صفحه 4 از 4 نخست ... 234
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چیستی ملائکه از زبان علامه حسن زاده آملی

  1. #31

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    460
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    1,116 پست
    حضور
    5 روز 18 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برادر بزرگوار من تاکنون هیچ وقت در مورد فلسفه و ارای فلاسفه مطالعه ای نداشتم تا اینکه در این تایپیک با قاعده الواحد اشنا شدم مطالعه این مطالب منجر شد که سوالات زیادی در ذهنم شکل بگیرد از جمله:
    از مطالب فوق چنین برداشت می شود که خداوند متعال قادر نیست بدون واسطه چیزی را غیر یک موجود خلق کند ایا این با صفت قادریت خدا منافات ندارد؟
    خداوند برای خلق سایر موجودات نیازمند مخلوق خویش است ایا این مطلب با صفت صمدیت منافات ندارد؟
    موجودات خود واسطه در خلقتند و به نوبه خود موجودات دیگر را می آفرینند ایا این مطلب با وحده لا شریک له در تضاد نیست؟
    چرا نگوییم خداوند اراده نمود و خلق کرد و چه اصراری برای صدور هست؟
    و بسیاری از سوالات دیگر که یک نمونه ان را در پست های قبل مطرح کردم و منتظر جواب هستم لذا با دیدن این مطالب با خود گفتم ایا علمای ما این مسایل را پذیرفته اند یا نه؟ سپس از شما به عنوان یک کارشناس امین در این زمینه پرسش کردم ولی متاسفانه شما بجای پاسخگویی جبهه گرفتید و از من خواستید اگر می توانم خدشه وارد کنم
    بزرگوار من از لحظه ورود به مطلب چند نوبت عرض کردم من اینکاره نیستم و فکر می کنم در این مسائل اگر اقوال معصوم و کلام وحی توجه کنم راه مطمئن تری رفته ام تا کلام ارسطو و افلاطون لذا وقتی از شما مایوس شدم به کارشناسان مذهبی دیگر رجوع کردم و انها فرمودند این علما با این تفکر مخالفند در مورد ایت الله سیستانی که بنده شخصا محضرشان رسیده ام و بی واسطه میدانم مخالفند با نزدیکان جناب وحید هم صحبت کردم و متوجه مخالفت ایشان شدم شما درخواست خدشه کردید من هم پاسخ مخالفین را کپی پیس کردم همانطور که شما چیزی از خودتان نگفتید بلکه اقوال فلاسفه را نقل نمودید من هم ارای مخالفین را نقل کردم شما هم عنایت بفرمایید اگر پاسخی دارید ارائه نمایید و قضاوت را به دیگران واگذاریم فراموش نفرمایید شما عنوان کارشناس اخلاق را بر خود گذاشته اید پس لطفا اخلاق مدار باشید
    در کوچه های شهر و در انظار مردمان
    دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان
    آن دم که خواست حب علی از دلم رود
    ای خالق جهان به دمی جان من ستان
    دل سروده ها
    hoseinsistani.blogfa.com

  2. تشکر


  3. #32

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,488
    مورد تشکر
    2,096 پست
    حضور
    23 روز 22 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sistani نمایش پست
    برادر بزرگوار من تاکنون هیچ وقت در مورد فلسفه و ارای فلاسفه مطالعه ای نداشتم تا اینکه در این تایپیک با قاعده الواحد اشنا شدم مطالعه این مطالب منجر شد که سوالات زیادی در ذهنم شکل بگیرد از جمله:
    از مطالب فوق چنین برداشت می شود که خداوند متعال قادر نیست بدون واسطه چیزی را غیر یک موجود خلق کند ایا این با صفت قادریت خدا منافات ندارد؟
    خداوند برای خلق سایر موجودات نیازمند مخلوق خویش است ایا این مطلب با صفت صمدیت منافات ندارد؟
    موجودات خود واسطه در خلقتند و به نوبه خود موجودات دیگر را می آفرینند ایا این مطلب با وحده لا شریک له در تضاد نیست؟
    چرا نگوییم خداوند اراده نمود و خلق کرد و چه اصراری برای صدور هست؟
    و بسیاری از سوالات دیگر که یک نمونه ان را در پست های قبل مطرح کردم و منتظر جواب هستم لذا با دیدن این مطالب با خود گفتم ایا علمای ما این مسایل را پذیرفته اند یا نه؟ سپس از شما به عنوان یک کارشناس امین در این زمینه پرسش کردم ولی متاسفانه شما بجای پاسخگویی جبهه گرفتید و از من خواستید اگر می توانم خدشه وارد کنم
    بزرگوار من از لحظه ورود به مطلب چند نوبت عرض کردم من اینکاره نیستم و فکر می کنم در این مسائل اگر اقوال معصوم و کلام وحی توجه کنم راه مطمئن تری رفته ام تا کلام ارسطو و افلاطون لذا وقتی از شما مایوس شدم به کارشناسان مذهبی دیگر رجوع کردم و انها فرمودند این علما با این تفکر مخالفند در مورد ایت الله سیستانی که بنده شخصا محضرشان رسیده ام و بی واسطه میدانم مخالفند با نزدیکان جناب وحید هم صحبت کردم و متوجه مخالفت ایشان شدم شما درخواست خدشه کردید من هم پاسخ مخالفین را کپی پیس کردم همانطور که شما چیزی از خودتان نگفتید بلکه اقوال فلاسفه را نقل نمودید من هم ارای مخالفین را نقل کردم شما هم عنایت بفرمایید اگر پاسخی دارید ارائه نمایید و قضاوت را به دیگران واگذاریم فراموش نفرمایید شما عنوان کارشناس اخلاق را بر خود گذاشته اید پس لطفا اخلاق مدار باشید

    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    الف: ظاهرا برای شما تکدی خاطر حاصل شده است. بنده جملات نامناسبی به کار نبرده ام که باعث ناراحتی شما شده. فقط خواستم هشدار بدهم در ادعاها و نسبت های خود مراقب باشیم. و اینکه به طور کلی نام علما را به عنوان مخالف و بدون هیچ دلیلی بیاوریم، زیبنده نیست. به هر حال این قاعده هم برای خود قائلینی از خود علمای بزرگ شیعه دارد. که از باب نمونه فرمایش حضرت امام را آوردیم.
    بعلاوه که بحث مخالفت، در همه رشته ها نسبت به مسائل علمی وجود دارد. لذا شایسته است که در اظهار نظرها و موضع گیری های خود، تحقیق بیشتری داشته باشیم.
    ب: توجه داشته باشید که بحث قاعده الواحد، منافاتی با قدرت، صمدیت، وحده بودن حق تعالی ندارد. چون در همه حال علت العلل حضرت حق است و ما قائل به توحیدافعالی هستیم. از باب من عرف نفسه فقد عرف ربه خدمت شما عرض می کنم
    ما انسان ها یک جسم داریم و یک نفس، حال وقتی یک جمله ای را می نویسیم. در نوشتن یک عبارت می توانیم تعابیر متعددی داشته باشیم.
    1: قلم نوشت.
    2: انگشتان دست نوشت
    3: دست نوشت
    4: بازو نوشت
    5: نفس نوشت
    به تعبیر مولوی:
    «مورکی بر کاغذی دید او قلم
    گفت با مور دگر این راز هم
    که عجایب نقشها آن کلک کرد
    هم‌چو ریحان و چو سوسن‌زار و ورد


    گفت آن مور اصبعست آن پیشه‌ور

    وین قلم در فعل فرعست و اثر


    گفت آن مور سوم کز بازوست

    که اصبع لاغر ز زورش نقش بست


    هم‌چنین می‌رفت بالا تا یکی


    مهتر موران فطن بود اندکی


    گفت کز صورت مبینید این هنر

    که به خواب و مرگ گردد بی‌خبر


    صورت آمد چون لباس و چون عصا

    جز به عقل و جان نجنبد نقشها



    بی‌خبر بود او که آن عقل و فاد


    بی ز تقلیب خدا باشد جماد


    یک زمان از وی عنایت بر کند

    عقل زیرک ابلهی ها می‌کند».
    هر پنج تعبیر درست است، و منافاتی با هم ندارند. ولی توجه داشته باشیم نقش اصلی را نفس به عهده دارد. یعنی اگر نفسی نباشد، انگشت و دستی هم نمی تواند حرکتی داشته باشد. مانند یک مرده که نفس از بدن منتقل شده، و لذا دست و انگشتان او حرکتی ندارد.
    در بحث خلقت هم خالق اصلی حق تعالی است، قادر مطلق حق تعالی است، منتها وقتی ما قائلیم که خدا مرکب نیست، واحد هست، از باب سنخیت بین علت و معلول از واحد محض جز واحد ایجاد نمی شود، که در غیر این صورت خدا را مرکب دانسته ایم و این با توحید نمی سازد.
    اتفاقا قاعده الواحد در صدد تایید مساله توحید حق تعالی است. اما اینکه سایر مخلوقات با واسطه خلق می شوند، منافاتی با وحده لا شریک له ندارد. زیرا چنانچه بیان نمودیم، علت العلل خود باری تعالی است. همان طور که در مثال نفس و بدن و بحث نوشتن، توضیح دادیم.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۶/۱۲/۲۸ در ساعت ۰۸:۲۷

  4. تشکر


  5. #33

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    460
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    1,116 پست
    حضور
    5 روز 18 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم

    بزرگوار شما فرمودید: بحث مخالفت، در همه رشته ها نسبت به مسائل علمی وجود دارد.
    خدمتتان عرض کنم رشته های مختلف بسته به نوع و ماهیتشان با هم متفاوتند اما فکر می کنم در مسائل استدلالی و عقلی وجود حتی یک خدشه و نقیض جهت ابطال ان کافی است

    فرمودید: در بحث خلقت هم خالق اصلی حق تعالی است، قادر مطلق حق تعالی است، منتها وقتی ما قائلیم که خدا مرکب نیست، واحد هست، از باب سنخیت بین علت و معلول از واحد محض جز واحد ایجاد نمی شود، که در غیر این صورت خدا را مرکب دانسته ایم و این با توحید نمی سازد.

    عرض من این است که همه حرف اینجاست که حضرت حق فاعل بالمشیة است و آنچه خلق و ایجاد می شود به اراده و مشیت حضرت حق تحقق پیدا می کند و از ذات او تراوش نمی کند. به عبارت دیگر، اگر روشن شود حضرت حق فاعل مختار است تمام استدلالات در قاعده الواحد هیچ موضوعیتی نسبت به حضرت حق نخواهد داشت. یعنی اگر چنانچه قاعده الواحد یک قاعده عقلی باشد حضرت حق در دایره این قاعده و استدلال قرار نمی گیرد و تخصیصاً از آن خارج است نه اینکه تخصیص بخورد. چون قاعده و استدلال آن در جایی است که ذات واحد حقیقی علت باشد و معلول از ذات صادر شود و در مورد ذات خداوند متعال چنین چیزی صحیح نیست؛ زیرا آنچه حضرت حق ایجاد می کند به مشیت و اراده اوست و مشیت او فعل اوست. بنابراین استدلال فوق در ارتباط با فاعل مختار راه ندارد.

    سوالی را که قبلا مطرح کرده بودم متاسفانه هنوز پاسخی برای ان نیافتم البته چون من مسلط به اصطلاحات فلسفی نیستم سعی می کنم با زبان الکن خودم ان را مطرح کنم شما هم لطفا ساده پاسخ دهید
    ایا لازمه وجود خداوندی این است که بی اختیار صادر کند یا اینکه صادر مختار است؟ اگر مختار است که ممکن است صادر اولی بوقوع نپیوسته باشد که دیگر جای بحث نیست و اگر مختار نیست و لازمه وجودی ان است نتیجه می شود که صادر اول هم ازلی است حال بعد از صدور صادر اول در ازل تکلیف صدور چه می شود؟ با توجه به اینکه از باب سنخیت بین علت و معلول از واحد محض جز واحد صادر نمی شود و برای ایجاد ان نیازی به طول زمان نیست الان چه چیزی در حال صدور است؟
    با توجه به اینکه به پایان فرصت ده روزه برای باز بودن تایپیک نزدیک می شویم احتمالا دیگر فرصتی برای تبادل نظر پیش نیاید لذا ضمن تشکر از شما بابت زحماتی که به شما دادم عذر خواهم
    ویرایش توسط sistani : ۱۳۹۶/۱۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۱۳
    در کوچه های شهر و در انظار مردمان
    دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان
    آن دم که خواست حب علی از دلم رود
    ای خالق جهان به دمی جان من ستان
    دل سروده ها
    hoseinsistani.blogfa.com

  6. #34

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,488
    مورد تشکر
    2,096 پست
    حضور
    23 روز 22 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sistani نمایش پست
    سلام علیکم

    بزرگوار شما فرمودید: بحث مخالفت، در همه رشته ها نسبت به مسائل علمی وجود دارد.
    خدمتتان عرض کنم رشته های مختلف بسته به نوع و ماهیتشان با هم متفاوتند اما فکر می کنم در مسائل استدلالی و عقلی وجود حتی یک خدشه و نقیض جهت ابطال ان کافی است
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    بستگی دارد که ان خدشه و اشکال وارد باشد یا خیر؟
    صرف اشکال گرفتن، دلیل بر بطلان یک مساله عقلی نیست. بلکه باید دید آیا آن ایراد، وارد هست یا خیر؟


  7. تشکرها 2


  8. #35

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,488
    مورد تشکر
    2,096 پست
    حضور
    23 روز 22 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sistani نمایش پست
    سلام علیکم


    عرض من این است که همه حرف اینجاست که حضرت حق فاعل بالمشیة است و آنچه خلق و ایجاد می شود به اراده و مشیت حضرت حق تحقق پیدا می کند و از ذات او تراوش نمی کند. به عبارت دیگر، اگر روشن شود حضرت حق فاعل مختار است تمام استدلالات در قاعده الواحد هیچ موضوعیتی نسبت به حضرت حق نخواهد داشت. یعنی اگر چنانچه قاعده الواحد یک قاعده عقلی باشد حضرت حق در دایره این قاعده و استدلال قرار نمی گیرد و تخصیصاً از آن خارج است نه اینکه تخصیص بخورد. چون قاعده و استدلال آن در جایی است که ذات واحد حقیقی علت باشد و معلول از ذات صادر شود و در مورد ذات خداوند متعال چنین چیزی صحیح نیست؛ زیرا آنچه حضرت حق ایجاد می کند به مشیت و اراده اوست و مشیت او فعل اوست. بنابراین استدلال فوق در ارتباط با فاعل مختار راه ندارد.
    باسمه تعالی
    مگر شما بین ذات خدا و اراده او بینونت و جدایی قائلید؟
    مگر شما قائل به توحید صفاتی نیستید؟
    این اشاعره از متکلمین اهل تسنن هستند که اوصاف حق تعالی را زائد بر ذات باری تعالی می دانند.
    اوصاف حق تعالی از جمله اراده او مصداقا با ذات او یکی است.
    در كلام امير مؤمنان عليه السلام از اين حقيقت اين‏گونه تعبير شده:«وَ كَمالُ تَوْحيدِهِ الْاخْلاصُ لَهُ وَ كَمالُ الْأِخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ»[1].
    و كمال توحيد الهى اخلاص (عمل) براى اوست و كمال اخلاص براى او در نفى صفات (زايد بر ذات) از اوست.
    بنابراین نباید بین ذات حق تعالی و اراده او به عنوان یکی از صفات، جدایی قائل شوید.
    ________________________
    پی نوشت:
    [1]. نهج‏ البلاغه، فيض‏ الاسلام، خطبه 1.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۶/۱۲/۲۸ در ساعت ۲۰:۴۰

  9. تشکرها 2


  10. #36

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,488
    مورد تشکر
    2,096 پست
    حضور
    23 روز 22 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sistani نمایش پست
    ایا لازمه وجود خداوندی این است که بی اختیار صادر کند یا اینکه صادر مختار است؟ اگر مختار است که ممکن است صادر اولی بوقوع نپیوسته باشد که دیگر جای بحث نیست و اگر مختار نیست و لازمه وجودی ان است نتیجه می شود که صادر اول هم ازلی است حال بعد از صدور صادر اول در ازل تکلیف صدور چه می شود؟ با توجه به اینکه از باب سنخیت بین علت و معلول از واحد محض جز واحد صادر نمی شود و برای ایجاد ان نیازی به طول زمان نیست الان چه چیزی در حال صدور است؟
    باسمه تعالی
    قطعا حق تعالی صادر مختار است. حضرت حق فاعل قادر و مختار است، هر چند مشیتش ازلیه می باشد و از باب «یا دائم الفیض علی البریة» نتیجه‌اش این می شدکه همیشه فعل داشته باشد.
    حال باید دانست فاعلیت خداوند متعال عین ذات او ست، و خداوند ذاتش یکتا و یگانه است، یعنی وحدت او وحدت حقه و حقیقه است به گونه‌ای که فرض دوم برای او محال است و ذاتش بسیط من جمیع الجهات است به گونه‌ای که هیچ نوع کثرت، خارجی، عقلی و اعتباری در وجود او راه ندارد.
    پس از ذات یکتا و یگانه به جز معلول واحد بدون واسطه صادر نمی شود، زیرا هرگاه دو موجود متعدد و مختلف الحقیقه باهم و بدون واسطه از یک مبدا صادر شوند پس هر کدام از آن دو موجود برای پیدایش از مبدا، خصوصیتی را می‌طلبد که غیر از خصوصیتی است که سبب وجود آن دیگری شده است، پس در این صورت ذات آن علت دارای جهات و حیثیات متعددی می‌باشد که از هرجهت علت برای یکی از دو معلول شده است و این خلاف فرض بساطت ذات واجب می‌شود و محال است.
    پس چون فاعلیت حق عین ذات یکتا و یگانه اوست، اولین مخلوق بلاواسطه خداوند نیز موجودی است واحد و سپس سایر موجودات به ترتیب الاشرف، الاشرف با واسطه از او بوجود می‌آیند.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۶/۱۲/۲۹ در ساعت ۱۲:۱۳

  11. تشکرها 2


  12. #37

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    460
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    1,116 پست
    حضور
    5 روز 18 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    خدمتتان عرض کنم گروهی از صاحب نظران اراده را جزو صفات فعلی می دانند

    فرمودید: از باب «یا دائم الفیض علی البریة» نتیجه‌اش این می شدکه همیشه فعل داشته باشد...... از ذات یکتا و یگانه به جز معلول واحد بدون واسطه صادر نمی شود، ...... پس چون فاعلیت حق عین ذات یکتا و یگانه اوست، اولین مخلوق بلاواسطه خداوند نیز موجودی است واحد
    خدمتتان عرض کنم اگر تا این قسمت را فرض بر صحت بگیریم اتفاقی که بعد از این مرحله می افتد جای سوال دارد تکلیف «یا دائم الفیض علی البریة» چه می شود و چگونه ماهیت خلقت تغییر می کند در حال که ماهیت فیض و تراوش تغییر نکرده است؟ انگاه که می فرمایید: و سپس سایر موجودات به ترتیب الاشرف، الاشرف با واسطه از او بوجود می‌آیند؟؟؟
    نمیدانم چه بگویم که به کفر نینجامد!!! شاید خدایی که هر چه اراده کند بلافاصله بتواند خلق کند و با اینکه بسیط است بسیط بودنش مانع از خلق موجودات مرکب نگردد و دست و پایش در خلقت چنین بسته نباشد قدرتمند تر از این خدایی باشد که شما معرفی می کنید
    در کوچه های شهر و در انظار مردمان
    دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان
    آن دم که خواست حب علی از دلم رود
    ای خالق جهان به دمی جان من ستان
    دل سروده ها
    hoseinsistani.blogfa.com

  13. تشکر


  14. #38

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,488
    مورد تشکر
    2,096 پست
    حضور
    23 روز 22 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sistani نمایش پست
    با عرض سلام
    خدمتتان عرض کنم گروهی از صاحب نظران اراده را جزو صفات فعلی می دانند

    فرمودید: از باب «یا دائم الفیض علی البریة» نتیجه‌اش این می شدکه همیشه فعل داشته باشد...... از ذات یکتا و یگانه به جز معلول واحد بدون واسطه صادر نمی شود، ...... پس چون فاعلیت حق عین ذات یکتا و یگانه اوست، اولین مخلوق بلاواسطه خداوند نیز موجودی است واحد
    خدمتتان عرض کنم اگر تا این قسمت را فرض بر صحت بگیریم اتفاقی که بعد از این مرحله می افتد جای سوال دارد تکلیف «یا دائم الفیض علی البریة» چه می شود و چگونه ماهیت خلقت تغییر می کند در حال که ماهیت فیض و تراوش تغییر نکرده است؟ انگاه که می فرمایید: و سپس سایر موجودات به ترتیب الاشرف، الاشرف با واسطه از او بوجود می‌آیند؟؟؟
    نمیدانم چه بگویم که به کفر نینجامد!!! شاید خدایی که هر چه اراده کند بلافاصله بتواند خلق کند و با اینکه بسیط است بسیط بودنش مانع از خلق موجودات مرکب نگردد و دست و پایش در خلقت چنین بسته نباشد قدرتمند تر از این خدایی باشد که شما معرفی می کنید
    باسمه تعالی
    علیکم السلام
    لطف کنید تامل بیشتری در پاسخی که دادیم داشته باشید.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۶/۱۲/۲۹ در ساعت ۱۲:۱۳

  15. تشکرها 2


  16. #39

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,488
    مورد تشکر
    2,096 پست
    حضور
    23 روز 22 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش
    علامه حسن زاده املی در کتاب هزار و یک نکته می فرماید
    از قوای هستی مطلقا تعبیر به ملائکه می‌شود، و از فیض کاشانی در علم الیقین نقل می‌کند که وی معتقد است هیچ چیزی در این جهان نیست مگر این که برای او در جهان دیگر نیرو و قوۀ روحانی است که از او در زبان شریعت به ملائکه تعبیر می‌شود

    منظور ایشان از قوای هستی چیست؟ آیا مثلا قوانین طبیعت منظور است؟

    پاسخ
    فرمایش ایشان ناظر به رب النوع است. به زبان ساده هر یک از انواع مادی موجود در عالم، فردی مجرد عقلی دارد که قبل از آفرینش موجودات مادی وجود داشته، همه کمالاتی را که برای افراد مادی آن نوع تحقق می‏یابد، دارا می‏باشد. به همین جهت واسطه صدور افراد مادی از جانب آفریدگار یکتا و نیز به اذن خداوند، مدبر آن افراد می‏باشد.[1]
    چنانچه ان بیان جناب فیض کاشانی که فرمود: «نیرو و قوه روحانی ...» تایید بر همین مطلب است.
    در زبان دینی از رب النوع به همان ملائکه موکل یاد می شود، ملک موکل باد، ملک موکل باران و...
    در منابع روایی شواهدی بر مباحث فوق وجود دارد:

    1-«قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَلَكاً عَلَى صُورَةِ دِيكٍ‏أَبْيَضَ رَأْسُهُ تَحْتَ الْعَرْشِ وَ رِجْلَاهُ فِي تُخُومِ الْأَرْضِ السَّابِعَةِ لَهُ جَنَاحٌ فِي الْمَشْرِقِ وَ جَنَاحٌ فِي الْمَغْرِبِ لَا تَصِيحُ الدُّيُوكُ حَتَّى يَصِيحَ فَإِذَا صَاحَ خَفَقَ بِجَنَاحَيْهِ ثُمَّ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ قَالَ فَيُجِيبُهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ يَقُولُ لَا يَحْلِفُ بِي كَاذِباً مَنْ يَعْرِفُ مَا تَقُول‏[2]
    امام باقر (عليه السّلام) فرمود: خداوند تبارك و تعالى را فرشته ‏اى است كه بشكل خروس سفيد است، سر او زير عرش و پاهايش در منتهاى زمين هفتم است، يك بال او در مشرق و بال ديگرش در مغرب است، تا آن خروس آواز برندارد هيچ خروسى نمي خواند، و چون او آواز برداشت بال هاى خود را برهم ميزند و سپس اين ذكر را مي خواند: سبحان اللَّه، سبحان اللَّه، سبحان اللَّه العظيم الّذى ليس كمثله شى‏ء. يعنى منزّه است خداوند، منزّه است خداوند، منزّه است خداوند بزرگ كه هيچ چيزى شبيه و همانند او نيست..»

    2- در کتاب خصال از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده که فرمود: یکى از حاملین عرش به صورت آدم است ، و از خدا به جهت فرزندان آدم طلب روزى مى کند. و یکى دیگر به صورت خروس است که براى پرندگان طلب رزق مى کند. و سومى به شکل شیر است که براى درندگان روزى طلب مى نماید. و چهارمى به صورت گاو است که براى چارپایان طلب روزى مى کند.[3]

    پی نوشت‌ها:
    1. رباني گلپايگاني، علي، ايضاح الحكمه، انتشارات دانشگاه قم، 1374ش، ج3 ، ص592.
    2. مجلسى، محمدتقى بن مقصود على، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه( ط- القديمة)،ج2، ص701.
    3. ابن بابویه، ممد بن علی، خصال، ج2، ص407، جامعه مدرین، قم، 1362ش.




    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۰۲/۱۱ در ساعت ۱۷:۲۳

  17. تشکرها 2


صفحه 4 از 4 نخست ... 234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود