جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن کریم حادث هست یا قدیم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    446 پست
    حضور
    10 روز 8 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قرآن کریم حادث هست یا قدیم؟




    سلام

    آیا قرآن مخلوق خداست و زمانی مثل سایر مخلوقات وجود نداشته؟


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,286
    مورد تشکر
    10,835 پست
    حضور
    172 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست







    قرآن کریم حادث هست یا قدیم؟








    کارشناس بحث: استاد شعیب
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    قرآن کریم حادث هست یا قدیم؟

  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    512
    مورد تشکر
    1,069 پست
    حضور
    10 روز 18 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    به نظر ما شیعیان قرآن حادث است

    درباره حادث و یا قدیم بودن کلام خدادر بین فرقه های مسلمین اختلاف نظر وجود دارد:

    1. اشاعره می‌گویند: کلام نفسى، قدیم است.(1) و گفتار خود را چنین تفسیر کردند که منظور از کلام، معانى ذهنى است که کلام لفظى بر آنها دلالت می‌کند، و این معانى همان علوم خداى سبحان است که قائم به ذات او است، و چون ذات او قدیم است صفات ذاتى او هم قدیم است، و اما کلام لفظى خدا که از مقوله صوت و نغمه است، حادث است؛ چون زائد بر ذات، و از صفات فعل او است. (2)
    2. حنابله می‌گویند: کلام خدا، همین حروف بوده و قدیم است. (3)
    3. معتزله طرفدار حدوث کلام خدا می‌باشند،(4) و گفته خود را تفسیر کرده‌اند به این‌که منظور ما از کلام، الفاظى است که طبق قرارداد لغت، دلالت بر معانى می‌کند، و کلام عرفى هم همین است، و اما معانى نفسانى که اشاعره آن‌را کلام‏ نامیده‌اند، کلام نیست، بلکه صورت‌هاى علمى است، که جایش در نفس است.(5) به عبارت دیگر؛ وقتى ما سخن می‌گوئیم در درون دل و در نفس خود چیزى جز مفاهیم ذهنى که همان صورت‌هاى علمى است نمی‌یابیم، اگر منظور اشاعره از کلام نفسى، همین مفاهیم باشد، مفاهیم کلام نیست، بلکه علم است، و اگر چیز دیگرى غیر صور علمى را کلام نامیده‌اند، ما در نفس خود چنین چیزى سراغ نداریم.
    علامه طباطبایی درباره نزاع اشاعره و معتزله می‌گوید:
    بیانى که این نزاع اشاعره و معتزله را از ریشه بر می‌کند، این است که؛ صفت علم در خداى سبحان به هر معنایى که گرفته شود،(6) علم حضورى است، نه حصولى. و آنچه معتزله و اشاعره بر سر آن نزاع کرده‌اند، علم حصولى است، که عبارت است از مفاهیم ذهنیه‌اى که از خارج در ذهن نقش می‌بندد، و هیچ اثر خارجى ندارد؛ همان‌طور که آتش ذهنى ذهن را نمی‌سوزاند، و یا تصوّر نان صاحب تصور را سیر نمی‌کند. و خداى سبحان منزه است از این‌که ذهن داشته باشد، تا مفاهیم، در ذهن او نقش ببندد. و گرنه باید ذات او محل ترکیب و معرض حدوث حوادث باشد، و گفتارش احتمال صدق و کذب داشته باشد، و محذوراتى دیگر از این قبیل که ساحت او منزه از آنها است.(7)
    4. امامیه (شیعه) نیز طرفدار حدوث کلام خدا هستند و می‌گویند کلام خدا از صفات فعل و حادث و قائم به غیر است و معناى تکلم خدا این است که اصوات و حروفى را در محلى از قبیل درخت و غیره ایجاد می‌کند‏.(8)
    امامیّه درباره قرآن بر این باورند که آیات قرآنى همان الفاظ و حروف است که گاه در قالب سخن و گاه در شکل نوشته ظهور می‌یابد و بدین سان، کلام اللّه، حادث است نه قدیم. امام صادق (ع) در این‌باره می‌فرماید: «کلام الهى، حادث است نه ازلى؛ [زیرا] خداوند از ازل بوده است و متکلّم نبوده است و سپس کلام را آفریده است».(9)


    ادامه دارد...


    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ در ساعت ۱۳:۴۰
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  4. تشکر


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    512
    مورد تشکر
    1,069 پست
    حضور
    10 روز 18 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ....

    چرا نمی‌توان کلام خدا؛ یعنی قرآن را «مخلوق» نامید؟

    اکنون پس از مباحث مقدماتی، به ذکر و بررسی کلامی که در کتاب «منشور عقاید امامیه» آمده است، می‌پردازیم. نویسنده در اصل سی و نهم این کتاب می‌گوید:

    «از بحث گذشته ... ثابت می‌گردد که کلام خدا حادث است و قدیم نیست؛ زیرا کلام او همان فعل است و طبعاً فعل خدا حادث بوده و در نتیجه "تکلم" امرى حادث خواهد بود.
    با آنکه کلام خدا حادث است، براى رعایت ادب و نیز به منظور این‌که سوء تفاهمى پیش نیاید، به کلام خدا "مخلوق" نمی‌گوییم؛ زیرا چه بسا آن‌را به معناى "مجعول" و ساختگى تفسیر کنند. و الاّ اگر از این جهت صرف نظر کنیم، طبعاً ما سوى الله مخلوق خدا بوده و آفریده او است. سلیمان بن جعفرى می‌گوید: از امام هفتم موسى بن جعفر (ع) پرسیدم: آیا قرآن مخلوق است؟ آن‌حضرت در پاسخ فرمود: من می‌گویم قرآن کلام خدا است.(10)
    در این‌جا از ذکر نکته‌اى ناگزیریم و آن این‌که در اوایل قرن سوم در سال 212 هـ ق مسئله‌اى به نام قدیم یا حادث بودن قرآن، در میان مسلمین مطرح شده و مایه اختلاف و دو دستگى حادّى گردید، در حالی‌که طرفداران قدیم بودن قرآن توجیه درستى براى ادعاى خود نداشتند؛ زیرا در این‌جا احتمالاتى در کار است که طبق برخى از آنها قرآن مسلماً حادث و طبق برخى دیگر قدیم است.
    اگر مقصود، کتاب قرآن و کلمات قرآن است که تلاوت می‌شود، و یا کلماتى است که جبرئیل امین از خدا دریافت کرد و به قلب پیامبر نازل نمود، مسلّماً همه اینها حادث است، و اگر مقصود مفاهیم و معانى آیات قرآنى است که قسمتى از آنها مربوط به قصص پیامبران، و غزوات پیامبر اکرم(ص) است، آنها را نیز نمی‌توان قدیم دانست.
    و بالأخره اگر مقصود، علم خدا به قرآن از نظر لفظ و معنا است، مسلماً علم خدا قدیم و از صفات ذات او است، ولى علم غیر از کلام است».(11)
    در بخش اول از این اصل در «منشور عقاید امامیه»، دیدگاهی آمده که؛ منحصر به نویسنده این کتاب نیست، بلکه شیخ مفید، بنابر تعریفى که خود از کلام خدا به دست داده، قرآن را غیر مخلوق نمی‌خواند. با وجود این وى هرگز اصطلاح معتزلى «مخلوق» را به‌کار نمی‌برد، بلکه به جاى آن، از آموزه امامیّه پیروى می‌کند و قرآن را «پدیدارشده در زمان (مُحدَث)» می‌داند.(12) گفته وى چنین است:
    «من می‌گویم که قرآن کلام خدا و وحى او و مُحدَث است چنان‌که خود آن‌را توصیف کرده است. و از آن خوددارى می‌کنم که بگویم مخلوق است، که در این خصوص آثارى از پیشوایان راستگو در دست است، و همه امامیّه، جز اندکى از ایشان، بر همین رأیند، و نیز چنین است نظر جمهور معتزلیان بغداد و بیشتر مرجئه و زیدیّه و اصحاب حدیث‏».(13)
    علاوه بر روایات رسیده از ائمّه اطهار، این استدلال بر خود قرآن نیز متّکى است. ظاهراً باید نظر شیخ مفید و نویسنده منشور عقاید امامیه به آیاتى باشد که خدا در آنها از «ذکر» به «محدث» یاد کرده است؛ آن‌جا که می‌خوانیم:
    «ما یَأْتیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُون»(14) و «وَ ما یَأْتیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلاَّ کانُوا عَنْهُ مُعْرِضین»(15)‏
    از طرف دیگر، در هیچ جاى قرآن لفظ «مخلوق» در موردى نیامده است که آن‌را بتوان متعلّق به قرآن دانست.
    به‌علاوه؛ «خلق» و آنچه از این ریشه ساخته شده، در زبان عرب چند معنا دارد که از جمله دو معناى مشهورى می‌باشد که بیان می‌نماییم:
    1. «خلق اللّه»؛ یعنى خداوند آفرید، چنان‌که خداوند در آیاتی می‌فرماید:
    «خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...»؛(16) یعنى در آفریدن آسمان و زمین. و «خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْض»(17) یعنی آسمان و زمین را آفرید.‏ «مخلوقه»؛ یعنى آفریده‏شده خداوند.
    2. «خلق الکلام و کلام مخلوق»؛ در زبان عرب هرگاه کلام به «مخلوق بودن» توصیف شود، مقصود از آن دروغ بوده و جعلى و ساختگى بودن آن کلام است.(18) آن‌گاه که گویند «قصیدة مخلوقة»؛ یعنى قصیده ساختگى که به دروغ به کسى نسبت داده باشند.(19) و وقتى گویند «اختلق حدیثا»؛ یعنى حدیثى را جعل کرد و به پیامبر نسبت داد.
    از این دسته است فرموده خدای تعالى در قرآن:
    «وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً»؛(20) سخن دروغ ساختید.
    «إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ»؛(21)این سخن، جز بافندگى و دروغ چیزى نیست.

    نتیجه‌‌گیری:
    یک. نمی‌توان قرآن را قدیم گفت به دلیل آن‌که خداوند ازلى می‌باشد و ازلى دیگرى وجود ندارد. و این‌که آیات قرآن خود دلالت دارند بر قدیم نبودن قرآن.
    دو. با آن‌که قرآن «مخلوق» است اما بهتر است جهت احترام، چنین وصفی را برای قرآن مورد استفاده قرار نداد؛ زیرا گاه لفظ «مخلوق» جایى به‌کار می‌رود که حکایت از جعل و ساختگى بودن آن کند و به گوینده‌اى به دروغ نسبت دهند.

    پی نوشت:

    1- سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل‏، ج ‏3، ص 515، قم، مؤسسة نشر إسلامی، مؤسسة امام صادق(ع).
    2-طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 326.موسسه الاعلمی.
    3- شعرانی، شرح کشف المراد، ص 137، کتاب فروشی اسلامیه، تهران،1372.
    4-سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج ‏3، ص 515، موسسه امام صادق(ع)، 1427.
    5- طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 326 – 327.
    6- چه عبارت باشد از علم تفصیلى به ذات، و علم اجمالى به غیر، و چه عبارت باشد از علم تفصیلى به ذات و به غیر، در مقام ذات و چه عبارت باشد از علم تفصیلى قبل از ایجاد و بعد از ذات، و یا عبارت باشد از علم تفصیلى بعد از ایجاد و ذات هر دو، به هر معنا که باشد.
    7-طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 327.
    8- مظفر، محمد حسین‏، دلائل الصدق‏، ج ‏2، ص 241، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ اول، 1422ق؛ ‏پژوهشکده تحقیقات اسلامی،
    9- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏1، ص 107، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
    10- صدوق، التوحید، محقق، مصحح، حسینی، هاشم‏، ص 224، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1398ق.
    11- سبحانی، جعفر، منشور عقاید شیعه، ص 64، قم، مؤسسه امام صادق(ع).
    12- مکدرموت‏، مارتین، اندیشه‏هاى کلامى شیخ مفید، ترجمه آرام، احمد، ص 122، انتشارات دانشگاه تهران‏، 1372ش.
    13- «و أقول إن القرآن کلام الله و وحیه و إنه محدث کما وصفه الله تعالى و امنع من إطلاق القول علیه بأنه مخلوق و بهذا جاءت الآثار عن الصادقین ع و علیه کافة الإمامیة إلا من شذ منهم و هو قول جمهور البغدادیین من المعتزلة و کثیر من المرجئة و الزیدیة و أصحاب الحدیث»؛ شیخ مفید، أوائل المقالات‏، ص 53، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق.
    14- انبیاء، 2: «هیچ پند تازه‌اى از پروردگارشان نیامد، مگر این‌که بازی‌کنان آن‌را شنیدند».
    15- شعراء، 5: «و هیچ تذکّر جدیدى از سوى [خداى‏] رحمان برایشان نیامد جز این‌که همواره از آن روى برمی‌تافتند».
    16 - بقره، 164؛ آل عمران، 190 و 191.
    17- توبه 36؛ یونس، 3؛ هود، 7.
    18- عسکرى‏، سید مرتضى، نقش ائمه در احیاى دین، ج ‏2، ص 423، تهران، مرکز فرهنگى انتشارات منیر، چاپ اول، 1382ش؛ ر.ک: راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن‏، ص 297، بیروت، دارالقلم‏، چاپ اول.
    19- جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیة)، محقق، مصحح، عطار، احمد عبد الغفور، ج ‏4، ص 1471، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ اول، 1410ق.
    20- عنکبوت، 17.
    21- سوره ص، 7.

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ در ساعت ۱۳:۴۱
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    512
    مورد تشکر
    1,069 پست
    حضور
    10 روز 18 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال:
    آیا قرآن مخلوق خداست و زمانی مثل سایر مخلوقات وجود نداشته؟

    جواب:
    به نظر ما شیعیان قرآن حادث است

    درباره حادث و یا قدیم بودن کلام خدادر بین فرقه های مسلمین اختلاف نظر وجود دارد:
    1. اشاعره می‌گویند: کلام نفسى، قدیم است.(1) و گفتار خود را چنین تفسیر کردند که منظور از کلام، معانى ذهنى است که کلام لفظى بر آنها دلالت می‌کند، و این معانى همان علوم خداى سبحان است که قائم به ذات او است، و چون ذات او قدیم است صفات ذاتى او هم قدیم است، و اما کلام لفظى خدا که از مقوله صوت و نغمه است، حادث است؛ چون زائد بر ذات، و از صفات فعل او است. (2)
    2. حنابله می‌گویند: کلام خدا، همین حروف بوده و قدیم است. (3)
    3. معتزله طرفدار حدوث کلام خدا می‌باشند،(4) و گفته خود را تفسیر کرده‌اند به این‌که منظور ما از کلام، الفاظى است که طبق قرارداد لغت، دلالت بر معانى می‌کند، و کلام عرفى هم همین است، و اما معانى نفسانى که اشاعره آن‌را کلام‏ نامیده‌اند، کلام نیست، بلکه صورت‌هاى علمى است، که جایش در نفس است.(5) به عبارت دیگر؛ وقتى ما سخن می‌گوئیم در درون دل و در نفس خود چیزى جز مفاهیم ذهنى که همان صورت‌هاى علمى است نمی‌یابیم، اگر منظور اشاعره از کلام نفسى، همین مفاهیم باشد، مفاهیم کلام نیست، بلکه علم است، و اگر چیز دیگرى غیر صور علمى را کلام نامیده‌اند، ما در نفس خود چنین چیزى سراغ نداریم.
    علامه طباطبایی درباره نزاع اشاعره و معتزله می‌گوید:
    بیانى که این نزاع اشاعره و معتزله را از ریشه بر می‌کند، این است که؛ صفت علم در خداى سبحان به هر معنایى که گرفته شود،(6) علم حضورى است، نه حصولى. و آنچه معتزله و اشاعره بر سر آن نزاع کرده‌اند، علم حصولى است، که عبارت است از مفاهیم ذهنیه‌اى که از خارج در ذهن نقش می‌بندد، و هیچ اثر خارجى ندارد؛ همان‌طور که آتش ذهنى ذهن را نمی‌سوزاند، و یا تصوّر نان صاحب تصور را سیر نمی‌کند. و خداى سبحان منزه است از این‌که ذهن داشته باشد، تا مفاهیم، در ذهن او نقش ببندد. و گرنه باید ذات او محل ترکیب و معرض حدوث حوادث باشد، و گفتارش احتمال صدق و کذب داشته باشد، و محذوراتى دیگر از این قبیل که ساحت او منزه از آنها است.(7)
    4. امامیه (شیعه) نیز طرفدار حدوث کلام خدا هستند و می‌گویند کلام خدا از صفات فعل و حادث و قائم به غیر است و معناى تکلم خدا این است که اصوات و حروفى را در محلى از قبیل درخت و غیره ایجاد می‌کند‏.(8)
    امامیّه درباره قرآن بر این باورند که آیات قرآنى همان الفاظ و حروف است که گاه در قالب سخن و گاه در شکل نوشته ظهور می‌یابد و بدین سان، کلام اللّه، حادث است نه قدیم. امام صادق (ع) در این‌باره می‌فرماید: «کلام الهى، حادث است نه ازلى؛ [زیرا] خداوند از ازل بوده است و متکلّم نبوده است و سپس کلام را آفریده است».(9)
    اکنون پس از مباحث مقدماتی، به ذکر و بررسی کلامی که در کتاب «منشور عقاید امامیه» آمده است، می‌پردازیم. نویسنده در اصل سی و نهم این کتاب می‌گوید:
    «از بحث گذشته ... ثابت می‌گردد که کلام خدا حادث است و قدیم نیست؛ زیرا کلام او همان فعل است و طبعاً فعل خدا حادث بوده و در نتیجه "تکلم" امرى حادث خواهد بود.
    با آنکه کلام خدا حادث است، براى رعایت ادب و نیز به منظور این‌که سوء تفاهمى پیش نیاید، به کلام خدا "مخلوق" نمی‌گوییم؛ زیرا چه بسا آن‌را به معناى "مجعول" و ساختگى تفسیر کنند. و الاّ اگر از این جهت صرف نظر کنیم، طبعاً ما سوى الله مخلوق خدا بوده و آفریده او است. سلیمان بن جعفرى می‌گوید: از امام هفتم موسى بن جعفر (علیه السلام) پرسیدم: آیا قرآن مخلوق است؟ آن‌حضرت در پاسخ فرمود: من می‌گویم قرآن کلام خدا است.(10)
    در این‌جا از ذکر نکته‌اى ناگزیریم و آن این‌که در اوایل قرن سوم در سال 212 هـ ق مسئله‌اى به نام قدیم یا حادث بودن قرآن، در میان مسلمین مطرح شده و مایه اختلاف و دو دستگى حادّى گردید، در حالی‌که طرفداران قدیم بودن قرآن توجیه درستى براى ادعاى خود نداشتند؛ زیرا در این‌جا احتمالاتى در کار است که طبق برخى از آنها قرآن مسلماً حادث و طبق برخى دیگر قدیم است.
    اگر مقصود، کتاب قرآن و کلمات قرآن است که تلاوت می‌شود، و یا کلماتى است که جبرئیل امین از خدا دریافت کرد و به قلب پیامبر نازل نمود، مسلّماً همه اینها حادث است، و اگر مقصود مفاهیم و معانى آیات قرآنى است که قسمتى از آنها مربوط به قصص پیامبران، و غزوات پیامبر اکرم(ص) است، آنها را نیز نمی‌توان قدیم دانست.
    و بالأخره اگر مقصود، علم خدا به قرآن از نظر لفظ و معنا است، مسلماً علم خدا قدیم و از صفات ذات او است، ولى علم غیر از کلام است».(11)
    در بخش اول از این اصل در «منشور عقاید امامیه»، دیدگاهی آمده که؛ منحصر به نویسنده این کتاب نیست، بلکه شیخ مفید، بنابر تعریفى که خود از کلام خدا به دست داده، قرآن را غیر مخلوق نمی‌خواند. با وجود این وى هرگز اصطلاح معتزلى «مخلوق» را به‌کار نمی‌برد، بلکه به جاى آن، از آموزه امامیّه پیروى می‌کند و قرآن را «پدیدارشده در زمان (مُحدَث)» می‌داند.(12) گفته وى چنین است:
    «من می‌گویم که قرآن کلام خدا و وحى او و مُحدَث است چنان‌که خود آن‌را توصیف کرده است. و از آن خوددارى می‌کنم که بگویم مخلوق است، که در این خصوص آثارى از پیشوایان راستگو در دست است، و همه امامیّه، جز اندکى از ایشان، بر همین رأیند، و نیز چنین است نظر جمهور معتزلیان بغداد و بیشتر مرجئه و زیدیّه و اصحاب حدیث‏».(13)
    علاوه بر روایات رسیده از ائمّه اطهار(علیهم السلام)، این استدلال بر خود قرآن نیز متّکى است. ظاهراً باید نظر شیخ مفید و نویسنده منشور عقاید امامیه به آیاتى باشد که خدا در آنها از «ذکر» به «محدث» یاد کرده است؛ آن‌جا که می‌خوانیم:
    «ما یَأْتیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُون»(14) و «وَ ما یَأْتیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلاَّ کانُوا عَنْهُ مُعْرِضین»(15)‏
    از طرف دیگر، در هیچ جاى قرآن لفظ «مخلوق» در موردى نیامده است که آن‌را بتوان متعلّق به قرآن دانست.
    به‌علاوه؛ «خلق» و آنچه از این ریشه ساخته شده، در زبان عرب چند معنا دارد که از جمله دو معناى مشهورى می‌باشد که بیان می‌نماییم:
    1. «خلق اللّه»؛ یعنى خداوند آفرید، چنان‌که خداوند در آیاتی می‌فرماید:
    «خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...»؛(16) یعنى در آفریدن آسمان و زمین. و «خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْض»(17) یعنی آسمان و زمین را آفرید.‏ «مخلوقه»؛ یعنى آفریده‏شده خداوند.
    2. «خلق الکلام و کلام مخلوق»؛ در زبان عرب هرگاه کلام به «مخلوق بودن» توصیف شود، مقصود از آن دروغ بوده و جعلى و ساختگى بودن آن کلام است.(18) آن‌گاه که گویند «قصیدة مخلوقة»؛ یعنى قصیده ساختگى که به دروغ به کسى نسبت داده باشند.(19) و وقتى گویند «اختلق حدیثا»؛ یعنى حدیثى را جعل کرد و به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت داد.
    از این دسته است فرموده خدای تعالى در قرآن:
    «وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً»؛(20) سخن دروغ ساختید.
    «إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ»؛(21)این سخن، جز بافندگى و دروغ چیزى نیست.

    نتیجه‌‌گیری:
    یک. نمی‌توان قرآن را قدیم گفت به دلیل آن‌که خداوند ازلى می‌باشد و ازلى دیگرى وجود ندارد. و این‌که آیات قرآن خود دلالت دارند بر قدیم نبودن قرآن.
    دو. با آن‌که قرآن «مخلوق» است اما بهتر است جهت احترام، چنین وصفی را برای قرآن مورد استفاده قرار نداد؛ زیرا گاه لفظ «مخلوق» جایى به‌کار می‌رود که حکایت از جعل و ساختگى بودن آن کند و به گوینده‌اى به دروغ نسبت دهند.

    پی نوشت:
    1- سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل‏، ج ‏3، ص 515، قم، مؤسسة نشر إسلامی، مؤسسة امام صادق(علیه السلام).
    2-طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 326.موسسه الاعلمی.
    3- شعرانی، شرح کشف المراد، ص 137، کتاب فروشی اسلامیه، تهران،1372.
    4-سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج ‏3، ص 515، موسسه امام صادق(ع)، 1427.
    5- طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 326 – 327.
    6- چه عبارت باشد از علم تفصیلى به ذات، و علم اجمالى به غیر، و چه عبارت باشد از علم تفصیلى به ذات و به غیر، در مقام ذات و چه عبارت باشد از علم تفصیلى قبل از ایجاد و بعد از ذات، و یا عبارت باشد از علم تفصیلى بعد از ایجاد و ذات هر دو، به هر معنا که باشد.
    7-طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 327.
    8- مظفر، محمد حسین‏، دلائل الصدق‏، ج ‏2، ص 241، قم، مؤسسة آل البیت(علیه السلام)، چاپ اول، 1422ق؛ ‏پژوهشکده تحقیقات اسلامی،
    9- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏1، ص 107، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
    10- صدوق، التوحید، محقق، مصحح، حسینی، هاشم‏، ص 224، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1398ق.
    11- سبحانی، جعفر، منشور عقاید شیعه، ص 64، قم، مؤسسه امام صادق(علیه السلام).
    12- مکدرموت‏، مارتین، اندیشه‏هاى کلامى شیخ مفید، ترجمه آرام، احمد، ص 122، انتشارات دانشگاه تهران‏، 1372ش.
    13- «و أقول إن القرآن کلام الله و وحیه و إنه محدث کما وصفه الله تعالى و امنع من إطلاق القول علیه بأنه مخلوق و بهذا جاءت الآثار عن الصادقین ع و علیه کافة الإمامیة إلا من شذ منهم و هو قول جمهور البغدادیین من المعتزلة و کثیر من المرجئة و الزیدیة و أصحاب الحدیث»؛ شیخ مفید، أوائل المقالات‏، ص 53، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق.
    14- انبیاء، 2: «هیچ پند تازه‌اى از پروردگارشان نیامد، مگر این‌که بازی‌کنان آن‌را شنیدند».
    15- شعراء، 5: «و هیچ تذکّر جدیدى از سوى [خداى‏] رحمان برایشان نیامد جز این‌که همواره از آن روى برمی‌تافتند».
    16 - بقره، 164؛ آل عمران، 190 و 191.
    17- توبه 36؛ یونس، 3؛ هود، 7.
    18- عسکرى‏، سید مرتضى، نقش ائمه در احیاى دین، ج ‏2، ص 423، تهران، مرکز فرهنگى انتشارات منیر، چاپ اول، 1382ش؛ ر.ک: راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن‏، ص 297، بیروت، دارالقلم‏، چاپ اول.
    19- جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیة)، محقق، مصحح، عطار، احمد عبد الغفور، ج ‏4، ص 1471، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ اول، 1410ق.
    20- عنکبوت، 17.
    21- سوره ص، 7.


    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۷/۰۵/۰۶ در ساعت ۱۴:۲۳
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود