صفحه 15 از 15 نخست ... 5131415
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درآمدی بر مقامات سلوک

  1. #141

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,396
    مورد تشکر
    1,935 پست
    حضور
    22 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پس توبه به معنای بازگشت به سوی خدای تعالی بر دو قسم توبه، بلکه هر همه اقسام آن را شامل است؛ لکن چون انسان به خودی خود نیازمند است و جز به عنایت حضرت حق، از خیر و سعادت بی بهره است، حتی در توبه و بازگشت هم محتاج عنایت پروردگار خویش است و تا توفیق و کمک او نباشد، انسان نمی تواند به عبودیت و مسکنت در برابر او بپردازد؛ از این رو، پیش از توبه عبد، توبه رب قرار دارد که در قرآن کریم از آن بدین بیان سخن به میان آمده است: «ثم تاب علیهم لیتوبوا [توبه/118]
    همچنین بازگشت انسان به سوی خدای سبحان، نیازمند پذیرش و آمرزش پاک سازی او از آلودگی های گناهان و پاک شدن از لوث دوری از خدای مهربان است که این توبه دوم از سوی خدای سبحان و متاخر از توبه عبد به سوی ربّ ودود غفور است [1]
    چنان که خود فرموده است:
    «ثم تاب علیهم لیتوبوا ان الله هو التواب الرحیم [توبه/118] پس [خدا] به آنان [توفیق] توبه داد تا توبه کنند. بی تردید خدا همان توبه پذیر مهربان است.»
    در قرآن کریم گاه عده ای از پیامبران بزرگ به عنوان «اوّاب» توصیف شده اند و گاه همه بهشتیان.
    خداوند در سوره «ص» داوود، سلیمان [علیه السلام] را به «اوّاب» بودن توصیف کرده است. [سوره ص، 17-30-44]
    __________________
    پی نوشت:
    1.سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسییر القرآن، ج4، ص 244-246.



  2. تشکر


  3. #142

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,396
    مورد تشکر
    1,935 پست
    حضور
    22 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) در حدیثی خطوط کلی و اصلی زندگی انسان مهذب و نورانی را در توحید محوری، نبوت شناسی و اعتقاد به نبوت خاتم پیامبران الهی، معاد باوری، نعمت شناسی و شکر زبانی و قلبی و عملی نعمت، توبه و استغفار معرفی کردند و فرمودند:
    «چهار خصلت در هر که باشد، در نور اعظم خداوند خواهد بود:
    1. سپرش در برابر گناه، شهادت به یگانگی خدا و رسالت من باشد (در وقت معصیت ایمان محکم سد راهش شود.)
    2. گفتارش هنگام معصیت انالله و اناالیه راجعون باشد.
    3. گفتارش هنگام نعمت الحمدلله رب العلالمین باشد.
    4. گفتارش هنگام گناه استغفرالله و اتوب الیه باشد.(یعنی نه معصیت او را از پای درآورد؛ چه می داند هر چه هست از آن خداست می دهد و می گیرد نه نعمت موجب طغیانش شود چه خود را مالک نداند و نه گناه رابطه اش را با خدا قطع کند که با توبه آلودگی را می زداید.)
    پیامبراکرم صلی الله علیه و اله و سلم در این آموزه در حقیقت روابط چهارگانه انسان با خدا، خود، جامعه و جهان را تبیین کرده است تا انسان در ارتباط با خدا و پیام و پیامبر الهی بتواند جهان بینی توحیدی و بینش و گرایش فراگیر پیدا کند و به عالم و آدم از منظر توحیدی نگریسته و حیات این جهانی را موقت، گذران و در ارتباط با حیات جاودانه و زندگی ماندنی و ابدی جهان دیگر بشناسد و در نتیجه در برابر ناگواری ها و ملامت ها و ملالت ها صابر و شاکر و از لغزش ها و کاستی های علمی و عملی اش تائب و راجع به سوی خدا باشد و در راستای ترمیم و تدارک آنها برآید چنین انسانی از نورانیت عقلی و قلبی بهره مند است.
    مقام توبه مرتبتی بس والا و برین دارد و انسان باید از غیر خدا به سوی خدا هجرت کند و به تعبیر قران کریم در آیه 50 سوره ذاریات «فَفِرُّوا إِلَى اللَّه‏» تا به مقام طمانینه و امن نایل به «وجه رب» و شهود «وجه الله» واصل شود تنها به حق تکیه کند و به مقام حق الیقین و بردالیقین دست یابد.[1]
    انسان کامل و خلیفة الله هر روز هفتاد بار استغفار می کند که مبادا این ابرها فضای دل را بگیرد البته استغفار برای انسان کامل در حقیقت «دفع» است نه «رفع»[2]
    ________________
    پی نوشت:
    1.
    محمدجواد رودگر، سلوک محمدی، ص 108-110.
    2.
    عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج11، ص159-160.



  4. تشکر


  5. #143

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,396
    مورد تشکر
    1,935 پست
    حضور
    22 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توبه در حقیقت پارگی هایی را که بر اثر گناه در جامه دین پدید امده است رفو و خلل را ترمیم می کند مومن اگر دچار گناه شود بی درنگ به رفو گری می پردازد و رقعه توبه بر پارگی حاصل از گناه می دوزد. وقتی هم کسی مشفقانه نصیحت می کند رخنه ها و خلل را می پوشاند. عرب عسلی را که از غش و موم خالص باشد را عسل ناصح گوید. توبه در خلوص به این گونه عسل تشبیه شده است.


    توبه چون باشد پشیمان آمدن / بر در حق نو مسلمان آمدن
    خدمتی از سر گرفتن با نیاز / با حقیقت روی کردن از مجاز[1]


    توبه ای مردانه باید کرد بهشت هشت در رحمت دارد که یکی از آنها توبه است در توبه همواره باز است باید فرصت را غنیمت شمرد و تا هنگام توبه سپری نشده باید توبه ای نصوح و خالص کرد از پدرمان آدم باید بیاموزیم که چون ترک اولی کرد بر دو پای ایستاد و استغفار کرد و انا ظلمنا گفت:

    «از پدر آموز کادم در گناه / خوش فرود آمد به سوی پایگاه

    چون بدید آن عالم الاسرار را / بر دو پا استاد استغفار را
    بر سر خاکستر انده نشست / از بهانه شاخ تا شاخی نجست
    ربنا انا ظلمنا گفت و بس / چون که جانداران بدید از پیش و پس
    آن که فرزندان خاص آدم اند / نفحه انا ظلمنا می دمند.»
    [2]
    ___________________
    پی نوشت:
    1.اسماعیل حقی بروسوی ، تفسیر روح البیان، ج10، ص63.
    2.مولوی، مثنوی معنوی، دفتر چهارم، ص570.



  6. تشکر


  7. #144

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,396
    مورد تشکر
    1,935 پست
    حضور
    22 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-شرایط توبه
    شرایط و علامت های توبه سه چیز است: ندامت و پشیمانی، عذرخواهی و استغفار و ترک گناه
    ندامت از افعال قلب است و از کرده خود قلبا پشیمان شدن است و اما ترک گناهی که مرتکب می شد خودداری از رفتار و گفتار پیشین است.
    توبه در شرع عبارت است از ترک گناه به خاطر قبح آن، پشیمانی بر آنچه از او سر زده، عزم بر ترک گناه و عدم بازگشت به آن کار زشت و جبران اعمالی که ممکن است با انجام دادن آنها کار قبیح جبران شود وقتی این چهار چیز جمع شود شرایط توبه کامل می شود.
    برای تحقق توبه اعتراف به گناه و ندامت کفایت می کند. البته توبه برخی از اعمال و حقوق هنگامی تحقق می یابد که اعمال و حقوق تقویت شده جبران و پرداخت شود . روایات زیر بر این مطلب دلالت دارد که در اصل برای تحقق توبه اقرار به گناه و ندامت کافی است.
    امام باقر علیه السلام می فرمایند: «وَ اللَّهِ مَايَنْجُومِنَ‏الذَّنْبِ‏ إِلَّا مَنْ أَقَرَّ بِهِ»؛ «به خدا سوگند از گناه نجات پیدا نمی کند مگر کسی که به آن اقرار کند.»[1]
    و نیز فرمود: «كَفى‏بِالنَّدَمِ‏تَوْبَةً»؛ «برای تحقق توبه ندامت کافی است.»[2]
    و نیز فرمود: « مَاأَرَادَاللَّهُ‏تَعَالَى‏مِنَ‏النَّاسِ‏ إِلَّا خَصْلَتَيْنِ أَنْ يُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَيَزِيدَهُمْ وَ بِالذُّنُوبِ فَيَغْفِرَهَا لَهُمْ.»؛ «خدای تعالی از مردم جز دو خصلت نخواسته است یکی اینکه به نعمت های الهی اقرار کنند تا نعمتشان را افزون کند و دیگر اینکه به گناهان اقرار کنند تا آنها را بیامرزد.»[3]
    البته نشانه ندامت راستین بر اساس فرمایش امیرالمومنین علیه السلام این است که او را به ترک آن گناه فرا می خواند.
    «إِنَ‏النَّدَمَ‏عَلَى‏الشَّرِّ يَدْعُو إِلَى تَرْكِهِ»؛ «به راستی ندامت بر کار بد به ترک آن فرا می خواند.»[4]
    گر سیه کردی تو نامه عمر خویش / توبه کن ز آنها که کرده ستی توپیش
    عمر اگر بگذشت بیخش این دم است/ آب توبه اش ده اگر او بی نم است
    سیئاتت را مبدل کرد حق / تا همه طاعت شود آن ماسبق
    عمر بی توبه همه جان کندن است / مرگ حاضر غایب از حق بودن است
    عمر و مرگ این هر دو با حق خوش بود/ بی خدا آب حیات آتش بود[5]
    __________________
    پی نوشت:
    1.کافی، ج2، ص426.
    2.همان.
    3.همان.
    4.کافی، ج2، ص427.
    5.
    مثنوی معنوی، دفتر پنجم.



  8. تشکر


صفحه 15 از 15 نخست ... 5131415

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود