جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: طبق قرآن و سنت حیوانات نماد چه کسانی هستند!؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    1,986
    مورد تشکر
    3,059 پست
    حضور
    72 روز 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    طبق قرآن و سنت حیوانات نماد چه کسانی هستند!؟




    سلام
    طبق قرآن و سنت حیوانات نماد چه‌کسانی هستند!؟

    راهنمایی فرمایید


    متشکریم
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,259
    مورد تشکر
    10,770 پست
    حضور
    172 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست
    َ






    طبق قرآن و سنت حیوانات نماد چه کسانی هستند!؟








    کارشناس بحث: استاد واسع

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۷/۰۶/۲۸ در ساعت ۱۶:۰۴
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    طبق قرآن و سنت حیوانات نماد چه کسانی هستند!؟

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    231 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمه تعالی
    با سلام و احترام
    لطفا سوال خود را توضیح دهید. آیا روایتی در این باره دیده اید یا مطلبی شنیده اید. لطفا ذهنیت خود را در این باره بیان کنید. از کجا این سوال برای شما ایجاد شده است. سپاس

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    1,986
    مورد تشکر
    3,059 پست
    حضور
    72 روز 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط واسع نمایش پست
    بسمه تعالی
    با سلام و احترام
    لطفا سوال خود را توضیح دهید. آیا روایتی در این باره دیده اید یا مطلبی شنیده اید. لطفا ذهنیت خود را در این باره بیان کنید. از کجا این سوال برای شما ایجاد شده است. سپاس
    باسلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام محرم

    روایاتی از معراج که پیامبر ص افراد را بصورت حیواناتی دیدند که سبب آن را دو گوهر و امانت مردم پرسیدند و جواب شنیدند.

    از طرفی

    در دوران طفیلیت امام حسین ع ، از حضرت خواستند که تسبیح حیوانات را بفهمند که آن نشانه امامت باشد و‌حضرت فرمود.

    از طرفی

    خداوند همه را مهلتی داده، از مهلت ۷ ساعته یا وقت معلوم
    ما مطالعه کردیم حیواناتی که حسابرسی ندارند، قطعا هدفی از آفرینش آنها بوده، همه که قابل خوردن و بار کشیدن نیستند پس چه علتی میتواند داشته باشد.
    با مشاهده خوهای حیوانی و مطالعه روایات موجود، در حرمت مقام انسان و‌ جن حسابرس، خداوند آنها را کفاره گناهان و پیش مرگ و بلا خیز آنها قرار داده

    البته
    روایاتی هم دیدیم که حیوانات هم به خداپند عرض کردند که خدایا ما را بسبب گناه آدمیان معذب نکن

    پس وقتی فتنه ای بزرگ در امتها قرار است اتفاق افتد که هر مرسلی از وقوع آن برای امت خود میترسد، بسبب نشناختن حق، پس از اتمام‌وقت، هیچ کفاره ای مقبول نمیشود و فرصت تمام میشود، عظیم تر از طوفان نوح ع.

    از طرف دیگر

    برخی مراجع ما، خبر از چشم برزخی دادند و ما معتقدیم که هر فردی تا مرگش فرا نرسیده ، فرصتی برای برگشت به مقام انسانیت دارد و خوشحالیم که مرجع محترم و عزیز ما هیچ فردی را خطاب نکردند و از امتحان الهی سربلند شدند، اما کم خردان به این موضوعات دامن زدند و توهین ها کردند در حالی که چشم برزخی هم نداشتند.


    من حیص المجموع، قطعا همه را نمیخواهیم که بفهمیم مگر اینکه علتی در دانستن برای یاری باشد.

    اما روایات ائمه خبر از شیر ها و کفتارها و حیوانات درنده میدهند که به مسئول فرموده شد و گوسفندانی که از هر طرف موجب خسرانند به مردم بی گناه.

    البته تمام رفتارهای حیوانات درنده هم میتواند نوعی تفکیک ذهنت افراد مسئول باشد که به جان هم می افتند.

    البته کماکان نماز پاک کننده هست ولی کینه ها، ارزش نماز را کم کرده...



    امیدوارم کلام نوشتاری ما، موجب توضیح لازم شده باشد

    هر چه داریم به حول و قوه الهی از برکات یس و آل یس است و بس
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    231 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    جناب کربلایی عزیز به نظر مبارکتان از توضیحاتی که دادید این سوال در می آید: حیوانات نماد چه کسانی هستند؟ لطف کنید دقیقا منظور خود را از سوال بیان کنید. سوالتان هنوز دقیقا مشخص نیست که چیست.
    اگر منظورتان حقیقت برزخی انسانها در قیامت هست که به شکل حیوانات محشور می شوند بفرمایید و منتظر پاسخ بمانید. و سوال خود را تصحیح کنید.

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    1,986
    مورد تشکر
    3,059 پست
    حضور
    72 روز 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط واسع نمایش پست
    با سلام
    جناب کربلایی عزیز به نظر مبارکتان از توضیحاتی که دادید این سوال در می آید: حیوانات نماد چه کسانی هستند؟ لطف کنید دقیقا منظور خود را از سوال بیان کنید. سوالتان هنوز دقیقا مشخص نیست که چیست.
    اگر منظورتان حقیقت برزخی انسانها در قیامت هست که به شکل حیوانات محشور می شوند بفرمایید و منتظر پاسخ بمانید. و سوال خود را تصحیح کنید.
    هر حیوانی نشانه ای برای خردمندان در روز قیامت است.
    مثلا میمونها یا شیر ها یا .....


    هر چه در این باره هست بفرمایید

    شکل میمون را خداوند برای قبح چهره ها در زمانی که همه از نورهای یقین و معرفت الهی منور هستند را نشان دادند.

    آیا دعای امیرالمومنین ع در ادای عذاب در این دنیا سبب عقاب در برزخ و‌قیامت هم هست درسته، پس چرا نشانه ها برای توصیف حیوانات آمده؛ آیا شامل عده ای خاص هست!؟
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    231 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش: «انسان ها چگونه می توانند نماد حیوانات باشند؟ و حقیقت آن ها در قیامت به چه صورتی بروز می کند؟

    پاسخ:


    در قرآن کریم و روایات مباحثی پیرامون حقیقت انسانها و باطن آنها وجود دارد که برخی از انسانها به حیوانات تشبیه شده اند یا اینکه در زمره حیوانات دانسته شده اند و این به دلیل اعمال و رفتار آنهاست یعنی انسان می تواند با مراقبت از فطرت انسانی خود آن را در صورت و حقیقت انسانی حفظ کند و میتواند با عدم مراقبت فطرت انسانی خود را مسخ نموده به حقیقتی حیوانی تبدیل کند. قرآن کریم در این باره می فرماید:


    • «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»(1)به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم؛ آنها دلها[ عقلها]يى دارند كه با آن(انديشه نمى‏كنند، و) نمى‏ فهمند؛ و چشمانى كه با آن نمى‏ بينند؛ و گوش هايى كه با آن نمى‏ شنوند؛ آنها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند(چرا كه با داشتن همه ‏گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)!


    • «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً»(2) آيا گمان مى‏ برى بيشتر آنان مى‏ شنوند يا مى‏ فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپايانند، بلكه گمراهترند!


    • «إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ الَّذينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ»(3) خداوند كسانى را كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند وارد باغ هايى از بهشت مى‏كند كه نهرها از زير(درختانش) جارى است؛ در حالى كه كافران از متاع زودگذر دنيا بهره مى‏ گيرند و همچون چهارپايان مى‏ خورند، و سرانجام آتش دوزخ جايگاه آنهاست!


    در برخی از روایات در این باره از امیرالمومنین(علیه السلام) می خوانیم:
    - در حكمت ‏هاى منسوب به ايشان آمده است: براى صاحب خِرد، زشت است كه حيوان‏ باشد، در حالى كه مى‏ تواند انسان‏ باشد، و مى‏ تواند فرشته باشد، و [برايش زشت است كه‏] به دارايىِ عاريتى و زندگى باز ستاندنى رضايت دهد، در حالى كه مى‏تواند دارايى جاويدان و زندگى ابدى به دست آورد.(4)
    - در کتاب نهج البلاغه در بیان صفت انسانهای فاسق می فرماید: وآخَرُ قَد تَسَمّى‏ عالِماً ولَيسَ بِهِ، فَاقتَبَسَ جَهائِلَ مِن جُهّالٍ، وأضاليلَ مِن ضُلّالٍ، ونَصَبَ لِلنّاسِ أشراكاً مِن حَبائِلِ غُرورٍ، وقَولِ زورٍ؛ قَد حَمَلَ الكِتابَ عَلى‏ آرائِهِ، وعَطَفَ الحَقَّ عَلى‏ أهوائِهِ، يُؤمِنُ النّاسَ مِنَ العَظائِمِ، ويُهَوِّنُ كَبيرَ الجَرائِمِ، يَقولُ: أقِفُ عِندَ الشُّبَهاتِ، وفيها وَقَعَ؛ ويَقولُ:أعتَزِلُ البِدَعَ، وبَينَهَا اضطَجَعَ؛ فَالصّورَةُ صورَةُ إنسانٍ‏، وَالقَلبُ قَلبُ حَيَوانٍ‏، لا يَعرِفُ بابَ الهُدى‏ فَيَتَّبِعَهُ، ولا بابَ العَمى‏ فَيَصُدَّ عَنهُ. وذلِكَ مَيِّتُ الأَحياءِ!(5)
    ترجمه: و ديگرى كه دانشمندش مى ‏نامند؛ ليكن چنان نيست، كه او از نادانان، مجموعه ‏اى نادانى، و از گم‏راهان، مُشتى گم‏راهى فرا گرفته است و دام‏ هايى از ريسمان‏ هاى فريب و گفتار دروغ، براى مردم گسترده است. قرآن را بر انديشه ‏هاى خود سوار مى‏كند، و حق را بر محور هوس‏ها [و عقايد] خود مى‏ چرخاند. مردم را از بلاها، آسوده‏ خاطر مى ‏دارد و گناهان بزرگ را در نظرشان كوچك مى‏ نماياند. مى‏گويد: «به گاهِ شبهات، درنگ مى‏كنم»؛ در حالى كه در آنها فرو افتاده است. مى‏گويد: «از بدعت‏ ها كناره مى‏گيرم»؛ در حالى كه ميان آنها خفته است. چهره‏ اش چهره انسان‏ است و دلش دلِ حيوان‏. نه راه راست را مى‏ شناسد كه آن را بپيمايد، و نه راه كورى و گم‏راهى را كه از آن روى برتابد. او مُرده ‏اى است در ميان زندگان.

    استاد شهید مرتضی مطهری در پاسخ به این سوال که « آيا انسان مى‏تواند فطرت را به دست خودش از بين ببرد يا آن را رشد بدهد؟ می نویسد:
    بله، اتفاقاً اين امر در انسان هست و مسئله خيلى خوبى هم هست، مسئله ‏اى است كه از نظر معارف اسلامى فوق العاده قابل تأمل است و من يادداشت هاى زيادى در اين زمينه دارم و فلاسفه و عرفا در اين زمينه خيلى بحث كرده ‏اند. اين به صورت يك استعداد است در انسان و مانند هر استعداد ديگرى قابل رشد دادن است و باز مانند هر استعداد ديگرى قابل محو كردن و از بين بردن است كه اين در واقع به منزله خشكاندن است و حتى قابل اين هست كه ضدش بر آن تحميل شود كه در نتيجه صورت روح انسان [دگرگون مى‏ شود] چون شخصيت انسانى انسان به همان فطرت هاى انسانى اوست. هرچه انسان آن فطرت ها را رشد بدهد، به قول حضرات آن صورت ملكوتى انسانىِ خودش را رشد داده، يعنى همان‏طور كه جسماً و بدناً انسان است روحاً هم انسان خواهد بود. ولى ممكن است درست در جهت عكس باشد، يعنى بر ضد فطرت خودش رفتار كند. [در اين حالت، صورت ضد فطرتش در او منتقش مى ‏شود.] حكماى الهى مى‏ گويند رابطه‏ اى است ميان روح و بدن: النَّفْسُ وَ الْبَدَنُ يَتَعاكَسانِ ايجاباً وَ اعْداداً. مى‏ گويند همين‏ طور كه هر عمل موافق يك فطرت آن فطرت را رشد مى‏دهد، هر عمل ضدى نيز يك صورت ضدى در انسان منتقش مى‏ سازد و اگر اين صورت ضد، زياد تكرار شود و به صورت يك ملكه درآيد، آن صورت باطنى عوض مى‏ شود و تبديل به صورت ديگرى مى‏ گردد و اين همان است كه به آن «مسخ» مى‏گويند، «مسخ درونى» يعنى انسان در درون خودش مسخ مى‏ شود بدين معنا كه آن فطرت اوّلى از بين مى‏رود.(6)

    اگر ما به «فطرت» قائل نباشيم «مسخ» معنى ندارد. اگر فطرتى نباشد اصلًا مسخى وجود ندارد. مثلًا اين ديوار مسخ ندارد چون لااقتضاء است از اينكه ما در آن چه نقشى ايجاد كنيم؛ هر نقشى وارد كنيم همان نقش خودش را وارد كرده‏ ايم و به نقشى دون نقش، اولويت ندارد. ولى اگر شما به درختى كه استعداد يك ميوه بالخصوص را دارد ميوه ديگرى را تحميل كنيد طبيعتش را عوض كرده ‏ايد، درباره او «مسخ» معنى دارد. (البته اگر پست‏ تر از خودش باشد «مسخ» است.) در اثر تكرار اعمال خلاف فطرت، باطن انسان تدريجاً مسخ مى‏ شود. اينكه مى‏گويند گناه اثر مى‏ گذارد، طاعت هم اثر مى‏ گذارد همين است. اگر انسان عملى را كه با طبيعت يك حيوان ديگر مشابهت دارد نه با طبيعت انسان- مثلًا با طبيعت سگ مشابهت دارد نه با طبيعت انسان- يك عمل ضد انسانى، يك عمل فجيع را تكرار كند، كم كم صورت معنا و صورت باطن او- در واقع و نفس الامر نه به صورت يك مَجاز- تبديل به يك سگ مى‏ شود.

    مسخى كه در امت هاى انبياء گذشته بوده همين است نه اينكه آنها انسان بودند بعد آن پيغمبر آمد انسانها را سگ كرد. آنها در واقع سگ هايى بودند و باطنشان سگ بود و آن حداكثر اعجاز اين است كه ناگهان بدن تبدل پيدا مى‏كند به شكلى كه متناسب با همان روح واقعى است و لذا اين افراد اگر مسخ هم نشده بودند و مى‏مردند، به همان صورت [محشور مى‏ شدند.] اين است كه مى‏ گويند در قيامت فقط بعضى از افراد انسان به صورت انسان محشور مى‏ شوند و باقى ديگر مردم به صورت حيوان هاى مختلف، به صورت هر حيوانى كه كارهاى آن فرد ملكات آن حيوان را در او به وجود آورده است محشور مى‏ گردند.

    در قرآن است: «يَوْمَ يُنْفَخُ فِى الصّورِ فَتَأْتونَ افْواجاً»(7). در قيامت، مردم در گروه هاى مختلف محشور مى‏ شوند كه در روايات آمده بعضى به صورت سگ، بعضى به صورت خوك، بعضى به صورت گربه، بعضى به صورت مورچه و ... هركدام به صورت ملكات آن حيوان [محشور مى‏ شوند.] پس معلوم مى‏ شود كه فطرت را، هم مى‏ شود مسخ كرد و هم مى‏ شود رشد داد.(8)

    حاصل اینکه: با عنایت با آنچه از متون قرآنی و روایی و نظرات اندیشمندان دینی استفاده می شود می توان گفت انسان در دنیا و آخرت حقیقت و صورت برزخی یا ملکوتی دارد که ناشی از نوع رفتار اوست. و این رفتار او ریشه در باورها و اندیشه های او دارد که می تواند او را یک انسان با نصاب های لازم انسانی تعریف کند و می تواند او را یک حیوان با نصاب های حیوانی تعریف کند. حال با توجه به خصلت های متفاوت حیوانات و ویژگی های جداگانه آنها هر انسانی در صورت فاصله گرفتن از نصاب های انسانی به نصاب و شاخص های حیوانی مشخص نزدیکتر می شود.

    پی نوشت ها:
    1. اعراف /179.
    2. فرقان/44.
    3 . محمد/12.
    4. محمدى رى‏شهرى، محمد، انسان شناسى از منظر قرآن و حديث، 1جلد، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر - قم - ايران، چاپ: 1، 1387 ه.ش. ص 219.
    5. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، خطبه 87.
    6. مجموعه ‏آثار استاد شهيد مطهرى ، ج‏15 ص 148 .
    7. نبأ / 18.
    8. مجموعه آثار استاد شهید مطهری ، ج 15 ص 149.

    ویرایش توسط واسع : ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۵:۴۴


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود