جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تقسیم بندی سالکان : بسیار مهم :

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تقسیم بندی سالکان : بسیار مهم :




    برای پی بردن به راز سلوکی مردان خدا ودستیابی به سری که شاکله عرفانی آنان را به تصویر میکشد،آشنایی با زندگینامه پرفراز ونشیبی که داشته اند و نیز مشی ویژه ای که برای وصول به مقامات رفیع معنوی در پیش گرفته اند لازم وضروری است.

    اگرچه در سلوک الی الله با شیوه های متفاوتی رو به رو هستیم کهالطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق)ولی در یک نگرش کلی میتوان سالکان کوی دوست را به دو دسته عمده و گروه مشخص تقسیم کرد:

    1-مجذوبان سالک.

    2-سالکان مجذوب که خود دو دسته اند:

    1-2سالکان مجذوبی که روش خانقاهی دارند.

    2-2سالکان مجذوبی که مشی سلوکی آنان کاملا بر مبانی اخلاقی اسلامی استوار است.

    مجذوبان سالک به سالکانی گفته میشود که پیر و مربی ظاهری ندارند و در اثر مددهای باطنی وعنایت های غیبی تربیت پیدا میکنند ودارای نفوس پاک و رحمانی میشوند و تعداد این گروه در هر منطقه جغرافیایی و مقطع زمانی شاید از تعداد انگشتان دست تجاوز نکند و هر کدام از آنان در هرمنطقه ای
    از کره زمین زیر نظر ولی زمان انجام وظیفه مینمایند و پس از در گذشت هر یک،سالک دیگری جایگزین وی میگردد.این نحوه سلوک را سلوک((اویسی)) مینامند و شاید راز وجه تسمیه آن در سلوک پر رمز و راز اویس قرنی نهفته باشد زیرا اویس با اینکه در زمان رسول گرامی اسلام(ص)زندگی میکرد و از اصحاب سر امیر مومنان علی(ع) به شمار میرفت، ولی ظاهرا ارتباط فیزیکی با این دو کانون نورانی نداشت و در شهر یمن با مادر پیر خود روزگار میگذراند و خود را روز و شب وقف خدمت مادر سالخورده کرده بود.با این همه،اشراقات باطنی او از یسر نوری در آفاق این دو خورشید همیشه نورانی حدوحصری نداشت ولی پس از درگذشت مادرش به خدمت امیرمومنان شتافت و به حمایت بی چون وچرا ازآن حضرت همت گماشت تا در یکی از جنگ ها به شرف شهادت نایل آمد،واگر بخواهیم مصداق کاملی در میان سالکان برای این بیت شعر پیدا کنیم:

    گرچه دوریم ولی با تو سخن میگوییم

    بعد منزل نبود در سفر روحانی

    باید بیشتر به سراغ مجذوبان سالکی رفت که همانند اویس،ظاهرا پیر و مرشدی ندارند و در گوشه ای از این کره خاکی بدون آنکه کسی آنان را بشناسد به مسیر سلوکی خود ادامه میدهند و باطنا با برقراری ارتباطی تنگاتنگ با حضرات معصومین(ع) چراغ فروزانی را فرا راه خود روشن میکنند که هرگز خاموشی ندارد.معروف است که اویس قرنی برای مشاهده جمال ملکوتی رسول خدا کارش به بی تابی کشید و از مادر خود اجازه گرفت تا با سفر کوتاه آفاقی او موافقت کند و مادر سالخورده او نیز به شرط آنکه عمر سفر او چند روز تجاوز نکند به وی اجازه داد که قدم در راه دیدار یار بگذارد.

    اویس قرنی شتر خود سوار شد و با اشتیاقی توصیف ناپذیر عازم مدینه گشت ولی وقتی که در مسجد مدینه رسید جای خالی رسول خدا را مشاهده کردو دریافت که حتی در این سفر توفیق زیارت آن جناب را پیدا نخواهد کرد چرا که اگر در انتظار رسول خدا بنشیند،

    نمیتواند به وعده ای به مادرش داده عمل کند.لذا این حرمان را به جان خرید و برای رعایت حرمت وعده ای که داده بود و نیز برای پرهیز از دلتنگی های مادرش پا در رکاب کرد و عازم یمن شد.پس از رفتن اویس،پیامبر بازگشتند و به مسجد رفتند و فرمودندبوی برادرم اویس را میشنوم)اصحاب عرضه داشتند که اویس به اشتیاق دیدار شما آمده بود ولی نتوانست در انتظار بنشیند وبه ناچار بازگشت.از این روی در ادبیات عرفانی ما بر این دقیقه کلامی پای می فشارند که در سفر های روحانی،دروی راه وجود ندارد و ارتباطات روحی و معنوی برای مردان راه خدا،کار دشواری نیست.این خداوند کریم است که در میان هزاران سالک،دست مجذوبان سالک را میگیرد و در حلقه تربیت ولی زمانشان می نشاند

    .سیر مجذوبان سالک در مسیر سلوکی خود به سرعت برق است و مسیری را که دیگر سالکان در مدت زمانی چندین ساله طی میکنند،اینان در فرصت کوتاهی ازآن مراحل سلوکی دست افشان و پای کوبان بی آنکه گردی بر دامن آنان بنشیند:

    بعد زا این نور به آفاق دهیم از دل خویش

    که به خورشید رسیدیم و غبار آخرشد

    همانگونه که سیر مجذوبان سالک برق آساست،سقوط آنان نیز هول انگیز است.اگر آدمی از ارتفاع بسیار کوتاهی سقوط کند آسیب چندانی نمیبیند ولی اگر این سقوط از ارتفاع چند کیلومتری باشد از او چه میماند؟

    1-2/سالکان مجذوبی ،به رهروانی گفته میشود که مربی ظاهری دارند و در حلقه ارادت و تربیت مردان راه رفته و راه آشنا در می آیند و به تدریج منازل سلوکی را یکی پس از دیگری ولی با تانی و آهستگی طی میکنند.اینان معمولا رفته رفته با خود سازی وریاضات شرعی که برای انان در نظر گرفته میشود با گفتن((ذکر)) کار خود را شروع میکنند و زیر نظر مربیان راه آشنا، خلوت خود را با گفتن((ذکر))منور میدارند و هنگامی که ((ذکر))فاصله ((لب)) تا ((قلب سالک)) را طی کرد و در باطن او به تجلی نشست، به مقام شهود در مدار ذکر نایل می آید و شگفتی های مستور در اذکار خداوندی را میبیند و اینجاست که دستور سلوکی سالک توسط مربی او عوض میشود تا به رویت جلوه های دیگری از اسماء و صفات الهی نایل آید و سر انجام از ((وادی ذکر)) به ((اقلیم فکر)) روی می آورد و به سیر خود ادامه میدهد و این امر در مورد سالکان مجذوبی اخلاقی بیشتر صدق میکند.

    متاسفانه در پیشینه سلوکی ما کم نبوده اند مدعیانی تعدادی از همین ((سالکان مجذوب)) را در حلقه ارادت خود در آورده اند.این دجالان که زشتی و پلشتی آنان برای این صافی دلان مستور بوده با ادعای ((مهدویت نوعی)) و اینکه قطب زمانه خود و ((مهدی)) دوران خویش اند!مسیر سلوکی آنان را از صراط مستقیم هدایت به سنگلاخ ضلالت تغییر داده اند و در تیه سرگردانی رهایشان ساخته اند و در زمانه ما نیز از این قماش افراد نا صالح و مدعی به وفور یافت میشود و کار تمیز آنان را باید به رهروان دل آگاهی سپرد که بر دقیقه های سلوکی و نکات عرفانی اشراف کامل دارند و ((مردان راه)) را از ((غولان راه)) تشخیص میدهند و در کمند فریب این دجالان متمهدی و داعیه داران ((مهدویت)) گرفتار نمی آیند و از این روی عرفان راه شناس همیشه بر این نکته پای فشرده اند که نباید دستوراتی که مربیان برای رهروان راه معرفت در نظر میگیرند و شیوه سلوکی آنان را مشخص میسازند کمترین تضادی با دستورات شرع مقدس اسلام داشته باشد،چراکه ((طریقت)):عمل کردن به آداب ((شریعت)) است و ((حقیقت)) نتیجه ایست که سالک از عمل کردن به دستورات شرع میگیرد واین سه اصل،یعنی ((شریعت))،((طریقت))،

    ((حقیقت)) سه ضلع یک مثلث سلوکی را میسازند که در صورت جدایی،از شاکله واقعی خود فاصله میگیرند و هیچ یک بدون دو اصل دیگر نمیتواند به این مهم دست یابند.

    اینکه گفته میشود:ما ((شریعت)) را پشت سر نهاده ایم و در وادی ((طریقت)) ره میسپاریم یک مغلطه آشکار بیش نیست.زیرا همانگونه که گفتیم ((طریقت)) عمل کردن به آداب ((شریعت)) است و با پشت سر انداختن ((شریعت)) نمیتوان در وادی ((طریقت)) قدم نهاد و این درست به آن میماند که کسی مدعی شود که از وادی ((شریعت)) به ((حقیقت)) رسیده است بی آنکه در وادی ((طریقت)) قدم بگذارد!

    فرق عمده ((مجذوبان سالک و ((سالکان مجذوب)) در این است که اینان پس از صدور ((حواله های غیبی)) ماموریت دارند آنها را به صاحبانشان ابلاغ کنند و به تشخیص خود هرگز کاری نمیکنند و کلمه ((من)) بر زبان آنان نمی نشیند و کشف و کرامات عدیده خو را ناشی از عنایات حضرت باری و الطاف کریمانه حضرات معصومین میدانند و در صورت گره گشایی از کار بندگان خدا،آن را نه به خود که به یکی از امامان معصوم نسبت می دهند،در حالی که سالکان مجذوب،((مشی حواله ای)) ندارند وآنان بر اساس معیار های سلوکی خود عمل میکنند و لذا جاذبه رفتاری ((سالکان مجذوب)) با ((مجذوبان سالک)) قابل قیاس نیست.دومین فرق عمده ای که میان این دو گروه سلوکی وجود دارد اینست که ((مجذوبان سالک)) همانند نسیم می آیند و به سان نسیم نیز رخت برمیچینند و می روند و دسترسی به آنان از طرق عادی و مرسوم امکان پذیر نیست.در حالی که ((سالکان مجذوب)) در محل معّینی زندگی میکنند و به دستگیری از طالبان می پردازند و ملاقات با آنان تابع تشریفات صوری و ظاهری است:
    مجذوبان سالک بر حالات سالکان مجذوب اشراف کامل دارند در حالی که سالکان مجذوب را از مقام و شور و حال مجذوبان سالک نصیبی نیست و اوج پرواز آنان برای اینان غیر قابل تصور است چرا که آنان با بال عشق به پرواز در می آیند و اینان با پای ((ذکر)) و ((فکر)) مسیر سلوکی خود را طی میکنند. ناگزیر از ذکر این مطلبم که در زمانه ما نا اهلان نامرد بر مردان مرد پیشی گرفته اند و چهره زشت و کریه خود را در نقاب ((سلوک خانقاهی)) پنهان داشته اند و غولان راه در کسوت ((راه شناسان دل آگاه)) در آمده اند تا کسی آنها را نشناسد و به نیّات سوء آنان پی نبرد.2سالکان مجذوبی که روش کاملا اخلاقی دارند،زیر نظرمعلمان بزرگ اخلاق تربیت میشوند و به زیور سجایای اخلاقی و مراتب معنوی آراسته میگردند.مشی سلوکی اینان کاملا با آموزه های دینی منطبق است در حالی که مشی سلوکی خانقاهی معمولا با بدعت ها و انحراف هایی همراه است که قبلا به مواردی از آن اشاره شد.

    سالکان مجذوبی که روش اخلاقی دارند،با تاسی به سیره اخلاقی و رفتاری حضرات معصومین زیر نظر معلمان بزرگ اخلاق تربیت میگردند و به مقامات شامخ معنوی نیز نایل میشوند.علمای بزرگ شیعی غالبا از این شیوه سلوکی پیروی میکردند.بزرگانی چون: مقدس اردبیلی،سید بحر العلوم،سید علی قاضی طباطبایی،انصاری همدانی،بهاری همدانی،آخوند ملا حسینقلی همدانی،شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی،علامه طباطبایی و علمای عامل دیگردارای روش اخلاقی بوده اند و از مفاخر اهل سلوک به شمار میرفتند .
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    اگر عبد باشی خدا عالم را مطیع تو میکند
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود