صفحه 5 از 5 نخست ... 345
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<

  1. #41

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    68,289 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    طلبه شهيد صفر ابراهيمي




    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<


    طلبه شهيد صفر ابراهيمي

    فرزندي از نسل سرافرازان زمين و برگزيدگان تاريخ، در سال« 1349 ه . ش» در روستاي «خلج»، چشم به جهان گشود. دوران طفوليت را در آن روستا؛ سپري كرد.

    پنج ساله بود كه همراه خانواده، به روستاي «سراي»، از توابع «هريس» نقل مكان كرد. در سال 1357 همراه خانواده‌اش به شهرتبريز كوچ نمودند. تمامي اين مسافرتها و هجرت‌ها دست به دست هم دادند تا فرزندي پاك از شهر قهرمان‌پرور تبريز، تقديم حضرت اباعبدالله الحسين (عليه‌السلام) گردد.

    شهيد صفر ابراهيمي دروس كلاسيك را تا سطح ديپلم، در تبريز به پايان رساند. در درس، خيلي جدي بود. با آن كه در امر گذراندن معيشت و زندگي به خانواده‌اش كمك مي‌كرد، ولي چندين سال به عنوان شاگرد اول، در مدرسه معرفي شد. او با سن كمي كه داشت، در انجام دادن واجبات الهي كوشا بود و به نماز اول وقت خيلي اهميت مي‌داد. او پس از گرفتن مدرك ديپلم، با انديشه‌اي برگرفته از معرفت عاشقانه به امام زمان (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه) به سوي حوزة علميه شتافت و در مدرسة حضرت ولي‌عصر (عجل الله تعالي فرجه) تبريز، به كسب علوم و معارف الهي پرداخت.

    طلاب اين مدرسه سعي مي‌كردند كه در مواقع عمليات، در جبهه باشند و هر وقت جبهه‌ها به نيرو نياز پيدا مي‌كرد، از يكديگر سبقت مي‌گرفتند. او در زمستان 1364، با هجرتي. عاشقانه، قدم در وادي عشق نهاد و سنگر مدرسه و حوزه را رها كرد و با پوشيدن لباس رزم، قدم در عرصه جبهه و خط مقدم مبارزه با استكبار جهاني نهاد.

    در لشكر، نيروهاي جوان و زبده و عاشق را جمع مي‌كردند و در گردان‌هاي مخصوص غواصي، سازماندهي مي‌‌كردند. «شهيد ابراهيمي» نيز كه سرباز عاشق و دلباخته حق بود و هميشه سعي داشت كارهاي مشكل و سخت را به عهده گيرد، اين بار، در گردان غواصي ثبت‌نام نمود. او همراه با گذراندن آموزش‌هاي سخت غواصي در شب‌هاي سرد رودخانه‌هاي خروشان، لحظه لحظه، تمام وابستگي‌هاي دنيوي را از روح و جان خود، شستشو مي‌داد.

    سر انجام صفر ابراهيمي، اين روحاني مبارز و غواص، در عمليات والفجر هشت(منطقه فاو) در 24/11/1364 به خيل عاشقان دلباخته حضرت اباعبدالله الحسين (عليه‌السلام) پيوست و جاودانه شد. لباس رزم پوشيدند ياران شراب عشق نوشيدند ياران زمان هجر با شوق شهادت لبـان تيغ بوسيدند ياران

    «روحش شاد و راهش پررهرو باد»




    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<



  2. #42

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    68,289 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    روحانی شهید ایرج امیدی




    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<

    روحانی شهید ایرج امیدی

    قلم را در دست می گیرم تا یکبار دیگر خطوطی چند از دلاورمردان عرصه های عشق و ایثار را به تصویر بکشم. به سراغ یکی دیگر از اسوه های جهاد و شهادت می روم که هنوز عطر خوش حضورش در فضا ست.

    در سال 1347 قاصدک ها خبر از آمدن نوزادی مبارک دادند که پای به عرصه گیتی گذاشت و با حضور خویش، گرمایی از شوق و سرور به ارمغان آورد.

    زندگی را در آغوش پرمهر و محبت پدر و مادر مهربانش آغاز کرد. شش ساله بود که دست تقدیر گَرد یتیمی را بر چهره اش نشاند و پدرش به دیار باقی شتافت.

    سپس، گام به مدرسه نهاد تا عقل سلیم خود را به زیور علم آراسته سازد. پس از پایان دوره راهنمایی، مدال نوکری امام زمان -عجل الله تعالی فرجه- را بر سینه زد و وارد «حوزه علمیه شهرکرد» شد، و سپس رحل اقامت را در یزد افکند تا بتواند با کسب علم و دانش و تهذیب نفس مراد دل برسد.

    به نماز اوّل وقت اهمیت زیادی می داد، تواضع و فروتنی از بارزترین خصوصیات اخلاقی او بود. او خود را به زیور علم و تقوا آراسته بود و با بچه ها مهربان بود و به بزرگترها احترام می گذاشت.

    با آغاز جنگ تحمیلی درس و بحث را رها کرد و وارد میدان عمل شد. چندین بار عازم میدان عشق و جبهه های حق علیه باطل گردید؛ اما روح بلندش تاب ماندن نداشت. بار پنجم که رهسپار قربانگاه عشق، «فاو» شد، از آن جا عروج ملکوتی خود را آغاز کرد تا برگ زرینی دیگر بر افتخارات دلاور مردان این مرز و بوم بیافزاید.

    «روحش شاد و راهش پر رهرو باد


    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<



  3. #43

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    68,289 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    روحانی شهید عبدالرضا ابراهیمی فر




    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<



    روحانی شهید عبدالرضا ابراهیمی فر


    شهر در تکاپو و جنبش بود. مردم دسته دسته به منزل حاج‌آقا می‌رفتند تا تسلای دل بی‌قرارش باشند. از مالکیه تا گنبد راهی دور بود ولی غم هجرانی که بر دل حاج آقا ابراهیمی‌فر می‌نشست، بسی طولانی‌تر و بیشتر می‌نمود. پیکر عبدالرضا آمد، همچون نگینی که در انگشتر شهر می‌درخشید، به رنگ سرخ، به رنگ خون.....


    شهید ابراهیمی‌فر در اسفند ماه سال 1342 آنروزها که ایران در فراغ یار درد آشنا در غم فرو رفته بود، پای به دنیا نهاد و لبیک گویان در انتظار گذر زمان نشست.

    دوران سرخوش کودکی‌اش در دامان پدری با ایمان و اهل علم ‌سپری می‌گشت و او بزرگ و بزرگتر می‌شد. پدری که در مبارزه و حمایت از پیر خمین یدی طولا داشت و مادر عبدالرضا بانویی آگاه و مسؤول بود که از کودکی او را با عشق و علاقه به اهل بیت(علیهم السلام) و معارف دین بار آورد.

    باری، «عبد الرضا» دوران تحصیل در مقطع ابتدایی را در دبستان ملی جعفری شاهرود به پایان برد و آنگاه با علاقه خود و تشویق پدر راهی حوزه علمیه گشت. ابتدا حوزه امام صادق گنبد کاووس و سپس حوزه مقدس قم میزبان این نوجوان پرشور بود.

    او که همراه پدر در تمامی درگیری‌ها و مبارزات قبل و بعد از انقلاب شرکت داشت، در درگیری‌های انقلابیون با شاه‌دوستان و منافقین گنبد مدتی فعالیت داشت و پدر را همراهی کرد.

    حجت الاسلام شیخ علی اکبر ابراهیمی‌فر پدر عبدالرضا با تاسیس مدرسه منتظریه در گنبد پایگاه محکمی برای حفظ دستاوردهای انقلاب در آنجا ایجاد و به ارشاد و هدایت مردم می‌پرداخت.

    با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز ناجوانمردانه کفتاران بعثی به خاک پاک ایران او نیز مردانه رقص زشت اقتاپوس را بر زلال آبی ایران زمین بر نتابید، از این روی سنگر علم را رها کرده و به میدان عمل روی آورد و سرانجام پس از رشادت‌های فراوان در منطقه عملیاتی «مالکیه» رخ بر نقاب خاک کشید و شعر شهادت را این‌گونه سرود:


    ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم
    گر جان طلبند دریغ از جان نکنیم
    دنیا اگر از یزیـد لبریـز شود
    ما پشـت بـه سالار شهیدان نکنیم


    19 اسفند سال 59 سالروز عروج مردی است که ریشه در خون و حماسه داشت. گلگشت‌های گنبد اینک سرشار از سرور از حضور پیکر پاک این دلاور هستند و ملکوتیان غبار خاک مزارش را توتیای چشم می‌کنند.


    «راهش پر رهرو و یادش گرامی باد




    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ در ساعت ۰۳:۰۱


  4. #44

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    68,289 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    طلبه شهید عباس ابوترابی




    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<


    طلبه شهید عباس ابوترابی

    استان: اصفهان شهرستان: نجف آباد

    در استان حاصلخیز اصفهان و شهرستان نجف‌آباد، به سال 1343 طفلی دیده به دنیا گشود که عمق نگاه کودکانه‌اش، حاکی از روح بلندش و معصومیت زیبایی بود که در چهره‌اش موج می‌زد.

    طبعاً آرزوی هر پدر و مادری است که اولادی داشته باشند شجاع و دلیر و والدین این کودک‌ رعنا نیز به خاطر عشق فراوان به اهل‌بیت(علیهم السلام) از باب تیمن و تبرک نام زیبای «عباس» را برای این طفل برگزیدند تا از همان کودکی درس ایثار و فداکاری در راه ولی زمانش را از علمدار کربلا بیاموزد و جان شیرین خویش را در کربلای عشق و عاشقی تقدیم جانان نماید.

    عباس پس از گذراندن دوران کودکی، پای به عرصة نوجوانی گذاشت و هم‌زمان با سال‌های پر شور انقلاب به همراه دیگر دوستانش به پخش اعلامیه‌ها و شرکت در راهپیمایی و ... اقدام می‌نمود.

    کم کم این روح پاک و حق پذیر عباس با حوزه علمیه آشنا شد و قدم در این محیط مقدس و نورانی نهاد و حدوداً 13 – 14 ساله بود که به شهر مقدس قم هجرت کرد تا در جوار نیلوفر کویر، حجره‌نشین میکدة ناب علوم اهل‌بیت(علیهم السلام) شود. او با اهتمام فراوان به خواندن دروس حوزوی مشغول شد و طی دوران کوتاهی توانست، دروس مقدماتی حوزه را پشت سر بگذارد.

    بعد از این مرحله،‌مدتی را به حوزه علمیه نجف آباد برگشت و آنجا هم در محضر اساتید آن دیار کسب فیض نمود و هم به طلبه‌های مقاطع پائین‌تر، دروس مقدماتی را می‌آموخت. کم کم زمان جنگ ‌زمان آزمودن مرد از نامرد، آغاز گشت وعباس مردانه عازم میدان نبرد شد و به مبارزه پرداخت.

    او اعتقاد داشت شقایقهای پژمردة وطن را باید با خون شهیدان آبیاری نمود، تا فضای اجتماع و انقلاب نو پا با طراوت بماند و چنین بود که خداوند نیز این لیاقت عظمی را شامل حال او نمود. ذکر قنوت نماز شبهایش را که از خدا می‌خواست «اللهم ارزقنا شهاده فی سبیلک» اجابت نمود و سرانجام در مرحلة آزادسازی خرمشهر و عملیات بیت المقدس در 23/2/1361 ابوالفضل‌وار، جان را فدای ولایت نمود و به آرزوی دیرینه‌اش رسید.

    روحش شاد و راهش پر رهرو باد


    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<



  5. #45

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    68,289 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    طلبه شهید محمد ابوطالبي




    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<


    طلبه شهید محمد ابوطالبي

    به راستي كه فضاي ذهن‌ها از رايحة مشك‌آساي ياد شهدا چه معطر مي‌شود! در زير ايوان قدس تقدس، سينه‌سرخاني بي ادعا كه از هستي خود براي خدا گذر كردند از يقيني‌ترين معارف است.

    در سال 1348 روستاي كوشكيچه، از توابع شهرستان مباركه، شاهد حضور يكي از اين سينه‌سرخان مقدس بود. خانواده متدين و زحمتكش، با حضور چنين مولودي، چشمان انتظارش روشن شد و خورشيد شادي در آسمان جانش درخشدن آغاز نمود.

    محمد كوچك از همان كودكي در دستان پاكش صحيفه الهي را فشرد و بند بند وجودش از مي ناب ايمان سيراب شد. شهيد در عبور ايام، خود را پشت ميز و نيمكت مدرسه يافت و از لبان پرسخاوت دانش، غنچه‌هاي معرفت برگرفت. شانزده سال بيش نداشت كه تن به اقيانوس مواج علوم دين سپرد تا در پرتو امواج دربارش چشم جان بينا سازد.

    شهيد، در حجره هاي اخلاص ومدرس‌هاي بصيرت، آيه‌هاي روشن يقين را تجربه كرد تا آن كه دست پنهان تقدير او را در جادة سرخ دفاع نهاد. او عازم ميدان گرديد تا از ناموس ميهن‌اش در برابر تجاوز هرزگاني بي‌عفت دفاع نمايد. در نهايت در تاريخ 29/12/1366 در عمليات والفجر 10 به تقدير نقش‌بند وجود، تولدي دوباره يافت؛ آن گاه كه در هجوم تير خصم سينة مردانه اش شكست و مرغ روح را در پرواز ديد.

    «روحش شاد و راهش پررهرو باد»



    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<



  6. #46

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    68,289 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    طلبه شهيد اردشير اجارستاقي




    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<

    طلبه شهيد اردشير اجارستاقي


    شيوه شهادت، صادقانه‌ترين و غيرتمندانه‌ترين شيوه دينداري است. در فهم اين نكته مانده‌ام كه شهيدان تنها با يك قدم مي رسند و من با اين همه قدم‌هاي شكسته هنوز حركت را نفهميده، پاي در گِل نهاده‌ام. به آنها كه كاري نكرده‌اند و شتابان مي آيند كه در آيند بايد گفت كه: « تو در برون چه كردي كه درون خانه آيي؟!» اما كار شهدا به بيرون رفتن، دست دگران را گرفتن و آنان را به درون در آوردن بود. سخن در وصف آلاله‌اي سرخ از تبار فداييان قافله سالار عشق است كه ملكوتيان دو عالم را مبهوت خويش نمود.

    در يكي از روزهاي زيبا و گرم تابستان 1337 فرزندي از تبار دلاورمردان مازندراني در طبيعت هماره سبز آن سرزمين در روستاي «اجارستاق» در خانواده‌اي كشاورز و مذهبي چشم به جهان گشود تا در آينده‌اي نه چندان دور جزء حماسه سازان مكتب اسلام باشد.

    «شهيد اردشير اجارستاقي» ايمان و عشق به امامان معصوم (عليهم السلام) را نخستين بار در چهرة زحمتكش پدر ديد. دوران خوش كودكي را در حال و هواي روستا تحت حمايت والديني پاك سپري كرد و راهي مدرسه شد.

    سالهاي ابتدايي را همراه محروميت و درد فقر با موفقيت به پايان رسانيد. در هجرتي كه خانواده‌اش به ساري داشتند، همراه آنها به مركز استان رفت. پس از پايان دوران ابتدايي جذبة دلرباي خورشيد مهدوي شامل حال او شد و شهيد اجارستاقي با انديشه‌اي برگرفته از معرفت عاشقانه به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) راهي حوزه علميه شد تا با سربازي آن حضرت، خود را به كمال انساني و رضوان الهي نزديك‌تر كند.

    تحصيلات حوزوي را در مدرسه مسجد مصطفي خان ساري آغاز نمود. پس از گذشت دو سال براي ادامه تحصيل به جوار كريمه اهل بيت، فاطمه معصومه (سلام الله عليها) در شهر مقدس قم رفت و تا پايان مقطع سطح دروس حوزوي با موفقيت ادامه داد.

    شهيد اجارستاقي در آگاهي دادن و بسيج توده‌هاي مردم بر ضد رژيم ستم‌شاهي پهلوي نقش فعالي داشت. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز به مشهد مقدس هجرت كرده و از سوي دفتر تبليغات اسلامي جهت ارشاد و هدايت مردم به نقاط مختلف كشور اعزام شد با شروع جنگ تحميلي به نداي « هل من ناصر» حسين (عليه السلام) لبيكي عاشقانه گفته، سوره هجرت و جهاد را خواند و قدم در وادي كربلاي ايران نهاد تا به عهد و پيمان خود با مولايش مهدي (سلام الله عليه) وفا داري كند.

    سر انجام اين روحاني دلسوز و سرباز عاشق امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) در 9/12/1359 در منطقه «سرپل ذهاب» (غرب) شهادت را كه بالاترين آرزويش بود، در آغوش كشيد و ميهمان مولا و معشوق خود، حضرت ابا عبدالله‌ الحسين (عليه السلام) گرديد. پيكر مطهرش پس از تشييع با شكوه مردم حزب الله در گلستان شهداي اجارستاق به خاك سپرده شد.


    روحش شاد و راهش پر رهرو باد


    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<



  7. #47

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    68,289 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<

    روحانی شهید محمد احمد عباسی


    بسم الله الرحمن الرحیم در صحرای بیانتهای جنون، در زمینی تفتیده از عشق، فانوسی آسمانی که به نور خدا میسوخت ملائک را برگرد خود جمع کرده بود. در آن مه صبحگاهی مردی از راه رسید که بوی خدا میداد.مردی که سبزی سبزهها از او طراوت میگرفت.
    مردی از جنس دریا که مروارید جانش در صدف آفرینش به سال 1330 در قوچان تولد یافت . نامش را محمداحمد گذاشتند. از همان کودکی با شوری کودکانه به فراگیری قرآن مشغول شد. وی در میان کوچه پس کوچههای شهر، همنوا با محرومین رشد یافت.
    درد محرومین سینهاش را تنگ کرده بود و کینه ظالمین بردل داشت. برای از بین بردن حکومت نحس پهلوی از هیچ کوششی دریغ نمیکرد و در سوز سرمای زمستان، علیه رژیم شاه بر روی دیوارها شعار مینوشت.
    ]شهید عباسی در سر، عشق به خمینی را میپروراند و در هر کوی و برزن سخن از او میگفت. او یک دنیا شیدایی بود و آیینة جانش رو به سوی تجلی جمال حضرت دوست معطوف بوده وتمام زیباییها را در نگار خود میدید .در نجوای دل اینچنین میسرود : «آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری»
    او برای آنکه راه و رسم عاشقی را بیاموزد، واردحوزة علمیه گرگان شد ودر این راه ازهیچ کوششی دریغ نمیکرد. اهل دعا بود و با نیمههای شب ، انس عجیبی داشت .
    او به عنوان روحانی محل ، فریادرس محرومین و یار و پشتیبان آنان بود. شلمچه، مرز آفتابی بندگان خوب خداست. آن خاک سوخته از عشق، رازی از خون بر دل دارد که نشانی از سرمستی فرزندان آدم است.
    محمد احمد عازم دیار نور شد تا تحقق وعدة الهی را به دیدة جان ببیند. در تاریخ 21 / 11 / 65 از طرف بسیج ترکمن به جبهه اعزام شد . تیرها سفیران الهی هستند و مرز میان دنیا و آخرت، و صفیر هرگلوله مژدة وصال برای مجاهدان خدا است .
    تقدیر این بود که میعادگاه شهید عباسی با معشوق خویش، سرزمین پاک شلمچه باشد. سرانجام در روز 11 اسفند 65 دری از باغ بهشت به سوی او گشوده شد و ندای« ارجعی» او را تا عالم قدس بالا برد. و در جوار شهیدان جای داد. جسم پاکش پس از تشییع بر روی دستان صدها عاشق کوی شهادت ،در گلزار شهدای بندر ترکمن به خاک سپرده شد.


    « روح پاکش با اهلبیت(ع) محشور باد »


    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<




  8. #48

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    68,289 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    طلبه شهيد علي احمدي




    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<

    طلبه شهيد علي احمدي

    باران آفرينش از كرانه‌هاي ملكوت بر زمين مي باريد و اهالي توحيد در شكوه آفرينش ، نظاره‌گر كودكي از تبار آفتاب بودند كه در سال 1347 ديده به جهان گشود. نامش علي بود و هاله‌اي از نجابتي آسماني به چهره داشت.

    در آن باران معصوميت، رايحة ‌حضورش شور و شعفي وصف‌ناپذير براي مادر داشت. از كودكي ترنم صوت فرح‌بخش قرآن بر دلش نشست. وقتي در باغ ايمان قد كشيد، قدم به مدرسه نهاد و ترنم آواي ملكوتي‌اش در هر صبحگاه، جان را نوازش مي داد.

    پس از گذراندن دوران ابتدايي به علت فقر مالي خانواده از تحصيل بازماند و مشغول كار شد. در كنار كار از محضر روحاني محل بهره‌مند شد و دروس مقدماتي حوزه را فرا گرفت. او از چشمة فيض سخنان اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) ـ كه در نهج البلاغه جاري بود ـ سيراب شد.

    بعد از چند سال با اوج‌گيري قيام مردمي عليه حكومت شاهنشاهي، به صف مبارزان پيوست و همزمان با حوادث انقلاب در مدرسه علميه ولي‌عصر (عجل الله تعالي فرجه) تبريز مشغول به تحصيل شد. «شهيد احمدي» در جريان اغتشاش حزب خلق در منطقه تبريز به مقابله با آنان مي‌پرداخت و با سخنان حكيمانه‌اش آنها را منكوب مي كرد.

    خورشيد حقيقت در پس پرده غيبت جلوه‌نمايي مي‌كرد و علي كه هويت عشقش را از آن خورشيد مي‌دانست ، دل به كوي دوست سپرد و با پوشيدن لباس طلبگي، دلدادگي‌اش را به امام عشق نشان داد.

    «شهيد احمدي» تا سطح دو حوزه تحصيل كرد. او به فرحناكي صبح و در ترنم نسيم، دل به افلاك مي‌سپرد و به خوبي مي ‌دانست كه سرنوشت عشاق را با خون رقم زده اند، و شهادت سند افتخاري براي عشاق مي‌باشد.

    بلنداي ماووت جايي بود كه او به نمازي ابدي ايستاد و در عمليات «بيت‌المقدس سه» وقتي نواي جنونش آسمان را درنورديد حرارت عشق را به نمايش گذاشت.

    «ستارة نامش بر مدار يادها هميشگي باد »



    >>>>>>>معرفي شهدای روحانی<<<<<<<



  9. #49

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    589
    مورد تشکر
    2,544 پست
    حضور
    6 روز 12 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    2
    گالری
    0



    با سلام
    جای شهید قنوتی خیلی خالیه بچه ها بجنبید
    راستی بد نیست در مورد شهدای طلبه خواهر هم بنویسیدا حواستون باشه
    و من الله توفیق

    کاش تا خیمه سبزت برسد فریادم
    من از آن روز که در بند توأم آزادم.





صفحه 5 از 5 نخست ... 345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود