جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تحلیل وتوجیه عقیده تثلیث در مسیحیت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    نوشته
    1
    تشکر:
    1
    حضور
    9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خونسرد تحلیل وتوجیه عقیده تثلیث در مسیحیت




    مقدمه:
    مسحیت عقیده به تثلیث دارد جدا از صحت یا غلط این مسئله این عقیده در مسحیت به دو مشکل عمده بر میخورد 1)آنکه واجب الوجود را سه دانسته اند در حالتیکه در فلسفه اثبات میشود واجب الوجود یکتاست،مشکل دوم اینست که 2)واجب الوجود را در قالب ماده(مسیح) آورده اند که در اینصورت هم چون ماده محدود است واجب الوجود را محدود کرده اند که بازهم با ذات واجب منافات دارد!!!
    اما سوال اینجاست:
    در اسلام که نیز معتقدند روح انسان از خداوند است و از واجب الوجود است ،آیا با این اهدای روح از طرف واجب الوجود
    1)از روح او کم میشود یا خیر!؟
    2)روح او دچار تکثر یا مرکب شدن میشود؟!(چون در انسان های زیادی دمیده میشود؟)
    3)آیا روح واجب الوجود که در قالب ماده (جسم انسان) در آمده باعث محدود شدن واجب میشود یا خیر؟!
    اگر برای این سه سوال پاسخی پیدا شود آیا اشکالات از مسیحیت هم در مورد تثلیث برداشته میشود چون میشود گفت خداوند از روح خود در مسیح دمیده!؟

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,722
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    10,191 پست
    حضور
    150 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست







    تحلیل وتوجیه عقیده تثلیث در مسیحیت








    کارشناس بحث: استاد صدیق

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    تحلیل وتوجیه عقیده تثلیث در مسیحیت

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    610 پست
    حضور
    4 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط jpls نمایش پست
    در اسلام که نیز معتقدند روح انسان از خداوند است و از واجب الوجود است ،آیا با این اهدای روح از طرف واجب الوجود
    1)از روح او کم میشود یا خیر!؟
    2)روح او دچار تکثر یا مرکب شدن میشود؟!(چون در انسان های زیادی دمیده میشود؟)
    3)آیا روح واجب الوجود که در قالب ماده (جسم انسان) در آمده باعث محدود شدن واجب میشود یا خیر؟!
    اگر برای این سه سوال پاسخی پیدا شود آیا اشکالات از مسیحیت هم در مورد تثلیث برداشته میشود چون میشود گفت خداوند از روح خود در مسیح دمیده!؟
    باسلام و عرض ادب

    اشکالی که در پرسش و مقایسه بالا وجود دارد، عدم تعیین درست مصداق روح دمیده شده در انسان است.
    مفسران و علمای بزگوار دین اسلام بیان کرده اند که مراد از این روح که خداوند آنرا به انسان دمیده است، قسمتی از وجود خودش و روح خودش نیست.
    چرا که در این صورت،
    اولا: خداوند مرکب باید باشد از مقداری روح که به انسان داده و مقداری که برایش باقی مانده است.
    ثانیا: روح او باید مادی باشد چرا که روح غیر مادی، قابل تقسیم و تجزیه نیست.
    ثالثا: بعد از تقسیم، روح او باید ناقص شده باشد چرا که مقداری از ان به انسان داده شده است.













  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    610 پست
    حضور
    4 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنابراین
    مراد از این روح، روح خداوند متعال نیست.
    پس ابتدا لازم است مراد از روح را تعیین کنیم.
    در متون روایی، روایات معتبری وجود دارد که مصداق این روح به وضوح تعیین شده است.
    در تفسير عياشى از محمد بن مسلم از ابى جعفر (ع) روايت كرده كه گفت: من از آن حضرت از آيه‏" وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ..." پرسش نمودم فرمود: خداوند روحى خلق فرمود و از آن در آدم دميد.( 1.)



    در همان كتاب از ابى بصير از ابى عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه در ذيل آيه‏" فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ ..." فرموده: خداوند خلقى را خلق كرد، و روحى را هم آفريد، آن گاه به فرشته‏اى دستور داد آن روح را در آن كالبد بدمد، نه اينكه بعد از نفخ چيزى از خداى تعالى كم شده باشد، و اين از قدرت خداست‏
    (2.).


    و در همان كتاب در روايت سماعه از آن جناب آمده كه فرمود: خداوند آدم را خلق كرد و در آن دميد. من از آن جناب پرسيدم روح چيست؟ فرمود: قدرت خداى تعالى‏ از ملکوت است.(3)




    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
    1. تفسير عياشى، ج 2، ص 241، ح 98

    2. تفسير عياشى، ج 2، ص 241، ح 10
    3. تفسير عياشى، ج 2، ص 241، ح 11.


  8. تشکرها 3


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    610 پست
    حضور
    4 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و در كتاب معانى الاخبار به سند خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت: من از حضرت باقر (ع) پرسيدم معناى اين كلام خداى عز و جل كه مى‏فرمايد: " وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي" چيست؟ فرمود: روحى است كه خدا آن را اختيار نمود و خلقش كرد، و به خود نسبتش داد، و بر تمامى ارواح برتريش بخشيد و به همين جهت دستور داد تا آن را بر آدم بدمند.(4)


    و در توحید صدوق از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت: از امام باقر پرسيدم اينكه روايت مى‏كنند كه خداى تعالى آدم را به صورت خود خلق كرده درست است؟ فرمود: صورت آدم صورت مخلوقى است حادث كه خداى تعالى آن را بر ساير صورت‏ها انتخاب نمود، و چون از ساير صورتها بهتر بود به خود نسبتش داد، هم چنان كه كعبه را به خود نسبت داده و فرموده:" بيتى: خانه من"، روح را به خود نسبت داد و فرمود:" وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي"(5)






    باتوجه به این روایات،
    اولا: معلوم میشود که مراد از روح، روح خداوند نیست بلکه مخلوقی است که مخلوق خداوند است و خداوند آنرا به خاطر شرافتش برای اشرف مخلوقاتش آنرا قرار داد.(6)
    ثانیا: نسبت دادن این روح به خداوند(روحی) به واسطه عظمت و بزرگی آن نسبت به سایر مخلوقات و جایگاه رفیع او بوده است.



    ــــــــــــ
    4. معانى الاخبار، توحيد شيخ صدوق، ص 170، باب 27، ح 1.
    5. توحيد شيخ صدوق، ص 103، ح 18.
    6. تفسیر المیزان، ج4، ص 147

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۶/۱۰/۰۳ در ساعت ۱۰:۲۲

  10. تشکرها 3


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    610 پست
    حضور
    4 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط jpls نمایش پست
    در اسلام که نیز معتقدند روح انسان از خداوند است و از واجب الوجود است ،آیا با این اهدای روح از طرف واجب الوجود
    1)از روح او کم میشود یا خیر!؟
    2)روح او دچار تکثر یا مرکب شدن میشود؟!(چون در انسان های زیادی دمیده میشود؟)
    3)آیا روح واجب الوجود که در قالب ماده (جسم انسان) در آمده باعث محدود شدن واجب میشود یا خیر؟!
    اگر برای این سه سوال پاسخی پیدا شود آیا اشکالات از مسیحیت هم در مورد تثلیث برداشته میشود چون میشود گفت خداوند از روح خود در مسیح دمیده!؟
    بنابراین
    در مورد سوال اول، مشخص شد که مراد از این روح، روح خداوند نیست که این دمیدن باعث کم شدن از او بشود یا نشود.

    در مورد سوال دوم، چون این روح، روح خداوند نیست، پس تکثر و ترکیبی نیز ایجاد نمیکند.

    در مورد سوال سوم،
    اولا: آنچه دمیده میشود، روح انسان نیست بلکه روح به عنوان نفس انسانی است که مخلوقی مستقل است.
    ثانیا: مراد از دمیدن، قرار دادن روح در کالبد مادی و جسمانی نیست. بلکه این واژه به صورت استعاری به کار رفته است و معنای حقیقی نفخ(دمیدن هوا در داخل جسم) مراد نیست. بدین صورت معنای نفخ در این آیه، ایجاد روح در آدمی است. به عبارت دیگر، ایجاد ارتباط و تعلق بین بدن و روح است نه قراردادن روح درون بدن.(7)
    ثالثا: روح در بدن مادی و جسمانی قرار نمیگیرد، زیرا روح انسان مجرد است و موجود مجرد در قالب زمان و مکان قرار نمیگیرد بلکه این امور از خصوصیات موجودات مادی است نه مجرد از ماده.


    ــــــــ
    7. المیزان، ج4، ص147



  12. تشکرها 3


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    610 پست
    حضور
    4 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش: بر عقیده تثلیث مسیحیان ایراد گرفته میشود که این عقیده با توحید و مادی نبودن واجب الوجود منافات دارد. حال آیا اعتقاد مسلمانان به دمیده شدن روح خداوند در کالبد انسانها دچار همین ایراد نیست؟

    پاسخ:
    اشکالی که در پرسش و مقایسه بالا وجود دارد، عدم تعیین درست مصداق روح دمیده شده در انسان است. مفسران و علمای بزگوار دین اسلام بیان کرده اند که مراد از این روح که خداوند آنرا به انسان دمیده است، قسمتی از وجود خودش و روح خودش نیست. چرا که در این صورت، گذشته از اینکه خداوند مرکب باید باشد از مقداری روح که به انسان داده و مقداری که برایش باقی مانده است، از سویی، روح او باید مادی باشد چرا که روح غیر مادی، قابل تقسیم و تجزیه نیست، از سوی دیگر، بعد از تقسیم، روح او باید ناقص شده باشد چرا که مقداری از ان به انسان داده شده است.
    بنابراین
    مراد از این روح، روح خداوند متعال نیست. پس ابتدا لازم است مراد از روح را تعیین کنیم. در متون روایی، روایات معتبری وجود دارد که مصداق این روح به وضوح تعیین شده است. در تفسير عياشى از محمد بن مسلم از ابى جعفر (علیه السلام) روايت كرده كه گفت: من از آن حضرت از آيه‏" وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ..." پرسش نمودم فرمود: خداوند روحى خلق فرمود و از آن در آدم دميد.( 1.)
    در همان كتاب از ابى بصير از ابى عبد اللَّه (علیه السلام) روايت كرده كه در ذيل آيه‏" فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ ..." فرموده: خداوند خلقى را خلق كرد، و روحى را هم آفريد، آن گاه به فرشته‏اى دستور داد آن روح را در آن كالبد بدمد، نه اينكه بعد از نفخ چيزى از خداى تعالى كم شده باشد، و اين از قدرت خداست‏.(2)
    و در همان كتاب در روايت سماعه از آن جناب آمده كه فرمود: خداوند آدم را خلق كرد و در آن دميد. من از آن جناب پرسيدم روح چيست؟ فرمود: قدرت خداى تعالى‏ از ملکوت است.(3)
    و در كتاب معانى الاخبار به سند خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت: من از حضرت باقر (علیه السلام) پرسيدم معناى اين كلام خداى عز و جل كه مى‏فرمايد: " وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي" چيست؟ فرمود: روحى است كه خدا آن را اختيار نمود و خلقش كرد، و به خود نسبتش داد، و بر تمامى ارواح برتريش بخشيد و به همين جهت دستور داد تا آن را بر آدم بدمند.(4)
    و در توحید صدوق از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت: از امام باقر(علیه السلام) پرسيدم اينكه روايت مى‏كنند كه خداى تعالى آدم را به صورت خود خلق كرده درست است؟فرمود: صورت آدم صورت مخلوقى است حادث كه خداى تعالى آن را بر ساير صورت‏ها انتخاب نمود، و چون از ساير صورتها بهتر بود به خود نسبتش داد، هم چنان كه كعبه را به خود نسبت داده و فرموده:" بيتى: خانه من"، روح را به خود نسبت داد و فرمود:" وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي"(5)
    باتوجه به این روایات،
    اولا: معلوم میشود که مراد از روح، روح خداوند نیست بلکه مخلوقی است که مخلوق خداوند است و خداوند آنرا به خاطر شرافتش برای اشرف مخلوقاتش آنرا قرار داد.(6)
    ثانیا: نسبت دادن این روح به خداوند(روحی) به واسطه عظمت و بزرگی آن نسبت به سایر مخلوقات و جایگاه رفیع او بوده است.

    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
    1. محمد بن مسعود عیاشی، تفسير عياشى، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، علمیه، 1380ق، ج 2، ص 241، ح 98.
    2. همان، ج 2، ص 241، ح 10
    3. همان، ج 2، ص 241، ح 11.
    4. محمد بن علی ابن بابویه، التوحید، تحقیق حسین هاشمی، قم، نشر اسلامی، 1398ق، ص 170، باب 27، ح 1.
    5. توحيد شيخ صدوق، ص 103، ح 18.
    6. محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، قم، نشر اسلامی، 1417ق، چاپ پنجم، ج4، ص 147
    .

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۷/۰۴/۱۰ در ساعت ۱۵:۱۵

  14. تشکرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود