جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مدعیان نبوت در صدر اسلام که بودند و عاقبتشان چه شد؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۷
    نوشته
    1,581
    صلوات
    9871999
    تعداد دلنوشته
    486
    مورد تشکر
    2,494 پست
    حضور
    54 روز 38 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مدعیان نبوت در صدر اسلام که بودند و عاقبتشان چه شد؟!




    سلام


    راهنمایی فرمایید



    متشکریم
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    تمام افکارمان هم به خودمان برمیگردد چه رسد به اعمالمان


    الهی العفو و لک الحمد


  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,165
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    9,908 پست
    حضور
    145 روز 18 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    17




    با نام و یاد دوست







    مدعیان نبوت در صدر اسلام که بودند و عاقبتشان چه شد؟!








    کارشناس بحث: استاد عماد
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    مدعیان نبوت در صدر اسلام که بودند و عاقبتشان چه شد؟!

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    544
    مورد تشکر
    1,130 پست
    حضور
    17 روز 18 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    مدعیان نبوت در صدر اسلام که بودند و عاقبتشان چه شد؟!
    سلام علیکم
    در صدر اسلام چند نفر ادعای پیامبری کردند که عباتند:
    یک: مسیلمه كذاب (1)؛
    دو:طُلیحه در میان بنی­ اسد (2)،
    سه: اسود عنْسی در یمن (3) و
    چهار: "سجّاح" در میان بنی­ تمیم (4) مدعی پیامبری شدند.
    منابع:
    (1) طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الطبری، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، اساطیر، 1375، پنجم، ج4، ص1266 و یعقوبى، ابن واضح؛ تاریخ یعقوبى، ترجمه محمد ابراهیم آیتى، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1371، ششم، ج2، ص7.
    (2) ابن اثیر، عزالدین؛ اسد الغابه، بیروت، دارالفكر، 1409، ج1، ص450 و طبری، پیشین، ج4ص1274.
    (3) طبری، پیشین، ج4ص 1355-1354.
    (4) ابن اثیر، پیشین، ج4ص277 و عسقلانی، ابن حجر؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الكتب العلمیه، اول، 1415، ج2ص181 و طبری، پیشین، ج4، ص1396.



  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    544
    مورد تشکر
    1,130 پست
    حضور
    17 روز 18 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سال نهم هجری به دلیل ورود هیات­ های نمایندگی قبایل به مدینه با هدف اسلام آوردن، به عام الوُفود (1) مشهور شده است. در همین زمان، مسیلمه به همراه هیات نمایندگی قبیله خویش (بنی حنیفه) به مدینه آمد. (2)؛ در این كه آیا مسیلمه در این زمان اسلام آورده یا نه ابهام است.

    در مورد مسیلمه آمده است که وی اسلام آورده بود و در سال دهم مدعی پیامبری شد. (3)
    اما در برخی از منابع آمده است: «فرستادگان بنی حنیفه وقتی نزد رسول­ خدا (صلی الله علیه وآله) آمدند، مسیلمه را پیش بارهای خود گذاشتند، آن ها وقتی مسلمان شدند به پیامبر عرض كردند: ما یكی از یاران خویش را پیش بارها و مركب­ های خویش نهادیم تا مراقب آنان باشد. پیامبراكرم (صلی الله علیه وآله) كه معمولا به این نمایندگان هدیه­ ای می­ داد، به كسی كه مسئول اعطاء هدایا بود دستور فرمود: تا هر چه به نمایندگان دادید به مسیلمه نیز بدهید.
    و فرمود: او (مسیلمه) بدتر از شما نیست. نمایندگان وقتی نزد مسیلمه رفتند، هدیه او را دادند و سخن رسول­ خدا (صلی الله علیه وآله) را به او گفتند (4) قبیله بنی حنیفه به یمامه باز گشتند و مسیلمه وقتی به آن جا رسید ادعای پیامبری كرد. (5)
    منابع می­ نویسند: «مسیلمه وقتی به یمامه رسید به دورغ مدعی شد كه من در كار پیامبری با محمد شریكم و به همراهیان خویش می­ گفت: «مگر وقتی نام مرا پیش محمد یاد كردید نگفت كه او بدتر از شما نیست؟ محمد این سخن را از این جهت گفت كه می­ دانست من شریك پیامبری او هستم (6) طبق نقلی پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده بود: «منزلت او (طلیحه) كمتر از شما نیست (7) طلیحه با سوء استفاده از این سخن می­ گفت: مثل این كه محمّد خودش می ­داند كه فرمانروایی پس از او با من است (8) «رحّال بن عُنْفَوَه مردی از بنی حنیفه كه به مدینه آمده بود و اسلام آورده بود، وقتی به یمامه آمد شهادت داد كه پیامبراكرم (صلی الله علیه وآله)مسیلمه را در كار پیامبری، شریك خود ساخته است (9)؛ بدون شك این شهادت دروغ در گرایش مردم به مسیلمه تاثیر زیادی داشت. (10)

    مسیلمه به منظور جلب بنی حنیفه می­ گفت: «چگونه قریش نسبت به خلافت و امامت از شما سزاوارترند؟ به خدا سوگند كه جمعیت آنان افزون­ تر از شما نیست، چنان كه شجاع تر از شما هم نیستند. سرزمین و اموال شما هم از آن ها زیادتر است. (11)


    (1) ابن هشام، السیرة النبویه، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، كتابچی، 1375، پنجم، ج2، ص349.
    (2) طبری، پیشین، ج4، ص1265و ابن سعد، الطبقات الكبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و اندیشه، 1374، ج1، ص303-304.
    (3) یعقوبی، پیشین، ج2، ص7.
    (4) ابن سعد، پیشین، ج1، ص303-304 و طبری، پیشین، ج4، ص1265 -1266.
    (5) طبری، پیشین، ج4، ص1266 و یعقوبی، پیشین، ج2، ص7.
    (6) طبری، پیشین، ج4، ص1266.
    (7) ابن سعد، پیشین، ج1، ص304.
    (8) ابن سعد، پیشین، ج1، ص304.
    (9) طبری، پیشین، ج4، ص1421-1422 و ابن سعد، پیشین، ج1، ص304.
    (10) ابن سعد، پیشین، ج1، ص304.
    (11) ابن اعثم كوفى، الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفى هروى، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1372، ص 20.



  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    544
    مورد تشکر
    1,130 پست
    حضور
    17 روز 18 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سر انجام در سال ۱۲ق خلیفه اول ابوبکر (1)سپاهی به فرماندهی خالد بن ولید را راهی یمامه کرد(2 )خالد در عقرباء، با مسیلمه و یارانش جنگید. مسیلمه در ربیع الثانی سال ۱۲ق کشته شد(3). در کشتن او وحشی بن حرب (قاتل حمزه سیدالشهداء علیه السلام )، عبدالله بن زید بن عاصم و ابودجانه نقش داشتند.(4)البته هریک از وحشی بن حرب(5) و عبدالله بن زید بن عاصم(6) به تنهایی نیز قاتل وی معرفی شده‌اند.


    1. 1.ابن اثیر، علی بن محمد، أسدالغابه فی معرفة الصحابه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.، ج۳، ص۱۹۴.

    • 2.ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمدالبجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م، ج۲، ص۴۲۹.
    • 3.یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، بی‌تا، ج۲، ص۱۳۱.
    • 4.ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۹۶
    • 5.ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۶۶۲.
    • 6.ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۴۷.

    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۶/۱۲/۲۲ در ساعت ۱۳:۴۵

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    544
    مورد تشکر
    1,130 پست
    حضور
    17 روز 18 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست
    طُلیحه در میان بنی­ اسد،

    یکی دیگر از پیامبران دروغین طلیحه بن خویلد بن نوفل اسدی است. او از قبیله بنی اسد بود. از زندگانی او اطلاعات چندانی در دست نیست. اولین باری که نام وی در منابع آمده جمع کردن نیرو توسط برای حمله به مدینه است(1) در سال پنجم نیز در غزوه خندق علیه مسلمانان شرکت جست و فرماندهی بنی اسد را بر عهده گرفت.(2)
    طلیحه در سال نهم هجری به اسلام گروید(3) اما ارتداد ورزیده و ادعای نبوت کرد. پیامبر صلی الله علیه واله کسانی را برای سرکوبی وی فرستاد و در همان زمان رحلت کردند. (4)در زمان ابوبکر خالدبن ولید به جنگ با طلیحه فرستاده شد نهایتا او شکست خورده و تسلیم شده و دوباره به اسلام باز گشت.(5)
    عمر بن خطاب او را فتوحات فرستاد (6)
    درمورد مرگ وی اقوال مختلفی است. برخی گفته اند او در جنگ نهاوند کشته شد(7). برخی نیز کشته شدن وی را در فتح قزوین می دانند(8)
    به قولی نیز طلیحه به آذربایجان رفت و در آنجا، یا پس از بازگشت از آنجا، درگذشت(9)

    1. واقدی، المغازی، ترجمه مهدوی دامغانی، تهرا«، نشر دانشگاهی، 1369ش، ص341
    2. مقریزی، احمد، امتاع الاسماع، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1420ق، چاپ اول، ج1، ص224
    3. ذهبی، محمد، تاریخ السلام، بیروت، دارالکتب العربی، 1413ق، دوم، چ3، ص230
    4. ابن اثیر، کامل، ترجمه ابوالقاسم حالت، تهرا«، موسسه مطبوعاتی علمی، 1371، ج2، ص243
    5.یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج2، ص129-130
    6.واقدی، کتاب الرده، چاپ یحیی جبوری، 1990ق، چ1، ص101-102
    7.همان، ج1، ص102
    8. بلاذری، فتوح البلدان، چاپ دخویه، فرانکفورت، 1413ق، ج1، ص314-313،
    9.بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس، عظم، دمشق، 1993ق، چ10، ص89



  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    544
    مورد تشکر
    1,130 پست
    حضور
    17 روز 18 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست
    اسود عنْسی در یمن
    اسود عنسی یکی دیگر از پیامبران دروغین است. از زندگانی او اطلاع دقیقی در دست نیست. او در یمن ادعای پیامبری کرد و عده ای را به خود جذب نمود. اما شورش وی پیش اندکی طول کشیده و بنابر قولی چند روز قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله توسط ایرانیان مقیم یمن که به اسلام گرویده بودند به هلاکت رسید(1)
    او فرماندار پیامبر صلی الله علیه واله در یمن یعنی باذان را به شهادت رساند و همسر وی را به زور تصاحب کرد. این بانو که مرزبانه نام داشت نیز با فیروز و دادویه‌ و ایرانی دیگر همداستان‌ شد جان‌ خود بیمناک‌ شده‌ بود شبانگاه‌ اسود را در خواب‌ کشتند(2) و قائله وی به پایان رسید.


    1. بلاذری‌، احمد، فتوح‌ البلدان‌، به‌ کوشش‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌، ۹۵۶م‌، ج۱، ص۲۷،
    2.ابن‌ حبیب‌، محمد، «اسماء المغتالین‌ من‌ الاشراف‌»، نوادر المخطوطات‌، به‌ کوشش‌ عبدالسلام‌ هارون‌، قاهره‌، ۳۷۳ق‌، ج۱، ص۵۱،


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    544
    مورد تشکر
    1,130 پست
    حضور
    17 روز 18 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست
    "سجّاح" در میان بنی­ تمیم
    دیگر مدعی نبوت زنی به نام سجاع بنت حارث است. هم زمان با مسیلمه در میان بنی تمیم ادعای نبوت کرد.(1) مسیلمه پس از آگاهی از قدرت نیروهای سجاح تصمیم گرفت او را فریب دهد. پس از این که سجاح با سپاهیان خویش به قصد مدینه حرکت کرد، به علت عدم همیاری برخی از نیروهایش، تصمیم گرفت به یمامه برود. او در این رابطه گفت: «علیکم با الیمامه و دفوا دفیف الحمامه...»(2) به سوی یمامه حرکت کنید و چون کبوتر بال بگشائید. طبق نقلی دیگر سجاح وقتی شنید که در سرزمین یمامه مسیلمه ادعای نبوت دارد و مردم را به سوی خویش دعوت می‌کند، با جماعتی انبوه از پیروان خویش به سوی یمامه روی آورد(3)
    برخی گفته اند «سجاح که افرادش از افراد مسیلمه بیشتر بودند، به جنگ مسیلمه رهسپار شد. وقتی مسیلمه از حرکت سجاح آگاه شد، صلاح را در این دید که با او مشورتکند. و به قول خودش درباره وحیی که از آسمان بر آنها نازل می‌شود، گفت‌وگو کنند تا هر کس بر حق بود، دیگری از او پیروی کند. مسیلمه خیمه‌ای بر پا کرد و موفق شد سجاح را فریب دهد.»(4)
    (سجاح از خیمه مسیلمه خارج شد و به یاران خویش گفت: مسیلمه قدری از وحیی که برایش نازل شده بود برای من خواند و من هم دیدم حق با اوست. از این رو امر نبوت را به او تسلیم کردم.) با توافقی که بین آنها صورت گرفت، مسیلمه با سجاح ازدواج کرد(5)

    1.طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابو القاسم پاینده، ، تهران، اساطیر، ۱۳۷۵، پنجم،ج۴، ص۱۳۹۶
    2. همان، ج2، 498
    3. ابن اعثم، الفتوح، ج1، ص22
    4. ابن طباطبا،، محمد بن علی، الفخری، ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰، ص۱۰۱،
    5.بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷، اول،ج۱۲، ص۱۹۹،


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    544
    مورد تشکر
    1,130 پست
    حضور
    17 روز 18 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    مدعیان نبوت در صدر اسلام که بودند و عاقبتشان چه شد؟


    پاسخ:

    در صدر اسلام چند نفر ادعای پیامبری کردند که عباتند از:

    یک، مسیلمه كذاب:
    در برخی از منابع آمده است: «فرستادگان بنی حنیفه وقتی نزد رسول­ خدا (صلی الله علیه وآله) آمدند، مسیلمه را پیش بارهای خود گذاشتند، آن ها وقتی مسلمان شدند به پیامبر عرض كردند: ما یكی از یاران خویش را پیش بارها و مركب­ های خویش نهادیم تا مراقب آنان باشد. پیامبراكرم (صلی الله علیه وآله) كه معمولا به این نمایندگان هدیه­ ای می­ داد، به كسی كه مسئول اعطاء هدایا بود دستور فرمود: تا هر چه به نمایندگان دادید به مسیلمه نیز بدهید.
    و فرمود: او (مسیلمه) بدتر از شما نیست. نمایندگان وقتی نزد مسیلمه رفتند، هدیه او را دادند و سخن رسول­ خدا (صلی الله علیه وآله) را به او گفتند (1) قبیله بنی حنیفه به یمامه باز گشتند و مسیلمه وقتی به آن جا رسید ادعای پیامبری كرد. (2)
    سر انجام در سال ۱۲ق خلیفه اول ابوبکر (3)سپاهی به فرماندهی خالد بن ولید را راهی یمامه کرد(4)خالد در عقرباء، با مسیلمه و یارانش جنگید. مسیلمه در ربیع الثانی سال ۱۲ق کشته شد.(5)

    دو، "سجّاح" در میان بنی­ تمیم
    دیگر مدعی نبوت زنی به نام «سجاح بنت حارث» است. هم زمان با مسیلمه در میان بنی تمیم ادعای نبوت کرد.(6) طبق نقلی سجاح وقتی شنید که در سرزمین یمامه مسیلمه ادعای نبوت دارد و مردم را به سوی خویش دعوت می‌کند، با جماعتی انبوه از پیروان خویش به سوی یمامه روی آورد.(7) در نهایت این تقابل به ازدواج این دو با هم تمام شد.(8)

    سه، طُلیحه در میان بنی­ اسد:
    همزمان با مسیلمه، یکی دیگر از کسانی که ادعای پیامبری کرد طلیحه بن خویلد بن نوفل اسدی است. او از قبیله بنی اسد بود. از زندگانی او اطلاعات چندانی در دست نیست. اولین باری که نام وی در منابع آمده جمع کردن نیرو توسط برای حمله به مدینه است.(9) در سال پنجم نیز در غزوه خندق علیه مسلمانان شرکت جست و فرماندهی بنی اسد را بر عهده گرفت.(10)
    طلیحه در سال نهم هجری به اسلام گروید(11) اما ارتداد ورزیده و ادعای نبوت کرد. پیامبر (صلی الله علیه واله) کسانی را برای سرکوبی وی فرستاد و در همان زمان رحلت کردند. (12)در زمان ابوبکر خالدبن ولید به جنگ با طلیحه فرستاده شد نهایتا او شکست خورده و تسلیم شده و دوباره به اسلام باز گشت.(13)
    عمر بن خطاب او را فتوحات فرستاد (14) او در فتح ایران، کشته شد.(15)

    چهار، اسود عنْسی در یمن:
    اسود عنسی یکی دیگر از پیامبران دروغین است. از زندگانی او اطلاع دقیقی در دست نیست. او در یمن ادعای پیامبری کرد و عده ای را به خود جذب نمود. اما توسط ایرانیان مقیم یمن که به اسلام گرویده بودند به هلاکت رسید.(16)
    او فرماندار پیامبر (صلی الله علیه واله) در یمن یعنی باذان را به شهادت رساند و همسر وی را به زور تصاحب کرد. این بانو که مرزبانه نام داشت نیز با فیروز و دادویه‌ و ایرانی دیگر همداستان‌ شد جان‌ خود بیمناک‌ شده‌ بود شبانگاه‌ اسود را در خواب‌ کشتند.(17)

    منابع:
    1.ابن سعد، الطبقات الكبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و اندیشه، 1374، ج1، ص303-304.طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الطبری، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، اساطیر، 1375، ج4، ص1265 -1266.
    2 .طبری، پیشین، ج4، ص1266 و یعقوبى، ابن واضح؛ تاریخ یعقوبى، ترجمه محمد ابراهیم آیتى، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1371، ششم،، ج2، ص7.
    3.ابن اثیر، علی بن محمد، أسدالغابه فی معرفة الصحابه، بیروت، دارالفکر، 1409ق، ج3، ص194.
    4.ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمدالبجاوی، بیروت، دارالجیل، 1412ق، ج2، ص429.
    5.یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، بی‌تا، ج2، ص131.
    6.طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابو القاسم پاینده، ، تهران، اساطیر، 1375ش، پنجم،ج4، ص1396.
    7. ابن اعثم كوفى، الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفى هروى، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1372، ج1، ص22.
    8 .بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دار الفکر، 1417، اول،ج12، ص199.
    9.واقدی، المغازی، ترجمه مهدوی دامغانی، تهران، نشر دانشگاهی، 1369ش، ص341
    10. مقریزی، احمد، امتاع الاسماع، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1420ق، چاپ اول، ج1، ص224
    11. ذهبی، محمد، تاریخ السلام، بیروت، دارالکتب العربی، 1413ق، دوم، چ3، ص230
    12.ابن اثیر، کامل، ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، 1371، ج2، ص243
    13.یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج2، ص129-130
    14.واقدی، کتاب الرده، چاپ یحیی جبوری، 1990ق، چ1، ص101-102
    15 .بلاذری، فتوح البلدان، چاپ دخویه، فرانکفورت، 1413ق، ج1، ص314-313؛ بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس، عظم، دمشق، 1993ق، چ10، ص89.
    16 .بلاذری‌، احمد، فتوح‌ البلدان‌، به‌ کوشش‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌، 1956م‌، ج۱1، ص27.
    17.ابن‌ حبیب‌، محمد، «اسماء المغتالین‌ من‌ الاشراف‌»، نوادر المخطوطات‌، به‌ کوشش‌ عبدالسلام‌ هارون‌، قاهره‌، 1373ق‌، ج1، ص51.



    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۷/۰۴/۰۳ در ساعت ۰۹:۲۸


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود