جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا نکیر و منکر برای همه انسانها به صورت زشت و هیبت آور ظاهر می شوند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    22 پست
    حضور
    10 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا نکیر و منکر برای همه انسانها به صورت زشت و هیبت آور ظاهر می شوند؟




    با عرض سلام و خسته نباشید

    آیا نکیر و منکر برای همه انسانها به صورت زشت و هیبت آور ظاهر می شوند؟ آیا اگر سعی کنیم انسان خوبی باشیم باز هم آنها با ما با همان هیبت وارد می شوند؟
    چه اعمالی سبب می شود که در هنگام مرگ دچار لغزش نشویم و از ایمان خارج نشویم ؟ من خیلی نگرانم هرچند به خدا خیلی امیدوارم و می دانم همانطور که همیشه در دنیا یارم بوده و تنهایم نگذاشته در آن دنیا هم تنهایم نمی گذارد ولی وقتی کتابهای دینی را در مورد مرگ و برزخ و قیامت می خوانم هول وهراس بزرگی تمام وجودم را می گیرد. مخصوصا از یک سال گذشته تاکنون که احساس می کنم در سرازیری عمر قرار گرفتم. و هر لحظه به پایان زندگی نزدیکتر می گردم.
    لطفا راهنماییم فرمایید. با تشکر
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۶/۰۹/۲۱ در ساعت ۰۷:۰۱


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,295
    مورد تشکر
    10,847 پست
    حضور
    173 روز 2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست







    آیا نکیر و منکر برای همه انسانها به صورت زشت و هیبت آور ظاهر می شوند؟








    کارشناس بحث: استاد آلاء

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا نکیر و منکر برای همه انسانها به صورت زشت و هیبت آور ظاهر می شوند؟


  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    مورد تشکر
    497 پست
    حضور
    4 روز 21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام خدمت شما دوست گرامی

    نقل قول نوشته اصلی توسط alizadeh نمایش پست
    آیا نکیر و منکر برای همه انسانها به صورت زشت و هیبت آور ظاهر می شوند؟ آیا اگر سعی کنیم انسان خوبی باشیم باز هم آنها با ما با همان هیبت وارد می شوند؟
    چه اعمالی سبب می شود که در هنگام مرگ دچار لغزش نشویم و از ایمان خارج نشویم ؟ من خیلی نگرانم هرچند به خدا خیلی امیدوارم و می دانم همانطور که همیشه در دنیا یارم بوده و تنهایم نگذاشته در آن دنیا هم تنهایم نمی گذارد ولی وقتی کتابهای دینی را در مورد مرگ و برزخ و قیامت می خوانم هول وهراس بزرگی تمام وجودم را می گیرد. مخصوصا از یک سال گذشته تاکنون که احساس می کنم در سرازیری عمر قرار گرفتم. و هر لحظه به پایان زندگی نزدیکتر می گردم.
    لطفا راهنماییم فرمایید. با تشکر
    در ابتدا به پاسخ قسمت اول سوال شما در مورد نکیر و منکر می پردازم:
    یکی از مهمترین مسائل عالم برزخ، سؤال دو فرشته «نَکیر» و «مُنکر» است. از روایات و نیز گفتار متکلمان اسلامی برمی‌آید که سؤال نکیر و منکر حقیقتی غیر قابل انکار است. در روایات از «مُنکر» به «ناکِر» نیز یاد شده است.1 در قرآن کریم اشاره‌ای به این دو فرشته و نام‌های آنها نشده، ولی در برخی از متون و منابع دینی همچون صحیفه سجادیه نامشان به میان آمده است2.
    پس از این‌که میّت در قبر قرار می‌گیرد، این دو فرشته به سراغ او آمده و درباره خدا، دین، پیامبر و دیگر امور سؤال می‌کنند.3 البته فرشتگان دیگری نیز در قبر به سراغ شخص می‌روند که می‌توان به فرشته‌ای به نام «رَومان» اشاره کرد. 4
    در معنا شناسی لغوی این دو کلمه گفته شده است که هر دو از ریشه ی «نکر» به معنای انکار کردن و ناپسند دانستن گرفته شده است.5 اما معانی هر کدام از دو کلمه؛ در صورتی که «منکر» به صورت اسم مفعول خوانده شود[منکَر] به معنای چیز ناپسند و ناشناخته خواهد بود. و اگر آن‌را به صورت اسم فاعل بخوانیم، به معنای کسی است که چیزی را انکار کرده و ناپسند می‌شمارد.6
    شاید بتوان گفت؛ تلفظ صحیح این کلمه، به صورت اسم فاعلی باشد؛ زیرا در برخی از روایات، به‌جای «منکر» واژه «ناکر» آمده است و ناکر هم به معنای انکار کننده است.7 برخی از کتب لغت نیز به این شیوه از تلفظ اشاره کرده‌اند. 8
    لفظ «نکیر» نیز معنای فاعلی از ماده «نُکر» دارد(یا به صورت صفت مشبه یا صیغه مبالغه) و به معنای چیزی است که ناپسندی و سختی آن شدید باشد.9نابر این، معنای این دو کلمه نزدیک به هم است و فقط از حیث داشتن ثبوت یا شدت با یکدیگر متفاوت‌اند. البته کلمه «نکیر» گاهی به عنوان اسمی به‌معنای انکار به‌کار می‌رود و دلالت بر شدت و سختی می‌کند.10
    در منابع روایی اشاره‌ای به وجه تسمیه این دو فرشته نشده است. اما با توجه به معانی گفته شده، در توضیح این نام‌گذاری، مطالب مختلفی بیان شده است:
    1. به این دلیل که میّت کافر، انکار کننده حق است و آنچه که آن دو فرشته برای او می‌آورند و با آن او را عذاب می‌کنند برایش ناپسند است، به این دو فرشته ناکر و نکیر گفته شده است11.
    2. منکر آن عکس العملی(عدم پاسخ گویی به سؤال‌های نکیر و منکر) است که از کافر سرمی‌زند و نکیر آن رفتاری است که آن دو فرشته با کافر دارند. برخی از شارحین، پس از نقل این سخن، آن‌را رد کرده و مغایر با روایات وارده فریقین(شیعه و سنت) دانسته‌اند.12
    3. منکر عبارت است از اعمال ناپسندی که انسان در دنیا انجام داده و بعد از مرگ به شکل مناسب با همان اعمال برای او تجسم پیدا می‌کند. اما نکیر، ممکن است که وجه تسمیه آن به این دلیل باشد که وقتی انسان اعمال ناپسند خود را می‌بیند، آن‌را انکار کرده و ناپسند شمارد و خود را به خاطر آن سرزنش کند و تمثل آن حالت انکار، به عنوان نکیر متمثل می‌شود؛ چرا که قوای نفسانی انسان و مبادی آثار آن در عرف شرع فرشته نامیده می‌شود. سپس این انکار باعث می‌شود که شخص به اعتقاداتش مراجعه کرده و آنها را مورد بررسی قرار ‌دهد تا ببیند که آیا عقائدش صحیح است یا فاسد است؟ تا بداند که آیا اهل نجات خواهد بود یا اهل هلاکت و بدبختی است؟13
    حال اگر این شخص میت مؤمن باشد، این دو فرشته به صورتی زیبا برای او متمثل می‌شوند که در این حالت به این دو فرشته «مبشر» و «بشیر» گفته می شود و اگر کافر باشد، به زشت‌ترین شکل ظاهر می‌شوند که در این صورت به آن‌دو نام‌های «نکیر» و «منکر» اطلاق می‌شود. البته امکان دارد که این دو فرشته، جدای آن دو فرشته اولی باشند ولی از ظاهر بیشتر روایات چنین به‌دست‌ می‌آید که این دو، همان دو فرشته اولی هستند و فقط اسمشان تغییر می‌کند. مؤید این نظر، آن است که در بیشتر روایات که از نکیر و منکر سخن به میان آمده، هم برای مؤمن و هم غیر مؤمن می‌باشد14.


    منابع:
    1). کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص 633، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
    2). «وَ مَلَکِ الْمَوْتِ وَ أَعْوَانِهِ، وَ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ، وَ رُومَانَ فَتَّانِ الْقُبُور»؛ علی بن الحسین(ع)(امام چهارم)، الصحیفة السجادیة، ص 40، قم، دفتر نشر الهادی، چاپ اول، 1376ش.
    3).کافی، ج 3، ص 237.
    4). الصحیفة السجادیة، ص 40.
    5).مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 12، ص 239، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360ش.
    6).ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، محقق، طناحی، محمود محمد، ج 5، ص 115، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ چهارم، 1367ش؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، محقق، میر دامادی، جمال الدین،‏ ج 5، ص 233، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
    7). بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی-فارسی، ص 893، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1375ش.
    8). واسطی زبیدی، محب الدین سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق، شیری، علی، ج 7، ص 558، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ اول، 1414ق.
    9).‌همان.
    10). فرهنگ ابجدی، ص 935.
    11).شیخ مفید، تصحیح اعتقادات الإمامیة، محقق، مصحح، درگاهی، حسین، ص 99، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، 1414ق.
    12).کبیر مدنی، سید علیخان، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین، محقق، مصحح، حسینی امینی، محسن، ج 2، ص 65، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1409ق.
    13). فیض کاشانی، محمد محسن، الوافی، ج‏25، ص 603، اصفهان، کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی(ع)، چاپ اول، 1406ق.
    14).مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 56، ص 234، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت، چاپ اول، 1410ق.



    ویرایش توسط آلاء : ۱۳۹۶/۰۹/۲۸ در ساعت ۱۰:۰۳


  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    مورد تشکر
    497 پست
    حضور
    4 روز 21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام خدمت شما دوست گرامی؛

    در ادامه پاسخ به سوال شما باید عرض کنم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط alizadeh نمایش پست
    چه اعمالی سبب می شود که در هنگام مرگ دچار لغزش نشویم و از ایمان خارج نشویم ؟ من خیلی نگرانم هرچند به خدا خیلی امیدوارم و می دانم همانطور که همیشه در دنیا یارم بوده و تنهایم نگذاشته در آن دنیا هم تنهایم نمی گذارد ولی وقتی کتابهای دینی را در مورد مرگ و برزخ و قیامت می خوانم هول وهراس بزرگی تمام وجودم را می گیرد. مخصوصا از یک سال گذشته تاکنون که احساس می کنم در سرازیری عمر قرار گرفتم. و هر لحظه به پایان زندگی نزدیکتر می گردم.
    لطفا راهنماییم فرمایید. با تشکر
    حقیقت مرگ، این است که انسان از عالمی به عالم دیگر منتقل می‌شود. این انتقال برای مؤمن مبارک و شادی‌بخش است ولی برای کافر اتفاقی ناخوشایند و نامبارک است؛ زیرا دنیا برای مؤمن همانند زندان و مرگ برای او در حکم رهایی از زندان است ولی همین دنیا برای کافر به مثابه بهشت است1.و مرگ او را از بهشتش جدا کرده و به عذاب منتقل می‌سازد2.
    یکی از اتفاقاتی که برای مؤمن، هنگام ترک دنیا می‌افتد این است که ملک الموت، هنگامی که برای گرفتن جانش نزد او می‌آید، به او دلداری داده و می‌گوید: «من از پدر مهربان هم نسبت به تو مهربان‌تر و دلسوزترم. چشم‌هایت را باز کن و ببین. وقتی او چشم‌هایش
    را باز می‌کند، می‌بیند که پیامبر و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین و حضرت فاطمه زهرا(علیهم السلام ) نزد او آمده‌اند. او با دیدنشان خوشحال می‌شود. از جانب عرش، ندایی مؤمن را خطاب قرار داده و می‌گوید: ای نفس مطمئن به محمد(صلی الله علیه وآله) و آلش! به نزد پروردگارت برگرد که هم تو از او خوشنودی هم او از تو خوشنود است. به جمع بندگانم بپیوند و وارد بهشتم شو»3.
    اما کافران سرنوشت دیگری برایشان رقم می‌خورد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «وقتی فرشته مرگ برای گرفتن روح کافر نازل می‌شود، همراه خود سیخی آتشین دارد که با آن روح کافر را می‌گیرد. پس جهنم ناله می‌زند. ... این بلا برای حاکمان ظالم یا کسانی که مال یتیمی را خورده باشند یا شهادت دروغ داده باشند، حتی اگر مسلمان هم باشد، اتفاق خواهد افتاد و اختصاصی به کافر ندارد».4
    بنابراین بر اساس این روایت آنچه سبب عذاب و سختی جان دادن در لحظه مرگ است عبارت است از ظلم به زیر دستان؛ خوردن مال یتیم و شهادت دروغ. اما در مقابل اعمالی که می تواند ره توشه خوبی برای جهان آخرت و حیات پس از مرگ باشد چنین گزارش شده است:
    1. تقوا و ارتباط با خدا: از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «خداوند متعال روز قیامت به مردم خطاب نموده و می‌فرماید: اوامر و دستوراتى به شما دادم و عهد و پیمان بستید که آنها را انجام دهید، ولى شما آن عهد و پیمان را نادیده گرفته و به نسبت و قومیت خود بالیدید، من هم امروز افرادى را که به من انتساب و ارتباط دارند ترفیع درجات داده و مقام آنها را بالا می‌برم و نسب‌هاى بی‌ارزش شما را پست و ناچیز می‌دانم. اهل تقوا کجا هستند، بیایند ...»5.
    2. قرائت قرآن: حفص می‌گوید: از حضرت موسى بن جعفر(ع) شنیدم که به شخصى می‌فرمود: «آیا ماندن در دنیا را دوست دارى؟» گفت: آرى. فرمود: «براى چه؟» گفت: براى خواندن «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ»، آن‌حضرت سکوت کرد و پس از مدتى به من فرمود: «اى حفص! هر کس از دوستان و شیعیان ما از دنیا برود و قرآن را خوب نداند، در قبر به او یاد دهند تا خداوند بدان وسیله درجه‌اش را بالا برد؛ زیرا درجات بهشت برابر با آیات قرآن است، به او گفته می‌شود: بخوان و بالا برو، پس می‌خواند و بالا می‌رود».6

    منابع:
    1).ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ص 53 و 363، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1404ق.
    2).کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج ‏3، ص 135- 136، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
    3).مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏6، ص 163، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
    4).الکافی، ج ‏3، ص 253- 254.
    5).طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏9، ص 207، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، تهران، 1372ش.
    6).کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج‏ 2، ص 606، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.


  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    مورد تشکر
    497 پست
    حضور
    4 روز 21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال:
    آیا نکیر و منکر چه برای انسان های خوب و چه انسان های بد به شکل کریه ظاهر می شوند؟ چه اعمالی سبب می شود تا انسان در لحظه ی مرگ با ثبات بر ایمان از دنیا برود؟


    پاسخ:
    پس از این‌که میّت در قبر قرار می‌گیرد، نکیر و منکر به سراغ او آمده و درباره خدا، دین، پیامبر و دیگر امور سؤال می‌کنند.(1)
    البته فرشتگان دیگری نیز در قبر به سراغ شخص می‌روند که می‌توان به فرشته‌ای به نام «رَومان» اشاره کرد. (2)
    در معنا شناسی لغوی این دو کلمه گفته شده است که هر دو از ریشه ی «نکر» به معنای انکار کردن و ناپسند دانستن گرفته شده است.(3)
    اما معانی هر کدام از دو کلمه؛ در صورتی که «منکر» به صورت اسم مفعول خوانده شود[منکَر] به معنای چیز ناپسند و ناشناخته خواهد بود. و اگر آن‌را به صورت اسم فاعل بخوانیم، به معنای کسی است که چیزی را انکار کرده و ناپسند می‌شمارد.(4)
    شاید بتوان گفت؛ تلفظ صحیح این کلمه، به صورت اسم فاعلی باشد؛ زیرا در برخی از روایات، به‌جای «منکر» واژه «ناکر» آمده است و ناکر هم به معنای انکار کننده است.(5) برخی از کتب لغت نیز به این شیوه از تلفظ اشاره کرده‌اند.(6)

    در منابع روایی اشاره‌ای به وجه تسمیه این دو فرشته نشده است. اما با توجه به معانی گفته شده، در توضیح این نام‌گذاری، مطالب مختلفی بیان شده است:
    1. به این دلیل که میّت کافر، انکار کننده حق است و آنچه که آن دو فرشته برای او می‌آورند و با آن او را عذاب می‌کنند برایش ناپسند است، به این دو فرشته ناکر و نکیر گفته شده است.(7)
    2. منکر آن عکس العملی(عدم پاسخ گویی به سؤال‌های نکیر و منکر) است که از کافر سرمی‌زند و نکیر آن رفتاری است که آن دو فرشته با کافر دارند. برخی از شارحین، پس از نقل این سخن، آن‌را رد کرده و مغایر با روایات وارده فریقین(شیعه و سنت) دانسته‌اند.(8)
    3. منکر عبارت است از اعمال ناپسندی که انسان در دنیا انجام داده و بعد از مرگ به شکل مناسب با همان اعمال برای او تجسم پیدا می‌کند. اما نکیر، ممکن است که وجه تسمیه آن به این دلیل باشد که وقتی انسان اعمال ناپسند خود را می‌بیند، آن‌را انکار کرده و ناپسند شمارد و خود را به خاطر آن سرزنش کند و تمثل آن حالت انکار، به عنوان نکیر متمثل می‌شود؛ چرا که قوای نفسانی انسان و مبادی آثار آن در عرف شرع فرشته نامیده می‌شود. سپس این انکار باعث می‌شود که شخص به اعتقاداتش مراجعه کرده و آنها را مورد بررسی قرار ‌دهد تا ببیند که آیا عقائدش صحیح است یا فاسد است؟ تا بداند که آیا اهل نجات خواهد بود یا اهل هلاکت و بدبختی است؟(9)
    حال اگر این شخص میت مؤمن باشد، این دو فرشته به صورتی زیبا برای او متمثل می‌شوند که در این حالت به این دو فرشته «مبشر» و «بشیر» گفته می شود و اگر کافر باشد، به زشت‌ترین شکل ظاهر می‌شوند که در این صورت به آن‌دو نام‌های «نکیر» و «منکر» اطلاق می‌شود. البته امکان دارد که این دو فرشته، جدای آن دو فرشته اولی باشند ولی از ظاهر بیشتر روایات چنین به‌دست‌ می‌آید که این دو، همان دو فرشته اولی هستند و فقط اسمشان تغییر می‌کند. مؤید این نظر، آن است که در بیشتر روایات که از نکیر و منکر سخن به میان آمده، هم برای مؤمن و هم غیر مؤمن می‌باشد.(10)
    یکی از اتفاقاتی که برای مؤمن، هنگام ترک دنیا می‌افتد این است که ملک الموت، هنگامی که برای گرفتن جانش نزد او می‌آید، به او دلداری داده و می‌گوید: «من از پدر مهربان هم نسبت به تو مهربان‌تر و دلسوزترم. چشم‌هایت را باز کن و ببین. وقتی او چشم‌هایش را باز می‌کند، می‌بیند که پیامبر و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین و حضرت فاطمه زهرا(علیهم السلام) نزد او آمده‌اند. او با دیدنشان خوشحال می‌شود. از جانب عرش، ندایی مؤمن را خطاب قرار داده و می‌گوید: ای نفس مطمئن به محمد(صلی الله علیه وآله) و آلش! به نزد پروردگارت برگرد که هم تو از او خوشنودی هم او از تو خوشنود است. به جمع بندگانم بپیوند و وارد بهشتم شو».(11)
    اما کافران سرنوشت دیگری برایشان رقم می‌خورد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «وقتی فرشته مرگ برای گرفتن روح کافر نازل می‌شود، همراه خود سیخی آتشین دارد که با آن روح کافر را می‌گیرد. پس جهنم ناله می‌زند. ... این بلا برای حاکمان ظالم یا کسانی که مال یتیمی را خورده باشند یا شهادت دروغ داده باشند، حتی اگر مسلمان هم باشد، اتفاق خواهد افتاد و اختصاصی به کافر ندارد».(12)

    بنابراین بر اساس این روایت آنچه سبب عذاب و سختی جان دادن در لحظه مرگ است عبارت است از ظلم به زیر دستان؛ خوردن مال یتیم و شهادت دروغ.

    اما در مقابل اعمالی که می تواند ره توشه خوبی برای جهان آخرت و حیات پس از مرگ باشد چنین گزارش شده است:
    1. تقوا و ارتباط با خدا: از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «خداوند متعال روز قیامت به مردم خطاب نموده و می‌فرماید: اوامر و دستوراتى به شما دادم و عهد و پیمان بستید که آنها را انجام دهید، ولى شما آن عهد و پیمان را نادیده گرفته و به نسبت و قومیت خود بالیدید، من هم امروز افرادى را که به من انتساب و ارتباط دارند ترفیع درجات داده و مقام آنها را بالا می‌برم و نسب‌هاى بی‌ارزش شما را پست و ناچیز می‌دانم. اهل تقوا کجا هستند، بیایند ...».(13)
    2. قرائت قرآن: حفص می‌گوید: از حضرت موسى بن جعفر(علیهما السلام) شنیدم که به شخصى می‌فرمود: «آیا ماندن در دنیا را دوست دارى؟» گفت: آرى. فرمود: «براى چه؟» گفت: براى خواندن «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ»، آن‌حضرت سکوت کرد و پس از مدتى به من فرمود: «اى حفص! هر کس از دوستان و شیعیان ما از دنیا برود و قرآن را خوب نداند، در قبر به او یاد دهند تا خداوند بدان وسیله درجه‌اش را بالا برد؛ زیرا درجات بهشت برابر با آیات قرآن است، به او گفته می‌شود: بخوان و بالا برو، پس می‌خواند و بالا می‌رود».(14)

    پی نوشت ها:
    1. کافی، ج 3، ص 237.
    2. الصحیفة السجادیة، ص 40.
    3. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 12، ص 239، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360ش.
    4.ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، محقق، طناحی، محمود محمد، ج 5، ص 115، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ چهارم، 1367ش؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، محقق، میر دامادی، جمال الدین،‏ ج 5، ص 233، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
    5. بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی-فارسی، ص 893، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1375ش.
    6. واسطی زبیدی، محب الدین سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق، شیری، علی، ج 7، ص 558، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ اول، 1414ق.
    7. شیخ مفید، تصحیح اعتقادات الإمامیة، محقق، مصحح، درگاهی، حسین، ص 99، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، 1414ق.
    8. کبیر مدنی، سید علیخان، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین، محقق، مصحح، حسینی امینی، محسن، ج 2، ص 65، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1409ق.
    9. فیض کاشانی، محمد محسن، الوافی، ج‏25، ص 603، اصفهان، کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی(ع)، چاپ اول، 1406ق.
    10. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 56، ص 234، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت، چاپ اول، 1410ق.
    11. مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏6، ص 163، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
    12. الکافی، ج ‏3، ص 253- 254.
    13. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏9، ص 207، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، تهران، 1372ش.
    14. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج‏ 2، ص 606، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۷/۰۴/۰۲ در ساعت ۲۰:۲۳ دلیل: ثبت عنوان جمع بندی


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود