جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مشیت الهی در کشته شدن امام حسین(ع) بود!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    1,760
    صلوات
    9871999
    تعداد دلنوشته
    486
    مورد تشکر
    2,766 پست
    حضور
    62 روز 4 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مشیت الهی در کشته شدن امام حسین(ع) بود!




    سلام
    اهل تسنن برای آنچه عقیده شیعه هست، دلیل رد می آورند و خدا را بدون دوست داشتن معرفی میکنند که نوعی خشونت طلبی است تا رأفت.

    تا آنجا که واقعا عاشورا و اتفاقات شهادت هر مرسل و وصی ای را نوع ادای حق مردم نسبت به انبیاء و اوصیاء میدانند که چنین به شهادت رسیده اند.

    در واقع نوعی پوچی مشاهده شده در تقوایشان.

    در پاسخ به این افراد چه لازم است پاسخ داده شود تا حق ظالم و مظلوم رعایت شود!؟
    میگویند اگر امام شما حجت خداوند بود، مطلع میشد از مرگ بد در واقعه کربلا، دین وفاداری در قبال بی وفایی را نشانه خرد نمیداند.

    گمان میبریم بدلیل نحوه مرگ خلفای خود چنین، میخواهند دفع حق کنند و خود را برتر بدانند.


    راهنمایی فرمایید



    متشکریم
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  2. تشکرها 2


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,790
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    10,285 پست
    حضور
    154 روز 2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست







    مشیت الهی در کشته شدن امام حسین(ع) بود!








    کارشناس بحث: استاد صدرا
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ در ساعت ۰۳:۴۰
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    مشیت الهی در کشته شدن امام حسین(ع) بود!

  4. تشکر


  5. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    213
    مورد تشکر
    556 پست
    حضور
    8 روز 5 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سؤال: آیا خداوند آنچنان که جبر گرایان گفته اند به کشته شدن امام حسین (علیه السلام) و انبیاء و اولیای الهی راضی بوده و در واقع قاتلین انجام وظیفه نموده اند؟

    جواب:

    بر اساس آموزه های قرآن و سنت، خداوند متعال همه ی موجودات را مشمول هدایت تکوینی(1) خویش ساخته و در این میان، انسان و جن را موجودی مختار خلق نموده(2) که علاوه بر هدایت فطری، آنها را مشمول هدایت تشریعی(3) نیز ساخته است. بر این اساس خدای متعال زمینه و بستر رشد معنوی آنها را فراهم ساخته؛ هر چند که چنین امری در فضای امتحان مکلّفین صورت پذیرفته؛ لذا گروهی مسیر هدایت را بر اساس انتخاب خویش برگزیده و خود را در مسیر رشد و تکامل معنوی قرار داده و گروهی دیگر در مقابل مسیر شقاوت را انتخاب می نمایند؛ بنابراین سعادت فردی و اجتماعی مبتنی بر انتخاب های فردی و اجتماعی است؛ لذا انسان نقش مستقیم و تاثیر گذاری درفرجام امر خود و مجتمع خویش خواهد داشت.(4)
    پس از کنار زدن عترت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از رهبرى جامعه اسلامى، زمام امور به دست كسانى افتاد که براى رسيدن به مقاصد سياسى خود تفسير خاصى از متون دينى ارائه داده و از نظريه ‏اى كه در راستاى منافعشان بود با قدرت حمايت نموده که مسأله ی اعتقاد به جبر يكى از آنها است که به خصوص در دوران بنی امیه به شکل خاصی از آن دفاع می شد.
    ابو هلال عسکرى مى‏ گويد: «معاويه اول كسى است كه مى ‏گفت تمام كارهاى بندگان با اراده ی خدا صورت می پذیرد».(5) و هنگامى كه عايشه از معاويه بازخواست كرد كه چرا بيعت يزيد را بر مردم تحميل مى ‏كنى، او در پاسخ گفت: «مسأله ی يزيد قضا و قدر الهى است و بندگان درباره ی آن از خود اختيارى ندارند».(6)
    دستگاه اموى در كنار ترويج مسلك جبر، در اين باره نيز دست به جعل حديث زد. عباسيان نيز سياست مذهب سازى يا تقويت مذاهب مورد نظر را ادامه دادند. شهيد مطهرى در اين رابطه مى‏ گويد:
    «عباسيان هر چند سياستشان با امويان مخالف بود و از معتزله كه يكى از عقايدشان آزادى و اختيار بشر بود حمايت كردند (لااقل از زمان مأمون)؛ اما از زمان متوكل به بعد ورق برگشت و از عقايد اشاعره كه از آن جمله مسأله ی جبر است حمايت كردند و از آن به بعد مذهب اشعرى، مذهب رايج و عمومى جهان اسلام شد».(7)
    حمايت عباسيان از مسلك اهل‏ حديث و اشاعره نه‏ تنها به‏ خاطر جبرگرايى اين مسلك بود؛ بلكه افزون بر آن، از نظر اعتقاد
    اين مكتب كلامى در برخورد با دستگاه خلافت و مسايل سياسى دیدگاهی همسو با دستگاه خلافت داشت؛ زيرا عده‏ اى از اهل حديث و اشاعره اطاعت سلطان را اگر چه ستمگر نیز بوده واجب دانسته و مبارزه ی مسلحانه عليه حاکم را حرام دانسته و مى‏ گفتند: فقط بايد او را با موعظه و دعوت، به‏ صلاح و درستى برگرداند!(8)
    از دیدگاه قائلین به جبر، شهادت امام حسین (علیه السلام) و انبیاء و اوصیای آنان (علیهم السلام) مقدّر الهی بوده؛ لذا باید تسلیم چنین امری بود.
    شيخ «عبدالقادر گيلانى» از بزرگان علمی و طریقتی اهل سنت می گوید:
    «بعضى به اهل سنّت اشكال كرده‏ اند كه چرا روز عاشورا را روزه مى‏ گيرند و چرا اين روز را روز شادى و سرور و جشن قرار داده ‏اند؟ مى‏ گويند شما اهل سنّت چرا افراد را به پوشيدن لباس نو و خوردن غذاهائى كه مناسب عيد است دعوت مى‏ كنيد ...؟ اين كار صحيح نيست؛ چرا كه در اين روز، «حسين بن على» به شهادت رسيده و بايد روز مصيبت تمامى مسلمانان باشد. آن گاه چنين پاسخ مى ‏دهد:
    اشكال كننده به اشتباه رفته و اعتقادش قبيح و فاسد است؛ زيرا خداوند متعال شهادت را براى سبط پيامبر (صلى اللَّه عليه وآله‏) برگزيده‏ است ... و روز عاشورا را نبايد روز مصيبت و عزا قرار داد؛ چرا كه عاشق به معشوق رسيده است. از اين رو، اين روز بايد روز سرور و شادى باشد ... و اگر بنا باشد روز عاشورا را روز عزا و ماتم قرار دهيم، بهتر آن است كه روز دوشنبه را كه پيامبر و «ابوبكر» از دنيا رفته ‏اند روز عزا و ماتم معرفى كنيم».(9)

    پذیرش چنین دیدگاهی در واقع به نوعی تبرئه ی جنایتکاران و ستمگران و تسلیم بر جنایت آنان بوده که چنین امری با روح قرآن و سنت و عقل سلیم در تعارض آشکار است.

    پی نوشت:
    1. هدايت‏ تكوينى‏ و عمومى آن است كه خداوند بوسيله ی عقل و فهم و فكر و وجدان و غرايز و خواصى كه در وجود انسان و حيوانات و جمادات قرار داده، آنها را هدايت و رهبرى فرموده، اصل هدايت عامه از آيه ی شريفه ی: «قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»؛ گفت: «پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را خلقتى كه درخور اوست داده، سپس آن را هدايت فرموده است». (طه/50/20) مأخوذ است. كه در این آیه لفظ (كل شى‏ء) شامل همه ی موجودات مى‏ شود و استثناپذير نيست.
    2. چنانکه در قرآن آمده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»؛ «من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند».
    (الذاریات/56/51).
    3. هدايت خاصّه يا تشريعى همان هدايتى است كه بوسيله ی انبياء (عليهم السلام) نسبت به بشر صورت پذیرفته؛ چنانکه قرآن کریم می فرماید: «وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى‏ عَلَى الْهُدى‏»؛ «و امّا ثموديان: پس آنان را راهبرى كرديم و [لى‏] كوردلى را بر هدايت ترجيح دادند». (فصلت/17/41) و «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً»؛ «ما راه را بدو نموديم؛ يا سپاسگزار خواهد بود و يا ناسپاسگزار».(انسان/3/76).
    4. «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم». «خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏ دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند». (الرعد/11/13).
    5. ر. ك: جعفر سبحانی، الملل والنحل، ج 1، ص 389: «قال أبو هلال العسكري في الأوائل: إنَّ معاوية أوّل من زعم أنَّ اللَّه يريد أفعال العباد كلها».
    6. همان: «لمّا سألت أُمّ المؤمنين عائشة، معاوية عن سبب تنصيب ‏ولده يزيد خليفة على رقاب المسلمين فأجابها: إن أمر يزيد قضاء من القضاء وليس للعباد الخيرة من أمره».
    7. مرتضی مطهری، انسان و سرنوشت، ص 22، انتشارات صدرا.
    8. ر. ك: نووی، شرح صحيح مسلم، ج 6، جزء دوازدهم، ص 229، دار الکتاب العربی، بیروت.

    9. سید علی میلانی، نفحات الازهار، ج4، ص245، الحقائق-قم.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۷/۰۵/۱۹ در ساعت ۱۱:۰۳
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود