جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا بی رحمانه همه را در قرآن تهدید میکند و قدرتش را به رخ میکشد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۶
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا خدا بی رحمانه همه را در قرآن تهدید میکند و قدرتش را به رخ میکشد؟




    سلام مدت طولانی هست حال روحیم خیلی خراب است، کلی سوال در ذهنم هست، احساس میکنم خدا میخواهد همه را عذاب کند، خدا خیلی بی رحمانه همه را در قرآن تهدید میکند و قدرتش را به رخ میکشد، اگر خدا بخواهد میتواند همه را نابود کند، چه تضمینی وجود دارد که این کار را نکند یا همه را عذاب نکند؟سلام مدت طولانی هست حال روحیم خیلی خراب است، کلی سوال در ذهنم هست، احساس میکنم خدا میخواهد همه را عذاب کند، خدا خیلی بی رحمانه همه را در قرآن تهدید میکند و قدرتش را به رخ میکشد، اگر خدا بخواهد میتواند همه را نابود کند، چه تضمینی وجود دارد که این کار را نکند یا همه را عذاب نکند؟

  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,130
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    9,885 پست
    حضور
    145 روز 15 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    17



    با نام و یاد دوست







    چرا خدا بی رحمانه همه را در قرآن تهدید میکند و قدرتش را به رخ میکشد؟








    کارشناس بحث: استاد مسلم

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا خدا بی رحمانه همه را در قرآن تهدید میکند و قدرتش را به رخ میکشد؟

  3. تشکرها 2


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    512
    مورد تشکر
    1,529 پست
    حضور
    24 روز 22 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    مدت طولانی هست حال روحیم خیلی خراب است، کلی سوال در ذهنم هست، احساس میکنم خدا میخواهد همه را عذاب کند، خدا خیلی بی رحمانه همه را در قرآن تهدید میکند و قدرتش را به رخ میکشد، اگر خدا بخواهد میتواند همه را نابود کند، چه تضمینی وجود دارد که این کار را نکند یا همه را عذاب نکند؟


    پاسخ:
    برای پاسخ به سوال شما باید چند نکته عرض کنم، خواهش می کنم تمام نگرش های پیشینی و دید منفی گذشته را کنار بگذارید، و این نکات را مطالعه بفرمایید:

    نکته اول:
    ما در قرآن و روایات هم تهدید داریم، و هم تشویق، هم انذار داریم و هم تبشیر؛ بلکه تشویق در متون دینی بیشتر از تهدید است؛ و رحمت خداوند نیز بر غضبش فزونی دارد، همانطور که در ادعیه میخوانیم: «يَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه‏»؛ ای کسی که رحمتش بر غضبش سبقت گرفته.(1)

    بنابراین اگر ما دچار ترس بیش از حد یا افسردگی و ناامیدی شدیم علتش این است که ورودی ما بیشتر از آیات عذاب بوده، نه آیات رحمت! عیب از فرستنده نیست، از گیرنده است.
    خودشان به ما فرموده اند باید در حال تعادل بود، نه خیلی بی خودی خوش بود، و نه خیلی ترسید و ناامید و افسرده شد!
    امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «خَيْرُ الْأَعْمَالِ اعْتِدَالُ الرَّجَاءِ وَ الْخَوْف»؛ بهتر اعمال تعادل میان امید و بیم است.(2)

    امام صادق(علیه السلام) نیزمی فرمایند: «يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَخَافَ اللَّهَ خَوْفاً كَأَنَّهُ يُشْرِفُ عَلَى النَّارِ وَ يَرْجُوَهُ رَجَاءً كَأَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّة»؛ سزاوار است بنده مؤمن آن چنان از خدا بترسد که گویی در کنار دوزخ قرار گرفته و مشرف بر آتش است و آن چنان به او امیدوار باشد که گویی اهل بهشت است.(3)

    ببینید امام نمی فرماید مومن باید خود را در جهنم ببیند، بلکه می فرماید خود را در بهشت ببیند، اما جهنم را نیز در کنار خود ببیند تا حواسش جمع باشد!
    در غیر این صورت اینکه انسان خودش را مخاطب عذاب های جهنم دانسته و جهنمی بداند طبیعتا حال انسان را بد می کند و انسان را نا امید و افسرده می سازد.

    نکته دوم:
    اگر شما در درون خودتان حس ناامیدی و ترس می کنید باید بیشتر متن های تشویقی را مطالعه کنید،نمی دانم از روایت ها و آیات بسیاری که از عظمت رحمت الهی سخن گفته اند خبر دارید که اینقدر بد حال و افسرده هستید؟ من به چند نمونه اشاره می کنم:
    قرآن کریم می فرماید:
    «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ»؛ به درستی که خداوند شرک را نمی بخشد اما غیر از آن را برای هر کسی که بخواهد میبخشد.(4)

    بخششی که در این آیه شریفه به کار رفته است، بخشش بدون توبه است، نه با توبه؛ چون با توبه که حتی شرک هم بخشیده میشود و مشکران توبه کرده و مسلمان می شدند! این آیه دارد می گوید به غیر از شرک خداوند هر گناهی را برای هر کسی که بخواهد می بخشد، پس روشن است بخشش بدون توبه منظور قرآن کریم است!
    یعنی خداوند به لیاقت طرف و سایر رفتارهای انسان نگاه می کند و اگر انسان مشرک نباشد ممکن است سایر گناهان او را حتی بدون توبه بر او ببخشد!
    یا می فرماید: «وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏»؛ و بزودى پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد كرد كه خشنود شوی.(5)

    که در روایات منظور از اعطا به پیامبر (صلی الله علیه و آله)، مقام شفاعت و دستگیری از امت است، یعنی قرآن میفرماید آنقدر به تو می بخشیم تا راضی شوی(6) در برخی از روایات این آیه، امیدبخش ترین آیه قرآن کریم توصیف شده است.(7)
    در روایات هم رحمت الهی بسیار گسترده تر از غضبش توصیف شده است، من به یک روایت اشاره می کنم که به تنهایی کار را تمام می کند، امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَشَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رَحْمَتَهُ حَتَّى يَطْمَعَ إِبْلِيسُ فِي رَحْمَتِهِ»؛ هنگامی که روز قیامت می شود خداوند رحمتش را آنقدر گسترده می سازد که حتی شیطان هم به بخشش خداوند طمع کرده و امیدوار می شود!(8)

    دقت کنید با بخشش امثال من و شما که مسلمان و محب و شیعه علی (علیه السلام) هستیم قرار نیست شیطان امیدوار شود، ما که در ردیف شیطان نیستیم! معلوم نیست چه کسانی بخشیده میشوند که شیطان هم امیدوار می شود! اصلا نمی شود تصور کرد این رحمت واقعا چقدر گسترده می شود و چه کسانی بخشیده میشوند که حتی شیطان هم که گمراهی همه مردم از جانب اوست امیدوار می شود! (دقت کنید)

    خلاصه اینکه خوب است مدتی آیات عذاب را به کلی کنار گذاشته و فقط آیات و روایات رحمت بی کران الهی را مطالعه بفرمایید، و مطلقا به عذاب و تهدید خدا فکر نکنید، چون بیش از اندازه در ذهن شما وجود دارد؛ کمی به زاویه مخالف آن فکر کنید تا ان شاالله این شرایط در درون شما به حالت تساوی بازگردد.

    نکته سوم:
    خداوند از هر نظر کامل بوده و نقصی در او نیست، و موجودی که از هر نظر کامل است نیازی به غیر ندارد، همانطور که قرآن کریم می فرماید: «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميد»؛ ای مردم شما به خدا نیازمند هستید و خداوند بی نیاز و شایسته حمد و ستایش است.(9)
    بنابراین هر منفعتی در افعالش و مخلوقاتش است، به خود آن مخلوق بر می گردد؛ اگر تمام انسان ها کافر شوند او ذره ای ضرر نمیکند! پس اوامر و نواهی او برای مصلحت خود بشر است نه اینکه نعوذبالله قصد اذیت و آزار مخلوقاتش را داشته باشد! یا بخواهد در این میان نفعی ببرد، یا نعوذ بالله عقده برتری طلبی داشته باشد و بخواهد عقده خودش را ارضا کند.

    با دقت در آیات و روایات روشن میشود که رابطه اعمال ما با مجازات ها رابطه تکوینی است، نه قراردادی، یعنی این مجازات ها نتیجه طبیعی رفتارهای خود ماست، مثل کسی که خودکار به چشمش می زند این خودکار زدن خودش موجب کوری می شود نه اینکه کسی او را با این کوری مجازات کند، نتیجه خود فعل است، عذاب های اخروی هم تکوینی است، اینطور نیست که خداوند آتشی روشن کند و مردم را در آن بسوزاند، بلکه خود گناهان آتش است، همانطور که قرآن کریم می فرماید خوردن مال یتیم همان خوردن آتش است:
    «إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً»؛ كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‏خورند، (در حقيقت) آتش مى‏ خورند.(10)
    و هیزم جهنم را خود مردم می داند: «فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتي‏ وَقُودُهَا النَّاس‏»؛ بپرهیزید از آتشی که هیزم آن مردم هستند(11)

    مثل پزشکی که میگوید اگر دارویت را نخوری می میری! خب نمی شود گفت این پزشک می خواهد قدرتش را به ما نشان دهد! یا ما را بترساند! او از حقیقت این بیماری و عوارض نخوردن دارو مطلع است و دارد ما را مطلع می کند و نمیگوید اگر دارویت را نخوری من می کُشمت، می گوید دارو نخوردنت تو را می کُشد!

    این نوع تهدید نه تنها از روی خشم و غضب نیست بلکه نشان دهنده ی نهایت لطف و رحمت است، یعنی غضب الهی هم از رحمتش نشأت گرفته است، و خیرخواه بندگان است که آنها را از مسیری که منجر به سقوط و هلاکت است نهی کرده است.

    نکته چهارم:
    نکته چهارمی که باید عرض کنم در خصوص این است که می فرمایید حالتان خراب است و نسبت به خدا احساس منفی دارید، زمینه های این حال و احساس را باید دقیق تر بررسی کرد.
    باید دید منشأ آنها چیست، آیا به این خاطر است که آیات و روایات تهدید آمیز را بیشتر خوانده اید؟ یا در گذشته زندگی تان نسبت به تهدید و انذار با مسئله ناخوشایندی برخورد داشته اید و نسبت به آن احساس منفی پیدا کرده و حساسیت بیشتری دارید؟ آیا آیات عذاب ذهن شما را بیشتر به خودشان مشغول می کنند؟!
    بالاخره ممکن است که ریشه ای در سابقه زندگی شما یا حال کنونی شما داشته باشد، لذا علاوه بر رعایت سه نکته فوق، به نظرم خوب است در خصوص احساساتتان نیز با کارشناسان مشاوره ما صحبتی داشته باشید.

    ___________
    (1) طوسی، محمد بن الحسن، مصباح المتهجد، ج2، ص696.
    (2) تمیمی آمدی، غررالحکم، ص361.
    (3) مجلسی، بحارالانوار، ج7، ص311.
    (4) نساء:4/ 48 و 116.
    (5) ضحی/ 5.
    (6) تفسیر فرات کوفی، ص570 و 571.
    (7) همان، ص571.
    (8) صدوق، الامالی، ص205.
    (9) فاطر/ 15.
    (10) نساء/ 10.
    (11) بقره/ 24.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۶/۰۹/۲۳ در ساعت ۱۱:۵۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود