جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا خودش نقض غرض می کند؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 17 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8

    چرا خدا خودش نقض غرض می کند؟




    سلام وعرض احترام
    یکی از کاربران تلگرام سوالی داشتن واز کارشناسان اعتقادی در خواست راهنمائی داشتن
    مطالب ایشون عینا نقل میشود

    خداازافرینش افرادانسان برای انسان غرضی داردتا سیر تکامل الهی را طی کند در این بین بچه ای بدنیا می اید هنوز بزرک نشده بر اثر زلزله ای که خدا انرا حادث کرده از بین می رودبنا براین این کودک سیر کمال راطی نکرده از بین رفت

    یادر جنگل های افریقاو امازون افرادانسانی به حالت توحش بدنیا می ایند وبه حالت توحش از دنیا می روند اینها هم سیر کمال را طی نکردند یادر حوادث تاریخی گذشته وحال واینده افراد انسانی بدون هیچ گونه اختیاری نا خواسته از بین می روند

    مثلا جنگ جهانی اول دوم یا حمله مغولان و......بنا بر این خدا خودشن نقض غرض می کند من سوالم اینست که این افراد انسانی به عنوان یک فردانسان از افرینش چه بهره ای می برند ایا من عروسک بسازم وبازی کنم بعد انرا پرت کنم از بین برودکار خدا اینست

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا خدا خودش نقض غرض می کند؟

  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 17 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست







    چرا خدا خودش نقض غرض می کند؟






    کارشناس بحث: استاد هادی

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا خدا خودش نقض غرض می کند؟

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    34 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط معین نمایش پست
    خداازافرینش افرادانسان برای انسان غرضی داردتا سیر تکامل الهی را طی کند در این بین بچه ای بدنیا می اید هنوز بزرک نشده بر اثر زلزله ای که خدا انرا حادث کرده از بین می رودبنا براین این کودک سیر کمال راطی نکرده از بین رفت

    یادر جنگل های افریقاو امازون افرادانسانی به حالت توحش بدنیا می ایند وبه حالت توحش از دنیا می روند اینها هم سیر کمال را طی نکردند یادر حوادث تاریخی گذشته وحال واینده افراد انسانی بدون هیچ گونه اختیاری نا خواسته از بین می روند

    مثلا جنگ جهانی اول دوم یا حمله مغولان و......بنا بر این خدا خودشن نقض غرض می کند من سوالم اینست که این افراد انسانی به عنوان یک فردانسان از افرینش چه بهره ای می برند ایا من عروسک بسازم وبازی کنم بعد انرا پرت کنم از بین برودکار خدا اینست

    پاسخ در چند محور بيان می شود:
    الف_فلسفه آفرينش انسان، در فلسفه عمومی خلقت همه موجودات تعريف شده است. اين دو ماهيتی جدای از هم ندارند. بايد ديد كه هدف خداوند از آفرينش همه موجودات چيست تا آن گاه فلسفه آفرينش انسان و هدف اصلی آن براي ما روشن گردد.
    تصور ما از انجام كارها، معمولا به دست آوردن سود يا رفع يك نياز است؛ زيرا ما انسان ها موجوداتی محدود و ناقص هستيم و همواره اعمال ما به يكی از اين دو امر برمی گردد؛ اما خداوند، هيچ نقصی ندارد تا با افعالش، قصد رفع آن را داشته باشد. خدا فاقد هيچ كمالي نيست تا به كمال رسيدن برای او متصور باشد؛ بلكه خدايی او اقتضای آفرينش دارد؛ زيرا «آفريدن» به معنای ايجاد كردن است. هر وجودی، خير است و لازمه فياض (بخشنده) بودن خداوند، عطا كردن او است. خداوند در قرآن می فرمايد:
    «عطای پروردگارت منع نشده است».(1)
    هر چيزی كه اقتضای وجود و هستی داشته يا امكان وجود داشتن آن باشد، فيض وجود از خدا دريافت می كند. خداوند بخل در وجود و هستی دادن ندارد تا موجودی كه امكان وجود آن است، وجود را دريافت نكند.
    جهان هستی با تمام نظم و زيبايی هايش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت و حكمت خداست؛ به طوری كه بدون آفرينش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می ماند.
    خداوند فيض و بخشش دارد و لازمه آن اين است كه هر چه امكان وجود دارد، فيض و هستی خداوند را دريافت كند. چون قابليت وجود برای جهان هستی بود، خداوند آن را آفريد. بنابراين، جهان هستی نشان دهنده و نتيجه صفات خداوند است. از اين رو، خلقت جهان هستی با تمامی نظم و زيباييش، جلوه گر جلال و جمال خداست و در اين ميان اين نعمت از هيچ موجودی حتی كودكی كه ممكن است ساعتی بعد از دنيا برود دريغ نمی شود.
    البته اين موضوع از منظر غايت فاعل و هدفی است كه علت ايجاد عالم در آفرينش دارد. در كنار اين امر، اين عالم و خود مخلوق خداوند هم به نوعی دارای هدف و مقصدی است كه در مسير حركت خود در نهايت به آن منتهی می گردد.
    در پايان، برای درك حقيقت هدف خداوند تذكر اين نكته ضروری است كه ما دو هدف داريم: يكی هدف فعل و ديگری هدف فاعل. بين اين دو تفاوت وجود دارد. به اين مثال توجه نماييد:
    صنعتگری موتوری را مي سازد كه قادر به حركت با سرعت 800 كيلومتر در ساعت است. هدف اين موتور كه فعل صنعتگر است، رسيدن به سرعت مورد نظر است. اما هدف اصلی سازنده موتور، نشان دادن توانمندی خود يا رسيدن به شهرت و مانند آن است. با اين توضيح بايد گفت كه فارغ از هدف خداوند در خلقت عالم و اقتضای ذات و صفاتش، اين عالم هم مسير و مقصدی را در پيش دارد كه هدف آن به شمار می رود. اين هدف، تكامل انسان و رسيدن به غايت نهايی ذات انسانی اوست كه در سايه آزمايش و عبوديت و ... رقم می خورد.
    ب_در خصوص مرگ كودكان نوزاد بايد گفت: اولا حكمت های گوناگونی بر اين عمر كوتاه مترتب است كه بسياری از آن بر ما پوشيده است. اما آزمون والدين چنين كودكانی و تاثيری كه چنين حادثه ای بر جامعه گذاشته، عكس العملی كه ممكن است در پی داشته باشد، همه می تواند از حكمت های الهی در اين تقدير خاص باشد؛ پس اصل اين خلقت غير حكيمانه نيست.
    ثانيا ساختار عالم بر اساس سنت های خاصی تنظيم شده كه رابطه علّی و معلولی يكی از آن هاست و معنا ندارد كه زمينه معلوليت ذهنی يك كودك از قبل فراهم شود و علت تامه آن محقق گردد و معلول برخلاف آن حاصل گردد، يا علل مردن يك نوزاد يا كودك نوجوان حاصل شود. اما خداوند مانع تحقق و تاثيرگذاری اين علت گردد، همانند آن كه فردی ظالم بخواهد كودكی را به قتل برساند. اما خداوند مانع اين كار شود تا اين كودك امكان تكامل را بيابد.
    ثالثا بر اساس پاره ای از روايات زمينه كسب كمال برای اين افراد بعد از مرگ فراهم می گردد؛ يعنی به دليل انكه اين افراد به نوعی مستثنا از ضابطه عادی هدف و غايت حيات بشری به حساب می آيند و در عين حال بر اساس ضابطه و ساختار عالم چاره ای جز خلقت و مرگ آن ها نبود، اين امر در سرای ديگر به گونه ای جبران می شود.
    مثلا در برخي روايات در باره اطفال شيعيان آمده است كه در عالم برزخ فاطمه زهرا (س) آنان را تربيت می‏كند.(3) البته در پاره ای از روايات نيز ذكر شده كه اين افراد به شكل خاصی در قيامت مورد آزمون قرار می گيرند تا وضع تسليم يا متمرد بودن آن ها در برابر تكاليف الهی معين باشد. بر اين اساس بعيد نيست متناسب با وضع آخرت و ميزان ادراكات آن ها در آن جهان آزمون هايی از ايشان گرفته شود.
    در حديثي زراره از امام باقر (ع)نقل می‌كند:«وقتي قيامت می‌شود، خداوند با پنج دسته بحث می‌كند: طفل كسی كه در دوران فترت بميرد؛ كسی كه در زمان پيامبر ابله باشد (سبك عقل)؛ ديوانه­ای كه عقل نداشته باشد و بالأخره كر و لال. همه آن ها بر خدا اعتراض و يا عرض می‌كنند: تقصيری نداشتيم. اگر حجت ‌داشتيم، اطاعت می‌كرديم.
    خداوند فرشته ای را می‌فرستد و آتشی آماده می‌كند. سپس به آن پنج گروه می‌گويد: خداوند به شما امر فرموده است داخل آتش شويد. هر كدام از آن ها پذيرفتند و داخل آتش شدند. خداوند آتش را بر آن‌ها سرد و خنك می‌كند و از سوختن نجات شان می‌دهد....». (4)
    در جمع بندی می توان گفت به كمال رسيدن افراد در اندازه اي معين به خودي خود كمال نيست، بلكه كمال حقيقی آن است كه فرد در ظرف تقديرات الهی و فرصت هايی كه در اختيارش قرار می گيرد به كمالی كه از او توقع می رفت برسد.

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ
    پي نوشت ها :
    1. اسراء (17) آيه‏ 20.
    2. ملك (67) آيه 2.
    3. محمد بن يعقوب كليني، كافي، نشر دار الكتب لاسلاميه، تهران، 1380 ق، ج 5، ص 289 و ج 6، ص 229 .
    4. رعد (13)، آيه 17.

    منبع :
    http://www.pasokhgoo.ir/node/73437

    ویرایش توسط هادی : ۱۳۹۶/۰۹/۱۳ در ساعت ۲۰:۵۳

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود