پژوهشی در وقف و ابتداء


بخش دهم


وقف بر انتهای آیات‌

یکی از مهمترین مبانی و ملاکهای مورد نظر دانشمندان، وقف بر انتهای آیات و ابتدا از اول آیه بعد است. این معیار، همان طور که در مباحث قبل بدان اشاره شد، ریشه روایی دارد و به عنوان سنّت پیامبر مطرح است.


اهمیت این ملاک و معیار، از آن جهت است که بنابر قول مشهور، قرآن کریم مشتمل بر ۶۲۳۶ آیه است، و اگرچه انتهای بسیاری از آیات، آخر جمله نیز می‌باشد، اما تعداد زیادی از رؤوس آیات در میان کلام واقع شده است و پذیرش یا عدم پذیرش این مبنا نقشی تعیین کننده در وقف و ابتدا در این موارد خواهد داشت. لذا در این بخش به تفصیل، مستند این معیار و اقوال علما در این مورد را بررسی خواهیم نمود.


روایتی که از ام سلمه یکی از همسران پیامبر گرامی اسلام، نقل شده است، ریشه اصلی این بحث را تشکیل می‌دهد.
وی می‌گوید: «پیامبر خدا قرائتش را آیه آیه قطع می‌فرمود».


این روایت در برخی از منابع به تفصیل بیشتر آمده است:


پیامبر هنگامی که قرائت می‌کردند، آیه آیه قرائتش را تقطیع می‌فرمودند، می‌گفتند: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ »و وقف می‌نمودند.سپس می‌گفتند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» و وقف می‌فرمودند. سپس می‌گفتند: «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» و وقف می کردند. پس از آن می‌گفتند: «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»


موضع دانشمندان در برخورد با این روایت پنج گونه است:


1⃣ برخی از علما این حدیث را به طور مطلق پذیرفته و بر پایه آن وقف بر انتهای تمامی آیات، و ابتدا از اول آیه بعد را جایز شمرده‌اند. آنان این عمل را سنّت پیامبر دانسته، و تبعیّت از آن را افضل و اولی تشخیص داده‌اند، حتی در صورتی که دو یا چند آیه رابطه قوی و محکمی با یکدیگر داشته باشند و رأس آیه در بین جمله واقع شده باشد.
همچنین بعضی از اهل قرائت، دلیل نزول قرآن بدین شیوه را که مشتمل بر آیات است و سوره‌ها به وسیله آیات تقطیع شده است، همین دانسته‌اند که در محل رؤوس آیات، وقف انجام گیرد.


2⃣ دومین رأیی که در این باره ابراز شده، این است که کلمه« قطع » در حدیث ام سلمه را به معنای سکت حمل کرده‌اند.
اما این سخن بدین صورت رد شده است که، الفاظ قطع و سکت درکلام متقدمان به معنای وقف به کار می‌رفته و معنایی که امروزه در اصطلاح به «سکت» اطلاق می‌شود، از زمان متأخران مورد استعمال واقع شده است. لذا لفظ سکت در این خبر نیز به معنای وقف است.


3⃣ نظریه سوم در این باره این است که ضمن پذیرش حدیث مذکور، بر رأس آیات وقف انجام می‌گیرد، اما در صورت وجود ارتباط محکم با آیه بعد، از محل مناسبی در آیه قبل، مجدداً ابتدا و دو آیه به یکدیگر وصل می‌شوند.
بدین صورت، هم به سنّت عمل شده و بر رأس آیه وقف انجام گرفته، و هم مراعات اتصال کلام شده و اجزای جمله به یکدیگر وصل شده است.

به عنوان مثال، در آیات:

«أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ(۴) لِیَوْمٍ عَظِیمٍ(۵)» ( سوره مطففین) ابتدا در رأس آیه یعنی «مَبْعُوثُونَ» وقف می‌شود و سپس از« أَنَّهُمْ » شروع و تا «عَظِیمٍ» قرائت می‌گردد.



اما این گفته به چند دلیل قابل قبول نیست:


نخست، در برخی از آیات، وقف بر رأس آیه موجب ایهام معنای فاسد است.

مثلا در آیات

((فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ (4) الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ (5) (سوره ماعون) ))وقف بر «لِلْمُصَلِّینَ »چنین توهمی ایجاد می‌کند که خداوند نمازگزاران را به طور مطلق مورد تهدید قرار داده است.



دوم، در بسیاری از آیات، محل مناسبی برای ابتدا وجود ندارد.مثلا در آیات :

((أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهی(۹) عَبْداً إِذا صَلَّی(۱۰) (علق/۹و۱۰)) در صورت وقف بر «یَنْهی» محل مناسبی برای شروع در بین آیه اول وجود ندارد.



سوم، این نظریه خلاف ظاهر روایت ام سلمه است، زیرا در روایت تصریح شده است که پیامبر گرامی پس از وقف بر رأس آیه، از ابتدای آیه بعد شروع به قرائت می‌فرموده است.

و چهارم، چنانچه وقف بر آیه را سنّت تلقی کنیم، وصل آیات به هر شکل موجب مخالفت با این سنّت خواهد بود، و عمل به این نظریه مستلزم چنین امری است.





برگرفته از کتاب پژوهشی در وقف وابتداء تألیف استاد سید جواد سادات فاطمی