صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جشن مهرگان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جشن مهرگان




    جشن مهرگان
    درود دوستان گرامی

    مهر روز از مهرماه برابر با 16 مهر در گاهشماری ایرانی

    " می­ستاییم مهر ِدارنده­
    ی دشت­های پهناور را،
    او که به همه ­ی سرزمین­های ایرانی،
    خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می­بخشد "

    «اوستا - مهریَشت»


    «جشن مهرگان» که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا»(Metrakana) می­نامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار می­شد، [1] پس از نوروز بزرگ­ترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه­ی شش روز ادامه دارد.


    سنگ ‌‌نگاره ­ی میترا در نمرود داغ، آناتولی خاوری
    سده ی یکم پیش از میلاد
    «مهریشت» نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهن‌ترین بخش­های اوستا بشمار می‌آید. مهر یشت از نگاه اشاره‌های نجومی و باورهای کیهانی از مهم‌ترین و ناب‌ترین بخش‌های اوستا است و کهن‌ترین سند درباره­ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت می­باشد. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است.

    روز آغاز جشن مهرگان، «مهرگان همگانی» یا «مهرگان عامه» و روز انجام، «مهرگان ویژه» یا «مهرگان خاصه» نام دارد.
    همان­طور که می­دانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش می­شد، تابستان (هَمَ) هفت ماهه و زمستان (زَیَنَ) پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان بزرگ و مهرگان جشن آغاز زمستان بزرگ بود و از این رو این دو جشن با هم برابری می­کرده­اند.


    برج رادکان - برج رادک خواجه نصیر توسی
    آن­چنان که ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه»‌ از زبان «سلمان فارسی» آورده است :

    «... ما در عهد زرتشتی بودن می‌گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر ...»



    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۸۷/۰۷/۰۸ در ساعت ۲۰:۲۵ دلیل: بزرگ کردن فونت متن * با تشکر از جناب شاپور

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در برهان قاطع «خلف تبریزی» نیز درباره­ مهرگان می خوانیم :
    نام روز شانزدهم از هر ماه و نام ماه هفتم از سال شمسی باشد و آن بودن آفتاب عالم تاب است در برج میزان که ابتدای فصل خزان است و نزد فارسیان بعد از جشن و عید نوروز که روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از این بزرگ­تر جشنی نمی­باشد و همچنان که نوروز را عامه و خاصه می­باشد، مهرگان را نیز عامه و خاصه است و تا شش روز تعظیم این جشن کنند. ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بیست و یکم و آن را مهرگان خاصه (روز جشن مُغان یعنی آتش پرستاران) خوانند و عجمان گویند که خدایتعالی زمین را در این روز گسترانید و اجساد را در این روز محل و مقر ارواح گردانید ...»

    پیدایش مهرگان

    پیشینه ­ی جشن مهرگان به اندازه­ ی قدمت ايزدش، میترا است و تا آن­جا که بن نوشت­های موجود نشان می‌دهند، اين جشن دست کم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه ­ی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره کرده است :

    فریدون چو شد بر جهان کامکار............ندانست جز خویشتن شهریار
    به رســم کیان تاج و تخت مهی............بیاراست با کاخ شاهنشهی
    به روز خجسته ســر مهر ماه............ به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
    زمانه بی اندوه گشـت از بدی ............گرفتند هر کــس ره بـخردی
    دل از داوری­هـا بپرداخـتـند............به آیین، یکی، جشن نو ساختند
    نـشـسـتـنـد فرزانگان، شادکام ............گـرفتند هـر یک ز ياقوت، جام
    می روشن و چهره ی شاه نـَو............جهان نو ز داد از سر ِماه نـَو
    بـفـرمـود تا آتش افـروخـتـنـد............همه عنبر و زعفران سوختند
    پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت............تن آسانی و خوردن آیین اوست
    کنون یادگارست از و ماه مهر............به کوش و به رنج ایچ منمای چهر



    ابوریحان بیرونی نیز می‌آورد :

    «... در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه ی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند او برهانید ...»

    و تاریخ نگار دیگری به نام «ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی» که در سال 444 هجری کتاب «زین­الاخبار» را نگاشته از جشن­های ایران باستان بخشی را آورده است و درباره­ی مهرگان می­گوید :

    «این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آنجا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.»

    گویا تاریخ‌نویسان، شاعران و نویسندگان هم پیمان گشته‌اند تا از پیدایش مهرگان گزارش‌های یکسانی ارایه دهند.

    «اسدی توسی» نیز در «گرشاسب نامه» از چرایی پیدایش مهرگان گزارش می‌دهد :

    فــریـدون فــرخ بـه گـرز نـبـرد............ز ضـحـاک تـازی بـرآورد گرد
    چو در برج شاهین شد از خوشه مهر............نشست او به شاهی سر ماه مهر



    ویرایش توسط shapour : ۱۳۸۷/۰۷/۰۸ در ساعت ۱۳:۲۰

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0





    و باز هم «بیرونی» در «التفهیم» می‌نویسد :

    «... مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچه از پس نوروز بُوَد ...»

    گزارش خلف تبریزی درباره­ی پیدایش مهرگان نیز این­چنین است :

    «... و در این روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز بر تخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...»

    دکتر «محمود روح‌الامینی» به نقل از آثارالباقیه­ی بیرونی می‌نویسد :

    «… و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده‌اند چنانکه پاییز را بر بهار برتری داده‌اند و تکیه‌گاه ایشان اینست که «اسکندر» از «ارسطو» پرسید که کدامیک از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز می‌کند که نشو یابند، و در پاییز آغاز ذهاب آن­هاست، پس پاییز از بهار بهتر است...»

    و حتی بیرونی که به سخت‌کوشی و پرکاری نامدار است گویا بایسته‌ی خویش می‌داند که در مهرگان و نوروز بیاساید، آنگونه که «شهروزی» در مورد وی می‌گوید :

    «… دست و چشم و فکر او هیچ‌گاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»

    در نظم و نثر پارسی از روزگاران گذشته، درباره­ی جشن مهرگان گفت­وگو و اشاره بسیار شده است. پس از ساسانیان، در آن روزگاران پر آشوب که نابسامانی و پریشانی در ایران گسترش پیدا کرده بود، باز هم ایرانیان آیین­های گذشته و آدابشان را همچنان نگه می­داشتند و هنگامی که فرصتی به دست می­آوردند، این آداب و آیین­ها به آشکاری و روشنی و فر و شکوه برگزار می­شد و هنگامی که سخت­گیری تازیان در این­باره آغاز می­شد، ایرانیان به گونه­های پنهان آیین­های خود را برگزار می­کردند. سرانجام به انگیزه­ی اهلیت این آیین­ها، شایان نگرش بود و پذیرا شدن یا زیر همان عنوان­ها و یا زیر سرپوش­ها و عنوان­هایی تازه­ مورد پذیرش و اقتباس تازیان یورشی و دشمنان ایران قرار می­گرفت. از آن جمله است جشن مهرگان.

    «رودکی» درباره­ی مهرگان چنین سروده است [2] :

    ملکا جشن مهرگان آمــــد ............جشن شاهان و خسروان آمــد
    جز به جای ملهم و خرگاه
    ............بـــدل بــاغ و بـــوسـتـان آمـــد
    مورد برجای سوسن آمـــد بــاز
    ............مــی بر جــای ارغــوان آمــــد
    تو جوانـمرد و دولت تو جـوان
    ............مــی بر بخت تــو جـوان آمــد




    ویرایش توسط shapour : ۱۳۸۷/۰۷/۰۸ در ساعت ۰۹:۴۶

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ابولفضل بیهقی» نیز شرح جشن مهرگان را در که در روزگار مسعود غزنوی برگزار می ­شد در کتاب خود آورده است :

    «... و روز دوشنبه دو روز مانده از ماه رمضان به جشن مهرگان بنشست و چندان نثارها و هدیه ­ها و طرف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت و سوری صاحب دیوان
    بی ­اندازه چیزها فرستاده بود، نزدیک درش تا پیش آورد، همچنان نمایندگان بزرگان پیرامون چون خوارزمشاه آلتونتاش و امیر چغانیان و امیر گرگان و کشورهای قصدار، مکران و دیگران بسیار چیز آوردند و روزی با نام بگذشت. [3]


    ویرایش توسط shapour : ۱۳۸۷/۰۷/۰۸ در ساعت ۱۳:۵۸

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چگونگی برپایی جشن مهرگان در گذشته

    با نگاهی با آثار بجا مانده از بزرگان و دانشمندان و مورخانی چون فردوسی، بیرونی، اسدی توسی، دوریس، استرابون، و همچنین آثار شاعرانی چون رودکی، فرخی، منوچهری دامغانی، ناصرخسرو، سعد سلمان و ... می­توان به راحتی شیوه­ی برگزاری جشن مهرگان در دوران پیشین را دریافت.

    « تاریخ نگار دیگری به نام «دوریس»(Duris) می­نویسد :
    «... پادشاهان در این جشن پایکوبی و دست افشانی می­کردند ...»

    بنا به گفته­ی «استرابون»(Strabon) خشتره پاون (ساتراپ) ارمنستان، در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به رسم پیشکشی به دربار شاهنشاه هخامنشی گسیل می­داشت.

    اردشیر پاپکان (بابکان) و خسرو انوشیروان در این روز تن­پوش نو به مردم می­بخشیدند.

    در این روز موبد موبدان خوانچه­ای که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، سیب، به، انار، و یک خوشه­ی انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود، واج گویان (زمزمه کنان) نزد شاه می­آورد. هفت مورد و هفت چیز دیگر که در خوانچه می­گذاشتند، همان هفت چین [4] بود که جز تشریفات جشن نوروز و مهرگان به حساب می­آید.

    ابوریحان بیرونی می­گوید :

    «... گویند مهر، نام خورشید است و در چنین روزی پدیدار گشته، از این­رو، نام مهرگان را به او نسبت داده­اند. پادشاهان در این روز تاجی به شکل خورشید که در آن دایره­ای مانند چرخ چسبیده بود بر سر می­گذاشتند و می­گویند که در این روز فریدون بر بیوراسپ (ضحاک ماردوش) دست یافت. چون در چنین روزی فرشتگان از آسمان به یاری فریدون پایین آمدند، لذا در جشن مهرگان به یاد آن روز، در سرای پادشاهان، مردی دلیر می­گماشتند و بامدادان به آواز بلند ندا می­داد، ای فرشتگان به سوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید.»

    خلف تبریزی نیز بخشی از مراسم جشن مهرگان را چنین توصیف می­کند :

    «... و گویند که
    اردشیر بابکان تاجی که بر آن صورت آفتاب نقش کرده بودند در این روز بر سر نهاد و بعد از او پادشاهان عجم نیز در این روز همچنان تاجی بر سر اولاد خود نهادندی و روغن «بان» که آن درختی است و میوه­ی آن را «حسب البان» گویند به جهت یُمن و تبرک بر بدن مالیدندی و اول کسی که در این روز نزدیک پادشاهان عجم آمدی موبد موبدان و دانشمندان بودی و هفت خوان از میوه همچو ترنج و سیب و بی و انار و عناب و انگور سفید و کُنار با خود آوردندی، چه عقیده­ی فارسیان آن است که در این روز از هر هفت میوه ­ی مذکور بخورند و روغن بان بر بدن بمالند و گلاب بیاشامند و بر خود و دوستان خود بپاشند ...»


    ویرایش توسط shapour : ۱۳۸۷/۰۷/۰۹ در ساعت ۱۶:۵۱

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کومون»(Cumont) خاورشناس و دانشمند بلژیکی در کتاب گرانبهای خود به نام «آیین میترا» چنین می ­گوید :

    «.. بدون تردید،
    جشن مهرگان که در کشورهای روم باستان، روز پیدایش خورشید نامیده می­شد و آن را «سل ناتالیس این وکتی»(Sol Natalis Invecti) یعنی «روز زایش خورشید شکست ناپذیر» [5] می­گفتند که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شد و شماری زیاد از عیسویان پیش از عیسی مسیح به آیین مهرپرستی گرویدند و پس از گسترش دین مسیح در اروپا، روز زایش مسیح قرار داده شد. چون عیسویان نمی ­خواستند این روز را جشن بگیرند به نام زاده شدن عیسی جشن گرفتند.»

    در واقع باید گفت که کریسمس عیسویان بر پایه ­ی مهر روز ایرانیان باستان است.

    دکتر «ذبیح الله صفا» در مجله ­ی مهر، شماره­ی ده، سال نخست چنین می­نویسد :

    «در روزهای مهرگان و نوروز، پارسیان، مُشک و عنبر و عود هندی به یکدیگر می­دادند و توده­ های مردم هر کدام به فراخور حال و توانایی و کار خود برای پادشاه پیشکش می ­آوردند و رسم و آیین و آداب جشن مهرگان همانند بزرگواری روز نخست نوروز بوده است.»


    ویرایش توسط shapour : ۱۳۸۷/۰۷/۰۹ در ساعت ۱۷:۱۴

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0

    شرکت در جشن هم اجباری!!




    انجام فرایض و عمل به اوامر و ترک نواهی در دین مزد یسنی(ایین مغان ستمگر) ، نشانه دیانت و پاکی است ، ترک اوامر و انجام نواهی گناهی بزرگ بوده و کیفر دنیوی و اخروی دارد . برخی گناهان توبه پذیرند و با دادن کفاره قابل گذشت می باشند اما برخی دیگر غیر قابل گذشت بوده و کیفر دارند . موضوع کیفر تا آنجا مهم و جدی است که مقام روحانی هماره دو تازیانه در دست دارد ، تازیانۀ چریمین و تازیانه دوال که هردو ویژۀ اجرای حد شرعی است و در دست داشتن دو تازیانه از شرایط پیشوایی است. ان نشان میدهد که در دوران دینی و تاریخی باستانی که دین زرتشتی حاکمیت مطلق داشته و حکومت دینی زرتشتی (بخوانید دین مغان) برقرار بوده ، رعایای ایرانی چگونه و تا چه اندازه مرعوب دین و مقهور مقامات روحانی بوده اند و در انجام فرایض زیر نظر قرار داشته اند این وضعیت تنها شامل وظایف فردی نمی شده بلکه شرکت در مراسم دینی اجتماعی واجب بوده است . ر.ک: ایین و فرهنگ 284


    سزای شرکت نکردن در گاهنبار (مرگ) :

    گفتنی است که برجسته ترین و مهم ترین مراسم عمومی دینی ، جشنهای شش گانۀ سال بود که گاهنبار نام داشت و نماز و نیایش یا آفرینگان خاص ِ خود را داشته است . در احکام آفرینگان گهنبار آمده است که :« اگر بهدینی در نخستین گهنبار شرکت نکرد و میزد (= نذری غیر مایع خوردنی) را نداد، در میان مزدیسنان در خور بندگی نباشد. اگر در دومین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد ، در میان مزدیسنان پیمان شناس نباشد و با او دادوستد نباید کرد. اگر در سومین گهنبار شرکت نکرد و میزد نداد ، در محاکم قضایی ، ادعای او پذیرفته نیست . اگر در چهارمین گهنبار شرکت نکرد و میزد نداد به اتلاف ستور برگزیده محکوم است یعنی گاو و اسب و استر و شتر او باید کشته شود . اگر در پنجمین گهنبار شرکت نکرد و میزد نداد ، به اتلاف بهرۀ جهانی محکوم است یعنی همۀ اموال او هدر است. اگر در ششمین گهنبار شرکت نکرد و میزد نداد ، از دین بیرون است و بدون اینکه گناهی باشد باید بر او خروشید و او را راند بدون اینکه گناهی باشد محکوم به اعدام است و باید او را کشت» ر.ک: خرده اوستا 230 ، 242 - 242/ 7، 8، 9 ، 10 ، 11، 12.+ ویسپرد 152
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۷/۰۷/۰۹ در ساعت ۱۹:۴۱

  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود

    ببخشید این رسم و جشن دینی نیست ، اشتباه کردید! نشان داد که شما بخش های پیشین مرا نخوانده اید! و پس از نوروز ارزشمندترین جشن ما است.
    حکومت ایران پیش از ساسانیان به هیچ روی دینی نبوده است! (رسم مغ کشی داریوش بزرگ یادتان نرود!)
    به دین درون شده ، اما ما با رسم های دینی اش کاری نداریم!
    به شونده این است ، که تا هنگام صفویه این جشن به خوبی پایدار بوده است!
    این جشن بسیار کهن تر از دین زرتشت (ع) است! به نام فریدون هم در پست های نخستین من نگاهی بیندازید!

    سپاس
    ______________________
    جشن مهرگان بر همه هم میهنان گرامی باد

    ویرایش توسط shapour : ۱۳۸۷/۰۷/۰۹ در ساعت ۱۹:۵۵

  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    به روایتی نیز تاجگذاری اردشیر پاپکان، مقارن با جشن مهرگان بود.

    ابومسلم خراسانی، برمکیان و دولت مردان آن زمان عباسیان، در گرفتن جشن مهرگان پافشاری داشتند.

    در کتاب «تلمود»، از کتاب­های مقدس یهود هم از جشن مهرگان سخن رفته است و این نشان می‌دهد که این جشن در بسیاری از مناطق دنیای باستان برگزار می ‌شده است.

    واژگان «مهرجان»(مهرجانات) و «نیروز» که عربی شده ­ی مهرگان و نوروز است و اکنون نیز در بسیاری از کشورهای عرب زبان حاشیه ­ی خلیج فارس و برخی از کشورهای شمال آفریقا به مفهوم جشنواره (فستیوال)، کاربرد دارد و وارد زبان و قلمرو فرهنگی کشورهای مسلمان و عرب زبان گردیده است نیز، نشانه‌ی دیگری است بر فر و شکوه این دو جشن باستانی

    ویرایش توسط shapour : ۱۳۸۷/۰۷/۰۹ در ساعت ۱۹:۴۹

  18. تشکرها 2


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سفره مهرگان یا چگونه جشن مهرگان را برگزار کنیم؟





    سفره مهرگان یا چگونه جشن مهرگان را برگزار کنیم ؟

    درود دوستان گرامی

    تا همین چند سال پیش من هم پاسخ این پرسش را نمی دانستم.

    اما پاسخش ساده بود!

    خوان یا سفره ­ی مهرگانی نیز همچون سفره ­ی هفت سین نوروز و دیگر سفره ­های جشن­های ایرانی، هفت ­چینی از میوه­ها و خوراکی ­هاست همراه با شاخه ­هایی از درختان «سرو»، «مورد» و «گز» و شیرینی نان مخصوص «لورگ» که روی پارچه ‌ای ارغوانی گرد ِیک آتش ­دان چیده می­شوند.

    هفت میوه­ همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگور سفید، انجیر، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو ومیوه های فصلی و ...
    آجیل ویژه­ای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیر خشک، نخودچی و ...
    آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.
    کاسه­ای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل­های بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمه­دان، شیرینی و بوی­های خوش همچون اسفند و عود و کُندر.


    پس سفره مهرگان همانندی فراوانی به نوروز دارد. با توجه به اینکه هنگامه هر دو جشن سپندینه مهرگان و فطر 1387 ، 10 مهر است. چیدن این سفره ، چهارشنبه نیکی را برای ما به ارمغان خواهد گذاشت.

    برای دیدن پیشینه این جشن در دوره باستان و پس از اسلام و ...... به بخش زیر بروید
    http://askquran.ir/showthread.php?t=6073


    سپاس

    _________
    10 مهر ، هنگامه جشن مهرگان و فطر بر شما شادباش می گویم


    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۸۷/۰۷/۱۰ در ساعت ۰۱:۰۴ دلیل: اصلاح لغت شیرینی* با تشکر از جناب شاپور

  20. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود