صفحه 3 از 5 نخست 12345 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهاتی در مورد قاعده الواحد

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    575 پست
    حضور
    11 روز 4 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست


    مشکلی که فلاسفه دارند این است که اراده خداوند را قدیم می دانند چرا که ذاتش مقتضی انجام فلان کار است و چون مانعی هم در کار نیست، پس باید آن کار انجام می شد. پس اراده خداوند قدیم است.

    در مورد حوادث نیز چنین می گویند که اراده قدیم الهی به این امر تعلق گرفته است که فلان حادثه در فلان موقعیت زمانی و مکانی رخ دهد؛ یعنی اراده قدیم خداوند چنان سلسله علل را تدوین کرده است که در فلان لحظه آن کار رخ دهد. بنابراین، در این مورد هم اگرچه آن فعل و خلقت، حادث است اما اراده الهی به حدوث آن، حادث نیست و قدیم است.
    دقیقا این همان قسمتی است که در پست بالا از شما سوال پرسیدم

    یعنی اگر من یک نفر را بکشم می‌توانم بگوییم اراده خدا باعث این کار شد؟(قسمت قرمز رنگ را میگویم)
    پس جناب قول سدید فلسفه دعا دیگر چیست؟ آیا باید قبول کنیم اراده خدا که قدیم است مرا طوری تنظیم کرده است که این دعا هم جزوی از همان برنامه است؟

  2. تشکرها 2


  3. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    575 پست
    حضور
    11 روز 4 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست


    در ایات قرآن تصریح شده است که خداوند هر موجودی را به بهترین شکل آفریده است: «الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ»(سجده: 7). منظور از بهترین شکل این نیست که آن موجود نقصی ندارد و یا به شرور و مشکلات گرفتار نمی شود بلکه این است که این موجود در مرتبه وجودی خودش (یعنی با عنایت به قابلیت ها و استعدادهای ممکنی که داشت) به بهترین شکل خلق شد. در واقع، یا نباید خلق می شد و یا اگر خلق شده چون در این مرتبه وجودی خاص است، با همه این محدودیت و نواقص خلق می شود.


    خب استاد گرامی این کلام شما را آیا میتوان اینطور تفسیر کرد که در این نظام سلسله مراتبی خاص این بهترین خلقت بوده است ؟ مثلا فرض کنید خدا عقل اول را طور دیگری می آفرید، در نتیجه دنیای دیگری به وجود می آمد با نظام سلسله مراتبی متفاوت.
    آیه ای هم در ادامه مطلب بعدی آورده ام که این را نشان میدهد(حداقل برای من)
    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست

    اما منظورتان از این که خداوند می توانست خلق دیگری بیافریند، احتمالا این آیه باشد که فرمود: «وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ»(زخرف: 60) و هر گاه بخواهيم به جاى شما در زمين فرشتگانى قرار مى‏دهيم كه جانشين(شما) گردند.
    منظور این آیه به تفسیر علامه طباطبائی این است که خداوند می خواهد رفع استبعاد کند نسبت به خلق موجودی همچون عیسی ع که دارای کمالات متعدد است. خداوند میخواهد بگوید اگر بخواهم انسانی همچون عیسی بیافرینم که باطنش فرشته گون باشد و دارای این کمالات باشد، می توانم بیافرینم. به نظر علامه این تفسیر با سیاق آیات سازگار است: « آيه شريفه مى‏خواهد اين استبعاد را برطرف ساخته، بفرمايد كه خداى تعالى مى‏تواند انسان را آن چنان تزكيه كند و باطنش را از لوث گناهان پاك سازد كه باطنش باطن ملائكه گردد و ظاهرش ظاهر انسان باشد و با ساير انسانها روى زمين زندگى كند. خودش از انسانى ديگر متولد شود، و انسانى ديگر از او متولد گردد، و آنچه از ملائكه به ظهور مى‏رسد از او نيز ظهور يابد» (طباطبائی، المیزان، ترجمه موسوی، ج18، ص176)
    بیشتر این آیه مد نظرم بود

    سوره واقعه آیه ۶۱, ترجمه الهی قمشه ای

    عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ
    اینکه شما را فانی کرده و خلقی دیگر مثل شما بیافرینیم و شما را به صورتی (در جهانی دیگر) که اکنون از آن بی‌خبرید برانگیزیم.

    آیا این آیه به صورت بالقوه نمی‌گوید که احسن بودن این خلقت شاید معنای دیگری داشته باشد؟



  4. تشکرها 2


  5. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    575 پست
    حضور
    11 روز 4 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست


    عرض کردم که کاری خلاف اراده خدا انجام نمی دهند چون ذاتشان به گونه ای است که که از آنها جز خیر صادر نمی شود و خداوند با علم به این امر آنها را آفرید.

    اما این فرآیند ماشینی نیست چرا که مستحضرید ماشین علم و حیات و رضایت ندارد اما این موجودات واجد این خصایص هستند.
    قوانین طبیعت که اگر جزو موجودات باشند آیا دارای علم و حیات و اینطور خصایص هستند؟

    به نظر می‌رسد اینطور نیست

  6. تشکرها 2


  7. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    575 پست
    حضور
    11 روز 4 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست
    .
    اگر قرار باشد نظر خودم را بیان کنم، اجمالا باید بگویم به نظرم اختیار به معنای امکان فعل و ترک در مورد خداوند ایرادی ندارد و منجر به این نمیشود که در خداوند حیثیت امکانی راه یابد چرا که اختیار خودش امر وجودی است که خداوند به نحو وجوبی واجدش است. تعریف اختیار به فعل ملائم با طبع از روی علم و رضایت و قدرت، کافی نیست. البته فلاسفه با چنین تعریفی از اختیار، میخواهند با بازنگری در مفهوم اختیار و اصلاح فلسفی آن، این مفهوم را بر خداوند تطبیق دهند؛ اما روشن است که در این بازنگری، معنای اصلی اختیار که همان امکان فعل و ترک است، تحویل به معنای دیگری می یابد و صرفا برخی از خصایص فعل اختیاری باقی میماند.


    استاد شما این قاعده را قبول دارید یا نه؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست

    همچنین در مورد قاعده الواحد نیز می توان چنین اشکالی را مطرح کرد که:

    فلاسفه معتقدند که حیثیت امکان و وجوب در عقل اول منشا خلق عقل دوم است و همین حیثیات عامل خلق سایر مراتب.

    اما اشکال از این قرار است اگر قرار باشد همین حیثیات اعتباری عامل کثرت و خلق کثرات باشند، در مورد خداوند که اوصاف متعددی وجود دارد، چنین منشایی برای خلق کثرات وجود دارد. آری، اوصاف الهی به یک وجود موجودند و عامل کثرت در ذات الهی نیستند اما به هر حال، ذات الهی به گونه ای است که می توان این کثرات را از آن فهمید. پس اگر کثرت اعتباری امکان و وجوب برای خلق کثرات کافی است، کثرت اوصاف الهی نیز برای خلق کثرات کافی است؛ پس لزومی ندارد که فاعلیت خداوند نسبت به مراتب پایین هستی، حتما از طریق مراتب بالاتر باشد.
    بله اتفاقا می‌خواستم بعد از شبهه های خودم، نظرات بقیه را بگوییم که شما لطف کردید گفتید
    استاد در مورد قسمت قرمز رنگ بالا بیشتر توضیح می‌دهید

    سپاس
    ویرایش توسط یوری : ۱۳۹۷/۰۷/۰۴ در ساعت ۱۱:۴۱

  8. تشکرها 2


  9. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    282
    مورد تشکر
    493 پست
    حضور
    10 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    با سلام و احترام استاد گرامی

    استاد من معنی تشریعی و تکوینی را میدانم، ولی در غالب این قاعده آن را نمی‌فهممیعنی منظورتان این است که زمانی که عقل اول خلق شد خدا از قبل طوری خلق کرده است که اتفاقات تمام عالم هستی که مرتبه پایینتری از عقل اول را دارند را به عقل اول داده است و او هم همینطور به عقل دوم و ...

    یعنی همزمان هم تورات و هم انجیل و قران خلق شده، ولی این سیستم طوری تنظیم شده است که ابتدا تورات به دست انسان برسد و بعدن انجیل و سپس قران.

    یعنی مثلن زمانی که شراب ممنوع شد، این دستور به عقل اول داده شده بود و او هم به عقل دوم و همینطور به مراتب پایین تر.
    ولی شراب همیشه ممنوع نبوده است،

    اگر امکانش کمی این مطلب رو بیشتر توضیح بدهید
    به خصوص ارتباط پیامبر با خدا از منظر این قاعده. آیا دستورات تشریعی همان ابتدا خلق شده اند؟
    سلام و عرض ادب

    اراده الهی قدیم بوده است اما متعلق اراده گاهی حادث است و در زمان خودش محقق میشود.
    مثلا نزول قرآن در قرن هفتم میلادی باید محقق می شد اگرچه خداوند از قدیم چنین اراده کرده بود که در این زمان باید این کار انجام شود.

    همانطور که عرض کردم بنده لزومی نمی بینم که اراده الهی را لزوما قدیم بدانیم و یا آن را مشمول قاعده الواحد بدانیم ...

    ویرایش توسط قول سدید : ۱۳۹۷/۰۷/۰۵ در ساعت ۰۶:۲۰

  10. تشکرها 2


  11. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    282
    مورد تشکر
    493 پست
    حضور
    10 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    دقیقا این همان قسمتی است که در پست بالا از شما سوال پرسیدم

    یعنی اگر من یک نفر را بکشم می‌توانم بگوییم اراده خدا باعث این کار شد؟(قسمت قرمز رنگ را میگویم)
    پس جناب قول سدید فلسفه دعا دیگر چیست؟ آیا باید قبول کنیم اراده خدا که قدیم است مرا طوری تنظیم کرده است که این دعا هم جزوی از همان برنامه است؟
    در این مورد توضیح میدهند که اراده خدا به این تعلق گرفته که با قدرت خودم این کار انجام میشود. این مطلب تحت عنوان الامر بین الامرین در تاپیک دیگری باید دنبال شود.

    ویرایش توسط قول سدید : ۱۳۹۷/۰۷/۰۵ در ساعت ۰۶:۲۰

  12. تشکرها 2


  13. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    282
    مورد تشکر
    493 پست
    حضور
    10 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    خب استاد گرامی این کلام شما را آیا میتوان اینطور تفسیر کرد که در این نظام سلسله مراتبی خاص این بهترین خلقت بوده است ؟ مثلا فرض کنید خدا عقل اول را طور دیگری می آفرید، در نتیجه دنیای دیگری به وجود می آمد با نظام سلسله مراتبی متفاوت.

    همانطور که عرض کردم از بهترین موجود بودن خداوند بدین نتیجه می رسند که خداوند بهترین خلقت را از خودش بروز خواهد داد چرا که به بهترین خلقت آگاه است و به ایجادش قادر است و چون خیرخواه است آن را ایجاد می کند و هیچ کسی نمی تواند مانعش بشود.

    بنابراین، نظام علّی موجود بهترین نظام خلقتی است که خداوند آفرید. بهتر از آن متصور نیست.

    البته همانطور که عرض کردم در این نظام علّی هر مرتبه ای از هستی، پایین تر از مراتب سابق است و به همین جهت، محدودیت و نقصان خاص خودش را دارد. بنابراین، بهترین بودن نظام خلقت به معنای خالی بودنش از نقصان و شرور نیست.


  14. تشکرها 2


  15. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    282
    مورد تشکر
    493 پست
    حضور
    10 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    بیشتر این آیه مد نظرم بود

    سوره واقعه آیه ۶۱, ترجمه الهی قمشه ای

    عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ
    اینکه شما را فانی کرده و خلقی دیگر مثل شما بیافرینیم و شما را به صورتی (در جهانی دیگر) که اکنون از آن بی‌خبرید برانگیزیم.

    آیا این آیه به صورت بالقوه نمی‌گوید که احسن بودن این خلقت شاید معنای دیگری داشته باشد؟

    از یک سوی میدانیم که خداوند فرموده: «الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ».

    از سوی دیگر می دانیم که خداوند فرموده: «عَلى‏ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَ نُنْشِئَكُمْ في‏ ما لا تَعْلَمُونَ» یا فرموده: «انا لقادرون عَلى‏ أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ».

    شاید این آیات را این گونه بتوان توضیح داد که خداوند از این جهت که ما را آنطور که قابلش بودیم به بهترین شکل آفرید؛ یعنی اگر خلقت ما به چند شکل متصور بوده خداوند بهترینش را برگزیده است. از این جهت، فعل خداوند احسن است و هر موجودی را به بهترین شکل ممکنش آفریده است.

    اما از سوی دیگر چون ما انسانها قادر و مختاریم و میتوانیم افعال اختیاری را انجام دهیم و سرنوشت خودمان را تعیین کنیم، گاهی چنان هویت خودمان را تعیین می کنیم که به تعبیر قرآنی از حیوانات بدتر می شویم: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ » در واقع، کسانی که نسبت به الهامات قلبی و معرفت و آگاهی بی توجهند، همچون حیواناتند بلکه بدترند؛ چرا که حیوانات نمیتوانستند واجدش شوند اما آنها میتوانستند اما نسبت به آن بی توجهی کردند. بنابراین، به مرتبه ای پست از هستی می رسیم که خداوند میفرماید میتواند ما را نابود کند و بهتر از این را خلق کند.



  16. تشکرها 2


  17. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    282
    مورد تشکر
    493 پست
    حضور
    10 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    قوانین طبیعت که اگر جزو موجودات باشند آیا دارای علم و حیات و اینطور خصایص هستند؟

    به نظر می‌رسد اینطور نیست
    منظورم از ماشینی نبودن، ناظر به سلسله عقول و مجردات بود که علم و آگاهی دارند و با رضایت فعل خود را انجام می دهند و برخلاف رضایت و اراده الهی کاری انجام نمی دهند.

    اما سایر مراتب هستی از جمله قوانین مربوط به نظام مادی و جسمانی، منظورم نبود. به باور برخی از متفکران این مراتب فاقد فاعلیت و علم و آگاهی هستند و صرفا زمینه سازند برای ایجادگری علل فاعلی حقیقی از جمله خداوند و عقول مجرد.

    البته به باور برخی از متفکران، تمامی مراتب هستی متناسب با سعه وجودی خودشان دارای علم و آگاهی هستند؛ گاهی بیشتر و عمیقتر و گاهی کمتر و ضعیفتر. به همین جهت، خداوند میفرماید «سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» و به همین جهت، در خطاب به آنها، آنها را امر و نهی می کند: «قُلْنا يا نارُ كُوني‏ بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهيمَ» «وَ قيلَ يا أَرْضُ ابْلَعي‏ ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعي‏ وَ غيضَ الْماءُ»


  18. تشکرها 2


  19. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    282
    مورد تشکر
    493 پست
    حضور
    10 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    استاد شما این قاعده را قبول دارید یا نه؟

    در این مورد هنوز به جمع بندی نهایی نرسیدم اما همین قدر میدانم که اگر قرار باشد این قاعده را بپذیریم، باز هم نیازی به سلسله عقول نیست چرا که اگر کثرت اعتباری آنها برای خلق کثرات کافی است، کثرت اوصاف الهی نیز برای خلق کثرات کافی است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    استاد در مورد قسمت قرمز رنگ بالا بیشتر توضیح می‌دهید
    به منظور انضباط در مباحث پیشنهاد می کنم که بررسی نسبت ذات و صفات را در تاپیک دیگر دنبال بفرمایید.


  20. تشکرها 2


صفحه 3 از 5 نخست 12345 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود