جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جوانان و نوجوانان در کربلا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,087
    صلوات
    1300
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    21,159 پست
    حضور
    109 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    319

    جوانان و نوجوانان در کربلا




    جوانان و نوجوانان در کربلا



    گرچه در کارنامه حيات اجتماعي بشر، حماسه‏ هاي بسيار بزرگي در طول تاريخ به ثبت رسيده است، اما به اعتراف بسياري از صاحب‏ن ظران، هيچ يک از رخدادهاي تاريخي قابل مقايسه با حماسه عاشوراي امام حسين ‏عليه السلام نيست. در تمام حرکت‏هاي بزرگ اصلاح ‏طلبانه و انقلاب ‏هاي رهايي ‏بخش حساس‏ ترين مسئوليت‏ها بر عهده نيروهاي توانمند جوان قرار داده مي‏شود. در نهضت عاشورا نيز مهمترين و سرنوشت ‏سازترين نقش‏ها را نيروهاي جوان عهده دار بودند که طي آن هفتاد و دو تن از بهترين مردان شهيد شدند.

    امام رضا ( عليه‌السلام) به «ريان ابن شبيب‏» فرمود: «اي پسر شبيب! هجده نفر از ما بني ‏هاشم در کربلا شهيد شدند که در روي زمين نظير نداشتند. اين هجده نفر به استثناي فرمانده لايق و پيشواي عالي‏قدر خود امام حسين (عليه‌السلام) که پنجاه وهفت‏ ساله بود، همه جوان بودند؛ جوانان سي و پنج ‏ساله و کمتر تا نوجوانان دوازده ساله و ده ساله! ساير جانبازان کربلا نيز اکثرا نسل جوان بودند. در حقيقت مي‏توان گفت اکثريت فداکاران قهرمان کربلا را جوانان تشکيل مي‏دادند».[1]

    به گفته منابع، برخي از آنان سخت و برخي ديگر عادي مي‌جنگيدند و گروهي همانند عبدالله بن حسن (عليه‌السلام) با سپر كردن دست، به دفاع از امام مي‌پرداختند؛ آنان همچنان كه آگاهانه و بدون اكراه به كاروان امام پيوسته بودند، با شور و شوق و عشق و ايمان و اخلاص پا به عرصه نبرد مي‌گذاشتند.

    آن‌ها علاوه بر ايفاي نقش رزمي، در زمينه فرهنگي نيز فعال بودند و آن را مقدم بر نبرد دانسته، ابتدا به مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن و سپس در قالب رجزها و اشعار به معرفي امام (عليه‌السلام) و زدودن غبار جهل و ناداني كوفيان پرداختند.


  2. تشکرها 2


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,087
    صلوات
    1300
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    21,159 پست
    حضور
    109 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    319



    از اقدام آن‌ها در معرفي پيامبر (ص) و امامشان معلوم مي‌شود كه تبليغات سوء و هجمه فرهنگي دشمن شخصيت آن‌ها را ترور كرده و از آنان چهره‌اي غير واقعي به مردم ارائه داده است و همان تهاجم فرهنگي بوده كه زمينه تهاجم نظامي را فراهم كرده و ميزبان را با شمشير آخته به استقبال ميهمان برده است؛ چنان‌كه از موضوع قرار گرفتن دفاع و حمايت از دين و امام در تبليغ دين استفاده مي‌شود كه تصور و انديشه سپاه كوفه از حضور حسين بن علي و يارانش در ميدان نبرد دست‌يابي بر اهداف دنيوي و مادي بوده و او بر خليفه مسلمين خروج كرده است. دستگاه حكومتي يزيد هم از ابتدا بر اين امر واقف بود كه بايد حسين و يارانش را ياغي، آشوب‌گر، خارجي و خشونت‌طلب و خود را پاس‌دار صلح و امنيت و حامي دين و منافع مردم معرفي كند. از اين روست كه با گستاخي تمام، حسين (عليه‌السلام) و يارانش، سپاه كفر و يزيد و لشكريانش، سپاه اسلام خوانده مي‌شوند، چنان‌كه وقتي دستور حمله بر سپاه حسين بن علي (عليه‌السلام) صادر مي‌شود، فرياد عمربن‌سعد بلند شده و خطاب به سپاهيان يزيدبن‌معاويه مي‌گويد:
    «يا خيل الله اركبي و بالجنه ابشري»؛ اي سپاهيان خدا! بر مركب سوار شويد و به بهشت دل خوش داريد.[2]

    يزيديان را سپاه خدا دانسته، وعده بهشت مي‌دهند، ولي حسين بن علي (عليه‌السلام) را بشارت آتش و جهنم، فرياد به نام حق «يا حسين! ابشر بالنار؛ اي حسين! به آتش بشارتت باد».[3] از حلقوم ناپاك عبدالله بن حوزه به گوش رسد و اسيران دربند جهل و ناداني، همچنان ناآگاه. در چنين شرايطي براي ياران و سپاهيان حسين بن علي (عليه‌السلام) درد ناشي از نيزه و شمشير، گواراتر از جهل و ناداني مردم بود. از اين رو مسئوليت تبليغ و آگاه كردن مردم، براي آنان وظيفه و جهادي ديگر در جبهه فرهنگي به شمار مي‌آمد كه همزمان در حضور در جبهه نظامي، در آن جبهه نيز حضوري فعال داشتند و چنان كه اشاره كرديم، قبل از مقابله نظامي به مبارزه با تهاجم فرهنگي برخاسته و در آن شرايط بحراني و دشوار، در فرصت‌هايي هرچند كوتاه، با ايراد رجزهاي روشنگرانه و هدف دار خود به بيان حقايق و واقعيت‌ها پرداختند و بهانه ندانستن و نشناختن را از كوفيان گرفتند.

    هنگامي که يزيد بن معاويه شرافت و فضيلت را لگدکوب مي‏ کرد، اين جوانان فداکار مردانه قيام کردند. سيماي جواني اين جوانان پر شور و از جان گذشته تا هميشه در تاريخ رستاخيز حسيني مي‏ درخشد. آري چهره تابناک آن جوانان بود که تلؤلؤ خاص قيام تاريخي حسين (عليه‌السلام) را در دل قرن‏ها به ‏يادگار باقي نهاد.


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,087
    صلوات
    1300
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    21,159 پست
    حضور
    109 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    319



    ويژگي‏هاي جوانان کربلا


    موفقيت در انجام مسؤوليت‏هاي خطيري كه بر عهده يكايك ياران امام حسين (عليه‌السلام) در كربلا نهاده شده بود، جز از طريق آراسته بودن به فضيلت‏هاي والاي انساني و الهي امکان‏پذير نمي‏باشد. بدون شك وجود مجموعه اي از صفات و ويژگي‌هاي برجسته انساني در جوانان و نوجوانان كربلا بود كه آنان را به عنوان دلاورمردان تاريخ و اسوه همه ايثارگران بعد از خود در طول تاريخ زنده نگهداشته و جاودانه كرده است. در اينجا به برخي از ويژگي‏هاي جواناني که تا آخرين قطره خون خويش از رهبري و اهداف والاي اين نهضت دفاع کردند، اشاره مي‌شود. اميد که اين‏ نوشتار ناچيز به آشنايي بيشتر نسل جوان جامعه اسلامي با اسوه و الگوهاي جاودان نهضت عظيم عاشورا کمک نمايد.



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,087
    صلوات
    1300
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    21,159 پست
    حضور
    109 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    319



    1. ايمان راسخ:

    جوانان پاکباز عاشورا به دليل پرورش در دامان خانواده‏ هاي مؤمن و پرهيزکار، به کامل ‏ترين مراحل ايمان دست ‏يافته و در راه حاکميت احکام الهي آماده شهادت بودند.

    وقتي امام حسين (عليه‌السلام) در مسير کربلا در منزل «قصر بني مقاتل‏» به دنبال خوابي که ديده بودند، جمله «انالله و انا اليه راجعون‏» را بر زبان آوردند. «علي اکبر» جلو رفت و علت را جويا شد. حضرت فرمود: «اسب سواري جلو من در خواب ظاهر شد و گفت: اين قوم شبانگاه در حرکت است و مرگ به استقبال شان مي‏ آيد.» علي اکبر گفت: «پدرم! آيا ما بر حق نيستيم؟» حضرت فرمود: «سوگند به خدا که ما برحقيم» علي اکبر گفت: «پس ما را باکي از مرگ نيست».[4]

    بديهي است اين‏ گونه از خود گذشتگي حکايت والاي يقين و ايمان دارد. لذا وقتي علي ‏اکبر به عنوان اولين شهيد از بني‏ هاشم عازم ميدان شدند، در توصيف ويژگي‏هاي اخلاقي و کمالات بلند الهي او فرمودند: پروردگارا شاهد باش که به مبارزه اين مردم ستمگر جواني را، که شبيه ‏ترين مردم از نظر خلقت و اخلاق و گفتار به رسول تو بود، فرستاديم و ما هرگاه اشتياق ديدار پيامبرت را پيدا مي‏ کرديم به چهره او نگاه مي‏ کرديم.[5]

    در شب عاشورا نيز وقتي امام حسين ‏عليه السلام به اصحاب خود مژده شهادت در راه خدا مي‏ دادند، ناگهان حضرت قاسم، فرزند امام مجتبي ‏عليه السلام رو امام کرده فرمودند: عموجان! آيا اين فيض بزرگ شامل حال من نيز خواهد شد؟! امام حسين‏ عليه السلام در حالي‏که سخت تحت تاثير برادرزاده مهربان قرار گرفته بود، از او پرسيدند: پسرم مرگ در کام تو چه طعمي دارد؟ عرض کرد: مرگ در راه حق براي من شيرين ‏تر از عسل است! آن‏گاه امام‏ عليه السلام فرمودند: آري به خدا سوگند تو نيز يکي از کساني خواهي بود که فردا به فيض عظيم شهادت نائل مي‏ آيي. وي از شنيدن اين خبر بسيار خوشحال گشت.[6]


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,087
    صلوات
    1300
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    21,159 پست
    حضور
    109 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    319



    2. بصيرت:


    در دوران حاکميت ‏حکومت اموي، به دليل تبليغات زهرآگين عليه خاندان پيامبر صلي الله عليه وآله، تشخيص حقانيت امام حسين‏ عليه السلام کار آساني نبود و حتي بسياري از سياست مداران بزرگ تحت تاثير وضع حاکم، قيام آن حضرت را مورد انتقاد قرار مي‏ دادند و افراد به اصطلاح خيرخواه، به امام ‏عليه السلام توصيه مي‏ کردند که دست از مخالفت ‏با يزيد برداشته با او به گونه ‏اي مصالحه کنند! در چنين موقعيتي عده‏ اي از جوانان با بصيرت به ضرورت قيام امام حسين‏ عليه السلام پي برده و با تمام وجود به حمايت از او پرداختند و لحظه ‏اي در اين راه به خود ترديدي راه ندادند. امام صادق‏ عليه السلام در يک مورد وقتي به توصيف صفات و فضيلت ‏بي‏ نظير فرمانده و پرچمدار لشکريان امام حسين مي‏ پردازد، مي ‏فرمايند: خدا رحمت کند عموي ما عباس را او از بصيرت و ژرف بيني بسيار نافذ و ايمان بسيار استوار برخوردار بود. به همراه اباعبدالله به جهاد پرداخت و در نهايت هم به فيض شهادت نايل آمد.[7] در جايي ديگر، در اين باره در زيارتنامه آن حضرت مي ‏خوانيم: گواهي مي‏دهم که تو در امر دين و اعتقادات هيچ‏گونه سستي از خود نشان ندادي و از روي علم و آگاهي و بصيرت کامل به انجام وظيفه پرداختي و به شايسته‏ ترين انسان اقتدا کردي و در اين مسير به شهادت رسيدي.[8]
    آري، به برکت همين بينش ژرف و بصيرت کامل، دشمن نتوانست راه او را از امام حسين (عليه السلام) جداسازد.


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    7,087
    صلوات
    1300
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    21,159 پست
    حضور
    109 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    319



    3. وفاداري:

    در فرهنگ اسلامي وفا از نشانه ‏هاي ايمان است. پيامبراکرم‏صلي الله عليه وآله بارها تاکيد مي‏ فرمودند: هر کس به خدا و عالم آخرت ايمان آورد، بايد وفاي به عهد و پيمان را لازم بشمارد و از آن تخلف ننمايد.[9] بارزترين صفت جوانان کربلا، وفاداري آنان به امام زمانشان است. چرا در سخت‏ترين شرايط، حاضر نشدند عهدي را که با امام خود بسته بودند نقض کنند. در ميان اصحاب اباعبدالله، حضرت ابوالفضل العباس در آراستگي به اين فضيلت از جايگاه امتياز ويژه‏ اي برخوردار بودند. نام عباس بن علي ‏عليه السلام، هميشه با صفت وفا قرين است.

    در عصر تاسوعا شمر از سوي عبيدالله بن زياد، امان ‏نامه ‏اي را براي آن حضرت و برادرانش آورد. او در پاسخ به شمر فرمود: ما هرگز نيازي به امان شما نداشته ‏ايم و نداريم. براي ما امان الهي کفايت مي‏ کند خداوند بر تو و بر اماني که براي ما آورده‏اي لعنت کند. آيا شما به ما امان مي‏ دهيد، ولي فرزند رسول خدا را مورد تعرض قرار مي‏ دهيد. هرگز ما حاضر به پذيرش چنين کاري نخواهيم شد.[10]

    شب عاشورا نيز زماني که امام حسين ‏عليه السلام همه ياران خود را در خيمه جمع کردند، به آن‏ها فرمودند: هرکس با من بماند سرنوشتش شهادت است. هرکس دوست دارد که از معرکه خود را نجات دهد، هم اين که از تاريکي استفاده کرده و خود را به جاي امني برساند و از ناحيه من در اين‏باره هيچ‏گونه منعي نيست. در ضمن اين مردم با ما کار دارند نه با شما...

    چون سخنان امام حسين‏ عليه السلام به پايان رسيد، نخستين کسي که لب به سخن گشود، عباس بن علي ‏عليه السلام بود. وي خطاب به اباعبدالله فرمود: براي چه اين کار را بکنيم و تو را تنها بگذاريم آيا اين کار را به خاطر چند روز زنده ماندن انجام بدهيم، هرگز خداوند آن روز را نياورد.[11]

    با اشاره به نهايت وفاداري علمدار کربلا، امام صادق‏ عليه السلام خطاب به روح پاك حضرت عباس مي‏ فرمايند: شهادت مي ‏دهم که در برابر جانشين رسول خدا همواره تسليم بودي... هميشه به جهت‏ خدا وفادار ماندي و لحظه‏ اي از خيرخواهي بر او کوتاهي نکردي....[12]


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود