جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تپه ای برای شفاعت شوندگان توسط امامان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    1,985
    مورد تشکر
    3,059 پست
    حضور
    71 روز 23 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تپه ای برای شفاعت شوندگان توسط امامان




    سلام
    در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که می‌فرماید: «الاعراف کثبان بین الجنه و النّار و الرجال الائمه یقفون علی الاعراف مع شیعتهم و قد سبق المۆمنون الی الجنه بلا حساب» اعراف تپه ای است میان بهشت و دوزخ و امامان نیز در اعراف، در کنار شیعیان گنه کارشان قرار می‌گیرند در حالی که مۆمنان خالص بدون نیاز به حساب وارد بهشت شده‌اند.

    لطفا احادیث بیشتری درباره اعراف و اعرافیون بفرمایید.


    متشکریم
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,259
    مورد تشکر
    10,770 پست
    حضور
    172 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست







    تپه ای برای شفاعت شوندگان توسط امامان








    کارشناس بحث: استاد صباح

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    تپه ای برای شفاعت شوندگان توسط امامان

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    6 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی





    پرسش:
    در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که می‌ فرماید: «الاعراف کثبان بین الجنه و النّار و الرجال الائمه یقفون علی الاعراف مع شیعتهم و قد سبق المۆمنون الی الجنه بلا حساب» اعراف تپه ای است میان بهشت و دوزخ و امامان نیز در اعراف، در کنار شیعیان گنه کارشان قرار می‌ گیرند در حالی که مۆمنان خالص بدون نیاز به حساب وارد بهشت شده‌اند.
    لطفا احادیث بیشتری درباره اعراف و اعرافیون بفرمایید.


    پاسخ:
    «اعراف» در اصل به معنى زمین هاى برجسته است و با قرائنى که در آیات قرآن و احادیث پیشوایان اسلام آمده، روشن مى شود: مکان خاصى است میان دو قطب سعادت و شقاوت، یعنى بهشت و دوزخ که همچون حجابى میان این دو کشیده شده و یا همچون زمین مرتفعى در میان این دو فاصله گردیده است، به طورى که آن ها که روى آن قرار دارند، مشرف بر بهشت و دوزخ ­اند و هر دو گروه را مشاهده مى­ کنند، و از چهره هاى تاریک و روشن آن ها مى توانند آن ها را بشناسند.

    بررسى آیات 46 ـ 49 سوره «اعراف» نشان مى دهد: دو گونه صفات مختلف و متضاد براى این اشخاص ذکر شده است:

    در آیه اول و دوم، افرادى که بر اعراف قرار دارند چنین معرفى شده اند: آرزو دارند وارد بهشت شوند ولى موانعى از آن ها جلوگیرى کرده است، به هنگامى که نگاه به بهشتیان مى­ کنند بر آن ها درود مى­ فرستند و مى­ خواهند با آن ها باشند، اما هنوز نمى ­توانند و به هنگامى که نظر به دوزخیان مى ­افکنند، از سرنوشت آن ها وحشت نموده و به خداپناه مى­ برند.

    ولى از آیه سوم و چهارم استفاده مى­ شود: آن ها افرادى با نفوذ و صاحب قدرتند، دوزخیان را مواخذه و سرزنش مى­ کنند و به واماندگان در اعراف کمک مى ­نمایند که از آن بگذرند و به سر منزل سعادت برسند.

    روایاتى که در زمینه «اعراف و اصحاب اعراف» نقل شده نیز ترسیمى از دو گروه به ظاهر متضاد مى­ کند.

    در بسیارى از روایاتى که از ائمه اهل بیت(علیهم السلام) نقل شده مى­ خوانیم:
    «نحْنُ الاَعْرافُ؛ اعراف مائیم»(1)
    یا: «آلُ مُحَمَّد هُمُ الاَعْرافُ؛ خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله) اعرافند»(2)
    و در بعضى دیگر از روایات مى خوانیم: «هُمْ اَکْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللّهِ تَبارَکَ وَ تَعالى؛ آن ها گرامى ترین مردم در پیشگاه خدایند».(3)
    و یا: «هُمُ الشُّهَداءُ عَلَى النّاسِ، وَ النَّبِیُّونَ شُهَدائُهُم؛ آن ها گواهان بر مردم­اند و پیامبران گواهان آن ها هستند».(4)
    و روایات دیگرى حکایت دارد: آن ها پیامبران و امامان و صلحاء و بزرگانند.

    ولى دسته دیگرى از روایات مى گوید:
    آن ها واماندگانى هستند که بدى ها و نیکى هایشان مساوى بوده است یا گنهکارانى هستند که اعمال نیکى نیز داشته اند، مانند حدیثى که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «هُمْ قَوْمٌ اسْتَوَتْ حَسَناتُهُمْ وَ سَیِّئاتُهُمْ فَاِنْ اَدْخَلَهُمُ النّارَ فَبِذُنُوبِهِمْ وَ اِنْ اَدْخَلَهُمُ الْجَنَّهَ فَبِرَحْمَتِه؛ آن ها گروهى هستند که حسنات و سیئاتشان مساوى است، اگر خداوند آن ها را به دوزخ بفرستد به خاطر گناهانشان است و اگر به بهشت بفرستد به برکت رحمت او است»(5)

    اگر چه ظاهر آیات و ظاهر این روایات در ابتدا متضاد به نظر مى رسد، و شاید همین امر سبب شده است که مفسران در این باره اظهار نظرهاى متفاوت و گوناگون کنند، اما با دقت روشن مى شود نه در میان آیات و نه در میان روایات تضادى وجود ندارد، بلکه همه یک واقعیت را تعقیب مى کنند.

    توضیح این که:
    همان طور که گفتیم، از مجموع آیات و روایات چنین استفاده مى شود: «اعراف» گذرگاه سخت و صعب العبورى بر سر راه بهشت، سعادت جاویدان است.
    طبیعى است افراد نیرومند و قوى، یعنى صالحان و پاکان با سرعت از این گذرگاه عبور مى کنند اما افرادى که خوبى و بدى را به هم آمیختند، در این مسیر وا مى مانند.
    هم چنین طبیعى است که سرپرستان جمعیت و پیشوایان قوم در گذرگاه هاى سخت همانند فرماندهانى که در این گونه موارد در آخر لشکر راه مى روند تا همه سپاهیان بگذرند، در آن جا توقف مى کنند تا به کمک ضعفاى مومنان بشتابند و آن ها که شایستگى نجات را دارند در پرتو امدادشان رهائى یابند.

    بنابراین، در «اعراف» دو گروه وجود دارند، ضعیفان و آلودگانى که در رحمتند و پیشوایان بزرگى که در همه حال یار و یاور ضعیفانند، بر این اساس قسمت اول آیات و روایات اشاره به گروه نخستین یعنى ضعفا است و قسمت دوم اشاره به گروه دوم یعنى بزرگان و انبیاء و امامان و صلحا.

    در بعضى از روایات نیز شاهد این جمع به خوبى دیده مى شود، مانند روایتى که در تفسیر «على بن ابراهیم» از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود:
    «الاَعْرافُ کُثْبَانٌ بَیْنَ الْجَنَّهِ وَ النّارِ وَ الرِّجالُ الاَئِمَّهُ یَقِفُونَ عَلَى الاَعْرافِ مَعَ شِیعَتِهِمْ وَ قَدْ سَبَقَ الْمُوْمِنُونَ اِلَى الْجَنَّهِ بِلا حِساب...»؛ اعراف، تپه اى است میان بهشت و دوزخ، و امامان، آن مردانى هستند که بر اعراف در کنار شیعیانِ (گنهکارشان) قرار مى گیرند، در حالى که مومنان [خالص] بدون نیاز به حساب در بهشت جاى گرفته اند... .(6)

    اگر روایات بیشتری در این زمینه خواهانید می ­توانید به کتاب «بصائر الدرجات» باب "في الأئمة أنهم الذين ذكرهم الله يعرفون أهل الجنة و النار" جلد ‏1، صفحه 495 مراجعه کنید.

    پی نوشت ها:
    1. بحرانی، تفسیر البرهان، ج 2، ص 17، 18 و 19؛ کلینی، الکافى، دار الکتب الاسلامیة، ج 1، ص 184.
    2. تفسیر البرهان، ج 2، ص 18.
    3. مجلسی، بحار الانوار، ج 24، ص 252؛ تفسیر البرهان، ج 2، ص 19؛
    4. حویزی، نور الثقلین، موسسه اسماعیلیان ـ قم، طبع چهارم، 1412 هـ ق، ج 2، ص 33.
    5. تفسیر البرهان، ج 2، ص 17؛ الکافى، ج 2، ص 381.
    6. برگرفته از: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الإسلامیه، چاپ سی و دوم، ج 6، ص 229.

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ در ساعت ۰۷:۴۴ دلیل: ثبت عنوان جمع بندی


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود