی نمایند.

    مطلب دیگر؛ اگر کسی سبک نوشتارش به گونه ای باشد که کسی نتواند مانند او بنگارد، این تنها می تواند آن را از نظر سبک نوشتاری، منحصر به فرد و خاص کند؛ ولی تا موقعی که دیگران بتوانند مشابه آن را در محتوا، مفاهیم، حکمت ها و ... بیاورند، باز هم ادعای معجزه بودن درست نیست و دیگر آن کتاب، در آن اوج نمی ماند.

    بنابر این:
    چنین آثاری می توانند از نظر ادبی و سبک نوشتاری، خاص و منحصر به فرد باشند ولی نمی توانند معجزه محسوب شده و یا مرتبط با عالَم ماوراء و وحی شمرده شوند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  4. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    560 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست



    با سلام و درود

    همان طور که می دانید در تعریف معجزه، ادعای نبوت داشتن نیز ملاک است و آوردن معجزه، برای اثبات آن ادعای نبوت است.

    وقتی خود نویسنده ادعای اعجاز نداشته و نوشته اش را در این حد نمی دیده، چه دلیلی دارد که دیگران چنین ادعایی نمایند.

    مطلب دیگر؛ اگر کسی سبک نوشتارش به گونه ای باشد که کسی نتواند مانند او بنگارد، این تنها می تواند آن را از نظر سبک نوشتاری، منحصر به فرد و خاص کند؛ ولی تا موقعی که دیگران بتوانند مشابه آن را در محتوا، مفاهیم، حکمت ها و ... بیاورند، باز هم ادعای معجزه بودن درست نیست و دیگر آن کتاب، در آن اوج نمی ماند.

    بنابر این:
    چنین آثاری می توانند از نظر ادبی و سبک نوشتاری، خاص و منحصر به فرد باشند ولی نمی توانند معجزه محسوب شده و یا مرتبط با عالَم ماوراء و وحی شمرده شوند.
    سلام علیکم. نظر به اینکه این تاپیک مربوط به برتری ادبی قرآن بر سایر آثار عربی است، می خواستم خواهش کنم در مورد فرقان الحق هم توضیح بدهید. البته شما قبلاً در تاپیک دیگری (http://www.askquran.ir/showthread.ph...l=1#post760017) به این بحث پرداخته اید، ولی چنانکه از پاسخ شما مشخص است، فرض سؤال این است که این کتاب نیز ادعای از طرف خدا بودن را دارد.

    ولی ادعای دو نویسنده فرقان الحق، اصلاً این نیست که کتابشان از سوی خداست، آنها ادعا دارند که کتابی مثل قرآن آورده اند.

    چطور می توانیم ثابت کنیم که این کتاب مثل قرآن نیست؟

    با تشکر

  5. تشکر


  6. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,717
    مورد تشکر
    8,882 پست
    حضور
    40 روز 13 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    ولی ادعای دو نویسنده فرقان الحق، اصلاً این نیست که کتابشان از سوی خداست، آنها ادعا دارند که کتابی مثل قرآن آورده اند.

    چطور می توانیم ثابت کنیم که این کتاب مثل قرآن نیست؟

    با سلام و درود

    همانطور که در آن جا عرض کرده ام، برخی معتقدند نویسندگان این کتاب، ادعا دارند این کتاب، وحی مبین است و این با فرمایش شما متفاوت است.

    در هر حال، همین که مورد تأیید غالب کارشناسان و متخصصان واقع نشده است، بهترین دلیل بر بطلان ادعای همانندآوری برای قرآن است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    560 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست



    با سلام و درود

    همانطور که در آن جا عرض کرده ام، برخی معتقدند نویسندگان این کتاب، ادعا دارند این کتاب، وحی مبین است و این با فرمایش شما متفاوت است.

    در هر حال، همین که مورد تأیید غالب کارشناسان و متخصصان واقع نشده است، بهترین دلیل بر بطلان ادعای همانندآوری برای قرآن است.
    سلام علیکم. در مورد ادعای نویسندگان، مسلم بدانید که این افراد چنین ادعایی ندارند، زیرا هر دو نویسنده مسیحی بوده، و این از متن کتاب فرقان الحق نیز روشن است، در نتیجه ادعایی خلاف الهیات خود طرح نمی کنند و نکرده اند.

    در مورد عدم تأیید فرمایش شما درست است، ولی می خواستم خواهش کنم که توضیح بدهید که کارشناسان و متخصصان، چه مشکلی در این کتاب دیده اند که تأییدی نکرده اند که مثل قرآن است؟ خود شما به عنوان یک کارشناس قرآن، چه مشکلی در این کتاب سراغ دارید؟

    با تشکر

  8. تشکر


  9. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,717
    مورد تشکر
    8,882 پست
    حضور
    40 روز 13 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    سلام علیکم. در مورد ادعای نویسندگان، مسلم بدانید که این افراد چنین ادعایی ندارند، زیرا هر دو نویسنده مسیحی بوده، و این از متن کتاب فرقان الحق نیز روشن است، در نتیجه ادعایی خلاف الهیات خود طرح نمی کنند و نکرده اند.
    با سلام و درود

    صریح متن کتاب، خلاف نظر شما را ثابت می کند، زیرا ایشان در پاسخگویی به تحدی قرآن، کتاب خود را وحی تلقی کرده است:

    «و انّ الفرقان الحق هی کلمتنا و هو الحق الیقین و لو کره الکافرون»(الشهید/ 8)

    «فرقان حق أنزلناه لنخرج الظالین من الظلمات الی النور»(المسیح/ 6)

    «إنّا أنزلناه نورا علی قلب صفینا فخطّه کلما بأعیننا...»(النور/ 7)



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    در مورد عدم تأیید فرمایش شما درست است، ولی می خواستم خواهش کنم که توضیح بدهید که کارشناسان و متخصصان، چه مشکلی در این کتاب دیده اند که تأییدی نکرده اند که مثل قرآن است؟ خود شما به عنوان یک کارشناس قرآن، چه مشکلی در این کتاب سراغ دارید؟

    بنده صاحب نظر نیستم، لذا در نقد این کتاب، برخی نظرات و پژوهش های دیگران را اشاره می کنم:

    1. این که کسی از قالب آیات و سوره های قرآن استفاده کند و تعابیر مشابه بیاورد، که همانند آوری نیست؛ این تقلید از قرآن است.

    2. کسی که ادعای پیامبری و وحی دارد باید شناخته شده باشد؛ در حالی «انیس سرش» ناشناس است و وی ادعا دارد که نویسنده این کتاب نیست و نمی گوید که چه کسی این کتاب را نوشته است. لذا اصلا مشخص نیست به چه کسی وحی شده، از کجا وحی شده، نویسنده کتاب کیست و... .

    3. این کتاب باید مانند قرآن وجه اعجازی داشته و مانند قرآن دارای اعجازهای بیانی و علمی و... باشد؛ که نیست.

    4. عربی آن باید عاری از خطا و غلط باشد و غلط های نگارشی و اعرابی نداشته باشد؛ که نیست. غلط های صرفی و نحوی آن زیاد است.

    5. باید بدون تناقض گویی باشد؛ که نیست؛ مثلا در همه سوره ها در اول سوره می گوید «بسم الاب الکلمه الواحد الاوحدی» اما در جای دیگر در این کتاب می گوید «موحد التثلیث مثلث التوحید؛ یعنی یگانه سه گانه، سه گانه یگانه!! اول حرف از وحدت می زند بعد می گوید سه گانه یگانه و یگانه سه گانه!! خدا یا سه گانه است و یا یگانه و نمی تواند هم یگانه باشد و هم سه گانه.

    مثال دیگر از تناقضات کتاب این است که از سویی می گوید آخرین پیغمبر حضرت عیسی است و آخرین کتاب انجیل است و از سوی دیگر می گوید آخرین پیغمبر منم و آخرین کتاب فرقان الحق است.


    برای مطالعه تفصیلی:

    مقاله ای با عنوان «حق الفرقان ردا علی الفرقان الحق» توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره) در نقد کتاب «الفرقان الحق» و بیان ایرادات مختلف آن، تدوین شده که می توانید مطالعه کنید.

    هم چنین در دوفصلنامه علمی ـ پژوهشی پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، شماره دهم، بهار و تابستان 96، مقاله ای در نقد کتاب «الفرقان الحق» توسط آقایان ناجی، زمانی و آغازی، به فارسی تدوین شده که مطالعه آن نیز مفید است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  10. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,717
    مورد تشکر
    8,882 پست
    حضور
    40 روز 13 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مطلبی دیگر؛


    یکی از مهمترین ادله اعجاز قرآن، موضوع تحدی و مبارزه طلبی برای همانندآوری است. موضوعی که از ابتدا تاکنون (بیش از 1400 سال)، کسی نتوانسته به آن پاسخ دهد؛ که این نشان از عجز و ناتوانی انسان ها از همانندآوری و نشان از الهی و معجزه بودن قرآن است.

    ممکن است گفته شود چرا انسان ها نمی توانند مانندی برای قرآن بیاورند؟ باید گفت:

    قرآن كلامی است كه از جهات و ابعاد گوناگون معجزه است؛ قرآن كتابی است با الفاظ محدود و معانی بسيار و عالی؛ قرآن كتابی است با الفاظ عربی معمولی اما در اوج فصاحت و بلاغت كه مثل آن وجود ندارد.

    قرآن مثل هر كتاب ديگر از سه عنصر «لفظ، معنا و نظم» تشكيل شده است پس اگر كسی بخواهد كتابی مثل قرآن بياورد بايد حداقل سه شرط داشته باشد:

    1. به تمام الفاظ، اسم ها، فعل ها و ... علم داشته باشد بطوری كه بتواند بهترين و مناسب ترين آن ها در هر جمله به كار بندد.

    2. به تمام معانی الفاظ، اسم ها ، فعل ها و ... علم داشته باشد تا بتواند در موقع سخن گفتن، بهترين و مناسب ترين معنا را در مورد مقصود خود ارائه دهد.

    3. به تمام وجوه نظم كلمات و معانی، علم داشته باشد تا بتواند در مواقع لزوم بهترين و مناسب ‌ترين آن ها را برای كلام خويش انتخاب كند.

    از آن جا كه اين (الفاظ، معانی، نظم آن ها) هنگامی كه در همديگر ضرب شوند يک مجموعه بی ‌نهايت (به اصطلاح رياضی) را تشكيل می ‌دهند؛ لذا تسلط و احاطه بر آن ها و حضور ذهن در مورد همه اين امور برای يک انسان مقدور نيست. علاوه بر آن كه مطالب و محتوای عالی قرآن و اسرار علمی و جهات ديگر آن، خود، علومی ديگر را می ‌طلبد كه در دسترس بشر نيست.

    پس تنها خداست كه بر همه چيز احاطه دارد و علم او نامحدود است و می ‌تواند اين مجموعه را يكجا در نظر گيرد و كتابی بوجود آورد كه فصيح ترين الفاظ، صحيح ترين معانی و بهترين نظم را استفاده كند: «إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ»

    آری به نظر می ‌رسد كه سرّ عجز انسان در آوردن مثل قرآن و راز اعجاز اين كتاب الهی در محدوديت علم و عقل بشر و نامحدود بودن علم و عقل خدا نهفته است: «وَ ما أُوتيتُمْ‏ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلا»(اسراء/ 85)

    و از اين روست كه هر چه علم بشر بيشتر رشد كند و عقل و تفكر او قوی ‌تر و عميق گردد، بهتر می ‌تواند، اسرار الفاظ، معانی و نظم قرآن را دريابد و بر اعجاب او نسبت به اين كتاب آسمانی افزوده می ‌شود، ولی هيچگاه قادر نخواهد بود، مثل آن را بياورد.

    «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ‏ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيرا»؛ بگو: اگر انسان [ها] و جن [ها] جمع شوند، بر اين كه همانند اين قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد؛ و اگر چه برخى آنان، پشتيبان برخى [ديگر] باشند.(اسراء/ 88).(رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 80 و 81)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  11. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    560 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست


    با سلام و درود

    صریح متن کتاب، خلاف نظر شما را ثابت می کند، زیرا ایشان در پاسخگویی به تحدی قرآن، کتاب خود را وحی تلقی کرده است:

    «و انّ الفرقان الحق هی کلمتنا و هو الحق الیقین و لو کره الکافرون»(الشهید/ 8)

    «فرقان حق أنزلناه لنخرج الظالین من الظلمات الی النور»(المسیح/ 6)

    «إنّا أنزلناه نورا علی قلب صفینا فخطّه کلما بأعیننا...»(النور/ 7)
    سلام علیکم. ضمن تشکر، منظور از این آیات، از قرار معلوم این است که مثلیت با قرآن را حفظ کنند. اگر سعی کنند کتابی مثل قرآن بیاورند ولی در آن ادعای از سوی خدا بودن نباشد، یک جهت مثلیت را از دست داده اند.

    سؤال دیگری داشتم: بر اساس نظر مورخین، مانی نیز، که از مدعیان نبوت می باشد، مدعی بوده است کتاب ارژنگ را خدا به او داده و کسی نمی تواند مثلش بیاورد، و از قرار معلوم نقاشیهای کتاب ارژنگ، شگفت آور و زیبا بوده اند. بر چه اساسی ادعای مانی در مورد کتاب ارژنگ را نمی پذیریم؟

    با تشکر

  12. تشکرها 2


  13. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,717
    مورد تشکر
    8,882 پست
    حضور
    40 روز 13 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    سلام علیکم. ضمن تشکر، منظور از این آیات، از قرار معلوم این است که مثلیت با قرآن را حفظ کنند. اگر سعی کنند کتابی مثل قرآن بیاورند ولی در آن ادعای از سوی خدا بودن نباشد، یک جهت مثلیت را از دست داده اند.

    با سلام و درود

    مواردی که ذکر شده، نزول را مطرح می کند یعنی وحی شده است. لذا نمی توان بر خلاف صریح و ظاهر عبارت، بگوییم گوینده قصد دیگری داشته است.



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    سؤال دیگری داشتم: بر اساس نظر مورخین، مانی نیز، که از مدعیان نبوت می باشد، مدعی بوده است کتاب ارژنگ را خدا به او داده و کسی نمی تواند مثلش بیاورد، و از قرار معلوم نقاشیهای کتاب ارژنگ، شگفت آور و زیبا بوده اند. بر چه اساسی ادعای مانی در مورد کتاب ارژنگ را نمی پذیریم؟

    اما در مورد مانی و کتاب ارژنگ:

    اولا باید نظر صاحب نظران و کارشناسان را دید که آیا به نظر آن ها، این کتاب منحصر به فرد است و دیگران توان آوردن مانند آن را ندارند؟!

    در ثانی، این که کسی بگوید کتاب من از طرف خداست، این ادعا است و ادعا به اثبات نیاز دارد، لذا او برای اثبات ادعایش باید معجزه بیاورد تا روشن شود او با ماوراء و وحی در ارتباط است؛ و چنین چیزی در مورد ایشان نداریم.

    سوم، به فرض این که قبول کنیم ایشان پیغمبر بوده، الآن که دیگر مورد ندارد؛ زیرا ایشان قبل از اسلام بوده و با وجود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نبوت خاتمه پیدا کرده و انبیاء سلف، نبوتشان تمام شده است، مانند نبوت حضرت موسی و حضرت عیسی.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  14. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,717
    مورد تشکر
    8,882 پست
    حضور
    40 روز 13 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی






    پرسش:

    قرآن کریم چه برتری ادبی بر آثار ادبی اعراب، مثل معلقات و مقامات و حریری و... داشته است؟


    پاسخ:
    اعجاز ادبی قرآن به اثبات رسیده و با وجود نزول قرآن در زمانی که ادبیات عرب و شعر جاهلی در اوج خود بود، با این حال همه مدعیان و فحول عرب، از آوردن مثل آن عاجز و ناتوان بوده و در مقابل اعجاز قرآن، سر تعظیم فرود آوردند.
    تاکنون نیز کسی نتوانسته به تحدی قرآن پاسخ دهد و هیچ کسی هم با وجود این آثار ادبی، چنین ادعایی در باره آن ها نداشته است؛ حتی خود نویسندگان آن ها. از طرفی تأیید نشدن چنین ادعایی توسط متخصصان و اهل فن، معنایش اثبات نشدن ادعای او و بی پاسخ ماندن تحدی قرآن است.
    شما می فرمایید ممکن است کتب ادبی داشته باشیم که همطراز قرآن باشند، می گوییم نیاز به اثبات دارد و تا وقتی که اثبات نشده است، اعجاز قرآن و بی همتایی آن سر جای خودش باقی است.
    توجه داشته باشید که قرآن، اعجاز خودش را یکبار ثابت کرده، زیرا مخاطبان او از آوردن مثل او عاجز بوده اند. پس اگر کسی مدعی شود، قبل یا بعد از قرآن، اثری داریم که همطراز است، باید ادعایش را ثابت کند. راه اثباتش این است که متخصصان و اهل فن، آن همطرازی را تایید کرده باشند.
    به بیان دیگر؛ اگر قضاوت جمعی متخصصان، یعنی اغلب متخصصان و اهل فن، از سراسر جهان، بر این باشد که فلان اثر عربی، همطراز قرآن است، آن ادعا ثابت می شود. واضح است تا موقعی که چنین قضاوت جمعی را نداشته باشیم نمی توانیم ادعای همطرازی کنیم.
    وقتی کارشناسان و متخصصان زبان شناس، چنین تایید و قضاوتی را نسبت به هیچ اثری (قبل یا بعد از قرآن) نداشته اند، نمی توان ادعای پاسخگویی به تحدی را پذیرفت.

    ممکن است گفته شود، تا زمانی که متخصصین تصریح نداشته باشند که ادبیات قرآن، برتر از معلقات و مقامات و... است، آیا این احتمال باقی نمی ماند که شاید آن ها همطراز قرآن باشند؟ زیرا با توجه به قاعده «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» وجود چنین احتمالی، می تواند برای بحث اعجاز ادبی قرآن، ایجاد اخلال کند؟
    در جواب باید گفت نسبت به این آثار عربی و بطور کلی نسبت به همه آثار تا الآن، هیچ شکی نیست که قرآن بدون مثل و مانند است؛ زیرا کارشناسان و متخصصان، قطعا از وجود این آثار اطلاع داشته اند و هیچ موردی را تایید نکرده اند و مخالفان قرآن هم هر لحظه مترصد بوده اند تا موردی (ولو خیالی یا احتمالی) پیدا کنند و با آن، اعجاز قرآن را زیر سؤال ببرند؛ و چون تاکنون چنین نشده، پس اعجاز و بی همتایی قرآن، بدون خدشه و باقی و ثابت است.
    اما نسبت به آینده، تا موقعی که چیزی ثابت نشده، اعجاز قرآن به قوّت خود باقی است و احتمال آمدن اثری همطراز قرآن، خللی در ایمان فعلی ما ایجاد نمی کند.
    توضیح: قاعده «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» برای اقامه برهان است و ما که نمی خواهیم برهان اقامه کنیم. ما می خواهیم به وثوق و اطمینان برسیم، یعنی با وجود این ویژگی های ادبی قرآن (اعجاز ادبی)، پی ببریم که نبوت و متصل بودن به عالَم ماوراء و وحی، که پیامبر(صلی الله علیه و آله) ادعا فرموده اند، ادعای درستی است.
    این اطمینان و وثوق حاصل می شود. لذا در بحث اعجاز قرآن و نیز اعجاز ادبی قرآن، هیچ خللی وارد نیست.

    ممکن است پرسیده شود اگر برتری ادبی و زیبایی متن و عدم توان دیگران، دلیل بر الهامی بودن باشد، بسیاری از آثار ادبیات کلاسیک دنیا نیز همین خاصیت را دارند که بسیار زیبا هستند و کسی نتوانسته مثلشان بیاورد؛ آیا معجزه بودن آن ها ثابت می شود؟
    در جواب باید گفت همان طور که می دانید در تعریف معجزه، ادعای نبوت داشتن نیز ملاک است و آوردن معجزه، برای اثبات آن ادعای نبوت است. وقتی خود نویسنده، ادعای اعجاز نداشته و نوشته اش را در این حد نمی دیده، چه دلیلی دارد که دیگران چنین ادعایی نمایند.
    مطلب دیگر؛ اگر کسی سبک نوشتارش به گونه ای باشد که کسی نتواند مانند او بنگارد، این تنها می تواند آن را از نظر سبک نوشتاری، منحصر به فرد و خاص کند؛ ولی تا موقعی که دیگران بتوانند مشابه آن را در محتوا، مفاهیم، حکمت ها و... بیاورند، باز هم ادعای معجزه بودن درست نیست و دیگر آن کتاب، در آن اوج نمی ماند.
    بنابر این؛ چنین آثاری می توانند از نظر ادبی و سبک نوشتاری، خاص و منحصر به فرد باشند ولی نمی توانند معجزه محسوب شده و یا مرتبط با عالَم ماوراء و وحی شمرده شوند.

    ممکن است پرسیده شود کارشناسان و متخصصان، چه مشکلی در کتاب «فرقان الحق» دیده اند که آن را به عنوان همطراز قرآن، تایید نکرده اند؟
    در جواب باید گفت به این کتاب، ایرادها و نقدهای زیادی وارد است که به برخی اشاره می شود:
    1. این که کسی از قالب آیات و سوره های قرآن استفاده کند و تعابیر مشابه بیاورد، که همانند آوری نیست؛ این تقلید از قرآن است.
    2. کسی که ادعای پیامبری و وحی دارد باید شناخته شده باشد؛ در حالی «انیس سرش» ناشناس است و وی ادعا دارد که نویسنده این کتاب نیست و نمی گوید که چه کسی این کتاب را نوشته است. لذا اصلا مشخص نیست به چه کسی وحی شده، از کجا وحی شده، نویسنده کتاب کیست و... .
    3. این کتاب باید مانند قرآن وجه اعجازی داشته و مانند قرآن دارای اعجازهای بیانی و علمی و... باشد؛ که نیست.
    4. عربیِ آن باید عاری از خطا و غلط باشد و غلط های نگارشی و اعرابی نداشته باشد؛ که نیست. غلط های صرفی و نحوی آن زیاد است.
    5. باید بدون تناقض گویی باشد؛ که نیست؛ مثلا در همه سوره ها در اول سوره می گوید «بسم الاب الکلمه الواحد الاوحدی» اما در جای دیگر در این کتاب می گوید «موحد التثلیث مثلث التوحید؛ یعنی یگانه سه گانه، سه گانه یگانه!! اول حرف از وحدت می زند بعد می گوید سه گانه یگانه و یگانه سه گانه!! خدا یا سه گانه است و یا یگانه و نمی تواند هم یگانه باشد و هم سه گانه.
    مثال دیگر از تناقضات کتاب این است که از سویی می گوید آخرین پیغمبر حضرت عیسی است و آخرین کتاب انجیل است و از سوی دیگر می گوید آخرین پیغمبر منم و آخرین کتاب فرقان الحق است.(1)

    ممکن است گفته شود، بر اساس نظر مورخین، مانی، مدعی بوده است کتاب ارژنگ را خدا به او داده و کسی نمی تواند مثلش بیاورد، و از قرار معلوم نقاشی های کتاب ارژنگ، شگفت آور و زیبا بوده اند؛ بر چه اساسی ادعای مانی در مورد کتاب ارژنگ را نمی پذیریم؟
    در جواب باید گفت اولا باید نظر صاحب نظران و کارشناسان را دید که آیا به نظر آن ها، این کتاب منحصر به فرد است و دیگران توان آوردن مانند آن را ندارند؟!
    در ثانی، این که کسی بگوید کتاب من از طرف خداست، این ادعا است و ادعا به اثبات نیاز دارد، لذا او برای اثبات ادعایش باید معجزه بیاورد تا روشن شود او با ماوراء و وحی در ارتباط است؛ و چنین چیزی در مورد ایشان نداریم.
    سوم، به فرض این که قبول کنیم ایشان پیغمبر بوده، الآن که دیگر مورد ندارد؛ زیرا ایشان قبل از اسلام بوده و با وجود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نبوت خاتمه پیدا کرده و انبیاء سلف، نبوتشان تمام شده است، مانند نبوت حضرت موسی و حضرت عیسی.

    مطلبی دیگر؛
    یکی از مهمترین ادله اعجاز قرآن، موضوع تحدی و مبارزه طلبی برای همانندآوری است. موضوعی که از ابتدا تاکنون (بیش از 1400 سال)، کسی نتوانسته به آن پاسخ دهد؛ که این نشان از عجز و ناتوانی انسان ها از همانندآوری و نشان از الهی و معجزه بودن قرآن است.
    ممکن است گفته شود چرا انسان ها نمی توانند مانندی برای قرآن بیاورند؟ باید گفت: قرآن كلامی است كه از جهات و ابعاد گوناگون معجزه است؛ قرآن كتابی است با الفاظ محدود و معانی بسيار و عالی؛ قرآن كتابی است با الفاظ عربی معمولی اما در اوج فصاحت و بلاغت كه مثل آن وجود ندارد.
    قرآن مثل هر كتاب ديگر از سه عنصر «لفظ، معنا و نظم» تشكيل شده است پس اگر كسی بخواهد كتابی مثل قرآن بياورد بايد حداقل سه شرط داشته باشد:
    1. به تمام الفاظ، اسم ها، فعل ها و ... علم داشته باشد بطوری كه بتواند بهترين و مناسب ترين آن ها در هر جمله به كار بندد.
    2. به تمام معانی الفاظ، اسم ها ، فعل ها و ... علم داشته باشد تا بتواند در موقع سخن گفتن، بهترين و مناسب ترين معنا را در مورد مقصود خود ارائه دهد.
    3. به تمام وجوه نظم كلمات و معانی، علم داشته باشد تا بتواند در مواقع لزوم بهترين و مناسب ‌ترين آن ها را برای كلام خويش انتخاب كند.
    از آن جا كه اين (الفاظ، معانی، نظم آن ها) هنگامی كه در همديگر ضرب شوند يک مجموعه بی ‌نهايت (به اصطلاح رياضی) را تشكيل می ‌دهند؛ لذا تسلط و احاطه بر آن ها و حضور ذهن در مورد همه اين امور برای يک انسان مقدور نيست. علاوه بر آن كه مطالب و محتوای عالی قرآن و اسرار علمی و جهات ديگر آن، خود، علومی ديگر را می ‌طلبد كه در دسترس بشر نيست.
    پس تنها خداست كه بر همه چيز احاطه دارد و علم او نامحدود است و می ‌تواند اين مجموعه را يكجا در نظر گيرد و كتابی بوجود آورد كه فصيح ترين الفاظ، صحيح ترين معانی و بهترين نظم را استفاده كند: «إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ»
    آری به نظر می ‌رسد كه سرّ عجز انسان در آوردن مثل قرآن و راز اعجاز اين كتاب الهی در محدوديت علم و عقل بشر و نامحدود بودن علم و عقل خدا نهفته است: «وَ ما أُوتيتُمْ‏ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلا»(2)
    و از اين روست كه هر چه علم بشر بيشتر رشد كند و عقل و تفكر او قوی ‌تر و عميق گردد، بهتر می ‌تواند، اسرار الفاظ، معانی و نظم قرآن را دريابد و بر اعجاب او نسبت به اين كتاب آسمانی افزوده می ‌شود، ولی هيچگاه قادر نخواهد بود، مثل آن را بياورد.
    «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ‏ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيرا»؛ بگو: اگر انسان [ها] و جن [ها] جمع شوند، بر اين كه همانند اين قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد؛ و اگر چه برخى آنان، پشتيبان برخى [ديگر] باشند.(3).(4)

    _____________
    (1) برای مطالعه تفصیلی می توان به مقاله ای با عنوان «حق الفرقان ردا علی الفرقان الحق» که توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره) در نقد کتاب «الفرقان الحق» و بیان ایرادات مختلف آن، تدوین شده مراجعه کرد.
    هم چنین در دوفصلنامه علمی ـ پژوهشی پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، شماره دهم، بهار و تابستان 96، مقاله ای در نقد کتاب «الفرقان الحق» توسط آقایان ناجی، زمانی و آغازی، به فارسی تدوین شده که مطالعه آن نیز مفید است.
    (2) اسراء/ 85.
    (3) اسراء/ 88.
    (4) رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 80 و 81.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




صفحه 3 از 3 نخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود