جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا باید اینقدر به دنبال جواب بود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش چرا باید اینقدر به دنبال جواب بود؟




    سلام؛ در دنیا شمار زیادی باور، دین و فلسفه‌های مختلفی وجود داره و همگی یا غالباً به دنبال جواب دادن و پاسخ دادن به اینکه چگونه زندگی درستی داشته باشیم هست [غیر از اینه؟]؛ خیلی ها زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند آیا هرکدوم باید قسمتی از عمر خودشون (انصافا اعتقادات خیلی زیاده علاوه بر قدرت استنتاج، درک و سواد هر فرد) رو بذارن تا بتونن دین درست رو انتخاب کنن؟


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,787
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    10,281 پست
    حضور
    153 روز 18 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست







    چرا باید اینقدر به دنبال جواب بود؟








    کارشناس بحث: استاد مسلم

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا باید اینقدر به دنبال جواب بود؟

  3. تشکرها 2


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    537
    مورد تشکر
    1,605 پست
    حضور
    25 روز 23 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام


    نقل قول نوشته اصلی توسط سوال ها نمایش پست
    سلام؛ در دنیا شمار زیادی باور، دین و فلسفه‌های مختلفی وجود داره و همگی یا غالباً به دنبال جواب دادن و پاسخ دادن به اینکه چگونه زندگی درستی داشته باشیم هست [غیر از اینه؟]؛ خیلی ها زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند آیا هرکدوم باید قسمتی از عمر خودشون (انصافا اعتقادات خیلی زیاده علاوه بر قدرت استنتاج، درک و سواد هر فرد) رو بذارن تا بتونن دین درست رو انتخاب کنن؟
    بله در اینکه ادیان و مکاتب متعددی وجود دارند که انسان را به سمت خود می خوانند و یگانه راه سعادت را پیروی از خویش میدانند شکی وجود ندارد اما برای کشف حقیقت لازم نیست نشست و تمامی آنها را مطالعه و مقایسه کرد.
    اینکه انسان در مورد وجود خداوند تحقیق کند و آن را بپذیرد، خب طبیعتا پذیرش خداوند مُهر ابطالی بر تمامی ادیان غیر آسمانی است. چه آنچه که میشود نام دین به معنای خاص را بر آن گذاشت مانند بودیسم و هندوئیسم و مانند آن؛ و چه آن مکاتبی که دین به معنای خاص بر آنها صدق نمی کند مانند مارکسیسم.

    در گام دوم در میان تمام ادیان آسمانی که همگی خداوند راقبول داشته و برنامه­ی خود را از جانب خداوند میدانند تنها دینی که از نظر سندی قابل دفاع بوده و در سند کتاب آسمانی آن تردیدی وجود ندارد اسلام است. اسلام است که قرآن آن به صورت متواتر نسل به نسل از درون سینه ها منتقل شده است و در بین نسخه های آن هیچ اختلافی بین امت اسلامی نیست.
    چنین سند محکمی در مورد کتب آسمانی هیچ دینی وجود ندارد؛ همین مسئله برای باقی ماندن اسلام و نفی بقیه ادیان کافیست.

    علاوه بر اینکه اسلام دینی نیست که در عرض آن ادیان باشد، اسلام فوق آن ادیان است، می گوید اگر به موسی(ع)، عیسی(ع)، و سایر انبیاء ایمان نیاوری اصلا به اسلام هم ایمان نیاورده ای! ادیان دیگر را رد نمی کند، بلکه ایمان به انبیاء آنها را شرط ایمان حقیقی می داند، در حقیقت اسلام جامع ادیان است، اما ایمان به سایر ادیان چنین نیست و مستلزم انکار نبوت بخشی از انبیا است.

    مسئله دیگر مقایسه تعالیم این ادیان است، وجود عقائد عقل ستیزی چون تثلیث یا سه گانه پرستی در مسیحیت، و همچنین نسبت های ناروا به انبیا در کتاب مقدس باز هم قرینه ای بر تحریف سایر ادیان دارد در حالی که جایگاه پیامبران در قرآن به نیکویی ترسیم شده است.
    می بینید که مسئله چندان هم دشوار نیست، و لازم نیست انسان بخش عمده ای از عمر خویش را برای مطالعه و نحقیق اختصاص بدهند، همین مقدار حق را روشن میسازد.

    نکته دیگر آن که تحقیق در رابطه با دین حق و مسیر درست به معنای بر هم زدن زندگی خوب در کنار دیگران نیست، همانطور که میشود با وجود دین واحد بین انسان ها شکاف و اختلاف و بدرفتاری باشد، میشود بن انسان ها با ادیان مختلف رابطه گرم و صمیمی باشد.

    اینکه ما الان در کنار هم به خوبی زندگی می کنیم به خاطر خوش رفتاری است، و این خوش رفتاری می تواند در زمان تحقیق و همچنین بعد از رسیدن به نتیجه نیز با ما باشد. همانطور که سیره بزرگان دین اینگونه بود است، تا جایی که قرآن کریم اصلا علت اصلی مسلمان شدن مردم عصر پیامبر(ص) را نه قدرت استدلال و منطقی بودن سخنان آن حضرت(ص)، بلکه خوش رفتاری و خوش اخلاقی او میداند:
    «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك‏»؛ [اى پيامبر!] پس به مهر و رحمتى از سوى خدا با آنان نرم خوى شدى، و اگر درشت خوى و سخت دل بودى از پيرامونت پراكنده مى‏شدند.(آل عمران:159)

    بنابراین اتفاقا برای اینکه مسیر حقی که شناخته ایم به دیگران هم برسانیم و در عمل آن را تبلیغ کنیم لازم است خوش اخلاق باشیم، وگرنه کسی جذب آن مسیری نمیشود که ما آن را به عنوان بهترین مسیر شناخته ایم!


    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۷/۰۳/۲۰ در ساعت ۱۵:۳۰
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    168
    مورد تشکر
    442 پست
    حضور
    10 روز 7 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط سوال ها نمایش پست
    سلام؛ در دنیا شمار زیادی باور، دین و فلسفه‌های مختلفی وجود داره و همگی یا غالباً به دنبال جواب دادن و پاسخ دادن به اینکه چگونه زندگی درستی داشته باشیم هست [غیر از اینه؟]؛ خیلی ها زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند آیا هرکدوم باید قسمتی از عمر خودشون (انصافا اعتقادات خیلی زیاده علاوه بر قدرت استنتاج، درک و سواد هر فرد) رو بذارن تا بتونن دین درست رو انتخاب کنن؟
    سلام و عرض ادب

    برادر گرامی

    اصولا ما به این دنیا نیومدیم که فقط به خوبی خوشی زندگی کنیم

    این دنیا محل آزمایش هست و کسانی که در این آزمایش پیروز بشن می تونن در بهشت به خوبی و خوشی زندگی کنن !

    اگر می خواید در آزمایش پیروز بشید باید تحقیق کنید و فکر کنید
    و به جای این که وقتتون رو برای لذت بردن از دنیا تلف کنید
    برای فهمیدن و اندیشیدن زندگی کنید


    خیلی ها تو اسرائیل زندگی خوبی کنار هم دارن
    و اهمیت نمی دن که برای این زندگی خوب چقدر انسان جونشون رو از دست دادن
    یا دارن از دست می دن


    آیا فقط خوب زندگی کردن کفایت می کنه !

    اصلا معنای خوب زندگی کردن چیه ؟ این که بی خیال باشیم و مثل احمق ها سرمون رو بکنیم زیر برف و حقیقت رو نبینیم !؟

    امیدوارم همه بتونن با تفکر و تحقیق راه درست زندگی کردن رو کشف کنن

    و به این دو روز دنیا دل خوش نشن

    در پناه حق تعالی


    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام


    با سلام و عرض ادب

    برادر گرامی

    الان هر فرقه ای در اسلام برای حقانیت خودش از قرآن سند درمیاره

    حتی یه زمانی برخی شیعیان ادعای بیشتر بودن آیات قرآن رو هم مطرح کردن !

    در ضمن داعش با استناد به همین قرآن تکفیر انجام می ده و مردم قتل عام می کنه!



    حتی برخی یهودیان برای تسخیر فلسطین به همین قرآن رجوع می کنن و می گن ما وارثان زمین هستیم !


    از نظر کسی که مسلمون متولد شده و فرقه خودش رو بر حق می دونه شاید نیاز به تفکر نباشه!
    و همه امور رو با تقلید بشه انجام داد!

    اما یه انسان برای هر امری نیاز به تحقیق و تفکر داره

    و همین نیاز هست که موجب کثرت شده

    وگرنه خداوند اگر همون قرآن کفایت می کرد ، همون موقع حجت رو تموم می کرد و قیامت رو برپا می کرد ....
    ویرایش توسط شروحیل : ۱۳۹۷/۰۳/۲۰ در ساعت ۱۳:۳۳
    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    537
    مورد تشکر
    1,605 پست
    حضور
    25 روز 23 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست
    اما یه انسان برای هر امری نیاز به تحقیق و تفکر داره
    و همین نیاز هست که موجب کثرت شده
    وگرنه خداوند اگر همون قرآن کفایت می کرد ، همون موقع حجت رو تموم می کرد و قیامت رو برپا می کرد ....
    با سلام و احترام
    عرض بنده هم این نبود که قران برای هدایت کافیست، بنده هم معتقدم باید تحقیق کرد، منتهی عرض کردم برای تشخیص راه حق لازم نیست انسان بخش عظیمی از عمر خود را صرف این تحقیق کند، بلکه اگر انسان بدون تعصب وارد تحقیق شود خیلی زود مسیر حق را کشف خواهد کرد.

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    537
    مورد تشکر
    1,605 پست
    حضور
    25 روز 23 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش
    در دنیا شمار زیادی باور، دین و فلسفه‌های مختلفی وجود دارد و همگی یا غالباً به دنبال جواب دادن و پاسخ دادن به اینکه چگونه زندگی درستی داشته باشیم هستند؛ خیلی از انسان ها در کنار دیگران و غیر همفکران زندگی خوبی دارند با این حال آیا لازم است هرکدام قسمتی از عمر خودشان را با توجه به گستردگی اعتقادات و ادیان و مکاتب صرف کنند تا بتوانند دین درست را انتخاب کنند؟


    پاسخ

    برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

    نکته اول:

    اهمیت تحقیق در مورد یک مسئله در گرو نقش و تاثیر آن در زندگی است، مثلا این که انسان وقتش را صرف این کند که آیا کرم خاکی سرما هم میخورد یا نه؟ خب ارزش نداشته و اتلاف وقت است. اما اینکه وقتش را صرف این کند که سرماخوردگی انسان با چه درمان میشود ارزشش را دارد.

    بنابراین اینکه تحقیق در مورد دینِ حق چقدر اهمیت دارد از توجه به این نکته معلوم میشود که سرنوشت میلیاردها سال عمر ابدی انسان به آن وابسته است! زندگی ابدی انسان در قیامت انتهایی ندارد، وقتی ارزش سلامتی انسان در دنیا که 70 یا 80 سال است ارزش سال ها وقت گذاری و تحقیق و پژوهش را دارد، مسئله ای که تاثیر آن نامحدود است که دیگر جای خود دارد.
    طبیعتا طبق این معیار اگر بخواهیم ریاضی حسای کنیم وقتی تاثیر یک مسئله در زندگی نامحدود باشد ارزش و اهمیت تحقیق در مورد آن هم نامحدود خواهد بود و بی نهایت ارزش خواهد داشت.

    نکته دوم:

    در اینکه ادیان و مکاتب متعددی وجود دارند که انسان را به سمت خود می خوانند و یگانه راه سعادت را پیروی از خویش میدانند شکی وجود ندارد اما برای کشف حقیقت لازم نیست نشست و تمامی آنها را مطالعه و مقایسه کرد.
    اینکه انسان در مورد وجود خداوند تحقیق کند و آن را بپذیرد، خب طبیعتا پذیرش خداوند مُهر ابطالی بر تمامی ادیان غیر آسمانی است. چه آنچه که میشود نام دین به معنای خاص را بر آن گذاشت مانند بودیسم و هندوئیسم و مانند آن؛ و چه آن مکاتبی که دین به معنای خاص بر آنها صدق نمی کند مانند مارکسیسم.

    در گام دوم در میان تمام ادیان آسمانی که همگی خداوند راقبول داشته و برنامه­ی خود را از جانب خداوند میدانند تنها دینی که از نظر سندی قابل دفاع بوده و در سند کتاب آسمانی آن تردیدی وجود ندارد اسلام است. اسلام است که قرآنِ آن به صورت متواتر نسل به نسل از درون سینه ها منتقل شده است و در بین نسخه های آن هیچ اختلافی بین امت اسلامی نیست.
    چنین سند محکمی در مورد کتب آسمانی هیچ دینی وجود ندارد؛ همین مسئله برای باقی ماندن اسلام و نفی بقیه ادیان کافیست.

    علاوه بر اینکه اسلام دینی نیست که در عرض آن ادیان باشد، اسلام فوق آن ادیان است، می گوید اگر به موسی(علیه السلام)، عیسی(علیه السلام)، و سایر انبیاء ایمان نیاوری اصلا به اسلام هم ایمان نیاورده ای! ادیان دیگر را رد نمی کند، بلکه ایمان به انبیاء آنها را شرط ایمان حقیقی می داند، در حقیقت اسلام جامع ادیان است، اما ایمان به سایر ادیان چنین نیست و مستلزم انکار نبوت بخشی از انبیا است.

    مسئله دیگر مقایسه تعالیم این ادیان است، وجود عقائد عقل ستیزی چون تثلیث یا سه گانه پرستی در مسیحیت، و همچنین نسبت های ناروا به انبیا در کتاب مقدس باز هم قرینه ای بر تحریف سایر ادیان دارد در حالی که جایگاه پیامبران در قرآن به نیکویی ترسیم شده است.
    می بینید که مسئله چندان هم دشوار نیست، و لازم نیست انسان بخش عمده ای از عمر خویش را برای مطالعه و تحقیق اختصاص بدهند، همین مقدار حق را روشن میسازد.


    نکته سوم:
    نکته دیگر آن که تحقیق در رابطه با دین حق و مسیر درست به معنای بر هم زدن زندگی خوب در کنار دیگران نیست، همانطور که میشود با وجود دین واحد بین انسان ها شکاف و اختلاف و بدرفتاری باشد، میشود بین انسان ها با ادیان مختلف رابطه گرم و صمیمی باشد.

    اینکه ما الان در کنار هم به خوبی زندگی می کنیم به خاطر خوش رفتاری است، و این خوش رفتاری می تواند در زمان تحقیق و همچنین بعد از رسیدن به نتیجه نیز با ما باشد. همانطور که سیره بزرگان دین اینگونه بود است، تا جایی که قرآن کریم اصلا علت اصلی مسلمان شدن مردم عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را نه قدرت استدلال و منطقی بودن سخنان آن حضرت(صلی الله علیه و آله)، بلکه خوش رفتاری و خوش اخلاقی او میداند:
    «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك‏»؛ [اى پيامبر!] پس به مهر و رحمتى از سوى خدا با آنان نرم خوى شدى، و اگر درشت خوى و سخت دل بودى از پيرامونت پراكنده مى‏شدند.(1)

    بنابراین اتفاقا برای اینکه مسیر حقی که شناخته ایم به دیگران هم برسانیم و در عمل آن را تبلیغ کنیم لازم است خوش اخلاق باشیم، وگرنه کسی جذب آن مسیری نمیشود که ما آن را به عنوان بهترین مسیر شناخته ایم!


    پی نوشت ها:
    1. آل عمران:159/3.
    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۷/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۷:۰۳
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود