جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: **اسباب نزول و شأن نزول**

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    **اسباب نزول و شأن نزول**




    **اسباب نزول و شأن نزول**
    در اهميت‏شناخت اسباب نزول يا شان نزول بايد گفت:همان گونه كه مى‏دانيم‏قرآن،تدريجى و در مناسبت‏هاى مختلف نازل شده است.بر حسب اقتضا اگرحادثه‏اى پيش مى‏آمد يا مسلمانان دچار مشكلى مى‏شدند،يك يا چند آيه و احيانايك سوره براى رفع مشكل نازل مى‏گرديد.پر واضح است كه آيات نازل شده در هرمناسبتى،به همان حادثه و مناسبت نظر دارد.پس اگر ابهام يا اشكالى در لفظ يامعناى آيه پديد آيد،با شناخت آن حادثه يا پيش آمد،رفع اشكال مى‏كرد.در نتيجه‏براى دانستن معنا و تفسير كامل هر آيه، بايد به اسباب نزول يا شان نزول آن رجوع كرد تا كاملاموضوع روشن شود.بيش تر مفسرين فرقى ميان اين دوقايل نشده اند و هر مـنـاسـبـتـى را كـه ايجاب كرده است آيه يا آيه هايى نازل شود, گاه سبب نزول و گاه شان نزول گفته اند در صورتى كه ميان اين دو عبارت فرق است , ازاين جهت كه شان نزول اعم از سبب نزول اسـت هرگاه به مناسبت جريانى درباره شخص و يا حادثه اى , خواه در گذشته يا حال يا آينده و يا دربـاره فـرض احـكـام , آيه ياآياتى نازل شود همه اين موارد را شان نزول آن آيات مى گويند, مثلا مـى گـويـنـد كـه فـلان آيـه درباره عصمت انبيا يا عصمت ملائكه يا حضرت ابراهيم يا نوح يا آدم نازل شده است كه تمامى اين ها را شان نزول آيه مى گويند اما سبب نزول , حادثه ياپيش آمدى است كـه مـتـعـاقـب آن , آيـه يا آياتى نازل شده باشد و به عبارت ديگر آن پيش آمد باعث و موجب نزول گرديده باشد
    پس شان نزول يا اسباب نزول مى‏تواند قرينه‏اى باشند تا دلالت آيه را تكميل‏كنند و بدون آن،دلالت آيه ناقص مى‏ماند.
    مثلا در مورد آيه ان الصفا و المروة من‏شعائر الله فمن حج البيت او اعتمر فلا جناح عليه ان يطوف بهما... اشكال شده است كه‏سعى ميان دو كوه صفا و مروه در حج و عمره از اركان است،چرا به لفظ‏«لا جناح‏» تعبير شده است؟
    معناى ظاهرى آيه چنين است:گناهى نيست كه ميان آن دو كوه سعى نماييد.اين‏عبارت جواز را مى‏رساند نه وجوب را.ولى با مراجعه به شان نزول آيه روشن‏مى‏شود كه اين عبارت براى رفع توهم گناه آمده است،زيرا پس از صلح حديبيه درسال ششم هجرى مقرر شد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و صحابه سال بعد براى انجام مراسم‏عمره به مكه مشرف شوند و در اين قرار داد چنين آمده بود كه به مدت سه روزمشركان بت‏هاى خود را از اطراف بيت و هم چنين از روى كوه صفا و مروه بردارند تامسلمانان آزادانه مراسم طواف و سعى را انجام دهند.پس از گذشت‏سه روز بت‏هابرگردانده شد.برخى از مسلمانان به عللى هنوز مراسم سعى را انجام نداده بودند وبا بازگرداندن بت‏ها،چنين گمان بردند كه با وجود بت‏ها،سعى ميان صفا و مروه‏گناه است.آيه مذكور نازل شد تا مسلمانان از سعى خوددارى نكنند،زيرا اساساسعى از شعائر الهى است و وجود بت‏ها امر عارضى است و به آن زيان‏نمى‏رساند. لذا مفهوم اين آيه با مراجعه به شان نزول كاملا واضح و روشن مى‏شودو مساله جواز يا وجوب سعى در كار نيست،بلكه صرفا«دفع توهم منع‏»است. يعنى با وجود بت‏ها منعى از انجام سعى نيست.
    پس شناخت اسباب نزول ياشأن نزول نقش‏اساسى در فهم و پى‏بردن به معانى بسيارى از آيات ايفا مى‏كنند .
    گرفته شده از وبلاگ علوم قرآني


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    پاسخ: شناخت اسباب نزول و...




    شـنـاخـت شان يا اسباب نزول همانند شناخت مكى و مدنى , ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه از علوم و معارف قرآنى است و قرآن پژوهان و مفسران و مترجمان قرآن , به آن نيازمندند. آيات قرآن به دو دسته عمده تقسيم مى شود. قـسمى كه بخش اعظم را تشكيل مى دهد , آياتى است كه به اراده الهى بدون هيچ گونه انگيزه و ملاحظه ديگر بر حضرت رسول (ص ) وحى شده است . قسم ديگر و كمتر آياتى است كه به دنبال حادثه اى يا پرسشى پيش آمده است . سـبـب نـزول يا شان نزول عبارت از سؤال يا رويدادى است كه در عصر رسالت پيامبر (ص ) پيش آمده و انگيزه نزول آيه يا آياتى شده است . و چـه بـسـيـار آيـه هـاى قـرآن هـست كه با كلماتى چون يسئلونك ( و مشتقات ديگر آن ) و يستفتونك از پيامبر (ص ) حكم يا حكمت الهى پرسيده شده است . اگر معرفت به سبب نزول نباشد , بسيار موارد هست كه خواننده از ظاهر آيه يا آيات قرآن , راه به حاق معناى واقعى آيه نمى برد. مـثـلا از و للّه المشرق و المغرب فاينما تولوا فثم وجه اللّه ( بقره , 115 ) ( مشرق و مغرب خداى راست , پس به هر جا كه روى آوريد , رو به سوى خداوند است ) , چنين گمان مى برد كه در نماز استقبال يعنى رو به قبله بودن واجب نيست و مى توان به هر سو نماز خواند. ( براى تفصيل ـ مباحث فى علوم القرآن , 131 ; تاريخ قرآن , راميار , 628 ). يـا از ايـنـكه گفته مى شود بر كسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته كرده اند در آنچه در گذشته خورده اند , گناهى بر آنان نيست . ( مـائده , 93 ) , چه بسا استنباط شود كه خوردن خمر هم در گذشته بى اشكال بوده است و در آينده هم بى اشكال است . يا آنجا كه گفته مى شود : ( صفا و مروه از شعائر الهى است , چون كسى حج يا عمره بگزارد , بر او گناهى نيست كه بين آن دو را بپيمايد. ( بقره , 158 ) ممكن است چنين استنباط شود كه سعى بين صفا و مروه مكروه است يعنى ترك آن اولى است . حال آنكه اين عمل جزو شعائر و مناسك حج و انجام آن واجب است . علت اينكه با تعبير نفى جناح ( گناهى و عيب و ايرادى ندارد ) بيان شده اين است كه در محل تـپـه هـاى صفا و مروه در عصر جاهليت دو بت بوده است و مسلمانان انديشناك بوده اند كه مبادا سعى بين صفا و مروه يادآور خاطره بت پرستى جاهليت و لذا ناروا باشد. پـس پـى بـردن به حكمت تشريع و يافتن استنباط درست فقهى بدون اعتنا و اتكا به سبب نزول , امكان ندارد. همه قرآن پژوهان اهل سنت و شيعه برآنند كه معرفت به شان نزول راهى جز نقل و روايت صحيح , يعنى احاديث و اخبار صحيح مروى از پيامبر (ص ) و صحابه يا معصومين عليهم السلام ندارد. يعنى علمى است على الاصول نقلى و تاريخى . اصوليان و قرآن پژوهان برآنند كه خصوص سبب , مانع عموم لفظ يا معنى نمى گردد . يـعـنـى بـا آنكه ممكن است شان نزول يك آيه يا گروهى از آيات ناظر به مورد خاصى باشد , ولى مـحـدود و مقيد به همان مورد نمى شود , و با آنكه مورد و مصداق خاص است ( خصوص سبب ) , لفظ يا معناى آن قابل تسرى و تعميم به موارد ديگر هم هست ( عموم لفظ يا معنى ). نـظـيـر آيه ظهار , يا لعان يا كلاله يا آيه حد قذف ( در داستان افك ) كه ناظر به مورد خاص بوده است ولى براى همه مسلمانان سارى و صادق است . و اين بيشتر در آيات الاحكام و فقه القرآن پيش مى آيد. از آنجا كه شان نزول كاملا روايى - تاريخى است , لذا مفسران و مترجمان و قرآن پژوهان براى آنكه پـى بـبـرنـد كه آيا هر آيه يا گروه آيات , اسباب نزولى دارند يا نه , بايد به مظان و منابع خاص آن مراجعه كنند. اين منابع عبارتند از 1 ) مجموعه هاى حديث 2 ) تفسيرهاى قرآن , مخصوصا تفسيرهاى روايى كه سرشار از احاديث و ماثورات هستند. 3 ) كتبى كه مستقلا درباره شان نزول تدوين شده كه معتبرترين و معروفترين آنها اسباب النزول اثر واحدى , و لباب النقول فى اسباب النزول اثر سيوطى است . قـرآن پـژوهـان شيعه در عصر جديد , سه اثر در اين زمينه تدوين كرده اند : الف ) شان نزول آيات قرآن , تاليف صدرالدين محلاتى شيرازى , ب ) آيات بينات در شان نزول آيات , تاليف دكتر محمد باقر محقق , ج ) اسباب النزول تاليف حجة الاسلام دكتر سيد محمد باقر حجتى


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9

    اسباب نزول و شأن نزول وفرق آن دو




    ر اهميت شناخت اسباب نزول يا شان نزول بايد گفت: همان گونه كه مي‌دانيم قرآن، تدريجى و در مـنـاسـبت‌هاى مختلف نازل شده است بر حسب اقتضا اگرحادثه اى پيش مي‌آمد يا مسلمانان دچار مشكلى مي‌شدند، يك يا چند آيه و احيانا يك سوره براى رفع مشكل نازل مي‌گرديد پر واضح اسـت كـه آيـات نـازل شده در هرمناسبتى، به همان حادثه و مناسبت نظر دارد پس اگر ابهام يا اشـكـالـى در لـفـظ يـامعناى آيه پديد آيد، با شناخت آن حادثه يا پيش آمد، رفع اشكال مي‌كرد در نـتـيـجـه براى دانستن معنا و تفسير كامل هر آيه، بايد به شان نزول آن رجوع كرد تا كاملاموضوع روشن شود پس شان نزول مي‌تواند قرينه اى باشد تا دلالت آيه را تكميل كند و بدون آن، دلالت آيه نـاقص مي‌ماند مثلا در مورد آيه «ان الصفا و المروة من شعائراللّه فمن حج البيت اواعتمر فلا جناح عـليه ان يطوف بهما» «1» اشكال شده است كه سعى ميان دو كوه صفا و مروه در حج و عمره از اركان است، چرا به لفظ «لاجناح» «2» تعبير شده است؟معناى ظاهرى آيه چنين است: گناهى نيست كه ميان آن دو كوه سعى نماييد اين عبارت جواز را مي‌رساند نه وجوب را ولى با مراجعه به شان نزول آيه روشن مي‌شود كه اين عبارت براى رفع توهم گـنـاه آمـده است، زيرا پس از صلح حديبيه درسال ششم هجرى مقرر شد كه پيامبر اكرم(ص) و صحابه سال بعد براى انجام مراسم عمره به مكه مشرف شوند و در اين قرار داد چنين آمده بود كه به مدت سه روز مشركان بت‌هاى خود را از اطراف بيت و هم چنين از روى كوه صفا و مروه بردارند تـا مسلمانان آزادانه مراسم طواف و سعى را انجام دهند پس از گذشت سه روز بت‌ها برگردانده شـد بـرخـى از مـسـلمانان به عللى هنوز مراسم سعى را انجام نداده بودند و با بازگرداندن بت‌ها، چـنـيـن گمان بردند كه با وجود بت‌ها، سعى ميان صفا و مروه گناه است آيه مذكور نازل شد تا مـسلمانان از سعى خوددارى نكنند، زيرا اساسا سعى از شعائر الهى است و وجود بت‌ها امر عارضى اسـت و بـه آن زيـان نـمي‌رساند «3» لذا مفهوم اين آيه با مراجعه به شان نزول كاملا واضح و روشن مي‌شود و مساله جواز يا وجوب سعى در كار نيست، بلكه صرفا «دفع توهم منع» است يعنى با وجود بت‌ها منعى از انجام سعى نيست پس شناخت اسباب نزول نقش اساسى در فهم و پى بردن به معانى بسيارى از آيات ايفا مي‌كند «4».

    راه شـناخت و پى بردن به اسباب نزول بسى دشوار است، زيرا پيشينيان در اين زمينه مطلب قابل تـوجـهـى ثبت و ضبط نكرده اند، جز اندكى كه كاملا چاره‌ساز نيست شايد يكى از علل عدم ضبط دقيق اين بود كه خود به وضع آشنا بودند وديگر نيازى نمي‌ديدند كه معلومات و مشاهدات خود را بـه عنوان سند براى آينده ثبت كنند بعدها رواياتى در اين زمينه فراهم شد كه بيش تر داراى ضعف سند و غيرقابل اعتماد بوده و احيانا اعمال غرض در كار وجود داشته است به ويژه در دوران تاريك حكومت بنى اميه كه از روى غرض ورزى، آيات بى‌شمارى با تنظيم شان نزول‌هاى ساختگى، طبق دل‌خـواه تفسير و تاويل شده است از امام احمد بن حنبل دراين باره نقل شده: «سه چيز اصل و پايه درسـتـى نـدارد: روايـاتى كه درباره جنگ‌هاى صدر اسلام ثبت شده، رواياتى كه درباره فتنه‌هاى آخرالزمان گفته شده و رواياتى كه درباره تفسير و تاويل قرآن آورده اند» امام بدر الدين زركشى از بـرخى محققين نقل مي‌كند: «مقصود بيش ترين روايات در اين باره قابل اعتماد نيست، نه اين كه هـمـه آن‌ها قـابـل اعتماد نباشند» «5»
    معروف ترين كسى كه در اين باره رواياتى جمع آورى كرده است، ابوالحسن على بن احمد واحدى نيشابورى(متوفاى468) است كه جلال الدين سيوطي(مـتـوفاى911) بر او خرده گرفته و مي‌گويد كه درفراهم كردن روايات ضعيف همت گماشته، صـحيح و سقيم را به هم آميخته وبيش تر روايات خود را از طريق كلبى از ابى صالح از ابن عباس آورده اسـت كـه جـداواهـى و ضـعـيف است «6» سپس خود سيوطى در اين زمينه رساله اى نـگـاشـتـه بـه نام لباب النقول (برگزيده‌هاى منقول) كه خود نيز در انتخاب روايات ازروايت‌هاى ضعيف، مصون نمانده است مثلا درباره آيه «و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ماعوقبتم به و لئن صبرتم لـهو خير للصابرين، و اصبر و ما صبرك الا باللّه و لا تحزن عليهم و لاتك في ضيق مما يمكرون، ان اللّه مـع الـذيـن اتقوا و الذين هم محسنون» «7» نوشته است كه پيامبر(ص) آن‌گاه كه بر سر نـعـش حمزه ايستاد و او را بدان حالت زار يافت، فرمود: «لامثلن بسبعين منهم مكانك، هرآينه با هـفـتـاد نفر از آنان(قريش) همان كنم كه با تو كردند ـ بريدن گوش و بينى و پاره كردن شكم» آن گاه جبرئيل اين آيات رانازل نمود و او را از اين كار منع كرد «8» در حالى كه سوره نحل از سـوره‌هاى مـكـى است سال‌ها پيش از جنگ احد كه در مدينه در سال چهارم هجرت اتفاق افتاد، نازل شده است به علاوه از مقام پيامبر(ص) كه تربيت شده آيين اسلام است و هم‌واره عدل و انصاف را در زنـدگـى خـود پيش گرفته، كاملا به دور است كه چنين انديشه ناعادلانه‌اى را به خود راه دهـد آرى آيـات فـوق در مـكه موقعى كه مسلمانان موردشكنجه كفار بودند نازل شد كه هرگز تجاوز نكنيد و بهتر است شكيبا باشيد «9».
    يش‌تر مفسرين فرقى ميان اين دو قايل نشده‌اند و هر مـنـاسـبـتـى را كـه ايجاب كرده است آيه يا آيه‌هايى نازل شود، گاه سبب نزول و گاه شان نزول گفته‌اند در صورتى كه ميان اين دو عبارت فرق است، ازاين جهت كه شان نزول اعم از سبب نزول اسـت هرگاه به مناسبت جريانى درباره شخص و يا حادثه اى، خواه در گذشته يا حال يا آينده و يا دربـاره فـرض احـكـام، آيه يا آياتى نازل شود همه اين موارد را شان نزول آن آيات مي‌گويند، مثلا مي‌گـويـنـد كـه فـلان آيـه درباره عصمت انبيا يا عصمت ملائكه يا حضرت ابراهيم يا نوح يا آدم نازل شده است كه تمامي‌اين‌ها را شان نزول آيه مي‌گويند اما سبب نزول، حادثه ياپيش آمدى است كـه مـتـعـاقـب آن، آيـه يا آياتى نازل شده باشد و به عبارت ديگر آن پيش آمد باعث و موجب نزول گرديده باشد لذا سبب، اخص است و شان اعم.


    پاورقي ها:

    1- بقره 2: 158.
    2- جناح معرب گناه است.
    3- ر ك: تفسير عياشى، ج1، ص 70.
    4- ر ك: التمهيد، ج1، ص 243 به بعد.
    5- البرهان، ج2، ص 156.
    6- ر ك: لباب النقول در حاشيه جلالين، ج1، ص 11.
    7- نحل 16: 128 ـ 126.
    8- ر ك: لباب النقول در حاشيه جلالين، ج1، ص 213.
    9- ر ك: التمهيد، ج1، ص 253 ـ 247.

    به نقل از كتاب:علوم قرآنی آیت الله معرفت (ره)
    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    تعريف اسباب نزول(ازکتاب جوان آراسته)





    به طور كلى آيات قرآن كريم به دو دسته تقسيم مى گردند: اول : آياتى كه بدون سبب خاص و تنها به خاطر هدايت و ارشاد عموم مردم نازل شده اند.
    دوم : آياتى كه نزول آن به انگيزه اى خاص بوده است .
    بسيارى از آيات و يا سورقرآن ناظر به حوادث و اتـفـاقـاتى بوده است كه در طول مدت بعثت پيامبر به وقوع مى پيوسته و يا سؤالى از آن حضرت مـى شـده و در حـقـيقت زمينه هايى به وجودمى آمده تا آيه يا آيات بلكه سوره اى نازل گردد, اين شرايط و زمينه ها را سبب يا شاءن نزول آيه نام نهاده اند.
    به عنوان مثال : ويساءلونك عن ذى القرنين , ويساءلونك عن الروح ..., يساءلونك عن الساعة
    روشـن اسـت كـه در دسترس بودن واقعى شاءن نزول آيات دسته دوم ,نقش بسزايى در فهم مراد آيات دارد و از اين رو دانشمندان علوم قرآن و محدثان ,سعى فراوانى در گردآورى اسباب نزول داشـته و تصنيفات مستقلى را در همين زمينه عرضه نموده اند.
    جلال الدين سيوطى قديمى ترين تـاليف در اين زمينه را از على بن مدينى استاد بخارى مى داند, و خود وى نيز كتابى به نام اسباب النزول تاءليف كرده است
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    فوايد شناخت اسباب نزول(ازکتاب جوان آراسته)




    اول : شناخت علت و فلسفه اى كه باعث تشريع حكمى در قرآن گرديده است .

    دوم : هـر سخن در مواقع مختلف , معانى مختلفى مى دهد و براى درك درست سخن , فهم جهات خـارجـى و قـرايـن ديـگر نيز لازم است .
    تشخيص اين كه مراد ازسخن , استفهام , توبيخ , سرزنش , تـاءكـيـد و يـا احيانا استهزاست , بستگى به چگونگى بيان آن و قراين و امارات ديگر دارد.
    شناسايى سبب نزول نيز مانند ديگر قراين وامارات براى درك معانى و كلام خداوند ضرورى است .
    سـوم : گـاه در آيـه اى و يا حكمى توهم حصر مى رود و بيان سبب نزول موجب دفع چنين توهمى مى گردد
    چـهارم : اساسا تفسير آيات قرآن بدون وقوف بر داستان نزول آن امكان ندارد.
    درحقيقت اين فايده را مى توان ملخص و نتيجه فوايد ديگر دانست .
    اينك به يك نمونه از آياتى كه شاءن نزول در معناى آنها تعيين كننده است , توجه مى كنيم : آيه 115 سوره بقره مى فرمايد: وللّه المشرق والمغرب فاينما تولوا فثم وجه اللّه ..., ومشرق و مغرب از آن خداست .
    پس به هر سو رو كنيد, آن جا روى به خداست .
    از ظـاهر آيه چنين استنباط مى گردد كه در هنگام نماز, ايستادن به سوى قبله , چه در سفر و چه در حضر, واجب نيست و انسان به هر كجا رو كند صحيح است .
    ولى اين خلاف اجماع است , با رجوع به شاءن نزول آيه فهميده مى شود كه مربوط به نافله سفراست
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    فوايد شناخت اسباب نزول
    1: شناخت علت و فلسفه‏اى كه باعث تشريع حكمى در قرآن گرديده است.
    2: هر سخن در مواقع مختلف، معانى مختلفى مى‏دهد و براى درك درست‏سخن، فهم جهات خارجى و قراين ديگر نيز لازم است. تشخيص اين كه مراد از سخن، استفهام، توبيخ، سرزنش، تاكيد و يا احيانا استهزاست، بستگى به چگونگى بيان آن و قراين و امارات ديگر دارد. شناسايى سبب نزول نيز مانند ديگر قراين و امارات براى درك معانى و كلام خداوند ضرورى است.
    3: گاه در آيه‏اى و يا حكمى توهم حصر مى‏رود و بيان سبب نزول موجب دفع چنين توهمى مى‏گردد.
    4: اساسا تفسير آيات قرآن بدون وقوف بر داستان نزول آن امكان ندارد. درحقيقت اين فايده را مى‏توان ملخص و نتيجه فوايد ديگر دانست.

    1. دكتر راميار، تاريخ قرآن، ص‏262.
    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۰/۰۸/۲۱ در ساعت ۲۲:۳۹


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    20
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    من دارم با یک آدم بحث میکنم (سنی نیست شیعه هم نیست به قول خودش یکتا پرسته) !

    من برای اثبات امامت آیات مختلفی به همراه شان نزول و سند واسش ارائه کردم! آیاتی مثل آیه تبلیغ / آیه ولایت / آیه تطهیر ... ایشون به من میگه چرا تمام آیاتی که راجب امامته به از نظر معنایی هیچ ربطی به آیات قبل و بعدش نداره؟ مثلا قبل و بعد از آیه تبلیغ در مورد یهودیته ! قبل و بعد آیه تطهیر در مورد زنان پیامبرو ! قبل و بعد آیه ولایت در مورد دوستی با خداست! و هیچ کدوم از اون آیات طبق شان نزول های شیعه ربطی به آیات قبل و بعدش ندارن! بعد من بهش گفتم آیات زیادی هستند که به قبل و بعدش ربطی ندارند و درباره امامت هم نیستند چون قران به ترتیب نزول آیات چینش نشده! بعد اون گفت مثال بزن! و من اومدم که از شما بخوام که چند تا مثال واسم بزنید! چند تا آیه میخوام که به صورت تک (از لحاظ معنایی) بین آیات دیگه اومده باشه و ربطی به امامت هم نداشته باشه! خیلی ضروریه خواهش میکنم جواب دهید
    هرکس که نداند و نداند که نداند
    در جهل مرکب ابدالدهر بماند

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسد. نمایش پست
    سلام

    من دارم با یک آدم بحث میکنم (سنی نیست شیعه هم نیست به قول خودش یکتا پرسته) !

    من برای اثبات امامت آیات مختلفی به همراه شان نزول و سند واسش ارائه کردم! آیاتی مثل آیه تبلیغ / آیه ولایت / آیه تطهیر ... ایشون به من میگه چرا تمام آیاتی که راجب امامته به از نظر معنایی هیچ ربطی به آیات قبل و بعدش نداره؟ مثلا قبل و بعد از آیه تبلیغ در مورد یهودیته ! قبل و بعد آیه تطهیر در مورد زنان پیامبرو ! قبل و بعد آیه ولایت در مورد دوستی با خداست! و هیچ کدوم از اون آیات طبق شان نزول های شیعه ربطی به آیات قبل و بعدش ندارن! بعد من بهش گفتم آیات زیادی هستند که به قبل و بعدش ربطی ندارند و درباره امامت هم نیستند چون قران به ترتیب نزول آیات چینش نشده! بعد اون گفت مثال بزن! و من اومدم که از شما بخوام که چند تا مثال واسم بزنید! چند تا آیه میخوام که به صورت تک (از لحاظ معنایی) بین آیات دیگه اومده باشه و ربطی به امامت هم نداشته باشه! خیلی ضروریه خواهش میکنم جواب دهید
    سلام اسد جان
    دوست عزیز چرا از راه عقلی وارد نشدید.
    به من ایمیل بزنید تا فایل یک کتاب رو براتون بفرستم که از اونجا بحث رو ادامه دهید بعد از مطالعه آن.
    یا یک کتاب تابستان برای اتحادیه انجمن اسلامی نوشته شده که تو شهرتون برین پیگیرش بشین راجع به امامت که اونم خوبه.
    اما آیات مورد بحث شما به نظر این آیات جزو آیات استتاری قرآن هستند که خداوند به جهت حفظ قرآن آنها را در بین آیات دیگر گذاشته است.
    قرآن دو نوع آیات دارد که بعدا آمده اند: آیات استثنایی که بعدا چون با موضوع ربط داشتند آنجا امدند مثل آیه آخر سوره مدثر که با محتوای آیات اول هماهنگ است و توضیحی بر آن است یا سوره ماعون از فویل للمصلین که به تفسیرها مراجعه کنید
    یا آیاتی استثنایی که با حکمت استتار در جایی خاص آمدند تا بشود برداشت دیگر هم کرد تا بیماردلان به حفظ قرآن صدمه ای نزنند. خداوند خود فرموده انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون و این یکی از تدابیر برای حفظ پیام های جامع و جاویدان اوست. نیامدن نام ائمه نیز یکی از دلائلش همین است.
    در کل توصیه نمی کنم با کسی که هنوز قرآن برایش به درستی ثابت نشده است با قرآن بحث کنید.
    ویرایش توسط همگام با وحي : ۱۳۹۰/۱۱/۳۰ در ساعت ۰۹:۳۷
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود