صفحه 22 از 22 نخست ... 212202122
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاه علم اخلاق به انسان

  1. #211

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راه های درمان
    ب)توجه به جهان آخرت
    با فراموشی آخرت انسان به زندگی دنیا و مظاهر آن دل می بندد. در برابر توجه به جهان آخرت و زندگانی ابدی سبب قطع تعلق به دنیا خواهد شد. علامه طباطبایی ذیل ایه هفتم سوره یونس می فرمایند: «با انکار قیامت و معاد همت انسان متوجه زندگی دنیایی می شود.»(1)
    پی نوشت
    1.طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج10، ص14



  2. تشکر


  3. #212

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آدمی فطرتا متمایل به بقاست. بنابراین اگر ایمان به حیات دائمی داشته باشد هم به دنیا و هم به آخرت نایل می شود ولی اگر قیامت را باور نداشته و تنها به همین زندگی محدود دنیایی معتقد باشد تمام همت فطری خود را صرف دنیا می کند و به آن دل خوش می کند.
    علامه طباطبایی می فرمایند: «اینکه انسان در ذکر و یاد آخرت و جوار خداوند رب العالمین فرو رفته مستغرق در یاد آخرت شود و تمام همت خویش را در آن متمرکز گرداند لازمه اش این است که معرفت او نسبت به خداوند کامل و تشخیص او در اعتقادات حق با صواب همراه شده باشد و در پیمودن راه عبودیت بصیرت یابد و از دل بستگی و جمود بر ظواهر دنیا و زینت های آن رهایی یابد.»(1)
    پی نوشت
    1.طباطبایی، المیزان، ج17، ص211



  4. تشکر


  5. #213

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ج) توجه به خداوند و ذکر مدام
    یکی از راه های درمان هر رذیلت اخلاقی مشغول شدن به ضد آن است مثلا کسی که دچار بخل است باید انفاق کند.
    برای درمان غفلت نیز توجه به خداوند و ذکر مدام بهترین درمان است. بدین منظور خداوند خود برنامه های عبادی واجبی را تنظیم کرده است مانند نمازهای واجب، روزه ماه رمضان، حج، و واجبات و مستحبات دیگری که انسان را به یاد خداوند متعال مشغول می کند.

    یکی از جهات عمل به شریعت و انجام وظایف دینی که به صورت پراکنده در طول روز و ایام هفته و سال تقسیم شده است فراهم کردن زمینه برای ذکر دائم خداوند است. زیرا معمولا کارهایی که زمان بندی مشخصی ندارند فراموش می شوند بنابراین برای تقویت و توجه و ذکر پایبندی به برنامه ای منظم مناسب است.
    در آیات قرآن شواهد فراوانی وجود دارد که خداوند خواهان ذکر مدام است و البته از این ذکر گاه با عنوان ذکر کثیر یاد شده است.

    علامه طباطبایی می فرمایند: نبا اینکه ذکر به فراوانی مقید شده از آن روست که هر گاه اموری ظاهر شوند که انسان را به محبت دنیای فانی بهره مندی از زینت های گول زننده آن و وسوسه های شیطانی جذب کنند ذکر خداوند روح تقوا را در انسان تجدید کند.»(1)
    علامه طباطبایی ذیل آیه 205 سوره اعراف«وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ»؛ «پس آنچه از این آیه حاصل می شود دستور به استمرار و دوام بر ذکر خداوند در نفس با حالت زاری و بیم زمانی بعد از زمان دیگر است.»(2)
    امام باقر (علیه السلام) نیز می فرماید: «محبوب ترین اعمال نزد خداوند عز و جل عملی است که بنده بر آن مداومت داشته باشد اگر چه کم باشد.»(3)
    همه موارد گفته شده و موارد مشابه دلالت دارند بر اینکه ذکر خداوند باید دائمی باشد تا انسان دچار غفلت نشود.
    پی نوشت
    1.طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج9، ص95
    2.همان، ج8، ص383
    3.کافی، ج2، ص82



  6. تشکر


  7. #214

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معاشرت با صالحان
    روشن است که معاشرت با صالحان و اهل علم و شرکت در مجالس آنها و انس با ایشان موجب بالا رفتن کمال و دانش انسان، شناخت حقایق و خروج از غفلت می شود.
    علامه طباطبایی معتقدند «علت اصلی گمراهی و غفلت دوستی و معاشرت با هواپرستان است و همچنین در برابر، معاشرت با علما و صالحان و دوستان خوب موجب هدایت خواهد بود.»(1)
    پی نوشت
    1.طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج15، ص204



  8. تشکر


  9. #215

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نتیجه
    غفلت مراتبی دارد که مخاطره آمیزترین و زیان بارترین آنها غفلت از مقام پروردگار است. غفلت از اینکه کل ما سوی الله ملک حقیقی و تکوینی خداوند است و هیچ کدام از خود هیچ گونه استقلالی ندارند و همگی در برابر خدا فقر محض و نیاز محض اند.
    نتیجه غفلت از مقام پروردگار استقلال بخشیدن به غیر اوست و در نهایت انسان رابطه عبودیت و ربوبیت بین خود و خداوند را درک نخواهد کرد و چنین انسان غفلت زده ای هرگز در مسیر کمال و سعادت و قرب الیه قرار نمی گیرد.
    و نیز توجه به خداوند ویاد معاد و آخرت و جزا و پاداش بهترین درمان غفلت است چنان که فراموشی آنها ریشه رذایل اخلاقی گناهان و انحرافات است.
    اگر انسان به حساب و جزا اعتقادی نداشته باشد یا آن را فراموش کرده باشد انگیزه ای برای ترک گناه و رعایت حدود الهی نخواهد د اشت. پس لازم است انسان به یاد معاد باشد و نیز توجه به اینکه عالم ملک حقیقی خ داوند است و هیچ یک از موجودات از جمله انسان و هیچ یک از علل و اسباب استقلالی ندارند.


  10. تشکر


  11. #216

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    می خواستم بدانم که اخلاق چه نگاهی به انسان دارد؟
    پاسخ:
    در انسان شناسی اسلامی که یکی از پایه ها و مبانی نظام اخلاق اسلامی را تشکیل می دهد شش اصل به طور خاص مورد توجه قرار گرفته است.

    1.انسان موجودی دو بعدی است. وجود انسان در جسم خلاصه نمی شود بخش اصلی وجود انسان که عنصری شریف تر و مرتبه ای والاتر دارد به نام روح از دایره جسم و جسمانیات خارج است.
    در فرهنگ اسلامی برای تعبیر از روح انسان سه واژه نفس، عقل و قلب نیز به کار گرفته شده است؛ معمولا تعداد اسم برای یک حقیقت ناشی از تعداد اعتبارات و ملاحظات است که این خود از تعدد شئون یک حقیقت ناشی می شود. حقیقت باطنی انسان را روح می نامند چون زندگی انسان به آن وابسته است و عقل می گویند چون حقایقی را درک می کند که جسم از دست یابی به آنها ناتوان است و قلب می خوانند چون با اندیشه های مختلف حالت های گوناگون می یابد و با این همه نفس انسان است یعنی خود اوست و نه غریبه ای که مهمان خانه وجودش باشد.
    از این تعدد تعبیر می توان به این نتیجه رسید که حقیقت انسان همان جنبه باطنی اوست که علم و حیات آدمی به عنوان بارزترین نمود و بالاترین مرتبه وجود تابع اوست و به عبارت روشن تر انسانیت انسان به او بستگی دارد .

    2. عمر انسان محدود به زندگی دنیا نیست دنیا دوره ای کوتاه از زندگی ماست که با مقایسه به طول عمر انسان توقف کوتاه مسافری خسته در طول راه می ماند.
    قرآن کریم در شمارش مراحل زندگی انسان به مراحلی که در این دنیا اتفاق می افتد بسنده نکرده پس از همه آنها دو مرحله دیگر شماره کرده می فرماید: « ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَٰلِكَ لَمَيِّتُونَ "ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُبْعَثُونَ (1) آن گاه پس از همه این مراحل می میرید سپس در روز قیامت برانگیخته می شوید.»

    3.انسان موجودی هدفمند است و در تمام زندگی خود هدفی والا را دنبال می کند.
    همه حکما از گذشته های دور تاکنون به رغم اختلاف در جوانب مسئله در این نکته اتفاق نظر دارند که سعادت و هدف انسان در معارف حقه و اخلاق پاکیزه منحصراست.
    این برداشت در جای خود صحیح است چون معارف حقه و اخلاق پسندیده اولا به خودی خود مطلوب انسان است و ثانیا تا ابد با انسان همراه است ولی حقیقت این است که نهایت کمال آدمی نیستند چون میوه ای شیرین تر از خود دارند.
    این دو ویژگی موجب محبت و انس به خدا می شوند و در نهایت انسان را به وادی تشبه به حضرت خالق می برند که بالاترین مرتبه سعادت انسان است.
    انسان می تواند با تهذیب و تزکیه صفت های خود را به صفت های حضرت حق نزدیک کند در محور اخلاق منظور از تشبه این است که انسان به نیکی ها آراسته شود و اعمال نیک را به دلیل نیکی و شایستگی انجام دهد.

    4.تلاش انسان در سرنوشت او موثر است.
    نظام ترقی و تکامل انسان بر مبنای حقیقت پایه گذاری شده و از هر گونه اعتبار و قرار داد منزه است. هیچ کس بدون استحقاق در مرتبه ای نمی نشیند و تا مقامی را احراز نکند از نعمت ها و مزایای آن بهره نمی برد بنابراین سعادت و شقاوت انسان به مرتبه وجودی او یعنی به میزان راهی که در مسیر کمال پیموده بستگی دارد.
    مرتبه وجودی و حقیقت شخصیت آدمی است که بهره مندی یا محرومیت از سعادت را تعیین می کند. به همین دلیل هر چیزی پیش از آنکه در آینده انسان اثرگذار باشد باید در شخصیت او تاثیر کند به عبارت دیگر راه تاثیر در سرنوشت انسان تاثیر در شخصیت اوست؛ پس هنگامی که می گوییم عمل آدمی در سرنوشت او موثر است به این معنی است که شخصیت معنوی انسان با اعمال او ساخته می شود و چون انسان نیز خود عمل ساز است بین انسان و عمل یک رابطه تعاملی برقرار است.

    5.انسان موجودی مختار است و می تواند سرنوشت خود را بسازد و تغییر دهد.
    نظام اخلاقی در صورتی معنادار خواهد بود که انسان در جریان زندگی آزاد بوده و هر کاری را با میل و اراده و اختیار خود انجام دهد. تاسیس نظام اخلاقی برای موجودی که از خود اختیاری ندارد و همه کارهای خود را تحت تاثیر عاملی دیگر به اجبار انجام می دهد کاری عبث و بیهوده است.

    6.انسان موجودی تغییر پذیر است.
    اصل دیگری که نظام اخلاقی اسلامی بر آن مبتنی است تغییرپذیری اخلاق انسان است چرا که در غیر این صورت حتی ارائه یک راهکار ساده تهذیبی عبث و غیرعاقلانه خواهد بود تا چه رسد به تدوین یک نظام اخلاقی.
    امکان تهذیب اخلاق و پیراستن نفس از رذیلت ها ی اخلاقی همواره مورد بحث و گفتگو بوده است. گروهی آن را غیرممکن شمرده و گروهی دیگر به امکان رای داده اند.

    قول صحیح آن است که اخلاق انسان به دلائل زیر قابل تغییر می باشد:

    الف:توصیه های اخلاقی بخش زیادی از تعالیم ادیان و مکتب های آسمانی و غیرآسمانی را به خود اختصاص داده است. تمامی جوامع بشری، نظامی تربیتی دارند که جاهلان را ارشاد و خلاف کاران را مجازات می کند.
    در صورتی که تغییر و اصلاح اخلاق انسان غیرممکن باشد تمام سفارش ها، اندرزها، سیاسات و عقوبت ها لغو و بیهوده است. از همه مهم تر اینکه شارع آسمانی که عقل کل و کامل است نباید تا این حد ما را به کاری بیهوده و غیرممکن ترغیب کرده باشد.
    ب: انسان قادر است حیوانات را تربیت کرده رفتار آنان را تغییر دهد مثلا سگ شکاری در اثر تربیت حرص خوردن شکار را از دست می دهد. اسب چموش به مرور زمان رام می شود و برخی حیوانات وحشی با آموزش و تربیت اهلی شده بعضی آداب را فرا می گیرند. با این حال چگونه می توان گفت انسان قابل تربیت نبوده و اخلاق انسانی تغییر پذیر نیست؟
    آیا می توان باور کرد که استعداد انسان برای ترقی از سایر حیوانات کمتر باشد
    ج:خداوند متعال از سر رحمت و عطوفت با بندگان برای پاک سازی انسان ها از پلیدی های معنوی راه های زیادی قرار داده است.
    پیامبرانی را مبعوث کرده است تا آنها را از پلیدی های عقیدتی، اخلاقی و عملی پاکیزه می کند؛ به اعمال نیک اثری بخشیده که آثار و پیامدهای بدکاری را پاک می کند.
    سلسله شفاعت را مقرر فرموده تا انسان ها به خاطر اشتباهات کوچک به ورطه هلاکت و دوری از رحمت نیفتد و توبه را تشریع کرده، آموزش داده، به صورت الزامی و با تاکید و تکرار از بندگان خواسته، به بندگان شایسته توفیق توبه داده و پذیرش آن را بر خود واجب ساخته تا بدی ها و ناپاکی ها را از ضمیر انسان ها بزداید.
    این همه جلوه های رحمت و نمودهای پاک سازی انسان را به این باور می رساند که جهان آفرینش به گونه ای سامان یافته که به سوی پاکی حرکت کند. این اعتقاد به انسان توانایی می دهد که برای اخلاق خود نظامی بسازد که پیوسته او را از پلیدی ها دور و به پاکی نزدیک کند. (2)
    پی نوشت:
    1.مومنون/15-16
    2.تهرانی،مجتبی، اخلاق الهی،سازمان اتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،تهران، ج1،صص69-132





    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ در ساعت ۱۵:۳۴


صفحه 22 از 22 نخست ... 212202122

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود