صفحه 18 از 18 نخست ... 8161718
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رستگاران

  1. #171

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,396
    مورد تشکر
    1,935 پست
    حضور
    22 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    همچنان كه در خود اين دو آيه اخير نيز تصريح شده است، آزمايش و امتحان مقدمه «عمل» است. بنابراين بين خود «امتحان» و «عبادت» بايد امتحان را نسبت به عبادت، هدف مقدماتى و واسطه به حساب آورد؛ چه اين‌كه با امتحان و آزمايش است كه معلوم مى‌شود كدام انسان‌ها تسليم امر خداوند هستند و راه عبوديت و بندگى را در پيش مى‌گيرند و كدام يك از عبوديت سر باز مى‌زنند. به عبارت ديگر، مفاد و نتيجه «لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا» اين است كه آن كسانى كه مسير عبادت خدا را طى مى‌كنند عملشان «احسن» و برتر از ديگران قرار خواهد گرفت.
    اكنون سؤال مى‌شود اين انسان‌هايى كه مسير عبوديت را طى كردند و عملشان برتر از ديگران قرار گرفت، چه نتيجه‌اى عايدشان خواهد شد؟ پاسخ اين سؤال اين است كه آنان به قرب الهى نايل مى‌شوند؛ و قرب الهى در واقع هدف نهايى آفرينش انسان است.
    به عبارت ديگر، انسان آفريده شده تا به مقام قرب الهى برسد، و راه رسيدن به قرب الهى طى كردن مسير عبوديت خداوند است. اصطلاح «قربة الى الله» كه در برخى اعمال به كار مى‌بريم به همين مطلب اشاره دارد.
    در قرآن كرديم نيز از اين مقام با تعابيرى مثل «عندالله» و نظاير آن ياد شده است؛ از جمله، در سوره قمر مى‌فرمايد:

    «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنّات وَنَهَر * فِي مَقْعَدِ صِدْق عِنْدَ مَلِيك مُقْتَدِر»[1]؛ « همانا پرهيزگاران در ميان باغ ها و نهرهايند؛ در قرارگاه صدق، نزد پادشاهى توانا.»
    يا در مورد آسيه، همسر فرعون كه به خاطر ايمان آوردن به حضرت موسى عليه السلام مورد غضب و شكنجه فرعون قرار گرفت، در آیه 11 سوره تحریم مى‌فرمايد:
    «قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّة»؛«گفت: پروردگارا، نزد خود در بهشت خانه‌اى برايم بساز. »
    در اين زمينه در روايات، غير از تعبير «قرب» و «عند»، تعبيرى ديگر نيز وجود دارد و آن تعبير «جوار» است؛ از جمله، امام سجادعليه السلام در «مناجات المريدين» اين‌گونه با خداى متعال مناجات مى‌كند:
    «رُؤْيَتُكَ حاجَتي وَجِوارُكَ طَلَبي وَقُرْبُكَ سُؤْلي»[2]؛ «حاجت من ديدن تو، و خواسته ام مجاورت تو، و مقام قربت منتهاى خواهش من است. »
    بنابراين، انسان آفريده شده بايد تا به آن‌جا برسد كه نامش قرب خدا، جوار خدا و همسايگى خدا است. اين، هدف نهايى خلقت انسان است و مقدمه رسيدن به آن نيز «عبوديت» است كه در آيه
    «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِْنْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُون» به آن اشاره شده است. براى نيل به مقام عبوديت، انسان مورد امتحان و آزمايش قرار مى‌گيرد؛ يعنى مقدمه واصل شدن به مقام عبوديت، آزمايش و امتحان است.
    اگر انسان توانست از امتحان‌ها و آزمايش‌هاى الهى سربلند بيرون آيد و راه عبوديت و بندگى را برگزيد، به هر اندازه كه مراتب عبوديت را طى كند، به همان ميزان نيز به قرب الهى مى‌رسد و از رحمت بى‌كران خداوند برخوردار مى‌شود.
    ................
    پی نوشت:
    [1].قمر، 54،55
    [2].مفاتيح الجنان، مناجات خمس عشره، مناجات المريدين.



  2. #172

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,396
    مورد تشکر
    1,935 پست
    حضور
    22 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با توجه به توضيحاتى كه تا به حال داديم، اكنون اين سؤال پيش مى‌آيد كه سنّت خداوند براى آن‌كه بندگان مسير مذكور را از امتحان و آزمايش تا مستعد شدن براى دريافت رحمت خداوند و نيل به قرب الهى بپيمايند، چيست؟
    در پاسخ اين پرسش بايد بگوييم يكى از ابزارهايى كه خداوند براى اين منظور در اختيار انسان قرار داده «عقل» است.
    عقل در بسيارى از موارد مى‌تواند خوب و بد و درست و غلط را تشخيص داده و در امتحان‌ها به انسان نشان دهد كه مسير عبوديت كدام است. اما عقل به تنهايى نياز انسان را در اين زمينه برطرف نمى‌كند و براى فهم همه حقايق كافى نيست. از اين رو، خداى متعال پيامبران را مبعوث فرموده تا دست بشر را بگيرند و او
    را به سوى سرمنزل مقصود، يعنى قرب الى الله، راهنمايى كنند. همچنين پس از هر پيامبرى اوصيا و جانشينانى براى او قرار داده تا كلمات و رهنمودهاى آن پيامبر را پس از او براى مردم تفسير و تبيين نمايند و كار او را در جهت هدايت مردم به سوى قرب الى الله تكميل كنند.
    بدين ترتيب، اعتقاداتى كه ما در باب اصول دين داريم با كمك و راهنمايى عقل و وحى تدوين مى‌شود و همچنين وظايف عملى و كارهايى كه بايد انجام دهيم با فرمول‌ها و قوانين دقيق مشخص مى‌گردد.
    در اين مجموعه، همه ابزارها و قواعد و اصول لازم براى تكامل انسان پيش‌بينى شده و هيچ چيز در اين مسير فروگذار نشده است. در پرتو هدايت عقل و وحى، اين‌كه انسان چرا خلق شده، هدف از زندگى او در اين دنيا چيست و چگونه بايد در آن زندگى كند و در نهايت به كجا بايد برسد، همه و همه براى بشر واضح گرديده و كاستى و ابهامى در اين زمينه‌ها وجود ندارد.
    در اين‌جا نكته‌اى كه بايد بدان توجه داشت اين است كه مسير تكامل همه انسان‌ها خطى مستقيم و واحد نيست كه همه آنها براى رسيدن به تكامل بايد مسيرى مشخص را به طور يكسان طى كنند و در نهايت به انتها و مقصدى واحد برسند. اين مسير، عرْضى عريض دارد و هركس مى‌تواند در اين پهنه وسيع، سير و مبدأ و منتهايى غير از ديگران داشته باشد.
    اكنون وضعيت انسان در مسير تكامل، چيزى شبيه محورهاى مختصات است. خداى متعال آدمى را به گونه‌اى آفريده كه اولا مى‌تواند هم سير مثبت و هم سير منفى داشته باشد، و ثانياً براى هركدام از اين سير مثبت و منفى حدى وجود ندارد و انسان هر مرتبه‌اى از مراتب سير، اعم از مثبت و منفى، را كه پشت سر گذاشته باشد باز هم مرتبه‌اى ديگر وجود دارد كه مى‌تواند به آن برسد.
    انسان در مسير تكامل، هم مى‌تواند آن‌قدر بالا رود و به خدا نزديك شود كه به مرتبه
    « قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى»[1]؛ برسد، و مى‌تواند هم آن‌چنان سقوط كند كه جايگاهش «أَسْفَلَ سافِلِين»[2]گردد. اين وضعيت آدمى بر روى محور yها است كه ميزان صعود يا سقوط انسان را مى‌توان با توجه به آن تصوير كرد.
    .......................
    پی نوشت:
    [1].نجم، 9
    [2].تین، 5


  3. #173

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,396
    مورد تشکر
    1,935 پست
    حضور
    22 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امورى كه موجب صعود يا سقوط انسان مى‌گردند بسيار متعددند و بسته به تركيب‌هاى مختلف اين امور مى‌توان بى‌نهايت فرض براى آن در نظر گرفت.براى مثال، كارهاى خوب و اعمال صالح، طيف وسيعى از اعمال را شامل مى‌شوند. نماز، روزه، حج، زكات، امر به معروف، نهى از منكر، تلاوت قرآن، خدمت به مؤمنين، نيكى به پدر و مادر، ايثار، عفو و نوازش يتيم نمونه‌هايى از اين اعمالند.
    اين‌كه هركس كدام يك از اين اعمال، و از هركدام به چه ميزان، و همچنين چه تركيبى از آنها را انجام دهد فروض بسيار متعددى را به وجود مى‌آورد كه حقيقتاً قابل محاسبه نيست. علاوه بر اين، خود روابط اين اعمال با يكديگر و تأثير و تأثراتى كه بر هم دارند داستان مفصلى است كه افزايش اين فروض و خروج آنها از قابليت محاسبه را تشديد مى‌كند.
    پس از اين توضيح اجمالى درباره اصول و كليات جهان‌بينى اسلامى و نگرش اسلام نسبت به جهان و انسان و هدف خلقت، اكنون مى‌توانيم اهميت و جايگاه اين دعاى عبادالرحمان را بهتر درك كنيم.
    توضيح اين‌كه: يكى از گام‌هاى بلندى كه در مسير تكامل بايد برداشت و اين آيه (وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما) به خصوص آن را به ما الهام مى‌دهد، اين است كه انسان نبايد فقط به فكر خودش باشد و رسيدن به سعادت و قرب الهى را تنها براى خود آرزو داشته باشد، بلكه بايد آن را براى ديگران نيز بخواهد.
    از سوى ديگر در شريعت مقدس اسلام گرچه براى ما تكاليف و وظايفى نسبت به ساير افراد وضع شده، اما انگيزه اصلى ما در انجام اين تكاليف در واقع تكامل خودمان است و ما نوعاً آنها را چون به تكامل خودمان منجر مى‌شوند انجام مى‌دهيم.
    براى مثال، ما وقتى خمس يا زكات مى‌دهيم، درست است كه كسانى از اين مال استفاده مى‌كنند و مشكلى از زندگى آنها حل مى‌شود، اما ما در واقع براى آن‌كه مال و ثروت خودمان حلال شود و از گرفتار آمدن در عذاب و آتش اجتناب كنيم اين كار را انجام مى‌دهيم.
    از اين رو اين مقدار احساس تكليف نسبت به ديگران كردن براى يك مؤمن واقعى كافى نيست و اسلام مى‌خواهد كه ما فراتر از اين بينديشيم و گام برداريم.
    ما علاوه بر اين تكاليف اجتماعى معمول كه آنها را به انگيزه قرب بيشتر خودمان به خداوند انجام مى‌دهيم، بايد وظايف و مسؤوليت‌هاى بالاتر و بيشترى را نسبت به ساير افراد در خود احساس كنيم و بپذيريم.
    هنر اين نيست كه ما فقط به فكر تكامل خويش و قرب بيشتر خودمان به خداوند باشيم، بلكه هنر واقعى اين است كه نسبت به تكامل و تقرب ديگران نيز حساس و نگران باشيم و تلاش كنيم دست آنها را نيز بگيريم.
    عبادالرحمان نيز پس از آن‌كه براى خودشان دعا كردند و از خداوند خواستند كه به عالى‌ترين كمالات برسند، همسران و فرزندان خويش را نيز مد نظر دارند و براى آنان نيز از خداوند تقاضاى خير و سعادت مى‌كنند:

    « رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّيّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُن».
    اما به اين مقدار اكتفا نمى‌كنند و اهتمام و حساسيت خود را نسبت به همه كسانى كه اهل تقوا هستند نيز نشان مى‌دهند و خواهان آن مى‌شوند كه آنها را در نيل به كمالات و قرب بيشتر راهبرى نمايند: «وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما.»


  4. #174

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,396
    مورد تشکر
    1,935 پست
    حضور
    22 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «متقى» در مقابل «فاجر» و «تقوا» در مقابل «فجور» قرار مى‌گيرد؛ همان‌گونه كه قرآن در ایه 28 سوره ص مى‌فرمايد:
    «أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجّار»؛ «آيا پرهيزگاران را همچون پليدكاران قرار مى‌دهيم؟»
    «متقى» يعنى كسى كه اهل «خودپايى» است، و «فاجر» به معنى كسى است كه دريده و بى‌بندوبار است و قيد و بندى ندارد و تابع هوا و هوس است. شايد بهترين ترجمه براى «فجور» را در فارسى بتوانيم «بى‌بندوبارى» بدانيم. «فجّار» يعنى كسانى كه بى‌قيد و بند هستند و هرچه دلشان بخواهد انجام مى‌دهند و منطقشان اين است كه «هرچه پيش آيدخوش آيد»
    اما «متقين» خودشان را مى‌پايند و مراقبت مى‌كنند كارى كه انجام مى‌دهند آيا خداوند راضى است يا خير، و آيا به سعادت يا شقاوت آنها منجر مى‌شود؟ آنهايى كه جزو فجار هستند و لجام‌گسيخته‌اند و خود اين‌گونه پسنديده‌اند كه از قيد عبوديت الهى خارج شوند، خداوند نيز به پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و سلم مى‌فرمايد آنها را به حال خود رها كن:

    «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلّى عَنْ ذِكْرِنا وَلَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَياةَ الدُّنْيا»[1]؛«پس، از هركس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است روى برتاب. »
    آنهايى را كه جز زندگى دنيا و لذت‌هاى دنيايى چيزى نمى‌جويند به حال خود واگذار و همت خود را صرف كسانى نما كه دلشان مى‌خواهد در امور معنوى و كمالات انسانى و قرب الى الله پيشرفت كنند. در صدر اين افراد، خانواده و همسر و فرزندان انسان قرار مى‌گيرند.
    در اين زمينه خداى متعال خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و سلم مى‌فرمايد:

    «وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْها»[2]؛«و خانواده خود را به نماز فرمان ده و بر [انجام]آن شكيبا باش.»
    مى‌فرمايد، غير از اين‌كه خودت بايد نسبت به نماز بسيار شكيبا باشى، خانواده‌ات را نيز فراموش مكن و آنها را نيز فرمان ده كه نسبت به نماز اهتمام داشته باشند.
    بنابراين متقين غير از اين‌كه تقواى خودشان را مى‌پايند و مراقبند كه نلغزند و سقوط نكنند، در درجه بعد به فكر خانواده و همسر و فرزندان خود، و بعد از آنها نيز به فكر ساير متقين هستند و تلاش مى‌كنند جلوى لغزش و سقوط آنها را نيز بگيرند.
    ..........................
    پی نوشت:
    [1].نجم، 29
    [2].طه، 132






  5. #175

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,396
    مورد تشکر
    1,935 پست
    حضور
    22 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حاصل كلام اين‌كه، آيات انتهايى سوره فرقان در واقع ترسيم يك «الگو» است و خداى متعال خواسته با بيان اين آيات الگويى از بندگان شايسته خويش را براى ما ترسيم نمايد.
    در اين ترسيم الگو، هم به جنبه‌هاى مثبت و امورى كه عبادالرحمان به آن آراسته و ملتزمند، و هم به جنبه‌هاى منفى و امورى كه عبادالرحمان از آن پيراسته و مبرّا هستنداشاره شده است. در پايان اين اوصاف و به عنوان حلقه آخر و تكميل‌كننده اوصاف ديگر، به اين وصف اشاره شده كه عبادالرحمان تنها به فكر سعادت شخص خود نيستند و غير از آن، در درجه اول به فكر صلاح و سعادت خانواده خود، و در درجه بعد در انديشه صلاح و سعادت ساير متقين نيز هستند.
    الگويى كه در اين آيات ترسيم شده كلى است و قرآن با بيان اين اوصاف در واقع درصدد است كه همه مؤمنان را ترغيب كند تا به دنبال كسب اين اوصاف و تحقق آنها در وجود خويش باشند. از جمله اين اوصاف يكى اين است كه علاوه بر خود، در درجه اول به فكر صلاح و سعادت خانواده خويش، و در درجه بعد به فكر صلاح و سعادت جامعه نيز باشند و تلاش كنند با رهبرى و راهنمايى كردن متقين و افراد شايسته، آنها را در نيل به كمالات بيشتر و عالى‌تر مدد نمايند.
    طبيعتاً كسانى كه مى‌خواهند در هر سطحى عنوان «امام» را پيدا كنند و نقش رهبرى ديگران را بر عهده بگيرند، بايدبا درس خواندن و كسب معارف اهل‌بيت عليهم السلام ابتدا به خوبى راه تكامل و قرب الى الله را بشناسند و بدانند مقصد كجا است و از چه راهى بايد به آن رسيد.
    سپس بايد در عمل به اين معارف، خود پيش‌گام باشند و ابتدا خود قدم در راه نهند تا ديگرانى هم كه طالب كمال انسانى و قرب الهى هستند به دنبال آنها حركت كنند. در نهايت نيز بايد قدرت و كفايت لازم براى راهنمايى، هدايت و رهبرى ديگران را داشته باشند.
    براى اين كار، بسته به جمعى كه مى‌خواهيم امامت و هدايت آنها را در دست بگيريم، اولا بايد معلومات دينى مربوط به آن جمع را به خوبى فرا بگيريم، ثانياً بايد عمل خودمان بهتر و جلوتر از همه افراد آن جمع باشد، و ثالثاً بايد فرا بگيريم كه چگونه مى‌توانيم ديگران را هدايت و تربيت كنيم.
    امید است با تلاش و کوشش ما هم بتوانیم در گروه «عبادالرحمن» و بندگان صالح و پارسای پروردگار عالمیان باشیم.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۶:۳۶

  6. #176

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,396
    مورد تشکر
    1,935 پست
    حضور
    22 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با تشکر از کسانی که این مطالب را مطالعه فرمودند، و امیدوارم آموزنده و مثمر ثمر واقع شده باشد.
    پروردگارا ما را از بندگان خاصت قرار ده و توفیق كسب ویژگیهاى صفات عباد الرحمن را به ما مرحمت كن.
    با اجازه همه بزرگواران، این تاپیک به پایان رسید.
    اجرکم عند الله.


صفحه 18 از 18 نخست ... 8161718

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود