جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معادل شعور در فقه چیست!؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۷
    نوشته
    1,742
    صلوات
    9871999
    تعداد دلنوشته
    486
    مورد تشکر
    2,740 پست
    حضور
    60 روز 21 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    معادل شعور در فقه چیست!؟




    سلام
    لطفا شعور را معنی و معادل فقهی آن را بفرمایید

    عزیزی معادل وجدان دانست


    متشکریم
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,722
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    10,192 پست
    حضور
    150 روز 17 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست







    معادل شعور در فقه چیست!؟








    کارشناس بحث: استاد مستنبط

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    معادل شعور در فقه چیست!؟


  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    61
    مورد تشکر
    112 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    لطفا شعور را معنی و معادل فقهی آن را بفرمایید
    عزیزی معادل وجدان دانست
    علیکم السلام

    1- معنی لغوی شعور و وجدان

    شعور به معنی علم و ادراک دقیق است. کتاب فروق اللغه فرق علم و شعور را در دقت دانسته است.
    «(الفرق) العلم و الشعور: يقال العلم هو ما ذكرناه، و الشعور علم يوصل اليه من وجه دقيق كدقة الشعر[1]».

    وجدان، مصدر از وجد به معنی وجود یافتن، یافتن و واجد و دارای چیزی شدن است. وجود در برابر عدم است:
    «وَجَدْتُهُ‏، وِجْدَاناً (بِالْكَسْر) و وُجُوداً. ... و الْوُجُودُ خِلَافُ العَدَمِ[2]».









    [1] الفروق في اللغة، ص: 74، ابو هلال عسكرى، حسن بن عبدالله، - بيروت، چاپ: اول، 1400ق.
    [2] المصباح المنير في غريب الشرح الكبير ج ‏2 ص 648، ماده وجد، فيومى، أحمد بن محمد - قم، چاپ: دوم، 1414ق





    ویرایش توسط مستنبط : ۱۳۹۷/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۹:۴۶


  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    61
    مورد تشکر
    112 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    و معادل فقهی آن را بفرمایید
    عزیزی معادل وجدان دانست
    معنی اصطلاحی

    عقل و درک: در مباحث فقه استدلالی یا فقه فتوایی، اگر کلمه شعور بیاید، همان کاربرد رایج را دارد و به معنی عقل و درک می باشد.

    البته از زاویه ای دیگر می توان گفت شعور یا وجدان می تواند اشاره به اصطلاحات زیر داشته باشد:

    1- عقل عملی: در اصول فقه در باب مستقلات عقلیه، درک عقل عملی از حسن و قبح (نیکی و بدی) امور و افعال در آن بررسی می شود.

    2- وجدان فقهی: اصطلاحی است که بعضی از اساتید به تازگی برای اشاره به یک مطلب رایج استفاده می کنند. وجدان فقهی در بیان ایشان، در واقع همان مجموعه ای از ارتکازات، ذوق فقهی، انصراف شناسی و ... را شامل می شود.

    3- وجدان اخلاقی: وجدان اخلاقی، الهامات فطرت الهی انسان است که جلوه می کند. و به علم اخلاق مربوط است. موضوع علم اخلاق، صفات نفس انسانی است. در حالیکه موضوع فقه، عمل انسان مکلف می باشد.

    در پستی بعدی برای تکمیل مطلب، بحث شعور یا وجدان فقهی بیان خواهد شد.



  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    61
    مورد تشکر
    112 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    عزیزی معادل وجدان دانست
    3- وجدان فقهی[1]


    وجدان فقهی: اندیشه هایی است که در سراسر ذهن استنباط کننده و مجتهد، حضور آشکاری دارند و فضای ذهنی از آنها آکنده و متاثر است.
    شخص ازحضور آنها آگاهی می یابد اگر چه بسیاری از اوقات بی آن که بخواهد این عوامل را در ذهن خود فعال می بیند. از این اندیشه ها می توان با نام وجدانیات یا به تعبیر بهتر وجدان فقهی یاد کرد.


    وجدان فقهی در جو و فرهنگ فقه شکل می گیرد و معنایی دارد غیر از جلوه های اخلاقی که وجدان اخلاقی نام گرفته است.

    وجدان فقهی مجموعه ای از ارتکازات، ذوق فقهی، انصراف شناسی و ... را شامل می شود.



    وجدان و یافت هر چند امری درونی است و در حریم شخصی ذهنی افراد تعریف می شود، ولی یافته های درون ذهنی انسان بر دو قسم است:


    اول: یافته های ذهنی شخصی که به تعداد آدمیان تکثر دارند.
    دوم: وجدانیات فراگیر که گر چه درحوزه شخصی ذهن انسان پروریده اند، اما هرانسان درمراجعه به ذهن خود بی درنگ در می یابد که دیگر انسان ها نیز به این قضایا، اذعان و اعتراف دارند.


    امور وجدانی درعرصه فقه از سنخ دوم است که فراگیر می باشد یعنی هر آشنای به فقه، ناچار به این سنخ از وجدانیات به تناسب آشنایی خود دست می یابد بدین سان مجموعه وجدانیات فقهی، در واقع دارای چارچوبه هایی قابل تحصیل و نظام مند است چرا که اولا، ریشه درنهاد بشری دارد و ثانیا، درمصاف مشترک فقیهان با فقه که مجموعه ای منظم و دارای حد و فصل مشخصی است، به وجود آمده است.


    بسیاری از قواعد و ضوابط مشخص و مدون علم اصول، برگرفته از وجدان هستند. در واقع قبل از تلاش علمی برای ردیابی و نامگذاری آنها، از طریق وجدان تاثیر گذار بوده اند مثلا پاره ای از قواعد و ضوابط کنونی عموم و خصوص، روزگاری اگر اعمال می شد، از گذر وجدان فقهی، انجام می پذیرفت.



    [1] مقاله «وجدان فقهی و راههای انضباط بخشی به آن در استنباط»، حجه الاسلام احمد مبلغی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه (به نقل از مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 21) hawzah.net. با اندکی تصرف و تغییر


  6. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    61
    مورد تشکر
    112 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    شعور یعنی چه و در فقه چه معادلی دارد؟ آیا وجدان می تواند همان شعور باشد؟


    پاسخ:

    معنی لغوی:
    شعور به معنی علم و ادراک دقیق است. کتاب فروق اللغه فرق علم و شعور را در دقت دانسته است.
    (1)
    وجدان، مصدر از وجد به معنی وجود یافتن، یافتن و واجد و دارای چیزی شدن است. وجود در برابر عدم است.(2)

    معنی اصطلاحی:

    عقل و درک: در مباحث فقه استدلالی یا فقه فتوایی، اگر کلمه شعور بیاید، همان کاربرد رایج را دارد و به معنی عقل و درک می باشد.
    البته از زاویه ای دیگر می توان گفت شعور یا وجدان می تواند اشاره به اصطلاحات زیر داشته باشد:
    1- عقل عملی: در اصول فقه در باب مستقلات عقلیه، درک عقل عملی از حسن و قبح (نیکی و بدی) امور و افعال در آن بررسی می شود.
    2- وجدان فقهی: اصطلاحی است که بعضی از اساتید به تازگی برای اشاره به یک مطلب رایج استفاده می کنند. وجدان فقهی در بیان ایشان، در واقع همان مجموعه ای از ارتکازات، ذوق فقهی، انصراف شناسی و ... را شامل می شود.
    3- وجدان اخلاقی: وجدان اخلاقی، الهامات فطرت الهی انسان است که جلوه می کند. و به علم اخلاق مربوط است. موضوع علم اخلاق، صفات نفس انسانی است. در حالیکه موضوع فقه، عمل انسان مکلف می باشد.

    وجدان فقهی(3):
    وجدان فقهی: اندیشه هایی است که در سراسر ذهن استنباط کننده و مجتهد، حضور آشکاری دارند و فضای ذهنی از آنها آکنده و متاثر است.
    شخص ازحضور آنها آگاهی می یابد اگر چه بسیاری از اوقات بی آن که بخواهد این عوامل را در ذهن خود فعال می بیند. از این اندیشه ها می توان با نام وجدانیات یا به تعبیر بهتر وجدان فقهی یاد کرد.
    وجدان فقهی در جو و فرهنگ فقه شکل می گیرد و معنایی دارد غیر از جلوه های اخلاقی که وجدان اخلاقی نام گرفته است. وجدان فقهی مجموعه ای از ارتکازات، ذوق فقهی، انصراف شناسی و ... را شامل می شود. وجدان و یافت هر چند امری درونی است و در حریم شخصی ذهنی افراد تعریف می شود، ولی یافته های درون ذهنی انسان بر دو قسم است:
    اول: یافته های ذهنی شخصی که به تعداد آدمیان تکثر دارند.
    دوم: وجدانیات فراگیر که گر چه درحوزه شخصی ذهن انسان پروریده اند، اما هرانسان درمراجعه به ذهن خود بی درنگ در می یابد که دیگر انسان ها نیز به این قضایا، اذعان و اعتراف دارند.
    امور وجدانی درعرصه فقه از سنخ دوم است که فراگیر می باشد یعنی هر آشنای به فقه، ناچار به این سنخ از وجدانیات به تناسب آشنایی خود دست می یابد بدین سان مجموعه وجدانیات فقهی، در واقع دارای چارچوبه هایی قابل تحصیل و نظام مند است چرا که اولا، ریشه درنهاد بشری دارد و ثانیا، درمصاف مشترک فقیهان با فقه که مجموعه ای منظم و دارای حد و فصل مشخصی است، به وجود آمده است.
    بسیاری از قواعد و ضوابط مشخص و مدون علم اصول، برگرفته از وجدان هستند. در واقع قبل از تلاش علمی برای ردیابی و نامگذاری آنها، از طریق وجدان تاثیر گذار بوده اند مثلا پاره ای از قواعد و ضوابط کنونی عموم و خصوص، روزگاری اگر اعمال می شد، از گذر وجدان فقهی، انجام می پذیرفت.



    پی نوشت ها:

    1. «(الفرق) العلم و الشعور: يقال العلم هو ما ذكرناه، و الشعور علم يوصل اليه من وجه دقيق كدقة الشعر.»: ابو هلال عسكرى، حسن بن عبدالله، الفروق في اللغة، ص: 74، - بيروت، چاپ: اول، 1400ق.
    2. «وَجَدْتُهُ‏، وِجْدَاناً (بِالْكَسْر) و وُجُوداً. ... و الْوُجُودُ خِلَافُ العَدَمِ.»: فيومى، أحمد بن محمد، المصباح المنير في غريب الشرح الكبير ج ‏2 ص 648، ماده وجد، - قم، چاپ: دوم، 1414ق.
    3. مقاله «وجدان فقهی و راههای انضباط بخشی به آن در استنباط»، حجه الاسلام احمد مبلغی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه (به نقل از مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 21) hawzah.net. با اندکی تصرف و تغییر.


  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود