صفحه 12 از 12 نخست ... 2101112
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کرمانشاه داغدار (عکس نوشته ها و متن های حادثه زلزله کرمانشاه)

  1. #111

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,843
    صلوات
    8500
    دلنوشته
    52
    دلنوشته
    الهی...
    مورد تشکر
    712 پست
    حضور
    97 روز 8 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    در مورد زلزله کرمانشاه در طول چند روز گذشته دهها مقاله و گزارش نوشته شده است، شاید بتوان بخش بزرگی از این نقد و نگاه ها را در 10 خط خلاصه کرد:

    1- «غافلگیر شدیم»! این جمله کوتاه عجب آزاردهنده است. مردم عادی حق دارند بگویند اما نهادهای و رسمی امدادی نه!

    2- کانون زلزله در عراق است! کانون زلزله در ایران است! ... ظریفی نوشت: در خاورمیانه حتی کسی مسئولیت زلزله را هم بر عهده نمی گیرد!

    3- نهادهایی که وارد صحنه بحران می شوند، «مارادونا» نیستند و باید دست از تک روی بردارند. کار جمعی هماهنگ از سوی نهادهای فعال بزرگترین خلا این بحران بود.

    کرمانشاه داغدار (عکس نوشته ها و متن های حادثه زلزله  کرمانشاه)

    4- جریان خبری از دست رسانه های رسمی خارج شد. از تک صدایی به «همه صدایی» رسیده ایم. آمیزه ای از حقیقت، شایعه، اعتماد، بی اعتمادی!

    5- مهمترین پرسشی که این زلزله و مدیریت آن در اذهان ایجاد کرد این بود: اگر در تهران زلزله شود چه قیامتی می شود؟

    6- یکی از نشانه های اینکه مردم این همه به علی دایی، صادق زیباکلام و ... اعتماد کردند، بی اعتمادی به برخی نهادها و سازمان هاست.

    7- این مردم فوق العاده اند. بی نظیرند. شاهکارند. قدرشان را بدانید. آنها البته عذرخواهی می کنند که هلی کوپتر شخصی نداشتند بفرستند کمک!

    8- مناطق بحرانی، سایت گردشگری نیستند. وقتی تخصص نداریم، نرویم. چه پلاسکو چه کرمانشاه!

    9- ما در خاورمیانه بلاخیز قرار داریم. همیشه باید مراقب، آماده و آموزش دیده برای بحران باشیم. به بچه های ما آموزش دهید.

    10- مهمترین درسی که از زلزله کرمانشاه گرفتیم این است: ما درس نمی گیریم. صرفاً تکرار می کنیم.

    کرمانشاه داغدار (عکس نوشته ها و متن های حادثه زلزله  کرمانشاه)


  2. #112

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,843
    صلوات
    8500
    دلنوشته
    52
    دلنوشته
    الهی...
    مورد تشکر
    712 پست
    حضور
    97 روز 8 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    چهارسال پیش در برمشور شیراز و در سایت دفن زباله، تعدادی از کارگران و تکنیسین ها در حفره ای به عمق 30 متر فرو رفتند و چندین تُن زباله روی آنها ریخته شد. یک حادثه تلخ با چندین و چند کُشته.

    تصور حادثه هم دردناک بود. اینکه چندین انسان در چنان شرایط آزاردهنده ای جان ببازند. خبرها را دنبال می کردم که به چند کامنت پای خبری رسیدم:
    - آآآآی وسایل پیدا میشه توی زباله ها!
    - اینا رو در بیارن با آب غسل بدن هم فایده نداره باید با ادکلن فرانسوی بشورنشون!
    و ...
    باورکردنی نبود. برای من که از سایت های بزرگ دفن زباله بازدید کرده ام و آن حجم ترسناک- به معنی واقعی ترسناک- از زباله که مثل لاشه های متعف روی هم تلبنار شده اند را دیده ام، باورکردنی نبود که هموطنانی در آن لحظات که خانواده های مفقودان هم حتماً خبرها را دنبال می کردند اینطور با «مرگ انسان» شوخی کنند!

    این اتفاق در مورد زلزله بوشهر، زلزله ورزقان، زلزله مشهد، سیل در شمال و حتی آتش سوزی در پلاسکو هم رخ داد. همین حالا هم اگر در گوگل سرچ کنید؛ «جوک زلزله» انبوهی از شهرها را به شما پیشنهاد می دهد. مثل منوی رستوران ها! بفرمایید به زخم هموطنان بخندید!
    کرمانشاه داغدار (عکس نوشته ها و متن های حادثه زلزله  کرمانشاه)
    شب گذشته که زلزله استان های غربی و مرکزی کشور را لرزاند، پیش از خبرها در مورد ابعاد زلزله، جوک ها و شوخی هایش در تلگرام و توئیتر رسید! شوخی با مردم وحشت زده ای که بچه هایشان را بغل کرده بودند و به خیابان گریخته بودند، برق در شهرهایی قطع شده بود و صدای آژیر آمبولانس ها شنیده می شد، تلفن در چند شهر آنتن نمی داد و کمی دورتر «هموطنانی» در مورد این اتفاق حرف های بامزه! می نوشتند!چند وقت پیش، زنی جنگ زده خاطره می گفت. اینکه بعد از اولین حمله عراقی ها به شهر او همراه مردم فرار کرده است، دو، سه کیلومتر که دور می شود تازه یادش می افتد بچه دارد! و بچه اش را جا گذاشته است...زلزله و جنگ و بلاهایی از این دست تا این اندازه هولناک هستند. وقتی در متن حادثه هستید، قلب تان تند می زند، انگار کسی همه شجاعت تان را دزدیده است، ماهیچه های پُشت پایتان می لرزد و ... آن لحظه ها دوست ندارید هیچ کس در مورد وحشت شما جوک بسازد و خنده بیافریند!
    کسانی می گویند این یک واکنش طبیعی است. آدم ها برای فرار از ترس از آن جوک می سازند. ممکن است برای آنها که در ساحل آرام شاد و خندان و امن نشسته اند این حس را بیافریند اما برای گرفتار شدگان وسط طوفان چطور؟ خودتان را جای مادری بگذارید که فرزندش در کرمانشاه سرباز یا دانشجو بود و دیشب با اضطراب خبرها را دنبال می کرد و به جوک ها می رسید! می توانید حال او را درک کنید؟

    خودتان را جای مردمی بگذارید که در استان های زلزله زده گرفتار بودند و درست وقتی تلویزیون داشت سریال پخش می کرد و برنامه های عادی اش را پی می گرفت آنها می خواستند از اقوام دیگران در شبکه های مجازی خبر بگیرند و به جوک ها می رسیدند، چه حسی داشتند؟

    این لحظه ها که آمار کُشته شدگان دقیقه به دقیقه افزایش پیدا می کند، وقت خوبی برای پند دادن نیست اما کی می خواهیم یاد بگیریم که خندیدن به زخم هم انسانی نیست. با آن همه ادعایمان در مورد «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» جور در نمی آید. دستکم در مصیبت ها دست از خوشمزه بازی برداریم. اگر مرهم نیستیم، نیش نباشیم. بگذاریم مردم مصیبت زده به درد خودشان بسوزند اما برایشان جوک نسازیم!

    کرمانشاه داغدار (عکس نوشته ها و متن های حادثه زلزله  کرمانشاه)


  3. #113

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,274
    صلوات
    139000
    دلنوشته
    82
    دلنوشته
    خداوندا تمام بیماران را سلامتی و تندرستی بده. و جوانان را عاقبت بخیر کن.
    مورد تشکر
    1,118 پست
    حضور
    120 روز 16 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر بخواهیم یک کانکس برای یک خانواده تهیه کنیم چه

    هزینه ای را باید صرف کرد .حال تصور کنید برای مردم

    زلزله زده که خانه هایشان را از دست داده اند کانکس

    تهیه کنیم چقدر پول لازم داریم اگر خود مردم نواحی

    و شهرهای کشورمان و بخصوص انانی که در پول غرق

    هستند هزینه این کانکس ها را تقبل کنند مردم بی سرپناه

    در این سرمای استخوان سوز در زیر باران و برف

    اواره نمی مانند. حال شما بگویید که ایا در این میان

    وظیفه مسوولین و دولت چیست.

    بیایید دست در دست هم بدهیم و در همه مشکلات

    زندگی همواره یاریگر یکدیگر باشیم.

    یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

صفحه 12 از 12 نخست ... 2101112

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود