صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت ازدواج پيامبر با عايشه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    125
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1

    نیشخند علت ازدواج پيامبر با عايشه




    اولا شرایط سنی که در فرهنگ ما ایرانیان امروزه متداول است، در آن عصر و نزد عرب های آن زمان متداول نبود. بسا اتفاق می افتاد دختران نو رسیده به عقد مردان کهنسال در می آمدند. در این گونه ازدواج ها هیچ گونه خرده گیری و ملامتی وجود نداشت. مانند این که در تاریخ آمده است که عمر از عثمان خواست که دخترش حفصه را به عقد خود در بیاورد در حالی که عثمان حدود بیست سال از عمر بزرگتر بود نیز به ابو بکر که حدود ده سال از عمر بزرگتر بود پیشنهاد ازدواج با حفصه را داد . آری این گونه ازدواج ها در آن فرهنگ پذیرفته شده بود.
    و ثانیا : این یکی از دروغ های روزگار است که عایشه در هنگام ازدواج کم سن و سال بود در این مورد گفته اند: پیامبر (ص) عایشه شش یا هفت ساله را به عقد خود درآورد و در نه سالگی با او عروسی کرد ؛ هم سن عایشه در هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، بیش از شش یا هفت سال بود؛ هم در هنگام عروسی بیش از نُه سال داشت.
    در مورد جملة نخست؛ (سن عایشه در هنگام اجرای صیغه عقد)می گوییم:
    اوّلاً : داده های تاریخی می گوید: سن عایشه در هنگام عقد، خیلی بیش از مقدار مذکور بود؛ به چند دلیل:
    1- برخی از مورخان مانند ابن قتیبه دینوری نوشته اند: عایشه در سال 57 ، یا 58هجری و در هفتاد سالگی درگذشت(2)؛ پس در سال اوّل یا دوم بعثت متولد شده بود. تاریخ اجرای صیغه عقد را یک ماه پس از درگذشت حضرت خدیجه و بعد از عقد سوده بیان کرده اند(2). حضرت خدیجه در رمضان سال دهم بعثت از دنیا رفت و در شوال همین سال عایشه به عقد پیامبر درآمد(3). بنابراین عایشه در هنگام عقد حدوداً نه ساله بود؛ نه شش ساله.
    2- عالمان اهل سنت از پیامبر دو روایت نقل کرده اند: یکی این که فرمود: دخترش فاطمه سرور تمام بانوان جهان است و دیگر این که درمورد عایشه فضیلتی را بیان داشت که دیگر زنان آن فضیلت را ندارند. چگونه می شود وقتی حضرت فاطمه سرور تمام بانوان جهان باشد، عایشه فضیلتی داشته باشد که دیگر زنان حتی حضرت فاطمه از آن محروم باشد؟! بین دو جمله ای که عالمان اهل سنت نقل کرده اند ، ناسازگاری وجود دارد. برخی از آنان همانند «طحاوی» که ناقل آن حدیث هستند، برای رفع ناسازگاری چاره اندیشی کرده و گفته اند: جملة دوم که دربارة عایشه فضیلتی را برشمرده است که دیگر زنان حتی فاطمه از آن محروم است، مربوط به زمانی است که فاطمه کوچک و نابالغ بود؛ یعنی در هنگامی از فضیلت عایشه یاد شد که حضرت فاطمه خردسال بود و آن فضیلت مربوط به افراد بالغ بود. همو می گوید : فاطمه در بیست و پنج سالگی درگذشت(4).
    از این دو جمله استفاده می شود که حضرت فاطمه دو سال پیش از بعثت ولادت یافت و عایشه چند سال از حضرت فاطمه بزرگ تر بود. با این وجود اگر عایشه را دست کم سه سال از فاطمه (س) بزرگ تر فرض کنیم، می توان فهمید ولادت عایشه پنج سال پیش از بعثت بود، در این صورت زمانی که به عقد پیامبر درآمد، حدوداً پانزده ساله بود.
    3- برخی از سیره نویسان همانند «ابن اسحاق» و «ابن هشام» که پیشگامان سیره نویسی هستند. می نویسند: عایشه بیستمین فردی بود که به پیامبر ایمان آورد. اینان می افزایند : پیش از عایشه خواهرش اسماء و پس از عایشه «خبّات بن اَرَّت» مسلمان شدند. (این امر در حدود سال چهارم بعثت و بعد از علنی شدن دعوت پیامبر رخ داد)، چنان که می افزایند: عایشه در این هنگام به سن تکلیف نرسیده و صغیره بود(5).
    صغیره بودن به چه معناست؟ قطعاً به این معنا نیست که دورة شیرخواری را طی می کرده، چرا که در این دوره معقول نیست گفته شود اسلام آورد؛ باید در این هنگام سن عایشه حدی باشد که بتوان این نسبت را به او داد.
    سن حضرت علی (ع) را در هنگامی که اسلام آورد، ده تا سیزده سال گفته و یادآور شده اند حضرت در این هنگام صغیر بود، «رجل» نبود. حال دربارة عایشه هم می بایست طوری سخن گفت که معقول باشد؛ یعنی سنش به اندازه ای باشد که بتواند اسلام بیاورد تا بگویند بیستمین مسلمان است ، اگرچه کم تر از سن بلوغ باشد. اگر بلوغ دختران نه سال است، ایشان در هنگام پذیرش اسلام مثلاً هشت ساله باشد. در این صورت هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، حدوداً پانزده ، یا شانزده ساله بود، نه شش ، یا هفت ساله.
    ثانیا: اگر بپذیریم که هنگام اجرای صیغة عقد، شش یا هفت ساله بود، اجرای صیغه با اذن پدر بود. عقد با رضایت پدرش ابوبکر خوانده شد. چنین عقدی طبق قوانین پذیرفته شده آن زمان، نیز طبق قوانین اسلام، درست و مشروع است، اما اسلام می گوید: انجام امور زناشویی منوط بر این است که دختر به سن بلوغ برسد و خودش به اجرای صیغة عقد رضایت بدهد؛ در این صورت عقد صحیح است وگرنه باطل. بنابراین ، جهت اجرای صیغة عقد اشکالی وجود ندارد که سن عایشه، کم تر از سن بلوغ باشد.
    ثالثا: در زمان پیامبر (ص) سن ازدواج دختران در همین حدود، معمولی و متعادف بود. عرب های شبه جزیره خوش نداشتند دختر دیر ازدواج کند و مدت ها در خانة پدر بماند. بلکه می کوشیدند دخترانشان را زودهنگام شوهر دهند و به خانة همسر بفرستند، تا خیالشان آسوده شود. بنابراین ازدواج دختران در سنین کم در ان عصر و زمان پسندیده و متعادف بود و هیچ اشکالی نداشت. اگر پیامبر در این مورد مرتکب اشتباهی می شد و کاری غیرمتعارف انجام می داد، بدون شک دشمنان حضرت سوء استفاده می کردند و آن را برضد رسالت پیامبر به کار می گرفتند. در تاریخ هیچ نشانی نیست که دشمنان قسم خوردة حضرت از این ازدواج برای کوبیدن شخصیتش بهره گرفته باشند، که دلیل است ازدواج حضرت با عایشه برخلاف عرف نبود.
    اما در مورد جمله دوم (؛یعنی سن عایشه در هنگام عروسی) می گوییم:
    به نوشتة همة مورخان و سیره نویسان عایشه در سال دوم هجری و پس از جنگ بدر به خانة پیامبر راه پیدا کرد و مراسم عروسی برگزار شد. نیز نوشته اند: عقد عایشه در ماه شوال سال دهم بعثت، سه سال پیش از هجرت و عروسی او در ماه شوال در سال دوم هجری رخ داد(6)؛ یعنی بین عقد عایشه با عروسی اش پنج سال فاصله بود. بنابراین اگر عقد عایشه در نه سالگی جاری شد، عروسی اش در چهارده سالگی صورت گرفت اما اگر عقدش در چهارده سالگی بود، ازدواجش در نوزده سالگی رخ داد. بنابراین به هیچ وجه نمی توان پذیرفت در نه سالگی همسر پیامبر شد!
    دو نکته:
    1- روایاتی که مربوط به کم بودن سن عایشه است، عمدتاً از وی نقل شده است. می دانیم زنان تمایل دارند سن خودشان را کم تر از آن چه هست نشان دهند! شاید کم نشان دادن سن عایشه، ریشه در همین نکته داشته باشد.
    2- اگر بپذیریم عایشه در هنگام اجرای صیغه عقد هفت ساله بود، در هنگام عروسی می بایست دوازده ساله باشد، نه نُه ساله، چون بیان شد تاریخ اجرای صیغه عقد، شوال سال دهم، سه سال پیش از هجرت و تاریخ عروسی سال دوم هجری در ماه شوال واقع شد. بنابراین دلیلی ندارد برخی از نویسندگان تفاوت بین تاریخ عقد و عروسی را دوسال قرار دهند.
    اظهار شگفتی : جای بسی تعجب و شگفتی است که سیره نویسانی همانند ابن اسحاق و ابن هشام عایشه را در زمرة مسلمانان نخستین قرار دهند و او را بیستمین مسلمان برشمارند اما در جای دیگر بیان دارند که عایشه هفت ساله بود به عقد پیامبر درآمد و در نه سالگی در مدینه به خانه ایشان رفت!(7).
    عموم سیره نویسانی که از نظر زمانی بعد از ابن اسحاق و ابن هشام قرار دارند، استناد به سخن ایشان مطالب ضد و نقیضی (که باعث خرده گیری دشمنان می شود) بیان داشته اند، از جمله «ابن قتیبه دینوری» در المعارف می نویسد : عایشه شش ساله بود که به عقد پیامبر درآمد و در سال دوم هجری ، هفده ماه پس از هجرت، در حالی که نه ساله بود وارد خانة پیامبر شد! بعد می نویسد: اودر سال پنجاه و هشتم هجری و در هفتاد سالگی درگذشت(8).
    با تأمل در چند جمله مذکور، دو تناقض و ناسازگاری را می توان مشاهده نمود:
    یکی ناسازگاری بین سال عقد و سال عروسی که می بایست پنج سال تفاوت داشته باشد، در حالی که در این متن به سه سال کاهش پیدا کرده است.
    دیگری ناسازگاری بین سن ازدواج با هفتاد ساله بودنش در سال پنجاه و هشت هجری.
    اگر در سال پنجاه و هشتم هجری ، هفتاد ساله بود، معنایش این است که عایشه در سال دوازدهم پیش از هجرت متولد شده باشد ، حال اگر ولادتش در سال دوازدهم پیش از هجرت باشد و در سال دوم هجری وارد خانه پیامبر شد، نتیجه می گیریم عایشه در هنگامی که وارد خانة پیامبر شد و عروسی کرد، چهارده ساله بود، در حالی که در آغاز به جای چهارده سال، نه سال را ذکر کرده است!
    راستی چرا این گونه ناهمگون نوشته اند؟ شاید حُبّ و بُغض مذهبی و فضیلت تراشی برای این بانوی نامدار و تأثیرگذار در تاریخ اسلام یکی از عواملی باشد که برخی از نویسندگان به این لغزش روشن گرفتار شده اند؛ چرا که از سویی می خواهند به عایشه فضیلت مسلمانان اولیه را عنایت کنند و از سوی دیگر برسانند که پیامبر از آغاز محبت ویژه ای به عایشه داشت.
    اما در مورد ازدواج های متعدد پیامبر (ص) و از جمله ازدواج با پیامبر باید دانست که اصولا هدف آن حضرت ، مسئله شهوت جنسی نبود ؛ زیرا پیامبر در اوج جوانی و کشش جنسی با زنی بیش از سن خود ازدواج می کند و تا سن 55 سالگی ، همان یک همسر را دارد؛بنابراین باید هدف پیامبر را در چیز های دیگر جستجو کرد.
    یکی از آن ها هدف سیاسی – تبلیغی بود؛ یعنی با ازدواج موقعیتش در بین قبایل مستحکم گردد و بر نفوذ سیاسی واجتماعیش افزوده شود و از این راه برای رشد و گسترش اسلام استفاده نماید.
    حضرت به خاطر دست یابی بر موقعیت های بهتر اجتماعی وسیاسی، در تبلیغ دین خدا و استحکام آن و پیوند با قبایل بزرگ عرب و جلوگیری از کارشکنی‌های آنان وحفظ سیاست داخلی وایجاد زمینة مساعد برای مسلمان شدن قبایل عرب، به برخی ازدواج ها رو آورد.
    در راستای این اهداف پیامبر(ص) با عایشه دختر ابوبکر از قبیله بزرگِ «تیم»، با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدی»، با ام‌حبیبه دختر ابوسفیان از قبیلة نامدار بنی‌امیه، ام سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی اسد، میمونه از بنی هلال و صفیه از بنی‌اسرائیل پیوند زناشویی برقرار نمود. ازدواج مهم ترین پیوند و میثاق اجتماعی است، به ویژه در آن فرهنگ تأثیر بسیاری از خود به جا می گذارد.
    در آن محیطی که جنگ و خونریزی و غارتگری رواج داشت، بلکه به تعبیر «ابن‌خلدون» جنگ و خونریزی و غارتگری جزو خصلت ثانوی آنان شده بود،(9) بهترین عامل بازدارنده از جنگ ها و عامل وحدت و اُلفت، پیوند زناشویی بود. به همین جهت پیامبر(ص) با قبایل بزرگ قریش، به ویژه با قبایلی که بیش از دیگران با پیامبر(ص) دشمن بودند، مانند بنی امیه و بنی اسرائیل،‌ ازدواج نمود. امّا با قبایل انصار که از سوی آنان هیچ خطری احساس نمی شد و آنان نسبت به پیامبر(ص) دشمنی نداشتند، ازدواج نکرد.
    «گیورگیو» نویسندة مسیحی می نویسد: محمد(ص) ام حبیبه را به ازدواج خود در آورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه پیامبر با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان وسایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و ام‌حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده های مکه شد.(10)
    پی نوشت====
    1- ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص 134.
    2- طبقات الکبری، ج 8،ص79.
    3- همان، ص 58.
    4- مشکل الآثار، ج 1، ص 47و52؛ سیره صحیح پیامبر بزرگ اسلام، ج ،ص264.
    5- سیره ابن هشام، ج1،ص234.
    6- طبقات الکبری، ج 8، ص 58.
    7- سیرة ابن هشام، ج4، ص 214.
    8- المعارف ، ص 134.
    9- مقدمه ابن خلدون(ترجمه)، ج 1، ص 286.
    10 محمد پیامبری که از نو باید شناخت، ص 207.
    ویرایش توسط bahrani : ۱۳۸۷/۰۷/۰۷ در ساعت ۰۷:۴۷


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    125
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1

    نیشخند چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟




    چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟ گروه امام علي (ع)
    پاسخ :

    اين عبارت در احاديث زيادي از وجود مقدس رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در شان حضرت علي عليه السلام نقل شده است :
    اصل احاديث از منابع شيعه :

    عن عبد الله بن عباس قال : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : ... معاشر الناس ، إن عليا قسيم النار ، لا يدخل النار ولي له ، ولا ينجو منها عدو له ، إنه قسيم الجنة ، لا يدخلها عدو له ، ولا يزحزح عنها ولي له .
    امالي شيخ صدوق ص 83 ، به سند ديگر خصال ، شيخ صدوق ، ص 496
    از عبدالله بن عباس نقل شده است که گفت : رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند : ... اي گروه مردم ! همانا علي تقسيم کننده جهنم (نار) است کسي که ياور و دوست او باشد وارد آتش نخواهد شد و کسي که دشمن او باشد از آن نجات نخواهد يافت . همانا او تقسيم کننده بهشت است کسي که دشمن او باشد وارد آن نخواهد شد و کسي که دوست او باشد از آن محروم نخواهد شد.
    قال(علي ابن موسي الرضا) قال رسول الله " ص " يا علي انك قسيم الجنة والنار
    عيون اخبار الرضا ج 1 ص 30
    حضرت علي بن موسي الرضا فرمودند : رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند :
    اي علي ! همانا تو تفسيم کننده بهشت و جهنم هستي .
    عن سليمان بن خالد ، عن أبي عبد الله جعفر بن محمد الصادق ، عن آبائه عليهم السلام قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله لعلي عليه السلام : ... يا علي أنت قسيم الجنة والنار ، لا يدخل الجنة إلا من عرفك وعرفته ، ولا يدخل النار إلا من أنكرك وأنكرته .
    امالي شيخ مفيد ص 213
    از سليمان بن خالد از امام صادق عليه السلام از پدرانشان از رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم به حضرت علي عليه السلام فرمودند : ... اي علي تو قسمت کننده بهشت و دوزخي وارد بهشت نمي شود مگر کسي که او تو را و تو او را بشناسي (جزء شيعيان واقعي تو باشد) و وارد دوزخ نمي شود مگر کسي که تو را انکار کند و تو او را انکار کني.
    اين روايت به چند صورت قسيم النار والجنه، قسيم النار ، قسيم الجنه و النار ، السلام عليک يا قسيم النار و الجنه، در منابع ذيل آمده است:
    الکافي کليني ج 4 ص 570، معاني الاخبار شيخ صدوق ص 206، تهذيب الاحکام شيخ طوسي ج 6 ص 29، روضه الواعظين فتال نيشابوري ص 100و 118، المسترشد طبري شيعي ص 264، امالي شيخ مفيد ص 213، امالي شيخ طوسي ص 305 و 629، احتجاج طبرسي ج 1 ص 209و 341،مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 8 و ج 3 ص 28، الطرائف سيد بن طاووس ص 76، مدينه المعاجز ج 1 ص 280
    روايت از منابع اهل سنت

    اين روايت در بسياري از منابع اهل سنت نقل شده است و اگر چه برخي از متعصبين سعي در تضعيف اين روايت کرده اند اما جايي که اين روايت در کتب لغت نيز راه پيدا مي کند و به اسناد متعدد در کتب معتبر اهل سنت نقل مي شود ديگر اشکال بهانه جويان جايي ندارد اکنون به برخي از نقلها در منابع اهل سنت اشاره مي کنيم:
    عن علي رضي الله تعالى عنه أنا قسيم النار
    الفايق في غريب الحديث جارالله زمخشري ج 3 ص 97
    از حضرت علي عليه السلام فرمودند : من تقسيم کننده دوزخ هستم .
    وروى أيضا عن الأعمش عن موسى بن طريف ، عن عباية ، قال سمعت عليا ( ع ) ، وهو يقول : أنا قسيم النار .
    شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 2 ص 260 و ج 19 ص 140.
    و همچنين روايت شده است از اعمش از موسي بن طريف از عبايه که گفت از علي عليه السلام شنيدم در حالي که مي فرمود: من تقسيم کننده دوزخ هستم .
    عن عباية عن علي قال : أنا قسيم النار ، إذا كان يوم القيامة قلت هذا لك وهذا لي .
    البدايه و النهايه ج 7 ص 392
    از حضرت علي عليه السلام نقل شده است که فرمودند : من قسمت کننده دوزخم زماني که روز قيامت فرا رسد مي گويم (به آتش ) اين (شخص) براي تو و اين (شخص) براي من .
    همچنين غريب الحديث ، ج 1 ، ص 377 ، النهايه في غريب الحديث ، ج 4 ، ص 61 و المناقب ، خوارزمي ، ص 41 و کنزالعمال متقي هندي ج 13 ص 152، تاريخ مدينه دمشق ج 42 ص 298.
    دليل اين نامگذاري

    برخي از روايات علت اين نامگذاري را ذکر کرده اند که به دو روايت اکتفا مي شود:
    1 - حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال : حدثنا أحمد بن يحيى بن زكريا أبو العباس القطان قال : حدثنا محمد بن إسماعيل البرمكي قال : حدثنا عبد الله بن داهر قال : حدثنا أبي ، عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر قال : قلت لأبي عبد الله جعفر بن محمد الصادق " ع " لم صار أمير المؤمنين علي بن أبي طالب قسيم الجنة والنار ؟ قال : لان حبه إيمان وبغضه كفر ، وإنما خلقت الجنة لأهل الايمان ، وخلقت النار لأهل الكفر ، فهو عليه السلام قسيم الجنة والنار ، لهذه العلة فالجنة لا يدخلها إلا أهل محبته ، والنار لا يدخلها إلا أهل بغضه .
    علل الشرايع ج 1 ص 162
    از مفضل بن عمر نقل شده است که گفت به امام صادق عليه السلام عرض کردم به چه علت اميرالمومنين علي بن ابي طالب قسيم الجنه و النار گفته شده است ؟ حضرت فرمودند : به خاطر اينکه دوست داشتن او ايمان و دشمن داشتن او کفر است ، و همانا بهشت براي اهل ايمان آفريده شده است و نار براي اهل کفر خلق شده است بنابر اين حضرت علي عليه السلام به اين علت قسيم الجنه و النار است بنابر اين در بهشت وارد نمي شود مگر اهل محبت و دوستي با او و وارد آتش نمي شود مگر اهل دشمني با او .
    همچنين در روايت ديگري از امام رضا عليه السلام آمده است :
    30 - حدثنا تميم بن عبد الله بن تميم القرشي قال : حدثني أبي عن أحمد بن علي الأنصاري عن أبي الصلت الهروي قال : قال المأمون يوما للرضا عليه السلام يا أبا الحسن أخبرني عن جدك أمير المؤمنين بأي وجه هو قسيم الجنة والنار وبأي معنى فقد كثر فكري في ذلك ؟ فقال له الرضا عليه السلام : يا أمير المؤمنين ألم ترو عن أبيك عن آبائه عن عبد الله بن عباس أنه قال : سمعت رسول الله ( ص ) يقول : حب علي إيمان وبغضه كفر ؟ فقال : بلى فقال الرضا عليه السلام : فقسمة الجنة والنار إذا كانت على حبه وبغضه فهو قسيم الجنة والنار
    عيون اخبار الرضا ج 1 ص 92.
    ابا صلت هروي نقل کرده است که روزي مامون به امام رضا عليه السلام گفت : يا اباالحسن ما را از پدرت اميرالمومنين آگاه ساز که به چه علت قسيم الجنه و النار خوانده شده است و اين به چه معنا است که اين مطلب فکر مرا مشغول ساخته است پس امام رضا عليه السلام به او فرمودند اي مامون آيا تو از پدرت و او از پدرانش از ابن عباس از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نقل نکرديد که گفت از رسول خدا شنيدم مي فرمايند: حب علي ايمان و دشمني با علي کفر است ؟ پس مامون پاسخ داد آري پس حضرت فرمودند : پس تقسيم مي کند بهشت و دوزخ را زماني که ايمان و کفر بر اساس حب و بغض او باشد پس بنابر اين او قسيم الجنه و النار است.
    قسيم الجنه و النار در شعر شاعران:

    شاعران زيادي در طول قرون متمادي از اين روايت در شعر خود استفاده کرده اند که به برخي اشاره مي شود:
    قسيم النار ذو خير وخير يخلصنا الغداة من السعير
    فكان محمد في الدين شمسا علي بعد كالبدر المنير
    خاتمه المستدرک ميرزاي نوري ج 3 ص 80،
    علي عليه السلام تقسيم کننده دوزخ صاحب خير است و چه خوب است که فرداي قيامت از جهنم نجات مي يابيم.
    پس حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم در دين خورد است و بعد از آن علي مثل ماه درخشنده است .
    قال البشنوي:
    فمدينة العلم التي هو بابها أضحى قسيم النار يوم مآبه
    فعدوه أشقى البرية في لضى ووليه المحبوب يوم حسابه
    مناقب ابن شهر آشوب ج 1 ص 314،
    پس شهر علمي که او در آن است روشن است که تفسيم کننده دوزخ روز بازگشتش او خواهد بود.
    پس دشمن او شقي ترين خلق در قيامت است و دوست او مورد محبت در روز حسابرسي است .
    قال عمار بن تغلبة :
    علي حبه جنة قسيم النار والجنة
    وصي المصطفى حقا إمام الانس والجنة .
    مدينه المعاجز علامه بحراني ج 1 ص 260
    حب علي بن ابيطالب سپر از آتش است و او تقسيم کننده جهنم و بهشت است .
    و او جانشين و وصي به حق حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم است و او پيشواي جنو انس است.

    موفق باشيد
    گروه پاسخ به شبهات
    مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر


  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ازدواج پیامبر 57 ساله با دختر 7 ساله




    درود. تازه عضو این سایت شدم.سوالها و مطالبی رو که اینجا مطرح میکنم نظر شخصی خودم نیست.بلکه یا شنیدم یا برام سوال پیش اومده.پس لطفا" با لحن تند با من حرف نزنید

    اولین سوالی که دیروز یکی از من پرسید و برای خود من هم سواله...

    خواهش میکنم برای یک لحظه که شده تعصب دینی خودتون رو بزارید کنار و سوال منو جواب بدید

    آیا واقعا ازدواج پیامبر بالای 50 سال (کهن سال) با دختری زیر 10 سال (عایشه) کاری زشت به نظر نمیرسد؟

    پیامبری که خود دارای چندین همسر متعدد بود... (لطفا" نظر خودنون رو بگید و از طرف قرآن به من جواب ندید.چون من قرآن رو خوندم - نظر شما برام مهمه)

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نیست کسی؟

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منم همین سئوالو دارم البته موضوعی بود که دوستان گفتند من هم برای دفاع هیچ مطلبی نداشتم این موضوع تو سایت زندیق اومده بود لطفا جواب بدید .تا مبهمات خیلی از جوانا حل بشه. ممنونم

    دلم میخواد تکتک کاربران بی عرضه سایت زندیق رو ادب کنیم با گفتمان منطقی.
    ویرایش توسط Zerone : ۱۳۸۷/۰۷/۲۰ در ساعت ۲۲:۰۸

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود دوستان

    تا آنجا که یادم هست ، این موضوع جستار ویژه خودش را داشت.
    برای همین شاید جستار تکراری باشه

    سپاس
    در پناه یزدان


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط melancholy نمایش پست
    نیست کسی؟ :gig:
    چرا کسی نیست ؟
    اساتید پاسخگو جوابگو خواهند بود
    فقط اندکی صبر
    عجله نکنید،هنوز دو سه ساعت نیست که شما این پست رو زدید ، اجازه بدید اساتید تاپیک رو ببینن
    در اسرع وقت جواب خواهید گرفت
    ویرایش توسط sara.m : ۱۳۸۷/۰۷/۲۰ در ساعت ۲۲:۴۱
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    348
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    8 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    9



    يقين بدانيد كه تعدد زوجات پيامبر از روي هوس نبوده بلكه براي هر كدام مصلحتي وجود داشته است مثلا زماني كه پيامبر در سن ظاهرا بيست سالگي با خديجه چهل ساله ازدواج مي كنند شايد يكي از دلايل آن اين بوده كه از ثروت خديجه به نفع اسلام و مسلمين استفاده كند و خيلي جالب است كه پيامبر تا بعد از مرگ خديجه اصلا ازدواج نكردند اگر ازدواج پيامبر از روي هوس بود هيچ وقت با زني كه بيست سال از خودش بزرگتر است ازدواج نمي كرد و در ثاني عرض كردم كه تا آخر عمر خديجه ، پيامبر هيچ ازدواجي نداشتند اگر هوسي در كار بود پيامبر در زمان حيات خديجه اقدام به ازدواج مجدد مي نمود و حتما ازدواج پيامبر با عايشه هم طبق مصلحتي بوده وشايد يكي از دلايل آن نزديك شدن با قبيله اي باشد كه عايشه در آن زندگي مي كرد براي جذب آنان به طرف دين اسلام وشما از كجا اطمينان داريد كه عايشه ده ساله بوده است تازه اگر همه اين مصلحتها را هم كنار بگذاريم پيامبر كار حرامي مرتكب نشده اند .
    حدیث قدسی
    عبدی اطعنی اجعلک مثلی
    بنده من تو مرا عبادت کن من تو را مثل خودم قرار می دهم.
    عبد وافعی شدی قدرت خدایی پیدا می کنی

    آي دي من در ياهو مسنجر unas120@yahoo.com

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت پاسخ به شبهه




    با سلام. این شبهه خیلی تکراری است و بارها و بارها پاسخ قطعی را خلاصه یا مفصل دریافت کرده است. اسلامستیزان به نحو عجیبی برای زنی که پیامبر را بسیار دوست میداشت، نقش وکیل مدافع را بازی میکنند و جوانان ما را گمراه مینمایند و سعی در ظالم جلوه دادن پیامبر خدا دارند.

    امید است که پاسخ زیر بتواند ذهن شما را از آزار این شبهه پاک کند:

    آیا واقعا ازدواج پیامبر بالای 50 سال (کهن سال) با دختری زیر 10 سال (عایشه) کاری زشت به نظر نمیرسد؟

    ابتدا بیایید نگاهی اجمالی به زندگانی ام المؤمنین عایشه بیندازیم:

    عایشه دختر ابی بکر بن ابی قحافه، عبدالله بن عثمان است که مادرش ام رومان دختر عامر بن عویمر کنانی است.

    دربارۀ تولد وی برخی گفته اند که در سال چهارم بعثت متولد شد(1)، برخی دیگر نیز گفته اند که وی در ابتدای بعثت مسلمان شد و هیجدهمین مسلمان بود (2) که در این صورت سن او در هنگام ازدواج، از آن چه مشهور است، بیشتر داشت.

    در هر حال، رسول خدا(ص) پس از وفات حضرت خدیجه، با وساطت خوله بنت حکیم بن اوقص، همسر عثمان بن مظعون و با خواست پدر عایشه یعنی ابوبکر او را با مهریه چهارصد درهم به عقد خود در آورد و چند سال بعد، در شوال سال دوم هجرت و پس از جنگ بدر، با اصرار و پافشاری پدرش ابوبکر، او را به خانه خود برد.

    عایشه بیش از هشت سال در نزد پیامبر(ص) بود و پس از پیامبر (ص) در حکومت چهار خلیفه و معاویه زندگی نمود. در زمان ابوبکر و عمر از زمرۀ حامیان قوی حکومت بود. عمر امتیاز ویژه ای برای وی قایل بود؛ او به همۀ همسران پیامبر (ص) ده هزار درهم مقرری می داد، ولی برای عایشه دوازده هزار درهم تعیین کرد. (3) اما در زمان عثمان، وی نخست حامی عثمان بود، ولی در نیمۀ دوم خلافت، به مخالفت باوی برخواست و در تحریک مخالفان عثمان نقش به سزایی داشت.تا آن جا که پس از قتل عثمان، با شنیدن خبر قتل وی، سجدۀ شکر به جای آورد...
    -------------------------------------------------------------------------------------------------------
    1. طبقات، ج 8، ص 67.
    2. صحیح بخاری، ج 5، ص 151؛ کتاب الهبه، سیراعلام النبلاء، ج 2، ص 143.
    3. طبقات الکبری، ج 8، ص 74.



    و حالا پاسخ اصلی:

    1. ازدواج عایشه با پیامبر نه با خواست آن حضرت بلکه با وساطت دیگران و پافشاری پدر عایشه بوده است. بدون شک زندگی عایشه در کنار پیامبر و اینکه بسیاری از احادیث را او از پیامبر نقل کرده است و همچنین سخنان او در مورد پیامبر که اینجا مجالی برای بیانشان نیست؛ نشان میدهد که خود او نیز به این وصلت راضی بوده است.

    2.عایشه تا سال دوم هجری با وجود اینکه در عقد پیامبر بود، در خانۀ پدر ماند و در نهایت هم با اصرار پدرش که از زخم زبان مردم در مورد دخترش که دیگر به سن بلوغ رسیده بود، میترسید، به خانۀ پیامبر آمد. پس بدون شک در زمان عروسی و زفاف عایشه بالغ بوده است.

    3.در مورد سن عایشه اختلاف نظر وجود دارد و اصرار اسلامستیزان برای اینکه سنی که او را کوچکتر نشان دهد را به ما بقبولانند شگفت آور است! همانطور که گفته شد طبق برخی اسناد عایشه هجدهمین کسی است که اسلام را پذیرفت آنهم در ابتدای بعثت و لذا در سال دوم هجرت که با پیامبر عروسی کرد بالغ بر 15 سال از مسلمان شدنش میگذشته است که با فرض اینکه در سال بعثت فقط 12 سال داشته بوده باشد(البته سن دوازده برای عایشه که معصوم هم نبود سن بسیار پایینی برای مسلمان شدن است) حدود 27 سال سن داشته است. باز از نوشتجات کتاب طبقات الکبری، ج 8،ص79 برمیاید که او در زمان عروسی پانزده یا شانزده سال داشته بوده باشد ولی این با مسلمانیش در ابتدای اسلام منافات دارد زیرا با این حساب در آن سن نوزادی بیش نبوده است ولی با این حساب هم در هنگام عقد ده سال داشته نه هفت سال. بد نیست بدانید همان کسانی (ابن اسحاق و ابن هشام) که عایشه را در زمان عقد با پیامبر 7 ساله میدانند او را از نخستین مسلمین هم معرفی میکنند!! در حالی که اگر عایشه در زمان عقد هفت سال میداشت در زمان بعثت نوزاد بوده است!

    نکتۀ کلیدی اینجاست که روایاتی که سن عایشه را پایین نشان میدهند از خود وی نقل شده اند و میدانیم زنان دوست دارند سن خود را پایینتر از آنچه هست نشان دهند.
    4. برخی مورخین متأخر که پس از ابن اسحاق و ابن هشام آمده اند سن او را از هفت هم پایینتر برده اند!! اما جای سؤال است که آنها روی چه سندی به این نتیجه رسیده اند؟ جالب اینکه اسلامستیزان به جای اسناد دسته اول به این اسناد متأخر استناد میکنند!

    5. نظر به اینکه این بحثها از کتب اهل سنت برداشته شده است باید بدانید که عالمان اهل سنت از پیامبر دو روایت نقل کرده اند: یکی این که فرمود: دخترش فاطمه سرور تمام بانوان جهان است و دیگر این که درمورد عایشه فضیلتی را بیان داشت که دیگر زنان آن فضیلت را ندارند. چگونه می شود وقتی حضرت فاطمه سرور تمام بانوان جهان باشد، عایشه فضیلتی داشته باشد که دیگر زنان حتی حضرت فاطمه از آن محروم باشد؟! بین دو جمله ای که عالمان اهل سنت نقل کرده اند ، ناسازگاری وجود دارد. برخی از آنان همانند «طحاوی» که ناقل آن حدیث هستند، برای رفع ناسازگاری چاره اندیشی کرده و گفته اند: جملة دوم که دربارة عایشه فضیلتی را برشمرده است که دیگر زنان حتی فاطمه از آن محروم است، مربوط به زمانی است که فاطمه کوچک و نابالغ بود؛ یعنی در هنگامی از فضیلت عایشه یاد شد که حضرت فاطمه خردسال بود و آن فضیلت مربوط به افراد بالغ بود. همو می گوید: فاطمه در بیست و پنج سالگی درگذشت.(
    - مشکل الآثار، ج 1، ص 47و52؛ سیره صحیح پیامبر بزرگ اسلام، ج ،ص264.)
    از این دو جمله استفاده می شود که حضرت فاطمه دو سال پیش از بعثت ولادت یافت و عایشه چند سال از حضرت فاطمه بزرگ تر بود. با این وجود اگر عایشه را دست کم سه سال از فاطمه (س) بزرگ تر فرض کنیم، می توان فهمید ولادت عایشه پنج سال پیش از بعثت بود، در این صورت زمانی که به عقد پیامبر درآمد، حدوداً پانزده ساله بود.


    6.یاد آور میشویم که عایشه هرگز در زمان حیات پیامبر یا بعد از آن از پیامبر گله نکرده است و همواره از پیامبر به نیکی یاد میکند و بسیاری از روایاتی که اهل سنت از پیامبر نقل کرده اند بلکه اکثرشان به نقل عایشه است. حتی پیامبر طبق روایت اهل سنت در زمان احتضار در منزل عایشه بودند و عایشه میگوید که به این مسئله افتخار میکند. البته اینکه پیامبر آخرین لحظات را در خانۀ او بوده باعث افتخار زنی که از او ظلم دیده است نیست.

    7. در آخر به اینگونه اسلامستیزان بگویید که شعار خود شما اینستکه "من راضی تو راضی گور پدر ناراضی(!!!)" حالا طبق استدلال شما عایشه که به این عقد راضی بوده پیامبر هم که راضی بوده و عقد که شرعی بوده پس خدا هم راضی است پس در مورد افراد ناراضی باید چه گفت؟ اصلا این افراد ناراضی چه ربطی به این موضوع دارند که اینطور مدافع حقوق از کف رفتۀ عایشه شده اند؟


    پیامبری که خود دارای چندین همسر متعدد بود...

    این سخنتان تحریف تاریخ است. پیامبر در زمان عقد عایشه زن دیگری نداشت و همسر باوفایش خدیجه را به تازگی از دست داده بود.

    ویرایش توسط مسلمان ایرانی : ۱۳۸۷/۰۷/۲۰ در ساعت ۲۳:۴۸


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشکر از جوابهای مفصلتون (در ضمن من به هیچ وجه قصد توهین به دین و پیامبر رو ندارم همونطور که اول هم گفتم)
    ببخشید شما میگویید این سخن اسلام ستیزان است که میگن عایشه قبل بلوغ به خانه پیامبر رفت؟ آیا مدرکی یا نوشته یا سندی دال بر این هست که گفته شما را تایید کنه؟ (گفتید که بعد بلوغ یه خانه آن حضرت رفت)

    باز هم ممنون

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود